فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۸)
125 - 141
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل نمودها و تعاملات گفتمان پست مدرنیسم در داستان دو بلدرچین نوشته محمدرضا صفدری پرداخته است. مسئله اصلی پژوهش پیشِ رو، تحلیل و واکاوی این پرسش است که چگونه یک متن می تواند قواعد متعین بازنمایی را به چالش بکشد و جلوه های نوین بازنمود را پیشنهاد دهد. در این تحقیق به شیوه تحلیل محتوای کیفی برپایه اسناد، و با تکیه بر انگاره های برجسته لیوتار مانند: رویداد، امر والای پسامدرنیستی، ترافع و ستیز جملات و مسئله هویت، داستان دو بلدرچین موردمطالعه قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد صفدری، با برهم زدن بسط خطی و جهت روایت، پیش فرض های خواننده را در دست یابی به ماجرا به چالش کشیده و پیوسته در حس سردرگمی غوطه ور می گذارد. متن صفدری در این داستان، خصلت رویداد داشته که همچنان که از داوری بر مبنای اصول شناخته شده ژانر گفتمانی و قواعد داستانی مدرن سر باز می زند، شگردها و شکل های بازنمایی نوینی پیشنهاد می دهد. روایت صفدری نشان دهنده وضعیت جهانی پرآشوب است که هرگونه پیوستگی ساختاری و انسجام معنایی در آن با تردید همراه است. این نامشخص بودن و عدم قطعیت نه تنها در محتوا قابل درک است بلکه در وجوه صوری و فرمی بیان و زبان نیز نمود آشکار دارد.
آیین سماع و موسیقی عرفانی ایران در آثار فارسی شهاب الدین یحیی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نزد برخی صاحب نظران، موسیقی یادآور آواز کیهانی است که همه هستی بهره مند از این آواز، در چرخش و گردش اند. سماع نزد صوفیان یادآور سماع عارفانه انسان و خدا در عالم ذر و عهد الست است. در آثار به جا مانده از دیرزمان در فرهنگ ایرانی به مسئله سماع پرداخته شده است. سهروردی احیاگر حکمت اشراق در آثار عرفانی فارسی اش از دیدگاه ویژه خود به سماع می پردازد. با توجه به اهمیت این مسئله، ما در این پژوهش در پی پاسخگویی به دو پرسش هستیم؛ اول این که موسیقی عرفانی (سماع عارفانه) از دیدگاه سهروردی چه کارکردهایی دارد و دوم، موسیقی عرفانی چگونه ما را تا رسیدن به حقیقت یاری می دهد. در این مقاله روش پژوهش، مراجعه مستقیم به آثار فارسی عرفانی سهروردی و توصیف و تحلیل دیدگاه وی درباره سماع است. در نگاه سهروردی برای سماع سه کارکرد می توان قائل شد؛ نخست، جان افسرده و خاطر حزین او را شادی و طرب می بخشد. دوم، برای رسیدن به حقیقت و درراه رسیدن به آن در او ایجاد انگیزه و شوق می کند و سوم، برای رسیدن به حقیقت به او توان می بخشد و زمینه لازم جهت دریافت معارف معنوی را در وی فراهم می آورد.
تبیین کنش شخصیت ها در دوراهی های اجتماعی در شاهنامه با تأکید بر نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
139 - 169
حوزههای تخصصی:
در دوراهی اجتماعی، کنشگر بین دو گزینه غیرهمیارانه (جست وجوی نفع فردی آنی) و همیارانه (جست وجوی نفع جمعی یا نفع فردی درازمدّت از طریق نفع جمعی) دچار تعارض می شود که برای انتخاب عقلانی، باید سود و زیان هر راه را محاسبه کند و پس از بررسی ادّله موافق و مخالف، راهی را برگزیند که با اغراضش موافق باشد. هدف در این پژوهش نیز تبیین کنش شخصیت های شاهنامه در وضعیت دوراهی های اجتماعی، بر اساس رویکرد انتخاب عقلانی و به شیوه تحلیلی-توصیفی است. یافته ها و نتایج پژوهش، نشان دهنده این است که در شاهنامه، بیشتر بر سر مسائلی چون پاسخ مثبت یا منفی دادن به ازدواج فرزند، فرستادن یا نفرستادن گروگان و نجات جان خود یا حفظ کشور در میدان جنگ، شخصیت ها بر سر دوراهی های اجتماعی قرارگرفته اند. آن ها با سنجش پیامدها، گزینه ای را انتخاب کرده اند که فایده بیشتر برای خود و جمع داشته باشد؛ بنابراین نوع انتخاب عقلانی کنشگران، بیشتر از نوع همیارانه و محور انتخاب شان، محور فایده بوده است. قاعده تصمیم گیری شان نیز هم از نوع قاعده بیشینی است؛ چنان که شاه یمن، افراسیاب و رستم، بدترین پیامدهای هر یک از گزینه ها را معین و آن گاه گزینه ای را اختیار کرده اند که در میان بدترین ها، بهترین است و هم قاعده فایده متوقع؛ آن گونه که سام در دوراهی ازدواج زال با رودابه، پیامدی را برگزیده که بیشترین فایده متوقع را داشته است.
منازل و مقامات سیر و سلوک در مشرب عرفانی روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین مباحث در طی طریق معنوی و سلوک عرفانی، مراحلی است که سالک در این سفر انفسی باید آن ها را پشت سر بگذارد. بررسی متون عرفانی از ابتدا تا سده هفتم نشان می دهد که درباره تعداد مراحل سلوک میان عارفان اختلاف نظر وجود داشته، به گونه ای که تعداد این مراحل از حداقل سه مرحله تا ده هزار مرحله گزارش شده است. شیخ روزبهان بقلی (متوفی 606 ق) نیز از جمله عارفانی است که در باب مراحل سلوک و مراتب آن نظرگاهی منحصر به فرد و متمایز دارد. نویسندگان مقاله حاضر، نخست آراء پراکنده روزبهان در باب منازل و مقامات سلوک را از کتاب های عبهرالعاشقین، رساله القدس، غلطات السالکین، شرح شطحیات و کشف الاسرار و مکاشفات الانوار جمع آوری کرده و سپس با تحلیل آن ها، منظومه فکری شیخ و مراتب سلوکِ روزبهانی را ترسیم کرده اند. جستجو در آثار روزبهان نشان می دهد که سلوک مورد قبول وی، دارای سه منزلگاه اصلی یعنی «عشق انسانی، فنا در عشق الهی و هستی» است و هر کدام از این منازل نیز شامل چندین مقام است. منزل نخست و دوم متشکل از دوازده مقام و منزلگاه آخر نیز دارای دو مقام است. نیز به نظر می رسد سه مفهومِ «زیبایی، عشق و تجلّی» در تمام مراتب سلوک روزبهانی دیده می شوند و با منظومه فکری شیخ پیوندی ناگسستنی دارند.
بازشناسی آداب و رسومِ پیش از اسلام در فرهنگ مردم شهرستان ایوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آدابو رسوم، شامل شیوههای زندگی، عادات خاص یک ملت یا یک جماعت است و بخشی از ذخایر فرهنگی جامعه محسوب می شودو به عنوان میراثی از گذشتگان به یادگار مانده است. این پژوهش که از نوع مطالعات کیفی است، می کوشد با روش کتابخانه ای و میدانی به بازنمایی آداب و رسوم و آیینهای بازمانده از پیش از اسلام در فرهنگ عامه شهرستان ایوان بپردازد. روش نمونه گیری، گلوله برفی بوده که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، آدابو رسوم مردم ایوان و هشت روستای آن را بررسی کرده است و با استناد به منابع مکتوب، ارتباط یافته های میدانی را با آداب و رسوم پیش از اسلام مشخص کرده است. نتایج پژوهش که طی هفت ماه انجام گرفت، نشان می دهد که برخی آداب و رسوم و باورهای رایج در شهرستان ایوان، ادامه آداب و رسوم پیش از اسلام است و این موارد را می توان در شش بخشِ: مرگ و تدفین، قربانی حیوانات، آداب و رسوم مرتبط با تولّد، صلح، جنگ و آداب و رسوم مرتبط با ناهنجاری های اخلاقی اخلاقی دسته بندی کرد که در این میان، آداب و رسوم مرتبط با مرگ و تدفین، نسبت به سایر بخش ها با فرهنگ پیش از اسلام، انطباق و برجستگی بیشتری دارد زیرا اعتقاد به حیات پس از مرگ و باور به تأثیر درگذشتگان در زندگی بازماندگان و تلاش برای جلب رضایت آن ها در باور مردم باستان، اهمیّت ویژه ای داشته است و به دلیل همین اهمیّت، این بخش از آداب و رسوم، رفته رفته به نسل های بعدی انتقال یافته است و جایگاه خود را همچنان در فرهنگ مردم ایوان حفظ کرده است.
ساخت اطلاع زبان و بازنمایی معنایی آن بر اساس نظری لمبرکت؛ بررسی ترجمه اسلوب حال در سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت اطلاعی زبان یکی از مباحث بنیادین زبان شناسی نوین به شمار می آید که به تحلیل رابطه بین ساختار جملات و بافت های زبانی یا فرازبانی که این جملات در آن ها به کار می روند، می پردازد. در این حوزه، پژوهش ها به بررسی حالات ذهنی گوینده و شنونده، ساختار اطلاعاتی و جنبه های ارتباطی زبان می پردازند. مفاهیمی نظیر ساخت بی نشان ونشان دار از جمله موضوعات محوری این حوزه اند که هرکدام از این ساخت ها نقش ویژه ای در انتقال معنا ایفا می کنند؛ اهمیت این موضوع در متون دینی به ویژه قرآن کریم دوچندان می شود، چراکه قرآن کریم از ساختارهای زبانی پیچیده ای بهره می برد و هرگونه تغییر در ترتیب عناصر یا عدول از الگوهای معمول، حامل معانی پنهان و ظرایفی است که بازنمایی آن ها در زبان مقصد مستلزم دانش عمیق زبانی و شناخت دقیق ساخت اطلاعی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تحلیل نمونه های استخراج شده از ترجمه فولادوند از قرآن کریم صورت گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که اسلوب حال در قرآن کریم از ساختارهای گوناگون نشان دار و بی نشان برخوردار است که متناسب اهداف خاصی به کار رفته اند. با این حال مترجم در بسیاری از موارد از انعکاس دقیق این ساختارها بازمانده و تفاوت های معنایی ساخت اطلاعی را به طور دقیق منعکس نکرده است. بررسی ترجمه های موجود نشان داده است که استفاده از نظریه های زبان شناسی نوین، همچون نظریه ساخت اطلاعی لمبرکت می تواند ابزاری مؤثر در تحلیل و بازتولید دقیق تر مفاهیم قرآنی در زبان مقصد باشد و افق های جدیدی را پیش روی مطالعات ترجمه متون دینی بگشاید.
تحلیل بلاغی حوزه های معنایی استعاره در نثر واعظ کاشفی (بدایع الافکار فی صنایع الاشعار و انوار سهیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
261 - 286
حوزههای تخصصی:
یکی از مطرح ترین شگردهای بلاغی، استعاره است که نه تنها در نوشتار منظوم و منثور ادبی، بلکه در گفتار روزمره،آگاهانه و ناآگاهانه جاری است و مددبخش ظرافت و زیبایی کلام می گردد. در درازنای تاریخ ادبی ایران این فن با دیگر فنون بدیعی اوج و فرودی بسیار پیموده،در قرن نهم هجری، دوره رواج سبک هرات و دنباله آن سبک هندی، به ذروه خود رسید و پس از چندی رو به ابتذال گذاشت. یکی از مؤلّفان و ادیبانی که آثارش به ویژگی های سبکی این دوره آراسته است، ملّاحسین واعظ کاشفی،نویسنده نام دار و پُرکار فارسی است که آثار پرشمار و دیگرگونه ای از خود به جای نهاده است. قلمرو مطالعه نوشتار کنونی، دو کتاب بدایع الافکار و انوار سهیلی از این نویسنده است. نظر به اهمیت ادبی این دو اثر و مؤلّفشان، مقاله پیشِ رو قصد دارد تا به روش توصیفی تحلیلی، نمونه هایی از استعاره های آثار نام برده را در حوزه معنایی و ادبی، تحلیل بلاغی نماید. یافته ها نشان می دهد که کاشفی، با وجود الگوبرداری از نوشته های پیشینیان، با ترکیب حوزه های معنایی چندگانه و دور از هم درکاربرد استعاره نوآوری هایی داشته بدین معنی که اسم معنی را با فعل مربوط به اسم ذات ترکیب کرده تا برای بیان «سپری شدن جوانی» استعاره تبعیّه بسازد و با اضافات تشبیهی و استعاری، معانی فاصله داری را با چاشنی استعاره تبعیّه، شخصیّت بخشی، اضافه بیانی و استعاری ممزوج نموده و در سوی دیگر با درآمیختن اضافه استعاری اسنادی، اسناد مجازی، استعاره مکنیّه، تشخیص، استعاره تبعیّه و پارادوکس معنایی، شبکه پیچیده ای از استعاره و دیگر آرایه ها را با این حوزه های معنایی در هم تنیده است.
روایت زنانه از جنگ در هرس نسیم مرعشی و زارهای زنی به نام بیروت حنان الشیخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
143 - 169
حوزههای تخصصی:
«نوشتار زنانه»، از رویکردهای مطرحِ نقد فمینیستی، روایت زنانه را متمایز از نوشتار مردان می داند؛ این تفاوت در کاربرد واژگان عاطفی، رنگ واژه ها، سوگندواژه ها، عبارات تعلّلی و مشدّدها و ویژگی های نحوی همچون کاربرد جملات دعایی (نفرین و دعا)، جملات توصیفی، جمله های پرسشی به شکل حدیث نفس، جملات کوتاه و ساده نویسی نمود می یابد. موضوعاتی همچون فراموش شدگی زنان، مردستیزی، خودجویی، دغدغه زیست و غلبه عشق رمانسی نیز از محتواهای زنانه است. نسیم مرعشی در هرس و حنان الشیخ، نویسنده زن لبنانی، در زارهای زنی به نام بیروت، زوایای مختلفی از موقعیت و جایگاه زنان در خانواده و جامعه جنگ زده را ترسیم کرده اند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، روایت زنانه از جنگ در این دو رمان و تأثیر جنگ بر زندگی زنان و محدودیت های جنسیتی آنان در جامعه مردسالار توصیف و نشان داده شده که نویسندگان زن بیشتر بر عواقب خانمان برانداز جنگ تأکید دارند و براساس روحیات زنانه خود، با بیان عاطفی، غم و فداکاری هایشان در جنگ را روایت کرده اند و هیچ گاه ستایشگر جنگ نبوده اند. هر دو نویسنده، با بهره گیری از تعابیر عاطفی زنانه، ذکر رنگ واژه ها، سوگند و جملات دعایی و عاطفی و پرسشی، ساده نویسی و جملات کوتاه به مضامینی همچون نقد فراموش شدگی زنان، مردسالاری، خودجویی، عشق و... پرداخته اند.
بررسی مفاهیم ادبیات جهان، جهان شمول و جهان میهنی در پرتو ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
139 - 184
حوزههای تخصصی:
این مقاله کیفی به شیوه ای تحلیلی تبیینی و براساس منابع کتابخانه ای، نسبت میان ادبیات جهان، ادبیات جهان شمول و ادبیات جهان میهنی را از منظر ادبیات تطبیقی بررسی می کند. هدف پژوهش، روشن سازی تمایزها و پیوندهای این سه مفهوم است تا جایگاه ادبیات ایران در ادبیات جهانی از این رهگذر بهتر درک شود. در اینجا، چند پرسش مطرح می شود: آیا ادبیات جهان با ادبیات جهان شمول یکسان است یا از آن متمایز است؟ با ادبیات جهان میهنی چطور؟ چه نسبتی با ادبیات تطبیقی دارند؟ برخی ادبیات جهان و ادبیات جهان شمول را مترادف می دانند. برخی ادبیات جهان را متشکل از بهترین آثار معیار ادبیات های بوم محلی می دانند که یا از طریق ترجمه یا به زبان اصلی خود در سطح فراملی و بین المللی انتشار یافته اند. یافته ها نشان می دهد ادبیات جهان، گذشته نگر و ناظر به آثار معیار تاریخی است، اما ادبیات جهان شمول حال نگر بوده و محصول فرآیندهای جهانی سازی معاصر است. همچنین، مفهوم ادبیات جهان میهنی، با تقویت حس تعلق جهانی و تأکید بر تعاملات فرهنگی، پیوند نزدیکی با این دو دارد. ادبیات تطبیقی می تواند به مثابه چهارچوبی برای تحلیل این روابط و تقویت ارتباط ادبیات فارسی با جریان های جهانی عمل کند.
نقد روانشناختی داستان زال و رودابه براساس نظریه یونگ
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۲
41 - 62
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل آثار ادبی بر بنیاد دیدگاه های جدید باعث فهم جنبه های ناشناخته اثر ادبی می شود. داستان زال و رودابه، که در آن با مهارتی خاص لطافت عاشقانه با صلابت حماسه درهم آمیخته ،ترکیبی نوآیین و شگفت به وجود آمده، تاکنون از چشم انداز نقد روان کاوانه مورد تحلیل واقع نشده است. بررسی روانکاوانهاین داستان بر اساس دیدگاه یونگ و تحلیل کهن الگوهای آن، می تواند دریچه های تازهای از معانی نهفته در شاهنامه را بر روی مخاطبان بگشاید. در این جستار ابتدا مبانی نظری دیدگاه یونگ و کهن الگوهای مورد نظر او باختصار معرفی شده اند. آنگاه کهن الگوهای آنیما و آنیموس، نقاب، سایه، پیر فرزانه و در نهایت فرایند فردیت در داستان زال و رودابه به روش کتابخانه ای مورد تحلیل واقع شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که زال، برای آنکه بتواند پدر جهان پهلوان شاهنامه، رستم، باشد، به نوعی خرد ملکوتی دست می یابد از سنگینی زمین و ماده رها می شود تابه خودیابی(فردانیت) برسد.با توجه به مطالعات انجام شده زال و رودابه پس از رسیدن به مرحله خودآگاهی و با استفاده از خود ناخودآگاه خود توانستند به مرحله ای رسیدند که، با رسیدن او به این مرحله، زمینه برای آمیزشی روحانی فراهم می شود و نتیجه این پیوند، جهان پهلوان شاهنامه است.
اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱
17 - 38
حوزههای تخصصی:
اخلاق حرفه ای را از شعبه های جدید اخلاق است که با مبانی ارزشی و اعتقادی، ارتباط نزدیکی دارد. هر شغل و حرفه ای متناسب با خود، مسئولیت های اخلاقی خاصی ایجاد می کند و اخلاق حرفه ای با توجه به راهکارهای سالم سازی ارتباطات این زمینه نقش مهمی دارد. این مقاله با هدف بررسی اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. روضه-العقول از جمله کتب نثر فارسی و تحریر دیگری از مرزبان نامه است که محمد بن غازی ملطیوی در قرن ششم به رشته تحریر درآورده است. یکی از موضوعاتی که در این کتاب به روشنی تبیین شده جایگاه و اهمیت لشکر و نیروهای لشکری در حکومت و بین طبقات مختلف جامعه است که می توان اخلاق حرفه ای این قشر از جامعه آن روزگار را از آن استخراج کرد. پرسش های اصلی این تحقیق این است که؛ لشکر و لشکریان در روضه العقول چه جایگاهی دارند و به کدامیک از مولفه های اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول اشاره شده است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که صلح-طلبی و پیشی نگرفتن در جنگ، داشتن تعهد و تخصص، صبر و استقامت و تحمل شدائد، رعایت سلسله مراتب و اطاعت از مافوق، آگاهی و آمادگی در برابر دشمن، یاریگری، وفاداری، شجاعت، پرهیز از شبیخون زدن و پرهیز از غارت از جمله اصولی است که در اخلاق حرفه ای لشکریان در روضه العقول مورد توجه قرار گرفته است.
تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ در نمایشنامه در راه مهر براساس الگوی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
349 - 382
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های کارامد برای مطالعه ابعاد معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات ادبی و هنری به شمار می رود و به تحلیل متون در پیوند با زمینه و بستر فرهنگی و فکری می پردازد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است، پس از استخراج مفاهیم عرفانی موجود در نمایشنامه در راه مهر، مؤلفه های مهم شناسایی ، سپس مطابق با الگوی نظری فرکلاف به تحلیل گفتمان عرفانی نمایشنامه پرداخته می شود. هدف در این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ و چگونگی انعکاس آن در نمایشنامه در راه مهر و نیز یافتن مفاهیم و مؤلفه های عرفانی موجود در این اثر برمبنای رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با روش کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این نمایشنامه از جمله آثار نمایشی عرفانی محسوب می شود که از اشعار حافظ الهام گرفته است و نویسنده درصدد بیان خیالات و عوالم عرفانی و اخلاقی به وجه نمادین و بیان نمایشی است. همچنین پژوهش حاضر نشان دهنده این است که این نمایشنامه، یک نمایشنامه خیالی، انتقادی، فلسفی و اخلاقی است که نویسنده سعی داشته است فلسفه عرفانی را در وجه تمایلات و احساسات ملی به شیوه نمایشی توصیف نماید. در واقع، نویسنده به نوعی عرفان رو می کند که برگرفته از اندیشه های عرفانی حافظ در اشعارش است.
تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
383 - 422
حوزههای تخصصی:
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.
تطبیق الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی قصه های «نخودی و دیو و نارنج و ترنج» با بازنویسی های آن ها از اسدالله شعبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش قصه های عامه در آشکارسازی مؤلفه های هویّت ملّی و قومی، اسدالله شعبانی، قصه هایی چون نخودی و دیو و نارنج و ترنج را که بن مایه های آن ها ریشه در اساطیر دارد، برای مخاطبان کودک بازنویسی کرده است که در این پژوهش، هدف تطبیق این بازنویسی ها با اصل آن ها، براساس الگوی کنشی گریماس و بررسی خوانش اسدالله شعبانی از آن ها، بر مبنای نگرش استوارت هال درباره ی خوانش مخاطب از رمزگان متون، با رویکرد توصیفی تطبیقی و روش اسنادی است تا نشان داده شود نگرش ها و نیازهای زندگی در دوره ی معاصر چه تأثیری بر ایجاد تغییر در محتوای بازنویسی ها از قصه های کهن داشته است و این امر، چه اثری بر الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی این قصه ها گذاشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد شعبانی باتوجه به نگرش های دوران معاصر به زندگی، نیازهای زیستی و با هدف انتقال مؤلفه های هویّتی مثبت به زعم خود، در بازنویسی قصه های کهن، بخش هایی از آن ها را حذف یا تغییر داده؛ چنان که مسأله ی چندهمسری، قضاوت کردن دیگران براساس رنگ پوست، حیوان آزاری و رفتار خودمحورانه را در داستان های بازنویسی حذف و نقش های مضمونی ای چون تیرانداز، اسب سوار، کشاورز و حسود را به آن ها اضافه کرده است. این امر سبب شده است تغییراتی در الگوی کنشی و به ویژه برنامه ی روایی قصه های بازنویسی ایجاد شود؛ تغییراتی که در برخی آثار به ضعف در ارتباط بین مرحله ی تحریک پذیری و مرحله ی فرجام در برنامه ی روایی قصه های بازنویسی منجر شده است. از منظر نظریه ی استوارت هال نیز خوانش شعبانی از قصه ها، از نوع جرح و تعدیل بوده است. او از یک سو، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تأیید و از سوی دیگر، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تغییر داده است.
واکاوی زبان عرفان و گرایش به سرّگویی مولانا در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین آموزه ها و اصول تربیتی مکاتب عرفانی و صوفیه، کتمان اسرار و پاسداشت حریم اسرار مگو است. مولانا با انتخاب تخلص خاموش در غزلیات شمس و با تأکید بر سکوت و خاموشی و دم درکشیدن در پایان هر داستان کوتاه و یا حکایات بلند در مثنوی، نام خود را به عنوان برجسته ترین پاسدار حریم رازهای عرفان ثبت می کند. وسعت دامنه تخیّل مولوی و آفاق بینش او که می تواند ازل و ابد را به هم بپیوندد، توانسته از این رهگذر ایماژی به وسعت هستی بیافریند و این مهّم سبب شده است که شعر او به لحاظ تخیّل، رنگ و بو و صبغه خاص خود را دارا باشد. در برخی اشعارش فرد در مواجه با شگردهای معمول خیال وی آن چنان در هم پیچیده می شود که به دشواری می تواند حدّ و حدودی برای فرآیند تخیّل وی تصوّر کند. در این پژوهش نگارندگان، تلاش نموده اند به شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای، زبان عرفان و گرایش به سرّگویی مولانا در آثارش را، شناسایی و معرّفی نمایند. با بررسی اشعار مولانا می توان نتیجه گرفت که مولانا در آثارش، خودخواسته و آگاهانه از تصریح به احوال باطنی خود امتناع می کند و به همین جهت، در واکنش به این احوال، گاه در برابر این احوال سکوت می کند و گاه آن ها را بی اهمیّت به حساب می آورد؛ و گاه این احوال را در لابه لای سروده ها یا در خلال حکایات بیان می کند.
بررسی تطبیقی ساختار روایی داستان های پرسه در خاک غریبه و سایل ملخ بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
98 - 114
حوزههای تخصصی:
آن چنان که هر انقلاب و تحول اجتماعی در همه ساحت ها تأثیر می گذارد و جامعه را به نگاه، اندیشه و روش های تازه می کشاند، انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله ایران با عراق، ادبیات انقلاب اسلامی را رقم زد؛ به طوری که با شروع جنگ، ادبیات داستانی جنگ نیز شکل گرفت. رمان های «پرسه در خاک غریبه» و «سایه ملخ» از آثار مطرح این برهه تاریخی است که در این پژوهش با هدف بررسی بینش نویسندگان این آثار متناسب با مؤلفه های ساختارگرایانه ژرار ژنت مورد مقایسه و تحلیل قرار می گیرند. این امر با بررسی اسنادی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش توصیفی–تحلیلی به انجام رسیده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که هر دو رمان اگر چه در فضا و مکانی متفاوت نوشته شده اند، اما بر اسلوب نوشتاری واقع گرا و بر پایه پنج مؤلفه ساختار روایی ژرار ژنت یعنی؛ نظم و ترتیب، تداوم روایت و تکرار (بسامد)، وجه (حالت) و لحن (صدا) استوارند. اگرچه در نگاه و زاویه دید هر دو نویسنده تفاوت هایی دیده شده است، اما در نهایت هر دو نویسنده از نظر الگوی ساختاری در راستای مفاهیم جنگ و دفاع مقدس بر محوریت سه مؤلفه ساختار روایی مقدمه جنگ، بدنه جنگ و پیامدهای جنگ تمرکز داشته اند.
مطالعه ی غزلیات حافظ بر اساس تئوری روان شناختی اکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۱
137 - 162
حوزههای تخصصی:
حافظ مهر همیشه فروزان آسمان ایران و جهان است که پژوهشگران از زوایایی مختلف پرتوهای سروده های چندوجهی او را هم چنان می کاوند. هدف پژوهش مطالعه ی غزلیات حافظ بر اساس دیدگاه روان شناختی اکت بود. روش پژوهش از نوع کیفی و تحلیل محتوا و توصیفی- تحلیلی از نوع مقایسه ای است که به طریق کتابخانه ای انجام شد. تلاش حافظ در مقام شاعری ژرف بین و دغدغه مند و انسان شناسی که در مورد انسان و پیچیدگی های ذهنی و روانی او اندیشیده است و تئوری روان شناختی اکت، دستیابی انسان به انعطاف پذیری روان شناختی جهت زندگی معنادار و ارزش محور است. از نتایج پژوهش این است که اگر چه دیدگاه اکت می تواند در نوع مواجهه ی انسان با چالش های زندگی، موثر باشد ولی در غزلیات حافظ نه تنها فرایندهای تئوری اکت، نقش آفرینی می کنند، فراتر از آن ها، متناسب مورد، کنش های متهعدانه و ارزش مدارانه ی فراوانی جهت زندگی کامل و معنامند پیشنهاد شده است که گذر زمان اعتبار همیشگی و پیشرو بودن اندیشه های روان شناختی او را آشکار می کند.
یکی گنجی پدید آمد نقد و بررسی وجوه مختلف معانی رمزی در دیوان کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان، شاید مهمترین پدیده فرهنگی تکاملی بشر باشد. نگاه خاص هنرمند به جهان، لزوما در شیوه خاصی از بیان تجلی می کند؛ به عبارت دیگر هر دید ویژه ای در زبان ویژه ای رخ می نماید. و هنرمند برای انتقال صور نوین ذهنی اش باید از زبانی غیر از زبان عادی استفاده کند؛ او به ناچار از استعارات و سمبل ها و رمزها استفاده می کند تا مافی-الضمیرش را مجسم کند. بسیاری از واژه های هر زبانی، علاوه بر معنای مرکزی و عام خود، دارای معانی تلویحی اند و کاربردشان در متن القای بار احساسی می کند و این موجب ابهام و گستردگی معنا می شود هر شاعر واقعی در شعرش چیزی دارد که خاص اوست و نشانه هایی از ویژگی های فردی و روانشناختی شاعر را به همراه دارد. در مورد شاعری مثل مولانا، این ویژگی ها، کاملا برجسته اند، غزل او خود معرف خویشتن است. این مقاله به رمز در غزلیات شمس پرداخته؛ وجوه تجلّی و نمایش اندیشه ها و عواطف مولانا را در آنها نقد و بررسی می کند. در این راستا از روش های تحقیق کتابخانه ای و استقرایی، تحلیل جز به جز، استفاده شده. در تطور فکری مولانا، مخصوصا به عنصر موسیقی و رقص (سماع) تکیه شده و این موضوعات آغازگر بحث ماست در ادامه از زمینه های رمزی اساطیر و داستان های پیامبران سخن رفته در فصل چهارم از وجوه رمزی مربوط به اخترشناسی سخن به میان آورده مقاله را با پرداخت به رمزهای مربوط به حروف به پایان بردیم.
بررسی آیین کشورداری از دیدگاه شاهنامه (بر مبنای اندرزنامه ها ،قبل و بعد از اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی بزرگ ترین اثر حماسی زبان فارسی و درکنار حماسه های ملل دیگر، نظیر ایلیاد و ادیسه، جزو معدود حماسه های مشهور جهان است. فردوسی، شاهنامه را در یکی از بدترین شرایط اجتماعی مردم ایران، یعنی زمانی که هویت ملی آنان از جانب اقوام بیگانه مورد تهاجم قرار گرفته بود، سرود و به تعبیر خود «عجم» را با این «پارسی» زنده کرد. شاهنامه افسانه و ساخته و پرداخته ذهن فردوسی نیست؛ بلکه تاریخ اساطیری ایران است که پیش از او در «خدای نامک» ها ثبت شده بود. متناسب با موضوع مقاله حاضر. فردوسی در خلال معرفی اسطوره ها و حماسه های ایرانی، آیین کشورداری و راه و رسم زندگی معنی دار را به مردم می آموزد. گذشته از خداینامک ها، با رویکردی بینامت نی، ردّپای پندنامه ها هم در این اثر پیداست و دیده می شود که فردوسی، به مثابه انسانی بخرد، فرصت بهره گیری از تجربه هایی را که در اندرزنامه ها، در عباراتی گزیده و به صورت گزینه گویی فشرده شده، از دست نمی دهد و بدین ترتیب بر غنای شاهنامه می افزاید. در این مقاله برآنیم که شیوه های حکم رانی را از دید فردوسی و با تکیه بر تاثیرپذیری اش از پند نامه ها، که اینک بسیاری از آن ها در دست نیست، به اقتصار بررسی کنیم. در این مقاله داده های تحقیق با روش کتاب خانه ای به دست آمده و با استفاده از روش تحلیل توصیف شده است. و حاصل کار نشان می دهد که فردوسی به نگه داشت پیوند میان گذشته های درخشان ایران با روزگار تباه عصر خویش و رهایی مردم از بی هویتی سخت پای بند بوده است.
تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی (تحلیلی گفتمانی)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
25 - 44
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی یکی از آثار ادبی - روایی زبان فارسی است که در طول دوره های تاریخی، خود را به عنوان یک اثر ماندگار تثبیت کرده است. این اثر ادبی روایی از عناصری برای انتقال مفاهیم خود بهره برده است و از طریق آن ها سعی می کند با خواننده تعامل برقرار کند. تعامل روایی در شاهنامه فردوسی، الگوها و شاخصه های خاص خود را دارد که بسته به موضوع و امر خاصی که بازنمایی می کند از سوی خالق آن انتخاب شده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی در پی تبیین تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی است و قرائتی گفتمانی از آن ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد: فردوسی را نباید به عنوان راوی اصلی و بنیادی شاهنامه دانست. فردوسی را باید در مقام راوی نیابتی در نظر گرفت که با تکیه بر روایت های پیش از خود به روایت شاهنامه و انسجام و وحدت بخشی آن دست زده است. قدرت دخل و تصرّف او در اظهارگری و تفسیرگری پاره های روایتی در قالب شکست روایی کاملاً مشهود است و گاهی به صورت واضح و روشن، خطاب به روایت شنو خود، گفتمان روایی مد نظر خود را بیان می کند.