مهرناز سادات رضوانیان

مهرناز سادات رضوانیان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

نقش هوش مصنوعی در بازتعریف دانش های مدرسان (TPACK): یافته هایی از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های تدریس اثربخش مبتنی بر هوش مصنوعی در چارچوب مدل دانش محتوایی، پداگوژیکی و فناورانه (TPACK) و بر اساس تجارب اساتید و متخصصان آموزشی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس روش نظریه داده بنیاد با الگوی اشتراس و کوربین انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۹ نفر از اساتید دانشگاه، متخصصان و معلمان باتجربه در حوزه آموزش و یادگیری با فناوری های نوین بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. نتایج نشان داد که ادغام هوش مصنوعی در تدریس، ابعاد مختلف دانش معلم شامل دانش فناورانه (TK)، دانش پداگوژیکی (PK)، دانش محتوایی (CK) و همچنین تعاملات میان بعدی مانند TPK، PCK و TCK را بازتعریف می کند. مؤلفه هایی چون شخصی سازی یادگیری، تسهیل تعامل آموزشی، بازنمایی مفاهیم دشوار و طراحی فعالیت های خلاقانه با مشارکت انسان و ماشین به عنوان عناصر اصلی تدریس اثربخش شناسایی شدند. علاوه بر این، چالش ها و نگرش های اخلاقی نظیر وابستگی بیش ازحد به فناوری، صحت محتوای تولیدی  و ضرورت حفظ تعامل انسانی نیز برجسته شد. تحلیل داده ها نشان داد که تحقق تدریس اثربخش با بهره گیری از هوش مصنوعی منوط به سه شرط بنیادین است: توانمندسازی حرفه ای معلمان، هم افزایی فناوری با رویکردهای فعال یادگیری  و طراحی چارچوب های اخلاقی و سیاست گذاری شفاف. این پژوهش با توسعه چارچوب TPACK در بافت هوش مصنوعی، ضمن ارائه بینش های نظری، راهبردهای عملی نیز برای ارتقای برنامه های تربیت معلم و سیاست گذاری آموزشی در زیست بوم های هوشمند فراهم می آورد.
۲.

بررسی پدیدارشناسانه انتظارات و تجربیات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
پیشینه و هدف: یکی از اهداف سند تحول بنیادین در نظام آموزشی، آماده سازی کارکنان می باشد.در نظام آموزش و پرورش ایران، سند تحول بنیادین در راستا تغییر و تحول این نظام تدوین شده است. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی پدیدارشناسانه انتظارات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین است. روش ها: پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی بوده که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. رو ش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. مشارکت کنندگان این مطالعه از بین تمامی معلمان شرکت کننده در آزمون سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند که به روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور 15 نفر از آنان انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون بود. همچنین به منظور اعتباربخشی یافتهها از معیارهای چهارگانه(باورپذیری، اطمینان پذیری، انتقال پذیری و تاییدپذیری) استفاده شد . یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که انتظارات معلمان را می توان در سه دسته: انتظارات مدرسه ای، سازمانی و اجتماعی دسته بندی کرد. همچنین تجارب درون مدرسه ای، تخصصی، شخصی و پوچ، چهار بعد اصلی تجربیات معلمان را نشان داد. ،عوامل تسهیل کننده در قالب دو عامل شخصی و اجرایی و عوامل بازدارنده در قالب سه عامل سازمانی، اقتصادی و انگیزشی شناسایی شد. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان چنین نتیجه گرفت که مورد مطالعه پذیرش قلبی و درونی نسبت به سند تحول بنیادین نداشتند. بنابراین نیاز است به طور موثرتری به آماده سازی معلمان در راستای اجرای سند تحول بنیادین پرداخته شود.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان