فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
هماهنگی واکه ای در گویش قاینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
307 - 322
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی پدیده هماهنگی واکه ای در گویش قاینی، یکی از گویش های جنوبی خراسان، می پردازد. داده های این تحقیق از منابع مکتوب مرتبط با گویش قاینی، شم زبانی نگارنده و مصاحبه با گویشوران بومی میان سال گردآوری شده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل انواع هماهنگی واکه ای در این گویش با تمرکز بر نوع پس رو و بررسی تغییرات واکه ای در واژه های مختلف از منظر ویژگی هایی چون پسین بودن، افراشتگی و گردی است. نتایج نشان می دهد که در گویش قاینی، هماهنگی پس رو در پیشوندهای فعلی نظیرme- وbe- به صورت چشمگیری رخ می دهد و منجر به تغییراتی مانند تبدیل me- به mi- یا mo- می گردد. همچنین، در برخی واژه ها، واکه ها تحت تأثیر واکه های مجاور دچار تغییر در ویژگی های آوایی خود می شوند که نشان دهنده حضور فعال و نظام مند این فرایند در ساخت واژگانی و نحوی گویش قاینی است. این یافته ها می تواند در طبقه بندی واج شناختی این گویش و درک بهتر از ساختارهای زبانی نواحی شرقی ایران مفید واقع شود.
انعکاس المستویات اللغویه على التراث الشعبی فی «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» لأبی حامد الغرناطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعدّ التراث الشعبی مدرسه تربویه تُرسّخ عادات المجتمع وتقالیده وقیمه فی نفوس الأجیال المقبله، من خلال ذلک، تُحفظ هویه الأمه وتبقى حاضره ومستدامه. یعکس الرحاله التراث الشعبی لکل بلد فی کتاباته، مقدّمًا صوره واضحه عن الآخر، ومن أبرزهم أبو حامد الغرناطی، الرحاله الأندلسی الذی جمع تراث المناطق التی زارها؛ نتیجه لذلک، تمیز کتابه «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» بغناه بالتراث الشعبی المتنوع. یعتمد الکاتب فی إیصال هذا التراث إلى القارئ على أدوات لغویه متقنه، حیث یسخر إمکانیات اللغه لبلوره أفکاره فی صور مرئیه ملموسه؛ لأنّ اللغه تعدّ ثالثه الأثافی فی تکوین الروایه، فلا یمکن تحقیقها إلا من خلال اللغه. تتجلى براعه المؤلف فی استخدامها لمستویات متنوعه مثل السرد، والوصف، والحوار فی نصه الأدبی لیخلق نصًا غنیًا یمکن للقارئ أن یتفاعل معه بطرق متعدده. کل من هذه المستویات یضفی رونقًا خاصًا على الروایه فالسرد یمکّن المؤلف من نسج الأحداث بترتیب منطقی ومتسلسل، بینما الوصف یتیح للقارئ أن یغوص فی تفاصیل المشاهد ویشعر بما تشعر به الشخصیات أما الحوار فیمنح الروایه نبض الحیاه. اعتمدت الدراسه بالمنهج الوصفی-التحلیلی، مرکزه علی مستویات اللغه بهدف تحلیل التراث الشعبی المستخرج من الکتاب من خلال هذه المستویات وتوضیح وظائفها المختلفه وأظهرت النتائج کیفیه توظیف أبی حامد الغرناطی لهذه المستویات فی صیاغه أفکاره وملاحظاته بأسلوب جلی ومؤثر، عاکسًا صوره تراثیه للآخر. ویحتوی الکتاب على عناصر تراثیه غنیه، مثل الأماکن، والشخصیات والأحداث، والقصص الغریبه، مما یتطلب استخدام المستوى الوصفی لعرض المشاهد وتفاصیله، والمستوى السردی لمنح النص تسلسلًا زمنیًا متماسکًا وتحریکه، والمستوى الحواری لإضفاء الحیویه على الشخصیات وتوضیح ملامحها وأفکارها وآرائها وجعلها تصل إلى القارئ بواقعی.
بازتاب مکتب گوتیک و گروتسک در رمان خفاش شب سیامک گلشیری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
206 - 236
حوزههای تخصصی:
گوتیک، مکتب و یا به اصطلاح از جمله ایسم های ادبی رایج در دوران کلاسیک و معاصر است که می توان آن را زیربنای رمانتیسم قرن هجدهم به شمارآورد. این سبک ادبی که در ساختار روایت شناسی با اصلی ترین عناصر روایت شناسانه یعنی زمان با مؤلفه معنایی شب و تاریکی، مکان با مؤلفه خلوتی و فضا با مؤلفه هراس انگیزی شناخته می شود هدفی جز القای ترس، اضطراب و برانگیختگی حال و هوای مخاطب، فراتر از ادراکات عقلی و حرکت وی به سوی رمزآلودی و خوفناکی را نمی جوید. مفهوم گروتسک یا به عبارتی عجیب پردازی، که نوعی از طنز تلخ و وهم آلود است، بیان حالت های ترس، خنده های پلید، رعشه آور و مضحک به شکل توأمان، و به طور کلی حوادث زشت و غیرعادی، انحراف از هنجارها، ناهماهنگی، مسخ شدگی و هرگونه مسائل ناخوشایند است. سیامک گلشیری از جمله نویسندگانی است که در اغلب رمان های خود ضمن طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به الگوی وحشت به شکلی فراگیر می پردازد. رمان خفاش شب ، رمانی است برگرفته از پرونده قاتلی زنجیره ای با فضاسازی موحش، که یاریگر نویسنده در راستای هدف خویش یعنی تعلیق ترس در مخاطب است. در این پژوهش قصد داریم با تکیه بر روش کیفی و توصیفی- تحلیلی به واکاوی و تبیین شاخصه های سبک گروتسک و گوتیک در رمان مذکور بپردازیم و ضمن بیان مشابهت و تفاوت های این دو سبک مشخص کنیم که کدام یک از این دو سبک، ظرفیت بیشتری در رمان گلشیری دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که رمان خفاش شب نمونه آشکاری است که مضامین مکتب گروتسک و گوتیک در آن با کمیت های گوناگون جلوه گر می شود.
نقد فمینیستی رمان " حفله طلاق" اثر مانع المعینی
حوزههای تخصصی:
فمینیسم مجموعه ای از نظریه های اجتماعی، جنبش های سیاسی، و تفکرهای فلسفی است. که غالباً توسط زنان پا به عرصه ی جامعه نهاده است، این جنبش از اواخر قرن هجدهم میلادی به منظور از بین رفتن تبعیض های جنسیتی میان زنان و مردان شکل گرفت. نقد فمینیستی یکی از حوزه های نقد ادبی است که برپایه ی جنبش مذکور توسط ویرجینیا وولف بیان شد و به بررسی و نقد مؤلفه هایی از قبیل، مرد سالاری، طلاق، ازدواج اجباری، توهین به زنان، خشونت علیه زنان و... می پردازد. مانع المعینی یکی ازنویسندگان و تهیه کننده اماراتی است که به بیان دغدغه های جوانان و جامعه می پردازد. وی در رمان "حفله طلاق" درمورد یکی از دغدغه های جوانان سخن به میان می آورد. در این پژوهش سعی براین است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای به بررسی نقد فمینیسی و انطباق آن در جامعه و رمان مورد نظر بپردازیم. سپس به بررسی موردی رویکردهای نقد فمینیستی حاکم بر رمان حفله طلاق و تحلیل موضوعات مرتبط با فمینیسم موجود در رمان، همچنین تأثیر متقابل محیط اجتماعی بر روی افراد و افراد بر جامعه ی خود را مورد تحلیل قرارداده می شود، در رمان مذکور ریشه های فمنیسیم از قبیل مردستیزی، اشتغال زنان، مردسالاری، خشونت و مواردی دیگر از این قیبل به وضوح دیده می شود، و این که در جامعه مورد نظر فرهنگ سازی پایه ای شکل گیری نشده است، که زمینه را برای حضور زن در جایگاه مختلف آماده کند. در این اثر شروع فمینیستی شدن، موازی با رخ دادن اتفاقات تلخ در زندگی افراد است.
The Perception of Teachers and Students Towards the Benefits and Challenges of Using Idioms and Expressions in Language Acquisition and Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
29 - 36
حوزههای تخصصی:
This study highlights the role of idioms and expressions in language acquisition and teaching as essential and basic tools for communicating in any language. Learning idioms, and their complexities and simplicity, creates a significant barrier for language learners because it involves interpretation and comprehension, as there are multi-layered meanings attached to cultural dimensions. This study investigated learners’ and teachers’ opinions on the importance of idioms and expressions in enhancing their linguistic competence and language skills, as well as the challenges faced in learning and teaching them. A qualitative approach was employed to dig into the participants’ experiences. To this end, eight teachers and twenty-seven English language learners from a private language institute were interviewed using semi-structured interviews. It was found that learners realized the importance of idioms in their journey toward fluency in the target language culture, though it was a long journey. This gives particular focus on context-enriched learning, dynamic learning, and exploring cultural studies to boost learners’ knowledge and use of idiomatic expressions. It's training meaningful images into a context for which learners construct a linguistic and cultural understanding of how to operate those images across their entire life span. This study suggests that idiomatic language be given due recognition and that processes be developed to adequately render idiomatic language relevant for improved language learning and acquisition.
تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در مجالس سبعه مولانا: مطالعه ای بر مبنای نظریه تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در کتاب مجالس سبعه مولانا بر مبنای نظریه استدلالی استیون تولمین (Stephen Toulmin) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر تحلیل متن است که ازطریق یادداشت برداری کتابخانه ای ادعاها، دلایل و استثناهای موجود در استدلال های متن مجالس سبعه بررسی می شود. هدف اصلی این پژوهش، کشف نحوه استفاده مولانا از انواع ادعا، دلیل و استثنا در استدلال های موجود در مجالس سبعه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مولانا در مجالس سبعه با طرح ادعاهایی مبتنی بر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، از دلایل نقلی و شهودی برای تقویت این ادعاها بهره می برد. ادعاهای او به دو دسته تفسیری و علّی تقسیم می شود که اولی بر تأویل پدیده های طبیعی و دومی بر روابط سببی میان علت های ظاهری و غایی تأکید دارد. در این راستا، استثناها نیز عملکردی کلیدی دارد و به استحکام و انعطاف پذیری استدلال ها کمک می کنند و امکان تفسیرهای متنوع و عمیق تر از مفاهیم مطرح شده را فراهم می کند. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجالس سبعه مولانا، متنی است که در آن به طرز مؤثری از عناصر بلاغی استدلال برای اقناع مخاطب استفاده شده و در نتیجه، غنای فلسفی و عرفانی آن را افزایش یافته است.
محمدرستم بدخشی و نقش و جایگاه آثار او در تاریخ نویسی فارسی در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرزا محمد رستم حارثی بدخشی (درگذشته: 1161ق) از دولتمردان، مورخان و رجال برجسته بدخشانی تبار شبهقاره بود. در میان آثار او که به زبانهای فارسی و عربی نوشته شده است، دو کتاب فارسی تاریخ محمدی و عبرتنامه از جایگاه ویژهای برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی چهره این مورخ کمتر شناخته شده و بررسی و تحلیل ساختار و محتوای این دو اثر معروف او و جایگاه آنها در تاریخنویسی فارسی در شبهقاره صورت گرفته است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که اشراف مؤلف به منابع، روش هدفمند و اصولی در تألیف، تعهد او به خلق آثاری جامع و بدون خطا، مناصب دولتی که این امکان را به او میداد تا از نزدیک شاهد بسیاری از رویدادهای این دوره باشد، استفاده از منابع شفاهی موثق، نگاه چند بعدی او به مسائل پیرامونش که این آثار را برای مطالعات ادبی، زبانی، جامعهشناسی، مردمشناسی و جغرافیایی نیز مفید میسازد و به ویژه کمبود منابع تاریخی برای این دوره از مواردی هستند که این آثار را منحصر به فرد میکنند. در کنار این ویژگیها نثر شیوا و روان فارسی و استفاده از واژههای هندی، اردو، عربی و حتی ترکی نیز که بر تسلط مؤلف بر این زبانها صحه میگذارد، نشان از تلفیق فرهنگهای مختلف در این دوره از تاریخنویسی شبهقاره دارد.
ارگانیسم دربرابر محیط زیست از دیدگاه نشانه شناسی بوم شناختی در داستان کوتاه سگ ولگرد اثر صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله قصد دارد با استفاده از نشانه شناسی بوم شناسانه داستان کوتاه سگ ولگرد، اثر صادق هدایت را مورد مطالعه قرار دهد. داستان کوتاه سگ ولگرد از دیدگاه سگی روایت می شود که به تدریج از مادر، برادر و صاحبش جدا می افتد و سپس از سوی همه ی انسان های دیگر، آن قدر آزار می بیند که سرانجام به خستگی و ملالی نزدیک به مرگ دچار می شود. پرسش مقاله ی حاضر این است که بر اساس دیدگاه نشانه شناسی بوم شناختی مبتنی بر آرای پیرس، چگونه رابطه ی میان سگ و محیط زیستش، نشانه ای میشود. در این مقاله سعی بر آن است که نشان داده شود با شکل گیری تفسیری که طی آن، سگ در جایگاه انسانی می نشیند، چگونه سگ از محیطی امن و آرام و باثبات دور شده و به محیطی ناامن و پرخطر می افتد. انسانی که پس از جدا شدن از آن محیط امن و آرام، ناگزیر به انزوا از جامعه ای تن می دهد که نمی تواند همرنگ آن شود و بنابراین، همواره از جامعه آسیب می بیند. براساس نتیجه ای که این تحقیق به دست می آورد، با فرایند معناسازی بوم شناختی، فعل و انفعال سگ با محیط زیستش در داستان سگ ولگرد از یک ارتباط بی واسطه ی دوتایی فراتر می رود و تبدیل به ارتباط سه گانه ی نشانه ای می شود که ریشه در مثلث نشانگی مورد نظر پیرس دارد.
بررسی تأثیر چگونگی انتقالِ پیام در شکل گیری خوانش های متعدد از متن (مطالعه موردی: جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است که یک منتقل کننده پیام می تواند با استفاده از تمهیدات زبانی، با چند سطح از دریافت کنندگان، ارتباط برقرار کند. یکی از این شیوه ها، استفاده از نماد در بافت واقع گرایانه متن است که از آن به رئالیسم سمبولیک یاد می شود. برای دست یابی به این هدف دو رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان که قابلیّت بررسی به عنوان نمونه پژوهش را دارند، انتخاب شد. یافته های پژوهش بر آن است: پربسامدترین بخش های متن از منظر ارتباط نماد و واقعیّت در شکل گیری پیام ثانوی، واژگان، ترکیبات، توصیفات و شخصیّت پردازی در متون و بیشترین استفاده در موضوعات اجتماعی و سیاسی است؛ همچنین دانشور با استفاده از این شیوه (رئالیسم سمبولیک) توانسته است در یک متنِ واحد، پیام های متفاوتی را متناسب با خوانندگان خود ارسال کند، هم خوانندگان عامّ و هم خوانندگان خاصّی که به نوعی با رمز او آشنا هستند. این پژوهش نشان می دهد دانشور برای نمود واقعیّت های انسانی، اجتماعی و سیاسی دوره معاصرش، در قالب رئالیسم به صورت همزمان از دو روشِ مستقیم در روساخت زبانی و غیر مستقیم در قالب نماد و دلالت های ضمنی استفاده کرده است و برای دریافت پیام، متناسب با نوع مخاطب کدها و نشانه های درون متنی در ارتباط با واقعیّت های بیرونی قرار داده است که این امر زمینه را برای شکل گیری خوانش های متعدد از متن فراهم می آورد. استفاده از این شیوه ضمن برآوردن اهداف مورد نظر، لذت از متن را افزایش داده و همچنین فضای بسته و محدود حاکم بر متن و در متن را منعکس ساخته است. در این پژوهش از شیوه تحلیل متن استفاده گردید.
تجربه دازاین در خوانش هایدگریِ خواب نامه یغما جندقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، با رویکرد پدیدارشناختی و تمرکز بر مفاهیم اساسی فلسفه هایدگر، به تحلیل هستی شناختی خواب نامه ای از یغما جندقی با مضمون پرسش های هستی شناختی پرداخته شده و بازنمایی رؤیا/ مرگ و هستی در چارچوب تجربه دازاین بررسی شده است. دازاین، در فلسفه هایدگر، هستنده پرسشگری است که پیوسته در جست وجوی مستمر معنا و هویت در تعامل با زمان، مرگ و دیگر ابعاد هستی شناختی قرار دارد. در این تحقیق، خواب و رؤیا نه تنها بسترهای تجربه زیسته دازاین، بلکه شرایط مرزی میان زندگی و مرگ در نظر گرفته شده اند که عرصه ای برای بروز تنش های هستی شناختی هستند. این وضعیت ها، ازمنظر روان شناختی و هستومندی، تجربه ای مشابه گسست از زندگی روزمره و مواجهه با پنهانی ترین ابعاد هستی انسان فراهم می آورند. با ارجاع به مفاهیم کلیدی هایدگر درباب دازاین و هستی شناسی بنیادین، نظیر «پنهانی بودن»، «اضطراب هستی»، و «بودن در آنجا/ جهان»، مقاله نشان می دهد که رؤیا به مثابه مرگ و به عنوان تجربه ای تمثیلی، دازاین را در مسیر مواجهه با ابعاد پنهانی هستی و خود قرار می دهد. همچنین، تقابل های درونی دازاین در فرآیند رؤیا و بیداری بازتابی از کشاکش های بنیادین میان امکان های اصیل و غیراصیل هستی است که هم زمان می تواند به منزله نمادی از درگیری های هستی شناختی خیر و شر در فلسفه هایدگر تحلیل شود؛ ازاین رو، خواب و رؤیا در این اثر، به طور نمادین، دازاین را به رویارویی با حقیقت، انتخاب های هستی شناختی و محدودیت های انسانی دعوت می کنند و زمینه ساز درک عمیق تری از هستی و هویت انسانی می شوند.
معرفی و بررسی ویژگی های زبانی نسخه خطی مثنوی زینت الانجمن اثر میرزا حسن کفّاش اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
47 - 72
حوزههای تخصصی:
مثنوی زینت الانجمن در بحر متقارب با دوهزار بیت و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) است که شامل مرثیه امام حسین(ع) نیز می شود. این اثر متعلق به میرزا حسن کفّاش اصفهانی از شاعران دوره بازگشت در قرن سیزدهم است که متأسفانه درباره زندگی وی هیچ منبع مُتقَن و موثقی وجود ندارد. در هیچ یک از فهرست های نسخ و دست نوشته های فارسی، نامی از مثنوی زینت الانجمن نیست و تنها یکی از دو نسخه موجود دیوان کفّاش (نسخه کتابخانه آیت الله گلپایگانی) با این مثنوی آغاز شده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای ابتدا به ویژگی های نسخه شناسی این اثر پرداخته و آنگاه مختصات زبانی آن را تحلیل کرده است. کفّاش اصفهانی در سرودن این مثنوی به شاهنامه فردوسی نظر داشته است. شعر کفّاش ساده، روان و به دور از واژه های نامأنوس و دشوار است. لغات مهجور و ترکیبات عربی در دیوان او اندک است و تعبیرات و عبارات عامیانه، زبان شعر او را به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک کرده است.
بررسی سوژه مسئله مند زن در پیوند با خویشکاری پری در رمان های شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
191 - 217
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
توصیف ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صفت در لغت به معنی ویژگی است و در اصطلاح دستور زبان، واژه ای است که همراه با اسم به کار می رود و یکی از ویژگی های آن را بیان می کند. هر یک از دستورنویسان، برای صفت تعریفی ارائه کرده اند که با اندکی تسامح می توان گفت همه آن ها بر پایه ویژگی و چگونگی اسم بنا شده اند. پژوهش حاضر به ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب اختصاص یافته است. روشِ گردآوریِ مطالب این پژوهش به دو صورت میدانی و کتابخانه ای بوده و روش پژوهش نیز تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی-توصیفی بوده است. امروزه با توجه به دیدگاه های نوین زبان شناسی و توجه بیش از حد دستورپژوهان به جایگاه و محل قرار گرفتن واژه ها در جمله، صفت را نیز از نظر جایگاه و به طور کلی در گروه اسمی مورد بررسی قرار می دهند. اما به نظر می رسد این کافی نیست چراکه ویژگی بسیاری از مقوله های دستوری، به ویژه بخشی که مربوط به زایایی زبان فارسی می شود، مورد غفلت قرار گرفته است. بنا بر ضرورت و اهمیت این مسئله، نگارنده در این جستار، کوشیده است تا صفت در گویش لایزنگانی را از نظر مفهوم، ساختمان، ثابت یا درجه ای بودن، کاهش، افزایش و اعتدال (سنجش و مقایسه)، جایگاه (پیشین یا پسین بودن)، جایگاه صفت بیانی و موصوف و تقدم و تأخر آن، رابطه دستوری گروه وصفی و مطابقت صفت و موصوف مورد بررسی قرار دهد.
بازخوانی زیست صوفیانه خاقانی بر پایه تناظر زندگی- اثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
تبیین قراردادهای اجرایی در شکل گیری نمایش آئینی تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعزیه، نمایشی آیینی است که قالب و مضمون آن از سنن مذهبیِ ریشهدار متأثر است و در طول تاریخ و به مرورزمان در قالب گونه های مختلف، از دل آئین ها، سوگواره ها و مراسم روضه خوانی سر برآورده است؛ تعزیه، دارای مجموعه ای از قراردادهای اجرایی است که به صوت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و به فراخور گذر زمان، فرازوفرودهایی را طی کرده و دستخوش تحول شده است؛ ازاین رو تبیین اصول و قواعد قراردادهای نمایشی در شکل گیری نمایش آیینی تعزیه، یکی از ضرورت های نمایش امروز ماست. هدف اصلی این پژوهش تبیین قراردادهای نمایش آئینی تعزیه در فرایند تولید اینگونه ی نمایش آئینی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و جهت تکمیل مبانی نظری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است؛ در این مقاله سعی بر آن است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که قراردادهای نمایشی به چه معناست و عناصر و شاخص های قراردادهای نمایش آئینی تعزیه کدامند؟ در نتیجه گیری تصریح شده است که آشنایی و فراگیری قراردادهای نمایشی همچون « قراردادهای پیرنگ یا طرح روایی و ترتیب و توالی رویدادها در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای نمایشگری در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای زمانی در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای اشیاء در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای مکان و صحنه آرایی در نمایش آئینی تعزیه»، «ارتباط متقابل و مشارکت فعال نمایشگران با تماشاگران در نمایش آئینی تعزیه»، «قراردادهای لباس و رنگ در نمایش آئینی تعزیه» و «قراردادهای موسیقی و آواز در نمایش آئینی تعزیه» می تواند موجب افزایش شناخت نمایشگران از ظرفیت های اجرایی قراردادهای نمایشی در اشکال مختلف نمایش آئینی تعزیه شود.
نشانه شناسی اجتماعی رمان این خیابان سرعت گیر ندارد بر اساس نظریه پیر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
19 - 34
حوزههای تخصصی:
رویکرد نشانه شناسی اجتماعی از زیر شاخه های علم نشانه شناسی است که با تبیین نشانه ها، معانی نهفته در متن را آشکار می سازد. این رویکرد بر دو حوزه رمزگان های هویت و نشانه های آداب معاشرت تکیه دارد. از آنجا که رمان این خیابان سرعت گیر ندارد یک رمان اجتماعی است، برای بررسی نشانه شناسی به ویژه با رویکرد اجتماعی ظرفیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر این است که با تحلیل رمزگان ها و نشانه های اجتماعی اطلاعات ارزشمندی از بافت جامعه شهر نویسنده و وضعیت زنان این جامعه دریافت گردد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای با رویکرد نشانه شناسی پی یرگیرو به این رمان پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مریم جهانی، نویسنده ای است که با بهره گیری از نشانه های اجتماعی، سعی دارد مشکلات و رنج زنانی که در بند جامعه ای زن ستیز گرفتار شده اند، بیان کند و آنان را نسبت به حق و حقوق خود آگاه سازد. بهره گیری نویسنده از نشانه های هویت و آداب معاشرت از مهم ترین نشانه ها برای بیان اعتراض نویسنده به مسائل اجتماعی و حاکمیت جامعه مردسالار است. شهره به عنوان شخصیت اصلی در مقابل تمام قوانین و سنت های مردسالارانه، ایستادگی می کند. بارزترین نقض هنجار در میان نشانه های اجتماعی، انتخاب شغل راننده تاکسی برای شخصیت اصلی است.
نمادپردازی عارفانه فاضل نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
63 - 96
حوزههای تخصصی:
نماد پردازی از جریان های مهم شعر دوره معاصر است. مخاطب با رمزگشایی نماد به شبکه معنایی اندیشه شاعر راه می یابد و به هویت ادبی و سبک او پی می برد. نمادپردازی در آثار برخی از شاعران پس از انقلاب اسلامی ازجمله فاضل نظری نمود پیداکرده است. فاضل نظری شاعر پُرمخاطب دهه هشتاد، مضامین سروده هایش عرفانی، اخلاقی، اجتماعی و غیره است. غزل، تنها دست مایه شعری اوست. نظری چون غزل پردازان نوین، صمیمیت لحن و استفاده از واژه ها، ترکیب ها، نمادهای کهن و روز آمد کردن آن ها را به کار برده است؛ اما به لحاظ فکری بسیاری از غزل ها و نمادهای او با نئوکلاسیک ها متفاوت است و با شگردی نو و هنرمندانه، اندیشه های مبتنی بر عرفان و حقیقت جویی را به مخاطب القا کرده است. در این جستار به این پرسش ها پاسخ داده شده که آیا فاضل نظری به نماد پردازی در آثارش پرداخته است؟ گرایش عمده زبان نمادین او به چه موضوعی اختصاص یافته است؟، نمادهای عرفانی در بخش های تکراری، ابداعی و سایر انواع نماد عرفانی در آثار او کدام اند؟ و سیر نماد پردازی عرفانی درکتاب های «گریه های امپراطور»، «اقلیت»، «آن ها»، «ضد» و «کتاب» چگونه است. براساس این پژوهش، نمادهای عرفانی شامل رسمی و علمی صوفیانه (26 درصد) و الفاظ و لغات نمادین (74 درصد) در آثار فاضل نظری به کار رفته است. الفاظ و لغات نمادین به ترتیب بسامد در حوزه های دینی و مذهبی (32 درصد)، طبیعت (26 درصد)، اشیاء (15 درصد)، خمریّه (12 درصد)، جانوران (9 درصد) و اعضای بدن (6 درصد) به کار گرفته شده است. نمادپردازی در «ضد» (22 درصد) بیشترین و «کتاب» (18 درصد) کمترین میزان است.
ابونواسِ ایرانی و شعرِ بی قافیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
142 - 133
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوندهای میان شعر پارسی دری و شعر ایران پیش از اسلام یکی از موضوعات مهمی است که توجه برخی از پژوهش گران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. پاره ای از پرسش هایی که درباره شعر ایران پیش از اسلام مطرح است در پیوند با مؤلفه های صوری و ساختاری مانند وزن و قافیه است. بعضی پژوهش ها نشان از آن دارد که شعر باستانی ایرانیان معمولاً بی قافیه بوده است. اکنون این پرسش به میان می آید که آیا دنباله این «بی قافیه» به شعر پارسی یا عربیِ پس از اسلام نیز کشیده شده است یا خیر. در این مقاله به یک نمونه شگفت انگیز شعر از ابونواس ایرانی اشاره می شود که به زبان عربی است و قافیه ندارد. این نمونه جالب در کتاب العمده فی محاسن الشعر اثرِ ابن رشیقِ قیروانی آمده است. احتمال دارد که ابونواس با توجه به اینکه ایرانی بوده است این ویژگی را از آن سنت گرفته باشد. می توان گفت که این نخستین شعرِ سپیدی (blank verse) است که در جهانِ اسلام سروده شده است.
بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
47 - 68
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.