ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۸۱.

بررسی و مقایسه خوانش دریفوس و کرزویل از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۰۵
پر سش درباره مسئله آگاهی رویکردی دیرینه در فلسفه دارد. امروزه با پیشرفت هوش مصنوعی پرسش هایی از قبیل امکان آگاه بودن هوش مصنوعی مطرح شده است. هرچند که آگاهی مسئله ای حل ناشده در علم و فلسفه است اما آینده ی هوش مصنوعی توسط دانشمندان و آینده پژوهان در کانون توجه است. ری کرزویل یکی از آینده پژوهانی است که پیش بینی می کند در آینده ای نه چندان دور هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت. در مقابل هوبرت دریفوس که فیلسوفی پدیدارشناس است امکان تحقق هوش مصنوعی به صورت موجودی با آگاهی مشابه آگاهی انسانی در آینده را رد کرده و آن را غیر قابل تحقق می داند. رویکرد کرزویل به هوش مصنوعی محاسباتی و علمی است و رویکرد دریفوس، فلسفی و پدیدارشناسانه است. هرکدام با ارجاع به دلایلی از ادعای خود دفاع می کنند. سوال اصلی این پژوهش، نقد نظرگاه فیزیکالیستی و تحویل گرایانه کرزویل نسبت به ذهن از منظر دریفوس از پایگاه مضامینی عموما هایدگری چون یادگیری زبان، تجربه، ناخودآگاه، درجهان بودگی و بسترهای فرهنگی است.
۸۲.

دغدغه های معناداری در اشعار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۳۰۳
این مقاله بر این اعتقاد است که اساساً شعر می تواند مقوله ای فلسفی باشد. ادبیات و به طور خاص شعر، نوعی نگرش به هستی است و ادبیاتی که پشتوانه فلسفی دارد، به صورتی هنرمندانه از نگرش شخص به هستی، زندگی، رنج، مرگ و معنای زندگی سخن می گوید. براساس مطالعه اشعار ابن سینا که در این مقاله انجام شده است، می توان گفت که ابن سینا هرگز فارغ از دغدغه ها و دلواپسی های غایی با خاستگاه اگزیستانسیالیستی نبوده است. آزادی اراده، تنهایی، مرگ و پوچی چهار مسئله اساسی این مطالعه هستند. این مقاله به منظور رسیدن به قضاوتی دقیق تر در مواجهه ابن سینا با هستی و همچنین، پاسخ به معناداری یا بی معنایی زندگی، به بررسی اشعار وی پرداخته است.
۸۳.

شکل زمانی تجربه های ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۳۸
این نوشتار ماهیت وجودشناختی تجربه های ادراکی را بررسی می کند و به دنبال دسته بندی آن ها در چارچوب متافیزیکی است. برخلاف مباحث مرسوم در رابطه با محتوا و ویژگی پدیداری تجربه ها، این بحث ماهیت زیربنایی تجربه ها را از نظر تعلق به مقوله های وجودشناختی بررسی می کند. دیدگاه رایج تجربه های ادراکی را رویدادهایی ذهنی می داند که محتوایشان جهان را بازنمایی می کند. با وجود این دیدگاه، این پرسش همچنان باقی است که آیا تجربه ها از نظر وجودشناختی در مقوله رویداد مندرج می شوند. این نوشتار در وهله نخست دیدگاه الکس برن را توضیح می دهد که در دلایل مبتنی بر زبان طبیعی و درون نگری برای طبقه بندی تجربه های ادراکی در مقوله رویداد مناقشه می کند. سپس، برن با مقایسه تجربه های ادراکی با گرایش های گزاره ای مانند باور دیدگاهی جایگزین را مطرح می کند؛ از این رو، تجربه ها اصلاً رویداد نیستند، بلکه همانند باورها، قرار گرفتن در حالت هایی هستند که سوژه را با محتوا مرتبط می کنند. به نظر می رسد برن با طرح این دیدگاه، اولاً، تمایز وجودشناختی بین حالت و رویداد را می پذیرد و ثانیاً، حالت بودن تجربه های ادراکی را ترجیح می دهد. با بررسی ساختارهای زمانی پدیده ها (شکل زمانی)، به این پرسش پاسخ می دهم که آیا تمایز میان رویداد و حالت وجودشناختی است یا اینکه این دو صرفاً شیوه هایی مختلف برای بیان توصیف های ما از پدیده ها در زبان هستند. طی طرح مباحثی در رابطه با موضوع استمرار اشیای فیزیکی، در نهایت به این نتیجه می رسم که تعیّن در لحظه ممکن است ملاکی خوب برای تمایز میان دو مقوله حالت/رویداد باشد. در نهایت، استدلال خواهم کرد که ویژگی های تجربی ویژگی هایی پویا هستند و تمثّل یافتن این ویژگی ها توسط سوژه تجربه های ادراکی را در مقوله واقع شوندگان، مشخصاً رویدادها، قرار می دهد.
۸۴.

هستی شناسی مدل های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
ماهیت و چیستی مدل های علمی در سه دهه اخیر مورد توجه و بررسی فیلسوفان علم بوده است. علت آن نیز نقش محوری و پررنگ مدل ها در فعالیت علمی است. اینکه مدل ها را چه چیزی بدانیم در نگرش واقع گرایی یا ضد واقع گرایی ما نسبت به علم، تبیین بازنمایی علمی و فهم ربط و نسبت مدل ها و تئوری ها و پاسخ به سؤالات فلسفی که در خصوص هستی شناسی موجودات علمی و معرفت شناسی علمی مطرح است، تأثیر مستقیم دارد. در این مقاله مفهومی با نگاهی مبتنی بر رویکرد و آموزه های عقلانیت نقاد و فلسفه مصنوعات، طرحی برای ماهیت مدل های علمی پیشنهاد می شود. در این طرح، مدل ها محصولاتِ عینیِ ذهنِ انسان فرض می شوند که به عنوان یک مصنوع به منظور خاصی طراحی و ساخته و به کار گرفته می شوند و این ویژگیِ قصدمندی بخش مهمی از ماهیت آنهاست.
۸۵.

از متافیزیک تا مکانیک: خوانش تطبیقی مفهوم زمان در دیدگاه فلسفی غربی، اسلامی و فیزیک نیوتنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
مفهوم «زمان» همواره به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم هستی شناختی، در گذر تاریخ اندیشه، مورد تامل فلسفی، دینی و علمی قرار گرفته است. «زمان» در هر سنت فکری روایتی منحصر به فرد دارد؛ اما اگر «زمان» نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای چند بُعدی مورد بررسی قرار بگیرد، ردپای آن هم در اندیشه های فلسفی غرب، هم در متون حکمت اسلامی و هم در قوانین فیزیک کلاسیک قابل مشاهده است. در این مقاله تلاش شده تا با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی مفهوم و ویژگی های زمان از منظر فلاسفه ی غربی (افلاطون، ارسطو)، دیدگاه فلاسفه ی اسلامی (ابن باجه، ابن رشد) و در نهایت فیزیک نیوتنی برای اولین بار مورد بررسی قرار بگیرد تا وجوه تشابه و تمایز آنها را واکاوی نماید. بررسی تطبیقی «زمان» در سه منظومه ی فکری فلسفه غربی، حکمت اسلامی و فیزیک نیوتنی، وجوه اشتراک و افتراقی را آشکار می سازد که درک عمیق تری از ماهیت پیچیده ی زمان را ارائه می دهد. از این رو، مقاله ی حاضر به دنبال یافتن پاسخی بر این سوال است که «چگونه آنچه در فلسفه در تعریف زمان و مشتق از آن مطرح می شده، در اندیشه ی نیوتنی، مقدمات انتخاب های ریاضی برای توصیف زمان را فراهم آورده است؟». یافته های به دست آمده در این پژوهش منجر به یک خوانش تطبیقی برای مقایسه ی آرای فیلسوفان نامبرده و نیوتن و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم اندیشه های ایشان بر فیزیک نیوتنی شده است.
۸۶.

دلالت های تجربه گرایی اجتماعی سولومون درباره شبه علم: بررسی مورد لیسنکوئیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
بررسی نمونه های شبه علم نشان می دهد در بسیاری از موارد، افرادی که مبدع شبه علم بوده و آن را توسعه می دهند، خود دارای اعتبار علمی هستند. به همین سبب، در مباحث اخیر به تمایز شبه علم از اموری مثل علم نابالغ و علم بد توجه شده است. در این مقاله با لحاظ کردن این تفاوت به این پرسش می پردازیم که چه چیز شبه علم را از اختلاف ِنظرهای علمی معمول یا ثمربخش متمایز می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریه تجربه گرایی اجتماعی سولومون و مدل بردارهای تصمیم استفاده می کنیم. در مدل پیشنهادی سولومون، بردارهای تصمیم شامل اموری اجتماعی، سیاسی، نظری، و تجربی می شوند که در مقیاس اجتماعی، شرایط را برای پذیرش یک نظریه مساعد یا نامساعد می کنند. سولومون با استفاده از این بردارها اختلاف نظر علمی را تحلیل کرده و چارچوبی هنجاری برای آن ارائه می دهد. طبق این چارچوب، اختلاف نظر علمی در شرایطی سودمند است که تلاش های پژوهشی دانشمندان بین نظریه های بدیل، در تناسب با میزان موفقیت های تجربی این نظریه ها توزیع شده باشد. با به کار بستن این مدل بر روی مورد لیسنکوئیسم (مناقشه میان ژنتیک دانان و لیسنکوئیست های حامی وراثت صفات اکتسابی در شوروی سابق)، دلالت های این مدل در تحلیل نسبت شبه علم با اختلاف نظر علمی ثمربخش تشریح شده و نقاط قوت و امتیاز آن مورد بررسی قرار می گیرد.
۸۷.

نسبتِ میانِ مفهوم وحی و لوگوس به عنوانِ الهامِ طبیعی یا عقلانی در اندیشه رواقی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
وحی شناسی رواقی، هم راستا باکلّیّت نظام علّی جهان ونقطه ی تلاقی طبیعت، عقل وامر قدسی است. ایشان وحی را تحقّق تدریجی عقل کلّ درعقل فردی وفرایندی عقلانی واخلاقی دربستر طبیعت می دانند. طبیعت، زنده وقانون مند است ولوگوس درآن جاری است. طبیعتِ فردی انسان، بخشی ازطبیعت کیهانی است وخدا، طبیعت وانسان، اجزای یکپارچه ی جهانند. عقل جزئی درسایه ی لوگوس، به سوی کمال خود، یعنی اتحاد باعقل کلّ می رود واین فعلیّت، همان وحی عقلانی است. وحی درچنین نگرشی درپرتو سلوکی مبتنی برپالایش اخلاقی، تمرکز عقلی برفهم نظم کلّ هستی وتجربه ی درونی وحدت باعقل کلّ، فعلیّت می یابد. این نگاه، نه انقطاع ازطبیعت، بلکه هم نوایی بابنیاد عقلانی هستی است.
۸۸.

بررسی چهره و مبنای توجیه آن در فلسفۀ اخلاق لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۰۲
ایمانوئل لویناس یکی از مهم ترین فیلسوفان عصر جدید به شمار می آید. اهمیت فلسفه او در اخلاق نمایان می شود. در فلسفه اخلاق لویناس، سوژه محوری از اولویت خارج می شود و «دیگری» و «چهره» او در اولویت قرار می گیرند؛ به نحوی که چهره دیگری بر پیام های اخلاقی دلالت می کند و سوژه با دریافت این پیام های اخلاقی، احساس وظیفه می کند تا خود را در برابر دیگری پاسخ گو و مسئولیت پذیر بداند؛ اما پرسش این است که در فلسفه اخلاق لویناس، مقصود از «چهره» در مواجهه با دیگری چیست؟ و وجه اخلاقی آن با چه مبنایی قابل توجیه است؟ آیا می توان آن را بر مبنای هستی شناسی و معرفت شناسی یا روان شناسی و زبان شناسی توجیه کرد؟ لویناس هنگامی که فلاسفه غربی می کوشیدند به سوژه اولویت ببخشند و همه موضوع ها را به هستی شناسی و معرفت شناسی تقلیل دهند، بازتعریفی از مفهوم دیگری و چهره دیگری را ارائه می دهد. نگارنده باور دارد بنیان اخلاقی چهره دیگری را می توان بر اساس چهار مبنای: 1-هستی شناسی، 2-معرفت شناسی، 3-روان شناسی و 4-زبان شناسی بررسی کرد؛ به گونه ای که در نهایت، بتوان بنیان اخلاقی اندیشه لویناس را در مبنای زبانی او کشف کرد.
۸۹.

تحلیلی بر خوانش دکتر داوری از مناسبات فلسفۀ اسلامی و عالم معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۵
تامل در باب امکانات و محدودیت های سنت فلسفه اسلامی درعالم معاصر یکی از مضامین محوری جریان های فکری عالم اسلام و به وِیژه ایران امروز است .هر چند عمده آثار دکتر داوری اردکانی به عنوان یکی از فلاسفه معاصر ایران در باب فلسفه و علوم انسانی غرب بوده و اساسا تحصیلات و سوابق آموزشی ایشان در گروه فلسفه غرب دانشگاه تهران است معهذا از زمان دفاع از رساله دکتری با عنوان «حکمت عملی افلاطون و ارسطو و تأثیر آن در فلسفه سیاسی فارابی » در سال 1346 تا زمان انتشار کتاب «گفت و گوهایی با سایه ام » (1402)- بیش از پنج دهه- همواره به وضع فلسفه اسلامی در گفتمان فکری معاصر اندیشیده است. دکتر داوری همه تلاش خود را مصروف این نکته کرده تا از این خوانش شرق شناسانه عبور کند که فلسفه اسلامی را مقلد صِرف سنت فلسفی یونان جلوه دهد د فلسفه در عالم اسلامی به صرف انتقال و ترجمه آثار فیلسوفان سلف پایان نیافت بلکه این رویکرد تاریخی به تفکر یونانی با تفسیر تازه ای که از مبادی شد به پدید آمدن صورت دیگری از فلسفه مجال داد.
۹۰.

رابطه علم و تکنولوژی: بازسازی و بسط دیدگاه دیوید میلر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
اگر هدف علم را شناخت واقعیت و تکنولوژی را تغییر واقعیت برای تحقق مقاصد در نظر بگیریم، این پرسش پیش رو است که علم و تکنولوژی چه رابطه ای با هم دارند و چه نقشی در پیشرفت یکدیگر ایفا می کنند؟ ما در این مقاله تحت تأثیر مقاله ی به کارگیری علم دیوید میلر و با اختیار رویکرد عقلانیت نقاد، نشان می دهیم که علم برای تکنولوژی نه تنها کافی نیست بلکه از جهت منطقی ضروری هم نیست و نقش علم در تکنولوژی، نقادانه و الهام بخش و حتی در مواردی گمراه کننده است. در تکمیل دیدگاه میلر، استدلال خواهیم کرد که تکنولوژی نیز برای علم کافی و از جهت منطقی ضروری نیست. علم قطعی نیست و تکنولوژی می تواند برای آن نقش نقادانه ایفا کند. همچنین برخی تکنولوژی ها می تواند الهام بخش علم باشد. به این نکته نیز توجه می دهیم که در مواردی پیشرفت تکنولوژی می تواند مانع پیشرفت علم شود.
۹۱.

مشاوره روانی به مثابه تکنولوژی: تحلیل انتقادی و بازسازی از منظر برگمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۹
در جوامع معاصر، تنوع روزافزون نیازها و چالش های زندگی روزمره، مراجعه به مشاوران روان شناس را به پدیده ای فراگیر بدل کرده است. در این مقاله، درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان رایج ترین شیوه در جلسات مشاوره و روان درمانی، به مثابه نوعی تکنولوژی روانشناختی و با رویکردی فلسفی تحلیل و نقد می شود. مطابق تحلیلِ صورت گرفته، این چارچوب نظری جدید افق هایی برای فهم بهتر CBT فراهم می آورد و رهیافت هایی برای اصلاح و ارتقای آن پیش می نهد. با اتکا به چارچوب نظری آلبرت برگمان، فیلسوف تکنولوژی، نشان داده می شود که CBT با الگوی «پارادایم دستگاه» همسوست؛ رویکردی استانداردشده که علیرغم کارایی ساختاریافته، به کاهش عمق تجربه انسانی، بی توجهی به زمینه های اجتماعی-فرهنگی و تقلیل رابطه درمانی به تعاملی مکانیکی می انجامد. سپس با بهره گیری از مفهوم «اشیاء و فعالیت های کانونیِ» برگمان، راهکارهایی برای اصلاح CBT در این پژوهش پیشنهاد می شود، از جمله تقویت رابطه درمانی اصیل از طریق همدلی و مشارکت فعال، تلفیق تمرینات ذهن آگاهی برای غنای تجربه زیسته، به کارگیری CBT گروهی برای احیای پیوندهای اجتماعی و طراحی ابزارهای دیجیتال مبتنی بر تعامل معنادار. این تحولات CBT را از ابزاری صرفاً فنی و مبتنی بر عقلانیت ابزاری به فعالیتی کانونی تبدیل می کند که همزمان با کاهش علائم، به غنای روابط انسانی در خانواده و جامعه یاری می رساند. در نهایت، مقاله با اشاره به محدودیت های رویکرد برگمان، ضرورت تلفیق آن با نظریه های پساپدیدارشناسی دان آید و نظریه انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ را برای پوشش ابعاد فرهنگی و زمینه ای در روان درمانی معاصر مورد تأکید قرار می دهد.
۹۲.

تحلیل گفتمان انتقادی در عرصۀ عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
عرصه تعاملات سیاسی، عرصه کارگزاری انسان هاست و ابزار تعامل کارگزاران انسانی نهایتاً «زبان» است. نظریات مختلف در رشته های متنوع علوم انسانی می تواند ما را در فهم زمینه شکل گیری این تعاملات زبانی یاری کند؛ اما هیچ تحلیل سیاسی ای نمی تواند خود را صرفاً به این سطح پیرامونی محدود کند. تحلیل گران همواره با متونی مواجه اند و تحلیل آن ها نیز نیازمند نظم روش شناختی است تا به فهم روشن از این تعاملات زبانی برسد. رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی واجد یک جعبه ابزار روش شناختی مجهز است که آشنایی با آن می تواند ما را در فهم تعاملات زبانی در عرصه سیاسی یاری کند. رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی همچنین درک کارکردی بسیار منظمی از عرصه گفتمان دارد و گفتمان ها را بر این اساس خالقِ یک جهان و عرصه تعامل معرفی می کند. جهانی که واجد قواعدِ بازی و تعامل مشخص است و کارگزاران انسانی و نهادی در این جهانِ بازنمایی و معرفی شده در هر گفتمان، هریک واجد سهمی مشخص از قدرت اند. براساس بازنمایی از جهان است که سنخ خاصی از رابطه قدرت بین کارگزاران شکل می گیرد. کالبدشکافی گفتمان ها براساس این کارکردها می تواند پژوهشگر علوم اجتماعی را قادر به فهم روشن تر از بازی های زبانی و معانی ای کند که هر دال یا واژه در این بازی ها واجد آن است.
۹۳.

چگونه بیماری مکان مند شد؟ مقومات روش بالینی-تشریحی در قرن نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
در طب اخلاطی علایم و نشانه های تعداد زیادی از بیماری ها به اندام ها منتسب بودند اما بیماری مکانمند نبود یعنی بیماری در بدن جایی نداشت در قرن های هیجدهم و نوزدهم با بکار گرفتن روش بالینی-تشریحی میان تظاهرات بالینی و آسیب های بدنی پیوند برقرار شد. بدین گونه مکانمندی بیماری در بدن مهمترین کاری بود که پزشکی کلینیکی در اواخر قرن نوزدهم انجام داد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که اولا کدام آموزه های فلسفی زمینه پیدایش این روش را فراهم کردند و ثانیا چگونه این آموزه ها در شکل گیری مقومات این روش تاثیر گذار بودند. از این رو در ابتدا مبانی فلسفی این روش -حس گرایی و فلسفه مشاهده- را در جو حاکم بر آن قرن ها بررسی می کنیم. سپس ویژگی های دو مقومه اصلی آن یعنی معاینه بالینی و تشریح آسیب شناختی را بیان می کنیم. بدین منظور نشان می دهیم که چگونه حس گرایی و فلسفه مشاهده سبب شد تا پزشکان به معاینه دقیق تظاهرات بالینی بیماری ها بپردازند. سپس نشان می دهیم که چگونه از قرن هیجدهم به بعد تحت تاثیر فلسفه مشاهده این آموزه شکل گرفت که بیماری با ضایعه ای در زیر اندام های بیرونی بدن متناظر است. از این رو تشریح گامی اساسی در جهت آسیب شناسی بیماری ها شد. بدین گونه داده های حاصل از معاینه دقیق بالینی و تشریح آسیب شناختی دو بخش مهم گزارش های موردی را تشکیل دادند که یکی از ارکان پژوهش و دستاوردهای جدید پزشکی بالینی است. در بخش آخر مقاله ساختار و ویژگی های این نوع گزارش ها را بررسی می کنیم.
۹۴.

آموزه صلح از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و امانوئل کانت: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
مسئله صلح از زمره ی مهم ترین مسائلی است که از دیرباز محل بحث و تأمل از سوی اندیشمندان مختلف با رهیافت های مختلف دینی و فکری بوده است. در این بین، خواجه نصیرالدین طوسی در جهان اسلام و همچنین امانوئل کانت در جهان مسیحیت بحث های عمیق و درخور تأملی را در این باره بیان داشته اند. صلح از منظر خواجه نصیرالدین، اصلی عمیق و بنیادی است که در تمام سطوح وجودی انسان، از نفس فردی تا جامعه و عالم هستی، تجلی می یابد. صلح در این دیدگاه، نه صرفاً نبود جنگ، بلکه تعادل، هماهنگی، عدالت و تلاش دائمی برای بهبود شرایط زندگی است. کانت نیز صلح را یک وضعیت مطلوب اجتماعی می داند که باید در آن حقوق بشر به طور کامل رعایت شده و زمینه های عدالت و خیر عمومی فراهم گردد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین و تحلیل مسئله صلح از منظر خواجه نصیر و امانوئل کانت، به تبیین مشابهات و تمایزات فکری آنان در این باره پرداخته و مبانی و پشتوانه ی دینی و فکری این دو اندیشمند را در این زمینه مورد تأمل قرار می دهد. گفتمان خواجه در تبیین مقوله صلح مبتنی بر فطری بودن صلح و وجود زمینه های وحیانی آن جهت نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی است، حال آنکه کانت به عنوان ضرورتی اجتماعی جهت نیل به رفاه دنیوی به صلح نگریسته و تبیینی لیبرالیستی و اومانیستی از آن دارد.
۹۵.

باور وحیانی در ترازویِ متافیزیکِ گواهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
«وحی به مثابه گواهیِ خداوند» مدلی نیرومند برای تبیینِ وحی در ادیان ابراهیمی است. در این مقاله می کوشیم با تمرکز بر «متافیزیکِ گواهی» برخی محدودیّت هایِ مدل گواهی بنیان را برجسته کنیم. بنابر «متافیزیکِ گواهی»، باورِ مبتنی بر گواهی در صورتی محقّق خواهد شد که (الف). مخاطب° معنایِ سخنِ گوینده را بفهمد (ب). مخاطب° با تعبّد بر گوینده آن سخن را تصدیق نماید. بر این اساس، دو گروه نمی توانند ایمانِ خویش به مفادِ وحی را بر گواهیِ قرآن مبتنی کنند: (1). کسانی که، به هر دلیلی، مفادِ آیات قرآن را نفهمیده اند. (2). کسانی که به مفادِ آیاتِ قرآن، معرفتِ دست اوّل و مستقیم دارند
۹۶.

هستی شناسی وحی در فصوص الحکمه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
هستی شناسی وحی، مبحثی فلسفی است که به پدیده "وحی" از جهت واقعیت و هستیِ آن می نگرد. رساله فصوص الحکمه (منسوب به فارابی)، متنی فلسفی-عرفانی است که با ارائه تبیین فلسفیِ ویژه ای از نبوّت، رخداد وحی را از حیث واقعیت و هستیِ آن مورد بررسی قرار داده است. در این رساله، پیامبر واجد برترین مرتبه ادراک شهودی است؛ زیرا می تواند معارف حقیقی را هم به نحو مستقیم از ناحیه لوح محفوظ دریافت دارد، و هم از مجرای وحی (به معنای خاص آن) که عمدتاً با وساطت فرشته صورت می بندد. قسم دوم به دو شیوه است: بدون تمثل فرشته و با تمثل فرشته. شیوه نخست، ثقیل تر است.
۹۷.

خوانش برابری خواهانه از شرایط نبوت در نظر حُسن عبود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
حُسن عبود در کتاب مریم در قرآن شخصیتی ممتاز برای مریم (س) قائل است، او با رجوع به منابع تفسیری متقدم مریم (س) را شایسته ی مقام نبوت می داند و او را دارای ویژگیهایی می داند که مختص انبیاست، عبود البته آنها را دسته بندی و احصا نمی کند اما از لابلای کتاب او این ویژگیهایی به دست می آیدکه عبارتند از: برگزیدگی و اصطفای الهی، ظهور معجزه، دریافت وحی و شباهت با دیگر پیامبران و به طور موردی با پیامبر اکرم (ص). در نظر عبود اینها نشانه قطعی نبوت است اما تسلط گفتمان مرد محور باعث شده اغلب مفسران از اطلاق نبی بر مریم (س) اجتناب کنند.
۹۸.

تجربه ی وحی و اعتماد به سنت دینی: دیدگاه لیندا زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
در نگاه لیندا زگزبسکی، سنت دینی سازوکاری پویا برای تداوم تجربه ی وحی است و ادیان از طریق گواهی تاریخی، تجربه ی شخصی امر قدسی و درونی سازی سنت در زندگی مؤمن پیوند با سرچشمه ی وحی را حفظ می کنند. او الگوی سوم را بنیادی تر می داند زیرا سنت را واقعیتی زنده می بیند که امکان تربیت معرفتی و اخلاقی مؤمن را فراهم می کند. بر پایه ی معرفت شناسی فضیلت، اعتماد به سنت، اگر مبتنی بر فضایل فکری باشد، شکلی عقلانی از جست وجوی حقیقت است. بدین ترتیب، تجربه ی وحی در بطن حیات جمعی و آیینیِ سنت تداوم می یابد و می تواند پاسخی عقلانی به چالش های شکاکیت و کثرت گرایی فراهم کند.
۹۹.

تاملاتی در باب نسبی گرایی؛ مطالعه ای تطبیقی بین ویتگنشتاین متاخر و کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
بین اندیشه متاخر ویتگنشتاین در باب بازی های زبانی و گرامر زبان و ایده قیاس ناپذیری پارادایم های علمی کوهن شباهت هایی وجود دارد که منشاء آثاری تطبیقی بین این دو شده است. یکی از مسائلی که هر دو اندیشه فلسفی با آن مواجه اند، نسبی گرایی و معضلات و پرسش های متعددی است که نسبی گرایی برای یک اندیشه فلسفی ایجاد می کند. از وجوه اشتراک اندیشه این دو فیلسوف محوریت چارچوب مفهومی و زبانی در ارتباط با مسائلی چون معنا، فهم و صدق است. همین مطلب مورد توجه برخی از تفاسیری است که ویتگنشتاین و کوهن را حامی نسبی گرایی می دانند. در اینجا مساله نسبی گرایی را با تمرکز بر معضلات نسبی-گرایی برای فهم و نیز صدق، و با محوریت آثار دو مفسر ویتگنشتاین و کوهن؛ یعنی هانس گلاک و مویال شاروک، مورد بررسی قرار می دهیم. در باب مسائل مذکور بین این دو مفسر اشتراکات و اختلافاتی در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن وجود دارد. از نگاه نویسنده، اولا نه قیاس ناپذیری کوهن و نه ایده گرامر ویتگنشتاین مانع از فهم دو پارادایم یا دو چارچوب زبانی از یکدیگر نیست. در ثانی بین ویتگنشتاین و کوهن اختلافی بر سر تقدم و تاخر زبان از یک سو و طبقه بندی های ذهنی از سوی دیگر وجود دارد. ثالثا ایده رفتار مشترک نوع بشر در اندیشه ویتگنشتاین مانع از نسبی گرایی در صدق نیست. با توجه به این سه موضع، مواضع گلاک و مویال شاروک در تفسیر ویتگنشتاین و کوهن مورد انتقاد قرار گرفته است.
۱۰۰.

منظر زیبایی شناسانه به مناقشۀ ایدئالیسم/واقع گرایی در پدیدارشناسی واقع گرایانل رومن اینگاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
رومن اینگاردن، فیلسوف و پدیدارشناس واقع گرا، بنیان پدیدارشناسی خود را بر زیبایی شناسی استوار می کند؛ بااین حال، سعی و اهتمام اصلی اینگاردن نه تبیین یک نظام فلسفی زیبایی شناختی صِرف، بلکه تقابل با رویکرد ایدئالیستی استعلایی هوسرل بود. ایدئالیسم استعلایی هوسرل وجود جهان واقعی را چگونه تبیین می کند؟ آیا رویکرد ایدئالیستی هوسرل می تواند درخصوص وضعیت هستی شناختی که برای ابژه های جهان واقعی در نظر می گیرد، برحق باشد؟ اینگاردن پاسخ هوسرل را قانع کننده نمی یابد و در تقابل با رویکرد ایدئالیستی، تأملات خود را از یک پروژه هستی شناختی کلی، به سوی هستی شناسی های متمرکز بر اشکال مختلف هنری بسط و گسترش می دهد. این مقاله با توصیف این روند هستی شناختی، نشان می دهد نادیده گرفتن ساختار وجودی ابژه ها (اعیان) یعنی تفاوت در شیوه دادگی و سهمِ نحوه وجودی آن ها در رویکرد ایدئالیستی سبب بروز مشکلاتی می شود که با کلیت نظام فلسفی هوسرل ناسازگار است و این مسئله از منظر اینگاردن قابل چشم پوشی نیست. برای اینگاردن دنیای واقعی یک ابژه وجودی در بالاترین سطح است؛ ازاین روی، اینگاردن با تمایز آگاهی محض از دنیای واقعی به عنوان دو میدان وجودی مجزّا و تمرکز بر ابژه زیبایی شناختی قصدی که از تقابل ایدئال یا واقعی بودن سر باز می زند، راه حل متمایزی برای مناقشه ایدئالیسم/واقع گرایی پیش می نهد. اینگاردن نشان می دهد چنان که هوسرل می گوید، اگر نحوه وجود جهانِ تجربه یک سره قصدی هم باشد، هنوز نمی شود گفت که همه آنچه وجود دارد، فرآورده آگاهی است. به تعبیر دیگر، توصیف زیبایی شناسانه از ابژه قصدی محض و تأمل در کیفیات متافیزیکی اثر هنری به واسطه تحقیق در ساختار طرح واره ای اثر و تجربه زیبایی شناختی حاصل از انضمامی سازی اثر هنری مسیری واقع گرایانه است که اینگاردن را در راستای توازن بخشی به مناقشه ایدئالیسم/ واقع گرایی پابرجا نگه می دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان