مطالب مرتبط با کلیدواژه

محلات تهران


۱.

تبیین ارتباط میان مورفولوژی شهری و جمعیت (مطالعه موردی: محلات مسکونی با تاکید بر نیمه شمالی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفولوژی رویکرد درونی-شناختی جمعیت محلات همبستگی پیرسون محلات تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۲۹
در سال 2018، حدود پنجاه و پنج درصد جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی می کرده و پیش بینی می شد تا سال 2050، به شصت و هشت درصد افزایش یابد. افزایش روزافزون جمعیت شهرها، استفاده بهینه از محلات شهری جهت اسکان جمعیت را مورد تأکید قرار می دهد. مورفولوژی شهری از موضوعاتی است که با جمعیت پذیری محلات مرتبط است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخص های مورفولوژی در مقیاس میانی و تبیین رابطه میان مورفولوژی محلات مسکونی و جمعیت ساکن در آنان است. در این مقاله ابتدا بر اساس رویکرد درونی– شناختی نظرات اندیشمندان حوزه مورفولوژی مورد بررسی قرار گرفته و معیارهای «تنوع کاربری»، «الگوی شبکه معابر»، «فشردگی»و «الگوی شبکه حمل و نقل عمومی» در 9 شاخص در مقیاس محلی شناسایی شد. سپس شاخص ها به روش چیدمان فضا و تحلیل شبکه به وسیله نرم افزارهای Depthmap10 و GIS در 12محله شهر تهران سنجش گردید. در گام بعدی، ابتدا نرمال بودن داده ها به روش آزمون«کولموگروف-اسمیرنوف» بررسی و  به روش همبستگی دوسویه پیرسون و به کمک نرم افزار SPSS16، همبستگی متغیرهای مورفولوژی با شاخص جمعیت محلات مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد شاخص هم پیوندی با شدت 724/0 دارای بیشترین همبستگی و دسترسی به حمل و نقل عمومی با شدت 578/0 دارای کمترین همبستگی با شاخص جمعیت می باشد. بررسی شدت همبستگی ها، فرصت اولویت بندی مناسب تر جهت مداخله در بافت موجود محلات با هدف اسکان جمعیت را فراهم می نماید. با نگاه کاربردی از نتایج حاصل می توان در زمینه معیارهای ارزش گذاری گزینه های طراحی محلات مسکونی، انتخاب شبکه معابر و سنجش کمی و کیفی طرح های آماده سازی در راستای اسکان جمعیت بیشتر و تدوین ضوابط طرح های تفصیلی استفاده نمود.
۲.

توسعه تهران در منظرهای آستانه ای: توابع محلات در دارالخلافه ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آستانگی تهران دوره قاجار دارالخلافه ناصری محلات تهران تابع محله محله دولت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
در دوران سلطنت ناصرالدین شاه، در سال ۱۲۸۴ق، برای تهران حصار تازه ای ساخته شد تا متناسب با نیازهای دوران تازه توسعه یافته، مدرنیزه شود و دارالخلافه ناصری گردد. به این ترتیب، تهران مرز و آستانه ای جدید و توسعه ای بی سابقه در چهار جهت یافت که جز محله دولت در شمال، بقیه تابع محله مجاور خود در درون بافت کهن شهر خوانده شدند و بخش های جدید شهری را در وضعیت آستانگی شکل دادند. مطالعات مختلفی که درباره توسعه تهران در این دوره انجام شده است، این موضوع را از منظر آستانگی و به صورتی فضامند بررسی نکرده اند. این مقاله بر آن است که با راهبردی تاریخی نشان دهد توابع محلات توسعه هایی در آستانه بودند که در نبود تصوری از توسعه کلی شهر، نابرابری شرایط محیطی در پهنه جغرافیایی، تمایلات تجددطلبانه و شکاف های اجتماعی، مداخلات حکومت و گروه های مختلف اجتماعی برای تحقق خواسته ها و نیازهای خود، کیفیت های فضایی متمایزی یافتند؛ به ترتیبی که در گذر از آستانه، منظر شهری تازه ای برای تهران پدید آمد. مشخصه این منظر بافت و ساختاری نامتجانس در محدوده های جدید بود: در شمال و شمال غرب انتظام نسبی فضایی با باغات، خیابان های وسیع و فرنگی مآب، مکان های زیست دوگانه، رها از هنجارهای جامعه سنتی و مکان هایی برای آزاد اندیشی؛ در جنوب و جنوب شرق بافتی پراکنده، نامنظم و کم امکان که تهیدستان برای بودن در کنار هم و در امنیت فضای شهری بدان روی می آوردند. به این ترتیب در وضعیت آستانگی، محدوده هایی پدید آمد که نه به شهر قدیم شباهت داشتند و نه به هم شبیه بودند؛ هرچند جغرافیاهای شمال و جنوب را برساختند.