فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۰۱ تا ۱۰٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
آثار گذشتگان، میراث ارزشمندی برای معاصران و آیندگان است. آثار فرهنگی و ادبی با بن مایه های معرفتی خود قوت و غذای معنوی اهل فکر و هنر است. و علت آن هم این است که پل ارتباطی بین گذشته و حال هستند و شناخت و معرفت ما را افزایش می دهند. عهد صفوی نیز از این علوم و فنون بی بهره نبوده است. ظهیر کرمانی (1162 ق) که نامش در هیچ تذکره ای نیامده است، از مفاخر شیعی مذهب ایران زمین است. مثنوی پر تمثیل او که حدود ده هزار بیت در بحر رمل دارد، از آثار ناشناخته ی قرن دوازدهم است و تنها نسخه ی آن به خط نستعلیق و مشتمل بر 265 برگ با شماره 9530 در کتابخانه ی مجلس نگهداری می شود. این اثر شامل داستان های تمثیلی منظومی در بیان اندیشه های عرفانی، اخلاقی، دینی، عاشقانه و غیره است. او در انواع صنایع لفظی و معنوی، بویژه «تمثیل» طبع آزمایی کرده است. از این رو برای نشان دادن سبک شعری ظهیر لازم است گرایش وی را به "ارسال المثل و تمثیل" مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از تمثیلات ظهیر ساخته و پرداخته ی طبع و قریحه ی شاعر و بعضی از آنها متأثر از فکر پیشینیان اوست که در سه دسته طبقه بندی می کنیم: اول، خیال های تشخص یافته یا اشخاص خیالی. دوم، ارسال مثل (مَثَل سائر) و سوم، شبیه مَثَل یا جانشین مَثَل و از مقایسه این سه دسته معلوم می شود که بیشینه ی کاربرد آن ارسال مثل (مَثَل سائر) و کمینه ی آن، شبیه مَثَل یا جانشین مَثَل است. به علت گستردگی مطالب، در این مقاله صرفاً به شرح و تحلیل ارسال المثل (مثل سائر) می پردازیم.
بررسی تطبیقی مشاغل و طبقات اجتماعی در آثار سعدی و متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
55 - 80
حوزههای تخصصی:
آشنایی با فرهنگ عامیانه در فهم متون ادبی و ظرایف آن ها مدخلیت دارد. همین نکته لزوم پرداختن به این مهم را مسلّم می کند. بنابراین ضروری است که روند تأثیرپذیری شاعران از فرهنگ عامیانه قبل از خود و تأثیرگذاری آثار ایشان بر فرهنگ و ادب عامّه بعد از خود بررسی و بیان شود. این امر موجب درک بهتر و فهم درست تر آثار ادبی می شود. در این مقاله به بررسی تطبیقی ضرب المثل های فرهنگ عامیانه مشاغل و طبقات اجتماعی در آثار سعدی و متنبی پرداخته است. هدف از این مقاله استخراج و طبقه بندی و بررسی تطبیقی مشاغل اجتماعی و فرهنگ عامّه در آثار سعدی و متنبی می باشد. این مقاله با روش کتابخانه ای اطلاعات را فراهم کرده و پس از تحلیل محتوایی اطلاعات، آن ها را به شکل توصیفی- تحلیلی ارائه کرده است. بر اساس نتایج پژوهش درمی یابیم که فرهنگ عامیانه در بسیاری از مشاغل و طبقات اجتماعی متجلی شده است که برخی از آن ها ریشه در دین و مذهب جوامع دارند و برخی ریشه در اساطیر و افسانه ها، و برخی نیز باورهایی خرافی، بی پایه و برساخته ذهن عامّه مردم است. هر دو شاعر ضرب المثل های فراوانی را در آثار خود برای طبقات اجتماعی و مشاغل مختلف به کار برده اند که این امر از لحاظ مردم شناسی، جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی حائز اهمیت است.
اسطوره در آثار صادق هدایت و ادگار آلن پو بر اساس رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
115 - 149
حوزههای تخصصی:
امروزه پیوند ادبیات تطبیقی و بینامتنیت دستاوردی جدید است که تحلیل اثر در چارچوب الگوها و روش های آن آسان می شود. از مهم ترین عوامل تحلیل در حوزه ادبیات تطبیقی بررسی شباهت ها و تأثیرگذاری آثار بر یکدیگر و چگونگی تحقق یا انتقال یک موضوع و درون مایه است ولی خوانش بینامتنی دغدغه فرا رفتن از بررسی منابع مشابه و تأثیر و تأثر را دارد؛ متن بر پایه گفتمانی از پیش موجود بنا می شود و سپس آن گفتمان را از آن خود می کند و حتی موجب دگرگونی معنای متن محوری می شود. با توجّه به تأثیر اسطوره ها بر یکدیگر، این پژوهش کوشیده است، تا به مقایسه اسطوره های آثار ادگارآلن پو و صادق هدایت بپردازد. هدف تحقیق حاضر بررسی بینامتنی اسطوره و کارکردهای آن در آثار این دو نویسنده شهیر امریکایی و ایرانی است. پرسش محوری پژوهش حاضر این است که چگونه می توان با تکیه بر الگوی تحلیل بینامتنیت، نقش اسطوره ها در آثار داستانی ادگار آلن پو و صادق هدایت را مورد بررسی قرار داد؟ یافته های این تحقیق نشان داد که مشابهت های اسطوره شناختی و کارکردهای مشترک بینامتنی در حوزه محتوا و مضامین و هم در حوزه ساختار و سبک، قابل مشاهده است.
بررسی تطبیقی وصف خمر در شعر اعشی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
151 - 169
حوزههای تخصصی:
خمریات از دیرباز مورد توجه شاعران پارسی و تازی بوده است. اعشی و منوچهری دامغانی از جمله این شاعران اند که به این موضوع پرداخته اند. بنابراین به خاطر بسامد بالای توصیف باده در شعرشان، و عدم پژوهش در این خصوص، این جستار به دنبال آن است که با روش توصیفی - تحلیلی، نگاه دو شاعر به این موضوع را بررسی کرده و تفاوت ها و اشتراکات شعری آنان را بیان کند. یافته های این پژوهش نشانگر است که مضامین مشترکی همچون تأثیر باده بر جسم، شفابخشیِ بوی باده و وصف مجالس باده نوشی همراه با رقص کنیزکان وجود دارد. دقت و شمول، توجه به جزئیات و حسّیات، پرگویی، جان بخشی به باده و زمینی بودن باده، از دیگر ویژگی های مشترک است.
تطبیق نوع رفتار با بردگان در خمسه نظامی و رمان «کلبه عمو تُم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
131 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش کتابخانه ای بررسی رفتارهایی است که با بردگان در «خمسه» نظامی و رمان «کلبه عمو تم» نوشته هریت بیچر استو انجام شده است. طرز تلقی و نوع نگاه نظامی و استو به مسأله برده داری متأثر از دیدگاه عام تر جامعه آنان نسبت به برده داری است. با بررسی نوع رفتارهایی که اربابان با بردگان خود داشته اند به دو نگاه عام و متفاوت برمی خوریم؛ در آمریکای اواخر قرن بیستم بردگان از حداقل حقوق انسانی خود محروم بودند و به فجیع ترین شکل ممکن با آنان رفتار می شد ولی در «خمسه» نظامی برخوردهای چندان ظالمانه ای در قبال بردگان ملاحظه نمی شود چراکه بردگان زیر سایه اربابان زندگی راحتی را می گذراندند و حتی در مواردی نه چندان کم عضوی از خانواده نیز محسوب می شدند. در مقابل از چند مورد بی لطفی با بردگان نیز در «خمسه» سخن به میان آمده است که نسبت به رفق و مهربانی اربابان بسیار اندک است؛ از جمله این بی لطفی ها؛ تحقیر بردگان و خشونت علیه آن ها است. در رمان «کلبه عمو تم» نیز آزاد کردن بردگان و مهربانی با آن ها توسط اربابان بعضاً مجال طرح یافته است که حاکی از وجود انسان های وارسته ای است که در جامعه آمریکا زندگی می کرده و طرفدار الغای بردگی بوده اند.
مختصری از تمثیلات دیوان مجیرالدین بیلقانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عنوان مقاله ای که می خوانیم "مختصری از تمثیلات دیوان مجیرالدین بیلقانی" است و اساس کار دیوان مجیرالدین بیلقانی به تصحیح محمدآبادی است. سخنوران ایرانی در قرن پنجم و ششم هجری نیز از این فنون بی بهره نمانده اند و پیکره ی "عروس سخن" خویش را با جامه ی هنر بویژه"ارسال المثل و تمثیل" آراسته گردانیده اند. از جمله ی این "تمثیل پردازان" مجیرالدین بیلقانی، شاعر اوایل نیمه ی اوّل قرن ششم هجری قمری است. دوره ای که معاصر است با تعلیمات "زیبایی های صوری و معنوی" در قصاید انوری، کمال الدین اصفهانی، خاقانی، فلکی شروانی و دیگران. مجیر در انواع ادبی خود به "صنایع لفظی و معنوی"، بویژه "تمثیل" توجه دارد و برای نشان دادن سبک شعری وی لازم است گرایش شاعر را به "تمثیل" مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از "تمثیلات" مجیر ساخته طبع و قریحه ی شاعر و بعضی از آنها متأثر از فکر خاقانی و یا فرخی و منوچهری است. افزون بر این در دیوان مجیر سه نوع "تمثیل" دیده می شود: نخست، "مثل "هایی که امروز هم متداول است، دوم، "مثل" هایی که در عصر شاعر متداول بوده و سوم، "مثل" های مرده و غیر متداول.
De Bakhtine à Ducrot: pour une approche polyphonique du discours littéraire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La notion de polyphonie renvoie aux réflexions de Bakhtine qui, par ses analyses linguistiques sur la poétique de Dostoïevski (1970), remarquait que l’œuvre romanesque n’est pas un dialogue clos de l’auteur, mais un lieu par excellence de dialogue, interaction et de rencontre de plusieurs voix. Il s’agit bien sûr de multiplicité de «consciences équipollentes» et des pluralités de styles qui se disputent et se font entendre simultanément à travers le discours du narrateur. De son inspiration bakhtinienne, le linguiste-pragmaticien français O. Ducrot (1972, 1980b & 1984), a repris ladite notion et l’a développée pour élaborer sa fameuse théorie de polyphonie énonciative-sémantique. Il faut remarquer que la thèse de Ducrot en reste théorisée et originale; sachant que Bakhtine ne s’intéresse généralement qu’aux configurations polyphoniques dans les textes littéraires, mais tandis que le linguiste français s’appuie essentiellement sur une description polyphonique de la phrase qui est unité de la langue. Dans cette recherche polyphonique, tout en optant pour la polyphonie linguistique ducrotienne, nous voudrions dire comment le sens d’un énoncé se construit entre le «déjà-dit»(de l’interlocuteur-énonciateur) et le «dire» du locuteur-sujet parlant au moment de la constitution de son discours. Ce qui nous intéresse plus ici, c’est l’excellent rôle de certains marqueurs linguistiques qui recèlent la trace de la voix ou point de vue de l’autrui du discours romanesque qui parle indirectement (non en chair et en os) à travers l’acte d’énonciation du locuteur-narrateur.
ضحاک و لوکی: مقایسه دو اسطوره ایرانی و اسکاندیناوی بر مبنای نمایشنامه های ضحاک و ایولف کوچک در چهارچوب نظریه کنشگرایانه ژرژ دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۲
249 - 276
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها از بهترین عناصر برای مقایسه و تطبیق میان ملت های مختلف به شمار می روند. اسطوره ها در طول زمان شکل های مختلفی به خود گرفته اند و تأثیرات شان در آثار فرهنگی ادبی جوامع مختلف، مشاهده می شود. مقاله حاضر مطالعه تطبیقی میان دو اسطوره از دو ملیت مختلف است: اسطوره ضحاک در ایران و اسطوره لوکی در اسکاندیناوی. هدف از نگارش این مقاله، یافتن شباهت های میانِ این دو شخصیت شرّ اسطوره ای و دریافتن ویژگی های بنیادین آن هاست که در روند شکل گیری شخصیت هایی با همین ویژگی ها در ادبیات نمایشی مؤثر واقع شده اند. در این تحقیق به بررسی تطبیقی نمودهای شکل گرفته از اسطوره ضحاک در نمایشنامه ای با همین نام از غلامحسین ساعدی و اسطوره لوکی در نمایشنامه ایولف کوچک اثر هنریک ایبسن، در چهارچوب نظریه کنشگرایانه ژرژدومزیل پرداخته شده است. نظریه کنشگرایانه دومزیل از بررسی تطبیقی کارکردها و کنش ها بهره می گیرد که سه کارکرد اساسی آن، حکمرانی، قدرت و باروری است. نتایج حاصل از این پژوهش با شرح تفاوت ها و شباهت های موجود در این آثار نشان می دهد که دو نمایشنامه مذکور به عنوان انعکاسی از ریشه های فرهنگی جامعه خود بنابر مقتضیات زمانه توانسته اند با کنش های کارکردشناسانه ژرژ دومزیل منطبق شوند.
زمینه های فکری طریقت ذهبیه در آثار میر سید علی همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۳
141-165
حوزههای تخصصی:
ذهبیه از جمله سلسله های صوفیانه شیعه مذهبی است که در نیمه نخست سده نهم هجری و در عصر حاکمیت تیموریان رسماً فعالیت خود را آغاز کرد و با روی کارآمدن دولت صفوی، قوام بیشتر یافت و در تمامی ادوار پس از آن نیز با فراز و فرودهایی به حیات اجتماعی و گاه سیاسی خود ادامه داد. بزرگان این طریقت، سلسله اقطاب خود را به معروف کرخی و از طریق او به امام رضا(ع) و در نهایت به پیغمبر اسلام(ص) می رسانند. گرایش های شیعی که از نخستین ادوار تصوف اسلامی در آثار برخی متقدمان به نحو بارزی دیده می شد، از قرن پنجم به بعد، افزایش بیشتری یافت و سرانجام در رسالات میرسید علی همدانی، گسترده تر شد. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن کندوکاوی در مهمترین عقاید و باورهای طریقت ذهبیه، نقش میر سید علی همدانی را در تحولات این سلسله مورد بررسی قرار دهیم.
بررسی واژگان خاص آیینی در منظومه ی زراتشت نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
153-170
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به معرفی و بررسی واژگان خاص مذهبی در منظومه ی «زراتشت نامه» زرتشت بهرام پژدو می پردازد. زرتشت بهرام پژدو، نامدارترین شاعر زرتشتی پارسی گوی، از سده ی هفتم است. مجموعه ی اشعار شاعران زرتشتی که به فارسی نو پس از اسلام شعر گرفته اند، بسیار کم مورد توجه و پژوهش قرار گرفته است. حال آنکه به دلیل ویژگی های خاص، از دیدگاه های مختلف محتوایی، واژگانی، سبکی، ... جای بررسی فراوان دارد. این نوشتار، به بررسی واژگان بسیار خاص مذهبی استفاده شده در منظومه می پردازد، نه آنچه که معنای آن، یا معنای اول آن برای خواننده روشن است. این واژگان که یا در واژه نامه ها نیامده اند، یا تنها با شاهدی از این شاعر، نقل شده اند، از این منظر، ویژه شمرده می شوند. گذر واژه از دوره ی باستان و میانه به فارسی نو، تحولات آوایی و معنایی آن با استفاده از منابع معتبر، مورد بررسی قرار می گیرد. واژگان کلیدی: ادبیات فارسی زرتشتی، زبان های باستانی ایران، زراتشت نامه، زرتشت بهرام پژدو
پیشنهادی تازه دربارة معنا و صورت های نوشتاریِ «گاوکیل» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در متون کهن، «کاوکیل»، «کاکیل»، «کالیل» و«کاکثل» بر یکی از جشن های ایران باستان و نژاد خاصی از گاو اطلاق شده است. هدف این مقاله، بررسی این نشانه ها و بیان مدلول آن هاست. به این منظور، نخست، با استناد به رسم الخط فارسی قدیم، نشان داده می شود که شکل های مذکور، املاهای دیگری از »گاوکیل» اند؛ سپس این پیشنهاد مطرح می شود که «کیل» در این کاربرد، معادل کج است که از طریق ترکیبِ «کج و کول»، به فارسی امروز نیز رسیده است. بر پایه یافته های این پژوهش، «گاوکیل»، برای نامیدن نژادی از گاو، با موهایی بلند و دمی شبیه دم اسب به کار رفته که یکی از زیستگاه های آن بخش هایی از خراسان بزرگ است و در متون فارسی از آن، با نام های «کژگاو»، «غَژغاو» و«غشغا» نیز یاد شده است. با توجه به معنای ضمنی «کژ» در زبان پارتی و «کیل» در ترجمه های کهن قرآن، می توان «کژگاو/ گاوکیل» را معادلِ گاو سرکش دانست.
کاربرد ادبی و هنری حرفِ الف در منظومه های دو داستان سرای بزرگ منظومه های غنایی؛ نظامی و جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرفِ الف به واسطة شکل و جایگاه خاص، یکی از پُرکاربردترین حروف در ساخت مضامین بکر، فضاهای شاعرانه و ترکیباتِ نغز ادب پارسی به ویژه دو شاعر داستان سرای بزرگ غِنایی، یعنی؛ نظامی و جامی است. الف، که اوّلین حرفِ الفبای فارسی، عربی، ابجد و نمایندة عدد یک در حساب جمّل است در منظومه های این شعرا، کنایه از ذات احدیت، عالمِ تجرید و تفرید و نیز مظهرِ پیشوایی، استقامت، خُردی و.. است. در این مقاله، با بررسی کاربرد ادبی حرفِ الف، با تکیه بر بسامد شواهد شعری این منظومه ها، دو نوع ساختار، قابل بحث است، ساختارِ اوّل، شامل مضامین، تصاویر شاعرانه، ترکیبات، تعبیراتِ نغز ِادبی بر اساسِ شکل و ویژگی حرفِ الف است و ساختارِ دوم، ساختارهای ادبی عبارت- های فعلی و کنایی با حرفِ الف را دربردارد. با تحلیل این دو ساختار، می توان گفت ترکیبات ادبی برساخته از حرفِ الف، در این دو منظومه، یکی از شاعرانه ترین برساخته های ادب پارسی است. هر دو شاعر، ضمنِ بازی هنری با حرفِ الف از استعاره، کنایه، ایهام و... در خَلق تعابیرِ نغز بهره جسته اند. جامی، بیشتر از نظامی، به ویژگی های ظاهری و ذاتی الف توجّه داشته اما، برساخته های نظامی از نظرِ کیفی، از اهمیّت خاصّی برخوردار است.
Хронотоп в рассказах Л. Улицкой(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Анализируются особенности композиции малой прозы Л. Улицкой (на примере рассказов «Бронька», «Счастливые», «Бедные родственники»). Особое внимание уделяется особенностям изображения времени в рассказах, прошлому, которое для понимания мотивов и характеров героев Л. Улицкой оказывается порой важнее настоящего и даже будущего. Герои Л. Улицкой живут прошлым, ее проза пронизана ностальгической интонацией. Во многом это обусловлено вниманием автора к ценностях ушедшего мира, миру старой московской интеллигенции и новой советской, их сравнением и противопоставлением. Особенности хронотопа утверждают домашний интимный характер ее прозы, заключенной в рамки частной жизни отдельного человека (семьи). Традиционным для Л. Улицкой является прием ретроспективного изображения, позволяющий расширить границы художественного времени – пространства (из настоящего в прошлое). Временной поток в ее повествовании прерывист и неоднороден, характеризуется вниманием к ключевым событиям сюжета и временными лакунами относительно менее значительных, с точки зрения автора, событий. Интимная атмосфера внутреннего мира ее героев и ностальгические интонации их переживаний создают неповторимое своеобразие малой прозы Улицкой.
مقایسه ی «عشق پدرانه» در شعر « احمد شاملو» و «نزار قبانی»؛ با تکیه بر آراء «اریک فروم»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمدشاملو طبق اشارات سرودههایش، از پدر خود دوری جستهاست .پدر شاملو به واسطهی نظامی بودن ارتباط عمیقی با رژیم سابق داشته و نمایندهی نسلی است که فرزندان خود را از هرگونه مبارزه و تلاش برای تغییر میترسانند و تسلیم وضع موجود هستند. از آنجا که شعر شاملو سمبلیک و اجتماعی است روی گرداندن شاملو از پدر نمایانگر عصیان نسلی است که از پیروی دستورات پدران محافظهکار رسته و به ایجاد تحولی اجتماعی و سیاسی از طریق انقلاب امیدوارند. برعکس احمد شاملو، نزار قبانی، شاعر معروف سوری، با اشاراتی صریح پدر خود را _ که فردی شجاع و مبارز علیه اشغالگران است_ستوده و شخصیت او را که جمع بین سیاست و عشق است ،الگوی خود در زندگی میداند. ازاینرو عشق پدرانه در اشعار نزار قبانی نمود قدرتمندی یافته است. نهایتا هردو شاعر ضمن بازتولید محتوای هویت خود و عکسالعملهای متفاوت در برابر جایگاه پدر، به کودکی و عشق مادرانه روی آوردهاند. از آنجا که احمد شاملو و نزار قبانی در نگاه اول بسیار شبیه به نظر میآیند، وجود تحقیقی به روش تحلیلی-توصیفی برای مقایسه تفاوتهای بنیادین این دو شاعر ضروری مینماید.
تحلیل مقایسه ای رویارویی پدر و پسر در تراژدی های ایرانی و یونانی (رستم و اسفندیار، رستم و سهراب و ادیپوس شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۷
125 - 142
حوزههای تخصصی:
رویارویی پدر و پسر از جمله موتیف هایی است که در بسیاری از اسطوره ها، آثار حماسی، افسانه ها، قصه های عامیانه و یا حتی در روایت های مذهبی جهان دیده می شود. بستر این رویارویی عموماً نوع ادبی حماسه است. در بسیاری از این رویارویی ها با نوع ادبی تراژدی روبه رو هستیم. در این مقاله، سه داستان «ادیپوس شهریار»، «رستم و اسفندیار» و «رستم و سهراب» تحلیل شده اند. مسئله پژوهش حاضر این است که در حماسه هایی که روایتگر این رویارویی ها هستند، هرچند با توجه به تعریف تراژدی، «ساختی» همانند دارند، آنکه در فرجام نمونه یونانی مغلوب می شود و می میرد، پدر و در نمونه ایرانی، پسر است. در پاسخ به چرایی این مسئله بدین نتیجه رسیدیم که پیشینه تراژدی و ساختار فرهنگی یونان باستان که حاصل دموکراسی و گفتگو در آن فرهنگ است، دلیل فرجام نمونه یونانی است و در باب چرایی مرگ پسر در نمونه ایرانی، تقابل های دوگانه، تلاش در حفظ نمونه نخستین و ذهنیت تک صدا که در آن، نفی حضور دیگری رقم می خورد، دلیل اصلی امر است.
کارکردهای هنری و زیباشناختی تنازع در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۷
235 - 252
حوزههای تخصصی:
تنازع یکی از مباحث علم دستور است که بر اساس آن بخشی از جمله همزمان چند نقش مختلف نحوی می گیرد. هدف این مقاله، تعیین و بررسی نقش های زیباشناختی این تمهید زبانی در شعر است. هنگام ایجاد تنازع در شعر، شاعر ساختار جمله را به گونه ای تنظیم می کند که واژگان، ترکیبات و جملات مختلفی، متنازعٌ فیه را برای تکمیل ساختار نحوی خود به سمت خود جذب می کنند و به تعبیری، برای تصاحب آن به نزاع می پردازند. این خصوصیت موجب ساخت خلاقیت های هنری مختلفی در شعر می شود و جملات و بخش های مختلف شعر را مانند لولا به هم متصل می سازد و به آن ها عمق و ژرفا می بخشد. ایجاد ابهام و چندمعنایی، ساخت برخی صنایع بدیعی، انسجام، ساخت زبان خاص شعری و رعایت ایجاز و دوری از اطناب از جمله کارکردهای هنری تنازع در شعر محسوب می شود. شاعر در بیشتر مواقع، آگاهانه از تنازع بهره می برد تا بتواند زبان شعری خود را برجسته و بلیغ تر سازد.
بررسی رباعیات کمال الدین اصفهانی بر اساس دست نویس ها و منابع کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
86-61
حوزههای تخصصی:
نگاهی مختصر به دیوان شاعران نشان می دهد که گاه یک رباعی به چندین شاعر منسوب شده است. به همین دلیل، تشخیص رباعیات هر شاعر از دشوارترین بخش های تصحیح متون است. تدوین مجموعه ها و جنگ های رباعی هم، اگرچه در شناخت سرایندگان برخی رباعی ها گره گشاست، به دلیل موضوعی بودن،کتابت های فراوان، تک نسخه ای بودن، و استنساخ از روی یکدیگر، مشکلاتی دیگر در شناخت سرایندگان اشعار به وجود آورده است. از طرف دیگر، کمال الدین اصفهانی ازجمله شاعرانی است که در سرودن رباعی جایگاه ویژه ای دارد و گردآورندگان جنگ های رباعی، به دیوان او عنایت بیشتری داشته اند. این پژوهش با لحاظ کردن این دو موضوع، در پی آن است تا با استناد به دست نویس های کلیات کمال الدین اصفهانی و بر اساس منابعی چون نزهه المجالس ، مونس الأحرار ، خلاصه الأشعار ، مجموعه اشعار و مراسلات فارسی و عربی، و سفینه کهن رباعیات، رباعیات منسوب به این شاعر رابررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی است که در آن از امکانات کتابخانه ای ونیز دستاوردهای علمی پژوهشگران دیگر استفاده شده است. جایگاه کمال الدین اصفهانی در جریان شعری قرن ششم و هفتم، به ویژه در قالب رباعی، و نبود پژوهشی جامع در باب این موضوع، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه حاصل از آن، مشخص کردن الحاقات و اسقاطات رباعیات این شاعر در متن مصحح مرحوم بحرالعلومی، و نیز اعتبارسنجی مجموعه ها و جنگ های رباعی در انتساب اشعار به شاعران است.
تصحیح چند بیت از سوزنی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران همواره به سبب لغات و ترکیبات کمیاب در دیوان سوزنی سمرقندی، به این اثر توجه داشته اند و استنادهای پی درپی فرهنگ نویسان به شواهد شعری این شاعر، گواهی روشن بر این سخن است. دیوان سوزنی تاکنون دو بار به چاپ رسیده است؛ اما به سبب های متعدد (نقص ها، تحریف ها و تصحیف های فراوان نسخه های خطی، غلط خوانی و...) لغزش های بسیاری در این چاپ ها مشاهده می شود که تصحیح دوباره این دیوان را ضرورت می بخشد. در این پژوهش با مراجعه به نسخه های خطی نویافته و با بهره گیری از فرهنگ ها، به روش تحلیلی انتقادی، دوازده بیت از ابیات مصحف و محرف سوزنی سمرقندی بازخوانی و تصحیح می شود.
Étude Comparative de l’Impact de Deux Méthodes d'Enseignement Centrées sur la Forme : le Cas des Apprenants Iraniens de Français Langue Étrangère(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude a comparé l’impact de deux différentes approches d’enseignement centrées sur la forme--centration sur les formes (CSFs) et centration sur la forme (CSF)-sur l’acquisition des temps passé composé et imparfait chez les apprenants iraniens de Français langue étrangère (FLE). Dans ce but, 50 apprenants iraniens de FLE du niveau pré-intermédiaire sont été assignés au hasard à un groupe de CSF et un groupe de CSFs. Les participants faisaient deux tests, un test de reconnaissance et un test de production, à la première semaine (pré-test), à la sixième semaine ( post-test ), et à la neuvième semaine ( post-test différé). Les résultats de l’étude ont démontré que les deux groupes amélioraient leur compétence des formes ciblées dans le post-test et dans le post-test différé. Toutefois, la classe CSF, qui a appris les formes ciblées implicitement, avait plus de progrès que la CSFs dans le post-test différé de la reconnaissance et de la production. Cependant, la CSFs avait une meilleure performance dans le post-test de la reconnaissance, alors qu’aucune différence significative n’était observée entre le post-test de la production des deux groupes.