ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
۱۰۴۱.

تحلیل رفتار قهرمانان عاشق در «ورقه و گلشاه» بر اساس نظریه «سفر قهرمان» کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ورقه گلشاه سفر قهرمان تشرف گذار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۸
نظریّه سفر قهرمان جوزف کمپبل یکی از نظریّاتی است که بر پایه اصل اسطوره یگانه بنا نهاده شده است. کمپبل بر این باور است که کنش و رفتار قهرمان در تمامی داستان های جهان، از کهن الگوی ثابت و یکسانی پیروی می کند. او این کهن الگو را الگوی سفر قهرمان نامیده و سه مرحله عزیمت، تشرّف و بازگشت را به همراه زیرمجموعه هایشان برای این الگو در نظر گرفته است. این تحقیق با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی رفتار قهرمانان داستان عاشقانه ورقه و گلشاه می پردازد و میزان و چگونگی انطباق داستان ورقه و گلشاه را با کهن الگوی یگانه سفر قهرمان توضیح می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مرحله عزیمت، نقش دراماتیک برجسته ای در تعلیق و پیشبرد پی رنگ داستان ورقه و گلشاه ندارد و قسمت زیادی از ماجراهای داستان در مرحله تشرّف می گذرد که مرحله بحران پی رنگ و آزمون های پی درپی قهرمانان و تلاش آنها برای موفقیت در آزمون را شامل می شود. در این داستان، مرحله بازگشت قهرمان که گره گشایی و پایان داستان را شامل می شود، انطباق بیشتری با الگوی سفر قهرمان دارد.
۱۰۴۲.

بررسی فنون بدن و بازتاب اجتماعی آن در خسرو و شیرین نظامی گنجه ای بر اساس نظریه مارسل موس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فنون بدن اجتماع نظامی گنجه ای خسرو و شیرین مارسل موس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۵
در طول تاریخ، بدن در سطح فردی و اجتماعی، همیشه هویّت ساز بوده است. فنون بدنی شامل مهارت ها و بازده ها، قوای جسمانی، سن، مسائل دینی، شیوه مصرف غذایی و نیز فنون جنسی برای بیان عواطف و احساسات و موجب بدنمندی اندیشه انسان شده است. نظامی، سرآمد داستان پردازان غنایی زبان فارسی، در آثار خود، علاوه بر استفاده از ارتباطات کلامی، از ارتباطات غیرکلامی برای زنده نگه داشتن آن ها استفاده کرده است. در این جستار با روش تحلیلی– توصیفی به بررسی و تحلیل فنون بدن بازنمایی جامعه شناسی بدن ایرانی در خسرو و شیرین نظامی با تکیه بر نظریه مارسل موس پرداخته شده است. در این میان جامعه شناسی و انسان شناسی بدن با بازنمایی ادبیات کلاسیک با تکیه بر ژانر عاشقانه (خسرو و شیرین) می تواند پهنه ای برای آشنایی فرهنگ و اجتماع ایران را در پی داشته باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فنون بدن و مهارت هایی همچون: شمشیرزنی، نیزه زنی، تیراندازی، شکار، اسب سواری و غیره به وفور دیده می شود. علاوه براین قوای جسمانی، سن و مهارت های یادگیری در کودکی و بلوغ و تأثیرآن در کنشگر، نحوه مصرف و حفظ تعادل غذا و مسائل دینی به طور قابل ملاحظه ای مشهود است.
۱۰۴۳.

نقدی بر کتاب مکتوب انتظار در شرح غزل های بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شعر فارسی سبک هندی نقد بیدل دهلوی یحیی کاردگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۳
بیدل دهلوی یکی از بزرگترین شاعران سبک هندی، و شعر وی یکی از رفیع ترین اشعار ادوار شعر فارسی است. این شعر به گفته خود بیدل پر از کوه و کتل است، از این روی دست یابی به معنی بلند آن به راحتی حاصل نمی شود و جویندگان آن، چه بسا در این راه دچار لغزش ها شده و از دستیابی به معنی بلند به کلی باز مانند. همین موضوع ایجاب می کند تا آثاری که در این خصوص نوشته می شود، در بوته نقد قرار بگیرند، تا عوامل به بیراهه رفتن جویندگان معنی شعر بیدل، شناسایی و به مثابه چراغی، روشنگر راهِ از پی آیندگان بشوند. یکی از این آثار، کتاب ارزشمند مکتوب انتظار اثر یحیی کاردگر است. این اثر از این منظر به شیوه توصیفی و تحلیلِ انتقادی مورد بررسی نگارنده این مقاله قرار گرفته است و نتایج تحقیق نشان می دهد که عدم توجه به خوشه های خیال شعر بیدل، توجه نکردن به کاربرد واژه ها در معنی خاص و شخصی، دقت نداشتن به روابط مصاریع و اسلوب معادله ها، توجه نداشتن به محورهای اندیشگانی بیدل، عدم دقت در معانی حروف اضافه و ترتیب دستوری واژه ها و حذف ها، وجود نسخه بدل های نادرست و توجه نداشتن منتقد به آن ها، خوانش نادرست ابیات و... از جمله عواملی هستند که شارح محترم را در دستیابی به معانی بلند اشعار وی با مشکل مواجه کرده است.
۱۰۴۴.

تلاقی متن ها در شعر عمران صلاحی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: بینامتنیت شعر معاصر عمران صلاحی زبان و عناصر زبانی تصویر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
بینامتنیت نظریه ای ادبی است که استقلال متون را نمی پذیرد و هر متن را در ارتباط مستمر و مداوم با متون پیشین و هم عصر خود می داند. متون همواره عناصری از هم را می گیرند. این عناصر می توانند شامل نقل قول های مستقیم و غیرمستقیم، وام گیری مضمون و اندیشه و فکر، عناصر بلاغی و ادبی، زبان و واژه باشد. در اثر هر شاعر و نویسنده ای بلااستثنا می توان جلوه هایی از این رابطه بینامتنی را دید. شعر صلاحی از شاعران معاصر ایران نیز تلاقی گاه متون پیشین و هم عصرش است و جلوه های رابطه بینامتنی در شعرش آشکار است. هدف پژوهش حاضر آشکار کردن ابعاد رابطه بینامتنی صلاحی در زمینه هایی چون تصویر و زبان با شاعران هم دوره و سنّتی است. با نظر به اهمیت بینامتنی ضمنی در ساحت زبان و واژگان و عناصر بلاغی و تصویر شعری در شعر صلاحی، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، رابطه بینامتنی شعر این شاعر را در ساحت های مذکور به شکل درزمانی و همزمانی بررسی می کند. نتیجه پژوهش حاضر نشان از رابطه بینامتنی گسترده شعر صلاحی در بُعد بینامتنیت همزمانی (معاصران) و درزمانی (پیشینیان) دارد. بینامتنیت همزمانی او از میان معاصران، با سهراب سپهری بسامد بالایی دارد. همچنین او بیشترین رابطه بینامتنی را در میان شاعران سنّتی با حافظ دارد و این ویژگی، نشان از قبول و پسند ذهن و زبان این دو شاعر از جانب صلاحی است.
۱۰۴۵.

تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مایا آنجلو ادبیات آفریقایی - آمریکایی نقد پسااستعماری ساختارگرایی تکوینی مقاومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
۱۰۴۶.

تحلیل کمی و کیفی کاربرد آیات در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرصادالعباد کاربرد بلاغی کاربرد تحلیلی و کاربرد تفسیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
آیات الهی همواره الهام بخش نگارندگان کتب ادبی بوده است. در این میان ادبیات عرفانی سهم قابل توجهی داشته است. بسیاری از آن ها برای استحکام بخشیدن به ایده ها و آثار منثور و منظوم خود به شیوه های مختلف از آیات قرآن بهره می گرفتند. مرصادالعباد نجم الدین رازی یکی از آثار فاخر ادبیات عرفانی است که در کاربرد آیات الهی ید طولایی داشته است. برای تبیین نحوه نگرش عرفا به قرآن و اقتباس از آن، لازم است که دیدگاه های عرفا به دقت بررسی و تحلیل شود تا بتوان فهمی دقیق از اندیشه و انگیزه ی آن ها از کاربرد آیات الهی دست یافت.  در این راستا این پژوهش ضمن مرور اندیشه صاحب نظران یک مدل نظری برای سنجش کاربرد آیات قرآن در متون ادبی فراهم نموده است. بر اساس این مدل و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی و کیفی کتاب مرصادالعباد مورد بررسی مطالعه قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که نجم الدین رازی در مجموع 842 در مرصادالعباد به آیات مبارکه قرآن اشاره داشته اند. کاربرد بلاغی آیات 561 مورد بوده است. همچنین کارکرد تفسیری آیات قرآن 281 مورد می باشد. آنچه از متن نجم الدین رازی برداشت می شود این است که در بیشتر موارد قصد تفسیر کلام وحی را ندارد در آغاز برخی فصول نخست ذکر آیه و بیان روایت نبوی(ص) و سپس به بیان شرح و تفسیر آیه پرداخته است. روش تفسیر غالب او اجتهادی باطنی است که ۵۲ مورد می باشد. در برخی آیات روش تفسیری او اجتهادی ادبی 7 مورد، اجتهادی روایی 6 مورد و اجتهادی قرآنی 1 مورد می باشد.
۱۰۴۷.

تحلیل بلاغی حوزه های معنایی استعاره در نثر واعظ کاشفی (بدایع الافکار فی صنایع الاشعار و انوار سهیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حوزه معنایی تحلیل بلاغی واعظ کاشفی بدایع الافکار انوار سهیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۳۹
یکی از مطرح ترین شگردهای بلاغی، استعاره است که نه تنها در نوشتار منظوم و منثور ادبی، بلکه در گفتار روزمره،آگاهانه و ناآگاهانه جاری است و مددبخش ظرافت و زیبایی کلام می گردد. در درازنای تاریخ ادبی ایران این فن با دیگر فنون بدیعی اوج و فرودی بسیار پیموده،در قرن نهم هجری، دوره رواج سبک هرات و دنباله آن سبک هندی، به ذروه خود رسید و پس از چندی رو به ابتذال گذاشت. یکی از مؤلّفان و ادیبانی که آثارش به ویژگی های سبکی این دوره آراسته است، ملّاحسین واعظ کاشفی،نویسنده نام دار و پُرکار فارسی است که آثار پرشمار و دیگرگونه ای از خود به جای نهاده است. قلمرو مطالعه نوشتار کنونی، دو کتاب بدایع الافکار و انوار سهیلی از این نویسنده است. نظر به اهمیت ادبی این دو اثر و مؤلّفشان، مقاله پیشِ رو قصد دارد تا به روش توصیفی تحلیلی، نمونه هایی از استعاره های آثار نام برده را در حوزه معنایی و ادبی، تحلیل بلاغی نماید. یافته ها نشان می دهد که کاشفی، با وجود الگوبرداری از نوشته های پیشینیان، با ترکیب حوزه های معنایی چندگانه و دور از هم درکاربرد استعاره نوآوری هایی داشته بدین معنی که اسم معنی را با فعل مربوط به اسم ذات ترکیب کرده تا برای بیان «سپری شدن جوانی» استعاره تبعیّه بسازد و با اضافات تشبیهی و استعاری، معانی فاصله داری را با چاشنی استعاره تبعیّه، شخصیّت بخشی، اضافه بیانی و استعاری ممزوج نموده و در سوی دیگر با درآمیختن اضافه استعاری اسنادی، اسناد مجازی، استعاره مکنیّه، تشخیص، استعاره تبعیّه و پارادوکس معنایی، شبکه پیچیده ای از استعاره و دیگر آرایه ها را با این حوزه های معنایی در هم تنیده است.  
۱۰۴۸.

مستزاد از صنعت تا قالب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر فارسی شعر عصر مشروطه قالب های شعری صنایع ادبی مستزاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۲۵۶
تصور عموم چنین است که مستزاد از نخست به عنوان قالب شعری وارد حوزه ادبیات شده است، قالبی که تا دوره مشروطه چندان توجهی به آن نمی شد. امروزه این امر باعث برخی دشواری ها در تعریف و طبقه بندی انواع آن می شود. بررسی های ما نشان می دهد تا قرن نهم در هیچ یک از متون ادبی نامی از مستزاد به میان نیامده است؛ اما جالب است که پس از این تاریخ اصطلاح مستزاد تنها در کتاب های مربوط به بدیع و در کنار دیگر صنایع ادبی معرفی می شود و برخی از نویسندگان به تقسیم بندی آن دست می زنند. تا جایی که دریافته ایم نخستین بار در کتاب درّه نجفی (1362) مستزاد به عنوان یک قالب شعری در کنار قالب هایی چون قصیده، غزل و ... قرار گرفته است. دقیقاً پس از این کتاب اصطلاح مستزاد از مباحث بدیعی وارد قلمرو قالب های شعری می شود. اغلب نویسندگانی که پس از نجف قلی میرزا دست به نگارش کتاب های بلاغی زده اند راه دره نجفی را پیش گرفته اند که تا دوره حاضر نیز ادامه یافته است. با این توضیح که در جایی از این آثار اشاره ای به سابقه و خاستگاه مستزاد دیده نمی شود. ما در پژوهش حاضر، در حد وسع، با بررسی منابع کهن و معاصر، بر آنیم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم که مستزاد از یک صنعت ادبی به یک قالب شعری دگرگون شده است. همچنین تلاش می کنیم سیر این تحول را نشان بدهیم
۱۰۴۹.

مطالعه پدیدارشناسانه اجرای برنامهدرسی تاریخ ادبیات دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی پدیدارشناسی تاریخ ادبیات تدریس و یادگیری دوره دوم متوسطه محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۰۹
هدف از این پژوهش، مطالعه پدیدارشناسانه اجرای برنامه درسی تاریخ ادبیات دوره دوم متوسطه است. این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش پژوهش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری شامل 8 نفر از معلمان و 3 نفر از استادان زبان و ادبیات فارسی است. به منظور جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. داده ها از طریق فرایند کدگذاری باز و محوری اشتراوس و کوربین تحلیل شدند. مضامین استخراج شده در این مطالعه شامل 4 مضمون اصلی، 10 مضمون فرعی و 66 کد باز بود. نتایج یافته ها نشان داد مضمون اصلی چالش های آموزش محتوا در تاریخ ادبیات بر اساس تجارب زیسته دبیران شامل 3 مضمون فرعی عدم استقلال برنامه درسی، پایین بودن سطح کتاب درسی و سازمان دهی نامناسب مطالب؛ و عدم گیرایی و جذابیت می باشد. مضمون اصلی روش های تدریس شامل سه مضمون فرعی روش های تدریس مبتنی بر نمایش، روش های تدریس مبتنی بر فعالیت و روش های تدریس مبتنی بر انتقال می باشد. مضمون اصلی فرصت های یاددهی و یادگیری شامل دو مضمون فرعی فعالیت های دانش آموز و فعالیت های معلم است. مضمون اصلی ارزشیابی نیز شامل دو مضمون فرعی روش آزمون و روش نمره دهی است. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند مورد استفاده برنامه ریزان درسی، مؤلفان و دبیران درس تاریخ ادبیات قرار گیرد.
۱۰۵۰.

خوانشی نقشگرایانه از ساختار روایی تمثیل های شعری سپیده کاشانی بر مبنای فرانقش اندیشگانی «با تکیه بر اشعار حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تمثیل شعر دفاع مقدس رویکرد نقشگرایی فرانقش اندیشگانی سپیده کاشانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۰
تمثیل شامل چیزی گنگ، ناشناخته و پنهان از ماست که در نقد سبک شناسانه یک اثر به عنوان رمزگان از آن یاد می شود و حتی می تواند سبک یک نویسنده را در بر گیرد. نظریه نقشگرای نظام مند، با بررسی ساختار جمله، انواع متفاوت فرایندها و کارکرد آن در پیکره گفتمانی و معنایی جمله را تبیین می کند. پژوهش حاضر تلاش می کند به شیوه توصیفی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به این پرسش اصلی پاسخ دهد که در ساختار متنی تمثیل های شعری سپیده کاشانی کدام یک از فرآیندهای زبانی غلبه بیشتری دارند و این بانوی شاعر برای بازنمایی اندیشه خود در قالب تمثیل، نسبت به نامدهی اشخاص و مفاهیم از کدام حوزه های معنایی استفاده کرده است؟ هدف این پژوهش، بررسی تمثیل های شعریِ حوزه دفاع مقدس در مجموعه اشعار سپیده کاشانی است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد که در ساختار تمثیل های شعری وی از میان فرآیندهای 6 گانه زبان، بیشترین بسامد متعلق به فرآیندهای«رابطه ای» و«مادی» است. با توجه به این که تمثیل های شعری وی در بستر گفتمان تعلیمی– ترغیبی شکل گرفته، ابتدا به توصیف و ابلاغ اندیشه خود پرداخته و سپس با هدف ترغیب و تهییج مخاطبان، از فرآیندهای مادی و کنشی که روحیه تعهد را در مخاطب تقویت می کند، بهره گرفته است. با توجه به این که سپیده سعی در ملموس ساختن مفاهیمی مانند«دفاع» و«شهادت» داشته، از کاربرد فرایندهای ذهنی و انتزاعی اجتناب کرده است. در اشعار وی گاه مفاهیم ملموس و گاه مفاهیم انتزاعی وظیفه انتقال اندیشه پایداری و دفاع از وطن را بر عهده دارند. شیوه نامدهی نیز در شعر وی در قالب عناصر طبیعی مانند گل ها«لاله، شقایق، گل سرخ» و رنگ ها«سرخ، سبز» شکل گرفته است. ضرورت انجام این پژوهش را می توان در اهمیت نوع ادبی دفاع مقدس جست وجو کرد که شاعرانی از جمله سپیده کاشانی در شکل گیری این نوع ادبی نقش به سزایی داشتند. از سوی دیگر نیز فرانقش اندیشگانی ابزاری را در اختیار پژوهشگران قرار می دهد که بتوانند از لابه لای بافتِ متن به جهان بینی حاکم بر اثر پی ببرند.
۱۰۵۱.

خاستگاه ترکیب کنایی (درفشی شدن / کردن) با تکیه بر شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: درفشی شدن/ کردن نیزه فردوسی شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
ترکیب کنایی «درفشی شدن/ کردن» در معنای «انگشت نماشدن/ کردن برای نخستین بار در شاهنامه فردوسی به کار رفته است و در آثار منظوم و منثور پیش از آن سابقه ای ندارد. پرسش هایی که هنگام رویارویی با این ترکیب پدید می آید، این است که چه ارتباطی میان واژگان ترکیب (معنای حقیقی) و مفهوم کنایی آن وجود دارد؟ در آفرینش این ترکیب کنایی، فردوسی چه استنباطی از درفش داشته است و حضور آن را در میادین نبرد چگونه می دیده که سبب شده است مفهوم کنایی «انگشت نمایی» را بیافریند؟ یافته های مقاله حاضر نشان می دهد به کارگیری «نیزه» به صورتی ویژه در میدان نبرد، به منظور اجرای فنی از فنون پهلوانی، خاستگاه آفرینش ترکیب کنایی «درفشی شدن/ کردن» بوده است که هم معنای حقیقی یعنی «به شکل و هیأت درفش درآمدن» و هم مفهوم کنایی، یعنی «انگشت نماشدن و رسوایی» را به درستی منتقل می کند. فردوسی برای آفرینش این ترکیب کنایی، جهان عینی حماسه را در ذهن و زبان خویش بازآفریده و تصویری که خود دریافته را با مناسب ترین واژگان برای مخاطب درک کردنی ساخته است. 
۱۰۵۲.

بررسی تطبیقی «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و «قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی خاقانی امرؤالقیس بَکَتِ الرَّباب قِفا نَبْکِ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۳۹
خاقانی، این سراینده ی خودباور از هم روزگارانش کسی را سزاوار همتازی نمی بیند و می گوید: «بل مرا این مراست با قدما». از این روی به هماوردی با شاه شاعران عرب، رأس عمود شعری، جندح بن حجر الکندی نامور به امرؤالقیس برمی خیزد و «قِفا نَبْکِ» او را قفا می زند. روشن است که بررسی چنین ادعایی باید در سروده های تازی خاقانی، این سراینده ی ذواللسانین انجام گیرد پس نگارندگان در پژوهش پیش روی برای رسیدن به شناختی تازه از منش دو سراینده، با بهره گیری از روش ادبیات تطبیقی به سنجش «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و«قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس پرداخته و کوشیده اند که نگاه خاقانی را در برخورد با معلقه ی امرؤالقیس ارزیابی کنند. برای دست یافتن به خواسته یاد شده، نخست در روساخت به کاوش وزن، قافیه، زبان و واژگان پرداخته و سپس در زیرساخت، گریه بر اطلال و دمن، زمان و جایگاه آن در اندوه سرایندگان، چگونگی پرداختن به مکان و چرایی آن، شیوه ی شاعری هر یک در خودستایی، صراحت امرؤالقیس و عفت خاقانی در عشق بازی، نگرش سرایندگان به صبح و شب و سرانجام پیوند خاقانی و امرؤالقیس با پدیده ها را بررسی کرده و نشان داده اند که خاقانی فراخور درون مایه، وزن را دگرگون کرده؛ قافیه را همزه آورده تا چامه را بلندتر بسراید؛ به واژگان امروالقیس، کاربردی دیگر بخشیده؛ تصاویری نو آفریده؛ برخلاف سراینده تازی، در گذشته به سر نبرده و آشکارا از سرآمدی ادبی خویش می گوید. عشق ورزی امرؤالقیس بی پروا ولی عشق خاقانی عفیف بوده؛ سراینده ایرانی توصیف گر صبح ولی سراینده تازی همدم شب است. البته خاقانی شیوه پرداختن به پدیده ها را نیز گونه ای دیگر کرده است.
۱۰۵۳.

کارکرد عناصر پیرامتنی در آثار داستانی لیلا صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیرامتن لیلا صادقی ژرار ژنت بینامتنیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۳
در میان آثار ادبی جهان، یکی از راه های  اثرگذاری بیشتر بر مخاطب، استفاده از عناصر پیرامتنی است. عناصر پیرامتنی به صورت کلاسیک چندان جدی و اثرگذار تلقی نمی شدند اما نسل جدید، نویسندگان آنها را به کار می گیرند تا  بخشی از فرایند خلق و انتقال معنا را بر عهده آنان قرار دهند. لیلا صادقی از جمله نویسندگانی است که همواره عناصر پیرامتنی را به بخش مهمی از آثار خود تبدیل کرده است، تا جایی که خوانش آثارش، بدون توجه به عناصر پیرامتنی مانند جلد، تقدیم نامه، فهرست و ... ناقص است. برای بررسی کارکرد عناصر پیرامتنی و هم چنین پاسخ به این پرسش که این عناصر، دقیقاً چه نقشی در انتقال معنا برعهده دارند، از بخشی از نظریه بینامتنیت- پیرامتنیت ژرار ژنت کمک گرفته ایم. در تکمیل نظریه ژنت، بیرک و کریس سه کارکرد برای عناصر پیرامتنی در ادبیات دیجیتال در نظر گرفته شده است: کارکرد تفسیری، کارکرد تجاری و کارکرد هدایتگری. برای پاسخ به پرسش پژوهش این سه کارکرد را نیز در نظر گرفته ایم. در این پژوهش که به روش کیفی و تحلیلی انجام شده، ابتدا داده ها بادقت گردآوری و طبقه بندی شده ، سپس براساس مبانی نظری، تلاش پژوهشگران بر یافتن یک الگوی مشترک بر مبنای نظریه معطوف شده است. در مرحله بعد، داده های مستخرج از آثار براساس نظریه تحلیل شده است. بر طبق آنچه از عناصر پیرامتنی در آثار لیلا صادقی به دست آمده، این عناصر کارکرد تکمیلی دارند؛ به این معنا که بخشی از متن اصلی بشمارمی روند و دریافت معنا، چه به لحاظ روایی و چه غیرروایی، بدون درک آنها امکانپذیر نیست. این مقاله بر آن است تا این کارکرد را که به عنوان «کارکرد تکمیلی» شناسایی می شود به عنوان مشخصه سبکی صادقی تشریح و تبیین کند.
۱۰۵۴.

نقد به مثابه شرط ممکن در نوشتار و گفتار تأملی نظری بر پیش فرض های در بردارنده چرایی و چگونگی رویداد متن

کلیدواژه‌ها: نقد شرایط ممکن فهم متن تولید متن پیش داده ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۸
از نقد و انواع آن به مثابه داوری، ارزیابی، شناسایی، تحلیل، مرور، تفسیر و نظایر آن یاد شده است که همگی به صورت پسینی، ناظر بر نقد به مثابه مواجهه ای پرسشگرانه از متن تولید شده به قصد کنکاش و بررسی آن، هستند. این درحالی است که هدف این نوشتار، رها کردن نقد از تعریف شدگی معمول پسینی و در نتیجه ایجاد فهمی بنیادین و مبتنی بر نقد متن به گونه ای پیشنی است که در فرایند تولید به کنشگری می پردازد. به همین منظور، این نوشتار بر عناصر پیشازبانی و فرازبانی تأکید دارد که رویکردی غیرساختارگرایانه است و به مثابه شرایط ممکن، زمینه ساز تولید واقعی رویداد متن می باشند. پیش داده هایی فراتاریخی که حاوی چرایی و چگونگی شکل گیری متن می باشند. شرایط ممکن پیش داده های عینی و فرازبانی هستند. امکان هایی که در فاصله با تفسیر و تأویل قرار دارند که قلمرو ذهن است. شرایط ممکن در قلب نظریه تاریخ(هیستوریک) قرار دارند و با فرآیند های بلند مدت در پیوند می باشند. فرآیند هایی که از ابتدای شکل گیری متن در آن نقش دارند. توجه به شرایط ممکن که شرایطی فرامتنی در فرایند تولید متن هستند، متن را به متنی واقعی بدل می سازند. در این حالت است که نقد به مثابه شرط ممکن در ایجاد متن، به صورت پیشنی و فراتر از روایت زبانی و مختصات هرمنوتیکی، از آن در برابر هر گونه بررسی و داوری پیشینی حفاظت و پشتیبانی می کند. در این مقاله سعی شد به نقد با نگاهی متفاوت نگریسته شود و همین امر باعث شد تا نتایجی متفاوت از معمول استخراج شود و زمینه ساز تولید واقعی رویداد متن باشد.
۱۰۵۵.

شرح اصطلاح «شاه رخ» زدن در بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حافظ رخ شاه شاه رخ زدن ش‍طرن‍ج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
حافظ یکی از مشهورترین شاعران سبک عراقی است که از اصطلاحات علوم مختلف و بازی های مرسوم زمان خود مانند نرد و شطرنج و... در اشعارش اندک، اما دقیق و با رعایت تمام جوانب استفاده کرده است. بهره بردن او از این اصطلاحات هیچ گاه تصنعی و غیرمنتظره نمی نماید و چهره لطیف و دلنشین غزل او را زمخت و مخاطب گریز نمی کند. او در برخی از ابیاتش از اصطلاحات شطرنج، مانند «شه انگیز»، «شاه رخ زدن» و... استفاده کرده است که فهم دقیق آن ها برای درک ظرافت این ابیات، الزامی است. در برخی موارد شارحان دیوان حافظ به درستی از عهده شرح اصطلاح و به تبع از شرح بیت برنیامده اند. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی به شرح اصطلاح «شاه رخ زدن» در بیتی از حافظ پرداخته شده است. این اصلاح به معنی «جابه جایی شاه با رخ» یا «به قلعه رفتن شاه» است که باعث دور کردن خطر از شاه می شود و در هر بازی فقط طبق شرایطی یک بار امکان پذیر است و در صورت استفاده نکردن فرصت برای همیشه از دست می رود، اما در تمام شرح ها این اصلاح را با تکیه بر فرهنگ های لغت و... اشتباه معنی کرده اند.
۱۰۵۶.

تحلیل نگرش زندگی به مثابه فرصت از منظر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری فرصت زندگی زندگی کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
آدمی به اختیار خود پا به هستی نگذاشته تا به اراده خود نیز از اینجا رخت بربندد. با اندکی تسامح، تنها اختیاری که در اختیار وی قرار داده شده، فاصله تولد تا مرگ است که از آن به زندگی/عمر تعبیر می گردد. البته برخی این اختیار را در اثر عواملی نادیده می انگارند و برخی نیز که عمدتاً بینش الهی دارند این مجال را «فرصتی» می دانند که باید به درستی درک شود؛ زیرا با اتکا به این رویکرد هم زندگی این جهانی را می توان سامان داد هم زندگی آن جهانی را. اینان معتقدند این زندگی، اندک است و زودگذر، و زندگی دیگر بسیار است و دائمی؛ پس باید بهترین بهره را از آن یافت. این شیوه از زیستن، دارای مؤلفه هایی چون زیستِ آگاهانه، زیست اینجایی، اندیشه آنجایی، بهره مندی از زندگی به قدر ضرورت و کفایت، عدم وابستگی و دلبستگی، اراده معطوف به غیر/خویش و هزینه کردِ زندگی در امور شایسته می باشد. آدمی با تکیه بر این مؤلفه ها، زندگی کیفی را تجربه خواهد کرد. اساس این نوع زندگی بر «کیفیت» و «چگونگی» است. به این معنا که طول عمر آدمی مهم نیست، بلکه نوع زیست او اهمیت دارد. آنچه باعث می شود تا نوع انسان ها از این نگاه به زندگی غافل شوند، دو عاملِ تربیت نکردن نفس و عدم توجه به مقوله مرگ است. از این منظر تاکنون به آثار عطار توجه نشده. روش تحقیق، کتابخانه ای و تحلیل محتواست.
۱۰۵۷.

پیشینه مکتوب مثل ها در زبان تبری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زبان تبری مثل امثال تبری پیشینه مکتوب آثار معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
مثل های مکتوب تبری اغلب به صورت مفرد در کتاب های تاریخ محلی ثبت شده اند و همگی به وقایع و حوادث تاریخی و حواشی جنگ و نبردهای تبرستان یا مازندران اشاره دارند. این موارد در تقسیم بندی مثل ها در دسته امثال با ریشه های تاریخی قرار می گیرند. زمان، مکان و اشخاص در این کهنه مثل ها معلوم و معیّن هستند. با اینکه این مثل ها در زمان خود و حتی تا سده های بعد نیز در میان مردم منطقه رایج بودند، اما هیچ کدام به شیوه نوشته شده به زمان معاصر نرسیدند و فقط در همان کتاب های تاریخی به ذکر مثل بودنشان اشاره شده است. درخصوص مثل های مکتوب تبری/ مازندرانی پیشینه مناسبی تاکنون نوشته نشده است. این موضوع در مدخل دانشنامه ها و مقدمه کتاب ها و مقاله های منتشرشده نیز مشهود است. اغلب کتاب های معاصر هم که به مثل های مازندرانی پرداخته اند از سر ذوق و میهن دوستی نوشته شده اند؛ بنابراین علی رغم اهمیت این گونه آثار منتشرشده این کاستی در همه آن ها مشاهده می شود. با توجه به شناخت نسبی از اهم آثار منتشرشده تاریخی و معاصر اکنون این گفتار سرآغازی بر رفع این کاستی است. روش پژوهش با توجه به ماهیت تاریخی مقاله به صورت توصیفی و روش گرد آوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
۱۰۵۸.

واکاوی تطبیقی مضامین و ویژگی های غنایی در اشعار حمید سبزواری و پابلو نرودا با تکیه بر ادبیات پایداری ایران و شیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مضامین غنایی ادبیات پایداری حمید سبزواری پابلو نرودا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
شعر غنایی از قدیم ترین ایام مورد توجه شاعران بوده و یکی از اصلی ترین گونه های شعر به شمار می آید. بر اساس تعاریف ایرانی و غربی بارزترین ویژگی های شعر غنایی را می توان بیان احساسات و عواطف، تراژیک بودن، اندوه، حسرت، ماهیت نمایشی، اجتماعی بودن، زبان اول شخص، ایجاز و کوتاهی، وابستگی به زمان حال، وصفی بودن، تخیل نیرومند و بیان موسیقایی دانست. برخی از این ویژگی ها را در ادبیات پایداری نیز می توان مشاهده کرد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تطبیقی مضامین و ویژگی های غنایی در ادبیات پایداری اشعار حمید سبزواری و پابلو نرودا از شاعران برجسته ادبیات لاتین آمریکا و از تأثیرگذارترین شاعران «شعر نو» قرن بیستم میلادی است. نتایج به دست آمده نشان می دهد علیرغم تفاوت های بسیار فرهنگی و اجتماعی و پیشینه تاریخی شیلی و ایران، بن مایه های مشترک ادبیات غنایی بر پایه ادبیات مقاوت و پایداری در اشعار سبزواری و نرودا دیده می شود که از دغدغه های انسانی و فطرت آزادی خواه انسان ها برمی خیزد.
۱۰۵۹.

مقایسه کیفیت زبان و تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ناصرخسرو عطار تصویر زبان شگردهای تصویرآفرین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۴
شعر ناصرخسرو مشحون از ادلّه عقلی، مباحث مذهبی، مواعظ و حِکَم و... است که به کلام او رنگ وبویی فلسفی و تا اندازه ای پیچیده داده است. ازسوی دیگر، عطار در آثارش کوشیده تا با زبانی ساده و عاری از زرق وبرق و پیرایه های چشمگیر، میراث تصوف خراسان و میراث شعر پیش از خود را در هیئتی متفاوت عرضه کند. پرسش این جستار آن است که آیا سادگی یا پیچیدگی زبان در سادگی یا پیچیدگی سازه تصویرهای شاعرانه نقش دارد؟ پژوهش حاضر، که به روش کمّی و آماری نوشته شده است، به بررسی آماری و مقایسه ای ساختمان تصویرهای شعری ناصرخسرو و عطار می پردازد. نتایج این تحقیق نشان می دهد ساده یا پیچیده بودن زبان شاعر ارتباط چندانی با سازه تصویرهایش نخواهد داشت؛ به بیانی دیگر، صرفاً به دلیل سادگی یا دشواری کلام شاعر نمی توان هندسه تصویرهای او را نیز ساده یا پیچیده دانست. زبان شعر ناصرخسرو دشوار و پیچیده است، اما این ویژگی بر هندسه تصویرهای شعر او تأثیر بسزایی نداشته و بیشتر تصویرهای شعر او از نوع ساده و به دور از پیچیدگی است. ازسوی دیگر، سازه تصویرهای شعری عطار، با وجود سادگی زبان و ظاهر، دارای پیچیدگی ظریف و باریکی است که جز با تجزیه مصالح بلاغی به کاررفته در بنای تصویرها نمی توان به شبکه درهم تنیده و رابطه اجزا با یکدیگر پی برد؛ به بیانی، زبان عطار ساده و تصویرهای او پیچیده است.
۱۰۶۰.

تقابل و تعامل جمال و جلال در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمال جلال جمع اضداد مولوی مثنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
عرفان و تصوف در هر کجای عالم که شکل گرفته، اساساً وجهه یی دینی داشته است. امّا عارفان، برخلاف اهل شریعت، نگاهشان به دین نگاهی جمال شناسانه بوده است. اینان با تکیه بر تجربه های شخصی و ژرف نگری در شریعت و دریافت های اشراقی خویش، از دین، عادت زدایی کرده و کوشیده اند مردم را با سرچشمه باورهای دینی آشنا کنند. همین طرز تلقی از دین، به تدریج نظام عرفانی را با سازه های مختلف، پدید آورده است. در این میان بنیادی ترین عنصر، اسم یا کلمه است که تمام هستی با تجلّی آن ایجاد می گردد. هم چنان که در اسلام و عرفان اسلامی کلمه کُن، ایجادگر هستی است. در مقاله حاضر تقابل و تعامل دو کلمه یا اسم جلال و جمال، که به یک اعتبار مصدر تمام آفریده ها در دو ساحت قهر و لطف الهی و زمینه ساز حرکت و پویایی هستی است، در مثنوی مولانا، مورد بحث قرار گرفته است. تامل بر داده های تجلّی جمالی و جلالی و قلمرو گسترده آن ها، که با روش کتابخانه یی گردآوری و با روش توصیفی تحلیل شده است نشان می دهد که مولانا، ضمن توجه به تقابل این دو، همه جا جمال را بر جلال مقدم شمرده و با توجه به نگرش عاشقانه اش به هستی، جلال الهی را هم نوعی جمال یا لطف خدا به انسان در نظر گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان