فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۶۸۱ تا ۴۸٬۷۰۰ مورد از کل ۵۲۷٬۱۴۷ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ تابستان (مرداد) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۵
۹۳۲-۹۱۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: سندرم ضربه عشقی یکی از سخت ترین و فراگیرترین تجربه ها در زندگی افراد است که ابرازگری هیجان را در افراد دچار مشکل می کند. پژوهش های متعدد نشان می دهد درمان هیجان مدار بر آسیب های هیجانی مؤثر است اما تاکنون پژوهشی مبتنی بر کاربرد هنر در کنار درمان های مبتنی بر هیجان و تجربه گرا انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و درمان هیجان مدار بر ابرازگری هیجان افراد با سندرم ضربه عشقی، انجام شد. روش: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر مراجعه کنندگان 25 تا 45 ساله با سندرم ضربه عشقی به کلینیک های روانشناختی منطقه 2 شهر تهران بود که از بین آن ها 51 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 17 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار سنجش این پژوهش سیاهه ضربه عشق راس (1999) و پرسشنامه ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) بود. برای گروه اول درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و گروه دوم درمان هیجان مدار گرینبرگ در 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و درمان هیجان مدار منجر به افزایش ابرازگری هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد درمان هیجان مدار با کاربرد هنر بر افزایش ابراز هیجان مثبت، صمیمیت و ابراز هیجان منفی مؤثرتر از درمان هیجان مدار است (0/05>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده این نتیجه حاصل می گردد که هنر به عنوان کاتالیزوری در کنار درمان هیجان مدار از طریق باز کردن نیمکره راست، رسیدن به هسته اساسی تروما، ابرازگری سالم هیجان های مثبت و منفی و پذیرش احساسات منجر به اثربخشی بیشتر درمان هیجان مدار شده است. اجرای این درمان در گروه های دیگر و با نمونه های بیشتر پیشنهاد می شود.
رابطه باورهای انگیزشی با هوش موفق: نقش واسطه ای درگیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه باورهای انگیزشی با هوش موفق با میانجی گری درگیری تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر شیراز در سال 1402-1401 تشکیل دادند که از میان آنها 545 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای بعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای انگیزشی (MSLQ، پنتریچ و دی گروت، 1990)، پرسشنامه هوش موفق (SIQ، استرنبرگ و گریگورنکو، 2002)، پرسشنامه درگیری تحصیلی (AES، ریو و تسنگ، 2011). یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. باورهای انگیزشی و هوش موفق رابطه مستقیم داشتند و بین باورهای انگیزشی و درگیری تحصیلی و بین درگیری تحصیلی با هوش موفق رابطه مثبت وجود داشت (001/0> P). همچنین درگیری تحصیلی ارتباط بین باورهای انگیزشی با هوش موفق را میانجی گری می کند (001/0> P). نتایج پژوهش نشان می دهد که باورهای انگیزشی و درگیری تحصیلی نقش کلیدی در هوش موفق دارند و لزوم توجه به این عوامل در برنامه های آموزش و پرورش ضروری است.
ارزیابی مدل معادلات ساختاری تبیین اهمال کاری تحصیلی بر اساس ادراک از محیط یادگیری و مسئولیت پذیری اجتماعی با نقش واسطه ای اضطراب تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ پاییز (مهر) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۷
۱۳۹۶-۱۳۷۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: اهمال کاری تحصیلی به عنوان یک مسئله آموزشی همه ابعاد سیستم آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد. دانشجویان اهمال کار در سایر جنبه های روانشناختی، مشکلاتی را تجربه می کنند. ادبیات پژوهش حاضر اگرچه به اهمال کاری تحصیلی پرداخته است، اما متغیرهای تأثیرگذاری مانند اضطراب تحصیلی و مسئولیت پذیری اجتماعی مورد غفلت واقع شده اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل معادلات ساختاری تبیین اهمال کاری تحصیلی بر اساس ادراک از محیط یادگیری و مسئولیت پذیری اجتماعی با نقش واسطه ای اضطراب تحصیلی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در سال تحصیلی 1401-1400 بود که از بین آن ها 350 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی (سولومون و روتبلام، 1984)، اضطراب پیشرفت تحصیلی (آلپرت و هابر، 1960)، ادراک از محیط یادگیری (راف و همکاران، 2001) و مسئولیت پذیری (کردلو، 1393) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون، مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای SPSS-19 و AMOS-20 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیر ادراک از محیط یادگیری (0/35- و 0/21-)، مسئولیت پذیری (0/22- و 0/13-) اثرات مستقیم و معنی داری به ترتیب بر اهمال کاری تحصیلی و اضطراب تحصیلی داشتند (0/05 >p). هم چنین اضطراب تحصیلی (0/27) بر اهمال کاری تحصیلی اثر مستقیم و معنی داری داشت (0/01 >p). همچنین نتایج نشان داد که دو متغیر ادراک از محیط یادگیری (0/13-) و مسئولیت پذیری (0/12-) به واسطه اضطراب تحصیلی، اثر غیرمستقیم و معنی داری بر اهمال کاری تحصیلی داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، هر سه متغیر اضطراب تحصیلی، ادراک از محیط یادگیری و مسئولیت پذیری اثرات مستقیم و غیرمستقیم معنی داری بر اهمال کاری تحصیلی داشتند. این مدل نشان داد می تواند مدل مناسبی برای کاهش اهمال کاری تحصیلی و اضطراب تحصیلی و تقویت محیط های یادگیری و مسئولیت پذیری دانشجویان باشد. هم چنین انجام پژوهش های بیشتر با حجم نمونه های بزرگ تر می تواند مفید باشد.
پیش بینی موفقیت شغلی بر پایه هوش اخلاقی، شفقت و باورهای دینی در مشاوران
حوزههای تخصصی:
موفقیت و ترفیعات شغلی از زمره متغیرهایی هستند که بستر نظری و پژوهشی قابل توجهی تاکنون برای آن ها فراهم شده است. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل پیش بینی مدیریت تعارضات بر اساس همدلی، باورهای اساسی و سرایت هیجانی در مشاوران، نقش واسطه: انعطاف پذیری شناختی و پذیرش اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش همبستگی مقطعی بود. کلیه مشاوران رسمی شهر یزد در سال 1400جامعه آماری این تحقیق را تشکیل دادند. حجم نمونه به دلیل محدود بودن جامعه آماری، در این پژوهش 120 نفر به صورت سرشماری انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از 4 پرسشنامه مقیاس موفقیت شغلی نبی (2001)، هوش اخلاقی لنیک و کیل، مقیاس شفقت خود نف و بس کولین (2003)، و پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (1950) بود. تحلیل داده ها، با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام با نرم افزار SPSS23 انجام شد. یافته های آماری نشان داد که موفقیت شغلی مشاوران با هوش اخلاقی، باورهای دینی و شفقت خود رابطه مثبت معنی دار دارد. همچنین تحلیل رگرسیون نشان می دهد که از بین متغیرهای هوش اخلاقی؛ درستکاری، مسئولیت پذیری و بخشش، از بین متغیرهای شفقت؛ متغیر مهربانی با خود، قضاوت در مورد خود، انزوا، به هوشیاری و فزون همانندسازی و از بین متغیرهای باورهای دینی، جهت گیری بیرونی و درونی، موفقیت شغلی مشاوران را پیش بینی می کنند. در نتیجه هوش اخلاقی، شفقت و باورهای دینی از جمله متغیرهای مهم در پیش بینی و تبیین موفقیت شغلی مشاوران شهر یزد می باشد.
مدل تأثیر سلامت روانی بر سازگاری اجتماعی و تصویر بدنی دانش آموزان استثنائی در دوران بیماری کووید- 19 با تأ کید بر فعالیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی مدل تأثیر سلامت روانی بر سازگاری اجتماعی و تصویر بدنی دانش آموزان استثنائی کشور بود. روش: پژوهش حاضر از نظر روش توصیفی و همبستگی با استفاده از معادلات عملیاتی، و از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، میدانی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر با نیازهای ویژه کشور در 6 گروه آسیب دیده شنوایی، آسیب دیده بینایی، معلول جسمی-حرکتی، چندمعلولیتی، کم توان ذهنی و اختلال طیف اُتیسم تشکیل می داد که در سال تحصیلی 1399 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. سهم آماری آنها 8500 نفر بود که 3300 نفرشان دختر و 5200 نفرشان پسر بودند. حجم نمونه آماری 367 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان محاسبه و به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه سلامت روانی 1 گلدبرگ ) 1972 (، سازگاری اجتماعی بل 2 ) 1961 ( و تصویر بدنی 3 کش و پروزینسکی ) 1990 ( بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس، ضریب رگرسیون چندگانه و جهت آزمون مدل از معادلات عملیاتی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس، رابطه خطی بین سلامت روانی با سازگاری اجتماعی و تصویر بدنی را تأیید کرد و نتایج آزمون مدل عملیاتی نشان داد که در دانش آموزان استثنائی با نوع معلولیت جسمی-حرکتی، اثر سلامت روانی بر سازگاری اجتماعی و تصویر بدنی معنادار بود. نتیجه گیری: براین اساس، طراحی و برنامه ریزی مناسب در جهت بهبود سلامت روانی دانش آموزان استثنائی )علی الخصوص دانش آموزان با مشکل جسمی-حرکتی( از طریق فعالیت بدنی جهت بهبود سازگاری اجتماعی آنها و تصویر بدنی مثبت توصیه می شود.
آشکارسازی کانون های جدید گردوخاک گسترش یافته در شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحلیل فضایی مخاطرات محیطی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
۱۷۴-۱۵۷
حوزههای تخصصی:
فرایند مستمر و رو به گسترش گرمایش جهانی به ویژه در منطقه آسیا، شرایط را برای افزایش خشکی و گسترش پدیده بیابان زایی فراهم کرده است. بسیاری از بیابان هایی که تا چندی پیش در تعادل اکولوژیک، شرایط حفاظت خاک را داشتند، امروزه به عنوان کانون های تازه ای از ایجاد مخاطره گردوخاک گسترش یافته تبدیل شده اند. نمونه های متعددی در ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص اش، در میان برخی از بیابان های مهم دنیا، اتفاق افتاده است. ناهنجاری دمایی 8 درجه ای در زمستان سال گذشته در حوضه آبخیر دریای کاسپین، کانون های گردوخاک جدیدی برای سواحل جنوبی این دریا فراهم کرده است. در تاریخ 30 الی 31 اردیبهشت 1400، گردوخاکی کم سابقه از لحاظ وسعت منطقه درگیر و همچنین غلظت، در ایستگاه های هواشناسی استان گیلان به ثبت رسید. اجرای مدل های پسگرد شیمیایی جو HYSPLIT نشان از گسیل گردوخاک از منطقه شمال غربی دریای کاسپین برای اولین بار به سواحل جنوبی دریای کاسپین (استان گیلان) با چنین شدتی دارد. کانون و منشاء این گردخاک بیابان راین در شمال غربی دریای کاسپین شناسایی شد. گرمایش مستمر و کم سابقه در منطقه و همراهی با جریان های قوی شمالی-جنوبی شرایط را برای گسیل این گردوخاک فراهم کرد. به دلیل منشاء گردوخاک گسیل شده و همچنین وضعیت جغرافیایی و توپوگرافیکی حوضه دریای کاسپین، تراز این گردوخاک از سطح زمین تا ارتفاع کمتر از 1500 متر ارزیابی شد. تحلیل شرایط همدید با استفاده از داده های بازتحلیل NCEP/NCAR با تفکیک مکانی 1 درجه، بیانگر استقرار توده هوای پرفشار با مرکز 1018 هکتوپاسکال روی بخش های شمال غربی دریای کاسپین و نفوذ زبانه پرفشار تا سواحل جنوبی دریای کاسپین است. با توجه به گرادیان مناسب فشاری و افزایش سرعت باد، چشمه های مولد گردوخاک روی مناطق بیابانی راین شکل گرفته و با حاکمیت جریان های شمالی (جنوب سو) توده گردوخاک به سمت استان گیلان گسیل می یابد.
عوامل اثرگذار بر قیمت مسکن از دیدگاه ساکنان در محله چرنداب شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
172 - 187
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوسانات قیمت مسکن طی سال های اخیر در کشور تأثیرات منفی گسترده ای بر خانوارها و عملکرد بخش های مختلف اقتصادی داشته است. این نوسانات همواره بر تولید، سرمایه گذاری، اشتغال و سایر متغیرهای اقتصادی به صورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیرات منفی داشته است . بنابراین، با توجه به تأثیرات اساسی قیمت مسکن در شهرهای بزرگ بر رفاه خانوارها و بخش های مختلف اقتصادی و همچنین، تأثیرات آن در ایجاد دوره های رونق و رکود در بازار مسکن ، ضرورت پژوهش در این امر نمایان می شود. تحلیل عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در تعیین قیمت مسکن و مدیریت صحیح آن ها، از بروز نوسان در بازار مسکن جلوگیری می کند و میزان موفقیت برنامه های احداث مسکن و برنامه ریزی های مطلوب مسکن را به طور قابل توجهی افزایش می دهد. در واقع ، می توان گفت که کنترل نوسانات قیمتی مسکن ، مستلزم شناخت عوامل مؤثر بر آن است. قیمت های بالای مسکن به طور جدی بر کیفیت زندگی ساکنان شهری، به خصوص طبقه پایین جامعه، تأثیر می گذارد. امروزه بر اثر شهرنشینی مستمر و توسعه اجتماعی و اقتصادی در شهر تبریز، مشکل قیمت مسکن به عنوان یک معضل اجتماعی پایدار همچنان باید مورد توجه و بهبود قرار گیرد. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور تحلیل عوامل اثر گذار بر قیمت مسکن از دیدگاه ساکنان شهر تبریز است. عوامل مؤثر بر قیمت مسکن توسط چند متغیر از قبل مشخص شده در مطالعات گذشته سازماندهی شده اند. با توجه به مطالب گفته شده این فرضیه به دست می آید که عوامل مختلفی بر قیمت مسکن از نظر ساکنان در محله چرنداب شهر تبریز مؤثر هستند. تحلیل عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در تعیین قیمت مسکن و مدیریت صحیح آن ها در محلات شهر تبریز، می تواند از بروز نوسان در بازار مسکن تا حدودی جلوگیری کند. در واقع، می توان گفت که کنترل نوسانات قیمتی مسکن در محلات شهری، مستلزم شناخت عوامل مؤثر بر آن است که یکی از این بررسی ها از دیدگاه ساکنان محلات شهری است. قیمت های بالای مسکن به طور جدی بر کیفیت زندگی ساکنان شهری به خصوص طبقه پایین جامعه تأثیر می گذارد.مواد و روش هاروش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی محسوب می شود و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات پیمایشی است. جامعه آماری 37532 نفر در این پژوهش ساکنان محله چرنداب شهر تبریز است. حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 380 نفر به دست آمد. نمونه ها به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده می شود. بعد از مراحل یادشده، اقدام به دسته بندی داده ها با تحلیل معادلات ساختاری با روش با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos انجام شد. برای پایایی سؤال ها از آلفای کرونباخ استفاده شد. ﺑﺮای ﺗﺤﻠیﻞ دادهﻫﺎ از رویکﺮد ﻣﺪلﺳﺎزی ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺑﺎ ﺑﻪ کﺎر ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎی Spss (نسخه 19) و Mplus (ﻧﺴﺨه 7/4) و (نسخه 22) Amos اﺳﺘﻔﺎده می شود. ﻣﺪلﺳﺎزی ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری (SEM) یکی از روشﻫﺎی اصلی ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ ﭼﻨﺪﻣﺘﻐیﺮه اﺳﺖ کﻪ برای ﺑﺮرﺳی رواﺑﻂ ﭘیﭽیﺪه ﻣیﺎن ﻣﺘﻐیﺮﻫﺎی آﺷکﺎر و ﻣکﻨﻮن ﺑﻪ کﺎر ﻣیرود. از دو ﺑﺨﺶ ﻣﺪل اﻧﺪازهﮔیﺮی و ﻣﺪل ﺳﺎﺧﺘﺎری ﺗﺸکیﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ایﻦ ﺗﺤﻘیﻖ اﺑﺘﺪا ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار SPSS ﺗﺤﻠیﻞ ﻋﺎﻣﻠی اکﺘﺸﺎﻓی ﺑﺎ کﺎرﺑﺮد روش اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی اﺻﻠی و ﭼﺮﺧﺶ واریﻤﺎکﺲ و ﺑﺎ ﻫﺪف کﺸﻒ ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ قیمت مسکن از نظر ساکنان محله چرنداب شهر تبریز به کار گرفته شد. ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار Mplus روش ﺗﺤﻠیﻞ ﻋﺎﻣﻠی ﺗﺄییﺪی برای ﺗأیید ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻋﺎﻣﻠی اکﺘﺸﺎﻓی، ﺑﻪ کﺎر ﺑﺮده ﺷﺪه و از ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﺑﺮازش ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارزیﺎﺑی ﺑﺮازش ﻣﺪل ﻧﻬﺎیی ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه از رویکﺮد ﻣﺪلﺳﺎزی ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری اﺳﺘﻔﺎده شد. از تحلیل عاملی تأییدی به دلیل اینکه بعضی از داده های مشاهده شده به طور مستقیم قابل اندازه گیری نیستند، ولی الگوهای مشابهی در مقادیر خود دارند، از این مدل استفاده شده است. همچنین برای ارزیابی سازه از این مدل استفاده شد. این نوع تحلیل عاملی به آزمون میزان انطباق و همنوایی بین سازه نظری و سازه تجربی تحقیق می پردازد. از تحلیل عاملی اکتشافی برای کاهش تعداد متغیرها و مشخص شدن عوامل اصلی مؤثر در تعیین قیمت مسکن استفاده شده است.یافته هابر پایه نتایج این مطالعه، ثابت شده که عوامل رضایتمندی سکونتی (HS) و درآمد خانوار (HI) عملاً دارای رابطه معنادار با قیمت مسکن هستند. چون مقادیر p کمتر از 0/05 بوده در ضمن، سیاست مسکن (HP) هیچ گونه اهمیت کاربردی برای قیمت خانه ها ندارد. یافته ها نشان داد از بین سه مؤلفه بررسی شده: رضایت از مسکن و درآمد خانوار بر قیمت مسکن با وزن رگرسیونی 0/799 و 0/558 در محله چرنداب شهر تبریز اثر می گذارند، اما سیاست مسکن با وزن رگرسیونی 0/252- به هیچ وجه بر قیمت مسکن اثر نمی گذارد. از میان زیرشاخص ها هم خریداران مسکن هنگام خرید مسکن، عمدتاً به امنیت محله، میزان جرم و جنایت در محله، به جامعه محله و ساختار داخلی و بیرونی خانه ها بیشتر توجه می کنند. تأمین مسکن با قیمت مناسب همواره به عنوان مهم ترین ضرورت در برنامه ریزی مسکن شهری مطرح است. مسکن از دیدگاه اقتصاد خرد نوعى کالای غیر منقول، ناهمگن و وابسته به مکان خاص به شمار مى رود که در مقایسه با سایر کالاها از متغیرهای مختلف ساختاری، مکانى و انسانى در ارزش گذاری خود تأثیر مى پذیرد. نتیجه گیریعوامل داخلی و خارجی متعددی همراه با اثرات نسبی مستقیم یا غیرمستقیم با دسترسی به قیمت مسکن مرتبط بوده است. یافته ها نشان می دهند رضایتمندی سکونتی و درآمد خانوار تأثیر معناداری بر قیمت خانه ها در محله چرنداب دارند. به همین دلیل، رضایتمندی سکونتی را می توان به عنوان عامل اثرگذار مهم بر قیمت خانه ها در محله چر نداب شهر تبریز به شمار آورد، یعنی اگر بساز و بفروش ها قصد داشته باشند ساختار، امکانات و محیط خانه ای عالی برای خریداران در محل چرنداب تبریز فراهم کنند، باید اول از همه رضایت از مسکن را در نظر بگیرند. علاوه بر این، درآمد خانوار نیز از طریق تعهد خریدار در تأمین پول مورد نیاز برای خرید خانه، بر قیمت خانه ها در محله چرنداب اثر می گذارد. به رغم عدم اثرگذاری مستقیم عوامل سیاست مسکن بر تعیین قیمت خانه ها در محله چرنداب شهر تبریز همچنان باید توسط کنشگران اصلی صنعت ساختمان سازی مورد توجه جدی قرار گیرد. برای مثال، سیاست گذاران باید مطمئن شوند که بساز و بفروش ها یک محیط مسکن مناسب، ایمن، راحت و در دسترس برای هر خانواده در کنار امکانات امنیتی، خصوصی و بهداشتی مناسب فراهم می کنند. این مطالعه می تواند تا حدی کمک راهنمای خرید خانه مورد استفاده قرار گیرد.
تبیین نقش عوامل جغرافیایی و مولفه های ژئوپلیتیکی در شکل گیری روابط ژئوپلیتیک (با رویکردی انتقادی و نو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۹
85 - 108
حوزههای تخصصی:
روابط بین بازیگران سیاسی در نظام جهانی از عوامل گوناگونی متأثر است. بررسی نظریات اندیشمندان مختلف حاکی از آن است که روابط قدرتها و کشورها براساس متغیرهای زیادی شکل می گیرد. عناصر جغرافیایی و ژئوپلیتیکی از بسترهای مهم شکل گیری روابط ژئوپلیتیک،در سطوح منطقه ای،فرامنطقه ای و جهانی هستند، لذا اهمیت روابط ژئوپلیتیکی در پیشبرد اهداف و سیاستهای کشورها و مناطق جغرافیایی انکار ناپذیر است چون نحوه تأثیر گذاری و بهره مندی کشورها از تحولات پیرامونی خود، علاوه بر قدرت ملی و اوضاع منطقه ای آنها، تا میزان بسیار زیادی مبتنی بر واقعیت های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی، نوع روابط و کیفیت تعاملات آنها با سایر بازیگران بستگی دارد. با توجه به چنین اهمیتی، مقاله حاضر با روش تحلیلی-تبیینی و رویکرد انتقادی، ضمن بیان مولفه های موجود در نظریات ذکر شده، به دنبال شناسایی و بررسی کارکرد عوامل جغرافیایی و ژئوپلیتیکی جدید در شکل گیری انواع روابط ژئوپلیتیکی و ارائه مدل جامع برای تبیین الگو روابط ژئوپلیتیک است،جهت شناسایی این مولفه ها و تببین مدل جامع برای ارائه الگوی روابط ژئوپلیتیک، نظریه های اندیشمندان گوناگون(دوازده اندیشمند) که در زمان های مختلف بیان شده است مورد ارزیابی قرار گرفت که مشخص شد حداقل بیش از ده شاخص در شکل دهی روابط ژئوپلیتیک در سطوح منطقه ای،پیرامونی و جهانی،موثر هستند، نتایج یافته های پژوهش بیانگر این نکته است که عوامل متنوعی در شکل گیری روابط ژئوپلیتیک نقش دارند که علاوه بر شرایط جغرافیایی و ژئواستراتژیکی، بر مولفه های ژئواکونومیک،ژئوپلیتیک منابع،ژئوپلیتیک هویت،ژئوپلیتیک گردشگری، جهانی شدن و ژئوپلیتیک فضای مجازی، بین مناطق و کشورها تأکید دارند.
نقش سرمایه فرهنگی در حمایت از توسعه سفرهای دریایی (مطالعه موردی: شهر ساحلی نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دریا و سواحل آن به علت داشتن جاذبه های زیبا و جذاب از دیرباز مورد توجه عموم مردم بوده و همواره در کشورهای مختلف به عنوان مقصد سفر برای گذران اوقات فراغت با انگیزه تفریح و استراحت انتخاب می شود. در دهه های اخیر نیز سفرهای دریایی به عنوان یکی از شاخه های پر طرفدار گردشگری در سطوح بین المللی مطرح شده و در حال حاضر، سفر دریایی به عنوان یکی از بخش های کلیدی در رشد صنعت گردشگری شناخته می شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش سرمایه فرهنگی در حمایت از توسعه سفرهای دریایی در نوشهر می باشد. روش شناسی: این تحقیق در زمره تحقیقات پیمایشی می باشد که اطلاعات آن با استفاده از ابزار پرسش نامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه افراد ساکن در شهر نوشهر در استان مازندران تشکیل داده اند که از طریق فرمول کوکران حجم نمونه (n) برابر با 382 نفر برابر شد و برای کاهش خطا به400 نفر افزایش یافت. ضریب آلفا کرونباخ در این مطالعه در بعد عینیت یافته برابر با (74/0)، بعد تجسم یافته برابر با (71/0) و بعد نهادینه شده برابر با (80/0) برآورد شده و مورد تأیید واقع شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که میانگین نگرش افراد ساکن نسبت به توسعه سفر دریایی (از نمره 5)، در بعد اقتصادی 13/3، در بعد اجتماعی-فرهنگی 28/3 و در بعد زیست محیطی برابر با 75/3 بوده است. علاوه بر این، نتایج این تحقیق نشان می دهد که نگرش افراد نسبت به توسعه سفر دریایی در حد متوسط رو به بالا می باشد. همچنین، میانگین ابعاد سرمایه فرهنگی نسبت به حمایت از توسعه سفر دریایی (از نمره 5)، در بعد عینیت یافته 91/2، تجسم یافته 11/3 و نهایتأ در بعد نهادینه شده 86/2 بوده است. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج تحقیق حاکی از آن است که که سرمایه فرهنگی افراد در حمایت از توسعه سفر دریایی در بعد تجسم یافته در حد متوسط رو به بالا می باشد. نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد که بین سرمایه فرهنگی با توسعه و بین حمایت مردم با میزان توسعه مسافرت های دریایی همبستگی و رابطه معناداری وجود دارد. همچنین با افزایش تحصبلات و سن افراد میزان حمایتشان از توسعه افزایش می یابد؛ اما از لحاظ آماری بین سن با میزان حمایت مردم رابطه معناداری وجود ندارد. نوآوری و اصالت: با توجه به حمایت مردم محلی از طرح های توسعه ای در زمینه سفر دریایی، سیاست گذران و برنامه ریزان می توانند با برخورداری از این حمایت اجتماعی، زمینه های مناسب برای سرمایه گذاری جهت توسعه مسافرت دریاییی را در این منطقه فراهم سازند.
ارزیابی توانمندی های گردشگری استان کرمان با رویکرد سیمائو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این مقاله ارائه یک رویکرد راهبردی است که می تواند در کنار تحلیل رقابت پذیری مقصدهای گردشگری، پایداری آن ها را نیز مورد ارزیابی قرار دهد. روش شناسی: جهت ارزیابی توانمندی های گردشگری استان کرمان با رویکرد توسعه پایدار ابتدا با استفاده از داده های موجود در سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادهای استانی اطلاعات جامعی از منابع و توان های استان به دست آمد. سپس با استفاده از نتایج به دست آمده از پرسشنامه ها، تحلیل متاسوات برای ارزیابی توانمندی های گردشگری و رقابت پذیری پایدار استان کرمان اجرا و نتایج موردنظر از آن استخراج گردید.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که جاذبه ها و فعالیت های گردشگری استان کرمان ارزشمندترین منابع و قابلیت های گردشگری این مقصد می باشند. باوجود پایداری نسبی جاذبه های گردشگری، این توان ها به خوبی سازمان دهی نشده اند. در کنار جاذبه ها و فعالیت های گردشگری، تسهیلات و خدمات گردشگری استان از تناسب استراتژیک بسیار بالایی برخوردار هستند.نتیجه گیری و پیشنهادات: جاذبه ها و فعالیت های گردشگری استان تناسب راهبردی بسیار قوی ای با عوامل اقتصادی، اکولوژیکی و فناورانه و تناسب قوی ای با عوامل قانونی، سیاسی و اجتماعی - فرهنگی دارند. از سوی دیگر عوامل قانونی و سیاسی در کنار عوامل اکولوژیکی بیشترین اهمیت را در میان سایر عوامل خارجی داشته و از بالاترین درجه فوریت برخوردارند.نوآوری و اصالت: این تحقیق از ترکیب رویکردهای مبتنی بر منبع و توسعه پایدار با استفاده از روش تحلیل متاسوات جهت تعمیم دیدگاه مبتنی بر منبع به پایداری مقصدهای گردشگری استفاده نموده است.
تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری (مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهواز)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رشد شهری در قرن بیستم سهم جمعیت شهرنشین را به شدت افزایش داد وشهرنشینی را به شیوه غالب زندگی تبدیل کرد.امروزه با گسترش و پیچیدگی نظام شهری و شهرنشینی، دولتمردان و مسئولین دیگربه تنهایی قادر به کنترل و هدایت جوامع شهری و پاسخ به نیازهای روزافزون توسعه شهری نیستند. در این حالت فرایندی از همیاری دولت، بخش عمومی، جامعه مدنی و بخش خصوصی شکل می گیرد که حکمروایی شهری نامیده می شود.این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی حکمرانی خوب شهری(مطالعه موردی مناطق 4 و5 شهر اهوازانجام شده است.روش بررسی: تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی می باشد. جمع آوری داده و اطلاعات به روش اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی صورت گرفته است. در این راستا،جامعه و حجم نمونه 30 نفر ازکارشناسان و خبرگان شاغل در شهرداری مناطق 4 و 5 است. برای وزن دهی و رتبه بندی شاخص ها از تحلیل سلسله مراتبی(AHP) و برای جهت تجزیه و تحلیل اماری آزمون T استفاده شده است.یافته ها و نتیجه گیری یافته ها نشان می دهدکه منطقه 4 به عنوان یک منطقه برخوردار و منطقه 5 به عنوان منطقه کم برخوردار است. بررسی شاخص های حکمروایی خوب شهری در این مناطق از شهراهوازنشان می دهد که حد مطلوبیت وضعیت حکمروایی خوب شهری در منطقه 5 کمتر از حد متوسط بوده است. نتایج حاصل از تحلیل برای رتبه بندی مناطق نشان می دهد که منطقه 4 وضعیت بهتری داشته و منطقه 5به عنوان منطقه کم برخوردار در اولویت اول برای بهبود شرایط اجرای حکمروایی خوب شهری است.
بررسی عوامل پیشبرنده و بازدارنده طرح هادی روستایی از دیدگاه متخصصان در استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه روستاها با برخورداری از شکل ویژه استقرار و معیشت انسان و با توجه به نقشی که در حیات اقتصادی و اجتماعی کش ورها ایفا می کنند نیازمند س ازماندهی و توسعه می باشند. برای تهیه و اجرای طرح هادی به منزله فراگیرترین و محلی ترین طرح توسعه روستایی در ای ران، هزین ه ه ای کلان ی ص رف می شود و این طرح آثار چشمگیری بر بافت فیزیکی کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و... سکونتگاه های روستایی بر جای گذاش ته است. اثرگذاری چندبعدی تهیه و اجرای این طرح بر عرص ه س کونتگاه های روس تایی و جوام ع مس تقر در آنه ا، ضرورت آسیب شناسی طرح هادی را دوچندان می کند؛ بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی آسیب شناسی طرح هادی روستایی و همچنین عوامل مؤثر بر پیشبرد طرح های هادی روستایی است که به صورت نمونه موردی در استان مازندران انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی بوده برای گردآوری داده ها از اسناد کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و متخصصان در حیطه طرح های هادی روستایی بوده اند که به صورت نمونه گیری گلوله برفی در بین 30 نفر از آنان توزیع و تکمیل گردید. معیارهای آسیب شناسی طرح های هادی روستایی مورد مطالعه شامل (اقتصادی- اجتماعی- محیطی- روانشناختی و محتوایی) بوده است که در قالب 33 سوال می باشد. برای تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر از آزمون های tتک نمونه ای و آزمون تحلیل عاملی اکتشافی در محیط نرم افزار spssاستفاده شده است. براساس نتایج مستخرج از آزمون t تک نمونه ای، معیارهای ریشه کردن فقر با (3/26)، عدم مشارکت مردمی در طرح (2/93)، در نظر نگرفتن قوانین بین المللی (3/10)، مغفول ماندن کارکرد و فعالیت (3/96)، نقش بخش خصوصی (4/46)، درک مشترک از مسائل (3/33)، سرمایه گذاری در بخش کشاورزی (3/23) شناسایی عوامل زمین ساختی (3/36) از جمله آسیب های مطرح از دیدگاه متخصصان و کارشناسان طرح هادی در استان مازندران می باشد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد که عوامل تأثیرگذار در پیشبرد طرح های هادی روستایی در استان مازندران از دید متخصصان شامل سه بعد (اقتصادی، اجتماعی و محتوایی) در قالب 9 گویه می باشد. درنهایت راهکارهایی به منظور حل معضلات موجود، جهت بهبود اجرای طرح های هادی روستایی در منطقه پیشنهاد می گردد.
ارتقای درون زایی اقتصاد در بستر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان در پهنه سرزمین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درون زا ساختن واحدهای اقتصادی یکی از اهداف توسعه پایدار است که می تواند در مقابل بحران ها و تکانه های خارجی اقتصاد را باثبات نگه دارد. استفاده از ظرفیت دانش در اقتصاد و بسترسازی اقتصاد جهت تجاری سازی محصولات دانش بنیان در یک بستر رقابتی و خلاقانه به عنوان عامل مهم اثرگذار بر قدرت افزایی اقتصاد شناخته شده است و می تواند اقتصاد منطقه را به سطحی برساند که با اتکا به منابع داخلی، مخارج خود را تأمین نماید. در این پژوهش آثار اقتصاد دانش بنیان بر درون زایی اقتصاد استان های ایران طی دوره زمانی 1390-1398 و با روش حداقل مربعات اصلاح شده پانلی از طریق برنامه ایویوز مورد تجزیه وتحلیل قرار داده شده است. با استفاده از روش موریس و زیر شاخص های اقتصاد دانش بنیان شاخص ترکیبی ان محاسبه و بر اساس توان درامد مالیاتی استان ها شاخص درون زایی اقتصاد محاسبه شده است پس از انجام آزمون های کایو، لیمر و هاسمن جهت تعیین روابط بلندمدت، پانلی بودن مدل و تعیین اثرات ثابت و تصادفی بودن ضرایب، مدل برآورد شده است نتایج تحقیق نشان می دهد که با یک درصد افزایش در شاخص ترکیبی اقتصاد دانش بنیان درون زایی اقتصاد استان های ایران بهاندازه 0.44 درصد افزایش می دهد. افزایش در بهره وری نیروی کار و مخارج دولت درون زایی اقتصادی استان های ایران را افزایش می دهد هرچند افزایش نرخ تورم این روند را کاهش می دهد. همچنین مؤلفه های تشکیل دهنده اقتصاد دانش بنیان نیز نشان می دهد که با یک در صد افزایش در شاخص آموزش درون زایی اقتصادی به اندازه 0.2درصد افزایش می کند. با یک درصد افزایش شاخص اطلاعات، درون زایی اقتصادی به اندازه 0.55درصد افزایش می دهد و با یک درصد افزایش شاخص نوآوری، درون زایی اقتصادی به اندازه 0.091 درصد افزایش می یابد. بنابراین سیاست گذاران منطقه ای جهت ارتقای توان داخلی استان های مختلف کشور می بایست توجه بیشتری به مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان از جمله ارتقای مشوق های اقتصادی، توسعه مهارت های آموزشی در مدارس و توسعه مراکز مهارتی به همراه افزایش بهره وری نیروی کار و تمرکززدایی مالی در مخارج از دولت مرکزی به استان ها را در دستور کار خود قرار دهند.
بررسی آثار و پیامدهای سکونتگاه های خلاق در توسعه مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان رشتخوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روستا کهن ترین شکل سکونتگاه بشری است و روستانشینی یکی از قدیمی ترین شیوه های زندگی بشر است. از این رو، برنامه ریزان روستایی باید برای توسعه پایدار روستاها به دنبال راه حل جدید و نویی باشند. در این راستا، ایجاد سکونتگاه های خلاق می تواند راه حلی مناسب برای پایداری روستاها باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی آثار و پیامدهای سکونتگاه های خلاق در توسعه مناطق روستایی می باشد. پژوهش به لحاظ هدف،کاربردی است و به لحاظ ماهیت ونوع گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی – تحلیلی است. جمع آوری داده ها به دو صورت اسنادی و میدانی(پرسشنامه) در 5 بعد توسعه روستایی اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، نهادی – مدیریتی، زیست محیطی، کالبدی و 6 بعد سکونتگاه های خلاق(انعطاف پذیری، ابتکار، آموزش و ترویج، خطرپذیری، رهبری، مشارکت) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل سرپرستان خانواردرروستاهای شهرستان رشتخوار بوده که براساس فرمول کوکران حجم نمونه 377 خانوار محاسبه و همچنین برای تکمیل پرسشنامه ها در این مطالعه، ازگروه های تصمیم ساز شامل 15نفر از نخبگان(اساتید دانشگاه، کارشناسان و مدیران توسعه روستایی و کشاورزی) نظر خواهی شد. برای رتبه بندی و تحلیل فضایی روستا از تکنیک مولتی مورا و Arc GIS و برای تحلیل های آماری از تکنیک AHP و نرم افزارهای Expert choice ، SPSS استفاده شد. در این پژوهش ، شاخص مشارکت با استفاده از تکنیک AHP، بیشترین امتیاز (30/0) و شاخص خطرپذیری کمترین امتیاز (11/0) را به خود اختصاص داده اند. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که، رابطه معناداری بین آثار و پیامدهای روستاهای خلاق و توسعه مناطق روستایی وجود دارد به گونه ای که ضریب همبستگی بین آثار و پیامدهای سکونتگاه های خلاق و توسعه در سطح مناطق روستایی 710/0 به دست آمد. براین اساس، می توان اظهار کرد که آثار و پیامدهای سکونتگاه های خلاق ارتباط مستقیمی با یک دیگر دارند.
حکمرانی مقصد گردشگری با رویکردی کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآفرینانهٔ حکمرانی مقصد گردشگری به مثابهٔ رویکردی جایگزین برای افزایش مشارکت کلیهٔ ذی نفعان، رقابت پذیری و تحقق حکمرانی گردشگری تدوین شده است. این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و به لحاظ روش پژوهش در زمرهٔ پژوهش کیفی مبتنی بر مصاحبه قرار دارد. مشارکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از مدیران و مسئولان سازمان های متولی گردشگری، مسئولان و فعالان گردشگری و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها هستند. یافته های حاصله با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شد که 111 کد باز، 77 کد محوری و ۱۰ کد انتخابی شناسایی و در 3 بعد اصلی دسته بندی شدند. برای تعیین پایایی کدگذاری های انجام شده، از ضریب پی اسکات استفاده شد که هم بستگی داده های این دو ارزیاب 0.82 بود. برای سنجش روایی کدگذاری های انجام شده، کدگذاری ها به 6 نفر از استادان و خبرگان موضوع داده شد که دیدگاه های خبرگان و ارزیابان اعمال شد و شبکهٔ مضامین نهایی شد. بدین ترتیب، مؤلفه های مدیریت یکپارچه، رویکرد کلان و فرانهادی به گردشگری و تولی گری گردشگری در بعد عوامل ساختاری - نهادی؛ مؤلفه های موانع توسعهٔ گردشگری، محیط کسب وکار گردشگری، فرهنگ گردشگری، کارآفرینی در گردشگری در بعد اکوسیستم گردشگری و مؤلفه های شاخص های حکمرانی، سطوح حکمرانی و سازمان مدیریت مقصد در بعد حکمرانی در گردشگری قرار گرفتند. مهم ترین پیشنهاد ارائه شده را می توان در تعیین متولی اصلی گردشگری و واگذاری اختیارات در مقصدهای گردشگری هر استان به دستگاه متناسب، اجرای قانون خصوصی سازی، استفاده از ظرفیت های قانونی و تشکیلاتی موجود در وزارت خانه به منظور ارتقای هماهنگی های بین دستگاهی و بهبود شرایط حاکم بر صنعت گردشگری دانست.
ارزیابی تطبیقی کیفیت محیط در بافت ناکارآمد شهر تهران (مورد مطالعه: محله های ناحیه 3 از منطقه 17 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۹
21 - 37
حوزههای تخصصی:
سنجش کیفیت محیط زندگی شهری اولین مرحله در اداره کردن و مدیریت آن است. هدف این تحقیق، ارزیابی کیفیت محیط شهری در چهار محله از منطقه 17 شهرداری تهران به عنوان نمونه هایی از بافت های ناکارآمد جنوب شهرتهران است. در این زمینه، 55 شاخص مورد استفاده قرار گرفته که داده های 29 شاخص از اسناد آماری و منابع مکتوب به دست آمده و بقیه با پیمایش کسب شده اند. نمونه آماری بنا به مدل کوکران به تعداد 378 سرپرست خانوار از روی جامعه آماری 28235 خانوار ساکن محلات تعیین شده است. داده های پیمایشی با ابزار پرسشنامه گردآوری شده اند. داده های دسته نخست، با توجه به رقم های استاندارد، با دامنه ارقام 5-1 انطباق یافته و با داده های پیمایشی هم سو و هم مقیاس شده اند. سطح کیفیت محیط برای هر شاخص به صورت درصدی از شرایط مطلوب محاسبه شده و مبنای تحلیل قرار گرفته است. یافته ها دلالت بر وضعیت نامطلوب کیفیت محیط در محلات مورد مطالعه دارند. وضعیت نسبی بهتر از آن 11 شاخص محیط زیستی است که تقریباً نیمی از شرایط مطلوب در آنها مشهود است. کالبد محلات همه از نظر تخصیص کاربری های عمومی و خدماتی، کاستی دارند. محله مقدم پایین ترین و محله بلورسازی بالاترین رقم کیفیت محیط را در تمامی ابعاد دارا هستند. برای ارتقاء کیفیت محیط تسریع در نوسازی بافت با تسهیل مقررات و استفاده از فضای آزاد شده از با به زیربردن خط های آهن برون شهری که در حال حاضر معارضات قضایی دارد و نیز بهزیر بردن بخش باقی مانده از خطوط ریلی که از محلات گذر می کنند، توصیه می گردد.
تحلیل کیفیت زندگی در فضاهای پیراشهری کلانشهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شناخت دقیق و همه جانبه از وضعیت کیفیت زندگی در جوامع از ضروریات به شمارمی رود و لازمه تحقق این مهم نیازمند نگرش نظام مند می باشد ازاین رو تحقیق حاضر باهدف تحلیل کیفیت زندگی درمحلات عینک، نخودچر، پاسکیاب وسلیمانداراب ازمحلات حاشیه شهر رشت به انجام رسیده است. جامعه آماری در این تحقیق جمعیت محله های حاشیه نشین موردمطالعه در شهر رشت درسال 1395تشکیل می دهند که جمعیتی بالغ بر 82604 هزار نفر بودند و به روش نمونه گیری ساده ، 382 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفت. متغیرهای این تحقیق در ابعاد عینی و ذهنی به شاخص های (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی - فرهنگی، زیست محیطی و روحی- عاطفی) تقسیم شدند و با استفاده از آزمون تی تست تک نمونه ای در نرم افزار spss موردتجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد میزان کیفیت زندگی در بعد کالبدی با میانگین 486/32 و سطح معناداری 000/0.، همچنین میزان کیفیت زندگی در بعد اقتصادی و با میانگین 932/7 و سطح معناداری 000/ 0 ،میزان کیفیت زندگی در بعد اجتماعی با میانگین 613/32 و سطح معناداری 000/0 ، میزان کیفیت زندگی در بعد محیطی با میانگین 285/9 و سطح معناداری 000/0 و میزان کیفیت زندگی در بعد روحی-عاطفی با میانگین 496/11 و سطح معناداری 000/0 در محله های موردبررسی در سطح پایین تر از متوسط قرار دارند. نتیجه این مطالعه حاکی از این است که از دیدگاه ساکنان نواحی موردبررسی؛ این مناطق فاقد کیفیت زندگی مناسب می باشند.
هخامنشیان در مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵
101 - 107
حوزههای تخصصی:
کمبوجیه سیاست کورش را مبنی بر استحکام پایه ها و توسعه سرزمینی هخامنشیان ادامه داد. ازجمله برنامه های توسعه سرزمینی، لشکرکشی به مصر بود که مقدمات آن در زمان کورش فراهم شده بود که کمبوجیه آن را عملیاتی کرد و مصر به سرزمین های زیر فرمان هخامنشی ضمیمه شد. برای درک بهتر از تأثیرات فرهنگی هخامنشیان و مصر باید شواهد باستان شناسی باقیمانده از آن دوران که توسط باستان شناسان پژوهشگران مختلف کشف و بررسی شده اند به دقت بررسی و مطالعه کرد که ازجمله شواهد باستان شناختی باقیمانده می توان به کتیبه های هخامنشی در حمامات و کانال سوئز، کتیبه و آثار معماری جزیره الفانتین و نقش برجسته های هخامنشی در معبد هیبیس و سایر شواهد فرهنگی و باستان شناختی که در مصر یافت شده، اشاره کرد. این مقاله بر آن است تا کتاب هخامنشیان در مصر (براساس شواهد باستان شناسی) را نقد و بررسی کند.
نقد و بررسی مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» از بهاءالدین خرمشاهی
حوزههای تخصصی:
در آیاتی از قرآن به فرهنگ و عقاید مردم معاصر نزول اشاره شده است. همین عامل سبب شد عده ای نظریه «تأثیر قرآن از فرهنگ زمانه» را مطرح کنند. یکی از این افراد آقای بهاء الدین خرمشاهی است. ایشان نظریه خود را در مقاله «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن» ارائه داده است. ایشان معتقد است: قرآن هر چند با تمام الفاظش از طرف خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده، اما برخی مواقع به جهت همراهی و مماشات با مردم عصر نزول، خداوند عالماً و عامداً عقاید آنان را بیان کرده است؛ لذا اگر در مواردی، آیاتی از قرآن مخالفِ علم و جهانِ واقع بود، نباید پنداشت که آیه ای از قرآن ابطال شده است. آقای خرمشاهی برای اثبات نظریه خود به شواهد و دلایلی از قرآن استناد کرده، از جمله: مسئله اسباب النزول، انعکاس فرهنگ جاهلیت به قصد تخطئه و اصلاح، استفاده قرآن از قالب ها و شیوه های ادبی و واژگان عصر نزول و همچنین ذکر جن، سحر و چشم زخم در قرآن. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی – تحلیلی و با گرایش انتقادی، تک تک این شواهد و دلایل با استناد به سایر آیات قرآن، تحلیل و بررسی شد. حاصل پژوهش این شد که هیچ یک از شواهدی که آقای خرمشاهی به آن استناد کرده، نمی تواند اثبات کننده این نظریه باشد که در قرآن مطلبی خرافی و خلاف علم آمده و قرآن نیز آن را پذیرفته است.
تأثیرپذیری اخلاق و رفتار انسان از تغذیه (بر اساس آیات و روایات)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از جمله موضوعات مورد تأکید در اسلام، تغذیه انسان است که حاکی از تأثیرگذاری عمیق تغذیه بر سرنوست انسان، سلامتی جسمی و روحی، به ویژه اخلاق و رفتار او است. این پژوهش مولفه های تأثیرپذیری اخلاق و رفتار انسان از تغذیه را از منظر آیات و روایات مورد بررسی قرار می دهد تا روشن شود نوع تغذیه و کمیت و کیفیت آن، چه تأثیرات مثبت یا منفی بر اخلاق و رفتار انسان می تواند داشته باشد. در این مطالعه با بررسی آیات و روایات وارده در این خصوص تأثیرپذیری اخلاق و رفتار انسان از کمیت، کیفیت و نوع تغذیه او بررسی شده است. یافته های پژوهش این است که کمیت و کیفیت تغذیه و چگونگی منابع تغذیه در اخلاق و رفتار انسان تأثیرگذار بوده و زمینه ساز بروز ویژگی های خوب یا زشت اخلاقی و رفتاری در انسان می گردد؛ به گونه ای که زمینه ساز انجام کارهای شایسته، مصونیت از وسوسه های شیطانی و اجابت دعای انسان گردیده، حتی بر نسل های بعدی نیز تأثیرگذار بوده و برخی ویژگی های اخلاقی از طریق تغذیه به آنها منتقل می شود.