حمیدرضا نمازی

حمیدرضا نمازی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمالگام تلفیق رشتگی مناسک میان رشتگی میان رشتگی هیبرید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
۲.

مرزهای دانش بومی و علم مدرن: تحلیل مناقشه دانشگاهی میان فارماکوگنوزی و داروسازی سنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فارماکوگنوزی طب سنتی داروسازی سنتی تحلیل مناقشه فراورده طبیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
داروسازی سنتی و فارماکوگنوزی دو رشته دانشگاهی مستقل و از دوره های تخصصی رشته داروسازی در ایران هستند. داروسازی سنتی حیطه بررسی متون سنتی داروسازی و ساخت و ارزیابی عملکرد فراورده های سنتی است. علم فارماکوگنوزی علم استخراج، شناسایی، بررسی اثرات درمانی ترکیبات موثره موجود در فراورده های طبیعی و طراحی و تولید فرمولاسیون داروهای گیاهی است. وجه شباهت دو رشته در استفاده آنها از فراورده های طبیعی و تمایز آنها در روش شناسی پژوهش بر روی اثرات درمانی این ترکیبات و رویکرد آنها نسبت به تولید فراورده نهایی است. به علت شباهت در موضوع مطالعه و تفاوت در روش مطالعه، دو رشته در سطح دانشگاهی مناقشات مهمی دارند که بررسی آنها ابعاد مهمی از نسبت داروسازی و فراورده های طبیعی را آشکار می کند. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل مناقشاتی به عنوان یک روش در زمینه مطالعات علم، 9 مناقشه روبنایی و 3 مناقشه زیربنایی را شناسایی و تحلیل کرده است. مناقشات روبنایی شامل شیمیایی/گیاهی، سنتزی/طبیعی، فرموله شده/ فرموله نشده، استاندارد جهانی/ استاندارد بومی، خالص سازی/ حفظ تمام ترکیبات، مکانیسم/ شواهد تجربی، مادی/ معنوی، رشته/ حوزه، و تخصص گرایی/ تخصص زدایی می باشند. مناقشات زیربنایی که ریشه در مفروضات فلسفی هر کدام از حیطه ها دارد شامل مناقشه مداخله در طبیعت/ بازگشت به طبیعت، تقلیل گرایی/ کل گرایی، و علم دانشگاهی/ دانش عمومی-تاریخی است. بررسی و تحلیل مناقشات این دو حیطه دانشگاهی موقعیت هر دو رشته را از منظر مطالعات علم ترسیم می کند و از خلط رسالت و حیطه فعالیت دو رشته جلوگیری می کند.
۳.

علوم انسانی پزشکی/سلامت: تحلیل انتقادی مبانی نظری و عملی پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علوم انسانی پزشکی مطالعات مناقشه ها فلسفه پزشکی نظریه تلفیق رشتگی میان رشتگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۸ تعداد دانلود : ۸۱۵
«علوم انسانی پزشکی» در وهله اول عبارتی نامأنوس به نظر می رسد. اینکه چگونه دو حوزه مجزا و متمایزِ معرفتی، همنشین شده اند، به وضعیت پروبلماتیک پزشکی اشاره دارد. در بخش ابتدایی مقاله به تحلیل علوم انسانی پزشکی بر اساس روش مطالعات مناقشه های این حوزه خواهیم پرداخت و در بخش دوم، حوزه انتقادی مطالعات فراپزشکی را به عنوان بدیل علوم انسانی پزشکی پیشنهاد خواهیم داد. جریان معاصر علوم انسانی پزشکی با نقد پزشکی مدرن از اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی آغاز شد که دغدغه اش، گسترش روزافزون علوم زیست پزشکی و انسان زدایی پزشکی بود. پیشگامان این حوزه ، راه حل را در این یافتند که پیوند علوم انسانی با حوزه پزشکی می تواند گره گشا باشد. علوم انس انی پزشکی، با بازنگری در برنامه های آموزشی بسیاری از دانشکده های پزش کی آمریکای شمالی و اروپا پا گرفت و به تدریج به پژوهش های بالینی و طبابت نیز تسری یافت. با مرور و تحلیل دقیق پژوهش ها و ادبیات علوم انسانی پزشکی پنج مناقشه اصلی شناسایی شدند: تعابیر و تعاریف گسترده و مختلف، رشته – حوزه، چندرشتگی - میان رشتگی، علوم انسانی پزشکی - علوم انسانی سلامت، علوم انسانی کلاسیک - علوم انسانی انتقادی و علوم انسانی پزشکی - فلسفه پزشکی. در تحلیل نهایی در لایه زیربنا دو عنصر را می توان از هم بازشناخت: یکی دوگانه ها و دیگری رانه ها یا فرآیندها. دوگانه ها را می توان ذیل چند گروه کلی تر دسته بندی کرد: روش شناختی، علم شناختی، هستی شناختی و پراکسیولوژیک. در مورد رانه ها یا فرآیندها می توان به طبی سازی، بوروکراتیزاسیون، تکنیکی سازی، اخلاقی سازی، علمی سازی تخصصی سازی و نیز فردی سازی اشاره کرد. اما همان طور که در تحلیل نهایی اشاره کرده ایم، رویکرد انتقادی توفیق چندانی نیافته است. در بخش دوم مقاله به دو پرسش پرداخته ایم. پرسش نخست آنکه رویکرد انتقادی قابل دفاع در علوم انسانی پزشکی/سلامت چه مقوماتی دارد و پرسش دیگر اینکه مطالعات فراپزشکی که به عنوان بدیلی برای علوم انسانی پزشکی/سلامت پیشنهاد شده است، چه معنا و مقوماتی دارد. پزشکی و علوم انسانی (علوم اجتماعی مدرن) از یک سنخ هستند و به همین دلیل جامعه شناسی، روانشناسی و انسان شناسی نمی توانند هدف علوم انسانی پزشکی یعنی انسانی کردن پزشکی را برآورده کنند. از این رو نظریه انتقادی ای باید مورد توجه قرار بگیرد که همزمان علوم اجتماعی و پزشکی را نقد کند؛ همچون فوکو، گادامر و هابرماس . «مطالعات انتقادی فراپزشکی» همچون چتری فرارشته ای، باید متکفل توجه به پرسش های بنیادین پزشکی شود ، جریانی انتقادی میان رشته های علوم انسانی سلامت برقرار و هم چنین مواجهه انتقادی به غایت و هدف طبابت و پزشکی را تقویت کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان