ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۴۴۱.

تبیین الگوی نظریه ی هم ساخت معکوس هوشمند در آموزش ریاضی: تلفیقی از یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس و هوش مصنوعی (SFCL)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
با پیچیده تر شدن مسائل آموزشی در عصر دیجیتال، بازنگری در روش های سنتی تدریس، به ویژه در آموزش ریاضی، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد؛ جایی که چالش های شناختی و انگیزشی یادگیرندگان، فرایند یادگیری را با موانعی جدی مواجه می سازد. در پاسخ به این چالش، پژوهش حاضر به معرفی و تبیین «الگوی هم ساخت معکوس هوشمند» می پردازد؛ الگویی نوین که با تلفیق سه رویکرد مؤثر یعنی یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس، و فناوری هوش مصنوعی، با هدف ارتقای تعامل، شخصی سازی محتوا و بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان طراحی شده است. در این مقاله، ضمن بررسی نظری و پژوهشی هریک از مؤلفه ها، چارچوب مفهومی این الگوی ترکیبی ترسیم می شود؛ الگویی که طی آن، دانش آموزان ابتدا با استفاده از محتوای معکوس شده و ابزارهای هوش مصنوعی با مفاهیم پایه آشنا می شوند و سپس در کلاس، از طریق فعالیت های گروهی، بازخوردهای اختصاصی دریافت می کنند. در این فرایند، هوش مصنوعی نقش تحلیلی و حمایتی داشته و ضمن پایش مستمر پیشرفت، مسیرهای یادگیری متناسب با نیازهای فردی را پیشنهاد می دهد. در پایان، پیامدهای بالقوه این الگو بر کیفیت یادگیری ریاضی، انگیزش درونی و پرورش تفکر سطح بالا بررسی شده و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده و اجرای عملی ارائه می شود.
۴۴۲.

تأثیرِ خودکارآمدیِ هوشِ مصنوعی بر قصد رفتاری معلّمان برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش: نقش میانجی سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خودکارآمدیِ هوش مصنوعی معلمان بر قصد رفتاری آنان برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش با تأکید بر نقش میانجی سودمندیِ ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری و جامعه آماری پژوهش شامل همه معلمان ابتدایی (دوره اول و دوم) شهرستان زرین شهر بودند که از میان آنها 280 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از 4 پرسشنامه خودکارآمدیِ هوش مصنوعی، سودمندیِ ادراک شده، سهولت استفاده ادراک شده و قصد رفتاری استفاده شد که روایی و پایایی آنها محاسبه و گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی شامل همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری و با نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خودکارآمدیِ هوش مصنوعی بر قصد رفتاری معلمان برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارد (008/0P= ). به علاوه خودکارآمدیِ هوش مصنوعی با میانجیگری سودمندیِ ادراک شده بر قصد رفتاری به صورت غیرمستقیم تأثیر می گذارد (01/0P=). خودکارآمدیِ هوش مصنوعی همچنین از طریق سهولت استفاده ادراک شده بر قصد رفتاری تأثیرگذار است (02/0P=). نتیجه گیری: داشتن ادراکات مثبت در خصوص سودمندی و سهولت استفاده از فناوری هوش مصنوعی در آموزش، دو عامل تأثیرگذار مهم بر قصد معلمان برای استفاده از این فناوری می باشد. خودکارآمدیِ هوش مصنوعی به شکل گیری و تقویت این ادراکات مثبت کمک می نماید و این به نوبه خود قصد معلمان برای استفاده از هوش مصنوعی را تقویت می کند. به منظور بهره گیری از مزایای فراوان بکارگیری هوش مصنوعی در آموزش، لازم است که افزایش خودکارآمدیِ هوش مصنوعی معلمان در برنامه های توسعه حرفه ای ایشان به صورت جدی مدنظر قرار گیرد.
۴۴۳.

واکاوی مؤلفه های خلاقیت در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه های خلاقیت در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی با تاکید بر بخش های مدنی کتاب و با در نظر گرفتن الگوی خلاقیت گیلفورد انجام شد و در پی پاسخ به این سوال است که میزان تطابق محتوای متن، تصاویر، پرسش فعالیت های بخش مدنی کتاب های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی با مؤلفه های خلاقیت گیلفورد چقدر است؟ روش دستیابی به این هدف تحلیل محتوا از نوع توصیفی و جامعه آماری شامل محتوای بخش مدنی کتاب های مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بود. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته براساس عوامل خلاقیت گیلفورد(حافظه شناختی، تفکر همگرا، تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب) جمع آوری و تحلیل شدند.یافته ها نشان داد که در متن درس ها، 62% محتوا در سطح حافظه شناختی، 5% در تفکر همگرا، 6% در تفکر واگرا و 4% در تفکر ارزشیاب قرار دارد. در تصاویر، 47% در سطح حافظه شناختی، 17% در تفکر همگرا، 23% در تفکر واگرا و به تفکر ارزشیاب توجهی نشده بود. در فعالیت ها و پرسش ها، 3% در حافظه شناختی، 4% در تفکر همگرا، 32% در تفکر واگرا و 8% در تفکر ارزشیاب مشاهده شد.نتایج حاکی از آنست که کتاب های مطالعات اجتماعی دوره دوم ابتدایی در بخش مدنی بیشتر بر سطوح پایین تر تفکر(حافظه شناختی و تفکر همگرا) تمرکز دارند و به سطوح بالای تفکر(تفکر واگرا و ارزشیاب) که برای پرورش خلاقیت ضروری است، کمتر توجه شده است. پیشنهاد می شود در بازنگری کتاب های درسی، تعادلی بین سطوح مختلف تفکر ایجاد شود و فعالیت ها و محتوایی که به پرورش تفکر خلاق و انتقادی کمک می کنند مدنظر قرارگیرد.
۴۴۴.

تدریس تاریخ در مدارس: چالش و راهکارها از دید نشریات ایران (1330-1357 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۴
در دوره پهلوی دوم، نشریات و روزنامه ها به عنوان ابزارهای کلیدی در آموزش و تربیت عمومی در ایران عمل کرده و معلمان و اساتید حوزه تاریخ و آموزش آن مقالاتشان را در این نشریات منتشر می کردند. هدف از این پژوهش کشف یافته ها و مسائل تدریس تاریخ در مدارس ایران در دوره پهلوی دوم است و پرسش اصلی پژوهش بر این مبناست که چالش ها و راهکارهای تدریس تاریخ در این دوره بر اساس دیدگاه نشریات چه بوده است؟ در این راستا 29 مورد مقاله از 11 نشریه مرتبط با تدریس تاریخ در بازه زمانی 1330 تا 1357 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که عدم توجه به فلسفه تاریخ، کمبود برنامه ریزی در تدوین محتوای درسی و عدم تخصص معلمان، ازجمله عوامل اصلی ناکامی تدریس تاریخ بودند. این مشکلات منجر به بی علاقگی دانش آموزان به درس تاریخ و عدم شناخت صحیح از هویت ملی گردید. همچنین نشریات به ارائه راهکارهایی برای بهبود تدریس تاریخ پرداخته و بر تغییر نگرش به تاریخ، تأکید بر حقیقت جویی، بی طرفی و استفاده از فناوری های آموزشی تأکید کردند. پیشنهاد هایی مانند تدریس تاریخ از طریق مجسم سازی، برگزاری بازدیدهای علمی از موزه ها و تأکید بر قهرمانان واقعی تاریخ به عنوان روش های مؤثر در جذب توجه دانش آموزان مطرح شد. این یافته ها نشان دهنده نیاز به بازنگری در برنامه های آموزشی و محتوای درسی برای تقویت هویت ملی و بهبود تدریس تاریخ در مدارس ایران بوده و هست. همچنین مشخص شد که چالش ها ریشه در اجتماع و سیاست داشته و صرفاً محدود به آموزش نمی شد.
۴۴۵.

اثر بخشی نقشه مفهومی براصلاح بدساختاری دانش علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۸
بدساختاری دانش پدیده ای است که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمی گیرد. در این پژوهش برای اصلاح بدساختاری دانش از نقشه های مفهومی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد پنج کلاس به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. بعد از شناسایی دانش آموزان بدساختار، فراگیران در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای گروه آزمایش مفاهیم از کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی با استفاده از نقشه مفهومی در شش جلسه ارائه گردید. درگروه کنترل با روش های مرسوم تدریس شد. در ادامه ی پژوهش، آزمون معلم ساخته از مفاهیم اخذ شد. نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر نقشه مفهومی بر اصلاح بدساختاری دانش در مفاهیم تغییرات فیزیکی، تغییرات شیمیایی و رنگین کمان دانش آموزان، نشان داد تفاوت نمرات در هر سه مفهوم بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ آماری معنادار می باشد. (01/0P<). در کل نتایج نشان داد با استفاده از نقشه های مفهومی می توان بدساختاری دانش را در بین دانش آموزان، اصلاح کرد.
۴۴۶.

تدوین الگوی سبک زندگی تحصیلی سلامت محور بر اساس انگیزش ورزشی با نقش تعدیل کنندگی شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه: یکی از ایده های نوظهور و نوپا در حیطه روانشناسی سلامت تحصیلی، سبک زندگی تحصیلی سلامت محور است که چارچوب ارزشمندی جهت اطلاع از شرایط انگیزشی/هیجانی/رفتاری یادگیرندگان فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل سبک زندگی تحصیلی سلامت محور بر اساس انگیزش ورزشی با نقش تعدیل کنندگی شبکه های اجتماعی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا در سال 1399-1400به تعداد 10855 نفر بود که حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 373 نفر محاسبه گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت محور صالح زاده و همکاران ، پرسشنامه انگیزش شرکت در فعالیت های ورزشی دیوید مارکلند و پرسشنامه استفاده از شبکه های اجتماعی خدایاری، دانشور حسینی و سعیدی بود. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش ورزشی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر معناداری ندارد و شبکه های اجتماعی در تبیین رابطه بین انگیزش ورزشی و سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانشجویان نقش تعدیل کنندگی ندارد یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش ورزشی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین شبکه های اجتماعی بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور تأثیر معناداری ندارد و شبکه های اجتماعی در تبیین رابطه بین انگیزش ورزشی و سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانشجویان نقش تعدیل کنندگی ندارد نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان بیان کرد که انگیزش ورزشی راهکار ارزشمندی برای دستیابی به رفتارهای ارتقاء دهنده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور و قابل تعمیم به محیط تحصیلی جهت انطباق و سازگاری با چالش های تحصیلی است .
۴۴۷.

اثربخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: ارتقاء، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همواره یکی از مهم ترین مباحث آموزشی و نگرانی های اصلی روانشناسان پژوهشی است که از جمله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، فرسودگی تحصیلی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهر اصفهان در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبری یادگیری جعفری، نادی و منشئی(1400) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه موفقیت تحصیلی ولز(2010)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی سالملا – آرو و همکاران(2009) بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دختران نوجوان اثر بخش بود(01/0>p) و این اثر بخشی در دوره پیگیری 2 ماهه نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، آموزش خودراهبری یادگیری در مدارس توسط مشاوران و معلمان و نیز قرار دادن اصول و فرآیندهای و شیوه به کارگیری آن در کتب اصول و شیوه های یادگیری مهم و ضروری است.
۴۴۸.

بدفهمی های حوزه احتمال: عاملی مهم در عملکرد دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در موقعیت های احتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
هدف پژوهش حاضر که به روش توصیفی از نوع زمینه یابی انجام شده، بررسی درک و فهم و بدفهمی های دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در مبحث احتمال است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجومعلمان دوره کارشناسی رشته آموزش ابتدایی در سه استان تهران، مرکزی و خراسان شمالی بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 تحصیل می کردند. نمونه مورد مطالعه 122 نفر از افراد جامعه بودند که به عنوان نمونه در در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش، ابتدا بدفهمی های شناسایی شده در حوزه احتمال مطالعه و طبقه بندی شد. سپس، با توجه به هدف پژوهش و بر اساس نظر تعدادی از معلمان با تجربه، 6 بدفهمی رایج تر انتخاب و بر اساس آن ها به طراحی یا اقتباس سؤالات آزمون برای گروه نمونه اقدام شد. بنابراین، ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمونی محقق ساخته شامل 10 سؤال از مبحث احتمال بود. روایی این آزمون توسط تعدادی از اساتید آموزش ریاضی و معلمان ریاضی مجرب تأیید شد. پایایی این آزمون با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و ضریب 7/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که هر شش بدفهمی مورد مطالعه در این پژوهش، در بین دانشجومعلمان گروه نمونه وجود داشته است. این موارد به ترتیب میزان شیوع بیشتر به کمتر، در میان دانشجومعلمان، عبارتند از: 1. عدم توانایی نوشتن تمام حالات ممکن و مطلوب، 2. معرف بودن، 3. عدم درک مفهوم جزء به جزء و جزء به کل، 4. رویکرد نتیجه، 5. عدم درک نسبت و تناسب و 6. استفاده از شهود (اثر بصری) در مقایسه احتمال.
۴۴۹.

مؤلفه های برنامه درسی بر اساس نظریه شناخت موقعیتی با روش سنتز پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر باهدف دستیابی به مؤلفه های برنامه درسی بر اساس نظریه شناخت موقعیتی، به عنوان یکی از متأخرترین نظریه های حوزه یادگیری که یادگیری را موقعیتی و وابسته به زمینه می داند؛ انجام پذیرفته است. در این مقاله مؤلفه های اصلی برنامه درسی (4 عنصر هدف، راهبردهای یاد دهی یادگیری، تجارب یادگیری و ارزشیابی) بر اساس این نظریه به دست آمده است. روش ها: روش پژوهش کیفی و از نوع سنتز پژوهی است. کتب و پژوهش های علمی فارسی و انگلیسی نمایه شده و مرتبط از سال 1993 با استفاده از ترکیب کلیدواژه های فارسی و انگلیسی نظریه شناخت موقعیتی و هریک از عناصر برنامه درسی جستجو، بررسی و مطالعه شد. از جستجوی اولیه، 120 مقاله به دست آمد و با انجام مراحل شش گانه گاف، غربالگری سطح 1 و 2 انجام پذیرفت و 40 پژوهش، انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از چارچوب الو و کینگاس استفاده و با تعیین واحدهای معنایی کدگذاری صورت گرفت و بر اساس تقسیم بندی فاسیونه، 170 کد به دست آمد. یافته ها: با استفاده از روش سنتز پژوهی تعداد 170 کد در 42 طبقه/ مقوله، سازمان دهی گردید و مؤلفه های هدف، راهبردهای یاددهی - یادگیری، تجارب یادگیری و ارزشیابی به دست آمد. بر اساس مؤلفه های به دست آمده، 10 درون مایه حاصل و مدل طراحی گردید. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش چارچوب برنامه درسی منعطفی را با تأکید بر ویژگی های فرهنگی و ملاحظات محیطی جهت آموزش ارائه می دهد. این چارچوب فرصتی برای فعالیت اجتماعی فراهم می کند که عواملی چون زمینه، ذهن، بدن و تعاملات در آن دخیل هستند.
۴۵۰.

Chat-GPT in Learning Environment in an Iranian EFL Context: EFL Learners` Perception(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
based on the peculiarities of developing AI technology, learning English among EFL learners has become easier and the significance of studying the way English skills interact with AI technology such as Chat-GPT, and EFL learners’ internal and social factors have become highly important. Social factors include may greatly affect the problem-solving skills of the students. It might also lead to a decline in students' writing skills as they rely on the model to generate content rather than developing their own communication abilities. Social factors might include issues related to job or individual growth. Adopting a transformative learning ground, the present study attempted to use a qualitative-method approach to investigate how EFL learners experience AI, on one hand, and how they perceive Chat-GPT in this process through understanding changes in their job, attitudes toward themselves and etc, on the other hand. This study is based on a detailed investigation of the learning experiences of 46 Iranian EFL learners (intermediate and upper intermediate level) from Qom and Tehran provinces; selected based on convenience sampling procedure. Semi-structured interviews were used as the primary data collection method. Thematic analysis was used to analyze the recorded and transcribed data and theme extraction, which combined with an abductive approach helped derive broader meaning. The results indicated an overall positive perception of Chat-GPT among the participants
۴۵۱.

طراحی چارچوب سرفصل درسی با رویکرد یادگیری ترکیبی به منظور ارتقای کیفیت روش های تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۷
در سرفصل های درسی مصوب، اهمیت لازم به یادگیری ترکیبی با بهره مندی از فناوری های نوین تاکید نشده و بیشتر از راهبردهای تدریس سنتی یاد می شود. وجود چالش هایی مانند افت تحصیلی در آموزش کاملا مجازی در حین کرونا و از سوی دیگر چالش های تدریس کاملا حضوری مانند منفعل بودن یادگیرنده، ضرورت اجرای یادگیری ترکیبی را در مدارس و دانشگاه ها تایید می نماید. هدف از این تحقیق ارایه چارچوبی برای یادگیری ترکیبی در قالب سرفصل های مصوب است. روش تحقیق، بصورت مرور نظام مند برای انتخاب منابع و تحلیل محتوای آنها با روش استقرایی با واحد تحلیل تم یا مضمون می باشد. با استفاده از برنامه مکس کیودا مضامین باز، محوری و مولفه ای استخراج، دسته بندی و در نهایت چارچوب پیشنهادی برای طراحی سرفصل با رویکرد یادگیری ترکیبی، ارایه گردید. کلمات کلیدی تحقیق عبارتند از یادگیری ترکیبی و سیلابس درسی و کلید واژه های مرتبط با عنوان تحقیق است. پایگاه های اطلاعاتی انتخاب شده با دو زبان انگلیسی و آلمانی عبارتند از: گوگل اسکالر، اریک، الزویر و سای اسپیس از 2020 در منابع خارجی و 1390 در منابع فارسی است. با توجه به منابع و تجارب جهانی پیشنهاد می شود اساتید در یک ترم تحصیلی، حداقل بیست درصد از ساعات آموزشی دروس نظری یا دروس نظری-عملی را براساس مدل های ترکیبی یادگیری معکوس، ایستگاهی، آزمایشگاهی تلفیق شده و پروژه محور تدریس نمایند. به منظور پویا بودن سرفصل ها، ایجاد سامانه در وزارت عتف به منظور اشتراک گذاری آخرین تغییرات براساس نظرات متخصصین، ضروری است.
۴۵۲.

اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر رفتار جامعه پسند بر سازگاری اجتماعی معلمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: سازگاری، دستیابی به درک مناسب از رفتارها، اندیشه ها و احساسات خود و دیگران و کنارآمدن با انتظارات جامعه و مشکلات را فراهم می سازد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند بر سازگاری اجتماعی معلمان انجام گرفت. روش ها : طرح پژوهش نیمه-آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس شهر سنندج بود که 32 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند در 10 جلسه یک و نیم ساعته شرکت کردند. هر دو گروه پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات سازگاری اجتماعی معلمان پس از مداخله در پس آزمون در گروه آزمایش (06/4±43/16) نسبت به گروه کنترل (50/3±37/11) افزایش یافته است و این افزایش از لحاظ آماری معنادار است (01/0P<). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند می تواند به عنوان مداخله مناسبی در جهت افزایش و ارتقاء سازگاری اجتماعی معلمان مدنظر قرار گیرد.
۴۵۳.

The effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۳
This study aimed at examining the effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components; identifying the main idea, making Inferences, recognizing unfamiliar vocabulary, text organization, and information recall. In doing so, the researchers selected 84 homogeneous intermediate level male and female EFL learners with the age range 18 to 25 out of 110 conveniently nominated sample of students majoring in different fields in a Vocational and Technical college in Dezful. A standard version of Quick Oxford Placement Test (QPT) was used to homogenize the participants and the selected ones whose scores were within one SD above and below the mean, were considered as the experimental (i.e., cognitive-based learning, n=41) and control (n=43) groups in line with the nature of convenience non-random sampling. Then, the learners in both groups experienced the processes of pretesting, 12 sessions of intervention which were presented through synchronous online Interactions using Adobe Connect, and post-testing. A validated researcher-made L2 reading comprehension test tapping different reading components was used to collect the data. The results of Analysis of Covariates (ANCOVA) and Multivariate Analysis of Covariates (MANCOVA) proved the effectiveness of cognitive based learning, using Bloom’s Taxonomy levels in developing L2 reading and its components among the participants. The findings can be used to enrich cognitive learning and analytical views in the L2 reading classroom, helping both teachers and learners in this regard.
۴۵۴.

بررسی تطبیقی روش های آموزش معلم تربیت بدنی در ایران با کشورهای ژاپن، کانادا و مالزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
پیشینه و اهداف : هر نظام آموزشی که در محیطی خلاق، دانش محور، مهارت آموز، تحول گرا و مشارکتی گام برمی دارد، مستلزم حضور معلمی متخصص و متعهد است. اجماع بین المللی همه جانبه ای وجود دارد، مبنی بر این که کیفیت یک نظام آموزشی نمی تواند از کیفیت معلم آن فراتر رود. لذا نیاز به معلم با کیفیت، توجه دولت ها را به آموزش آنان معطوف کرده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف، بررسی تطبیقی روش های آموزش معلم تربیت بدنی در ایران با کشورهای ژاپن، کانادا و مالزی انجام شده است. روش ها : روش پژوهش حاضر کیفی – کاربردی و از نوع تطبیقی بود که در آن از روش "جرج بردی" در قالب 4 مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات این پژوهش از نوع کتابخانه ای بوده و از طریق بررسی 12 مقاله پژوهشی و مروری از مجلات داخلی و خارجی و همچنین 4 کتاب مرتبط با پژوهش حاضر، مطالب گردآوری شدند. یافته ها : بر اساس یافته های به دست آمده، در کشورهای ژاپن ، کانادا و مالزی ، مسئول آماده سازی معلم تازه کار تربیت بدنی ، دانشگاه ها، مراکز آموزشی و نهادهای اجتماعی و خصوصی هستند در حالی که در ایران این مسئولیت در انحصار دانشگاه فرهنگیان است . کسب گواهی صلاحیت تدریس در کشورهای مذکور به جز ایران الزامی است . دانشجو معلمان ایرانی ، با شروع تحصیل به استخدام دولت در می آیند در حالی که در دیگر کشورهای مورد مقایسه ، چنین نیست . وضعیت دستمزد در کشورهای مذکور از سایر کارمندان مناسب تر است ، در حالی که در ایران، شرایط مناسبی ندارد . نتیجه گیری : تدوین مسیرهای متفاوت آموزش معلم ، توجه بیشتر به مهارت های تدریس در شرایط واقعی و ارزیابی ها، ارتقای تسهیلات سخت افزاری و نرم افزاری نو معلمان، ترمیم وضعیت اقتصادی و معیشتی آنان و انتفاع از ویژگی ِ استخدام دائم معلمان و همچنین آموزش دانشجو معلمان جهت کسب مهارت معلمی در شرایط واقعی مدرسه و بر اساس نیازهای به روز مدارس در درس تربیت بدنی تکمیل و پایان یابد و در پایان دوره تحصیلی آزمون صلاحیت تدریس در نظر گرفته شود.
۴۵۵.

شناسایی چالش های آموزشی نسل آلفااز نگاه معلمان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های آموزشی نسل آلفا که ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش گرد آوری داده ها، کیفی با روش داده بنیاد بوده است.جامعه آماری پژوهش معلمین مدارس ابتدایی شهرکرج بوده که نمونه آماری با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به حد کفایت(15 نفر ) انتخاب شده است. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از نمونه آماری بوده که پس از انجام مصاحبه ها وآماده سازی در سه مرحله (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری انتخابی ) کدگذاری شده است. نتایج پژوهش نشان داداین نسل آلفا با سه چالش اصلی روبه رو می باشد که به ترتیب عبارتند از، آموزشی ، شخصیتی و اجتماعی که هر کدام در بردارنده بخش هایی از ویژگی ها و ابعادی وجودی این نسل است. لذا توصیه می شود معلمین و نظام آموزشی و همچنین والدین با شناسایی و مطالعه ویژگی ها و چالش های این نسل، به آنها کمک کرده تا بتوانند از ظرفیت های بالقوه خود استفاده نموده و به جایگاه والای علمی انسانی دست یابند.
۴۵۶.

واکاوی ادراک مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج نسبت به مفهوم رهبری فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
در تتبع پیش رو، ادراک مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج نسبت به مفهوم رهبری فناوری مورد واکاوی قرار گرفت. ازاین رو از رویکرد کیفی و روش پدیدارنگاری بهره گرفته شد. میدان تحقیق، کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهرستان سنندج بودند. از طریق شیوه نمونه گیری هدفمند ۱۲ نفر به عنوان مشارکت کنندگان تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود که تا رسیدن به اشباع مقوله نظری ادامه یافت. جهت تحلیل داده ها از شیوه کدبندی دومرحله ای (متمرکز و محوری) گلاسری (رهیافت ظاهرشونده) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد ویژگی های رهبری فناوری عبارت اند از: چشم انداز توانمندسازی یادگیرندگان، خرد جمعی رهبری، حمایت مبسوط فناورانه و پروگرام فناورانه رهبری است. همچنین یافته ها نشان داد چالش های رهبری فناوری شامل: بنیه ضعیف فناورانه یادگیرندگان، نبود ملزومات فناورانه در مدرسه، عدم بصیرت معلم در جهت استفاده از فناوری در آموزش و ضعف شناخت مدیران در به کارگماری فناوری های نوین است همچنین یافته ها نشان داد که پیامدهای رهبری فناوری شامل حرفه ای شدن معلمان بر جنبه تکنیکی تدریس، برخوردار گردیدن یادگیرندگان از تحمل تنوع در آموزش، کاربردی نمودن آموزش، یادگیری مادام العمر و نهادینه نمودن فرهنگ پژوهش می گردد.
۴۵۷.

پدیدارنگاری فهم و ادراک معلمان از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۶
هدف : مروزه مفهوم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی وسیع تر از تهیه و تدوین رئوس مطالب درسی است و آن عبارت است از پیش بینی کلیه فعالیت هایی است که دانش آموزان تحت رهبری و هدایت معلم در مدرسه (آگاهی خارج از آن) برای رسیدن به هدف های معین باید انجام دهند. از این رو هدف از انجام این پژوهش مطالعه انگاره، فهم و ادراک معلمان از مفهوم «برنامه درسی» و «برنامه ریزی درسی» و ارائه یک مدل مفهومی بود. روش : رویکرد پژوهش کیفی و راهبرد آن پدیدارنگاری است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و میدان پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان بوکان بودند. مشارکت کنندگان 12 نفر از معلمان زن و مرد بودند که به شیوه نمونه هدفمند انتخاب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. جهت تحلیل داده ها از فرآیند سه مرحله ای کدگذاری، باز، محوری و اصلی (انتخابی) استفاده به عمل آمد. یافته ها : یافته های تحقیق حاکی از آن بود که ادراک و انگاره معلمان نسبت به مفهوم «برنامه درسی» شامل برنامه درسی به عنوان یک چارچوب رسمی و الزام آور؛ برنامه درسی به عنوان یک راهنمای کلی و قابل انعطاف؛ برنامه درسی به عنوان یک چالش اجرایی؛ برنامه درسی به عنوان یک تجربه زیسته در کلاس درس؛ برنامه درسی به عنوان سند رسمی (محتوا و اسناد رسمی مصوب)، برنامه درسی پنهان، برنامه درسی به عنوان یک سازه فلسفی و اجتماعی و برنامه درسی به عنوان یک سازه شناختی و یادگیری بود. همچنین انگاره و ادراک آن ها نسبت به مفهوم برنامه ریزی درسی شامل فهم برنامه ریزی درسی به عنوان یک فرایند ساختاریافته؛ برنامه ریزی درسی بعنوان تجربیات عملی و یادگیری کسب شده، برنامه ریزی درسی بعنوان نقشه راه آموزشی، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایند سازماندهی محتوا، برنامه ریزی درسی به عنوان طراحی راهبردهای تدریس، برنامه ریزی درسی بعنوان مدیریت زمان و منابع، برنامه ریزی درسی بعنوان توجه به نیازهای یادگیرندگان، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایندی پویا و با نگرش، برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند شناختی و تصمیم گیری و برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند تعاملی و اجتماعی بود. نتیجه گیری : در نتیجه باید اذعان داشت معلمان با توجه به تجربیات عملی و تعاملات خود در محیط آموزشی، درک عمیق و چندبعدی از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی دارند. این درک ها نه تنها بر اساس اسناد و چارچوب های رسمی، بلکه بر پایه تجربیات زیسته و نیازهای واقعی کلاس درس شکل گرفته است.
۴۵۸.

بررسی تاثیر رهبری مثبت گرا بر خلاقیت سازمانی آموزگاران با نقش واسطه گری توانمندسازی روانشناختی آنان در آموزش و پرورش شهرستان کازرون

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی رهبری مثبت گرا بر خلاقیت سازمانی آموزگاران با نقش واسطه گری توانمند سازی روانشناختی آنان در آموزش و پرورش شهرستان کازرون بود. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاط گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی بود جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی آموزگاران ابتدائی شهرستان کازرون بود که طبق آمار گرفته شده از آموزش و پرورش 411 نفر بود. که با استفاده از جدول مورگان 198 نفر را از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد.ابزار این پژوهش سه پرسشنامه رهبری مثبت گرا کامرون (2018)، پرسشنامه خلاقت آمابیل (2001) و پرسشنامه استاندارد توانمند سازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا (1992) بود.. که روایی بصورت صوری توسط استاد راهنما مورد تایید قرار گرفت و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه رهبری مثبت گرا 75/0، برای پرسشنامه خلاقیت سازمانی 81/0 و توانمند سازی روانشناختی 82/0 بدست آمد. داده های استخراجی با استفاده از آزمون تحلیل مسیر در نرم افزار Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . .یافته ها: نتایج نشان می دهد توانمند سازی روانشناختی با توجه به ضریب بتای 871/2 نقش واسطه گری در بین رهبری مثبت گرا و خلاقیت سازمانی دارد.همچنین رهبری مثبت گرا بر خلاقیت سازمانی با ضریب بتای 313/0 تاثیر دارد و رهبری مثبت گرا بر توانمند سازی روان شناختی با ضریب بتای 131/0 تاثیر دارد . نتیجه گیری: رهبری مثبت گرا هم به صورت مستقیم بر خلاقیت سازمانی اثرگذار است و هم از طریق توانمندسازی روان شناختی این تأثیر را تقویت می کند. به عبارت دیگر، توانمندسازی روان شناختی نقش واسطه ای مهمی میان رهبری مثبت گرا و خلاقیت سازمانی ایفا می کند و موجب می شود اثرگذاری رهبری مثبت گرا بر خلاقیت کارکنان در سطح بالاتری ظاهر شود.
۴۵۹.

الگوی پویای تربیت اقتصادی- حرفه ای براساس سند تحول بنیادین در برنامه درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش حاضر با هدف عرضه الگوی پویای تربیت اقتصادی- حرفه ای براساس سند تحول بنیادین در برنامه درسی دوره ابتدایی و به روش آمیخته (اکتشافی متوالی) انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از روش فراترکیب گردآوری و با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شده اند. محدوده پژوهش، مشتمل بر تمام مقالات علمی داخلی مرتبط با موضوع طی سال های 1390 تا 1401 در بستر پایگاه های اطلاعاتی علمی الکترونیکی داخلی، شامل بانک اطلاعات نشریات کشور، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، مجلات تخصصی نور، مگیران، سیویلیکا و علم نت است؛ بدین شرح که براساس معیارهای ورود و خروج برای انتخاب پژوهش های منتخب، ازمیان 28 مطالعه شناسایی شده و مرتبط، چهارده مقاله برگزیده و داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون توسط نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. حاصل تحلیل داده ها در بخش کیفی، شناسایی 74 مضمون اولیه و سی مضمون پایه بود که ذیل شش شاخص ساحت تربیت اقتصادی- حرفه ای سند تحول بنیادین مقوله بندی شدند. در بخش کمّی با هدف الگوسازی سیستمی تربیت اقتصادی- حرفه ای از روش الگوسازی پویایی سیستم استفاده شد که روشی برای تجزیه وتحلیل رفتار متغیرها در سیس تم های پیچیده است. براساس مراحل الگوسازی پویایی سیستم، ابتدا حلقه های علی مضامین و شاخص ها با استفاده از داده های حاصل شده از بخش کیفی پژوهش ترسیم و سپس با طراحی الگوی پویایی برنامه درسی تربیت اقتصادی- حرفه ای، رفتار متغیرهای کلیدی در افق زمانیِ ده ساله (1398-1408) تحلیل شد. دستاورد پژوهش، ابزاری مناسب را برای ارتقا و بهبود سناریوهای سنتی برنامه درسی تربیت اقتصادی دوره ابتدایی پیشنهاد می دهد.
۴۶۰.

شناسایی چالش های مهم و اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در افق 1403(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
قدمه و هدف : امروز در همه جای دنیا برای توسعه پایدار و پیشرفت جامعه از آموزش وپرورش شروع می کنند؛ و نقش "مدیریت و رهبری آموزشگاهی" در هزاره سوم در پیشبرد اهداف آموزش وپرورش اهمیت زیادی دارد. مروری بر وضعیت کنونی و فعالیت مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در کشور، حکایت از آن دارد که، مسئولیت آن بیشتر و منابع آنها محدودتر از قبل است و آسیب ها و مشکلات متعددی دامنگیر آن است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی در سال 1403 انجام شد. روش شناسی پژوهش : برای انجام این پژوهش از رویکرد کیفی با دو روش پدیدارشناسی و دلفی استفاده گردید. میدان پژوهش، کلیه خبرگان، اساتید و مدیران ارشد آموزش وپرورش کشور بود. در قسمت مصاحبه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و با تکنیک گلوله برفی، 17 نفر در بخش مصاحبه و 25 نفر در قسمت دلفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل و تفسیر اطلاعات، از روش کدگذاری باز و کدگذاری محوری و تحلیل دلفی استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که، چالش های اساسی مدیریت آموزشی و آموزشگاهی را می توان در مقوله های اصلی (فضا، محتوا و برنامه درسی، انگیزش معلمان، مالی، تنوع مدارس، شیوه های جذب و استخدام معلم، عملکرد، فقدان چشم انداز، نیروی انسانی، بهسازی و آموزش نیروی انسانی و سازمانی) دسته بندی کرد که، هریک از این مقولات اصلی نیز دربردارنده خرده مقولات دیگری نیز هستند. نتایج تحلیل دلفی نشان داد که، با چالش آموزش مجازی و دیجیتال اکثر خبرگان مخالف بوده اند و این شاخص از فرایند تحلیل کنار گذاشته شد و چالش های اساسی مدیریت آموزشی وآموزشگاهی به ترتیب اهمیت عبارتند از: 1- محتوا و برنامه درسی، 2- انگیزش معلمان، 3- عملکرد، 4- مالی، 5- فقدان چشم انداز، 6- فضا، 7- نیروی انسانی، 8- سازمانی، 9- تنوع مدارس، 10- شیوه های جذب و استخدام معلم و 11- بهسازی و آموزش نیروی انسانی. بحث و نتیجه گیری: تلاش برای اثربخشی و کارآمدی نظام آموزشی با توجه تغییرات پیچیده اجتماعی و محیطی و لزوم برخورداری از آموزش وپرورش با کیفیت بالا یک ضرورت است و این مهم ایجاب می کند که در راستای بهبود وضعیت این چالش ها اقدام نمود؛ این امر نیازمند دریافت پاسخ های شایسته در سطوح سیاست گذاری، قانون گذاری، بودجه ریزی و مدیریتی کلان کشور، جهت رفع مشکلات و چالش های ذکر شده است؛ که، تدوین برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت با توجه به نیازهای آموزشی و سازمانی یکی از بهترین راهکارهاست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان