فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مهارت خواندن و درک متن یکی از مهارت های مهم زبان که برای فهم معنا و افکار موجود در متن بکار می رود. توجه به این مهارت در دروس متون ادبی معاصر یکی از مهم ترین موضوعات حوزه ی آموزش زبان به شمار می رود. استفاده از روش های صحیح تدریس می تواند در تقویت مهارت درک متن ادبی نقش بسزایی داشته باشد. با این وجود ملاحظه می شود که متون ادبی با روش های قدیمی تدریس می شوند و بسیاری از استادان از راهبردهای جدید و مناسب تدریس این متون استفاده نمی کنند. این امر سبب شده است که دانشجویان چندان نتوانند در دست یابی به مهم ترین اهداف متون ادبی موفق باشند.پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی رویکردهای آموزش و مهارت های درک متون ادبی عربی معاصر و همچنین به ارائه راه کارهای مناسب تدریس می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد اساتید رشته زبان و ادبیات عربی به میزان کم از روش تدریس مناسب و نوین برای درک و فهم متون ادبی استفاده می کنند. از آنجایی که انتخاب روش تدریس در فرایند تدریس از اهمیت ویژه ای برخوردار است، ضروری است که اساتید متون ادبی توجه بیشتری به انتخاب آن داشته باشند. مشاهده می شود که اساتید غالباَ از روش سخنرانی برای تدریس متون ادبی استفاده می کنند که در مقایسه با سایر راهبردها، روشی سنتی محسوب می شود، اما از راهبردهای همچون بحث گروهی، بارش مغزی، حل مسئله و یادگیری مشارکتی که راهبردهای جدیدی هستند به ندرت استفاده می کنند.
دیالکتیک مرگ و زندگی در اشعار أحمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان همواره با مرگ اندیشی و اشتیاق به زندگی روبروست و این احساسات هیچ گاه از آدمی جدا نیست، اما در جوامعی که در معرض تنش های سیاسی و اجتماعی است، تقابل این دو در روح و روان آدمی بیشتر حس می شود. شاید از همین روست که مرگ و زندگی از جمله درون مایه های پربسامد دیوان های شاعران عرب به ویژه شاعران مقاومت است. احمد مطر شاعر معاصر عراقی است که بیان مشکلات و آلام مردم از بن مایه های شعر اوست، از این قاعده مستثنی نیست. این پژوهش با تکیه بر شیوه وصفی تحلیلی، درصدد بررسی دیدگاه احمد مطر در مورد مرگ و زندگی با تکیه بر اشعار اوست. نتایج این پژوهش نشان می دهد که أحمد مطر از هیچ فرصتی برای بیان دردها و مصیبت های مردم فروگذار نکرده و مرگ را نیز با درد و مشکلات جامعه و حکام عرب تلاقی می دهد و زنده یا مرده بودن انسان ها را مرهون بیداری آن ها در مقابل ظلم و ستم می داند. مطر با درهم آمیختن مرگ و زندگی با مضامینی چون اختناق حاکم، مسأله فلسطین و بی تفاوتی جامعه عربی و ترس، با یادآوری مرگ، مردم را به تلاش و مبارزه برای زندگی بهتر و نهراسیدن از مرگ فرامی خواند. از نظر او انسانی که در مقابل استبداد حاکمان و درد هم وطنان خود سکوت پیشه کند و آن را نادیده انگارد، مرده است.
بررسی هندسه مفهوم عاملیت انسان در دیدگاه جان دیویی و پیامدهای تربیتی آن
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
60 - 68
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مفهوم عاملیت انسان در فلسفه جان دیویی و پیامد های تربیتی آن می پردازد. دیویی انسان را موجودی پویا و خلاق می داند که از طریق تعامل مستمر با محیط به رشد و تکامل می رسد. وی با رد دوگانه انگاری های سنتی، بر یگانگی ذهن و بدن و پیوند نزدیک انسان با محیط اجتماعی و طبیعی تأکید می کند. این مقاله با رویکرد کیفی و تحلیل فلسفی، ابعاد عاملیت انسان را در اندیشه دیویی تحلیل کرده و آن را به عنوان قابلیتی اکتسابی و پویا معرفی می کند که در فرایند تجربه و یادگیری شکل می گیرد. در فلسفه دیویی، مفهوم رشد به عنوان افزایش ظرفیت تعامل هوشمندانه با محیط و بازسازی تجربیات، جایگاه محوری دارد و با مفاهیمی همچون دموکراسی، که بستری برای مشارکت اجتماعی و یادگیری خلاق فراهم می آورد، پیوندی تنگاتنگ دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عاملیت انسان در نگاه دیویی، پیش نیاز تحقق رشد فردی و اجتماعی بوده و در جوامع دموکراتیک، به شکل گیری شهروندانی آگاه و مسئول می انجامد. این یافته ها، چارچوبی کاربردی برای بازاندیشی در نظام های آموزشی فراهم می آورد.کلمات کلیدی: جان دیویی، عاملیت انسان، رشد، تجربه، دموکراسی.
Evolving Towards Efficiency: A Narrative inquiry of a School Principal's Experiences in a High-poverty Environment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۴
37 - 50
حوزههای تخصصی:
This study aims to represent how a primary school principal evolved into an effective educational leadership, focusing on their personal and professional background along with the distinctive features of the school and local community. A qualitative approach and narrative inquiry method were used. Initially, in-depth and semi-structured interviews lasting 12 hours were conducted with the principal. Data analysis was performed using Lichman’s model (2013). To validate the narratives, in-depth and semi-structured interviews were conducted with five teachers who had worked under the principal's management and were selected through purposive (criterion-based) sampling. Additionally, self-reflection notes were prepared during the research process. The principal's journey towards efficiency was divided into four episodes: the character formation period, facing discrimination, conflicts and grief, building professional identity, and role modeling. According to the data analysis results, themes of encountering discrimination, economic poverty, and the local community's perception of disadvantaged schools were continuously repeated in the principal's narratives. Based on the narratives, three strategies - managing interactions, continuous professional development, and vision setting - played a crucial role in the principal's evolution towards efficiency. According to the findings, it is recommended that principals of high-poverty schools address teachers' educational deficiencies in the form of suggestions and gradually increase delegation of authority and trust in their measures to ensure improved performance quality. In addition, the principal, by requiring teachers to daily note the challenges and issues faced by students and to identify major and common challenges, aimed to prioritize these challenges and take necessary actions.
Effect of Performance Assessment on Iraqi EFL Learners’ Writing Competence Motivation for Writing(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
43 - 56
حوزههای تخصصی:
This study investigates the impact of performance assessment on the writing competence and motivation for writing among Iraqi EFL learners. In light of the limitations of traditional assessment methods, which often fail to accurately reflect students' abilities and can induce anxiety, this research explores the effectiveness of performance-based assessments as a more engaging and authentic alternative. A total of 41 intermediate-level students from an Iraqi university participated in the study, divided into an experimental group that engaged in performance assessments through dialogue journals and a control group that followed traditional writing tasks. Pre-tests and post-tests were administered to evaluate writing competence, alongside an Academic Writing Motivation Questionnaire to assess changes in motivation levels. The results indicated that performance assessment significantly enhanced both writing proficiency and motivation for writing among the experimental group compared to the control group. This study underscores the importance of innovative assessment strategies in fostering a more effective and motivating learning environment for EFL learners. Performance Assessment, Writing Competence, Writing Motivation, Writing Proficiency
تدوین مدل علی شکوفایی بر اساس معنای زندگی و ذهن آگاهی با نقش واسطه ای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
249 - 267
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین معنای زندگی و ذهن آگاهی با شکوفایی و نقش میانجی کیفیت زندگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1402-1401 در دانشگاه بوعلی سینا همدان بودند. گروه نمونه که شامل 379 نفر بود با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. و به پرسشنامه معنای زندگی (استیگر و همکاران، 2006)، پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ، (والاچ و همکاران،2006)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، (1996) و پرسشنامه شکوفایی (داینر و همکاران،2010) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد.یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنای زندگی و ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و شکوفایی مثبت و معنادار بودند (01/0p< ). همچنین اثر کیفیت زندگی بر شکوفایی نیز مثبت و معنادار بود (01/0p< ). طبق نتایج اثرات غیر مستقیم معنای زندگی و ذهن آگاهی بر شکوفایی نیز مثبت و معنادار بود (01/0p< ). بر اساس این یافته ها می توان اینگونه استنتاج کرد که معنی زندگی و ذهن آگاهی با واسطه گری کیفیت زندگی بر شکوفایی تأثیر می گذارند. افرادی که سطوح بالایی از ذهن آگاهی را دارا هستند و در زندگی برای خود معنایی یافته اند؛ کیفیت زندگی بهتری داشته و ارتقاء کیفیت زندگی نیز به سهم خود منجر به شکوفایی و بالندگی در فرد می شود.
شناسایی ابعاد و مولفه های برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی براساس رویکرد هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه های برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی براساس رویکرد هوش مصنوعی انجام یافته است. روش پژوهش، کاربردی توصیفی از نوع سنتزپژوهی و تحلیل محتوای اسناد است. منابع مورد تحلیل در این پژوهش، متون و منابع مرتبط با رویکرد هوش مصنوعی بود که از میان آنها 30 منبع داخلی و چهل منبع خارجی شناسایی و تحلیل شدند. برای گردآوری داده ها از روش گزارش و ثبت اطلاعات و سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته با فهرست وارسی استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از الگوی هفت مرحله ای سنتزپژوهی مارش و روش کدگذاری باز و محوری استفاده شد. برای اطمینان از نحوه کدگذاری یافته ها از دو ارزشیاب نظرخواهی شده است. در تحلیل محتوا، میزان فراوانی هر مولفه در منابع تعیین و درصد آن از کل مشخص شد. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه درسی علوم تجربی بیشتر از نظریه های رفتارگرایی، ساختن گرایی و فرهنگ- اجتماعی ویگوتسکی تاثیر می پذیرد. در بین عناصر برنامه درسی علوم با رویکرد هوش مصنوعی عنصر هدف با 12 مولفه، محتوا با 4 مولفه، راهبردهای یاددهی – یادگیری با 4 مولفه و ارزشیابی با 3 مولفه شناسایی شدند. ضمن اینکه تجربه یادگیری شخصی در بعد هدف با 13 فراوانی، ایجاد محتوای دیجیتال در بعد محتوا با 6 فراوانی، ساده سازی مفاهیم پیچیده در بعد راهبردهای یادگیری - یاددهی با 4 فراوانی و ارزیابی تطبیقی در بعد ارزشیابی با 6 فراوانی بیشترین مولفه مورد تاکید در برنامه درسی علوم با رویکرد هوش مصنوعی شناخته شدند
مقایسۀ اثربخشی آموزش بر اساس الگوی چرخۀ یادگیری، روش مشارکتی و روش معمول بر میزان مشغولیت تحصیلی و نگرش به یادگیری در درس علوم تجربی پسران پایۀ هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش بر اساس الگوی چرخه یادگیری، روش مشارکتی و روش معمول بر میزان مشغولیت تحصیلی و نگرش به یادگیری در درس علوم تجربی پایه هشتم پسران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه هشتم دوره اول متوسطه سال تحصیلی 1401-1400 شهرستان گیلان غرب بود که از بین آن ها 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه مشغولیت تحصیلی تینیو (2009) و پرسشنامه نگرش به یادگیری علوم اکپینر و همکاران (2009) استفاده شد. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد پس از آموزش بر اساس روش چرخه یادگیری، میزان مشغولیت تحصیلی و نگرش به یادگیری گروه آموزش دیده بر اساس الگوی چرخه یادگیری نسبت به روش معمول در مرحله پس آزمون کاهش معنادار داشته و به عبارتی، آموزش بر اساس الگوی چرخه یادگیری نسبت به روش معمول بر میزان مشغولیت تحصیلی و نگرش به یادگیری در درس علوم تجربی اثربخش تر است. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، می توان گفت هر دو رویکرد مداخله ای چرخه یادگیری و روش مشارکتی نسبت به روش معمول در افزایش مشغولیت تحصیلی مؤثر بوده اند. همچنین، رویکرد مداخله ای چرخه یادگیری از اثربخشی بیشتری نسبت به روش مشارکتی برخوردار بوده است.
فلسفه تعلیم و تربیت برای صلح: پیوند پداگوژی کلاسی و رهبری جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله فلسفه آموزش را به عنوان ابزاری برای ترویج صلح از طریق برقراری پیوند میان روش های آموزشی در کلاس و رهبری جهانی بررسی می کند. این مقاله بر ظرفیت ذاتی انسانی برای «مراقبت از دیگری» تأکید می کند و از پرورش همدلی، همبستگی و پروا برای مواجهه با چالش های اجتماعی و جهانی حمایت می کند. با استفاده از بینش های فلسفی از چهره هایی مانند مولوی، اینشتین و لائو تسه، این مقاله بین صلح درونی—آرامش شخصی که از طریق تفکر به دست می آید—و صلح بیرونی که شامل هماهنگی اجتماعی و عدالت است، تفاوت قائل می شود و بر ارتباط متقابل این ابعاد و ارتباط آنها با آموزش تأکید می کند. نقش فیلسوفان آموزشی در سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار می گیرد و تأکید می شود که آنها بر فراگیران، سیاست گذاران و ساختارهای اجتماعی تأثیر می گذارند. آموزش صلح به عنوان ابزاری تحول آفرین برای پرورش مهارت های انتقادی مانند مذاکره و همدلی در دانش آموزان معرفی می شود. این مقاله همچنین به چالش های جهانی می پردازد و از فیلسوفان آموزشی می خواهد که به طور فعال در دیپلماسی و تغییر سیستم برای ترویج صلح مشارکت کنند. مشارکت فیلسوفان تربیتی این گفتمان را غنی می کند و دیدگاه هایی در مورد حمایت، اخلاق، تاریخ و محدودیت های آموزش صلح ارائه می دهد. این بینش ها به طور جمعی ظرفیت آموزش را به عنوان بستری برای تحول اجتماعی و هماهنگی جهانی برجسته می کنند.
مطالعه اثربخشی یادگیری بخش ماشینهای علوم نهم از طریق کاوشگری بر نحوه یادگیری دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
آموزش علوم بر یادگیری عمیق مفاهیم علمی و رفع بدمفهومش های فراگیران متمرکز و به شدت تحت تأثیر تفکر برساختگرایی قرار گرفت. از ملزومات آن، انتخاب روش تدریس مناسب و کاوشگرانه است، زیرا نیرو های بالقوه فراگیران را به سطح عملی ارتقا می دهد و معلم را نسبت به توانمندی های خلاق آگاه می کند. پژوهش زیر برای بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کاوشگری، بر یادگیری علوم تجربی نهم انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل سه بخش در حیطه دانش، مهارت و نگرش طراحی شد. نتایج نشان داد روش کاوشگری قادر به رفع کردن بدمفهومش "با استفاده از ماشین های ساده کار کمتری انجام می شود" شد و تفاوت معنادار بین دو گروه مشاهده شد، ولی در مؤلفه های محاسبه کار در ماشین های ساده و شناخت ماشین های ساده تفاوت معناداری مشاهده نشد. ارزشیابی تکوینی فراگیران توسط چک لیستی با شاخص های متفاوتی در زمینه های مختلف مانند طراحی آزمایش، انتخاب وسایل، استفاده درست از وسایل حین آزمایش، جمع آوری داده ها و تبیین و نتیجه گیری، در نتایج مؤلفه های حیطه عاطفی و روانی-حرکتی، تفاوت معناداری بین داده های استخراج شده وجود داشت و نمرات پیش آزمون و پس آزمون دانش آموزان باهم متفاوت بود. تحلیل کیفی ارزشیابی تکوینی نشان داد کاوشگری تأثیر مثبتی بر مهارت ها، خصوصا مهارت های فرآیندی داشت.
چالش ها و فرصت های تربیتی و حرفه ای در عصرهوش مصنوعی: الزامات و اقتضائات مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با مرور تحلیلی ادبیات و پژوهش های جدید به بررسی نقش هوش مصنوعی (AI) در شکل دهی به آینده مدارس، مزایا و معایب احتمالی آن، نقش در حال تحول مدارس و معلمان و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. هدف این مطالعه ارائه یک درک جامع از تأثیر بالقوه بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در مدارس و ارائه پیشنهادهایی برای استفاده مؤثر از آن است. نتایج تحقیق نشان میدهد با به رسمیت شناختن هوش مصنوعی بعنوان یک واقعیت موجود و با درک نقش در حال تحول مدارس و معلمان،، هوش مصنوعی می تواند به طور موثری برای افزایش تجربیات یادگیری و آماده سازی دانش آموزان برای آینده به کار گرفته شود. بهبود برابری فرصت های آموزشی، بهبود یادگیری فردی متناسب با نیازهای ویژه و ارزیابی های دقیق شخصی سازی شده از جمله مزایای استفاده از هوش مصنوعی است. علاوه بر آن سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند حجم وسیعی از داده ها را برای متناسب کردن محتوای آموزشی تجزیه و تحلیل کنند و بازخورد فردی ارائه دهند، تعامل دانش آموز و نتایج یادگیری را افزایش دهند. با وجود مزایای بسیار زیاد، ابزارهای هوش مصنوعی با جمع آوری و تحلیل اطلاعات دانش آموزان نگرانی هایی در مورد حریم خصوصی و امنیت داده های دانش آموزان ومدارس بوجود می آورند. همچنین خطر اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی که به طور بالقوه نقش تعامل انسانی و رویکردهای آموزشی شخصی سازی شده را کاهش می دهد، وجود دارد. توانمندسازی حرفه ای معلمان بهترین رویکرد در مواجهه با هوش مصنوعی و نحوه استفاده بهینه آن در مدارس است.
کارکرد آزمون های عملکردی در ارزشیابی از درس تاریخ با تحلیل بخش ارزشیابی کتاب-های درسی متوسطۀ اول
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف شناسایی نقش آزمون های عملکردی در فعالیت های پیش بینی شده برای دانش آموزان اول متوسطه در درس تاریخ و در پاسخگویی به دو سوال تحقیق به مرحله اجرا درآمد. روش تحلیل کمی بوده و حدود 140 سوال و فعالیت مندرج در کتاب درسی سه پایه مورد ارزیابی و تحلیل قرارگرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد علیرغم ادعای نویسندگان کتاب که در اهداف غایی به پیوند نزدیک محتوا با مهارت های زندگی اشاره نموده بودند و دبیران را از روش هایی متکی بر محفوظات نهی کرده بودند، بیش از نیمی از فعالیت ها در حوزه شناختی بوده و تنها 47 درصد فعالیت های پیش بینی شده برای دانش آموزان عملکردی است و در پاسخ به سوال دوم که تحلیل فعالیت های عملکردی را موجب شد، از 4 سطح حوزه عملکرد، 95درصد در سطح کتبی و شناسایی بوده و تنها 5 درصد به سطح مهارتی شبیه سازی شده و نمونه کار اختصاص داده شده است.
رویکردی میان رشته ای به ثمرات و دستاوردهای انقلاب مشروطیت
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطیت (1285) اولین انقلاب قرن بیستم و طلیعه انقلابات این قرن محسوب می گردد. هدف این پژوهش بررسی دستاوردهای این انقلاب از منظر مطالعات میان رشته ای و ارتباط آن با کتب درسی متوسطه اول و دوم است. در علوم انسانی از مهم ترین عرصه های پرداختن به حوزه مطالعات میان رشته ای در کتب درسی، می توان به مبحث «انقلاب مشروطه» در کتب (مطالعات اجتماعی پایه نهم، تاریخ ایران و جهان معاصر3 ، تاریخ معاصر ایران، جریان شناسی اندیشه معاصر در ایران و...) اشاره کرد. مسئله مندی پژوهش حاضر این است که دستاوردهای چندبعدی (سیاسی، فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی) و متکثرِ انقلاب مشروطه را بررسی کند. به تعبیر دیگر مسئله اصلی و «پرسش کانونی» پژوهش حاضر این است که با عطف به پرهیز از نگاه تک بعدی، مهم ترین دستاوردهای انقلاب مشروطه کدامند؟ دبیران مطالعات اجتماعی، دبیران تاریخ و علوم اجتماعی، دانشجویان رشته های علوم اجتماعی، تاریخ، علوم سیاسی و.... می توانند مخاطبان بالقوه این نوشتار پژوهشی باشند. پژوهش حاضر از نظر هدف در دسته تحقیقات کاربردی، از نظر روش گردآوردی داده ها در دسته تحقیقات اسنادی- کتابخانه ای، از نظر ماهیت پژوهش در دسته تحقیقات تاریخی (توصیفی - تحلیلی) قرار می گیرد. انقلاب مشروطه، دستاوردهای فراوانی داشته که در صورت بندی این نوشتار این دستاوردها در حوزه های سیاسی(تبدیل سلطنت مطلقه فردی به سلطنت مشروطه، تدوین قانون اساسی، تشکیل مجلس شورا و هیئت وزیران)، اجتماعی(تشکیل احزاب و نهادهای مدنی، حضور زنان در عرصه اجتماع، تقویت وگسترش احساسات ملی، دگرگونی نظام ارزشی و هنجاری جامعه و...) و اقتصادی (تصویب بودجه سالانه کشور، الغای نظام تیول داری و زمین خواری و...) تحلیل می شوند.
هوش مصنوعی در آموزش تاریخ؛ فرصت یا تهدیدی برای حافظه تاریخ
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تکیه بر چارچوب نظری بازنمایی فرهنگی (استوارت هال) و مکان های حافظه (پی یر نورا)، به بررسی تعارض میان روایت های تولیدشده توسط AI و حافظه فرهنگی دبیران تاریخ در مدارس ایران می پردازد. روش ها : روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قیاسی استقرایی است. داده ها شامل تحلیل محتوای پاسخ های GPT به پرسش های تاریخی و مصاحبه با معلمان در پنج استان کشور (یزد، فارس، قم، خراسان، گیلان) است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که روایت های الگوریتمی، به دلیل اتکا به الگوهای آماری و منابع غالب، دارای ساختاری تقلیل گرا، بی زمینه و حافظه زدوده هستند. در مقابل، معلمان با بهره گیری از حافظه زیسته، روایت های چندصدایی، و بازاندیشی انتقادی، به مقاوم سازی آموزش تاریخ در برابر این محتواها می پردازند. این مقاومت ها در قالب کنش هایی چون چندروایتی سازی پرسش ها، بازخوانی محلی، و تلفیق روایت های خانوادگی با متن درسی شکل می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نسبت میان تاریخ، حافظه و فناوری، عرصه ای گفتمانی است که نیازمند تحلیل فراتر از سطح ابزار است و نقش دبیر، همچنان به عنوان کنشگر حافظه ای، در خط مقدم این مواجهه باقی می ماند. نتیجه گیری: تحول فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه مدل های زبانی نظیرChatGPT، نه تنها نظام های آموزشی را متأثر کرده؛ بلکه شیوه های روایت تاریخی را نیز دستخوش بازتعریف ساخته است. از این رو شرایط بکار بردن دانش این حوزه در آموزش بیشتر لحاظ کردد
بررسی شیوه های نوآورانه تدریس تاریخ و بومی سازی آن مطابق با فرهنگ در جوامع اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چالش ها و فرصت های نوآوری در آموزش تاریخ با رویکرد بومی سازی در جوامع اسلامی می پردازد. با توجه به ناهمخوانی روش های آموزشی رایج با ارزش های اسلامی و پیامدهای هویتی آن، این مطالعه ضرورت بازنگری در شیوه های تدریس تاریخ را مورد تأکید قرارمی دهد. روش های پژوهش: پژوهش حاضر با روش کیفی و تحلیل محتوای اسنادی انجام شده و داده ها از طریق بررسی منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر گردآوری شده اند. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که تلفیق روش های نوین مانند یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی با مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، ضمن افزایش اثربخشی آموزشی، به حفظ هویت فرهنگی دانش آموزان کمک می کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بومی سازی محتوای تاریخی با تأکید بر میراث تمدن اسلامی و استفاده از فناوری های آموزشی سازگار با فرهنگ اسلامی می تواند چالش های موجود را کاهش دهد. این مطالعه پیشنهاد می کند که نظام های آموزشی با به کارگیری راهبردهایی مانند آموزش شخصی سازی شده، روش های خلاقانه و ارزیابی جامع در چارچوب ارزش های اسلامی، زمینه را برای پرورش نسلی پویا و متعهد فراهم کنند. محدودیت اصلی تحقیق، کمبود منابع معتبر در زمینه الگوهای بومی آموزش تاریخ است که لزوم انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه را نشان می دهد.
نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین هوش هیجانی با مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
303 - 332
حوزههای تخصصی:
ناتوانی یادگیری شامل مشکلاتی در زمینه خواندن، نوشتن، گوش دادن، حل مسائل ریاضی و درک یا کاربرد زبان گفتاری است که موانع قابل توجهی را برای دانش آموزان ایجاد می کند و موجب مشکلاتی در مسائل تحصیلی و عملکرد شناختی می شود. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه حساسیت به طرد با مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری با نقش میانجی تنظیم هیجان انجام شد. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها (طرح تحقیق) از پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری در مراکز اختلال یادگیری شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 282 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری عاطفی راتر (1975)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005) و خودکارآمدی شرر و مادکس (1982) استفاده شد. تمام تحلیل ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS27 و نرم افزار Lisrel 8.8 انجام شدند. یافته ها نشان داد که هوش هیجانی و خودکارآمدی بر مشکلات رفتاری عاطفی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری اثر منفی معنادار دارند. همچنین خودکارآمدی توانست میانجی روابط بین متغیرهای پژوهش باشد؛ بنابراین متغیر هوش هیجانی علاوه براثر مستقیم، به طور غیرمستقیم و از طریق خودکارآمدی نیز بر مشکلات رفتاری عاطفی تأثیر می گذارند. (01/0>P). با توجه به یافته های پژوهش، در مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی می توان در مورد تنظیم و کنترل هیجانات و خودکارآمدی درزمینه هوش هیجانی باهدف برقراری تعاملات سازنده با دیگران در کودکان با ناتوانی یادگیری به والدین و معلمان آموزش های لازم ارائه شود.
واکاوی معنای مفهوم «سند» و ارایه راهکارهایی برای اصلاح سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در صدد است تا با نگاهی فلسفی تر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را مورد واکاوی و نقد قرار دهد. بر این اساس، هدف از این مقاله، واکاوی سند تدوین شده بر مبنای معنای مفهومی واژه ی سند است. علاوه بر آن مقاله ی حاضر در تلاش برای نشان دادن راهکارهای اصلاح ریشه ای سند است. در واقع پرسش های اصلی این مطالعه عبارتند از اینکه مفهوم سند در زبان به خصوص زبان اجتماعی رایج به چه معنایی است؟ و دوم اینکه آیا سند بر اساس این معنای مفهومی تدوین شده است ؟ و بالاخره اینکه برای اصلاح ریشه ای آن چه راهکارهایی می توان در پیش گرفت؟ برای دستیابی به پاسخ پرسشهای نامبرده از روش تحلیل مفهومی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل مفهومی انجام شده،حکایت از آن دارند که مفهوم سند در زبان رایج دلالت بر توافق دوسویه دارد. همان طور که مشخص است، توافق دوطرفه زمانی حاصل می گردد که شرایط و خواسته های هر دو طرف به خوبی روشن شده و مورد پذیرش قرار گرفته باشند.
مطالعه تطبیقی برنامه درسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی در چند دانشگاه جهان: ارائه الگویی برای دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه عناصر برنامهدرسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاههای شیکاگو، جرج مانسون، کارولینای شمالی آمریکا و گوتنبرگ سوئد به جهت ارائه الگویی برای تأسیس دوره دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاه تهران است. رویکرد حاکم بر این پژوهش کیفی است که از روش مطالعات تطبیقی و الگوی بِرِدی استفاده شده است. برنامهدرسی دانشگاههای منتخب به روش نمونهگیری ملاکی و با درنظرگرفتن رتبه علمی بهتر نسبت به دانشگاه تهران انتخاب شدند. اطلاعات موردنیاز از طریق سایت دانشگاههای موردمطالعه استخراج و اطلاعات تکمیلی نیز از طریق ایمیل از کارشناس آموزش دانشگاه مربوطه دریافت شد. برنامه درسی دکتری تحقیقات آموزشی در دانشگاههای موردمطالعه در چهارعنصر هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی برنامهدرسی مورد توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه قرار گرفتند و شباهتها و تفاوتهای آن بیان شد. در پایان نیز باتوجهبه یافتهها و نتایج حاصل از پژوهش، الگوی پیشنهادی برنامه درسی دوره دکتری تحقیقات آموزشی که متناسب با اهداف اسناد بالادستی کشور نیز هست، بهمنظور ایجاد این دوره در دانشگاه تهران ارائه شده است.
اثربخشی فعالیت های هنری (نمایش، شعرخوانی و داستان گویی) در یادگیری مفاهیم کسر درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
246 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر اثربخشی فعالیت های نمایشی، شعرخوانی و داستان گویی در یادگیری مفاهیم کسر درس ریاضی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش انجام آن نیمه آزمایشی با سه گروه آزمایش و یک گروه گواه همراه با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم شهرستان کرج در سال تحصیلی 1403-1402 است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از بین 4 ناحیه شهرستان کرج، 2 ناحیه و از هر ناحیه 2 مدرسه و از بین کلاس های پایه چهارم هر مدرسه، یک کلاس به صورت تصادفی با حجم نمونه 120 نفر انتخاب و در چهارگروه (سه گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگذاری شدند. ابزار جمع آوری داده ها آزمون محقق ساخته درس کسر ریاضی بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با فرمول کودرریچاردسون 82/0 به دست آمد. داده های بدست آمده با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی(آزمون کلوموگروف اسمیرنف و تحلیل کوواریانس یک راهه) تحلیل شد و با استفاده از آزمون تعقیبیLSD اثربخشی مداخلات بر مولفه های پژوهش با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها نشان داد میانگین پس آزمون نسبت به پیش آزمون در گروه فعالیت های نمایشی، شعر خوانی و داستان گویی افزایش یافته است و میانگین نمرات پس آزمون مفهوم کسر به طور معناداری در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل(001/0>p، 290/58=f) است.
تحلیل نقش نظارتی والدین در امنیت دانش آموزان در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی دیدگاه والدین نسبت به امنیت حضور فرزندانشان در فضای مجازی می پردازد. این تحقیق با روش پیمایش و با توزیع پرسشنامه بین 260 نفر انجام شده است. طبق یافته ها والدینی که فرزندانشان بیشتر از پیام رسان های خارجی استفاده می کنند، نگرانی و حساسیت بیشتری نیز نسبت به حضور آنها در این پیام رسان ها دارند؛ در حالی که در مورد پیام رسان های داخلی چنین حساسیتی مشاهده نمی شود. همچنین با کاهش امنیت و سلامت پیام رسان ها و نیز با کاهش دسترسی آسان به محتوای مناسب و مفید در فضای مجازی، والدین نیز کنترل و نظارت بر فعالیت فرزندان در این فضا را بیشتر لازم می دانند. از سوی دیگر هرچقدر والدین خود را در مدیریت و کنترل فرزندانشان برای ارتباط با افراد یا دیدن محتوای نامناسب در فضای مجازی ناتوان تر بدانند، ضرورت کنترل و نظارت بر فعالیت فرزندان در این فضا را بیشتر لازم می دانند. همچنین ناامن و ناسالم بودن این فضا، ارتباطات مجازی کودکان و نوجوانان در حوزه های مختلف از جمله ارتباط با فامیل و آشنایان را نیز تحت الشعاع قرار می دهد و از اثر تربیتی رابطه مجازی فرزندان با آشنایان در فضای مجازی می کاهد. به عنوان پیشنهاد از یک سو با توجه به وجود محتوای مضر در فضای مجازی، والدین باید بیش از پیش با نرم افزارهای پَرنتال کنترل آشنا شده و از آن استفاده کنند. همچنین وجود پیام رسان مخصوص کودکان و نوجوانان در بستر خانواده و مدرسه نیز به امنیت بیشتر در این فضا کمک می کند. لزوم وجود مرکزی برای استانداردسازی و ارائه محتوای مجازی مناسب نوجوانان از دیگر پیشنهادهای قابل ذکر است.