ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۴۲۱.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قومیت ساختار مسکن مهاجران موقعیت مسکن سازماندهی فضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۴۲۲.

بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر بناهای عمومی معماری مدرنِ متأخر (مورد مطالعه: شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهلوی دوم معماری مدرن متاخر معماری سنتی ایران (شیوه اصفهانی) بناهای عمومی شهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۴
بناهای عمومی بیانگر خصوصیات و روحیات یک جامعه و تاثیر گرفته از محیط است. در حقیقت ساختمان هایی که متعلق به عموم است نمی تواند موضوعی سلیقه ای باشد و سبک خاصی را ارائه نماید. معماری بناهای عمومی هر شهری با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و شرایط اقلیمی دارای شیوه های خاص معماری بومی است که به عنوان معماری سنتی شناخته می شود. همچنین معماری مدرن آغاز یک جنبش از قرن بیستم است. استفاده از هر دو سبک معماری سنتی و مدرن در بناها، مزایای خاص خود را دارند و بهتر است راه میانه را انتخاب کرد و با تلفیق معماری سنتی و مدرن بیان منحر به فردی به ساختار بنا داد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر معماری مدرن متاخر بر بناهای عمومی شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم است. روش تحقیق این پژوهش، از طریق روش های توصیفی_تحلیلی و راهبرد نمونه موردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای(اسنادی و نمونه موردی) و میدانی(مشاهده) می باشند. نتایج کلی این پژوهش، در ارتباط با سبک‌شناسی معماری بناهای عمومی در شهراصفهان این است که سبک کلیه بناهای عمومی علیرغم تأثیرات معماری مدرن، به صورت تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری مدرن متاخر بوده است که دلیل آن به احتمال قوی، هویت تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، وجودمصالح غالب اقلیم شهراصفهان مانند آجر، به‌کارگیری معماری سنتی(شیوه اصفهانی) استاد‌کارهای ماهر اصفهانی در کارهای خود می باشد.
۴۲۳.

Comparative Evaluation of the Effectiveness of Cool Roofs in the Hot and Dry Climate of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cool roofs Hot and dry climates educational buildings Sustainability Passive cooling strategies Energy Efficiency Thermal Comfort

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
Escalating urban heat island effects and rising energy demands in Iran's hot, dry climate pose a serious challenge for educational buildings, where high occupant density intensifies cooling needs and operational costs. This research addresses the urgency of adopting cool roof technologies—such as reflective coatings, green roofs, high-albedo materials, and radiative cooling roofs—to mitigate extreme indoor temperatures, reduce carbon footprints, and enhance student and staff well-being. Drawing on empirical data, simulation models, and a comprehensive literature review, we employ a weighted-scoring framework that evaluates each technology's thermal performance, energy savings, cost factors, durability, and environmental impact. Findings reveal that while radiative cooling roofs offer the greatest potential for reducing cooling loads (up to 30–40%) and maintaining comfortable indoor temperatures, they demand more advanced materials and higher initial investment. Green roofs yield substantial insulation and environmental benefits, but are limited by water scarcity and elevated setup costs. Conversely, reflective coatings and high-albedo materials strike a balance between effectiveness and affordability, making them viable for retrofits in budget-constrained educational facilities. The results underscore the need for context-specific solutions that consider local climate, water resources, building typology, and policy incentives. By clarifying the strengths and trade-offs of each cool roof approach, this study provides actionable guidance for architects, policymakers, and school administrators seeking sustainable and cost-effective interventions. Future research should focus on long-term performance monitoring, integrating complementary passive strategies (e.g., shading, natural ventilation), and developing localized materials tailored to resource-limited contexts.
۴۲۴.

شناسایی پیشران های کلیدی آینده توسعه شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 5 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی پیشران های کلیدی نرم افزار میک مک منطقه 5 شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: منطقه پنج شهر تهران در دهه های اخیر به یکی از پرتحول ترین مناطق پایتخت تبدیل شده و با رشد سریع جمعیتی، کالبدی و اقتصادی، نقش مهمی در توسعه مسکونی و تجاری ایفا کرده است. این تحولات، فشار زیادی بر زیرساخت ها و محیط زیست شهری وارد کرده و ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت واکنشی به برنامه ریزی آینده نگرانه را برجسته ساخته است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه منطقه پنج با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی و تحلیل سیستمی است. این پژوهش می کوشد با ترسیم تصویری از عوامل اثرگذار و اثرپذیر، مبنایی برای تدوین سیاست های پایدار و راهبردی در مقیاس محلی فراهم آورد. روش شناسی: روش تحقیق به صورت ترکیبی و در شش گام طراحی شده است. این مراحل شامل تحلیل اسناد، انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حوزه های مرتبط، تحلیل سوآت، تدوین فهرست اولیه پیشران ها، تکمیل ماتریس اثرات متقابل، پردازش داده ها با نرم افزار میک مک، و در نهایت طبقه بندی متغیرها بر اساس اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بوده است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد ۱۵ پیشران اصلی در توسعه آینده منطقه پنج تهران نقش دارند که در چهار دسته اقتصادی -اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی -فضایی و حمل ونقل و تاسیسات شهری جای می گیرند. در بعد اقتصادی -اجتماعی تورم، سرمایه گذاری، قیمت و مالکیت مسکن، مشارکت اجتماعی، درآمد، اشتغال و حاشیه نشینی مطرح است. در بعد زیست محیطی، قیمت سوخت های فسیلی و کیفیت هوا اهمیت دارند. کالبدی -فضایی شامل بودجه عمرانی، تغییر کاربری، تراکم و فضاهای باز است و در نهایت حمل ونقل عمومی و زیرساخت های دیجیتال برجسته هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد آینده توسعه منطقه پنج تهران به شدت متأثر از پیشران های اقتصادی مانند سرمایه گذاری، تورم، بودجه عمرانی، قیمت زمین، مسکن، درآمد و اشتغال است. این عوامل دووجهی و بحرانی اند و تغییر در آن ها کل ساختار توسعه ای را دگرگون می سازد. در مقابل، متغیرهایی چون کیفیت هوا، زیرساخت دیجیتال، مشارکت اجتماعی و فضاهای باز بیشتر تابع و تأثیرپذیرند.
۴۲۵.

حکمرانی هوشمند زمینه گرا ، رویکردی نو در حکمرانی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی هوشمند حکمرانی شهری زمینه گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
رویکردها به حکمرانی شهری در حال تغییر است و حکمرانی هوشمند به دلیل نقش فزاینده فناوری در کارکردهای شهری، به عنوان راهکار مناسب برای مواجهه با موضوعات شهری مطرح می باشد. اگرچه توجه صرف به هوشمندسازی، امکان تحقق دستاوردهای مورد انتظار شهرها را فراهم نکرده و بی توجهی به زمینه و تعاملات پیچیده میان فناوری و ساختار اجتماعی و ناکارامدی در شناخت مطالبات درست محتوای شهر، باعث گردیده که پیاده سازی بروز ترین فناوری ها نیز، ناکام مانده و صرفا اتلاف سرمایه و نارضایتی بیشتر به همراه داشته باشد. هدف پژوهش، شناخت مولفه های ساختاری حکمرانی هوشمند شهری زمینه گرا به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه مدیریت شهری است. در این پژوهش، از روش تحقیق فراترکیب استفاده شده و اسناد کتابخانه ای از منابع معتبر داخلی و بین الملی بین سالهای 2010 لغایت 2024 بررسی گردیده است. مطالعات نشان می دهد غالب پژوهشها با رویکرد شهر هوشمند انجام و به زمینه به عنوان شاخص کلیدی در حکمرانی هوشمند شهری کمتر توجه شده است. یافته ها منجر به شناسایی 3 مضمون فراگیر(زمینه، اجزا و هدف) و 11 مضمون سازمان دهنده(بافت سیاسی، بافت فضایی،بافت اجتماعی، نهاد، فناوری، همکاری و مشارکت ،رهبری و شایستگی ها، سرمایه انسانی و موضوعات شهری) می شود.
۴۲۶.

تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله پایدار با رویکرد دوستدار کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محله دوستدارکودک مولفه ها اجتماعی-فرهنگی روان‏شناختی محله پایدار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۳
با توجه به نقش حیاتی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی، این ابعاد کمتر به صورت جامع و نظام مند موردپژوهش قرارگرفته اند. با توجه به اهمیت فزاینده ارتقای کیفیت زندگی کودکان، طراحی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک اهمیت ویژه ای یافته است. این پژوهش باهدف تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک و ارائه الگویی کاربردی در این حوزه و به صورت کیفی، با روش توصیفی و با استدلال منطقی انجام شده است؛ در ابتدا با مرور نظام مند متون علمی و منابع معتبر داخلی و بین المللی، مؤلفه های مرتبط شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش AHP و ازنظر 20 نفر از نخبگان مؤلفه ها اولویت بندی شد. درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی نتایج، مؤلفه های کلیدی در سه مقیاس کلان شهری، شهرهای میانی و شهرهای کوچک معرفی شدند. نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک شامل آموزش، عدالت، تعامل و مشارکت، دسترسی، رفاه و کیفیت زندگی، انسجام، هویت و حس تعلق، مسئولیت، رویدادمداری، تنوع، ایمنی و امنیت و مؤلفه های روان شناختی نیز شامل ادراک روانی از فضا و محیط، سلامت روانی و عاطفی، تعاملات روانی-اجتماعی، حمایت روانی و اجتماعی، تاب آوری روانی ، تحریک ذهنی و یادگیری خلاق، احساس تعلق و معنا و رشد فردی و شخصیتی می باشند که با توجه به نیازهای کودک بازتعریف شدند. این ابعاد به ارتقای کیفیت زندگی کودکان کمک کرده و بستر شکل گیری محله هایی امن برای رشد آن ها را فراهم می سازد. الگوی ارائه شده می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان و طراحان شهری باشد تا در فرآیند تصمیم گیری به نیازهای کودکان توجه داشته باشند و توسعه پایدار را تحقق بخشند.
۴۲۷.

تحلیل مورفولوژی کالبدی بازار در بستر درون مایه های معماری ایرانی: مرور نظام مند و ترسیم شبکه مفهومی با نرم افزار VOSviewer(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفولوژی کالبدی بازارهای سنتی معماری ایرانی فرم طراحی شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۳۱
بیان مسئله: بازارهای سنتی ایران به عنوان فضاهایی باارزش های فرهنگی و معماری بومی، نقش مهمی در شکل دهی به منظر کالبدی شهرهای تاریخی ایفا می کنند. بااین حال، در مطالعات معماری و ارتقای کیفیت منظر شهری، به ظرفیت های کالبدی و درون مایه های معماری ایرانی در بازارها کمتر توجه شده است.این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختار فضایی و عناصر معماری بازارهای سنتی بازتاب دهنده مفاهیم فرهنگی و هویتی معماری ایرانی هستند و چه نقشی در حفظ و ارتقای کیفیت منظر شهری ایفا می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه بخشی از نتایج مطالعات در زمینه شناخت مورفولوژی کالبدی بازارها با تأکید بر درون مایه های معماری ایرانی است. روش پژوهش: در این راستا، با استفاده از چک لیست ۲۷ گزینه ای پریزما، داده ها از پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی (WoS، مگیران و گنج) جمع آوری و غربالگری شدند تا مستندات مرتبط با مورفولوژی کالبدی بازارها شناسایی شوند. پس از حذف منابع نامرتبط و محدودسازی موضوعی، 170 منبع خارجی محدود به دوره زمانی2010 تا 2025 و 488 منبع داخلی مربوط به سال های 1390 تا 1404 برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. سپس داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل موضوعی شدند تا شبکه های علمی و عبارات کلیدی حوزه پژوهش به تصویر کشیده شود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد در پانزده سال گذشته، انتشار پژوهش ها در حوزه مورفولوژی کالبدی بازارها روندی افزایشی داشته است و کشور ایران بیشترین سهم را در مستندات خارجی دارد، درحالی که در منابع داخلی، شهر تهران پیشتاز است. همچنین، سه مفهوم اصلی «فرم بازار»، «مورفولوژی معماری» و «طراحی شهری» در این حوزه شناسایی و کلیدواژه های مرتبط با هرکدام تحلیل شدند. درنهایت، بر ارتقای کیفیت فضایی بازارها از منظر معماری و طراحی شهری به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت منظر شهری و حفظ هویت فرهنگی تأکید شد.
۴۲۸.

بهینه یابی نسبت سطح بازشو به کف در کلاس های درسی به منظور دستیابی توامان به آسایش حرارتی و بصری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهینه بابی آسایش حرارتی کفایت نور روز خیرگی کلاس درس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
طراحی معماری امری پیچیده است که در آن باید به صورت همزمان برای موضوعات و مسائل متعدد پاسخی قانع کننده و درخور یافت شود. نسبت مساحت پنجره به کف در کلاس های درس مناطق سردسیر، نقش مهمی در افزایش آسایش بصری و حرارتی کاربران دارد. چرا که به طور مستقیم، بر میزان نفوذ نور طبیعی و گرمای تابشی آن تأثیر می گذارد. به این ترتیب، نیاز به نور مصنوعی و وابستگی به سیستم های گرمایشی کاهش می یابد. با این حال، نسبت بیش از حد نیز می تواند منجر به از دست دادن گرما و انرژی و همچنین خیرگی آزاردهنده شود. بنابراین دستیابی به یک نسبت بهینه از مساحت پنجره به کف در کلاس در تأمین آسایش بصری و حرارتی کاربران اهمیت فراوانی دارد و این پژوهش بر این مهم اختصاص یافته است. مدل مورد بررسی در این مطالعه، یک کلاس درس در مقطع متوسطه در شهر تبریز است. بهینه یابی اهداف تحقیق با استفاده از پلاگین های شبیه ساز بی و لیدی و پلاگین بهینه ساز اکتاپوس انجام شده است. دستاورد این تحقیق نسبت مساحت پنجره به کف کلاس های درسی مطلوب را در بازه 125/0 تا 2/0 معرفی می کند. بررسی جداگانه اهداف و پاسخ هایی که به عنوان برترین های هر هدف معرفی شدند، بیانگر این موضوع است که در اهداف مربوط به میزان خیرگی و آسایش حرارتی تطبیقی، نسبت بهینه سطح بازشو به کف، در حدّ پایین بازه مذکور و در هدف مربوط به کفایت نور روز، این نسبت در حدّ بالای بازه مذکور قرار دارد.
۴۲۹.

رابطه الگوهای فعالیتی در فضاهای شهری مجاور مساجد تاریخی با حس معنویت مبتنی بر نحو فضا، مورد مطالعه: میدان نقش جهان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری الگوی فعالیت نحو فضا حس معنویت میدان نقش جهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
در شهرهای امروز رابطه میان مساجد و فضاهای شهری اطراف گسسته شده است. احیای نقش تعاملی مساجد و فضاهای شهری نیازمند مطالعه اجزای مختلف این رابطه است. در این میان، نقش فضاهای مفصلی، از جمله جلوخان، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. هدف این مقاله، شناخت رابطه ساختار فضایی، الگوهای رفتاری شهروندان و رابطه آن با حس معنویت در ارتباط میان مسجد و فضای شهری در نظام معماری سنتی ایران است. ازاین رو، فضای مجاور مساجد میدان نقش جهان به عنوان نمونه عالی شهرسازی ایرانی-اسلامی برای مطالعه این موضوع برگزیده شده است. این پژوهش، کاربردی و از حیث روش تلفیقی محسوب می شود. داده های الگوهای رفتاری توسط مشاهده غیرمستقیم، داده های حس معنویت به وسیله پرسش نامه محقق ساخت و پیکره بندی فضایی نیز با روش نحو فضا گردآوری شده است. رابطه متغیرهای پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که در میدان نقش جهان اصفهان، فضای شهری مجاور مساجد نقش قابل توجهی در ایجاد حس معنویت در شهروندان دارد و جلوخان مساجد مورد مطالعه (مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله) از این نظر دارای کیفیت بالایی هستند. در میان عوامل تأثیرگذار بر حس معنویت، عوامل روانی نسبت به عوامل کالبدی دارای تأثیر بیشتری هستند. در میدان نقش جهان اصفهان، میان هم پیوندی و حس معنویت رابطه معناداری برقرار است، اما این رابطه میان متغیر اتصال با حس معنویت وجود ندارد. همچنین رابطه مستقیم میان هم پیوندی و بروز فعالیت های اختیاری و اجتماعی مطابق نظریه گل، در این میدان تأیید می شود.
۴۳۰.

بازخوانی ابعاد و مؤلفه های فضای شهری بی زمان مبتنی بر روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری تداوم ماندگاری بی زمانی نظریه پردازی داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
امروزه فضاهای شهری هم به لحاظ کالبدی و عملکردی و هم معنایی دستخوش تحولات فراوانی شده اند. بسیاری از فضاهای شهری ساخته شده در دهه های معاصر تنها در یک مقطع زمانی مورد پذیرش کاربران قرار گرفته اند و به بی زمانی و جاودانگی راه نمی برند و نمی توانند در اندیشه و ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطرات جمعی و فرهنگ و هویت یک ملت بپیوندد؛ با این حال ایجاد الگویی مناسب حاصل از مطالعه و بررسی در راستای چگونگی دستیابی به این فضا، فضایی که از دوران خود فراتر رفته و مدت ها پس از ایجادش، جذاب، کاربردی و الهام بخش باقی بمانند احساس می شود. مقاله حاضر، با هدف تدوین اصول و معیارهای فضاهای شهری بی زمان در صدد ایجاد فضایی است که تجربه بشری را افزایش داده و در برابر زمان های در حال تغییر و خواسته های اجتماعی پایدار بماند. بدین منظور در مقاله حاضر، از طری ق روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به شناسایی ابعاد و مؤلفه های این فضا در قالب یک الگوی کدگذاری و نگارش روابط آنها با یکدیگر، پرداخته شده است. نتایج این پژوهش مبین آن اس ت فضای شهری بی زمان حاصل نگاهی کل نگر از جنبه های معنایی، کالبدی، فرهنگی و اجتماعی، ادراکی، اقتصادی، سیاسی و زمان است. که در این میان بعد معنایی با در برگرفتن مولفه هایی چون تداوم، هویت، حس مکان، حس تعلق، حافظه جمعی دارای بیشترین تاثیر در شگل گیری این فضاها می باشد و در میان مولفه های اشاره شده مولفه تداوم و هویت اثرگذاری بسزایی در ماندگاری و تداوم ذهنی معنای مکان دارند و می توان با بهره گیری از این ابعاد و مولفه ها به عنوان الگوی جدیدی از خلق فضاهای شهری بی زمان مبتنی بر ماندگاری هم در بعد کالبد و هم در اندیشه و ذهن مخاطب دست یافت.
۴۳۱.

سنجش اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهرهای ساحلی با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی (مطالعه موردی: شهر نور)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اثرات فشار توسعه تاب آوری کالبدی معیارهای اکولوژیکی مدل SOAR شهر نور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۸
توجه به معیارهای تاب آوری کالبدی در ارزیابی اثرات توسعه شهری می تواند علاوه بر حل مشکلات توزیع نامتناسب فضا،مسکن و خدمات،در سازمان دهی مناسب فضای شهری مؤثر باشد و از تغییر وسیع کاربری های مولد و تهدید محیط زیست ساحلی این شهرها جلوگیری نماید.این پژوهش،به بررسی اثرات فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور با تأکید بر معیارهای اکولوژیکی پرداخته است.روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و میدانی است.جامعه آماری در این پژوهش شامل کارشناسان دستگاه های اجرایی و شهروندان شهر نور بوده که حجم نمونه از میان آن ها به تعداد 109 نفر شهروند براساس فرمول کوکران و 32 کارشناس تعیین گردیده است.روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و پیمایشی و روش تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای،آزمون فیشر،ضریب کرامر ومدل سازی ساختاری) در قالب نرم افزار SPSS - pls انجام شد.نتایج پژوهش حاکی از آن است درروند توسعه شهری نور تأثیر فشار توسعه بر مؤلفه های اکولوژیکی، بیشترین اثرگذاری بر کیفیت خاک و تغییر چشم انداز طبیعی بوده است.در خصوص میزان آگاهی و عملکرد مدیریت شهری در کاهش تأثیر فشار توسعه بر تاب آوری کالبدی،بیشترین عملکرد در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل و ایجاد فرم مطلوب شهری از طریق رشد هوشمند و توسعه میان افزای شهری بوده است.بر اساس نظرات کارشناسان بیشترین عملکرد مدیریت شهری در حوزه توسعه دسترسی عمومی به ساحل وکمترین عملکرد آن ها در حوزه جلوگیری از تغییر و تخریب اراضی حاصلخیز است.بر اساس مدل سازی ساختاری،با توجه به معیارهای اکولوژیکی،فشار توسعه تا حد زیادی بر کاهش تاب آوری کالبدی شهر ساحلی نور تأثیر داشته است.
۴۳۲.

تبیین مؤلفه های طراحی چندحسی در فضاهای آموزشی مدارس با رویکرد ارتقاء یادگیری و تقویت تعاملات بین نسلی

کلیدواژه‌ها: طراحی چند حسی تعاملات بین نسلی تجربه گرایی در یادگیری معماری یادگیری محور سازمان مندی حسی فضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فضاهای آموزشی چندحسی در ارتقای کیفیت تجربه های یادگیری و تقویت پیوندهای بین نسلی در بستر مدارس صورت گرفته است. با توجه به اهمیت فزاینده طراحی محیط های یادگیری در شکل دهی به تجربه های آموزشی معنادار، عمیق و پایدار، این مطالعه با رویکردی میان رشته ای تلاش دارد تا ظرفیت های فضاهای چندحسی را به مثابه بسترهایی اجتماعی برای تسهیل، گسترش و تعمیق تعامل میان نسل ها بررسی نماید. روش تحقیق از نوع کمی و کیفی توامان بوده است که در ابتدا از روش توصیفی–تحلیلی و پس رویدادی بوده که بر مبنای مرور نظام مند ادبیات نظری، تحلیل محتوای پژوهش های پیشین و بررسی مطالعات موردی معتبر در خصوص متغیرهای پژوهش انجام شده است. در ادامه، مولفه ها با بهره گیری از مدلسازی معادلات ساختاری، ارتباط میان مؤلفه های پنهان از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت و مدل مفهومی نهایی در دو سطح اندازه گیری و ساختاری تدوین گردید. نتایج نشان داد که طراحی فضاهایی که هم زمان حس های دیداری، شنیداری، بساوایی و حرکتی را فعال می کنند، نه تنها موجب افزایش انگیزش، تعامل و مشارکت در فرآیند یادگیری می شوند، بلکه بستر مناسبی برای شکل گیری روابط میان نسلی و انتقال دانش، تجربه و ارزش های فرهنگی میان گروه های سنی مختلف فراهم می سازند. در بافت های فرهنگی-اجتماعی دارای ساختارهای سنتی، این مسئله اهمیتی دوچندان می یابد. بر این اساس، توجه سیاست گذاران، طراحان و برنامه ریزان آموزشی به این موضوع، ضروری است.
۴۳۳.

تأثیر نور روز بر واکنش های احساسی در فضاهای سکونتی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نور واکنش احساسی فضای داخلی مسکن جبهه نورگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
بیان مسئله: نور، پارامتر اصلی در ایجاد رابطه بصری انسان با محیط اطراف است که بدون آن بسیاری از امور روزمره در شرایط کنونی قابل انجام نیست. مطالعات نشان می دهند شرایط نور روز در انواع مختلف فضاهای داخلی بر واکنش های احساسی ساکنان آن تأثیر گذارند و ازآنجایی که امروزه افراد، بیشتر زمانشان را در خانه و محیط های داخلی سپری می کنند و نیاز جسمی و روانی به نور روز دارند، لازم است معماران دانش لازم در مورد نور روز و ارتباط آن با واکنش های احساسی ساکنان داشته باشند، درحالیکه پژوهش در این زمینه کم و در عرض های جغرافیایی دیگری است که کیفیات نوری متفاوتی داشتند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر نور روز بر واکنش های احساسی ساکنان در محدوده شهر تبریز و تبیین تأثیر جنسیت و سن و نوع مسکن در این رابطه و تبیین تأثیر جهت نور ورودی و ابعاد پنجره بر واکنش های احساسی ساکنان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و روش پردازش تصاویر یک واحد مسکونی نمونه تبریز در محیط شبیه سازی شده با نرم افزار رویت انجام شده است. جهت ارزیابی، از پرسشنامه استاندارد پرات و راسل استفاده شده است. سپس ویژگی های جمعیت شناختی، شرایط مرتبط با آزمایش و ادراک شرکت کنندگان تجزیه و تحلیل شده است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند دو مؤلفه ابعاد و جهت پنجره ها بر واکنش های احساسی ساکنان تأثیرگذار است و در جبهه شمال و شرق با افزایش ابعاد پنجره سرزندگی ساکنان افزایش پیدا می کند ولی در جبهه جنوب با افزایش ابعاد پنجره، سرزندگی ساکنان کاهش یافته و در معدود موارد بین جنسیت و سن با واکنش های احساسی حاصل از نور روز رابطه معنادار وجود دارد و نوع مسکن بر واکنش های احساسی حاصل از نور روز ساکنان تأثیری ندارد.
۴۳۴.

بررسی تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل ؛ نمونه مطالعاتی، منطقه 4 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری زیرساخت های شهری زیرساخت شهر هوشمند شهر هوشمند پدافند غیرعامل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۷
در دو دهه گذشته، فرآیند شهرنشینی و صنعتی شدن در کشورهای توسعه یافته به شکل گیری شهرهای پیچیده ای منجر شده است که در برابر حوادث طبیعی و انسانی آسیب پذیر هستند. پیشرفت فناوری اطلاعات و حرکت به سمت شهرهای هوشمند به بهبود مدیریت شهری کمک کرده، اما نیاز به برنامه ریزی دقیقی دارد تا آسیب پذیری ها کاهش یافته و امنیت زیرساخت ها افزایش یابد. برنامه ریزی شهری باید بر اساس اصول پدافند غیرعامل و دفاعی انجام شود تا زیرساخت های شهری در برابر تهدیدات مقاوم شوند. این تحقیق در منطقه ۴ شهرداری تهران به بررسی موضوعات مرتبط با ایمنی و هوشمندسازی زیرساخت ها پرداخته است. هدف از پژوهش شناسایی و تعامل زیرساخت های ضروری برای دستیابی به تاب آوری، تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری زیرساخت های شهری در شهر هوشمند و ارائه راهکارهای برنامه ریزی برای تقویت تاب آوری زیرساخت ها با رویکرد پدافند غیرعامل است. روش تحقیق به صورت اکتشافی-تحلیلی طراحی شده و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده، مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل اطلاعات نیز با روش های تحلیل محتوا و آزمون های آماری مختلف انجام شده و از نرم افزار SPSS برای امتیازدهی بهره گیری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ابعاد کالبدی محیطی برنامه ریزی شهری و پدافند غیرعامل شهری با امتیاز 4.16 رابطه معناداری وجود دارد. مولفه کالبدی محیطی به عنوان تأثیرگذارترین عامل در کاهش خطرات در زمان بحران در منطقه ۴ شهرداری تهران شناخته شده است. در نهایت، این تحقیق تأکید می کند که بهبود تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل می تواند به طور چشمگیری آسیب پذیری را کاهش دهد.
۴۳۵.

تبیین نقش سرمایه اجتماعی با تاکید برکنشگری زنان در بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری (مورد مطالعه: منطقه 13 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنان سرمایه اجتماعی شهر کنشگری بازآفرینی تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۹
از میان کشورهایی که در فرایند مدرن سازی، در کنار جریان های نوسازی، تغییر قابل ملاحظه ای به خود دیده، می توان از کشور ایران یاد کرد؛ تا آنجا که همگونی بافت جامعه به کلی دگرگون شده و طبقات و گروه های نوینی پا به عرصه گذاشته اند. زنان به عنوان گروهی با پایگاه اجتماعی سنتی درازمدت، در روند اخیر دگرگونی های عمیقی را تجربه کرده است.هدف این پژوهش تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و کنشگری زنان از یک سو و شناسایی سازه های مؤثر در نقش زنان درکنشگری آنان در بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری منطقه 13 تهران بود. پژوهش از نوع کیفی و به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده است که در آن از داده های توصیفی برگرفته از مصاحبه با زنان ساکن بافت فرسوده منطقه مورد مطالعه و همچنین داده های بدست آمده از مطالعه کتابخانه ای استفاده گردیده است. مطالعه پژوهش حاضر مبتنی بر مصاحبه با زنانی است که در منطقه 13 حداقل یک سال و بیشتر زندگی کرده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند. منظور بررسی فرضیه ها به علت نرمال نبودن متغیرها از ضریب همبستگی اسپیرمن با استفاده از نرم افزار SPSS 18استفاده شد.یافته هاینشان داد که سوژه زنان در فضای بافت های ناکارآمد شهری نسبت به فضای کلی شهر تفاوت چندانی ندارد و سامان اجتماعی در فضای واقعی در فضای بافت های ناکارآمد نیز به بازتولید قدرت پرداخته است.در این فضا زنان به دو صورت درونی و بیرونی به واسطه سازوکارهای سرکوبگر، مورد حذف، طرد و انکار قرار گرفته اند و هستی اجتماع زنان این بافت ها اساسا در فضای شهری سرکوب می گردد.
۴۳۶.

بررسی سیر تحول تاریخی نقش رودخانه در شکل گیری مرکز شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرکز شهر رودخانه دز دزفول تحوالت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۴
نقش رودخانه ها در تاریخ شهرسازی به عنوان عنصر طبیعی بنیادین، نقش اساسی در شکل گیری، تثبیت و توسعه مراکز شهری ایفا کرده اند. دزفول نیز به عنوان شهری رودپای، همواره تحت تأثیر رودخانه دز شکل گرفته و تحول یافته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تاریخی فضایی، به بررسی رابطه مرکز شهر دزفول و رودخانه دز در طول ادوار مختلف تاریخی از دوره ساسانی تا عصر معاصر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در دوره ساسانی، رودخانه نقش دفاعی و زیربنایی در استقرار نخستین هسته شهر داشته است. در دوران اسلامی، به ویژه با گسترش شبکه قمش ها، مرکز شهر در پیوند مستقیم با منابع آب و کشاورزی پیرامونش گسترش یافت. در دوران صفوی تا قاجار، تمرکز بر شبکه محلات بر اساس قمش ها و سازمان اجتماعی محله محور، رابطه مرکز شهر با رودخانه را در حد متوسط نگه داشت. اما در دوره پهلوی و معاصر، با استقرار سیستم های نوین آبرسانی، احداث خیابان های جدید، شکل گیری مراکز شهری نوظهور و تغییر رویکرد کالبدی و عملکردی شهر، نقش رودخانه در هویت بخشی مرکز شهر به تدریج کمرنگ شد و به حداقل کاهش یافت. در حال حاضر، نقش رودخانه عمدتاً به عنوان لبه طبیعی و فضای تفرجی مطرح است و پیوند ساختاری و عملکردی آن با مرکز شهر گسسته شده است. این تحولات گویای دگرگونی عمیق در الگوی شکل گیری و هویت پایی شهر دزفول است که از وابستگی طبیعی به رودخانه، به ساختار انسان ساخت و منفک از بستر طبیعی تغییر یافته است.
۴۳۷.

سنجش کیفیت محیطی در فضاهای عمومی شهری و بررسی ارتباط آن با سلامت روان سالمندان، مطالعه موردی: محلات منطقه 4 شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت محیطی فضاهای عمومی سلامت روان سالمندان شهر رشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۳
سلامت روانی افراد به طور قابل توجهی تحت تأثیر محیط زندگی قرار دارد و سازمان بهداشت جهانی نیز بر اهمیت این موضوع تأکید می کند. عدم توجه به تأثیر محیط بر سلامت روان شهروندان، به ویژه سالمندان، می تواند منجر به بروز مشکلات روانی و جسمانی مانند اضطراب، استرس، پرخاشگری و افسردگی شود. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی در سطح محلات منطقه 4 شهر رشت و بررسی ارتباط آن با سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان به انجام رسید. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی - تحلیلی و از جهت روش گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش، سالمندان ساکن در منطقه 4 شهرداری رشت انتخاب گردید. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر برآورد شد. برای ارزیابی سلامت روان سالمندان از پرسشنامه (GHQ-28) و برای سنجش کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهر از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. همچنین با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و واریانس یک طرفه (ANOVA) به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین مقیاس اختلال در مؤلفه های سلامت عمومی (جسمی و روانی) سالمندان و متغیرهای پیاده محوری با ضریب (589/0-)، امنیت و آسایش با ضریب (634/0-)، مبلمان شهری با ضریب (636/0-)، کیفیت محیط و منظر با ضریب (620/0-) و شاخص دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات محلی با ضریب (657/0-)، رابطه و همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد.
۴۳۸.

جستاری بر خاستگاه و علل گسترش برج های سلجوقیان

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: برج سلجوقیان معماری مقبره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
برج های یادمانی سلجوقی در ایران به نمادی باشکوه از تاریخ معماری ایران در سده های میانی دوران اسلامی تبدیل شده است و از نظر منشا پیدایش و خصوصیات معماری نیاز به تحقیق و بررسی دارد. هدف این پژوهش بررسی علل پیدایش، گسترش برج ها و ویژگی های معماری آن ها در دوران سلجوقی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش های تفسیری-تاریخی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش به خاستگاه و نقش سلجوقیان در شکل گیری و معماری این برج ها می پردازد. در این راستا، ابتدا خصوصیات حکومت سلجوقیان و ویژگی های شاخص آن ها مورد بررسی قرار گرفته و سپس معماری چند برج برجسته این دوره و برج گنبد قابوس از دوران پیش از سلجوقی و دیدگاه های موجود در این زمینه تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سلجوقیان، با بهره گیری از میراث معماری دوره های پیشین، به ویژه آل بویه و آل زیار، نقشی برجسته در توسعه و تکامل معماری برج های یادمانی ایفا کرده اند. در این دوره، برج مقبره ها اغلب به صورت دوطبقه و با تأکید بر ارتفاع زیاد ساخته می شدند و گنبد خارجی آن ها به گونه ای طراحی می شد که جلوه ای باشکوه و نمادین به بنا ببخشد. از مهم ترین عوامل ساخت این برج ها می توان به نمایش قدرت و عظمت حکومت سلجوقیان، رقابت میان حاکمان و ظهور طبقات اجتماعی جدید اشاره کرد. این بناها، در عین پیوند با سنت های معماری ایرانی، بازتاب دهنده تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران سلجوقی نیز هستند.
۴۳۹.

خوانشی از رابطه ساکن و مسکن بر اساس نظریه قابلیت محیط گیبسون در خانه های قاجاری شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مسکن سنتی ایرانی ساکنان خانه های تاریخی قابلیت محیط ادراکات حسی و معنایی خانه های قاجار شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
رابطه انسان و محیط، به ویژه در بستر مسکن، یکی از بنیادی ترین وجوه زندگی انسانی است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زیست روزمره دارد. مسکن نه صرفاً یک پناهگاه فیزیکی، بلکه بستری پویا برای تعاملات عاطفی، اجتماعی و فرهنگی انسان با محیط پیرامون است. این پژوهش با اتکا بر نظریه قابلیت محیط جیمز گیبسون، به واکاوی رابطه میان ساکن و مسکن در خانه های تاریخی دوره قاجاریه در شهر شیراز می پردازد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با افرادی که دارای تجربه زیسته در این خانه ها هستند گردآوری شده و مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها نیز به شیوه کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفته است. یافته های پژوهش به ارائه مدلی مفهومی منجر شد که در آن، نیازها، انگیزش ها و فعالیت های ساکن در نقش عوامل درونی، و فضا، معنا و مکان در نقش مؤلفه های محیطی مسکن، در تعامل مستمر و سازنده با یکدیگر قرار دارند. بر اساس چارچوب نظری گیبسون، ادراکات حسی نقش واسطی کلیدی در این تعامل ایفا کرده و بستر شکل گیری رفتارهای انسانی در فضاهای معماری محسوب می شوند. خانه های قاجاری شیراز، علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای عملکردی، واجد معانی فرهنگی و تاریخی ژرفی هستند که در تجربه زیسته ساکنان متجلی می گردد. این رابطه چندلایه، نقشی تعیین کننده در تکوین رفتار و هویت فضایی افراد ایفا کرده و نشان می دهد که درک دقیق از قابلیت های محیطی می تواند زمینه ساز حفظ و ارتقای هویت کالبدی و معنایی این خانه ها باشد. بنابراین، مدل مفهومی ارائه شده نه تنها چارچوبی نظری برای تحلیل رابطه ساکن و مسکن در بستر خانه های تاریخی است، بلکه می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و پژوهشگران معماری در جهت خلق محیط های پایدار، زمینه گرا و انسان محور در معماری معاصر به کار گرفته شود.
۴۴۰.

معماری به مثابه میانجیِ قصدمندیِ مشترک: بازخوانی پدیدارشناختیِ برهم کنشِ اجتماعی در فضاهای بدن مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آپرزانتاسیون ذهنِ بسط یافته شناخت توزیع شده قصدمندی مشترک میانجی گری معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
برهم کنش های اجتماعی همواره در موقعیت هایی بدن مند و معماری مند رخ می دهند. بااین حال، با مطالعه و بررسی بسیاری از نظریه های قصدمندیِ مشترک، احساس می شود که نقش سازمان فضایی و معماری در برپایی افق مشترکِ معنا نادیده گرفته شده و به حالت های ذهنیِ درونی فرو کاسته شده است. این مقاله با طرح پرسشِ «معماری چگونه در شکل گیریِ قصدمندیِ مشترک در برهم کنش های اجتماعی نقش میانجی ایفا می کند؟» در پی پرکردنِ این خلأ است. پژوهش با رویکردی نظری–انتقادی سامان یافته است. با تحلیلی مفهومی از متون فلسفه ی ذهن و پدیدارشناسی، سه خوشه ی مفهومیِ آپرزانتاسیون، قصدمندیِ مشترک و ذهنِ بسط یافته و توزیع شده بازسازی و در قالب سنتزی نظری به یکدیگر پیوند داده می شود تا چارچوبی یکپارچه برای فهمِ برهم کنش های اجتماعیِ میانجی گری شده با معماری شکل گیرد. این چارچوب سپس از طریق خوانشِ تفسیری–پدیدارشناختیِ نمونه های سامان دهیِ فضایی در فضاهای جمعی به محک گذاشته می شود. یافته ها نشان می دهند قصدمندیِ مشترک نه صرفاً محصولِ حالاتِ درونیِ سوژه ها، بلکه برساخته ی میدانی است که در آن بدن ها، نشانه ها و الگوهای فضاییِ معماری درهم تنیده اند. چارچوبِ پیشنهادی پلی نظری میان پدیدارشناسیِ آپرزانتاسیون، ذهنِ توزیع شده و نظریه ی قصدمندیِ مشترک می زند و می تواند مبنایی برای خوانشِ انتقادیِ فضاهای جمعی و طراحی هایی باشد که کیفیتِ برهم کنشِ اجتماعی و مسئولیت پذیریِ متقابل را ساحتی بنیادی در منطقِ شکل دهیِ معماری می دانند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان