فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
تبیین و رتبه بندیِ ترجیحات کاربران فضاهای اداری در ایران به منظور ارتقای کیفیت محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
۲۶-۱۵
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل تحولات جوامع، اکثر افراد در بخشهای اداری و دفتری مشغول به کار هستند. همین امر اهمیت طراحی فضاهای اداری را بیش از پیش آشکار میسازد. مطالعات نشان میدهد، طراحی محیط های اداری مطلوب و مناسب، رضایت کارکنان و انگیزه ایشان را افزایش میدهد و تاثیر بسزایی بر بازدهی و کارایی افراد دارد. بدین ترتیب انجام پژوهش هایی در جهت تبیین ترجیحات کاربران فضاهای اداری در جهت افزایش کیفیت محیطی، بسیار ضروری است. از طرفی مفاهیمی همچون «کیفیت محیطی» و «ترجیحات کاربران»، به شرایط اجتماعی و فرهنگی هر جامعه ای وابسته است و شایسته است پژوهشهای بیشتری در این رابطه در ایران انجام شود.
روش انجام پژوهش در مطالعات حوزه ترجیحات کاربران، معمولا به وسیله پیمایش و جمعآوری دادههای کمی، از گروههای هدف میباشد. در این پژوهش مرحله جمعآوری اطلاعات از طریق بررسی مطالعات پیشین و استخراج عوامل اصلی و همچنین گردآوری اطلاعات از طریق طراحی پرسشنامه در طول انجام پژوهش، انجام گرفت. گروه هدف در پرسشنامه طراحی شده، کارکنان فضاهای اداری در ایران هستند و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی میباشد.
نتایج پژوهش نشان می دهد که کیفیت های مختلف محیطی در فضای اداری از نظر کارکنان این محیط ها دارای ارزش متفاوت و معنا دار است و می توان آنها را به ترتیب اهمیت رتبه بندی نمود. طبق یافتههای حاصل از بخش کمی پژوهش، عوامل «وجود نور طبیعی»، «داشتن آرامش و امنیت محیطی در چیدمان و فضای داخلی»، «تمیزی و مرتب بودن محیط کار»، «وجود سبزینگی، درختان و گیاهان در محیط کار» و «زیبایی محیط کار» از نظر کاربران ایرانی محیطهای اداری، به ترتیب دارای بیشترین اهمیت و اولویت هستند. در مقابل عوامل «امکان دیدن و مشاهده همکاران در زمان کار»، «تنوع و گوناگونی در فضاها و مبلمان داخلی» و «امکان تغییر مبلمان و فضای کار با توجه به سلیقه شخصی» از نظر کاربران ایرانی، به ترتیب دارای کمترین اهمیت و اولویت هستند.
ارزیابی تأثیر الیاف صنعتی پلی پروپیلن بر مقاومت کششی مصالح ساختمانی گلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
105 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: گل به عنوان یکی از قدیمی ترین مصالح معماری روستایی ایران با ضعف هایی همچون کم بودن مقاومت کششی همراه بوده و نیازمند ارائه راهکارهایی برای فائق آمدن بر این ضعف است. پژوهش حاضر به دنبال استفاده از الیاف مصنوعی پلی پروپیلن در بهبود مقاومت کششی این ماده است. روش پژوهش: پژوهش پیشِ رو مبتنی بر روش آزمایشگاهی بوده و مقاومت کششی مصالح گلی را تحت تأثیر الیاف پلی پروپیلن در دو طول 6 و 12 میلی متر با درصدهای وزنی متفاوت موردسنجش قرار داده تا بتواند بهترین درصد وزنی برای این ترکیب را بیابد. این آزمایش در مرحله اول با درصدهای وزنی 6، 12، 18، 24 و 30 و در مرحله دوم در درصدهای 1، 2، 4 و 6 انجام گرفت. سپس مقاومت کششی نمونه های خشتی اندازه گیری و بررسی شد. گفتنی است، الیاف مورداستفاده در این آزمایش از شرکت نگین رز اصفهان تهیه گردید. این الیاف به رنگ سفید، به صورت رشته ای و با قطر 17 الی 19 میکرون مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که با استفاده از 2 درصد الیاف پلی پروپیلن در طول 6 میلی متر می توان مقاومت کششی این مصالح را تا حدود 300 درصد نسبت به حالت اولیه یا همان نمونه شاهد (نمونه بدون الیاف) افزایش داد؛ به علاوه اینکه، هرچه میزان درصد وزنی الیاف افزودنی از 12 درصد بیشتر شود، مقاومت کششی نمونه تقویت شده نسبت به شاهد، کمتر می شود. همچنین یافته ها نشان داد که الیاف با طول 6 میلی متر تأثیر بیشتری در بهبود مقاومت کششی خشت تقویت شده دارند. نتیجه گیری: مقایسه نتایج به دست آمده از این آزمون ها با نتایج حاصل از نمونه شاهد به خوبی نشان داد که می توان با استفاده از الیاف افزودنی پلی پروپیلن مقاومت کششی مصالح گلی، همچون خشت را افزایش داد و با حفظ اصالت آن ها، ترکیبی جدید و بهبودیافته برای این مصالح سنتی ارائه نمود. دستاورد مهم پژوهش آن بود که الیاف مصنوعی یادشده با طول و درصد مناسب مقاومت کششی این مصالح را ارتقاء می دهد.
شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر در حومه شهرهای ایران؛ مطالعه موردی: حومه امامزاده کلان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
131 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت روستاهای مستعد و شهرهای کوچک به عنوان یکی از راهبردهای محوری در دستیابی به تعادل ناحیه ای، نقش کلیدی در تنظیم و کنترل تحرکات جمعیتی و کاهش فشار مهاجرت های روستا به شهر دارد. در این میان، الگوی توسعه «روستا-شهر» مبتنی بر اصول منشور نوشهرگرایی، به عنوان یکی از الگوهای موفق جهانی، در کشورهای مختلف مورد اجرا قرار گرفته و نتایج مثبت و پایداری را به همراه داشته است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل پیشران های حیاتی مؤثر بر توسعه الگوی کالبدی-معماری روستا-شهر در منطقه موردمطالعه (حومه امامزاده شهر ارومیه) است، به گونه ای که بتوان با بهره گیری از این الگو، زمینه های لازم برای جذب جمعیت سرریز شهری و کاهش فشار بر کلان شهرها را فراهم نمود. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی اکتشافی و مبتنی بر روش های آینده پژوهی، به ارزیابی سیستماتیک متغیرهای مؤثر بر توسعه الگوی روستا-شهر پرداخته است. روش تحقیق شامل دو مرحله اصلی بود: نخست، شناسایی و ارزیابی متغیرهای کلیدی با استفاده از روش دلفی و نظرات کارشناسان؛ و دوم، کشف پیشران های حیاتی و تحلیل روابط متقابل آن ها با بهره گیری از روش تحلیل ساختاری و. تحلیل اثرات متقاطع. یافته ها: از میان 40 متغیر اولیه، 15 متغیر به عنوان پیشران های حیاتی شناسایی شدند. در این میان، متغیر «اختلاط کاربری ها» با مجموع تأثیرگذاری 1012، بیشترین نقش را در توسعه الگوی روستا-شهر ایفا می کند، درحالی که «شبکه پیوسته حمل ونقل داخلی» با امتیاز 568 کمترین تأثیر را دارد. نتیجه گیری: با توجه به روند رو به رشد مهاجرت های روستایی به شهری، روستاهای بزرگ و مستعد می توانند به عنوان مقصد جایگزین و جاذب جمعیت عمل کنند. تحقق این امر مستلزم ارائه الگوهای توسعه هوشمند، همراه با لحاظ اصول زیست محیطی، توسعه پایدار و انطباق با شرایط دنیای مدرن و فناوری های نوین است ؛ شرایطی که در صورت فراهم آوری، حتی می تواند منجر به مهاجرت های معکوس و احیای روستاها شود.
تأثیر طراحی فضای نیمه باز بر کاهش افسردگی ساکنان در شرایط قرنطینه خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر قرنطینه خانگیِ ناشی از شیوع ویروس کووید 19 موجب شده، افسردگی که از گذشته یکی از اختلالات روانی متداول در سطح جهانی بوده، برجسته تر شود. مسکن به عنوان ظرف زندگی و فضایی که انسان مجبور است در دوران همه گیری کووید 19، مدت زیادی از عمر خود را در آن سپری کند، تأثیرگذاری نقش خود را در روحیات، خلقیات و کیفیت زندگی انسان پررنگ تر می کند. در این میان، فضای نیمه باز مسکونی با ویژگی های فضایی که دارد، می تواند برکاهش افسردگی ناشی از قرنطینه کووید 19 تأثیر گذار باشد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش کاهش افسردگیِ ساکنان در شرایط خانه نشینیِ ناشی از همه گیریِ کووید 19 از طریق شناسایی و ارائه راهکارهای مختلف طراحی فضاهای نیمه باز مسکونی است. روش تحقیق این پژوهش، ترکیبی است. در مرحله ادبیات موضوع، با روش تحلیل محتوا، پارامترهای فضای نیمه باز و فراوانی آن ها استخراج شد و از طریق آنتروپی شانون، وزن دهی شدند. سپس از طریق روش پیمایشی، پرسش نامه محقق ساخت بر مبنای پارامترهای با وزنِ بالاتر طراحی شد و در میان جامعه آماری ساکنان محله ده ونک توزیع شد. سپس آزمون فریدمن برای رتبه بندی پارامترها بر روی پرسش نامه انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که ابعاد فضا، تنوع پذیری، جزییات ساختمانی، نورگیری، فضای سبز و جانمایی تراس در پلان به ترتیب تأثیرگذارترین شاخص های طراحی فضای نیمه باز در راستای کاهش افسردگی هستند. راهکار طراحی پیشنهاد شده برای این شاخص ها به ترتیب چنین است: 1-ابعاد فضا: در نظر گرفتن حداقل عرض 5.2 متر و استفاده از درب های آکاردئونی 2- تنوع فضایی: در نظر گرفتن مبلمان انعطاف پذیر و رعایت حداقل ابعاد 5/2 × 5 متر که در این صورت امکان برگزاری فعالیت های متنوعی در آن ایجادشده است و با ابعاد فضا نیز هم پوشانی دارد. 3- جزئیات ساختمانی: در نظر گرفتن رنگ، جنس مصالح، بو، آب نما و پوشش گیاهی. 4- نورگیری: استفاده از سازه تا شونده چادری برای سقف فضای نیمه باز 5- فضای سبز: پوشش گیاهی و امکان کاشت در فضای ایوان که توسط گلدان هایی مدولار شکل با قابلیت اتصال به هم انجام می پذیرد. 6- جانمایی تراس در پلان: طراحی تراس در مجاورت آشپزخانه که سبب تهویه آشپزخانه می شود، طراحی تراس در مجاورت نشیمن که سبب امکان استفاده از این فضا برای بازی کودکان هنگامی که سایرین در نشیمن مشغول به تماشای تلویزیون می باشد و طراحی تراس در مجاورت اتاق خواب که سبب صرف عصرانه و ورزش کردن می شود.
عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری؛ تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری در دسترسی و کیفیت و محیط فضاهای ورزشی روباز در محله های محروم، حضور و فعالیت بدنی زنان سالمند را کاهش می دهد. این نابرابری درنهایت احساس امنیت، تعلق و سلامت آن ها را هم دچار افت می کند. بسیاری از سیاست ها فقط به افزایش تعداد فضاها می پردازند و نیازهای ادراکی، فرهنگی و جنسیتی را نادیده می گیرند. لذا پژوهش حاضر با هدف عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری، از طریق تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری پرداخت. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ زن سالمند ساکن در محلات کم برخوردار استان مازندران گردآوری شد. طبق یافته های پژوهش، ۹۶ مضمون فرعی در قالب ۱۱ مضمون اصلی دسترس پذیری و عدالت فضایی، کیفیت زیست محیطی و منظر فضاها، کالبد فضایی، هویت و فرهنگ بومی در فضا، مدیریت شهری، امنیت و ایمنی، بازتاب های روانی و هیجانی، اقتصاد و عدالت اجتماعی، سلامت و توانبخشی، تعاملات اجتماعی و درنهایت پایداری و تاب آوری شهری شناسایی شد. ازهمین رو، عدالت فضایی در ورزش شهری صرفاً با افزایش تعداد فضاها محقق نمی شود و نیازمند توجه هم زمان به کیفیت طراحی، امنیت ادراک شده، تناسب فرهنگی، مشارکت اجتماعی و سیاست گذاری عدالت محور است. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی فضاهای ورزشی عمومی و تقویت فرایندهای مشارکتی و پیوند عدالت فضایی با عدالت اجتماعی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت جسمی و روانی، افزایش حس تعلق و بهبود زیست پذیری در محلات محروم شهری شود.
بررسی اثرات اجتماعی طراحی شهری بر رفتار شهروندان در فضاهای عمومی ایران؛ مطالعه موردی در منطقه 10 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه تراکم بالای جمعیت، نابرابری در دسترسی به فضاهای باز، و افزایش فشار بر منابع مکانی و محیطی، فضاهای عمومی نقشی محوری در ارتقای زیست پذیری شهری، تقویت پایداری اجتماعی و بازتولید سرمایه اجتماعی ایفا می کنند. ازاین رو، درک سازوکارهایی که رفتار اجتماعی شهروندان را از منظر طراحی شهری و فناوری شکل می دهند، اولویتی حیاتی در برنامه ریزی شهری معاصر محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سهم نسبی مؤلفه های کلیدی طراحی کالبدی ( نورپردازی شهری، مبلمان شهری و فضاهای سبز) و بررسی نقش های میانجی یا تعدیل گر فناوری های هوشمند در تبیین سه بُعد اصلی رفتار اجتماعی، شامل تعامل اجتماعی، احساس امنیت ادراک شده و رضایت کلی در منطقه ۱۰ تهران انجام شده است. رویکردی ترکیبی با غلبه بخش کمی به کار گرفته شد. داده های کمی از طریق پرسش نامه های ساختاریافته (تعداد = 300) گردآوری شد و بینش های کیفی نیز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان محلی حاصل گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق پیش آزمون و بازبینی خبرگان تأیید شد. یافته ها نشان می دهد عناصر طراحی کالبدی به عنوان زیرساخت فضایی رفتار اجتماعی عمل می کنند: فضاهای سبز خردمقیاس، نورپردازی تطبیقی و مبلمان شهری تعاملی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر حضور شهروندان، تعاملات اجتماعی و رضایت آن ها دارند. تحلیل تماتیک سه مضمون کلی را آشکار ساخت: (۱) طراحی سبز خردمقیاس که موجب افزایش مکث و مواجهه های اجتماعی غیررسمی می شود؛ (۲) نورپردازی هدفمند و سامانه های پایش محیطی که احساس امنیت ادراک شده و فعالیت های شبانه را تقویت می کنند؛ و (۳) مبلمان شهری هوشمند با خدمات دیجیتال یکپارچه که راحتی عملکردی و تجربه کاربر را بهبود می بخشند. بر این اساس، پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکرد طراحی ترکیبیِ کالبدی-دیجیتال در مقیاس محله ای تأکید می کند و مجموعه ای از راهبردهای اولویت دار برای بهینه سازی فضاهای سبز خردمقیاس، ارتقای نورپردازی تطبیقی شهری و یکپارچه سازی زیرساخت های هوشمند شهری به منظور ارتقای فضاهای عمومیِ اجتماعی پایدار و فناورانه پاسخگو پیشنهاد می دهد.
تحلیل یکپارچه شاخص های نور روز در طراحی مسکن سالمندان (نمونه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
75-86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در اقلیم گرم وخشک، بهره گیری مؤثر از نور طبیعی یکی از عوامل کلیدی در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان محسوب می شود؛ زیرا نور روز علاوه بر اثرات فیزیولوژیکی و روانی، در کاهش وابستگی به نور مصنوعی نیز نقش دارد. با این حال، بسیاری از سکونتگاه های سالمندان در این اقلیم از نظر دستیابی به استانداردهای روشنایی طبیعی با چالش هایی مواجه اند. هدف پژوهش: تحلیل کمی شاخص های کلیدی نور روز شامل «درصد روزهای قابل قبول نور (DA)»، «کفایت روشنایی خودکار (sDA)»، «بهره مندی مفید از نور (UDI)» و «ضریب دید آسمان (SVF)» در نمونه هایی از مسکن سالمندان در شهر اصفهان است. برای دستیابی به این هدف، داده های میدانی با استفاده از لوکس متر در ساعات مختلف روز جمع آوری و سپس با شبیه سازی دقیق در نرم افزارهای Dialux و Ladybug اعتبارسنجی شدند. روش پژوهش: در این تحقیق، با ترکیب رویکرد میدانی (اندازه گیری نور محیط با لوکس متر در ساعات مختلف روز) و شبیه سازی های دقیق با استفاده از نرم افزارهای Dialux و Ladybug، شرایط نوری فضاهای مورد بررسی ارزیابی شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از فضاهای مورد بررسی از نظر شاخص های DA و sDA در سطح مطلوب قرار ندارند، در حالی که بخش هایی محدود توانستند نور طبیعی را دربازه مناسب UDI (100 تا 3000 لوکس) تأمین کنند. همچنین مقادیر SVF در برخی فضاها، به ویژه در بخش های شمالی یا تحت تأثیر سایه اندازی عناصر بیرونی، پایین تر از حدود استاندارد بود. جمع بندی یافته ها بیانگر آن است که طراحی فعلی سکونتگاه های سالمندان در اقلیم گرم وخشک با الزامات نوری این گروه هم خوانی کامل ندارد.
تدوین چهارچوب ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی معاصر با کاربست مدل معماری بیوفیلیک (مجتمع های منتخب شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
29-42
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی به دلیل افزایش تراکم شهری و تغییرات محیطی یکی از چالش های مهم طراحی شهری شده است. معماری بیوفیلیک رویکردی نوین است که با ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت، زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی ساکنان می شود. بنابراین به کارگیری مدل معماری بیوفیلیک می تواند نقش کلیدی در بهبود زیست پذیری مجتمع های مسکونی معاصر داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمی- کیفی مبتنی بر روش تحلیل نحو فضا به ارزیابی تطبیقی شیوه های طراحی مجتمع های مسکونی معاصر با اولویت دادن به راهبرد بیوفیلیک در ارتقای زیست پذیری مسکن می پردازد. روش پژوهش: روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب (شش مجتمع مسکونی شهر قزوین) در نرم افزار دپت مپ، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری مبتنی بر بیوفیلیا خوانش می کند. بررسی تطبیقی شامل شش گونه متمایز ترکیب فضایی ساختمان ها و محوطه به کمک شاخص های اتصال، هم پیوندی، هم پیوندی بصری و آنتروپی و نیز تطبیق دو نمونه از پلان های تیپ طبقات به کمک شاخص های اتصال، عمق و هم پیوندی است. نتیجه گیری: تحلیل نتایج در دو سطح پلان تیپ طبقات و سایت پلان نشان دهنده همبستگی مثبت این شاخص ها با مؤلفه های بیوفیلیایی شامل دسترسی به طبیعت، دیدهای سبز و کیفیت تعاملات اجتماعی است. دستاورد پژوهش تدوین راهکارهای ارتقای زیست پذیری برحسب وضعیت شاخص ها و شیوه طراحی در نمونه های مطالعه و ارائه چهارچوبی کاربردی برای معماران و برنامه ریزان شهری در طراحی فضاهای مسکونی زیست پذیر است.
توسعه تهران در منظرهای آستانه ای: توابع محلات در دارالخلافه ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
49 - 72
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، در سال ۱۲۸۴ق، برای تهران حصار تازه ای ساخته شد تا متناسب با نیازهای دوران تازه توسعه یافته، مدرنیزه شود و دارالخلافه ناصری گردد. به این ترتیب، تهران مرز و آستانه ای جدید و توسعه ای بی سابقه در چهار جهت یافت که جز محله دولت در شمال، بقیه تابع محله مجاور خود در درون بافت کهن شهر خوانده شدند و بخش های جدید شهری را در وضعیت آستانگی شکل دادند. مطالعات مختلفی که درباره توسعه تهران در این دوره انجام شده است، این موضوع را از منظر آستانگی و به صورتی فضامند بررسی نکرده اند. این مقاله بر آن است که با راهبردی تاریخی نشان دهد توابع محلات توسعه هایی در آستانه بودند که در نبود تصوری از توسعه کلی شهر، نابرابری شرایط محیطی در پهنه جغرافیایی، تمایلات تجددطلبانه و شکاف های اجتماعی، مداخلات حکومت و گروه های مختلف اجتماعی برای تحقق خواسته ها و نیازهای خود، کیفیت های فضایی متمایزی یافتند؛ به ترتیبی که در گذر از آستانه، منظر شهری تازه ای برای تهران پدید آمد. مشخصه این منظر بافت و ساختاری نامتجانس در محدوده های جدید بود: در شمال و شمال غرب انتظام نسبی فضایی با باغات، خیابان های وسیع و فرنگی مآب، مکان های زیست دوگانه، رها از هنجارهای جامعه سنتی و مکان هایی برای آزاد اندیشی؛ در جنوب و جنوب شرق بافتی پراکنده، نامنظم و کم امکان که تهیدستان برای بودن در کنار هم و در امنیت فضای شهری بدان روی می آوردند. به این ترتیب در وضعیت آستانگی، محدوده هایی پدید آمد که نه به شهر قدیم شباهت داشتند و نه به هم شبیه بودند؛ هرچند جغرافیاهای شمال و جنوب را برساختند.
عوامل مؤثر بر سرزندگی در فضاهای جمعی مجموعه های مسکونی میان مرتبه، منطقه 22 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
73 - 95
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، کاهش سرزندگی در فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی، به ویژه در شهرهای بزرگ ایران نظیر تهران، به یکی از دغدغه های اصلی طراحان و سیاست گذاران شهری تبدیل شده است. ضعف در طراحی کالبدی، نبود بستر مناسب برای تعاملات اجتماعی، و نادیده گرفتن مؤلفه های رفتاری و معنایی، از عوامل کلیدی در افت کیفیت فضاهای زیست پذیر شهری به شمار می روند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مدل سازی ساختاری روابط میان مؤلفه های کالبدی، حرکتی رفتاری و ادراکی معنایی با میزان سرزندگی در فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی میان مرتبه در منطقه ۲۲ تهران انجام شده است. این پژوهش با استفاده از رویکرد ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی انجام شده، به طوری که ابتدا در بخش کیفی از تحلیل محتوای متون و مصاحبه بهره گرفته شد و سپس در بخش کمی از پرسش نامه ساختاریافته استفاده گردید. در این پژوهش، متغیرهای کالبدی (فرم، عملکرد، ایده، فناوری، یکپارچگی) به عنوان متغیرهای مستقل، متغیرهای حرکتی رفتاری (مطلوبیت، آسایش، حضورپذیری و قلمروگرایی) به عنوان متغیرهای میانجی، و متغیرهای ادراکی معنایی (پویایی، دل بستگی، رضایت، پاسخ دهی و آرامش) به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده اند. روش پژوهش حاضر از نوعمطالعه کمی کیفی است. شیوه جمع آوری داده های مورد نیاز، استفاده از پرسش نامه ساختاریافته بوده است. جامعه آماری شامل ۲۵۵ نفر از ساکنان مجتمع های میان مرتبه منتخب در منطقه ۲۲ تهران بوده و نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شده است. کفایت نمونه گیری با آزمون KMO تأیید می شود. پایایی و روایی پاسخ به سؤالات مندرج در پرسش نامه نیز به ترتیب با تعیین آلفای کرونباخ و شاخص برازش مدل تأیید شده است. داده ها با مدل سازی و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شده اند. تحلیل مسیر اطلاعات کسب شده سه رابطه اساسی را با اندازه اثری بزرگ در مدل ساختاری مزبور نشان می دهد: 1. ارزش های کالبدی تحت تأثیر متغیرهای حرکتی در محیط مسکونی، سرزندگی ساکنان را احیا می کنند؛ 2. ارزش های رفتاری تحت تأثیر متغیرهای حرکتی، سرزندگی ساکنان را احیا می کنند؛ 3. ارزش های معنایی، به عنوان متغیرهای وابسته سرزندگی، تحت تأثیر عامل های کالبدی عمل می کنند. در تحقق سرزندگی ساکنان در میان ارزش های کالبدی، بیشترین تأثیر را عامل فرم به عنوان متغیر مستقل و در میان متغیرهای حرکتی، حوزه ارزش های کالبدی به عنوان متغیرهای میانجی تأثیر داشته اند و در میان متغیرهای سرزندگی بیشترین تأثیر را متغیر پویایی به عنوان متغیرهای وابسته خواهند داشت.
تحلیل تحول مفهومی سلامت در شهرها با تمرکز بر شهر 15 دقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرهای وابسته به خودرو پیامدهای مخربی نظیر گسترش بی رویه، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته اند. مدل شهر ۱۵دقیقه ای به عنوان راهکاری نوین، بر بهبود کیفیت محیط ساخته شده و ارتقای عدالت فضایی از طریق کاهش وابستگی به خودرو، تقویت پیاده مداری و دوچرخه سواری تأکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی تحول مفهوم سلامت عمومی با تمرکز بر نقش مدل شهر ۱۵دقیقه ای در ارتقای پایداری شهری در دوران پساکرونا انجام شده است. مطالعه از نوع مرور سیستماتیک بیبلیومتریک است و با تحلیل ۱۵۶ مقاله منتشر شده در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، از ابزارهایی مانند VOSviewer و SciMAT برای تجزیه وتحلیل داده ها و روندهای موضوعی استفاده کرده است. تحقیقات به سه دوره زمانی تقسیم شده اند. دوره اول (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰) ؛ تأکید بر تشویق فعالیت بدنی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، دوره دوم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸) ؛ گسترش عدالت اجتماعی و برنامه ریزی محله محور و دوره سوم (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵) ؛ اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش عوامل فرهنگی در توسعه پایدار است. همچنین، تحلیل ها پنج خوشه موضوعی کلیدی شامل شهر پانزده دقیقه ای و دسترس پذیری شهری، محیط ساخته شده و روان شناسی محیطی، سلامت عمومی و ریسک های مرتبط، فعلیت فیزیکی و سلامتی، حمل ونقل و سیاست گذاری را شناسایی کردند. این تحقیق نشان می دهد که مدل شهر ۱۵دقیقه ای می تواند با ادغام رویکردهای سلامت عمومی و برنامه ریزی شهری، نابرابری ها را کاهش و پایداری شهری را در همه ابعاد ارتقا دهد. پیشنهاد می شود تا مطالعات بیشتری درباره تأثیر بلندمدت این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی و تحلیل موانع اجرایی آن صورت گیرد.
نقش آفرینی مردم در حفاظت از میراث معماری؛ بررسی و آسیب شناسی رویه های موجود در زمینه بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
122 - 139
حوزههای تخصصی:
تجربیات جهانی و منشورهای بین المللی حاکی از آن است که مشارکت مردمی در حفاظت از میراث معماری، به ویژه زمانی که سازمان های متولی در انجام کامل وظایف خود با محدودیت مواجه می شوند، راهکاری مؤثر و در دسترس است. دراین میان، جذب جامعه محلی به فعالیت های مربوط به حفاظت از میراث معماری، علاوه بر نتایج مثبت عملی، می تواند حس تعلق و ارزش گذاری به فرهنگ و تاریخ را درمیان مردم تقویت کند. بااین حال، بررسی های انجام شده در کشور ما نشان می دهد که ساکنان محلی در فرایندهای حفاظت از میراث معماری کمتر دیده شده یا حتی نادیده گرفته شده اند. در این پژوهش، با درنظر گرفتن شرایط خاص سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر یزد، از رویکرد کیفی و روش تئوری زمینه ای استفاده شده است. تحلیل تماتیک انعکاسی به منظور شناسایی آسیب ها و چالش های موجود در راه نقش آفرینی ساکنان در حفاظت از میراث معماری انجام گرفته و سپس اعتبارسنجی نتایج کیفی ازطریق یک پیمایش کمی با استفاده از پرسش نامه صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که یک تقابل چندوجهی میان ساکنان بافت تاریخی شهر یزد و نهادهای دولتی در فرایندهای حفاظت شکل گرفته است. این تقابل ها به خروج تدریجی ساکنان از بافت تاریخی و نیز فرسایش و تحلیل توان اجرایی نهادهای دولتی منجر شده است.
بررسی و ارزیابی کاربری اراضی شهرهای ایران مطالعه موردی: منطقه 12 شهری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
153 - 176
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کاربری اراضی هسته اصلی برنامه ریزی شهری است و امکان تدوین و ترسیم چیدمانی مناسب از کاربری های شهری را در یک محدوده جغرافیایی فراهم می کند. طی دهه های اخیر به دنبال مسائل و مشکلات شهری، ارزیابی کاربری اراضی شهری جایگاه ویژه ای پیدا کرده است و از طریق آن می توان به نحوه توزیع و عملکرد کاربری ها پی برد. در این راستا، تحقیق حاضر که از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است، ارزیابی کمی و کیفی، تعداد 23 نوع کاربری اراضی منطقه 12 شهری اصفهان را مورد بررسی قرار داد. برای این منظور داده های جغرافیایی چند منبعی برای تکنیک روش کمی و کیفی در نظر گرفته شد و در گردآوری داده ها از روش اسنادی، کتابخانه ای استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داد ه ها، ماتریس های ارزیابی، مدل ضرایب فضایی، شاخص های استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری از طریق ابزارهای تحلیلی نرم افزار SPSS و GIS به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که کاربری های: فضای سبز، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و درمانی، گردشگری، خدمات اجتماعی، کم تر از سرانه استاندارد مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری بود. همچنین در تحلیل ضریب مکانی این منطقه، خدمات شهری و پایه در وضعیت نامناسبی نسبت به میانگین موجود شهر اصفهان قرار داشت. در ارزیابی کیفی نیز بخش عمده ای از کاربری های شهری به دلیل قرار گرفتن در بافت ناکارآمد اسکان غیر رسمی از وضعیت مناسبی برخوردار نبودند.
سنجش شاخص های بعد ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی بر پایه تفسیر قرارگاه های رفتاری کاربران (مورد پژوهی: مجموعه های مسکونی سازمانی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
51 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنجش شاخص های ادراکی-احساسی قلمروهای محیطی و تحلیل قرارگاه های رفتاری کاربران در چهار شهرک مسکونی سازمانی اهواز انجام شد. روش تحقیق کیفی-کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی بود. در بخش کیفی، شاخص های اصلی از ادبیات نظری استخراج و در بخش کمی، پرسشنامه های ساختاریافته بر اساس طیف لیکرت میان کاربران و کارشناسان توزیع شد. پنج شاخص کلیدی شامل احساس امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق، خوانایی و هویتمندی فضا مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با نمونه گیری خوشه ای و روش گلوله برفی جمع آوری و با SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد شهرک گیت بوستان در امنیت، مالکیت ادراک شده، حس تعلق و هویتمندی عملکرد برتری داشت و کوی استادان در شاخص خوانایی وضعیت بهتری نشان داد. در مقابل، شهرک های نفت و نیشکر به دلیل ضعف در مرزبندی فضایی و فقدان نشانه های هویتی، مقادیر پایین تری کسب کردند. یافته ها اهمیت مرزبندی شفاف، هویت بومی را در ارتقای کیفیت قلمروهای محیطی تأیید می کند.
Presenting an Indigenous Model for Regeneration of Inefficient Urban Fabrics with Emphasis on Social Sustainability: Case Study of Inefficient Fabric in Region 2 of Rafsanjan City(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
85 - 94
حوزههای تخصصی:
This study aims to present an Indigenous model for recreating inefficient urban textures, with an emphasis on social sustainability, in Region 2 of Rafsanjan. The research method employs a qualitative approach and content analysis, which involves identifying basic, organizing, and overarching themes. The DEMATEL technique was used to determine the causal relationships between the indicators. Findings revealed five themes: physical-spatial regeneration, social sustainability, economic-social regeneration, preservation of local identity and heritage, and participatory governance, comprising a total of 49 indicators. The results of the DEMATEL analysis indicate complex and multi-layered relationships between different dimensions of regeneration, such that the state of deterioration of the fabric and the quality of existing materials, as primary influencing factors, have a direct impact on other physical and social indicators. Enhancing neighborhood ties and building local social networks strengthens solidarity, encourages resident participation, and fosters social oversight and ownership of spaces. Preserving traditional architecture, vernacular features, and local symbols supports cultural continuity, residents' sense of belonging, and neighborhood identity. The proposed model follows a systemic and integrated approach that extends physical interventions to include social, cultural, economic, and managerial aspects. Economic factors, including generating local employment and developing small businesses, contribute to equitable benefit distribution, residential stability, and long-term socio-economic sustainability. Furthermore, the model offers a practical framework for sustainable urban regeneration. Its adaptability also makes it applicable to other cities with similar socio-spatial conditions, providing a pathway to integrate physical renewal with social cohesion and cultural continuity.
From Courtyard to Corridor: The Transformation of Iranian Residential Circulation Features (Case Study: Zand, Qajar, and Pahlavi Periods)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
79 - 88
حوزههای تخصصی:
This paper conducts a comparative analysis of residential floor plans from three pivotal periods in Iranian history: the Zand (1751–1794 CE), Qajar (1789–1925 CE), and Pahlavi (1925–1979 CE) eras. By examining prominent residential buildings from each period, the study investigates the transformation of circulation features, namely courtyards, iwans, corridors, and vestibules (hashtis). Findings reveal a progressive reduction in courtyard centrality and hierarchical access systems during the Zand and Qajar eras, shifting toward linear, corridor-based, and Western-influenced layouts in the Pahlavi period. This change decreased reliance on introverted, multi-courtyard configurations for privacy and climate control, favoring open-plan structures with direct entrances and reduced spatial segregation. This evolution reflects changing approaches to spatial organization, privacy, and formal access in response to modernization and shifting cultural paradigms. The study contributes to understanding the dynamic interplay between architecture and historical context in Iran, highlighting the significance of residential spaces as cultural artifacts. Through a focused architectural lens, this analysis provides insight into the broader historical shifts embedded in built environments.
تبیین مدل تأثیر عناصر معماری بومی در اسکان پس از سوانح بر حس مکان با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری: (مطالعه موردی: ایوان در بازسازی زلزله رودبار)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ ماره ۲
23 - 43
حوزههای تخصصی:
هر ساله، بسیاری از مردم خانه های خود را در اثر بلایای طبیعی از دست می دهند و نیاز به بازسازی خانه هایشان دارند. ایران از نظر تعداد و شدت بلایای طبیعی و نیاز بعدی به بازسازی خانه برای افراد آسیب دیده، در بین کشورهای جهان رتبه بالایی دارد. با این حال، فرآیند بازسازی و اسکان مجدد، عمدتاً بر جنبه های فیزیکی ساختمان ها تمرکز دارد و به جنبه های عاطفی، شناختی و رفتاری انسان، به عنوان مثال، حس مکان، توجه کافی نمی شود. حس مکان مردم می تواند تحت تأثیر روش و الگوی ساختمان ها قرار گیرد. استفاده از عناصر معماری بومی به عنوان میراثی از معماری گذشته در فرآیند ساخت و ساز، نقش مهمی در ایجاد فضای هویت بخش و حس مکان مردم دارد. این پژوهش بر روی روستاهای آسیب دیده از زلزله رودبار در سال 1990 متمرکز بود و بررسی کرد که آیا رابطه معناداری بین استفاده از تلار و ایوان به عنوان یکی از مهم ترین عناصر معماری بومی در بازسازی مسکن و درک ساکنان از حس مکان وجود دارد یا خیر. در این مطالعه از هر دو روش کمی و کیفی استفاده شد. مصاحبه های میدانی عمیق با ساکنان 12 روستای شهرستان رودبار انجام شد. نتایج نشان می دهد که رابطه معناداری بین استفاده از تلار و ایوان و مؤلفه های آن (کالبدی، ارتباطی و عملکردی) و بهبود حس مکان افراد و رضایت ساکنان وجود دارد. همچنین با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مشخص شد که ویژگی های کالبدی و عملکردی تلار و ایوان به صورت مستقیم و ویژگی ارتباطی به صورت غیر مستقیم بر افزایش حس مکان اثرگذار است. بنابراین استفاده از عناصر معماری بومی به عنوان یک راهبرد اساسی در بازسازی پس از سوانح، می تواند تأثیر مهمی در افزایش حس مکان ساکنان داشته باشد.
ارزشیابی عوامل انعطاف پذیری بر کیفیت تعلق پذیری مجتمع های مسکونی
حوزههای تخصصی:
با گسترش جوامع انسانی ؛ الگوهای رفتاری به سبب تغییر در الگوهای مکانی ناشی از تغییر سطح اجتماعی خانوار، نیازمند تغییر در محیط هستند.زیرا با تغییر سطح اجتماعی-فرهنگی خانوار، نحوه ارتباط با اطرافیان، نیازهای فضایی، ترکیب بندی فضایی، حضور افراد جدید در خانوار و نیازهای فضایی متناسب با آن، تغییر نوع دلبستگی به مکان در افراد در طی زمان تغییر خواهد کرد.بر این اساس طبقه بندی مؤلفه های کیفی سازنده فضاهای مسکونی با تراکم متوسط شهر تهران و استخراج مؤلفه های کیفی انعطاف پذیری کالبدی، فعالیتی و ادراکی و ارزش گذاری آنها در مقیاس مجتمع مسکونی و همچنین نحوه و میزان تأثیرگذاری مؤلفه های فرم کالبدی را در ایجاد حس دلبستگی به مکان و در پی آن ارتقای کیفیت فضاهای مسکونی هدف اصلی این پژوهش است.روش تحقیق پژوهش مذکور از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای پیمایش است.با توجه به تعداد جامعه آماری تعداد حجم نمونه 50 عدد ارزیابی شده است .براساس اطلاعات ماتریس همبستگی همه روابط ما بین مولفه های انعطاف پذیری و تعلق پذیری معنادار شده است به جز رابطه بین تنوع پذیری با متغیرهای عملکردی/ فعالیتی، احساسی/ ادراکی و تعلق پذیری که معنادار نشده است.نتایج به دست آمده نشان داد میانگین پاسخگویی به مولفه های احساسی/ ادراکی تعلق پذیری با مقدار 52.12 بالاترین امتیاز را دارد.
مطالعه گِراوُرهای کُرنِلیس دو بروین از شیراز عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
68 - 87
حوزههای تخصصی:
وضعیت شیراز در روزگار صفوی و چندوچون حومه های آن از پوشیده ترین دوره ها در مطالعات معماری و شهرسازی این شهر است. این درحالی است که کُرنِلیس دو بروین (جهانگرد و نقاش هلندی)، هشت گراوُر بی مانند از شیراز در اوایل سده 18م/12ق فراهم آورده که واجد «واقع نمایی» و «مکان گرایی» است. هدف این پژوهش، شناخت زمینه های تاریخی و هنری تأثیرگذار در خلق گراوُرها و بازخوانی و تحلیل آن هاست؛ می کوشد تا مؤلفه های منظر تاریخی-طبیعی شیراز و نسبت متن به تصویر را در آن ها شناسایی کند و داده های تازه موجود در آن ها را آشکار سازد. روش پژوهش تاریخی است. یافته ها نشان دهنده الف) تأثیر سیاق هنری و ذهنی بروین بر خلق آن هاست. آن ها همچنین معرف سنتز «شهر» و «حومه» یا «ویرانه» و «باغ» هستند که منظر تاریخی و طبیعی شیراز را در «دید های جزئی و گسترده» زیر عنوان کهنگی و دیرینگی بازنمایی می کند. ب) متن سفرنامه (جزئیات و اندازه ها و نسبت ها) مکمل گراوُرها هستند. ج) گراوُرها به دو دسته «معرف آثار معماری و منظر تاریخی» و «معرف منظر شهر و حومه ها» قابل تقسیم اند و داده هایی از آثار معماری (پیش و پس از اسلام) و ساختار حومه ها (منظر تاریخی) را دربردارند. جانمایی دقیق بناهای شهر، تمایز در شکل گنبدها، حضور منارها، تأکید بر مقبره ها (شیخ زین الدین و شیخ نوربخش)، باغ ها (فردوس) و آثار معماری و ویرانه های پیرامون شهر در کمتر گراوُر عصر صفویِ شیراز دیده می شوند.