مطالب مرتبط با کلیدواژه

محمد عارف


۱.

مجمع الفضلا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تذکره تذکره نویسی در هند مجمع الفضلا محمد عارف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۲ تعداد دانلود : ۷۸۴
نوشتن تذکرة شعرا در حوزة رواج و گسترش زبان فارسی، بیش از همه در فرارودان و هند، سابقه و روایی دارد. پس از تألیف لباب الالباب، وقفة طولانی در نوشتن تذکره روی داد و در قرن نهم فقط تذکرة الشعرای دولتشاه نوشته شد، اما از اواخر قرن دهم تذکره نویسی به ویژه در هند رونق گرفت؛ در آنجا به دلیل وجود حکومت های ایرانی، محیط مناسبی برای حضور شاعران و نویسندگان فارسی زبان فراهم آمده بود. یکی از تذکره های مهم که در این دوره تألیف یافت، مجمع الفضلای محمد عارف بخارایی است که متأسفانه تاکنون تحقیق بایسته ای دربارة احوال مؤلف و کتابش انجام نگرفته است و اکثر محققان صرفاً به نقل سخنان عبدالحی حبیبی و علیرضا نقوی پرداخته اند و چیزی بر آنها نیفزوده اند. یکی از دلایل گمنامی مجمع الفضلا و مؤلفش، کمیابی نسخه های آن است. از این تذکره تنها دو نسخة شناخته شده وجود دارد؛ یکی در دانشگاه پنجاب لاهور و دیگری در دانشگاه تهران. در این مقاله کوشش می شود تا ضمن تحلیل و نقد تحقیقات پیشین دربارة تذکرة مجمع الفضلا، این تذکره بر اساس نسخة موجود در دانشگاه تهران، بررسی و معرفی شود.
۲.

تحلیل مضمونی هویت در نمایشنامه مزارشریف، با رویکرد تاریخ فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مزارشریف تحلیل مضمونی تاریخ فرهنگی هویت محمد عارف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
تاریخ فرهنگی گفتمانی میان رشته ای است که برای فهم تاریخ، خوانش فرهنگی متون هنری و ادبی را پیشنهاد می دهد؛ بر اساس این رویکرد متون ادبی می توانند داده هایی از تجربه زیسته مردم و تحولات اجتماعی را ارائه دهند. مسئله پژوهش حاضر آن است که چگونه می توان از رهگذر تحلیل مضمونی متون نمایشی، به بازنمایی مفهوم «هویت» در بستر تاریخ فرهنگی پرداخت؟ هدف این پژوهش بررسی نمایشنامهه مزارشریف نوشته محمد عارف است؛ اثری که در آن تقابل میان «انسان» و «جنگ» در افغانستان، از منظری فرهنگی و انسانی واکاوی شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون (نقد تماتیک) با الگوی براون و کلارک است. داده ها از دل گفت وگوها، کنش ها و نمادهای روایی استخراج و کدگذاری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مضمون محوری نمایشنامه «گم گشتگی هویت» در بستر جنگ، خیانت، مهاجرت و بیگانگی فرهنگی است. این مضامین در قالب شخصیت هایی چون ملامحمد و شکوه به تصویر کشیده شده اند. دریافت های پژوهش نشان می دهد نمایشنامه مزارشریف می تواند به عنوان متنی نمایشی، در تاریخ نگاری فرهنگی افغانستان و ایران مورد استفاده قرار گیرد و مقایسه آن با آثار نویسندگان افغان می تواند به واکاوی دقیق تری از تحولات هویتی منجر شود