فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۰۱ تا ۵٬۵۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
آموزش پژوهی دوره هشتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
24 - 38
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش زیست شناسی با پیچیدگیهای زیادی از جمله افزایش بالقوه حجم اطلاعات در محیطهای آموزشی همراه است که نیازمند اتخاذ راه کارهای جدید با استفاده از روش های آموزشی مناسب می باشد. این مطالعه با هدف بررسی قابلیت اجرا و استفاده از الگوی یادسپاری در تدریس مباحث زیست شناسی انجام شده است. بدین منظور موضوعاتی از مباحث زیست شناسی انتخاب و روش هایی برای اجرای این الگو در آموزش درس زیست شناسی بیان شده است. جامعه آم اری مش تمل ب ر تم ام کتابه ای زیست شناسی در مقطع متوسطه دوم در رشته علوم تجربی می باشد. روش تحقی ق در ای ن پژوه ش توصیف ی اس ت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که محتوی آموزشی کتاب های زیست شناسی قابلیت تبدیل به الگوی یادسپاری را دارد و با توجه به خلاقیت معلم، آموزش زیست شناسی به روش الگوی یادسپاری می تواند با روش های مختلف انجام شود. مهم ترین کار کرد الگوی یادسپاری این است که می تواند با ارتباطی که بین اطلاعات جدید و اطلاعات قدیم برقرار می شود زمینه تشکیل حلقه های مغزی را فراهم کرده و به یاد سپاری مطالب جدید را تسهیل می کند و این رخ نمی دهد مگر با تحریک خلاقیت معلم یا دانش آموز یا هر دو آنها.
طراحی مدل اشتغال پذیری فارغ التحصیلان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اشتغال پذیری فارغ التحصیلان دانشگاهی است. به این منظور از پژوهش کیفی، روش داده بنیاد و مصاحبه های عمیق استفاده شد. جامعه پژوهشی، اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز بودند و با استفاده از نمونه گیری نظری 15 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. متن مصاحبه پس از پیاده سازی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. مؤلفه های شناسایی شده از نتایج تحلیل داده ها در قالب مدل پارادایمی عبارت اند از: شرایط علی (دانشجو، استاد، برنامه درسی و عوامل آموزشی)، پدیده محوری (مهارت ها)، بستر حاکم (سیاست های آموزش عالی، سیاست های دولت، فلسفه دانشگاه، عوامل سازمانی و فراسازمانی، عوامل سیاسی، اقتصادی، مدیریتی و قوانین و مقررات)، شرایط مداخله گر (عوامل اجتماعی- فرهنگی)، راهبردها (بهبود کیفیت عملکرد دانشگاه، ارتقای سطح تعاملات، ارتقای جایگاه بین المللی دانشگاه، بهبود فعالیت های آموزشی و ارتقای وضعیت آموزشی)، پیامد (اشتغال پذیری و نتایج حاصل از آن در سه سطح فرد، سازمان و اجتماع) است. در کدگذاری گزینشی شکل گیری اشتغال پذیری به عنوان هسته و مرکز بحث مطرح و براساس آن نظریه اشتغال پذیری ارائه شد. مهم ترین وجه شباهت الگوی طراحی شده مربوط به طبقه های مهارت و برنامه درسی است. جامعیت مدل و در نظر گرفتن تمامی مؤلفه های مؤثر بر اشتغال پذیری مهم ترین وجه تمایز آن با تمام مدل هایی است که تاکنون طراحی شده است.
طراحی الگوی جذب، ارتقاء و جبران خدمت اعضای هیئت علمی مؤسسات پژوهشی کشور بر اساس مأموریت گرایی با رویکرد سناریویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مأموریت و کارکردهای هریک از مؤسسات پژوهشی متفاوت است و یکی از چالش هایی که مؤسسات پژوهشی با آن مواجه هستند، یکسان بودن فرایند جذب، ارتقا و جبران خدمات اعضای هیئت علمی آن ها بدون توجه به مأموریت هریک از مراکز است؛ بنابراین وجود یک استاندارد مشترک برای ارزیابی همه اعضای هیئت علمی دور از واقعیت است و می تواند باعث کاهش کیفیت دستاوردهای مؤسسات شود. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تدوین الگویی برای جذب، ارتقا و جبران خدمت اعضای هیئت علمی متناسب با چارچوب مأموریت گرایی هر یک از مؤسسات پژوهشی بود. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش پیمایش کیفی از نوع قیاسی استفاده شد. جامعه پژوهش شامل همه اعضای هیئت علمی شاغل در مؤسسات پژوهشی کشور بودند که از میان آن ها تعداد 50 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه باز پاسخ بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای قیاسی استفاده شد. برای اعتباریابی الگوهای بدست آمده از روش گروه کانونی استفاده شد. تعداد 11 نفر از خبرگان و متخصصین حوزه های جذب و ارتقاء در هریک از مؤسسات پنچگانه به عنوان مشارکت کننده در گروه کانونی انتخاب شدند.یافته های پژوهش نشان داد که برخی از شاخص ها و مؤلفه های احصاء شده در هریک از الگوهای پنجگانه مشترک هستند و براین اساس، الگوی مفهومی مشترکی برای همه مؤسسات بدست آمد، علاوه بر این، برای هریک از مراکز پنچگانه نیز الگویی متناسب با ویژگی ها و مأموریت آن مرکز بدست آمد. براساس یافته ها نیز چهار سناریو برای تحقق مأموریت گرایی در مؤسسات پژوهشی ارائه شد.
شناسایی و تبیین مؤلفه های زمینه ای موثر بر ایجاد دانشگاه کارآفرین (با رویکرد فراترکیب )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
202 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین پارامترهای توسعه دانشگاه کارآفرین در بعد آمادگی های زمینه ای است که از روش فراترکیب به عنوان یک روش مناسب برای دستیابی به ترکیب جامعی از پارامترها بر اساس ترجمان کیفی مطالعات مورد نظر استفاده شده است. بدین منظور پس از مطالعات اولیه کتابخانه ای از 628 پژوهش انجام شده و انتخاب 123 پژوهش منتخب طی سال های 1998 تا 2021 نسبت به بررسی و بیان مولفه هایی که می توانست زمینه ساز تحقق دانشگاه کارآفرین گردد؛ تحت عنوان آمادگی های زمینه ای اقدام شد. نتیجه حاصل، شناسایی 7 مؤلفه: ساختار کارافرینانه، فرهنگ کارآفرینانه، الگوهای نقش و مکانیزم های حمایتی، انگیزشی، شبکه سازی، توسعه کارآفرینی در آموزش و یادگیری(آموزش کارآفرینانه )، بین المللی سازی و استقرار سیستم ارزیابی و توسعه بود که ابعاد آن در پژوهش های مختلف مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس آزمون شانون اولویت بندی شد. بررسی نتایج حاصل نشان می دهد مفاهیم آموزش کارآفرینی و توسعه نیروی انسانی- تعامل دانشگاه، صنعت، کسب وکار و دولت - برنامه ها ی حمایتی دانشگاه- یکپارچه سازی فرهنگی - توسعه روحیه و نگرش کارآفرینانه - ساختار منعطف و ارگانیک - ایجاد شبکه های فردی و سازمانی و مؤلفه های الگوهای نقش و مکانیزم های حمایتی – انگیزشی ، توسعه کارآفرینی در آموزش و یادگیری و فرهنگ کارآفرینانه از اولویت بالایی برخوردار بوده است. این پژوهش با مطالعه عمیق و نظامند ادبیات مربوط، اطلاعات ارزشمندی برای توسعه دانشگاه کارآفرین در اختیار علاقمندان قرار می دهد.
برنامه ریزی توسعه سیستم مدیریت عملکرد سازمان آموزش و پرورش با تکنیک سناریونگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۲
117 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف: نوع پژوهش حاضر، ازنظر هدف کاربردی است که هدف ازانجام آن برنامه ریزی توسعه سیستم مدیریت عملکرد سازمان آموزش و پرورش با تکنیک سناریونگاری می باشد. روش ها: پژوهش حاضر ازنظر روش اجرا تلفیقی بوده وبا روش های آینده پژوهی، سناریونویسی و رویکرد عدم قطعیت های بحرانی، همراه با بهره گیری از نظر خبرگان انجام شده است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای، مصاحبه و پرسشنامه می باشد لذ از حیث روندپژوهی، یک تحقیق کمی و کلیت آن با توجه به فرایند سناریونویسی، کیفی است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که سیستم مدیریت عملکرد آموزش و پرورش با پنج عدم قطعیت کلیدی درآینده روبه رو است که با لحاظ نمودن منطق سناریوها، 4 سناریو با احتمال وقوع بسیار بالا در شرایط پیش روی توسعه سیستم مدیریت عملکرد آموزش و پرورش متصور است. نتیجه گیری: جهت برنامه ریزی توسعه سیستم مدیریت عملکرد سه نوع کنش از سوی سازمان آموزش و پرورش قابل تصور است: 1. ایجاد تحول بنیادین در سیستم مدیریت عملکرد عرصه تعلیم و تربیت؛ 2. ادامه روند فعلی در سیستم مدیریت عملکرد عرصه تعلیم و تربیت؛ 3. -اتخاذ موضع انفعالی در سیستم مدیریت عملکرد عرصه تعلیم و تربیت. این کنش ها در قالب چهار سناریوی قوی منتج از این پژوهش براساس نوع قرارگیری محتوای کیفی در سه دسته سناریوی مطلوب، سناریوی ایستا و سناریوی بحرانی قابل تصورند.نوآوری و اصالت: ضمن شناسایی سناریوهای ممکن و محتمل توسعه سیستم مدیریت عملکرد آموزش و پرورش در سال های آتی، سناریوهای مطلوب توسعه سیستم راتعیین نموده و با تصویر آینده های متفاوت و جایگزین، هوشمندی و احتمال دقت بالا را افزایش و راه مقابله با مخاطرات، عدم قطعیت ها را باز نموده است.
ارتقای مهارت های خواندن در کودکان مدارس عشایری با ایجاد یک محیط مطالعه فراگیر: یک پژوهش اقدام پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
237 - 212
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر که با روش اقدام پژوهی (مدل پنج مرحله ای ساسمن و اورد) صورت پذیرفته است، به دنبال شناسایی راهبردهای ارتقای سطح مهارت های خواندن در بین کودکان عشایری می باشد. در این راستا، ابتدا یک چارچوب عمل سه مرحله ای و دوساله طراحی و ارزیابی شد. حلقه های اقدام پژوهی شامل 2 کتابخانه عمومی،4 مدرسه ابتدایی و 37 خانواده واقع در روستاهای عشایری شهرستان پیرانشهر بود. بعد از مرحله اقدام، جهت ارزیابی و مشخص نمودن یادگیری در طی زمان در نظر گرفته شده، از 4 مدرسه روستایی و عشایری به صورت منظم بازدید و در پایان دوره با 2 کتابدار از کتابخانه های عمومی، 6 مدیر و 12 معلم از مدارس ابتدایی روستایی، 24 کودک روستایی شامل 7 کتاب خوان ممتاز و 5 نفر از والدینی نفرات برتر که جایزه گرفتند، مصاحبه انجام شد. بر مبنای تحلیل و کدگذاری سه گانه برآمده از اظهارات مصاحبه شوندگان، از طریق «والدین مشارکت کننده» عامل «مهارت های درون فردی و بین فردی»؛ از طریق «کودکان مشارکت کننده» عامل «مهارت های تحصیلی و زندگی»؛ از طریق «معلمان و مدیران مشارکت کننده» عامل «مدرسه یادگیرنده» و از طریق «کتابداران کتابخانه های عمومی» عامل «کتابخانه سیار» شناسایی و دسته بندی گردیدند. 5 مقوله ی شناسایی شده به عنوان راهبردهای توسعه سوادآموزی کودکان مدارس عشایری و هدایت اقدامات آتی برای کتابخانه ها پیشنهاد گردید.
شناسایی مؤلفه های دانش فناوری موردنیاز نومعلمان جهت کاربست آن در فرایند تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های دانش فناورانه موردنیاز نومعلمان دانش آموخته شیمی جهت کاربست در فرایند تدریس علوم تجربی دوره اول دبیرستان بود. پژوهش کاربردی از نوع توصیفی – پیمایشی بوده و جامعه آماری آن کلیه نومعلمان دانش آموخته شیمی دانشگاه فرهنگیان مشغول به تدریس علوم تجربی بودند. بر اساس مطالعه اسناد و واکاوی مبانی نظری ابتدا مؤلفه های دانش فناورانه شناسایی شد سپس بر مبنای آنها پرسش نامه تهیه و جهت گردآوری داده ها استفاده شد. مؤلفه های دانش فناورانه در سه بعد نگرشی، دانشی و مهارتی شناسایی و با استفاده از آزمون آماری فریدمن، رتبه بندی و دسته بندی شدند. روایی پرسش نامه بر اساس نظرسنجی از خبرگان حوزه برنامه ریزی درسی، متخصصان دانش فناورانه و معلمان خبره و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس (87/0=α) تأیید شد. تجزیه وتحلیل داده های حاصل از بررسی مؤلفه های دانش فناورانه نشان داد که وضعیت نو معلمان دانش آموخته شیمی بر اساس نتایج آزمون T (345/0-T=) در جایگاهی نزدیک به میانگین نظری قرار دارد و با وضعیت مطلوب فاصله دارد. برای دستیابی به کارایی مؤثر نومعلمان، راهکارهایی چون بازنگری در برنامه درسی دانش فناورانه دانشگاه فرهنگیان و متناسب سازی آن با توسعه و پیشرفت علم و فناوری، گسترش و اصلاح نگرش نو معلمان نسبت به فناوری های نوین آموزشی و استفاده از فناوری و رسانه های آموزشی در فرایند یاددهی – یادگیری، برگزاری کارگاه های عملی مبتنی بر دانش فناورانه و تثبیت فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند تدریس نیاز هست.
آسیب شناسی استعدادیابی تحصیلی در ایران(مروری ساختارمند بر ادبیات انجام شده در سه دهه اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۹
103 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: استعدادیابی تحصیلی، همواره به عنوان یک چالش و دغدغه جدی برای کُنشگران آموزشی مطرح بوده و هست. گسترش و تخصصی تر شدن مشاغل و خلق دانش های جدید، ضرورت شناسایی استعدادهای تخصصی به عنوان یکی از مهمترین زمینه های اثرگذار در موفقیت تحصیلی و شغلی را دوچندان کرده است. به رغم اهمیت موضوع و انجام پژوهش های متعدد برای کمک به تشخیص و ارزیابی روا و معتبر از استعدادهای تحصیلی و شغلی، تاکنون یک مرور اسنادی یا بررسی آسیب شناسانه میدانی در مورد آن در کشور ایران شکل نگرفته است. در این مقاله، تلاش شد با مرور نظام مند اسناد مرتبط با استعدادیابی تحصیلی در ایران از سال 1370 تا 1399، به طور عمیق به آسیب شناسی مفهومی و اجرایی در حوزه استعدادیابی تحصیلی پرداخته شود.روش پژوهش: با استفاده از مرور نظام مند، کلمات کلیدی شامل استعدیابی، استعدادیابی تحصیلی، آسیب شناسی استعدادیابی، روش های استعدادیابی تحصیلی، نقاط قوت و ضعف استعدادیابی تحصیلی انتخاب گردید و بدون درنظرگرفتن محدودیت زمانی در پایگاه های داده هایGoogle scholar ، SID، Magiran، Noormags، Civilica و Irandoc جستجو انجام شد، که در نتیجه آن، تعداد 817 سند بازیابی و سپس بااستفاده از فهرست وارسی ارزیابی پریزما (PRISMA)، 32 سند برای بررسی و تحلیل انتخاب شدند. تحلیل داده ها بااستفاده از روش اولزاید (Altheide) انجام گردید.یافته ها: کمتر از پنج درصد از مطالعات استعدادیابی در ایران به استعدادیابی تحصیلی پرداختند، و در این پژوهش ها تعریفی از استعداد تحصیلی و یا استعدادیابی تحصیلی ارائه نشده است. بیشتر مطالعات، استعداد تحصیلی را با مفاهیمی همچون هوش (18%)، خلاقیت (6%)، استعداد عمومی (5/5%)، پیشرفت تحصیلی (5/5%)، رغبت، نگرش و علاقه (12%) و یا استعداد برتر (12%)، مترادف یا یکسان درنظرگرفتند؛ ابزارهای به کار رفته برای سنجش استعداد تحصیلی شامل پرسشنامه محقق ساخته براساس طیف لیکرت (28%)، آزمون های پیشرفت تحصیلی (5/10%)، هوش گاردنر (5/10%)، رغبت سنج هالند (5/10%)، آزمون های استعداد عمومی (5%)، استفاده از نمرات دروس (5%)، آزمون وودکاک- جانسون (5%) و یا آزمون های ترکیبی از چند آزمون روان شناختی (5/10%)، بوده است. مطالعات در این زمینه بیشتر با هدف بررسی عوامل موثر (عوامل مرتبط) بر استعداد تحصیلی (28%)، طراحی مرکز استعدادیابی کودکان (22%)، بررسی ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی آزمون استعدادیابی (16%)، ساخت و هنجاریابی ابزار برای سنجش استعداد تحصیلی (9%)، استعدادیابی تحصیلی بااستفاده از سیستم های فازی (9%)، مقایسه استعداد تحصیلی گروه های مختلف (7%) و یا شناسایی مولفه ها و شاخص های مهم در استعداد تحصیلی (9%)، انجام شدند.نتیجه گیری: عدم توازن جدی در زمینه مطالعه انواع مختلف استعداد وجود دارد، به طوری که بیشتر مطالعات به موضوع استعدادیابی ورزشی پرداختند و استعداد تحصیلی مغفول مانده است. ازجمله چالش های مطرح در زمینه استعدادیابی تحصیلی در ایران می توان به نبود مرکز و مرجع رسمی معتبر به منظور الف) ارائه تعریف و رهیافت های روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی، ب) هدایت فرایند آزمون سازی، استانداردسازی آزمون های روان شناختی و آموزشی؛ ج) هدایت و نظارت بر فرایند استعدادیابی تحصیلی، ج) بررسی اعتبار آزمون های به کار گرفته شده در استعدادیابی تحصیلی در کشور، د) اعتبارسنجی مراکز فعال در حوزه استعدادیابی؛ بدفهمی ها و کژکارکردهایی نظیر الف) مترداف فرض نمودن استعداد، هوش، خلاقیت، رغبت، نگرش و پیشرفت تحصیلی با استعداد تحصیلی، ب) استفاده از آزمون های هوش و خلاقیت به جای آزمون های استعداد تحصیلی، ج) استفاده نادرست و عدم هنجاریابی و استانداردسازی آزمون های استعدادیابی تحصیلی ترجمه شده، و نپرداختن به نیازهایی نظیر الف) تهیه و تدوین آزمون های بومی در حوزه استعدادیابی تحصیلی، ب) ارائه تعریف روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی در متون تخصصی و دانشگاهی، هدایت آموزش رسمی ایران مبتنی بر استعدادیابی تحصیلی، تدوین پروتکل مشخص، عینی و قانونمند درباره ویژگی های یک مرکز استعدادیابی تحصیلی و استعدادیابی کودک اشاره کرد. باتوجه به اهمیت راهبردی استعدادیابی تحصیلی و وجود خلاها، بدفهمی ها و کژکارکردی های فراوان و مخاطره آمیز در مسئله تشخیص و پرورش استعدادهای تحصیلی و نخبه پروری، پیچیده شدن مشاغل و فعالیت ها در عصر دیجیتال، توجه و اقدام فوری متولیان کلان در نظام آموزشی و تربیتی کشور و سرمایه گذاری وسیع در این حوزه، ضرورتی انکارناپذیر بوده و ادامه روند معیوب موجود، می تواند تبعات گسترده تری را به جامعه تحمیل نموده و زمینه شکاف و گسست راهبردی از توسعه جهانی و عقب گرد از اهداف کلان توسعه کشور را رقم زند.
بررسی رابطه تقاضای آموزش عالی با شاخص های اشتغال در ایران در دهه هشتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۹
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئله این پژوهش بررسی رابطه بعضی از شاخص های تقاضای آموزش عالی با شاخص های اشتغال در دهه هشتاد (1390-1381) با هدف شناخت تقاضای آموزش عالی در ایران بود.روش پژوهش: پژوهش از جهت روش از نوع تحلیل ثانویه با حوزه تحلیل اجتماعی محسوب می شود. به این منظور از داده های آزمون سراسری ورود به دانشگاه ها و سرشماری نفوس و مسکن استفاده شد. واحد تحلیل استان است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد بین شاخص میانگین تقاضا با میانگین بیکاری در استان های کشور رابطه ای مستقیم برقرار است. همچنین بررسی روند رشد نشان داد که بین نرخ رشد بیکاری با نرخ رشد تقاضا در استان های کشور رابطه ای مستقیم و بین نرخ رشد تقاضا با نرخ رشد مشارکت اقتصادی رابطه ای معکوس برقرار است. در این پژوهش برای اولین بار شاخصی با عنوان تقاضای تأخیری (تکرار شرکت در کنکور) بررسی شد. یافته ها نشان داد که بین تقاضای تأخیری با شاخص های اشتغال رابطه ای معکوس قابل مشاهده است. به این معنی که هر چه بیکاری در استان ها بیشتر بوده تکرار شرکت در کنکور (به ویژه برای زنان) بیشتر بوده و هر چه نرخ مشارکت اقتصادی بیشتر بوده، تکرار شرکت در کنکور کمتر شده است. مقایسه یافته ها نشان می دهد در دهه هشتاد نسبت شرکت کنندگان زن به مرد در مقایسه با سال های قبل بیشتر شده که بخشی از آن به علت انصراف مردان بوده است. نتیجه گیری: هدف اصلی پژوهش حاضر کمک به شناخت بیشتر تقاضای آموزش عالی در ایران بود. یافته های پژوهش نشان دهنده ابعاد تازه ای از تقاضای آموزش عالی است و مؤید آن است که آزمون سراسری، فراتر از یک آزمون آموزشی، دارای ابعاد گسترده و عمیق اجتماعی و اقتصادی است. مباحث مطرح شده، لزوم انجام پژوهش های بیشتر در این باره را یادآور می شود. از جنبه کاربردی نیز شناخت هر چه کامل تر این پدیده، شرط لازم برای کارآمدی هر نوع سیاست گذاری، قانون گذاری و برنامه ریزی در این زمینه است.
مقایسه پردازش شنیداری و حافظه افراد نابینا و بینا: مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
147 - 171
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل در افراد نابینا مسئله حافظه و پردازش شنیداری آن ها است. هدف از انجام این مطالعه مروری سیستماتیک بر پژوهش های صورت گرفته در زمینه وضعیت پردازش شنیداری و انواع حافظه افراد نابینا در مقایسه با افراد بینا بود. روش این پژوهش مروری سیستماتیک بود که 26 مقاله در سال های 1388-1400 و 2004-2022 در زمینه پژوهش های مرتبط با حافظه و پردازش شنیداری افراد نابینا در مقایسه با افراد بینا با استفاده از پایگاه اطلاعات Google scholar، Eric، EBSCO، Science Direct، Scopus، PubMed و همچنین پایگاه های اطلاعاتی مگیران، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، ایران داک، نورمگز با کلیدواژه های نابینایی، آسیب بینایی، پردازش شنیداری، بینا و نابینای مادرزاد استفاده شد و برای بررسی های سیستماتیک انتخاب شد. یافته ها نشان داد که از بین 1381 نفر 48 درصد نابینا و 715 بینا مشارکت داشتند. 30 درصد از مطالعات در زمینه حافظه کوتاه مدت، 33 درصد در زمینه حافظه شنیداری-کلامی، 15 درصد حافظه کاری، 11 درصد حافظه فضایی، 7 درصد حافظه بویایی و 4 درصد حافظه عددی، به مقایسه بین افراد نابینا و بینا پرداختند. یافته ها حاکی از این بود که در کل در حافظه کوتاه مدت و حافظه شنیداری-کلامی و حافظه کاری عملکرد افراد نابینا بهتر از افراد بینا بود. در زمینه حافظه فضایی نتایج ناهماهنگ بود و حافظه بویای افراد نابینا و بینا تفاوت معنی داری باهم نداشتند. در مورد حافظه عددی نیز عملکرد افراد بینا بهتر بود. در کل بهتر است که پژوهش های بیشتری با تمرکز بر یک نوع حافظه صورت گیرد تا تمامی جوانب آن بیشتر مشخص گردد.
تدوین معادله افتراقی عوامل آموزشگاهی موثر بر عملکرد در آزمون تیمز 2019 پایه چهارم در دانش آموزان با عملکرد بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون های بین المللی تیمز که شامل آزمون ریاضی و علوم می شود، با هدف بهبود عملکرد نظام آموزشی کشورها هر چهار سال یک بار برگزار می شود، که نتایج آن متاثر از عوامل مختلفی است. هدف از انجام این پژوهش تدوین معادله افتراقی دانش آموزان موفق از غیر موفق بر اساس مولفه های آموزشگاهی در آزمون تیمز 2019 است. روش انجام این پژوهش از نوع همبستگی در قالب معادله افتراقی است. جامعه آماری کل مدارس شرکت کننده در آزمون تیمز 2019 می باشد. نمونه آماری دانش آموزان کلاس چهارم ایرانی شرکت کننده در این آزمون می باشد. روش نمونه گیری همان روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای طبقه بندی شده منظم بوده که در آزمون تیمز 2019 اجرا شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، سوالات آزمون بین المللی تیمز 2019 پرسشنامه های خانواده، دانش آموز، مدیر و آموزگار می باشد که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (IEA) در سال 2019 انتشار یافته است. این آزمون به دلیل این که آزمون استاندارد جهانی است روایی آن تایید شده و برای محاسبه پایایی آن نیز از روش الفای کرونباخ بر روی حدود 30 نفر از افراد جامعه آماری مورد مطالعه برآورد شد و ضریب 85/0 به دست آمد که نشان از پایایی آن دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل افتراقی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که معادله تحلیل افتراقی قادر به تفکیک دانش آموزان موفق از دانش آموزان ناموفق براساس مولفه های آموزشگاهی می باشد.
رابطه بین اضطراب ویروس کرونا و حمایت اجتماعی و اثرات آن بر انگیزش تحصیلی (موردمطالعه: نمونه دولتی سنندج)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین اضطراب ناشی از ویروس کرونا و حمایت اجتماعی و اثر آن بر انگیزش تحصیلی در سال تحصیلی 1400-1399 اجرا شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است که به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر مدارس نمونه دولتی دوره اول متوسطه شهر سنندج به تعداد 180 نفر تشکیل می دهد. روش حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان متشکل از 118 نفر و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از سه نوع پرسشنامه استاندارد اضطراب ویروس کرونا (CDAS) علی پور و همکاران (1398)، پرسشنامه انگیزش تحصیلی (AMS) وارلند (1992) و پرسشنامه حمایت اجتماعی (1390) که روایی صوری و محتوایی آن ها توسط متخصصان مورد تائید و پایایی آن ها نیز به ترتیب 91/0، 88/0 و 85/0 می باشد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام تجزیه وتحلیل شدند. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد بین اضطراب ویروس کرونا با حمایت اجتماعی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، اما بین حمایت اجتماعی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (p= 0/05). همچنین 14 درصد از انگیزش تحصیلی دانش آموزان را اضطراب اجتماعی می کاهد. در حالی که، 19درصد انگیزش تحصیلی از طریق حمایت اطلاعاتی و حمایت عاطفی قابل پیش بینی است. درنتیجه، با فراهم سازی مداخلات مشاوره ای و روان شناختی با نقش حمایت اجتماعی از سوی مشاوران و مربیان مدرسه جهت کاهش اضطراب ویروس کرونا، می توان شاهد بهبود انگیزش تحصیلی در دانش آموزان شد.
مدلسازی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه با ذهنی سازی و تاب آوری در آموزگاران ابتدایی خمینی شهر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی در رابطه با ذهنی سازی و تاب آوری در آموزگاران ابتدایی خمینی شهر پرداخت. روش این پژوهش توصیفی – همبستگی بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎرى ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ کﻠیﻪ آموزگاران دوره ى ابتدایی در ﺳﺎل ﺗﺤﺼیﻠی 1400-1399 به تعداد 780 نفر مشغول به تدریس خمینی شهر بودند . با توجه به جامعه آماری این پژوهش ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺟﺪول ﻣﻮرﮔﺎن تعداد 256 معلم ابتدایی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در پژوهش شرکت نمودند. ابزارهای این پژوهش پرسشنامه کارکرد تعاملی ﻓﻮﻧﺎﮔی و ﻫﻤکﺎران(2016)، پرسشنامه تاب آوری توسط کانر و دیویدسون (2003) و پرسشنامه ﺧﻮدکﺎرآﻣﺪى ﻋﻤﻮﻣی ﺷﺮر(1982) بود. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با روش های آماری ضریب همبستگی خطی پیرسون و معادله ساختاری انجام شد. تمامی شاخص های برازندگی مدل مفروض بالاتر از مقدار مطلوب و در سطح خوبی قرار دارند .( سطح 01/0>P)، که این مقدار حاکی از برازش بسیار خوب مدل است. این مدل با مقدار کای اسکوئر برابر 12/3 و درجه آزادی 18 در سطح 05/0<P معنادار نمی باشد، که این عدم معناداری به معنای عدم تفاوت بین مدل برازش شده با مدل مطلوب می باشد. بدین ترتیب مدل پیشنهادی با مدل مطلوب برازش دارد و نشان دهنده نقش میانجی گری خودکارآمدی در رابطه با ذهنی سازی و تاب آوری می باشد.
بررسی چهار دهه سیاست گذاری و وضع قوانین در حوزه آزمون های سراسری ورود به آموزش عالی در ایران، از جنبه مسئله یابی، پیامدها و خلاءها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئله پژوهش حاضر بررسی سیاست ها و قوانین وضع شده درباره آزمون سراسری ورود به دانشگاه ها از جهت تشخیص مسئله، پیامدها و راهکارهای پیش بینی شده و خلاءهای موجود بود.روش پژوهش: به این منظور با بررسی و تحلیل قوانین و مقررات وضع شده طی چهار دهه گذشته به روش تحلیل محتوای کیفی، سیاست ها و مقررات مترتب بر آنها (از جهت مسئله یابی و راهکارها) استخراج شد.یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، عدالت در دسترسی به آموزش عالی، توسعه آموزش عالی، تنوع دوره های آموزشی، کاهش محدودیت های جنسیتی (افزایش مشارکت زنان)، اصلاح روش های سنجش ورودی، بومی گزینی و اصلاح و بهبود ساختاری، به عنوان هفت سیاست اصلی استخراج شد.نتیجه گیری: ارزیابی سیاست ها از دیدگاه مسئله یابی نشان می دهد که بخشی از سیاست ها همگام با تحولات جهانی آموزش عالی از جهت فراهم آوردن زمینه های گسترش آموزش عالی، مشارکت زنان و افزایش برابری و عدالت در دسترسی به آموزش عالی مثبت ارزیابی می شود. با این حال فقدان نگاه آمایشی و غفلت از گسترش و تنوع بدون معیار آموزش عالی را می توان از عوامل اصلی کاهش کیفیت و دامن زدن به تقاضای آموزش عالی محسوب کرد. همچنین سیاست تغییر روش های سنجش (با هدف بهبود)، به دلیل ضعف در شناخت مسئله و پشتوانه های علمی و بی توجهی به زیرساخت های لازم، نه تنها موجب بهبود آزمون های ورودی نشده است بلکه پیامدهای منفی کاهش کیفیت آموزش همگانی به صورت تورم نمره و معدل را در دوره متوسطه به دنبال داشته است. فقدان هرگونه سیاست گذاری در حوزه مدیریت تقاضا، ضعف هماهنگی بین مراجع متعدد سیاست گذار و تصمیم گیرنده و فقدان ارزیابی از پیامدهای سیاست ها و قوانین وضع شده را می توان از مهم ترین نقاط ضعف سیاست گذاری ها در نظام ورود به آموزش عالی به شمار آورد.
نقش میانجی ادراک تعامل اجتماعی در رابطه ی بین رفتار اخلاقی و ابعاد هویت در میان دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رفتارهای اخلاقی دانش آموزان می تواند مرتبط با مؤلفه های هویتی و ادراک آنان از تعاملات اجتماعی باشد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ادراک تعامل اجتماعی در رابطه ی بین رفتار اخلاقی و ابعاد هویت در میان دانش آموزان انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری شامل همه ی دانش آموزان دبیرستانی دوره ی متوسطه دوم شهر همدان در سال تحصیلی 1401- 1400 بود. 250 دانش آموز به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های رفتار اخلاقی، انواع هویت، و ادراک تعامل اجتماعی بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار لیزرل انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی با داده های تجربی برازش مناسبی دارد (86/1 = x2/df، 92/0 = GFI، 96/0 = NFI، 95/0 = CFI، و 059/0 = RMSEA). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از آن است که ادراک تعامل اجتماعی در رابطه ی بین رفتار اخلاقی و ابعاد هویت نقش میانجی معنادار دارد. نتایج حاصل از آزمون سوبل نیز نشان داد که ادراک تعامل مثبت (01/0 > P، 55/4 = Z) و ادراک تعامل منفی (01/0 > P، 89/8 = Z) در ارتباط بین رفتار اخلاقی و ابعاد هویت نقش میانجی معناداری دارند. بحث و نتیجه گیری: برپایه ی یافته های این پژوهش می توان گفت که رفتارهای اخلاقی در بین دانش آموزان مرتبط با نوع هویتی است که در آنان شکل گرفته است و در این راستا ادراکی که دانش آموزان از الگوهای تعاملی خود دارند نیز اثرگذار می باشد.
برنامه درسی حقوق شهروندی در دوره ابتدایی از منظر معلمان شهرستان مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف نوشتار حاضر، بررسی دیدگاه معلمان در باب برنامه درسی حقوق شهروندی در مدارس ابتدایی است. برای نیل به این هدف، از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. روش نمونه گیری این مطالعه، هدفمند است که بر اساس آن، 11 نفر به عنوان شرکت کننده در فرایند گردآوری اطلاعات انتخاب شده اند. ابزار آن نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته است. به منظور برآورد میزان روایی آن، از معیار اعتبار پذیری و برای ارزیابی پایایی، از راهکار هدایت دقیق جریان مصاحبه بهره گرفته شد. در تجزیه وتحلیل اطلاعات، از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که برنامه درسی حقوق شهروندی در دوره ابتدایی از حیث عناصر چهارگانه اهداف، محتوا، روش و شیوه های ارزشیابی می تواند شامل اهداف شناختی حقوق شهروندی، اهداف عاطفی حقوق شهروندی و اهداف عملی حقوق شهروندی (اهداف)، بُعد اجتماعی محتوای حقوق شهروندی، بُعد فرهنگی محتوای حقوق شهروندی، بُعد سیاسی محتوای حقوق شهروندی و بُعد مدنی محتوای حقوق شهروندی (محتوا)، روش نمایش عملی مهارت های حقوق شهروندی، روش مشاهده ای مفاهیم و مهارت های حقوق شهروندی و روش های تعاملی و فعال آموزش مفاهیم، ارزش ها و مهارت های حقوق شهروندی (روش) و آزمون های عملکردی، سنجش مشاهده ای، آزمون های پیشرفت تحصیلی کتبی باشد.
رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری ، محتوا و ارزش گذاری محتوای درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تعیین رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری محتوا، فهم محتوا و ارزش گذاری محتوای درسی بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه اساتید رشته های علوم تربیتی در استانهای مرکزی و اصفهان(73 نفر) در سال تحصیلی 1400-1399 بوده است. از روش نمونه گیری سرشماری بدلیل محدودیت جامعه آماری استفاده شد که نهایتاً 66 نفر پاسخگو بودند. ابزار تحقیق شامل 4 دسته پرسشنامه محقق ساخته بوده که عبارتنداز:1.پرسشنامه درک حکمت آموزش الکترونیکی2.پرسشنامه درگیری محتوای درسی(Shafipour Motlagh,2019) 3.پرسشنامه فهم محتوای درسی و 4.پرسشنامه ارزش گذاری محتوای درسی. روایی محتوایی پرسشنامه بر حسب نظرات خبرگان تأمین شد و ضریب اعتبار پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ بترتیب برابر 93/0، 95/0، 92/0 و 94/0 بدست داده شد.از دو بخش آمار توصیفی(فراوانی، درصد) و آمار استنباطی(آزمونهای همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه گام به گام و مدل یابی معادلات ساختاری) استفاده بعمل آمد.بطور کلی نتایج تحقیق نشان داد، رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری محتوا، فهم محتوا و ارزرش گذاری محتوای درسی در سطح 05/0< P معنادار بوده است. مدل مورد مطالعه از برازش نکویی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده است.
اثربخشی آموزش قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان پسر و دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳
95 - 108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان انجام شد. روش پژوهش حاضر به صورت مداخله ای و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل خواهد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کودکان مقطع ابتدایی منطقه 3 شهر تهران بودند که تعداد 40 نفر در دو گروه آزمایش(20 نفر) و کنترل(20 نفر) با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش جلسات قصه درمانی و پرسشنامه های استاندارد بود. جهت تحلیل یافته ها از نرم افزار spss32 و جهت بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون مقایسه ای کوواریانس استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که اثربخشی آموزش قصه درمانی با سطح اطمینان 95% و P<0.05 بر درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان تاثیر مثبت و معناداری دارد. به طور کلی نتایج نشان داد که قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، و کاهش اضطراب و افسردگی و بهبود هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان تاثیر دارد.
تببین رابطه فرح بخشی درکار و اشتیاق شغلی با میزان خلاقیت کاری معلمان مقطع ابتدایی شهر ایلام
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تببین رابطه فرح بخشی درکار و اشتیاق شغلی با میزان خلاقیت کاری معلمان مقطع ابتدایی شهر ایلام انجام شده است. روش پژوهش، از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری،کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر ایلام به تعداد576 نفراست، با استفاده از فرمول کوکران تعداد230 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بوده است.به منظورسنجش متغیرها از پرسش نامه مک دوئل، پرسشنامه شوفلی و همکاران و آزمون خلاقیت شغلی استفاده شده است.در تحقیق حاضر با استفاده از دو ابزار SPSS , AMOS از دو نوع آمار توصیفی و استنباطی برای تحلیل داده ها استفاده شده است..نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین فرح بخشی در کار و اشتیاق شغلی با میزان خلاقیت کاری معلمان مقطع ابتدایی شهر ایلام رابطه وجود دارد.
اثربخشی طرح واره درمانی بر کاهش علائم افسردگݡ مزمن در مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: والدین کودکان با اختلال طیف اُتیسم با چالش های خاص و منحصر به فردی در زندگی در زمینه های فرزندپروری، مسائل خانوادگی، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی مواجه می شوند. هدف پژوهش حاضر اثربخشی طرح واره درمانی بر کاهش علائم افسردگی مزمن مادران این کودکان می باشد. روش: روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم شهر گرگان در سال 1397 بود که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر ) 15 نفر گروه آزمایشی( و ) 15 نفر گروه گواه( به عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایشی طی 8 جلسه به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند و گروه گواه در فهرست انتظار برای آموزش قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه استرس، اضطراب و افسردگی ) 1995 ( بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش طرح واره درمانی در کاهش افسردگی مزمن مادران کودکان اُتیستیک تأثیر معنادار داشت ) 000 / .)p ≥ 0 نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نتیجه گرفته می شود که جهت درمان افسردگی مزمن مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم می توان از طرح واره درمانی استفاده نمود.