ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۷۴۱.

اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۸
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
۷۴۲.

تقویت نگرش مثبت و امید شغلی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان برای کارآفرینی: نقش مربی گری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
در سال های اخیر در کشور ما انواع رویدادهای آموزشی کارآفرینی با هدف تقویت امید و ایجاد نگرش مثبت در دانشجویان نسبت به آینده شغلی و راه اندازی کسب و کار در حوزه تخصصی شان در حال برگزاریست. اما اغلب این آموزش ها در حوزه تخصصی علوم فنی و مهندسی صورت پذیرفته است و خلاء آموزش و هدایت دانشجومعلمان برای ترویج کارآفرینی در حوزه علوم انسانی وجود داشته است. بنابراین هدف این مقاله مطالعه آموزش کارآفرینی و بررسی تأثیر آن بر ارتقا سطح امید دانشجومعلمان و بهبود نگرش ایشان نسبت به آینده شغلی و راه اندازی کسب و کار در حوزه علوم انسانی است. در این مطالعه با بهره گیری از روش نیمه آزمایشی و با تمرکز بر دانشجومعلمان رشته های حوزه علوم انسانی در دانشگاه فرهنگیان، نمونه ای به صورت دردسترس از میان افرادی انتخاب شد که در دانشگاه علامه طباطبایی به صورت مهمان در حال تحصیل بودند ولی دارای شغل نبودند. یک گروه به عنوان مداخله (20= n) و گروه دیگری نیز به عنوان کنترل (10= n) به منظور مقایسه اثربخشی مطالعه شدند. هر دو گروه قبل و بعد مداخله، پرسشنامه امید و نگرش مثبت را تکمیل کردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد افرادی که در آموزش شرکت کردند در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری نگرش مثبت و امید بیشتری به آینده شغلی و کاربرد ایده هایشان از طریق راه اندازی کسب و کار دارند. از پیشنهادات این تحقیق به سیاستگذاران حوزه علم و فناوری کشور، حمایت از برگزاری دوره های آموزشی در حوزه علوم انسانی است.
۷۴۳.

رویکرد تفسیری انتقادی به جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه: رشد و تعالی چندجانبه دانش آموزان در دوران ابتدایی به عنوان هدف اصلی آموزش و پرورش مورد تأکید واقع شده است. در این زمینه تصاویر کتب درسی به عنوان یک ابزار کلیدی و قدرتمند مطرح می شوند که می توانند تأثیرات چشم گیری بر رشد خلاقیت دانش آموزان ابتدایی داشته باشند. هدف: هدف اصلی از انجام این پژوهش، واکاوی جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی با رویکرد تفسیری انتقادی بوده است. روش: این فراترکیب کیفی با استفاده از روش پنج مرحله ای تفسیری انتقادی دیکسون- وودز و همکاران انجام شده است. تیم فراترکیب متشکل از 15 نفر متخصص برنامه ریزی درسی و یک نفر مسلط به روش پژوهش فراترکیب، با رویکرد تفسیری انتقادی بود. در ابتدا 30 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط، نهایتاً 17 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج مدل مشتمل بر پنج مضمون سازمان دهنده توسعه یادگیری و بهسازی، توسعه خلاقیت، توسعه مهارت های سوادآموزی، توسعه مهارت های اجتماعی و توسعه مهارت های فردی بود. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید شد. نتایج: به طور کلی یافته های این مقاله نشان داد که تصویرسازی کتاب دانش آموزان نه تنها یک وسیله برای انتقال مفاهیم و داستان ها به فراگیران است، بلکه یک وسیله توانمند برای ارتقاء فرآیندهای تفکری و خلاقیت در دانش آموزان می باشد. این مولفه ها می توانند تجربه مطالعه کتاب را برای دانش آموزان جذاب تر و نیز پرمفهو
۷۴۴.

کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم: یک مطالعه پسا پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر با هدف کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجاد شده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی؛ ازنظر نوع داده ها، کیفی و ازنظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند، که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شی (شبکه شاد) و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند، که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناختی مورد تحلیل قرار گرفت. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. معلم با شبکه شاد رابطه آلتریتی برقرار می کند که این رابطه آلتریتی باعث تقویت ها و کاهش هایی در ادراک و رفتار معلم می شود و ساختار های افزایشی و کاهشی را ارائه می دهد.
۷۴۵.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۸
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
۷۴۶.

نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
۷۴۷.

طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
۷۴۸.

ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای: نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
رسانه ها تغییرات نسبتاً زیادی در الگوی یادگیری دانشجویان خلق کرده اند و رویکردهای آموزشی و یادگیری را توسعه بخشیده و موجب بهبود سبک های یادگیری دانشجویان شده اند؛ لذا هدف این پژوهش ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی در میان دانشجومعلمان پسر شهر کرمانشاه بود. این پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی بود . جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجومعلمان پسر مشغول به تحصیل شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1250 نفر تشکیل می دهد. برای انتخاب نمونه از روش کوکران استفاده شد، به این صورت که با مراجعه به دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 294 نفر که هم دانشجو و هم معلم بودند شناسایی و انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، پرسش نامه سواد رسانه ای فلسفی (1393)، پرسش نامه نگرش نسبت به تکنولوژی آموزشی یاوز (2005)، پرسش نامه سبک های یادگیری کلب (2005)، پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها ضریب هم بستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. براساس یافته های به دست آمده، تمامی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها تأیید شدند. به طورکلی نتیجه گیری می شود مدل علی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی با مدل تجربی برازش دارد.
۷۴۹.

شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
۷۵۰.

ارایه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
زمینه و هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه بود. روش: این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مبنای فلسفی پژوهش، تفسیری و مبتنی بر رهیافت استقرایی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل متخصصان حوزه ورزش دانش آموزی، همگانی، معلولان و استثنایی نظیر متخصصان تربیت بدنی و تعلیم و تربیت با گرایش های مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی، مدیریت آموزشی و علوم تربیتی و آ گاه به موضوع پژوهش بودند، نمونه گیری براساس روش هدفمند و مبتنی بر رویکرد نظری بود. معیار کفایت نمونه گیری اشباع نظری داده ها بود و بر این اساس، تعداد 16 مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و اکتشافی انجام گرفت. جهت ممیزی پژوهش و قابلیت اعتماد از معیارهای مقبولیت، باورپذیری )روش اسکات(، انتقال پذیری و تأیید پذیری )روش تحلیل اعضای پژوهش( استفاده شد و برای اتکاپذیری از روش بازآزمون مصاحبه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در طی 3 مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تفکیک شدند و یافته های پژوهش در چارچوب مدل پارادایمی شامل مقوله های اصلی عوامل زمینه ای مانند اثربخش نمودن محتوای آموزشی-ورزشی کودکان معلول با نیازهای ویژه و توسعه سواد حرکتی آنان، شرایط علّّی مانند، تحول آفرینی در آموزش تربیت بدنی دانش آموز معلول با نیازهای ویژه و ترویج دیدگاه سلامت محور، عوامل مداخله گر مانند، هم افزایی با رویکرد بهبود عملکرد ورزش این کودکان و چالش های فراروی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی، راهبردهایی مانند، توسعه و طراحی فضاهای ورزشی و شهری معلولان، توان بخشی دانش آموزان با معلولیت با نیازهای ویژه و توسعه فوق برنامه های آموزشی-ورزشی توان یابان و در نهایت پیامدهایی نظیر توانمندسازی اجتماعی-ورزشی شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، مواردی نظیر احقاق حقوق شهروندی با حق بر سلامت، ورزش و آموزش دانش آموزان توان یاب، ایجاد حس ورزش خواهی در سبد فکری دانش آموزان و والدین، ترویج و آموزش فعالیت های ورزشی تلفیقی و فراگیر، توان بخشی این دانش آموزان با راه اندازی کانون های حرکات اصلاحی و کلوپ های حرکات درمانی، توسعه سواد حرکتی این دانش آموزان با ترویج مهارت های بنیادی در قالب بازی، جذب و توزیع عادلانه بودجه و اعتبارات لازم، طراحی و احداث اماکن و فضای شهری و ورزشی با در نظر گرفتن شرایط جسمانی و ذهنی دانش آموزان با نیازهای ویژه و توان یاب پیشنهاد می شود.
۷۵۱.

مطالعه تطبیقی مبانی معرفت شناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۳
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفت شناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی صورت گرفته است تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریه پردازان برنامه ریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد.در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامه ریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایش های مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کرده اند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفت شناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است.الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکس کننده شکاف بین دو نظام معرفت شناختی ایده آلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی،دارای ویژگیهایی چون انعطاف پذیری،ایجاد انگیزه،ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد می باشد لذا با توجه به یافته ها به برنامه ریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد می شود رویکردها ، شیوه ها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفت شناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.
۷۵۲.

واکاوی موضع گیری دیدگاه های فلسفی پیرامون مفهوم صدای دانش آموز در برنامه درسی و استخراج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر به تحلیل مفهوم صدای دانش آموز از منظر دیدگاه های مختلف فلسفه تربیت می پردازد و در پی آن است که موضع گیری آنها را با مفروضه های مفهوم صدای دانش آموز سنجیده و دیدگاهی منطبق با مفروضه های صدای دانش آموز انتخاب نماید. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نقد فلسفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که هر یک از رویکردهای فلسفی (اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، کنش ارتباطی هابرماس، پداگوژی انتقادی، پست مدرنیسم و کنش متقابل نمادین، عاملیت) به جنبه ای از مفهوم صدای دانش آموز بیشتر توجه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای تقویت استقلال، قدرت و مشارکت آن ها در محیط آموزشی تفسیر می کنند. بررسی این دیدگاه ها نشان می دهد که موضع گیری هر یک با مفروضه های صدای دانش آموز چگونه بوده و چطور می توانند به ارتقاء نقش صدای دانش آموز در برنامه های درسی کمک کنند. تحلیل مقایسه ای نشان داد که نظریه عاملیت به دلیل تأکید بر نقش فعال و تعاملی دانش آموز، توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی، پویایی قدرت و اصالت فردی در بهبود یادگیری، بیشترین همخوانی با مفروضه های صدای دانش آموز را داراست. این نظریه بر توانمندسازی دانش آموزان، مشارکت دموکراتیک و ایجاد فرصت هایی برای بیان نظرات و اثرگذاری آن ها در فرآیند آموزشی تمرکز می کند.
۷۵۳.

بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول منطقه 6 شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموزان پسر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. مداخله آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش داده شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد (2004) و پرسشنامه آخرت نگری ابراهیمی و بهرامی (1390) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر نمرات آزمودنی ها در پس آزمون در دلبستگی به خدا و آخرت نگری بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان می توان پیشنهاد کرد که در سیستم آموزشی کشور طرحی ب رای آشنایی هر چه بیشتر مدیران، معلمان و دانش آموزان با محتوای هوش معنوی مبتنی بر مبنای مفاهیم قرآنی در نظر گرفته شود تا موضوع تعلیم و تربیت بر مبنای مفاهیم قرآنی در آنان درونی شود.
۷۵۴.

رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
۷۵۵.

چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.  
۷۵۶.

طراحی مدل تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
مقدمه و هدف : تعامل و همکاری اثربخش دانشگاه ها با سایر بازیگران زیست بوم نوآوری از مهم ترین فاکتورهای رشد و توسعه فناوری های کاربردی در جامعه می باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی جامع جهت تبیین تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه بوده است. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پژوهش فراترکیب نظریه ساز انجام گرفته است، بر این اساس، یافته های مطالعات علمی مرتبط در بازه زمانی 2025-1995 میلادی استخراج و داده های گردآوری شده طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش در قالب 53 کد باز و 12 کد محوری در سه محور پیشایندها، فرایندها و پیامدها ارائه گردید. محور پیشایندها در قالب 3 کد محوری (عوامل فردی، سازمانی، محیطی)؛ محور فرایندها در قالب 5 کد محوری (توسعه زیرساخت های مشترک، انتقال دانش و فناوری، مدیریت پروژه های مشترک، توسعه شبکه های همکاری، مدیریت دانش)؛ محور پیامدها در قالب 4 کد محوری (توسعه محصولات و خدمات نوآورانه، افزایش درآمد سازمانی، توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه، ارتقاء اعتبار دانشگاه) سازماندهی گردیدند. جهت ارتقای اعتبار یافته ها، چهار نوع راهبرد اعتباریابی توصیفی، تفسیری، نظری و پراگماتیک  مورد استفاده قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: اثربخشی تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در توسعه نوآوری فناورانه، حاصل توجه به عوامل پیش نیاز و فرایندهای کارآمد در جریان شکل گیری این تعاملات است. یافته های این پژوهش می تواند به رهبران و سیاست گذاران آموزش عالی در طراحی راهبردهایی هوشمندانه برای توسعه همکاری های اثربخش بین سازمانی کمک کند، به گونه ای که تعاملات دانشگاه ها با سایر سازمان های جامعه را با رویکردی برد-برد و در راستای رفع نیازهای جامعه طراحی و اجرا نمایند.
۷۵۷.

تحلیل یک دهه از نمرات دانشجویان دانشکدۀ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، با استفاده از پردازش سیگنال های گرافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۴
 در پژوهش حاضر، به بررسی عملکرد تحصیلی دانشجویان و شناسایی الگوهای مؤثر بر موفقیت یا افت تحصیلی آنان، با استفاده از ابزارهای پردازش سیگنال گرافی، می پردازیم. جامعه آماری بررسی شده شامل دانشجویان کارشناسی دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، در بازه زمانی 1390 1400، و داده های پژوهشی شامل نمرات دانشجویان در دروس گوناگون، شاخه های تخصصی (گرایش) و زمان پذیرش هر درس است. شایان ذکر است که از تمامی داده ها استفاده و از نمونه گیری پرهیز شده است. در روش استفاده شده، هر دانشجو را یک گره در یک گراف در نظر گرفته و گره ها را، براساس مشابهت عملکرد تحصیلی، به صورت وزن دار متصل کرده ایم. سپس، با استفاده از اتصالات گراف، تطابق نمرات دروس خاص را با عملکرد کلی دانشجویان بررسی کرده ایم. نتایج نشان دهنده تطابق نداشتن نمرات برخی از دروس با عملکرد کلی دانشجویان است که ممکن است به تنوع سیاست های نمره دهی و سبک های آموزشی مرتبط باشد. این بازخورد به بهبود شیوه نمره دهی کمک می کند. همچنین ارزیابی ها نشان می دهد انتخاب گرایش دانشجویان تنها در 44 درصد از موارد با توانایی آنان همخوانی دارد. در تحلیلی دیگر، مشخص شد نمرات 5 درصد از دانشجویان در دوران همه گیری کرونا رشد چشمگیری داشته که ممکن است به تقلب نظام مند در امتحانات مجازی اشاره داشته باشد.
۷۵۸.

بررسی تجربی اثر پداگوژی خود راهبر در آموزش مبتنی بر مکان جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۴
پیشینه و اهداف: خود راهبری الگویی از آموزش تسهیلگرانه است که در آن فرد باتکیه بر توانایی اکتشافی فردی و گروهی، با تسهیلگری نظام آموزش در فرایند یادگیری قرار می گیرد. این پژوهش باهدف ارزیابی تطبیقی دو روش یادگیری خود راهبر (فردی و گروهی) در دروس مکان محور پرداخته است. روش: روش پژوهش از نوع مقایسه ای پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش مبتنی بر تعداد 22 دانش آموز چهارم ابتدایی یکی از مدراس شهر زنجان در غالب دو گروه همسان بوده است. شیوه خود راهبری فردی و گروهی برای دو درس مکان محور مطالعات اجتماعی پیاده سازی و نتایج به صورت تفسیری و آزمون تراکمی ارزیابی شد. یافتهها: یافته ها نشان می دهد شیوه خود راهبر فردی برای درس های با ماهیت مکانی کوچک مقیاس (محله) و شیوه خودراهبرگروهی برای درس های با ماهیت مکانی گسترده (مانند کشور) مؤثر عمل نموده است. طوری که علرغم مؤثر بودن هر دو روش در یادگیری دانش آموز شیوه خود راهبر فردی نیازمند حضور در میدان جغرافیایی و شیوه خود راهبردی گروهی نیازمند بررسی کتابخانه ای (کتب، مقالات، وبگاه ها، اطلس ها وغیره) بیشتر کاربردی بوده است. آزمون تراکمی نشان می دهد میانگین نمرات دانش آموزان در روش خود راهبری فردی 75/19(از بیست) و در روش خود راهبری گروهی 89/18(از بیست) می باشد. این نسبت برای درس های مکان محور غیر میدانی با پهنه سرزمینی گسترده در روش خود راهبری فردی 80/17 و در روش خود راهبری گروهی 80/19(از بیست) می باشد.          نتیجه گیری: در نتیجه ماهیت محتوایی درس های مکان محور تعیین کننده در بکارگیری نوع و الگوی روش های آموزش و یادگیری مانند خود راهبری می باشد. 
۷۵۹.

الگوی تربیت دینی در نهج البلاغه بر اساس تحلیل روان شناختی «سازوکار دفاع روانی» و کاربرد آن در اصلاح رفتارهای ناسازگار با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۵
در این پژوهش، یکی از اساسی ترین بحث های روان شناسی، یعنی سازوکارهای دفاع روانی، از میان گفتگوهای شخصیت های مخالف و منافق در سیره اهل بیت(ع)، بویژه دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع) کشف و استخراج گردیده اند، تا به گونه مصداقی و مشخص، الگوی بروز این موارد در نوع ویژه ای از عناصر روانکاوی با عنوان مکانیزم های دفاعی، ارائه و تشریح شود. در مرحله بعد، توجه کردن به تعارض ها و اضطراب های روحی و درمان نابسامانی های روانی است که یکی از مهم ترین آنها نحوه مواجهه، کنترل و تصحیح این رفتارهای ناسازگار توسط امام جامعه است. مسئله اصلی پژوهش بررسی نگاه نهج البلاغه نسبت به کنش های روانی ناسازگارانه گروه های مختلف است، تا از این رهگذر نحوه ی کنترل و مدیریت این رفتارها از جانب رهبر الهی به زبان روان شناسی ارائه شود؛ و اینکه چگونه مدل تربیت دینی نسبت به رفتارهای ناشی از دفاع روانی ناسالم در متون روایی، بویژه نهج البلاغه قابل ترسیم است. روش تحقیق در بخش مطالعات روایی با رعایت «قواعد فهم حدیث» و در بخش تحلیل داده با استفاده از روش «داده بنیاد» است. به این ترتیب مؤلفه های تربیتی مستخرج از نهج البلاغه از طریق کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، مقوله بندی و در نهایت الگوی آنها اصطیاد شد. با توجه به نتایج پژوهش، پنج رفتار ناسازگار با تحلیل سازوکار دفاع روانی شامل «دلیل تراشی، فرافکنی، والایش ساختگی، بی ارزش سازی و همه کارتوانی» در میان مخالفان مشاهده شد. چهار روش تصحیح رفتار ناسازگار در دو سطح 1) سلبی: عدم تلقین بهانه، 2) اثباتی: آگاه سازی، رفتار دوگانه نما و افشاء قاطعانه صورت گرفته است.
۷۶۰.

ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی و با استفاده از الگوی سیپ انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر، آمیخته اکتشافی بود، در بخش کیفی، روش پدیدارشناسی و در بخش کمی روش توصیفی پیمایشی استفاده شد، نشانگرهای ارزیابی اجرای نظام دوری در بخش کیفی شناسایی شد و سپس در بخش کمی، هریک از نشانگرها ارزیابی شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی، 16 نفر از مدیران و معلمان استان لرستان و دارای تجربه ی اجرای نظام دوری بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک مدار و گلوله برفی انتخاب شدند و در مصاحبه شماره 16 اشباع نظری حاصل و نمونه گیری متوقف شد. جامعه در بخش کمی کلیه مدیران و معلمان ابتدایی استان لرستان بود که در مدرسه محل خدمت آن ها نظام دوری اجرا شده است که شامل 178 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای نسبی 118 نفر به عنوان نمونه این بخش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در قسمت کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اعتبار پرسشنامه توسط خبرگان و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (955/0) تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی از روش کدگذاری اشتراوس و کوربین و در قسمت کمی از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بخش کیفی11نشانگر درباره عامل زمینه،7نشانگر درباره عامل درونداد، 7نشانگر درباره عامل فرایند، 8نشانگر درباره عامل برونداد نشان داد. نتایج بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که وضعیت اجرای نظام دوری ازنظر عوامل زمینه، فرایند و برونداد مطلوب و از نظر عامل درونداد نامطلوب است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان