ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۸۱.

تحلیل تطبیقی معرفت شناسی وحی در شریعت اسلام و واقع گرایی ایمانی توماس آکویناس در مسیحیّت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
در همه ادوار تاریخ، سنّت ایمان گروی در اندیشه بشری دامنه گسترده ای داشته و در آن به موضوع ایمان دینی و ایمان خارج از گستره شریعت پرداخته شده است. قدّیس آکویناس، ایمان را اطمینان نظری به این که خدا وجود دارد تعریف کرده است. در مدل معرفت شناختی ایمانی آکویناس، متعلّق نهایی ایمان، واقعیّت نخستین نامرکّب و غیرگزاره ای یعنی خداوند است و تعهّدِ همراه با عشق و جهت گیری بنیادی به سمت امر الهی، سرسپارانه اما نجات بخش است. علّت تصدیق اصول اعتقادی گزاره ای این است که حجّیت آن از سوی خداوند وحی شده است. فیلسوفان متألّه مسلمان که هر دو وجه عملی و نظری وحی الهی را استوار می دانند این دیدگاه را پذیرفته اند. اطمینان بخشی ایمان در مکتب فلسفی آکویناس، ناشی از همانندی آن با یقینی بودن معرفت است. آکویناس در ذهن خود نوعی پیش فرض ایمانی مبتنی بر جهان شمولی لطف الهی داشته است و مبنای تعریف او ایمانِ از پیش موردِ قبول واقع شده است. نقد وارد بر نگرش او این است که باور به وجود خداوند، خود از جنس ایمان است و نه مقدّمه ای بر ایمان، تا بر اساس عقل در پیِ اثبات آن باشیم. تفاوت روش شناختی قرآن کریم با مدل آکویناس این است که تعریف ایمان در ُمصحف کریم مصرّح نیست، زیرا قرآن به مفهوم لفظی نمی پردازد و با تبیین خصوصیّات و نشانه های حقیقتِ ایمان، انسان را به فهمی راستین از ایمان رهنمون می شود. گوهر ایمان از امور مادّی و عینی نیست که بتوان مصداقی از آن را پیش روی شنونده نهاد؛ بلکه چنین گوهری، مفهومی انتزاعی و معنوی است که با انگاره سازی می توان آن را به ذهن مخاطب القا کرد. محتوا و ظاهر وحیِ ناب، مورد تأییدِ ادلّه عقلی است و از زاویه اندیشه و خِردورزی، علمِ مُنصف و برکنار از تعصّب و جانبداری، دیدگاه وحیانی ایمان را پشتیبانی می کند.
۸۲.

نسبتِ میانِ مفهوم وحی و لوگوس به عنوانِ الهامِ طبیعی یا عقلانی در اندیشه رواقی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
وحی شناسی رواقی، هم راستا باکلّیّت نظام علّی جهان ونقطه ی تلاقی طبیعت، عقل وامر قدسی است. ایشان وحی را تحقّق تدریجی عقل کلّ درعقل فردی وفرایندی عقلانی واخلاقی دربستر طبیعت می دانند. طبیعت، زنده وقانون مند است ولوگوس درآن جاری است. طبیعتِ فردی انسان، بخشی ازطبیعت کیهانی است وخدا، طبیعت وانسان، اجزای یکپارچه ی جهانند. عقل جزئی درسایه ی لوگوس، به سوی کمال خود، یعنی اتحاد باعقل کلّ می رود واین فعلیّت، همان وحی عقلانی است. وحی درچنین نگرشی درپرتو سلوکی مبتنی برپالایش اخلاقی، تمرکز عقلی برفهم نظم کلّ هستی وتجربه ی درونی وحدت باعقل کلّ، فعلیّت می یابد. این نگاه، نه انقطاع ازطبیعت، بلکه هم نوایی بابنیاد عقلانی هستی است.
۸۳.

شکل زمانی تجربه های ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۱۴
این نوشتار ماهیت وجودشناختی تجربه های ادراکی را بررسی می کند و به دنبال دسته بندی آن ها در چارچوب متافیزیکی است. برخلاف مباحث مرسوم در رابطه با محتوا و ویژگی پدیداری تجربه ها، این بحث ماهیت زیربنایی تجربه ها را از نظر تعلق به مقوله های وجودشناختی بررسی می کند. دیدگاه رایج تجربه های ادراکی را رویدادهایی ذهنی می داند که محتوایشان جهان را بازنمایی می کند. با وجود این دیدگاه، این پرسش همچنان باقی است که آیا تجربه ها از نظر وجودشناختی در مقوله رویداد مندرج می شوند. این نوشتار در وهله نخست دیدگاه الکس برن را توضیح می دهد که در دلایل مبتنی بر زبان طبیعی و درون نگری برای طبقه بندی تجربه های ادراکی در مقوله رویداد مناقشه می کند. سپس، برن با مقایسه تجربه های ادراکی با گرایش های گزاره ای مانند باور دیدگاهی جایگزین را مطرح می کند؛ از این رو، تجربه ها اصلاً رویداد نیستند، بلکه همانند باورها، قرار گرفتن در حالت هایی هستند که سوژه را با محتوا مرتبط می کنند. به نظر می رسد برن با طرح این دیدگاه، اولاً، تمایز وجودشناختی بین حالت و رویداد را می پذیرد و ثانیاً، حالت بودن تجربه های ادراکی را ترجیح می دهد. با بررسی ساختارهای زمانی پدیده ها (شکل زمانی)، به این پرسش پاسخ می دهم که آیا تمایز میان رویداد و حالت وجودشناختی است یا اینکه این دو صرفاً شیوه هایی مختلف برای بیان توصیف های ما از پدیده ها در زبان هستند. طی طرح مباحثی در رابطه با موضوع استمرار اشیای فیزیکی، در نهایت به این نتیجه می رسم که تعیّن در لحظه ممکن است ملاکی خوب برای تمایز میان دو مقوله حالت/رویداد باشد. در نهایت، استدلال خواهم کرد که ویژگی های تجربی ویژگی هایی پویا هستند و تمثّل یافتن این ویژگی ها توسط سوژه تجربه های ادراکی را در مقوله واقع شوندگان، مشخصاً رویدادها، قرار می دهد.
۸۴.

بررسی و مقایسه خوانش دریفوس و کرزویل از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۲
پر سش درباره مسئله آگاهی رویکردی دیرینه در فلسفه دارد. امروزه با پیشرفت هوش مصنوعی پرسش هایی از قبیل امکان آگاه بودن هوش مصنوعی مطرح شده است. هرچند که آگاهی مسئله ای حل ناشده در علم و فلسفه است اما آینده ی هوش مصنوعی توسط دانشمندان و آینده پژوهان در کانون توجه است. ری کرزویل یکی از آینده پژوهانی است که پیش بینی می کند در آینده ای نه چندان دور هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت. در مقابل هوبرت دریفوس که فیلسوفی پدیدارشناس است امکان تحقق هوش مصنوعی به صورت موجودی با آگاهی مشابه آگاهی انسانی در آینده را رد کرده و آن را غیر قابل تحقق می داند. رویکرد کرزویل به هوش مصنوعی محاسباتی و علمی است و رویکرد دریفوس، فلسفی و پدیدارشناسانه است. هرکدام با ارجاع به دلایلی از ادعای خود دفاع می کنند. سوال اصلی این پژوهش، نقد نظرگاه فیزیکالیستی و تحویل گرایانه کرزویل نسبت به ذهن از منظر دریفوس از پایگاه مضامینی عموما هایدگری چون یادگیری زبان، تجربه، ناخودآگاه، درجهان بودگی و بسترهای فرهنگی است.
۸۵.

تحلیل دلالت های تربیتی گفت و گو و پرسش گری بر اساس آثار روایی منتخب امام علی (ع)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
ﭘﺮﺳﺶ کﺮﺩﻥ ﺭﺍﻫی ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍی ﭘﺨﺘﮕی ﺷﺨﺼیﺖ ﻭ ﭘﺮ کﺮﺩﻥ کﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﺮﻓﺖ است. کﺴی کﻪ ﺩﺭ ﻣﺴیﺮ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗکﺎﻣﻞ ﭘﺮﺳﺸﮕﺮی ﻧکﻨﺪ، ﺑﻪ کﻤﺎﻟی کﻪ ﺷﺎیﺴﺘﻪ ﻭی ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ یﺎﻓﺖ. بنابراین هدف از انجام پژوهش، تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری در سیره امام علی(ع) و دلالتهای تربیتی آن است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و به روش تحلیلی- توصیفی انجام شد. بدین منظور کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط شامل کتاب های نهج البلاغه، تحف العقول، میزان الحکمه، غررالحکم به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات فیش های محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها باکدگذاری موضوعی شامل سه مرحله(کد گذاری باز، محوری و گزینشی) و با استفاده از نظام مقوله بندی قیاسی انجام شد. یافته های حاکی از آن است تحلیل مراحل گفتگو و پرسشگری شامل 7 بعد: استفاده از جملات مناسب، استقبال از پرسش، فهم جویی(فهمیدن)، گفتگوی طرفین، ابهام زدایی، استنتاج (استدلال)، استفهام (برهان) است ، فهم جویی و استفهام (برهان) بیشترین فراوانی را به خود اخنصاص داده است.و دلالتها ی تربیتی گفتگو و پرسشگری بر اساس آموزه های امام علی(ع) شامل 10 بعد: زمان طلائی، اندیشیدن و گفتار نیکو، آموختن، غنیمت شمردن فرصت ها، کسب دانش و معرفت، حل مشکلات، روشنگری، هدایت و اصلاح رفتار، دانش ورزی و پیشرفت است ، اندیشیدن و گفتار نیکو بیشترین کد را به خود اختصاص داده است. بنابراین نقش سؤال و پرسشگری آنقدر مهم است که می توان انسان را به سرمنزل مقصود برساند.
۸۶.

واکاوی در مفاهیم و مولفه های واسازی دریدا در نسبت با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۵
در این پژوهش انواع تعامل های جریان فلسفی واسازی با معماری را مطالعه می کنیم. پرسش های اصلی پژوهش این است: چگونه و با چه نسبت هایی واسازی و معماری ارتباط می یابند؟ چه مولفه هایی از واسازی در معماری کاربست پذیر است؟ چگونه و بر اساس چه مفاهیم یا مضامینی از فلسفه واسازی بازنگری در الگوهای سنتی معماری ممکن می شود؟ با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه تفسیر می کوشیم به پرسش ها پاسخ دهیم. نتیجه اینکه از مؤلفه های برجسته حاصل برقراری نسبت معماری و واسازی می توان به متافیزیک حضور، تفاووت، ردپا، حاضربودگی، منع بازنمایی، پارادوکس ها، اشاره کرد که اغلب کاربردی در معماری داشته است. تکه تکه شدن و گسستگی، ابهام و چندگانگی، بر هم زدن انتظارات مرتبط با مصالح و بافت پیچیدگی زمانی و مکانی؛ بازتفسیر متنی با زیرسوال بردن قراردادهای هنجاری و قرار دادن در بافت های جدید، از جمله پیشنهادهای این پژوهش برای اجرای واسازی در معماری سنتی است. ترکیب معماری سنتی ایرانی-اسلامی با نظریه واساز به ایجاد فضایی پویا و چندلایه منجر می شود که مرزهای سنتی فرم، عملکرد و ساختار را به چالش می کشد. این رویکرد، با به چالش کشیدن الگوهای سنتی، ساختارها و سازه های پیشین، در معماری کمک می کند درک عمیق تری از تنوع و پیچیدگی فرهنگی و تاریخی بسط واسازی در معماری داشته باشیم.
۸۷.

بلوغ صوری از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
بلوغ صوری نشئه ای از مراحل تکامل نفس آدمی است که در حکمت متعالیه با توجه به حدوث جسمانی و حرکت اشتدادی نفس مطرح می شود. این مرحله که صدرالمتألهین آن را به صورت بازه ای از تحولات در وجود نفس، مطرح میکند سرآغاز ویژگی های مهمی مانند تجرد مثالی شدید، ناطقیت، عقل عملی بالفعل، عقل نظری بالقوه، تحول نحوه ی تعلق نفس به بدن، عمل اختیاری کمال آور و کسب استعداد بلوغ معنوی است. طرح این ادعا و تبیین آن در حکمت متعالیه با چالش هایی مانند چگونگی حدوث نفس ناطقه قبل از فعلیت عقل نظری، چگونگی فعلیت عقل عملی قبل از عقل نظری، چگونگی تحول نحوه تعلق نفس به بدن، چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ معنوی و چیستی نسبت بلوغ صوری با بلوغ شرعی مواجه است. باتوجه به نظام حکمت متعالیه، نفس ناطقه با تجرد مثالی شدید و به همراه مرتبه بدوی عقل عملی و عقل نظری مشوب به خیال حادث شده و با عمل اختیاری، اسباب حرکت به سوی بلوغ معنوی را فراهم می آورد. این فعلیت جدید نفس به نحوی ایجاد می شود که کیفیت ارتباط آن با بدن را دستخوش تغییر قرار میدهد.
۸۸.

دغدغه های معناداری در اشعار ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۵
این مقاله بر این اعتقاد است که اساساً شعر می تواند مقوله ای فلسفی باشد. ادبیات و به طور خاص شعر، نوعی نگرش به هستی است و ادبیاتی که پشتوانه فلسفی دارد، به صورتی هنرمندانه از نگرش شخص به هستی، زندگی، رنج، مرگ و معنای زندگی سخن می گوید. براساس مطالعه اشعار ابن سینا که در این مقاله انجام شده است، می توان گفت که ابن سینا هرگز فارغ از دغدغه ها و دلواپسی های غایی با خاستگاه اگزیستانسیالیستی نبوده است. آزادی اراده، تنهایی، مرگ و پوچی چهار مسئله اساسی این مطالعه هستند. این مقاله به منظور رسیدن به قضاوتی دقیق تر در مواجهه ابن سینا با هستی و همچنین، پاسخ به معناداری یا بی معنایی زندگی، به بررسی اشعار وی پرداخته است.
۸۹.

بررسی چهره و مبنای توجیه آن در فلسفۀ اخلاق لویناس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۲
ایمانوئل لویناس یکی از مهم ترین فیلسوفان عصر جدید به شمار می آید. اهمیت فلسفه او در اخلاق نمایان می شود. در فلسفه اخلاق لویناس، سوژه محوری از اولویت خارج می شود و «دیگری» و «چهره» او در اولویت قرار می گیرند؛ به نحوی که چهره دیگری بر پیام های اخلاقی دلالت می کند و سوژه با دریافت این پیام های اخلاقی، احساس وظیفه می کند تا خود را در برابر دیگری پاسخ گو و مسئولیت پذیر بداند؛ اما پرسش این است که در فلسفه اخلاق لویناس، مقصود از «چهره» در مواجهه با دیگری چیست؟ و وجه اخلاقی آن با چه مبنایی قابل توجیه است؟ آیا می توان آن را بر مبنای هستی شناسی و معرفت شناسی یا روان شناسی و زبان شناسی توجیه کرد؟ لویناس هنگامی که فلاسفه غربی می کوشیدند به سوژه اولویت ببخشند و همه موضوع ها را به هستی شناسی و معرفت شناسی تقلیل دهند، بازتعریفی از مفهوم دیگری و چهره دیگری را ارائه می دهد. نگارنده باور دارد بنیان اخلاقی چهره دیگری را می توان بر اساس چهار مبنای: 1-هستی شناسی، 2-معرفت شناسی، 3-روان شناسی و 4-زبان شناسی بررسی کرد؛ به گونه ای که در نهایت، بتوان بنیان اخلاقی اندیشه لویناس را در مبنای زبانی او کشف کرد.
۹۰.

تبیین نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
هدف مقاله حاضر بررسی نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی است. در این پژوهش با روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی، مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی تبیین شده اند و سپس با استفاده از گزاره های معرفت شناختی، نقش محیط و نقش معلم و دانش آموز مورد استنباط و تحلیل قرار گرفته است. برخی از یافته های حاصل برای نقش محیط در یادگیری بر اساس مبانی معرفت شناختی علوم اعصاب تربیتی شامل: نقش محیط فیزیکی بر یادگیری، نقش امنیت و فشار روانی محیط بر یادگیری، نقش محیط واقعی و طبیعی و تعامل با آن بر یادگیری، نقش محیط های متنوع بر یادگیری، و برخی یافته های به دست آمده برای نقش معلم و دانش آموز در یادگیری شامل: ساخت شبکه های عصبی جدید در مغز، یادگیری مبتنی بر یکپارچه بودن مغز، یادگیری اجتماعی و نیابتی، یادگیری مبتنی بر هیجان و عواطف، یادگیری مبتنی بر ارزشیابی و بازخورد، یادگیری مبتنی بر تجارب چند حسی، یادگیری مبتنی درگیری کل فیزیولوژی بدن، یادگیری مبتنی بر توجه، یادگیری مبتنی بر پردازش های کلی و جزئی، یادگیری مبتنی بر جستجوی معنا و الگوسازی، یادگیری مبتنی بر چالش و تهدید و ترس و اضطراب است. از نتایج به دست آمده می توان برای افزایش کیفیت بخشی در امر تعلیم وتربیت و به ویژه فرایند یاددهی و یادگیری در کلاس درس استفاده کرد.
۹۱.

رابطه علم و تکنولوژی: بازسازی و بسط دیدگاه دیوید میلر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
اگر هدف علم را شناخت واقعیت و تکنولوژی را تغییر واقعیت برای تحقق مقاصد در نظر بگیریم، این پرسش پیش رو است که علم و تکنولوژی چه رابطه ای با هم دارند و چه نقشی در پیشرفت یکدیگر ایفا می کنند؟ ما در این مقاله تحت تأثیر مقاله ی به کارگیری علم دیوید میلر و با اختیار رویکرد عقلانیت نقاد، نشان می دهیم که علم برای تکنولوژی نه تنها کافی نیست بلکه از جهت منطقی ضروری هم نیست و نقش علم در تکنولوژی، نقادانه و الهام بخش و حتی در مواردی گمراه کننده است. در تکمیل دیدگاه میلر، استدلال خواهیم کرد که تکنولوژی نیز برای علم کافی و از جهت منطقی ضروری نیست. علم قطعی نیست و تکنولوژی می تواند برای آن نقش نقادانه ایفا کند. همچنین برخی تکنولوژی ها می تواند الهام بخش علم باشد. به این نکته نیز توجه می دهیم که در مواردی پیشرفت تکنولوژی می تواند مانع پیشرفت علم شود.
۹۲.

فقدان در سوژه و دیگری: ارزیابی مواجهه روانکاوی با امر سیاسی در اندیشه لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۶
پرسش از عاملیت سوژه روانکاوی در رابطه با ساحت نمادین مسئله محوری است که همواره با ابهام و پیچیدگی همراه بوده است. دشواری این مسئله آن گاه برجسته می شود که هدف روانکاوی را به تحلیل امر سیاسی به واسطه امری فردی یا ذهنی تقلیل دهیم، از این منظر خوانش ذات گرایانه و روان شناسانه از یک پدیده سیاسی و اجتماعی محکوم به شکست است. از سوی دیگر اگر از این موضع دفاع کنیم که لکانیسم دارای سیاستی جدی و مهم است با یک تناقض دیگری روبرو خواهیم شد که در آن پرداختن بیش از حد به عملکرد دیگری و ساحت نمادین مواجهه واقعی آن با امر سیاسی در سطحی انتزاعی باقی می ماند و گویی خوانشی محافظه کارانه از سیاست ارائه می شود که رهایی بخش نیست. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که نقش روانکاوی لکانی در رابطه با امر سیاسی، بازتولید دیگری و نقش سلطه انکارناپذیر آن است یا لحظه ای رهایی بخش برای عاملیت سوژه؟ روانکاوی را نه به مثابه نوعی ایدئولوژی، بلکه بایستی در برابر آن و برای نقد آن به کار برد. بر این اساس خوانشی دیالکتیکی از امر سیاسی مطرح می شود که برخلاف رویکردهای سنتی و دوگانه-گرایانه، سوژه و دیگری را همزمان نفی و حفظ می کند.
۹۳.

مشاوره روانی به مثابه تکنولوژی: تحلیل انتقادی و بازسازی از منظر برگمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
در جوامع معاصر، تنوع روزافزون نیازها و چالش های زندگی روزمره، مراجعه به مشاوران روان شناس را به پدیده ای فراگیر بدل کرده است. در این مقاله، درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان رایج ترین شیوه در جلسات مشاوره و روان درمانی، به مثابه نوعی تکنولوژی روانشناختی و با رویکردی فلسفی تحلیل و نقد می شود. مطابق تحلیلِ صورت گرفته، این چارچوب نظری جدید افق هایی برای فهم بهتر CBT فراهم می آورد و رهیافت هایی برای اصلاح و ارتقای آن پیش می نهد. با اتکا به چارچوب نظری آلبرت برگمان، فیلسوف تکنولوژی، نشان داده می شود که CBT با الگوی «پارادایم دستگاه» همسوست؛ رویکردی استانداردشده که علیرغم کارایی ساختاریافته، به کاهش عمق تجربه انسانی، بی توجهی به زمینه های اجتماعی-فرهنگی و تقلیل رابطه درمانی به تعاملی مکانیکی می انجامد. سپس با بهره گیری از مفهوم «اشیاء و فعالیت های کانونیِ» برگمان، راهکارهایی برای اصلاح CBT در این پژوهش پیشنهاد می شود، از جمله تقویت رابطه درمانی اصیل از طریق همدلی و مشارکت فعال، تلفیق تمرینات ذهن آگاهی برای غنای تجربه زیسته، به کارگیری CBT گروهی برای احیای پیوندهای اجتماعی و طراحی ابزارهای دیجیتال مبتنی بر تعامل معنادار. این تحولات CBT را از ابزاری صرفاً فنی و مبتنی بر عقلانیت ابزاری به فعالیتی کانونی تبدیل می کند که همزمان با کاهش علائم، به غنای روابط انسانی در خانواده و جامعه یاری می رساند. در نهایت، مقاله با اشاره به محدودیت های رویکرد برگمان، ضرورت تلفیق آن با نظریه های پساپدیدارشناسی دان آید و نظریه انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ را برای پوشش ابعاد فرهنگی و زمینه ای در روان درمانی معاصر مورد تأکید قرار می دهد.
۹۴.

بررسی دگردیسی گشتالتی امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
«امر مدرن» مفهومی بسیط و در عین حال بنیادین است که شناخت تحول و تکوین آن میتواند امکان شناخت عمیق از ماهیت تمدن نوپدید غربی را فراهم کند. بنا بر رهیافت نظری این نوشتار امر مدرن را باید به مثابه پدیده ای گشتالتی در نظر گرفت. از این جهت نوشتار حاضر میکوشد تا با بهره گیری از رهیافت گشتالتی فرایند دگردیسی در «امر مدرن» را توضیح دهد و نشان دهد که چگونه امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غربی دستخوش نوعی دگردیسی ریختاری شده و به تبع آن سوژه مدرن ادراک متفاوتی از مدرنیته پیدا کرده است. بدین منظور به ارائه سنخ شناسی و دوره شناسی از امر مدرن خواهیم پرداخت که بر پایه سنخ شناسی میتوان امر مدرن را مشتمل بر سه گانه مدرنیته، مدرنیسم و مدرنیزاسیون و بر پایه دوره شناسی مشتمل بر سه دوره متقدم، میانی و متاخر دانست. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه امر مدرن در دوره متاخر خود به پیدایش شکلی جدیدی از تمدن غربی انجامیده است که در آن شاهد تولد جامعه خطر و اهمیت فزاینده بازاندیشگی اجتماعی هستیم.
۹۵.

پی جویی ریشه های تاریخی روایت ستایش مغان در اندیشۀ مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
مغان که در ایران به عنوان کارگزار آیین های دینی، و پیشگویان و آموزگاران درباری، و در سرزمین های همجوار به سان اخترشناسانی خردمند نام دار بودند، در انجیل متی سفری را برای ستایش عیسای نوزاد آغاز می کنند. نوشتار حاضر تلاش دارد خاستگاه های این روایت را پی جویی و خوانشی مستند درباره دلایل اهمیت آن نزد مسیحیان پیشنهاد کند. پاره آغازین نسخه متی که پس از ویرانی اورشلیم خطاب به یهودیان و نومسیحیان تحت سیطره روم نوشته شده، زاده رنج این دوران است، و سعی در ترسیم یک خط مشی سیاسی و امیدبخشی به نودینان دارد. از این رو پس از رساندن نسب عیسی به شاهان بنی اسرائیل، از شهادت مغان شرق در بارگاه حاکم رومی برای اثبات حقانیت پادشاهی عیسی بر یهودیان بهره می جوید. بیشتر شارحان کتاب مقدس خاستگاه این مسافران را ایران دانسته اند؛ کشوری که یک بار یهودیان را از اسارت بابلی رهانیده بود، و در آن روزگار نیز به یهودیان و مسیحیان پناه می داد و هم آورد دشمن مشترک آنها بود. یادگار ستایش مغان در جشن اپیفانی، هنوز هم برای بسیاری از مسیحیان جهان همان کارکرد سیاسی نیرومندی را دارد که پدران کلیسا در سده های نخست از آن طلب می کردند: این دین آوازه اش را تا دوردست ها گسترده و پادشاهی پیامبرش از سوی داورانی خردمند برحق دانسته شده است.
۹۶.

تحلیل گفتمان انتقادی در عرصۀ عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
عرصه تعاملات سیاسی، عرصه کارگزاری انسان هاست و ابزار تعامل کارگزاران انسانی نهایتاً «زبان» است. نظریات مختلف در رشته های متنوع علوم انسانی می تواند ما را در فهم زمینه شکل گیری این تعاملات زبانی یاری کند؛ اما هیچ تحلیل سیاسی ای نمی تواند خود را صرفاً به این سطح پیرامونی محدود کند. تحلیل گران همواره با متونی مواجه اند و تحلیل آن ها نیز نیازمند نظم روش شناختی است تا به فهم روشن از این تعاملات زبانی برسد. رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی واجد یک جعبه ابزار روش شناختی مجهز است که آشنایی با آن می تواند ما را در فهم تعاملات زبانی در عرصه سیاسی یاری کند. رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی همچنین درک کارکردی بسیار منظمی از عرصه گفتمان دارد و گفتمان ها را بر این اساس خالقِ یک جهان و عرصه تعامل معرفی می کند. جهانی که واجد قواعدِ بازی و تعامل مشخص است و کارگزاران انسانی و نهادی در این جهانِ بازنمایی و معرفی شده در هر گفتمان، هریک واجد سهمی مشخص از قدرت اند. براساس بازنمایی از جهان است که سنخ خاصی از رابطه قدرت بین کارگزاران شکل می گیرد. کالبدشکافی گفتمان ها براساس این کارکردها می تواند پژوهشگر علوم اجتماعی را قادر به فهم روشن تر از بازی های زبانی و معانی ای کند که هر دال یا واژه در این بازی ها واجد آن است.
۹۷.

زادگی و درهم گستردگی زوئه و بایوس؛ تبیین زیست سیاست در اندیشه هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
زیست سیاست منظومه ای از راهبردهاست که برای تنظیم جمعیت های انسانی، شیوه زیست افراد و مدیریت تنانگیشان انجام می گیرد. زیست سیاست، درحقیقت، پیکره ای از دانش/قدرت است که با استفاده از سازوکارهای علوم زیست شناختی، در جهت پرورش یا پژمردن زندگی انسان ها در جامعه گام برمی دارد. این میان رشته در مفهوم امروزی آن توسط اندیشمندانی نظیر فوکو، آگامبن و اسپوزیتو مطرح شد. بااین حال، هانا آرنت، پیش ازاین مفاهیم بنیادین آن را در اندیشه های سیاسی خود، بدون ذکر این اصطلاح، طرح اندازی کرده بود. او نه تنها با کالبدشکافی تمامیت خواهی سویه مرگ باور زیست سیاست را تشریح کرد بلکه با تدوین گونه های فعالیت انسانی و بازتعریف مفهوم زادگی، استعداد انسان در حرکت به سوی زیست سیاست زندگی باور را نیز سنجید؛ ازاین رو، اخیراً به رویکرد آرنت درباره مفاهیم بنیادین زیست سیاست توجه بسیار شده است؛ به همین دلیل، در این مقاله دوسویه مرگ باور و زندگی باور زیست سیاست آرنتی با تمرکز بر سه مفهوم زوئه، بایوس و زادگی و تناظر آن ها با سه گونه فعالیت انسان، «زحمت»، «کار» و «کنش» تبیین می گردد. همچنین، دیدگاه های نظریه پردازان درباره مفهوم زادگی، به عنوان هسته مرکزی زیست سیاست زندگی باور آرنت بررسی و رویکرد هستی شناختی او به مفهوم زادگی، به خصوص در ارتباط با فلسفه وجودی مارتین هایدگر و سنت آگوستین تشریح می شود؛ درحقیقت، در این مقاله تلاش می شود صورت بندی جدیدی از هستی شناسی آرنت درباره زیست سیاست ارائه گردد.
۹۸.

مرزهای دانش بومی و علم مدرن: تحلیل مناقشه دانشگاهی میان فارماکوگنوزی و داروسازی سنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۹
داروسازی سنتی و فارماکوگنوزی دو رشته دانشگاهی مستقل و از دوره های تخصصی رشته داروسازی در ایران هستند. داروسازی سنتی حیطه بررسی متون سنتی داروسازی و ساخت و ارزیابی عملکرد فراورده های سنتی است. علم فارماکوگنوزی علم استخراج، شناسایی، بررسی اثرات درمانی ترکیبات موثره موجود در فراورده های طبیعی و طراحی و تولید فرمولاسیون داروهای گیاهی است. وجه شباهت دو رشته در استفاده آنها از فراورده های طبیعی و تمایز آنها در روش شناسی پژوهش بر روی اثرات درمانی این ترکیبات و رویکرد آنها نسبت به تولید فراورده نهایی است. به علت شباهت در موضوع مطالعه و تفاوت در روش مطالعه، دو رشته در سطح دانشگاهی مناقشات مهمی دارند که بررسی آنها ابعاد مهمی از نسبت داروسازی و فراورده های طبیعی را آشکار می کند. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل مناقشاتی به عنوان یک روش در زمینه مطالعات علم، 9 مناقشه روبنایی و 3 مناقشه زیربنایی را شناسایی و تحلیل کرده است. مناقشات روبنایی شامل شیمیایی/گیاهی، سنتزی/طبیعی، فرموله شده/ فرموله نشده، استاندارد جهانی/ استاندارد بومی، خالص سازی/ حفظ تمام ترکیبات، مکانیسم/ شواهد تجربی، مادی/ معنوی، رشته/ حوزه، و تخصص گرایی/ تخصص زدایی می باشند. مناقشات زیربنایی که ریشه در مفروضات فلسفی هر کدام از حیطه ها دارد شامل مناقشه مداخله در طبیعت/ بازگشت به طبیعت، تقلیل گرایی/ کل گرایی، و علم دانشگاهی/ دانش عمومی-تاریخی است. بررسی و تحلیل مناقشات این دو حیطه دانشگاهی موقعیت هر دو رشته را از منظر مطالعات علم ترسیم می کند و از خلط رسالت و حیطه فعالیت دو رشته جلوگیری می کند.
۹۹.

چگونه بیماری مکان مند شد؟ مقومات روش بالینی-تشریحی در قرن نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
در طب اخلاطی علایم و نشانه های تعداد زیادی از بیماری ها به اندام ها منتسب بودند اما بیماری مکانمند نبود یعنی بیماری در بدن جایی نداشت در قرن های هیجدهم و نوزدهم با بکار گرفتن روش بالینی-تشریحی میان تظاهرات بالینی و آسیب های بدنی پیوند برقرار شد. بدین گونه مکانمندی بیماری در بدن مهمترین کاری بود که پزشکی کلینیکی در اواخر قرن نوزدهم انجام داد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که اولا کدام آموزه های فلسفی زمینه پیدایش این روش را فراهم کردند و ثانیا چگونه این آموزه ها در شکل گیری مقومات این روش تاثیر گذار بودند. از این رو در ابتدا مبانی فلسفی این روش -حس گرایی و فلسفه مشاهده- را در جو حاکم بر آن قرن ها بررسی می کنیم. سپس ویژگی های دو مقومه اصلی آن یعنی معاینه بالینی و تشریح آسیب شناختی را بیان می کنیم. بدین منظور نشان می دهیم که چگونه حس گرایی و فلسفه مشاهده سبب شد تا پزشکان به معاینه دقیق تظاهرات بالینی بیماری ها بپردازند. سپس نشان می دهیم که چگونه از قرن هیجدهم به بعد تحت تاثیر فلسفه مشاهده این آموزه شکل گرفت که بیماری با ضایعه ای در زیر اندام های بیرونی بدن متناظر است. از این رو تشریح گامی اساسی در جهت آسیب شناسی بیماری ها شد. بدین گونه داده های حاصل از معاینه دقیق بالینی و تشریح آسیب شناختی دو بخش مهم گزارش های موردی را تشکیل دادند که یکی از ارکان پژوهش و دستاوردهای جدید پزشکی بالینی است. در بخش آخر مقاله ساختار و ویژگی های این نوع گزارش ها را بررسی می کنیم.
۱۰۰.

آموزه صلح از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و امانوئل کانت: بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
مسئله صلح از زمره ی مهم ترین مسائلی است که از دیرباز محل بحث و تأمل از سوی اندیشمندان مختلف با رهیافت های مختلف دینی و فکری بوده است. در این بین، خواجه نصیرالدین طوسی در جهان اسلام و همچنین امانوئل کانت در جهان مسیحیت بحث های عمیق و درخور تأملی را در این باره بیان داشته اند. صلح از منظر خواجه نصیرالدین، اصلی عمیق و بنیادی است که در تمام سطوح وجودی انسان، از نفس فردی تا جامعه و عالم هستی، تجلی می یابد. صلح در این دیدگاه، نه صرفاً نبود جنگ، بلکه تعادل، هماهنگی، عدالت و تلاش دائمی برای بهبود شرایط زندگی است. کانت نیز صلح را یک وضعیت مطلوب اجتماعی می داند که باید در آن حقوق بشر به طور کامل رعایت شده و زمینه های عدالت و خیر عمومی فراهم گردد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین و تحلیل مسئله صلح از منظر خواجه نصیر و امانوئل کانت، به تبیین مشابهات و تمایزات فکری آنان در این باره پرداخته و مبانی و پشتوانه ی دینی و فکری این دو اندیشمند را در این زمینه مورد تأمل قرار می دهد. گفتمان خواجه در تبیین مقوله صلح مبتنی بر فطری بودن صلح و وجود زمینه های وحیانی آن جهت نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی است، حال آنکه کانت به عنوان ضرورتی اجتماعی جهت نیل به رفاه دنیوی به صلح نگریسته و تبیینی لیبرالیستی و اومانیستی از آن دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان