۱.
بیان مسئله: خانههای دوره قاجارِ شهر تبریز از جمله آثار ارزشمندی هستند که بخش مهمی از بافت تاریخی را تشکیل داده اند؛ این خانههای تاریخی با معماری ویژه، تفاوت های شکلی با خانههای تاریخی دیگر نقاط جغرافیایی ایران دارند. بخش مهمی از کالبد خانههای مورد مطالعه ایوان بوده که تاکنون پژوهش مستقلی در مورد شاکله و آرایه های آنها انجام نشده است؛ براین اساس، مسئله اساسی پژوهش حاضر گونه شناسی آرایه های معماری ایوان خانه های قاجاری تبریز است. هدف پژوهش: بررسی ویژگی های معماری، طبقه بندیِ گونه های متنوع آرایه های ایوان ها و جریان های تأثیرگذار در شکل گیری آنها اهداف مهم پژوهش پیشِ رو است. روش پژوهش: روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و در دو بخش کتابخانهای و میدانی اطلاعات مربوط به آن گردآوری شده است؛ ابتدا از تمامی ایوان خانه های مورد مطالعه عکاسی، طراحی و توصیف دقیق به عمل آمده، پس از آن کلیه اسناد مرتبط با خانه های قاجاری تبریز در کنار بررسی های میدانی به منظور دستیابی به نتایج منسجم گردآوری و مطالعه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که ایوان های مورد مطالعه با طاق های قوسی، ستون های چوبی با سرستون های پرکار گچی، پایه ستون های چند ضلعی سنگی و پیشانی هایی با گچبری های متنوع مزین شده اند. آرایه های به کار رفته، آجرکاری در نما و گچبری بوده که با تأثیرپذیری از هنر غرب، ایران باستان و هنر بومی رنگ و بوی قاجاری به آنها داده شده است. گچبری سرستون ها با فن کُرنتی و با نقوش گیاهی در انواع برگ کنگری مشابه نمونه های غربی و نقوش گیاهی پیشانی با پالمت های چند لبی و برگ تاک برگرفته از هنر ساسانی نمایش داده شده اند. پایه ستون هایِ چند ضلعی، مشابه انواع رایج به کار رفته در منطقه آذربایجان به ویژه مساجد ستوندار چوبی دوره قاجار است. علاوه بر آن ترکیبِ فن نگینِ گچی با آینه و ایجاد گره مربع قناس در طرح های ترنجی، سقف و نماهای داخل ایوان ها را آراسته است. 23 طرح آجرکاری در انواع آبشاری (خفته راسته)، گل انداز، هره چینی، دندان موشی، حصیری و پوزگوی، سایرِ آرایه های برجسته خانههای مورد مطالعه هستند.
۲.
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۳.
بیان مسئله: شهر تار یخی شوشتر، پیش از دوره اسلامی تحت تأثیر آب شکل گرفته است و رودخانه به عنوان بستر طبیعی بر تکوین ارزش های مذهبی، اقتصاد، سیاست، نیازها و فعالیت های زیستی تأثیرگذار بوده اما این شهر متأثر از ورود اسلام و آیین های دینی-مذهبی دستخوش تغییراتی شده است. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی اثرگذاری عنصر طبیعی آب و رودخانه، عناصر انسان ساخت شهری، فعالیت های انسانی مانند کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آب در پیوند با تاریخ بر سازمان فضایی این شهر است. هدف پژوهش: هدف پژوهش، بررسی عوامل و مؤلفه های سازنده سازمان فضایی شهر از ورود اسلام تا پیش از دوره صفویه است تا تصویری از سازمان و نظم درونی آن به دست آید. روش پژوهش: این پژوهش، با روش تاریخی- تفسیری و تکیه بر مطالعه اسناد، مدارک و مستندات تاریخی، به جست وجو در حوادث، اتفاقات و شرایط اثرگذار در شوشتر دوره اسلامی تا پیش از عهد صفویه پرداخته و با روایت و تفسیر تاریخ، سازمان فضایی این دوره تاریخی را به تصویر کشیده است. سپس، به شیوه مصاحبه با صاحب نظران این حوزه، یافته ها و مشاهدات میدانی را راست آزمایی کرده است. نتیجه گیری: جمع بندی پژوهش نشان می دهد، آب همچنان عامل محدودکننده، شکل دهنده و تقویت کننده سازمان فضایی شهر است. برخلاف شهر پیش از دوره اسلامی که ارزش های مذهبی و عقاید سبب گسست در بخش مردم نشین شد، در دوره اسلامی اگر چه مسجد جامع ابتداً با فاصله از بخش مردم نشین قرار گرفت اما به مرور زمان یکپاچگی به همراه داشت و نه تنها بخش مردم نشین بلکه مرکز اقتصادی شهر نیز از هسته نیایشی- مذهبی تبعیت کرد. این شهر به دلیل حاکم نشینی و توجه نظام سیاسی- حکومتی و اولویت یافتن ارزش های دینی تحت تأثیر بستر طبیعی، نیازها و فعالیت های زیستی متفاوتی با دوره پیش از اسلام را تجربه می کند.
۴.
بیان مسئله: ارگ علی شاه تنها بازمانده مجموعه مسجد تاج الدین علی شاه تبریزی است. اگرچه مشاهدات حمدا... مستوفی و نقاشی های مطراقچی و گرلو از مسجد علی شاه بر وجود طاق عرضی آجری دلالت دارند اما رهیافت غیرتاریخی به معماری، آن را یک سازه صفوی بدون طاق معرفی کرده که از نظر محاسبات فنی، دیوارهای صندوقه چینی شده طرفین آن هرگز نمی توانند بار طاق را تحمل کنند؛ اما این ادعا در حالی طرح شده است که در کاوش سال 1350ش آوار طاق آجری که حمدا... مستوفی آن را گزارش کرده است و در نقاشی های مطراقچی و گرلو دیده می شود، شناسایی و مستند شده است. هدف پژوهش: از نتایج تحلیل فنی نوع و ابعاد طاق عرضی ارگ علی شاه در طرح حفاظت-مرمت آن استفاده می شود. روش پژوهش: این پژوهش دارای سه روش مطالعه منابع تاریخی، برداشت میدانی و محاسبات فنی سازه است که در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله میدانی با دستگاه لیزر اسکنر 3بعدی، سازه ارگ تبریز برداشت فنی شد و در مرحله سوم، داده های حاصل از دو مرحله قبلی با نرم افزارهای Revit و Diana FEA با دو روش آنالیز استاتیکی خطی و غیرخطی مدل سازی و تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: دیوارهای شرقی و غربی ارگ علی شاه واقعاً قدرت تحمل وزن طاقی بزرگ و بلند با دهانه 4/ 28 متر در پاکار قوس و مهار تنش های کششی و فشاری آن را داشته اند و این تنش ها علت اصلی ریزش طاق نبوده اند و یقیناً ارگ تبریز تا سال 1721م هنوز طاق داشته است که علی الاصول این طاق باید از نوع جناغی باشد که در این حالت، طاق جناغی ارگ تبریز با 25/ 58 متر ارتفاع از کف بنا و 25/ 28 متر ارتفاع نسبت به پاکار قوس، بلندترین و بزرگ ترین طاق تاریخ معماری ایران و عالم اسلام و جهان باستان بوده است.
۵.
بیان مسئله: خانه های سنتی بندر کنگ در جنوب ایران، نمونه ای برجسته از معماری هم ساز با اقلیم هستند که برای مقابله با گرمای شدید و بهبود تهویه طبیعی، از عناصر بومی مانند بادگیر و ساباط بهره می برند. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ساباط و بادگیر بر کیفیت تهویه طبیعی، به بررسی عددی سه سناریوی طراحی ازطریق شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) پرداخته است. روش پژوهش: از ساباط با عمق های متفاوت، با به کارگیری انواع بادگیر و ترکیب بهینه این دو عنصر استفاده می شود. برای ارزیابی عملکرد هر سناریو، یک مدل پایه به عنوان حالت مرجع (Case-Ref) در نظر گرفته شد که شامل خانه ای با حیاط مرکزی فاقد بادگیر و ساباط بود و شرایط پایه جریان هوا و تهویه طبیعی را نشان می داد. عملکرد هر سناریو براساس سه شاخص سرعت جریان هوا، سن هوا و بازدهی تهویه با استفاده از نرم افزار Autodesk CFD 2018 شبیه سازی و با مدل مرجع مقایسه شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هر دو عنصر به طور مستقل در بهبود تهویه داخلی مؤثر بودند؛ به طوری که بادگیر چهارطرفه بازدهی تهویه را تا ۱۶ برابر افزایش داد و ساباط های عمیق نیز با تقویت جریان افقی هوا، نقش مؤثری در ارتقای تهویه اطراف حیاط مرکزی ایفا کردند. بااین حال، ترکیب همزمان این دو عنصر در نمونه بهینه (Case-Fin) منجر به بهبود چشم گیری در تمامی شاخص ها شد: افزایش سرعت جریان هوا تا ۸/۸برابر، کاهش سن هوا تا ۸۵ درصد و ارتقای بازدهی تهویه تا 7/34برابر نسبت به حالت مرجع. این یافته ها حاکی از آن است که هم افزایی بین عناصر سنتی در طراحی اقلیمی می تواند الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت سکونت در مناطق گرم و مرطوب ارائه دهد و تلفیق هوشمندانه الگوهای بومی با ابزارهای شبیه سازی نوین، گامی مؤثر درراستای تحقق معماری پایدار است.
۶.
بیان مسئله: در اقلیم گرم وخشک، بهره گیری مؤثر از نور طبیعی یکی از عوامل کلیدی در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان محسوب می شود؛ زیرا نور روز علاوه بر اثرات فیزیولوژیکی و روانی، در کاهش وابستگی به نور مصنوعی نیز نقش دارد. با این حال، بسیاری از سکونتگاه های سالمندان در این اقلیم از نظر دستیابی به استانداردهای روشنایی طبیعی با چالش هایی مواجه اند. هدف پژوهش: تحلیل کمی شاخص های کلیدی نور روز شامل «درصد روزهای قابل قبول نور (DA)»، «کفایت روشنایی خودکار (sDA)»، «بهره مندی مفید از نور (UDI)» و «ضریب دید آسمان (SVF)» در نمونه هایی از مسکن سالمندان در شهر اصفهان است. برای دستیابی به این هدف، داده های میدانی با استفاده از لوکس متر در ساعات مختلف روز جمع آوری و سپس با شبیه سازی دقیق در نرم افزارهای Dialux و Ladybug اعتبارسنجی شدند. روش پژوهش: در این تحقیق، با ترکیب رویکرد میدانی (اندازه گیری نور محیط با لوکس متر در ساعات مختلف روز) و شبیه سازی های دقیق با استفاده از نرم افزارهای Dialux و Ladybug، شرایط نوری فضاهای مورد بررسی ارزیابی شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از فضاهای مورد بررسی از نظر شاخص های DA و sDA در سطح مطلوب قرار ندارند، در حالی که بخش هایی محدود توانستند نور طبیعی را دربازه مناسب UDI (100 تا 3000 لوکس) تأمین کنند. همچنین مقادیر SVF در برخی فضاها، به ویژه در بخش های شمالی یا تحت تأثیر سایه اندازی عناصر بیرونی، پایین تر از حدود استاندارد بود. جمع بندی یافته ها بیانگر آن است که طراحی فعلی سکونتگاه های سالمندان در اقلیم گرم وخشک با الزامات نوری این گروه هم خوانی کامل ندارد.