فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
125 - 146
حوزههای تخصصی:
قانون، ماهیت هنجاری دارد و الگوهای رفتاری اعضای جامعه را تعیین می کند. مشارکت در قانون گذاری از این حیث، سرمایه اجتماعی مهمی برای سهیم شدن در قدرت و برافراشتن پرچم اقتدار یک گروه در جامعه است. نظام حقوقی اسلام نیز مجموعه قواعدی است که افعال مُکلّفان را ارزش گذاری و هدایت می کند. مشارکت در قانو ن گذاری و یا تفسیر حقوق اسلامی، از ابتدای بعثت نبی اکرم، مسئله مهمی برای گروه های مختلف جامعه نوپای اسلامی بود. رقابت گروه ها و سهم خواهی گروه ها در این سرمایه اجتماعی، با شیوه های عصیان گروهی، برای تثبیت سهم اجتماعی در حاکمیت و قانون گذاری انجام می شد. گروهی از صحابه با انتقاد هدفمند برای نمایش سرمایه اجتماعی خود، تلاش می کردند تا حقّ اعمال نظر و مشارکت در شکل دهی حقوق اسلامی را برای خود تثبیت کنند. ازاین رو، تحلیل مردم شناختی زیست فقهی حقوقی صحابه در عصر نبوی ذیل مسئله روزه و ارث، از جهت رقابت در نظام تقنینی اسلام برای درک تمایزات اندیشه حقوقی آنها، مسئله این پژوهش است.دستاورد این مقاله، تمایز عاملیت های حقوقی صحابه (شهر مدینه) با مطالعه مسئله روزه و ارث در دهه اوّل هجری است. در این نوشته، با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان های متفاوت و جهان بینی و ارزش های متمایز و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی حقوقی شناسایی شدند. گروهی از صحابه، تابع محض نظام حقوقی نبوی بودند. برخی دیگر نیز درصدد احیای نظام حقوقی بدوی بودند. اندیشه فقهی گروه دوم، تلفیق ارزش های اسلامی به نفع ارزش های قومی بود. نگارندگان این مقاله، با رویکرد مردم شناسی حقوق، مسئله روزه و ارث را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی حقوقی آن دو را نشان داده اند. هر دو عاملیت نبوی و بدوی، در طول قرن اوّل به حیات خود ادامه دادند و در نهایت، ابتدای قرن دوم در صورت بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم داشتند.
بررسی وضعیت مناطق تولید و کاربرد انواع منسوجات دوره تیموری بر اساس متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
1 - 40
حوزههای تخصصی:
منسوجات در جایگاه بخشی از میراث تمدنی فرهنگ های گوناگون، متأثر از قراردادهای اجتماعی و فرهنگی هر عصر است که علاوه بر اینکه بخشی از ملزومات زندگی بشر با ویژگی زیبایی در طرح و نقش را تشکیل می دهد، از نظر اقتصادی نیز برای دولت ها ارزشمند است. در دوره تیموری علی رغم توسعه شاخص های هنری گوناگون، با کمبود شواهد عینی از منسوجات این دوره مواجهیم و اطلاعاتی در مورد مناطق تولید و کاربرد نوع دست بافته ها در دسترس نیست؛ ازاین رو به نظر می رسد که بافندگی و تولید منسوجات دوره تیموری رشد کافی نداشت. از آنجا که ماهیت تجزیه پذیر الیاف سبب سرعت تخریب منسوجات است در دسترس نبودن منابع غنی، هویت تاریخی این محصولات را مشخص نمی کند. از سوی دیگر تولید منسوجات مرغوب دوره صفوی نمی تواند یک باره به رشد ناگهانی رسیده باشد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت منسوجات دوره تیموری به بازخوانی بخشی از متون این دوره پرداخته است. گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش پژوهش توصیفی و با رویکرد تاریخی است. بر اساس آرای تاریخ نگاران و سفرنامه نویسان در دوره تیموری بافت قالی و پارچه معمول بود و الیاف ابریشم و پشم در تولید منسوجات بیشتر از کتان کاربرد داشت. منسوجات تولیدشده برای تجارت، ملزومات شاهانه، مالیات، فدیه، هدیه، سوگ و سور، اموال خزانه، پوشاک و تزئینات استفاده می شد و فراوانی کاربرد ابریشم بافته ها از پشمینه بافته ها بیشتر بود. گستردگی جغرافیایی این دوره در طراحی، تأمین مواد اولیه، تولید و صادرات شامل 17 منطقه است که تعدادی از این مناطق تا به امروز در تولید دست بافته ها فعال اند. با تأکید بر منابع نوشتاری، کارکرد بافته های دوره تیموری و جنس مرغوب ابریشمی در تناسب با تولید آن ها صورت بندی خاصی به منسوجات این دوره تاریخی می دهد که پاسخی بر تداوم سنت های بافندگی و صادرات و تجارت در این دوره است.
تحلیل مضمونی هویت در نمایشنامه مزارشریف، با رویکرد تاریخ فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
97 - 129
حوزههای تخصصی:
تاریخ فرهنگی گفتمانی میان رشته ای است که برای فهم تاریخ، خوانش فرهنگی متون هنری و ادبی را پیشنهاد می دهد؛ بر اساس این رویکرد متون ادبی می توانند داده هایی از تجربه زیسته مردم و تحولات اجتماعی را ارائه دهند. مسئله پژوهش حاضر آن است که چگونه می توان از رهگذر تحلیل مضمونی متون نمایشی، به بازنمایی مفهوم «هویت» در بستر تاریخ فرهنگی پرداخت؟ هدف این پژوهش بررسی نمایشنامهه مزارشریف نوشته محمد عارف است؛ اثری که در آن تقابل میان «انسان» و «جنگ» در افغانستان، از منظری فرهنگی و انسانی واکاوی شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون (نقد تماتیک) با الگوی براون و کلارک است. داده ها از دل گفت وگوها، کنش ها و نمادهای روایی استخراج و کدگذاری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مضمون محوری نمایشنامه «گم گشتگی هویت» در بستر جنگ، خیانت، مهاجرت و بیگانگی فرهنگی است. این مضامین در قالب شخصیت هایی چون ملامحمد و شکوه به تصویر کشیده شده اند. دریافت های پژوهش نشان می دهد نمایشنامه مزارشریف می تواند به عنوان متنی نمایشی، در تاریخ نگاری فرهنگی افغانستان و ایران مورد استفاده قرار گیرد و مقایسه آن با آثار نویسندگان افغان می تواند به واکاوی دقیق تری از تحولات هویتی منجر شود
روایت زنانه بومیان خارگ از نسبت سنت و مدرنیته در جریان توسعه صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
131 - 169
حوزههای تخصصی:
کشف و صادرات نفت در دهه های اخیر به صنعتی شدن جزیره خارگ انجامید و سبب تحمیل تحولاتی عظیم بر زندگی جامعه بومی آن شد. این پژوهش، با اذعان به نادیده گرفتن سازگاری بومیان با این دگرگونی ها و به ویژه تأثیر آن بر زنان، هدف اصلی خود را بررسی تأثیر صنعت نفت بر گذار کل جامعه بومی خارگ از سنت به مدرنیته قرار می دهد. برای دستیابی به این فهم عمیق، با رویکرد توصیفی-تحلیلی از روش تاریخ شفاهی مبتنی بر مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با هفت زن کهنسال بومی بهره گرفته شده است؛ چرا که روایت آنان به مثابه صدای فرودستان و با رهیافت وام گرفته از مطالعات جنسیتی جوآن اسکات، بینشی جامع از دگرگونی های کل جامعه را بازتاب می دهد و ابعاد پنهان این تحولات را آشکار می سازد. نتایج نشان می دهند استقرار صنعت نفت به فضای بازتر اجتماعی، تغییر در سبک زندگی (شامل غذا و پوشش) و ورود فناوری در بعد فرهنگی، و تحول بنیادین کسب وکار و افزایش ثروت اقتصادی انجامید؛ این تحقیق همچنین بر تفاوت تأثیر صنعتی شدن بر مردان و زنان و تباین وضعیت آنان در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی نیز توجهی ویژه دارد.
نظمیه و نقش آن در تامین امنیت بوشهر در دوره پهلوی اول (۱۳۲۰-۱۳۰۴ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظمیه بوشهر یکی از نهادهای جدید در دولت پهلوی اول بود که دولت وقت از این نهاد به منظور تثبیت سلطه و نفوذ خود در بوشهر بهره می برد. این پژوهش درپی آنست تا به نقش و تأثیرگذاری نظمیه بوشهر در برقراری نظم و امنیت بپردازد. پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اسناد آرشیوی و متکی بر گزارش های رسمی دولتی انجام گرفته است. گزارش های رسمی نشان می دهد که نظمیه بوشهر و رؤسای نخستین آن در سال های آغازین فعالیت با مشکلات و معضلات گوناگونی چون عدم بودجه و منابع مالی مناسب جهت تامین نیروی نظامی و همچنین ناتوانی در هماهنگی با کلانتران بوشهر و سایر ارگان های همسو در نظارت بر شهر روبه رو بودند اما به مرور با تثبیت و تعریف جایگاه نظمیه در امور انتظامی بوشهر توانستند امنیت نسبی را در بوشهر برقرار سازند. با این حال گزارش های غیر رسمی در مواردی در تعارض با گزارش های رسمی است.
تحلیلی بر وجه تسمیه و مرزهای آذربایجان باستانی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
157 - 172
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در خصوص ماهیت سرزمینی و اتنیکی آذربایجان باستانی بحث شده و ادعاهای مربوط به نام و معنای کلمه آذربایجان بحث شده است. با توجه به سوابق و رویه مرسوم در آذربایجان که اسامی اماکن عمدتاً بر پایه نام های قومی استوار است کلمه آذربایجان از آس ها مشتق شده است. در این مقاله به حدود آذربایجان تاریخی قبل از میلاد و بعد از میلاد نیز اشاراتی شده است.
بررسی سرپوش زنان کُرد، ترک و ترکمن شمال خراسان در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
23 - 61
حوزههای تخصصی:
یکی از نمادهای فرهنگی هر قومی، تن پوش آنان است که از این میان، سرپوش مشخّص ترین آن هاست. منطقه شمال خراسان به علّت سکونت اقوام گوناگون کُرد، ترک و ترکمن از تنوّع فرهنگی خاصی برخوردار است. این تنوع در پوشش مردان و زنان منطقه اثر گذاشته و نمود یافته است. مقاله حاضر با توجّه به گوناگونی اقوامِ منطقه و اهمیّت آن ، درصدد مطالعه، مقایسه و بررسی وجوه اشتراک و افتراق سرپوش زنان کُرد، ترک و ترکمن است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با استفاده از شیوه گردآوری کتابخانه ای است. در صورت لزوم به مشاهده پرداخته و با افراد آگاه در زمینه پوشاک، مصاحبه انجام شده است. نتیجه بررسی کتاب ها، پژوهش ها و مصاحبه های شفاهی، نشانگر تنوّعِ سرپوش زنان اقوام گوناگون در شمال خراسان با نام های خاص محلی است. هر سه قوم معمولاً از شال و عرقچین با طرح های منقّش و رنگ های شاد، به ویژه رنگ قرمز استفاده می کنند. برخی از سرپوش ها همچون دیکلیجک (تبرلیک) بیشتر توسط ترکمن ها به کار می رود و یا لیچک را یک طایفه از کُردها می پوشند. پژوهش همچنین مشخص کرد در سال های اخیر با توجه به ارتباط بیشتر میان اقوام و تبادل فرهنگ ها شباهت بیشتری در سرپوش اقوام دیده می شود و تفاوت بین سرپوش ها بیشتر از نظر نوع تزئین و نام آن هاست.
تبیین جایگاه تک نگاره های مکتب قزوین در نقّاشی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
447 - 467
حوزههای تخصصی:
تک نگاره ها نوعی از نگارگری نقاشی ایرانی در قرن دهم هجری است. طراحی در این سبک اغلب با تمرکز بر یک شخص یا چند شخص و یا ترکیب حیوان با شخص با هدف ترسیم ویژگی های شخصی، ظاهر جسمانی و حتّی خصلت های مختص به آن فرد، صورت می گیرد. در قزوین دوره صفوی، شاهد تغییر در ترسیم تک پیکره نگاره ها هستیم که باعث ایجاد نگرش واقع-گرایانه به آن شده است. طبقِ اسناد به جا مانده از این عصر، شیوه ای جدید و ابداعی مکتب قزوین سهم بسزایی در ایجاد تحول در نقاشی ایرانی دارد. به همین منظور مقاله پیش رو به شیوه توصیفی- تحلیلی و با مشاهده آثار و اسناد و تحلیل محتوایی آن ها درصددِ تبیین تک پیکره ها و تک نگاری مکتب قزوین در دوره صفوی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هنرمندان در ساختار و شاخص فرآیند تولید آثار هنری در فرم ظاهری، پرداخت به مضامین و موضوعات و سبک هنری نقاشان تک نگاره ها به صورت عام یا خاص در مکتب قزوین تحولی به وجود آوردند و همین عوامل در نقاشی ایرانی جایگاه خاصی را شکل داده و بعدها در بخارا، شیراز، ترکیه، هند و اصفهان تاثیرگذار می شود.
پژوهشی در معادل های ترکی فرهنگ عربی به فارسی مُصرَّحَهُالأَسماء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۱) ویژه نامه مطالعات آسیای صغیر
52 - 71
حوزههای تخصصی:
مُصرَّحَهُالأَسماء فرهنگی عربی به فارسی است که به قلم لطف اللّه بن ابی یوسف حلیمی، لغت شناس عثمانی تبار قرن نهم هجری، در سرزمین عثمانی تألیف شده است. این کتاب، باوجود آن که عموماً فرهنگ دوزبانه عربی فارسی شناخته می شود، معادل های ی ترکی در برخی از مدخل ها دارد که به نظر می رسد در مطالعات لغت شناختی در حوزه زبان ترکی کهن به ویژه ترکی عثمانی شایان توجه باشد. پژوهش حاضر حاصل تحقیق و بررسی معادل های ترکی این فرهنگ است که در هشت جنبه شیوه درج و ترتیب معادل ها، شمار و تعدّد برابرنهادها، زبان مبدأ لغات ترکی، شیوه ترجمه، چندگانگی املایی و تلفّظی، صورت های مشکول، واژه های دخیل و بررسی موضوعی واژه ها ارائه گردیده است.
صدور فتاوی جهادی ترکان عثمانی و بازخورد آن در جهان اسلام در جنگ جهانی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
۱۴۶-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
با آغاز جنگ جهانی اول، ترکان عثمانی با کمک آلمان ها، ایده جهاد بزرگ اسلامی را علیه متفقین مطرح کردند تا روس ها و انگلیسی ها را در جبهه های مختلف تحت فشار قرار دهند. هدف این بود با شعارهای اسلام گرایانه، از ظرفیت جنبش های اسلامی ضد استعماری، بهره برداری شود و منافع متفقین مورد تهدید قرار گیرد. این مقاله تلاش دارد با استفاده از منابع ترکی عثمانی و آرشیو نخست وزیری عثمانی، روند صدور فتاوی جهادی عثمانی علیه متفقین و تاثیر آن بر مشارکت سیاسی و نظامی مسلمانان جهان را واکاوی کند. یافته های تحقیق نشان می دهد در نتیجه صدور پنج فتوا، تنش میان مردم کشورهای مسلمان و متفقین به خصوص در منطقه قفقاز بالا گرفت و چندین قیام محلی در آذربایجان و شمال آفریقا علیه متفقین شکل گرفت. اما اعلامیه جهاد، تمام انتظارات ترکان را عملی نکرد. این طرح با تبلیغات گسترده همراه بود و تاثیر معنوی زیادی در جوامع اسلامی بر جای گذاشت اما به دستاورد چشمگیر میدانی منتهی نشد. زیرا عثمانی از پشتوانه سیاسی، مالی و نظامی قدرتمندی برای پیشبرد جهاد اکبر برخوردار نبود و واقعیت سرزمینی و شکل گیری جنبش های ملی گرایانه عربی، تا حد زیادی بر شعارهای اتحاد اسلامی ترکان سایه افکنده بود. همچنین اکثر حکومت های اسلامی با درگیر کردن کشورشان برای حفظ منافع عثمانی مخالف بودند و جنگ جهانی را فرصتی برای پایان قرن ها قدرت نمایی ترکان عثمانی در مرزهای خود تحلیل می کردند.
بررسی علت نام گذاری مرو به شاهیگان و فعالیت ضرابخانۀ آن در دورۀ ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد تاریخی و سکه شناختی نشان می دهد استان مرو از اوایل دوره ساسانیان مورد توجه اردشیر بابکان و جانشینانش (651-224م)، بود. مرو نخستین شهریست که نام آن بر پشت سکه ها درج می شود در حالیکه درج نام ضرابخانه بر پشت سکه های ساسانی در میان شاهان اولیه معمول نبوده است و این بیانگر اهمیت مرو از دیدگاه سیاسی و اقتصادی بوده است. اما مساله ما پیرامون مرو، لقب قابل توجه آن یعنی شاهیگان است. چرا در میان آن همه شهرهای مهم مرزی تنها مرو صاحب چنین لقبی بوده است؟ و چه ارتباطی بین لقب شاهیگان و ضرب های زرین اولیه برای مرو وجود دارد، پس از بررسی یک متن مانوی و برخی از متون اسلامی سده سوم و چهارم هجری این نتیجه به دست آمد که واژه ی شاهیگان šāhīgān به معنی کاخ شاهنشاه می باشد که محل اسکان شاهنشاه ایران بوده است. از این رو وجود قصری در طراز پایتخت که ذیل یک استان شاهی بوده در حکم پایتخت شرقی عمل می کرد اکنون روشن می نماید که چرا مرو در اوایل عصر ساسانی به ضرب مسکوکات طلا پرداخته است در این مقاله به اهمیت مرو، لقب شاهیگان، ضرابخانه ی مرو، و به ارتباط میان این لقب مهم با ضرب های طلای اولیه می پردازیم .
دو بستر و یک رویا، مقایسه رویکرد سنت فرهنگی اسلامی و مسیحی در قبال معلولین
حوزههای تخصصی:
دین اسلام و مسیحیت به افراد ناتوان ذهنی و جسمی اهمیت داده اند اما در سنت اسلامی به ویژه در قرون اولیه اسلامی مانند مسیحیت مجامع خاص مذهبی برای نگهداری از معلولین شکل نگرفت. در دین مسیحیت از ابتدای پیدایش نگاه ویژه ای به معلولین و مراقبت از آنها در کنار نگهداری از بیماران وجود داشت و به تدریج به عنوان خویش کاری نهاد مذهب به ویژه دیرهای راهبان درآمد. در این اسلام این مسئله در سنت اسلامی وجود نداشت که مراکز دینی نگهداری از معلولین و بیماران را تقبل کنند هر چند نهاد دین با افراد ناتوان در ارتباط بود. بر این اساس سوال اصلی این پژوهش از این قرار است که چه عاملی باعث رویکرد متفاوت این ادیان به معلولین بود؟ برای پاسخ به این سوال از مطالعه تطبیقی در متون متقدم و بنیادین اسلامی و مسیحی استفاده شده است و برای تحلیل تفاوت ها به زمینه های اجتماعی پیدایش دو دین رجوع شده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در سنت یونانی - رومی به دلیل از میان بردن معلولین در سنین طفولیت، آیین مسیحیت تلاش نمود تا با سنت کافر کیشی پیشین مقابله نموده و ضمن تعریف مراقبت از ناتوانان به عنوان حسن اخلاقی به تدریج مراقبت از معلولین را به عنوان خویشکاری نهاد مذهبی در نظر گرفت. اما در زمینه پیدایش اسلام و نوع نگاه اسلامی، چهره ای منفور از معلولین در اذهان نبود و از این رو دستورات صریحی برای حمایت از آنها صادر نشد. این تفاوت زمینه باعث تفاوت های کنشی در سنت این ادیان شد اما در نوع نگاه به معلولین هر دو دین به یک اندازه به عنوان آفریدگان خدا به معلولین احترام میگذاشتند.
قانون کار یا آیین نامه ای دولتی؛ تحلیلی در باب زمینه های تنظیم و تصویب نظامنامه کارخانجات و مؤسسات صنعتی: 1309- 1315 ه.ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامع ترین مقرراتی که در حدفاصل سال های 1304 تا 1320 برای تنظیم روابط کار در ایران به تصویب رسید، نظامنامه کارخانجات و مؤسسات صنعتی در سال 1315 بود. تا سال 1309، قوانین و مقررات دولت در حوزه کار و تأمین اجتماعی، فقط کارمندان دولت را شامل می شد. در حدفاصل سال های 1309 تا 1315 نیز، تنها کارگران شاغل در طرح های راه سازی و راه آهن و برخی کارگران تابع اداره کل صناعت و فلاحت، مشمول مقررات حداقلی در زمینه دریافت غرامت برای جبران حوادث ناشی از کار، در قالب صندوق های احتیاط شدند؛ اما با تصویب نظامنامه کارخانجات در سال 1315، تمام کارگران شاغل در کشور مشمول این مقررات شدند که در مؤسساتی با بیش از ده نفر کارگر مشغول به کار بودند . نوشته حاضر، با استفاده از روش باز ترکیب گری و با بهره بردن از اسناد منتشر نشده آرشیوی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه زمینه هایی موجب تصویب نظامنامه مؤسسات و کارخانجات صنعتی در سال 1315 شد؟ مدعای ما در نوشته حاضر این است که تلفیق دو تجربه مهم دولت در این دوره، زمینه را برای تدوین و تصویب نظامنامه کارخانجات فراهم کرد. نخست، نظامنامه کارخانجات تلاشی برای به سامان کردن روابط کاری در این دوره، در قالب سازوکار صندوق های احتیاط ادارات طرق بود که بر اساس آن تمام هزینه خدمات اجتماعی بر دوش عملجات قرار می گرفت و کارفرمایان و دولت جز در مواردی بسیار کلی، از هرگونه مسئولیتی مبرا بودند و دیگری تجربه بلدیه ها در تنظیم امور صحی و بهداشتی مناطق شهری بود که در آن با هماهنگی مدیران کارخانجات، شرایط بهداشتی چنین محیط هایی، تنظیم می شد. بر این اساس، هدف مقاله حاضر زمینه یابی تصویب نظامنامه ای است که تا سال 1320 به مبنای ارائه خدمات اجتماعی به گروه های مختلف عملجات ایرانی بود.
بررسی اقتصاد شوشتر در دوره پهلوی اول: با تأکید بر صنعت و کشاورزی (1304-1320ش/1925-1941م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
6 - 30
حوزههای تخصصی:
شوشتر همواره یکی از مهم ترین مراکز کشاورزی و تجاری خوزستان و بیش از 13 قرن مرکز ایالت خوزستان بود؛ ولی در دوره پهلوی اول، به دلیل انتقال مرکزیت خوزستان از شوشتر به اهواز و دَرپیِ آن ازدست رفتن موقعیت سیاسی اش، روند نزولی پیدا کرد و زمینه انحطاط اقتصادی اش فراهم شد. افزون براین بروز بحران هایی در کشاورزی و صنعت شوشتر سبب شد تا اقتصاد این شهر رشد نکند.هدف: بررسی وضعیت اقتصادی شوشتر در دوره پهلوی اول با تأکید بر بخش صنعت و کشاورزی و تحلیل عوامل رشدنکردن دو بخش مذکور.روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتاب خانه ای، اسناد و مدارک آرشیوی و مصاحبه انجام شده است.یافته ها و نتایج پژوهش: عوامل گوناگون داخلی نظیر نبود سرمایه گذاری مناسب در کشاورزی شوشتر، وقوع بلایای طبیعی، و صنعتی نشدن سبب شد تا اقتصاد شوشتر درزمینه کشاورزی رشد نکند. ازجمله موانع رشد صنعت شوشتر در دوره پهلوی اول هم، عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود.
جایگاه سید علی اکبر بحرینی در سپهر سیاسی ایران دوران مظفر الدین شاه قاجار(ح:1313-1324 ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
132 - 154
حوزههای تخصصی:
سلاطین قاجاری از جمله حکمرانان ایران بودند که با برقراری ارتباطات نزدیک با علما و وعاظ دین، سعی در کسب هرچه بیشتر مشروعیت مردمی و مقبولیت عمومی داشتند. بررسی زندگی و احوال شاهان قاجار نشان می دهد که هر یک از آن ها به نوبه خود با یک یا چند تن از عالمان یا وعاظ زمان خویش ارتباط نزدیکی داشتند. مظفرالدین شاه (ح: ۱۳۱۳-۱۳۲۴ ق.) نیز از این قاعده مستثنی نبود و به سید علی اکبر بحرینی بسیار علاقه و بلکه ارادت داشت. این ارتباط، ضمن دلالت بر توجه شاه به مذهب و ظواهر آن، زمینه تأثیرگذاری سید را نیز در سپهر سیاسی ایران آن روز فراهم می آورد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی این موضوع است که آیا با مطالعه زندگی سید علی اکبر بحرینی می توان به نقش پیدا و ناپیدای افرادی با شهرت کمتر اما مؤثر در تصمیم سازی های عهد مظفری دست یافت. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی و با هدف بازشناسی و واکاوی یکی از عناصر مؤثر، و در عین حال کمتر مورد توجه قرار گرفته، در دربار مظفری، به گزارش برخی از نمونه ها به تأثیر او در سیاست ورزی آن دوران می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحرینی، با وجود اینکه از افراد مشهور آن زمان نبود، اما با گذشت زمان و نزدیکی به شاه و نیز رجال دربار، از جمله صدراعظم، موفق شد نفوذ کلام و در نتیجه قدرت اقتصادی فراوانی برای خود به دست آورد.
تاملی در روایت تاریخی بابایی ابن لطف یهودی بر افول قدرت محمدبیگ (وزیر شاه عباس دوم صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
85 - 103
حوزههای تخصصی:
وزارت به عنوان یکی از مهم ترین ارکان دیوانسالاری ایران در عصر صفویه از زمان شاه عباس اول و مقابله شاه با جریان های مخالف درون حکومتی قدرت بیشتری گرفت. محمد بیگ وزیر اعظم شاه عباس دوم ،یک ارمنی مسلمان بود که از سال ( 1064 تا 1071ق) این مقام را بر عهده داشت.کتاب بابایی بن لطف از منابع یهودی دوره صفویه است که دلیل برکناری محمد بیگ را تعصبات دینی و عدم تسامح وزیر نسبت به یهودیان می داند و بالحنی اغراق آمیز و حماسه گونه از افول این وزیر سخن می گوید. برخی از منابع دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند. اما به نظر می رسد که خود شاه علاقه چندانی به این رویکرد نداشته ، بلکه اقدامات خودسرانه و عاری از مصلحت اندیشی محمدبیگ باعث سقوط وی در دوره سلطنت شاه عباس دوم شد. مقاله با روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای مطالعه تطبیقی منابع تاریخی دوره صفویه، عملکرد محمدبیگ در دوران وزارتش از یک سو و نگرش منابع دوره صفوی به موازات منبع یهودی فوق را مورد بررسی قرار می دهد. مقاله به طرح این سوال پرداخته که عوامل افول قدرت محمد بیگ از وزارت شاه عباس دوم چیست ؟ فرض اصلی پژوهش آن است که براساس دیدگاه این منبع یهودی که بیشتر منابع غیرفارسی دوره صفویه نیز متاثر از این دیدگاه هستند تدابیر متعصبانه دینی محمدبیگ در آزار یهودیان ، عامل افول قدرت وی بوده. اما به نظر می رسد اعتماد و آزادی عمل فراوان شاه عباس دوم به محمد بیگ در اداره امور مملکت و اقدامات اقتدارگرایانه محمدبیگ علیه رقبای سیاسی ،زمینه های افول و برکناری او را از وزارت فراهم نمود.
بررسی و تحلیل سنگ مزارهای گورستان هفت مرقدان روستای باغچه بهی شهرستان بوکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
91 - 113
حوزههای تخصصی:
سنگ مزارهای تاریخی، یافته های ارزشمندی در مطالعات باستان شناختی هستند که بر اساس آن ها می توان به جنبه های مختلف جوامع گذشته پی برد. تاکنون هیچ بررسی باستان شناختی هدفمندی که به شناسایی و مطالعه منجسم گورستان هفت مرقدان بپردازد، انجام نشده است. بنابراین، مطالعه این گورستان می تواند نشان دهد که روستای باغچه بهی در شهرستان بوکان از اواسط دوره قاجاریه به بعد اهمیت درخور توجهی یافته است. فرض بر آن است که با اتکاء به سنگ مزارهای گورستان باغچه بهی می توان به اعتقادات و آداب و رسوم مردم منطقه و همچنین علت ایجاد آرایه های مختلف بر روی سنگ مزارها توسط هنرمندان حجار پی برد. این سنگ مزارها به عنوان نمونه ای از یک جامعه آماری، از لحاظ زمانی و ریخت شناسی قابل مقایسه با دیگر سنگ مزارهای کُردستان مُکریان هستند. هدف نوشتار حاضر، مطالعه و ارزیابی موضوع و دستیابی به نتایج مطلوب در راستای پاسخ دهی به این سؤالات است: مطالعه کتیبه های ادبی، نقشمایه های غنی و فرم سنگ مزارهای گورستان هفت مرقدان از لحاظ تنوع و کیفیت آثار، کدام نتایج مهم فرهنگی و اجتماعی عصر خویش را بازگو می کنند؟ افراد شاخص به خاک سپرده شده در این گورستان چه کسانی بوده اند و در تاریخ منطقه بهی و مُکریان چه نقشی داشته اند؟ نتایج مطالعات میدانی و کتابخانه ای نشان می دهد که سنگ مزارهای هفت مرقدان بیانگر علایق، اعتقادات و در واقع نمودی از فرهنگ جامعه مُکریان در دوره قاجار و پهلوی است. همچنین، با تأکید بر سنگ مزارها و شواهد نوشتاری روستای باغچه بهی و مناطق اطراف آن، که بعدها به منطقه فیض الله بیگی شهرت یافت، می توان دریافت که از دوره محمدشاه قاجار از اهمیت سیاسی و مذهبی قابل توجهی در سطح مُکریان برخوردار بوده است.
بررسی یک نام حذف شده از ستون «چرندپرند» (تحلیل برخورد ستون چرندپرند صور اسرافیل با شیخ فضل الله نوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
223 - 246
حوزههای تخصصی:
ستون «چرندپرند» در شماره سوم نشریه «صوراسرافیل» درباره عالمی است که از سویی شایعه قطع پایش منتشر شده و از سوی دیگر، از برخی مخالفان مشروطه پول گرفته، اما این نام در آن ستون حذف شده است. این پژوهش بر مبنای این سؤال شکل گرفته که چرا در متنی از «چرندپرند»، یک نام دچار ممیزی شده است؟ صاحب آن نام کیست و چرا از بیان نامش خودداری شده است و از همه مهم تر اینکه حذف این نام، چه نکات تاریخی ای از آن دوران پرتلاطم بیان می کند. این پژوهش با روش تحلیل محتوا بر روی متون «چرندپرند» و تحلیل آن بر مبنای دیگر متون و اسناد آن دوران، این فرضیه را بررسی می کند که این نامِ حذف شده، نام شیخ فضل الله نوری است و می توان این حذف را براساس روند فاصله گیری مشروطه خواهان و شیخ تحلیل کرد. بر مبنای یافته های این پژوهش می توان گفت که فرض پژوهش درست است. مقایسه این متن با سایر متون «چرندپرند» درباره شیخ، نشان می دهد که تا پیش از همراهی او با تحصنِ مخالفان مشروطه در حرم عبدالعظیم، از طرفی مشروطه طلبان علی رغم اختلاف ها، هنوز حرمتی برای شیخ قائل بودند و از طرف دیگر، شیخ نیز تمایل داشت با خانه نشینی، از رویارویی بیشتر با مشروطه طلبان پرهیز کند، اما حوادث به گونه ای شکل گرفت که او مجبور به حضور در اجتماع و مخالفت رسمی و علنی با مشروطه شد و پس از آن چیزی از حرمت و اعتبار او نزد مشروطه طلبان باقی نماند؛ وضعیتی که نهایتاً به دشمنی ریشه داری تبدیل شد که مقدمه اعدام شیخ بود.
«دبیر سپاه» در دیوان سالاری شاهنشاهی ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روزگار ساسانیان، «دیوان سپاه» (در منابع عربی و فارسی: «دیوان الجُند»/ «دیوان الجیش»/ «دیوان المقاتله» یا «دیوان عرضِ سپاه») که با جنگ و رزم آوری و پاسداری از مرزهای کشور پیوند داشت، یکی از ارجمندترین دیوان های شاهنشاهی بود. پاره ای از دبیران کارآزموده این دیوان که «دبیر سپاه» (در منابع عربی: کاتب الجُند/ کاتب الجیش) نامیده می شدند، در لشکرکشی ها با سپاهیان همراه می شده اند و چنان یک رویدادنگار/ تاریخ نگار، چندوچون نبردها و کارهای جنگاوران و فرمانده سپاه در رویارویی با سپاه دشمن، فهرست غنائم جنگی و نیز شمار کشته شدگان در جنگ را می نوشته اند و به پادشاه گزارش می داده اند. این دبیران که در هنگامه نبرد، نامه نگاری های فرمانده سپاه با پادشاه یا دیگران را انجام می دادند، البته نماینده و چشم و گوش ویژه پادشاه در سپاه نیز بودند و با وجود آن ها سپاهیان و فرماندهان، کمتر می توانستند به کارهای پنهانی و نافرمانی از پادشاه دست بزنند. در این جستار، به اهمیت «دبیر سپاه» در دیوان سالاری ساسانیان و نیز خویشکاری او در جنگ ها چنان «چشم و گوش» پادشاه و یک رویدادنگار/ تاریخ نگار در سپاه، خواهیم پرداخت.
شکل گیری، توسعه و اضمحلال شهر تاریخی دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۱۸۷-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
«دهدشت» یکی از شاخص ترین شهر های تاریخی جنوب غرب ایران است که در دوره شکوفایی خود، مرکز ناحیه ای به حساب می آمد که از دوره ساسانی و بعد از آن با نام های «بلادشاپور» و «کهگیلویه» از اهمیت به سزایی برخوردار بود. این شهر جزو معدود شهر های تاریخی ایران است که با وجود تحولات تاریخی متعدد، هنوز می توان آن را سالم ترین شهر تاریخی با معماری سنگی کشور دانست. دهدشت در دوران شکوفایی خود، دارای تمام مؤلفه های یک شهر، شامل: ارگ حکومتی، برج و بارو، مسجد جامع، مدرسه، کاروانسرا، حمام، بازار، میدان و سایر بنا های عام المنفعه و بیش از هزار درب خانه مسکونی بوده است. هدف از پژوهش پیشِ رو، درک و تبیین تاریخ و چگونگی شکل گیری، توسعه و زوال این شهر ارزشمند تاریخی است. در این پژوهش که به روش تاریخی- تحلیلی انجام گرفت، تلاش بر آن بود تا با مقایسه نتایج مطالعات میدانی، مواد فرهنگی (سکه، معماری، یافته های سفالی، کتیبه و نوشته های سنگ قبر ها) و داده های اسنادی (منابع مکتوب) به این پرسش پاسخ گفته شود که، سیر تاریخی و نحوه شکل گیری، توسعه و اضمحلال شهر تاریخی دهدشت چگونه بوده است؟ نتایج به دست آمده، حکایت از روند رو به رشد دهدشت از سده های میانه اسلامی و اوج ترقی و شکوفایی آن در دوره صفویه و زوال تدریجی شهر پس از این دوره دارد. نتایج مطالعات میدانی هم چنین مشخص ساخت که احتمالاً استقرار اولیه شهر ابتدا در محله ای که امروزه «محله رواق» نام دارد، شکل گرفته و بعداً در دوره صفوی تمرکز و رونق شهر در بخش شرقی (اصلی) بیشتر می شود و بخش غربی آن (محله رواق) از رونق اولیه خود می افتد. امروزه شهر تاریخی دهدشت باوجود وسعت و عظمت بقایای معماری آن، خالی از سکنه و متروک باقی مانده است.