فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۱۳٬۰۵۱ مورد.
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
43 - 52
حوزههای تخصصی:
استفاده از نقاشی دیواری یکی از شیوه های متداول تزیینات معماری در بناهای دوره زندیه در شیراز بوده است. از آنجا که فضای غالب دیوارنگاره های دوره زندیه با نقوش گیاهی پوشیده است، موضوع این مقاله نیز به بررسی و تحلیل کیفی این نقوش محدود شده است. بدین منظور، ابتدا آثار اصیل نقاشی دیواری در ارگ کریم خان، تکیه هفت تنان و عمارت کلاه فرنگی باغ نظر شناسایی و سپس تنوع نقوش گیاهی موجود در آنها زیر عناوین ترنج، گل و بوته ، گل و پرنده و اسلیمی و ختایی طبقه بندی و بررسی شده است.
این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و بر مبنای مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه ای نوشته شده است. همچنین نشان می دهد در نقاشی دیواری های دوره زندیه به خوبی از تنوع نقوش گیاهی استفاده شده است. ظرافت طراحی این نقوش بسیار چشمگیر است و از این نظر، با نمونه های نقاشی تزیینی در ابعاد کوچک در همین دوره قابل مقایسه خواهد بود. استفاده از قاب بندی منظم و متوازن نیز بر کیفیت طراحی این نقاشی ها افزوده است. همچنین تقارن، تقریباً در طراحی تمامی ترنج ها و اسلیمی و ختایی ها و غالب گل و بوته ها رعایت شده است و ارتباط نقش ها در سطوح اتاق یا ایوان، به خوبی محفوظ مانده است. مجموعه این نکات، بیش ازپیش بر ارزش تزیینی و آرایشی نقاشی دیواری در دوره زندیه دلالت می کند.
بررسی تأثیر کارکردهای طراحی صنعتی کیوسک های راهنما در حرم امام رضا(ع)، بر میزان رضایتمندی زائران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
123 - 136
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت حرم امام رضا(ع) و فراوانی زائرانی که در این مکان حضور می یابند، انجام اقداماتی برای افزایش میزان رضایتمندی آنها ضروری است. هدف کلی از پژوهش حاضر، افزایش میزان رضایتمندی زائران حرم رضوی از طریق ارائه مناسب اطلاعات به وسیله کیوسک های راهنماست. این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری را زائران حرم تشکیل می دهند که 420 نفر از آنها به عنوان نمونه، به روش داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده و از طیف لیکرت برای دریافت میزان رضایتمندی استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از جدول فراوانی، میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل فرضیات، از آزمون هم بستگی و میانگین جامعه آماری استفاده شده است. نتیجه تحلیل ها ثابت کرد بین عملکرد و ارائه مناسب اطلاعات از طریق کیوسک های راهنما، با میزان رضایتمندی زائران ارتباط وجود دارد. یافته های پژوهش نشان داد زائران از اطلاع رسانی در حرم و کارکرد کیوسک های موجود رضایت ندارند و این نارضایتی از کارکردهای فنی، بیشتر از کارکردهای زیبایی شناسی است. با توجه به مطالعات، رعایت ملاحظات طراحی و ساخت، اصول ارگونومی و آنتروپومتری، زیبایی شناسی، مکان یابی، استفاده از عناصر معماری اسلامی و فرم، رنگ و مصالح هماهنگ با محیط موجب کارکرد صحیح کیوسک ها و درنهایت، افزایش رضایتمندی زائران می شود.
پژوهش کنش محور در قلمرو هنر، جنبشی نوین در روش شناسی پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
17 - 28
حوزههای تخصصی:
از مباحث ضروری پژوهش دانشگاهی در حوزه هنر و طراحی، روش شناسی است. اینکه چگونه می توان بدون توسل به روش های نظری یا علمی محض با بکارگیری روش های مناسب در پژوهش هایی که مبتنی بر کنش هنری است به تحقیقات قابل قبولی دست یافت، کار آسانی نیست. رشد فزآینده پژوهش های کنش محور در مقاطع تحصیلات تکمیلی رشته های هنر دو دهه اخیر دنیا نشانگر عدم کارآمدی روش های پژوهشی است که بدون در نظر گرفتن ماهیت هنر از حوزه های دیگر بدان سرایت کرده است. در این مقاله تلاش شده است با واکاوی روش های مورد استفاده درپژوهش هایی که منجر به خلق آثار هنری می شود به ارائه ی راهکاری عمومی دست یافت. روش شناسی پژوهش کنش محور متناسب با مسئله پژوهش و اغلب به صورت میان رشته ای است که به دلیل پیچیدگی هنر و مسائل پژوهشی مربوط به آن متناسب با هر پروژه ای صورت بندی می شود. در پی استفاده از این روش پژوهشی درحوزه ی هنر و طراحی، علم و معرفت جدیدی از طریق تجربه و نتایج آن پدید می آید و اصالت و صحت آن با توجه به بدیع بودن نتایج پژوهش که ممکن است به صورت آثار هنری، موسیقی، طراحی، رسانه های دیجیتالی، اجرا (پرفورمنس)، نمایشگاه باشد، مشخص می شود.
رویکرد پدیدارشناسانه به دریافت مخاطب در نمایش عروسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تماشاگر همواره برای فهم و دریافت اثر باید موفق به برقرارکردن ارتباط با آن شود تا اثر را حرکات یا الفاظی تهی و خالی از معنا نپندارد. در این فرایند، تماشاگر آگاهانه یا ناآگاهانه مراحلی را در ذهن خویش می گذراند. در این میان، فلسفه پدیدارشناسی با مرکز توجه قراردادن ذهن آدمی و نقش آن در دریافت پدیده ها حائز اهمیت است. مقصود از این جستار بررسی روند درک و دریافت مخاطب در «نمایش عروسکی» است، اما این مسیر در مقایسه با «تئاتر بازیگر» انجام خواهد شد. در این راه، با بهره گیری از روش ادموند هوسرل در تقلیل پدیده ها و عزل کردن پیش داوری های ممکن درباره پدیدارها برای رسیدن به عمق آن ها سرانجام، عروسک از یک شیء بی جان تا مرتبه بازیگر و سپس باور شخصیتش پیش می رود. این اتفاق تأثیر مستقیم بر درک و دریافت مخاطب دارد و ذهن او را به پُرکردن خلأ هایی وادار می کند که بسیار بیش از خلأ هایی است که او هنگام تماشای «تئاتر بازیگر» با آن روبه روست، زیرا عروسک، به منزله پدیداری تئاتری، مسیری طولانی تر از بازیگر را طی می کند تا به دریافت مخاطب برسد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای به شرح دلایل آن پرداخته شده است.
تبیین نسبت «بافت محورانه» میان زیبایی شناسی و اخلاق در گرافیک تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
37 - 46
حوزههای تخصصی:
شرح و تبیین رابطه میان هنر و اخلاق، از دیرباز سهم عمده ای در پیکره تفکر فلسفی داشته است. با مطالعه ای بر گونه شناسی این نظریات، می توان روابط میان هنر و اخلاق را در دو ساحت «اصالت اخلاق» و «خودآیینی هنر» طبقه بندی کرد. قائلان به نظریه اصالت اخلاقی، بر مبنای اصول اخلاقی، به قضاوت آثار هنری می پردازند؛ حال آن که مدعای حامیان خودآیینی، جدایی مرزهای زیبایی شناسی از اخلاق است. در گرافیک تجاری که از اقتضائات جامعه امروزی و هنر آن به شمار می آید، امروزه با کمترین تبلیغی مواجه هستیم که به بازنمایی عینی ویژگی های کالا یا خدمات بپردازد؛ شمار کثیری از تبلیغات تجاری، به مدد استفاده از عناصر تخیلی در بیان و تکنیک های تصویری، به «بازنمایی کاذب» ویژگی هایی از محصول می پردازند که مطابق خصوصیات ماهوی کالا و خدمات نیست؛ با اتخاذ رویکردی اخلاقی به مسئله حاضر، عدم صدق یادشده در تبلیغات تجاری، از مصادیق قبح اخلاقی است، اما از سوی دیگر، نمایش ویژگی و خصوصیات عینی محصول، ساحت خلاقانه اثر را مخدوش خواهد کرد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی و ابزار جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، به بازخوانی نظریه های هنر و اخلاق پرداخته و کاربست دیدگاه بافت محوری «بریس گات» را در صورت بندی تناقض یادشده میان وظیفه اخلاقی و وجه زیبایی شناختی در تبلیغات، نشان می دهد.
ارائه راهکاری برای هارمونیزه کردن بر مبنای ساختار فواصل دستگاه سه گاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مطالعه درنظر دارد روشی جدید برای هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی، با توجه به ساختار فواصل دستگاه سه گاه، ارائه دهد. دلیل انتخاب دستگاه سه گاه وجود بیشترین فاصله مُجنب (135/145 سِنتی) در این دستگاه نسبت به سایر دستگاه هاست. در این روش، همه نغمه های مورد استفاده در هر گوشه اصلی از پنج ردیف معتبر شمرده شده و با توجه به آمار استفاده آن ها و استفاده از کتاب های تجزیه و تحلیل ردیف، مهم ترین نغمه ها برای ساخت آکورد آن گوشه انتخاب شده است. گوشه های انتخابیآن هایی هستند که دارای فضای مُدال مخصوص به خودند و آن ها را گوشه های اصلیِ دستگاه سه گاه (درآمد، زابل، مویه، مخالف، و مغلوب) نامیده ایم. فضای مُدال دستگاه سه گاه از به هم پیوستن مدهای تشکیل دهنده هر یک از گوشه های اصلی شکل گرفته و ارائه هارمونی مناسب برای کل دستگاه با بررسی این گوشه ها امکان پذیر است. از نتایج به دست آمده می توان به دو نوع آکورد برای هر یک از گوشه ها اشاره کرد: آکورد اول متشکل از نغمه های اصلی است؛ در آکورد دوم نغمه های اصلی با نغمه هایی که در آن گوشه نقش ملودیک را ایفا می کنند همراه شده اند. بنابراین، برای پیوند این آکوردها، با توجه به ترتیب چیدمان گوشه ها در دستگاه سه گاه، از نغمه های ملودیک در یک وصل هارمونیکِ مناسب استفاده شده است.
نقش نهاد بروکراتیک آموزش مدرسه ایِ عصر رضاشاه در مشروعیت یابی ساختار میدان تئاتر نوین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین تاکتیک های حکومت رضاشاه، در سامان دهی فرهنگی، ایجاد نهاد رسمی و بوروکراتیک راهبری تولیدات هنری و نظارت بر آن بود. این نهاد در ادامه راهبرد تکوین جامعه نوسازی شده بر پایه ناسیونالیسم مدرنیستی مطلقه و اقتدارگرایی مرکزگرایانه بر دو رکن ارتش و بوروکراسی استوار بود. میدان تازه تأسیس و رو به مشروعیت تئاتر نوین ایران نیز تحت نظارت این نهاد قرار گرفت؛ یکی از نشانه های مهم این امر سامان دهی آموزش مدرسه ای تئاتر برای پرورش هنرمندان در راستای سیاست فرهنگی سازمان پرورش افکار بود. در این مطالعه، ضمن بررسی زمینه های شکل گیری سیاست فرهنگی عصر یادشده، فرایند ایجاد آموزش مدرسه ای تئاتر و چگونگی اکتساب سرمایه تحصیلی برای افزایش سرمایه فرهنگی کنشگران تئاتر بررسی می شود. از نتایج این امر می توان کوشش حاکمیت برای کنترل نیروهای مرکزگریزی را برشمرد که در دنیای هنر تئاتر گرد می آمدند و حاشیه مقاومی را در برابر مرکزیت خودکامه شکل می دادند. نکته دیگر، پرورش نسل تازه ای از کنشگران تئاتری است که، نسبت به پیشروان قدیم میدان تئاتر، حائز منش متفاوتی بودند و تئاتر را به سوی خصلت های زیبایی شناختی پیش می بردند. همچنین، تغییر در میزان و نوع سرمایه فرهنگی موجب پرورش کنشگرانی شد که از کنش عمدتاً سیاسی به کنش عمدتاً زیباشناختی در تولید آثار خود سوق یافتند.
بررسی کتیبه کاشی های زرین فام مزار حضرت فاطمه معصومه(س) در قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
77 - 88
حوزههای تخصصی:
هنر سفالگری ایران، از دیرباز به عنوان قدیمی ترین نمونه آثار تولیدی، مهم ترین شاخص های فرهنگی، اجتماعی و هنری ایران را بازنمود ساخته است. در این میان، شیوه سفالگری زرین فام، نقطه اوج سفالگری اسلامی در ایران است. در اوج دوران تولید سفالینه های زرین فام در سده هفتم هجری قمری، هنرمندان ایرانی به خصوص خاندان های صنعتگر و هنرمند مانند خاندان طاهر کاشانی، با توسعه روش های ساخت آثار زرین فام به چنان توانایی در این عرصه دست یافتند که این فن را در کتیبه کاشی ها و محراب مهم ترین اماکن مقدس ایران به کار بستند. این مقاله در بستری تاریخی و تطبیقی، به بررسی نمونه های موجود در مزار حضرت فاطمه معصومه(س) و چگونگی رابطه آنها با نمونه های دیگر در ایران پرداخته است. بر این اساس، همکاری خاندان ابی طاهر به صورت خاص «محمد بن ابی طاهر» و «علی بن محمد» و شخص «ابوزید» در تولید این آثار بر اساس رقم های موجود، مشهود است. اهمیت آثار به حدی است که رقم «ابوزید» را در دو کتیبه مجزا می توان مشاهده کرد. همچنین تاریخ 602 ه.ق و رقم بانیان کاشی ها می تواند آنها را قدیمی ترین نمونه کتیبه کاشی های موجود در این سرزمین معرفی کند.
بررسی عملکرد «عنوان» در انتقال و دگرگونی مفهوم در آثار تجسمیِ هنر مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
95 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناخت عملکرد «عنوان» بر برداشت مخاطب در آثار تجسمی هنر مفهومی است و قصد دارد به این سوال پاسخ گوید که اگر «عنوان» بر درک مخاطب از آثار تجسمیِ مفهومی تاثیر داشته باشد، این تاثیر به چه نحوی است و میزان آن چقدر است؟ پژوهش بر اساس یک روش ترکیبیِ متوالی دو مرحله ای شکل گرفته که در مرحله ی اول، پژوهشگر از روش «نیمه تجربی» تاثیر «عنوان» را بر برداشت اعضای جامعه ی نمونه از دو اثر تجسمی مفهومی، به آزمون گذاشته و در مرحله ی دوم، از روش «توصیفیِ تحلیل محتوا»، پاسخ های افراد را پردازش کرده است. روش تجزیه وتحلیل داده ها، ترکیبی (کیفی و کمّی) می باشد. این پژوهش، در استفاده از روش ترکیبی در مطالعات هنر و در بررسی کمّیِ تأثیر «عنوان» دارای نوآوری است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «عنوان» در انتقال مفهوم آثار تجسمیِ مفهومی دخالت داشته و می تواند آن را بین 70 تا 80 درصد تغییر داده، بین 50 تا 64 درصد دگرگون نموده و به سمت مفاهیمی که خود بر آن ها دلالت دارد، متمرکز نماید؛ اما نمی تواند برداشت مخاطب را یکّه گرداند. «عنوان» همچنین قادر است برداشت مخاطب از این آثار را بین 47 تا 61 درصد محدود کرده، بین 19 تا 32 درصد بسط داده و سبب زایش مفاهیم تازه از اثر گردد.
مواجهه شیلر با اندیشه های زیبا شناسانه ی کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
15 - 22
حوزههای تخصصی:
شیلر نقد قوه ی حکم کانت را آغازی برای پژوهش های فلسفی خویش درباب هنر و زیبایی قرار می دهد. در این میان، آنچه بیش از همه او را به تأمل واداشت، غلبه بر «دوگانه انگاری» کانتی در خصوص «ضرورت و آزادی» و «حس و عقل» بود. او این «دوگانه انگاری» را بخشی از معضلات و مشکلاتی می داند که گریبان انسان مدرن را گرفته است. روشنگری و مدرنیته را سبب ساز این مشکلات می داند. این تحقیق با رویکردی توصیفی تحلیلی به مواجهه شیلر با آراء زیبا شناسانه کانت می پردازد و نشان می دهد که چگونه می توان از دل ضرورت به آزادی رسید و چگونه می توان تقابل میان جزء و کل، وظیفه و میل، طبیعت و انسان را از میان برداشت. در این راستا شیلر تلاش کرد کار ناتمام کانت را در پیوند عقل نظری و عملی، به نتیجه برساند، و بر «دوگانه انگاری» اندیشه های وی فائق آید. در این پژوهش خواهیم دید که شیلر به واسطه مفهوم بازی از تقابل ماده صورت / حس عقل فراتر می رود و به "دوگانه انگاری" وحدت می بخشد . شیلر از هنر به مثابهجایگاه تحقق بازی برای وحدت بخشیدن به این دو عنصر و در نتیجه وحدت بخشیدن به انسان بهره می گیرد . وحدتی که خود چیزی نیست جزء بازی
مطالعه تطبیقی نگاره های کتاب سعادت و کتاب البُلهان ابومعشر بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
15 - 29
حوزههای تخصصی:
کتاب مطالع السعاده یا سعادتنسخه ای بسیار نفیس است که در دوران سلاطین ترک عثمانی نوشته و تصویرسازی شده است. این اثر به سفارش سلطان مراد سوم تهیه شده است. این کتاب شامل توضیحات و توصیفاتی از دوازده علایم صورفلکی به همراه مینیاتورها و نقاشی های بسیار عالی است. کتاب البلهان ابومعشر بلخی را می توان از سرچشمه های اصلی کتاب سعادت دانست. کتاب البلهان را برخی به کتاب عجایب ترجمه کرده اند، اما در واقع نوعی کتاب فالنامه و شامل بخش هایی همچون فال انبیا، فال مقبول و اختلاج است. در این کتاب برای کنترل تأثیر طلسم ها و مکان های سحرانگیز به انواع دیوها، اجنه، فرشتگان، پیامبران و جداول طلسمات پرداخته شده است. تصاویر کتاب سعادت در بسیاری از نگاره ها قابل تطبیق و مقایسه با کتاب البلهان ابومعشر بلخی است. هدف این مقاله، بررسی میزان تأثیرپذیری نگاره های کتاب سعادت از تصویرسازی کتاب البلهان است که با روش توصیفی- تطبیقی انجام شده است. نگاره های کتاب سعادت به لحاظ قدرت تصویرگری، طراحی، کادربندی، خلوص رنگ، رنگ پردازی و دقت در جزییات بسیار قوی تر از نمونه الگوی خود است، هر چند نگارگر در ترکیب بندی ها سعی کرده است تا به تصاویر کتاب البلهان نزدیک و وفادار بماند. واژگان کلیدی
بررسی تطبیقی نگاره هایی از کهن ترین شاهنامه ی جهان با شاهنامه های مکتب شیراز اینجو (725 -758ه.ق)"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
63 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از کهن ترین شاهنامه های مصور ایران، که برای بسیاری از پژوهشگران ناشناخته است، شاهنامه ی « کاما» یا «دستور» است که به نظر می رسد متعلق به اوایل قرن هفتم ه.ق باشد. این نسخه ی مصور دارای جنبه های ساختاریِ بسیار اصیلی است که تاکنون بدان و تأثیرات زیبایی شناختی آن بر سایر نُسخ ادوار بعد پرداخته نشده است. هدف اصلی این جستار تحلیل هندسه ی مبنایی و بررسی تأثیرات زیبایی شناختی این شاهنامه بر شاهنامه های مکتب شیراز اینجوست. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که شاهنامه ی مذکور به لحاظ عناصر تصویری و هندسه ی مبنایی چه تأثیراتی بر نگاره های اصیل مکتب اینجو گذارد؟ روش این تحقیق توصیفی و تحلیلی- تطبیقی، مبتنی بر اولین مرحله از رویکرد اروین پانوفسکی، که توصیفی پیشا شمایل نگارانه است، با تکیه بر منابع کتابخانه ای و اینترنت می باشد. تحقیقات این پژوهش اشکار می سازد نگارگر شاهنامه ی کاما از نسبت رادیکال 2 که نسبتی است متعلق به دوران کهن -پیش از نسبت طلایی که مصریان باستان به کار می بردند_ حدّاکثر بهره برداری را نموده است. این نسبت در شاهنامه های اینجو تداوم می یابد. نتایج حاصل از تطبیق نگاره های دو مکتب سلجوقی و اینجو آشکار می سازد که به جز هندسه ی مبنایی، بسیاری از عناصر تصویری شاهنامه های اینجو نظیر رنگ های ناب، فضاسازیِ کتیبه وار و فشردگی عناصر بصری در کادر افقی و طراحی پویا، از نگاره های شاهنامه ی کاما، تأثیرات بسیاری پذیرفته است.
پرتره هایی ماندگار از عکاس گمنام قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
117 - 130
حوزههای تخصصی:
میرزا سیدعلی خان مستوفی ملقب به اعتماد حضور فرزند میرزا سیدعلی اکبر مستوفی، یکی از عکاسان پرکار، اما گمنامِ دوره قاجار است. علی رغم به جای ماندن عکس های نسبتاً زیادی از وی در آلبوم خانه کاخ گلستان، مجموعه اسناد تصویری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و بر روی طاقچه های بسیاری از منازل قدیمی ایرانی، کمتر نام و نشانی از وی در منابع مختلف تاریخ عکاسی ایران یافت می شود. موضوع اغلب عکس های میرزا سیدعلی، رجال دولتی، صاحبان القاب و مناصب هستند که در آتلیه شخصی عکاس با سبک و سیاقی خاص به عنوان سندی برای دربار قاجار عکاسی شده اند. بسیاری از این عکس ها به قلم نقاشان چیره دست آن دوران نقاشی و به ص ورت چاپ سنگی در روزنامه های «ش رف» و «ش رافت» چاپ و منتشر شده اند. پرتره نگاری های بسیار به جای مانده از وی و ناشناخته ماندن این عکاس دلیلی بر بررسی و مطالعه آثار اوست. این پژوهش با استناد به منابع کتابخانه ای و تص ویری، به روش اسنادی- توصیفی انجام گردیده است و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و مشاهده ای بوده است. سعی بر این بوده است که با توجه به منابع بسیار محدود اطلاعاتی مکتوب از وی و کاوش در تصاویر به جای مانده، کلیت آثار، ویژگی ها و راه و روش عکاسانه اش با درنظرگرفتن جنبه کاربردی آثارش که اکثراً پرتره نگاری هستند، با دقت بررسی شود.
بررسی آموزش پدال در نوازندگی پیانو همراه با مروری بر وضعیت آموزشی آکادمیک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع زیادی در حوزه ی آموزش پیانوی کلاسیک غربی و بطور کلی نوازندگی پیانو در ایران، ترجمه و تالیف شده است. این در حالی است که مقوله ی کاربرد پدال های پیانو تا حد زیادی مورد غفلت واقع شده است. در این راستا، این مقاله ابتدا وضعیت آموزش آکادمیک پدال گیری در ایران را بررسی کرده، سپس با بررسی راهکارهای پداگوگیک در غرب، درصدد بهبود دانش آموزشی در زمینه ی کاربرد پدال دمپر در ایران است. بسیاری از هنرجویان به دلیل کمبود توانایی در تحلیل کاربرد پدال دمپر، به ناچار به علائم پدال گیری در آثار مراجعه می کنند. در حالی که کاربرد هنری پدال، به شناخت عمیق از سبک آثار در کنار تقویت مهارت های شنیداری در امر نوازندگی پیانو، بستگی دارد. با تجمیع مهارت های نظری و عملی در آموزش پدال، امکان تفسیر های نو برای نوازندگان پیانو به وجود می آید. این پژوهش از روش تحقیق کیفی استفاده خواهد کرد. در این شیوه از روش مشاهده مشارکتی برای جمع آوری اطلاعات استفاده خواهد شد. همچنین داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی، مصاحبه با اساتید و هنرجویان دانشگاه هنر تهران، درس گفتارها و مسترکلاس های بین المللی دانشکده های موسیقی، گردآوری شده است. این تحقیق می تواند توسط هنرآموزانی که به دلیل ضعف تجربه ی آموزش، نیاز به راهنمایی هایی برای آموزش پدال دمپر دارند، مورد استفاده قرار گیرد.
نسخه الحشایش کاخ گلستان (منوچهرخان) اوج تصویرسازی علمی در تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
65 - 74
حوزههای تخصصی:
نقش مؤثّر دیوسکوریدس ( حکیم یونانی )، مؤلّف کتاب الحشایش در تاریخ علم گیاه شناسی و جانورشناسی اسلامی زمینه ساز ترجمه های متعدّد از کتاب او در جهان اسلام و در ادامه آن استنساخ های متعدّد از این کتاب در گذر زمان شده است. در بیشتر این نسخه ها، نگاره هایی مرتبط، متن علمی را همراهی می کنند. هنرمندان تصویرساز در اعصار مختلف ضمن تعهّد به متن و نگاره های پیش از خود تا حدودی سلیقه زیبایی شناسی دوره خود را نمایندگی کرده اند. توجّه انسان عهد صفوی به مفردات دارویی و پزشکی قدیم و همچنین پیشرفت در حوزه کتاب آرایی و تصویرسازی منجر به فراهم آمدن نسخه شاهانه الحشایش کاخ گلستان( منوچهرخان ) شده است. نسخه کاخ گلستان به عنوان نفیس ترین و آخرین نسخه از ترجمه عربی الحشایش (البته تا زمان نگارش این مقاله) جایگاه منحصربه فردی در تاریخ تصویرسازی علمی جهان اسلام دارد. و محمّدباقر حافظ، به دستور منوچهرخان بیگلربیگی ( والی مشهد )، طیّ شش ماه از روی یک نسخه قدیمی بازنویسی و تصاویر آن به وسیله ملک حسین اصفهانی بازنگاری گردیده و سرانجام در عصر روز جمعه سوم ماه مبارک رمضان سال 1038 به پایان رسیده است. نگارنده از طریق مطالعه تطبیقی نسخه ها در کنار توصیف و تحلیل تاریخی تصاویر به نتایج تحقیق دست یافته است.
بررسی ارتباط تاریخی صنایع دستی و طراحی صنعتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
121 - 129
حوزههای تخصصی:
حدود یک و نیم قرن از عزم رسمی برای نوسازی صنایع دستی ایران و حدود نیم قرن از تشکیل رسمی رشته ای با نام طراحی صنعتی در دانشگاه های ایران می گذرد و هنوز پژوهشی که به طور مستقیم به ارتباط صوری یا ساختاری این دو گستره فراگیر بپردازد، انجام نگرفته است. در این میان طراحی صنعتی در اغلب منابع معتبر پدیده ای است که با تفسیر و تغییر در متن طراحی سنتی شکل می گیرد و مرزهای خود را همواره در گسست و پیوست با صنایع دستی بازتعریف می کند. با عنایت به این واقعیت، هدف این پژوهش مقدماتی بررسی چند و چون پیوند تاریخی طراحی صنعتی با صنایع دستی در ایران است و برای این منظور با تکیه بر روش توصیفی، تحلیلی و استقرایی در پی پاسخگویی به این پرسش بنیادی است که طراحی صنعتی و صنایع دستیِ ایران در کدام نقطه تاریخی با هم ارتباط پیدا می کنند؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در کشور نیمه صنعتی ما، به رغم قرائت های مختلفی دال بر تعامل، تداوم و تمایز دو حوزه یاد شده، جز در فضای دانشگاهی، تقریبا ارتباط خاصی بین آن ها شکل نگرفته و در این بین طراحی صنعتی متن گشوده و در حال تکوین و تقریری است که هنوز رابطه خود را با صنایع سنتی به وضوح تعریف نکرده است.
تحلیل تأثیر مبانی روان شناسی در تصویرسازی کتاب های آموزشی کودکان (گروه سنی الف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
151 - 162
حوزههای تخصصی:
دنیای گسترده تصویر در همه دوران تاریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر دنیای دیروز، دنیای ادبیات شفاهی بود، روزگار تصاویر و سواد بصری برای کودکان فقط شامل بخش کوچکی از دنیای تصویری کنونی می شد. هدف این مقاله، تحلیل تأثیر مبانی روان شناسی بر تصویرسازی کتاب های آموزشی کودکان گروه سنی الف و بررسی اهمیت به مبانی روان شناسی در نقاشی و تکنیک های مختلف آن در فرایند تصویرسازی کتاب های کودکان است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی بوده و روش تحقیق این پژوهش تحلیلی است. یافته های تحقیق بدین قرار است که روان شناسی به عنوان محتوای غالب تصویرگری، این گروه سنی را تحت تأثیر خود قرار داده است و تصاویر، بیش از کلمات توجه کودک را جلب می کنند. این تحقیقات همچنین نشان داده اند کودکان تصاویر را مانند کلمات می خوانند و برای خودشان مفهوم می آفرینند. تصویرگری واسطی میان نقاشی، ارتباط تصویری و ادبیات است. گونه های تکنیک (فن) به کار گرفته شده توسط یک تصویرگر، به مواد اولیه به کار گرفته شده در طراحی و رنگ آمیزی تصویرها باز می گردد؛ اما روش به کارگیری آنها از شناسه های مهم هر اثر به شمار می رود.
جستاری بر سازماندهی فواصل و رویکرد دُدِکافنیک در موسیقی دمیتری شستاکویچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار تلاش بر آن است تا سازماندهی فاصله ای و انسجام در موسیقی دمیتری شستاکویچ مورد بحث قرار گیرد. بدین منظور، این پژوهش با روش تحقیق تحلیلی ابتدا به بررسی موتیف های شاخص همچون DSCH و SASCHA (ساشا) می پردازد؛ چرا که این موتیف ها نماینده کیفیت صدادهی در آثار آهنگساز هستند. در تحقیقات پیشین به نحوه ی پیدایش DSCH و نیز کاربرد مستقیم آن بگونه ای شایسته پرداخته شده است؛ اما تمرکز این مقاله، بر استفاده غیرمستقیم یا تلویحی این موتیف ها، از جمله تاثیر آن بر آلتراسیون مدها و نوع فواصل مورد استفاده در سری است. در واقع بررسی استفاده غیرمستقیم از این موتیف، نشان دهنده ی کیفیت صدادهی خاص در آثار مختلف آهنگساز است. علاوه بر استفاده مستقیم از موتیف "ساشا"، می توان فواصل مورد تاکید و شاخص در آن و حضور سلول 5-3 را (بعنوان زیرمجموعه آن) در آثار متاخر شستاکویچ مشاهده کرد. پس از بررسی آثار شستاکویچ می توان نتیجه گرفت، سازماندهی فواصل چه تاثیری در ایجاد انسجام در قطعات دارند. در واقع، او با آوردن عناصر آتونال و دُدِکافنیک در موسیقی تنال خود، نه تنها موجب از هم گسیختگی زبان موسیقایی خود نمی شود، بلکه با سازماندهی فاصله ای، زبانی شخصی و یکپارچه را در موسیقی خود ایجاد می کند.
پدیدار شناسی تصویر هنری در نقاشی معاصر( شناخت نقاشی معاصر بر مبنای نظریه تصویر شعری گاستون باشلار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
29 - 36
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به مطالعه پدیدارشناسی تصویر هنری در نقاشی معاصر بر اساس نظریه تصویر شعری گاستون باشلار می پردازد. هدف آن تبیین پدیدارشناسی تصویر هنری معاصر در آفرینش، وجود و تعالی آن است و مبتنی بر سه محور می باشد؛ نخست به آفرینش تصویر هنری، به عنوان ترکیبی از عینیت و ذاتیت، می پردازد. سپس تصویر هنری را کوششی برای هستی شناسی مستقیم می پندارد، سپس به بررسی وجود آن به عنوان کوششی برای پدیدارشناسی روح می پردازد. نتایج بحث چنین است: 1. پیدایش تصویر هنری حاصل تبادل وظائف بین ماده و اندیشه (عینیت و ذاتیت) است؛ یعنی پدیدارگرایی و تصویر هنری معاصر، هم ذات پنداری بین تعبیر و معنا است. 2. تصویر هنری معاصر، اتفاق لحظه ای و اوج آگاهی و کوشش در جهت هستی شناسی مستقیم است؛ مستقل از قانون علیت؛ ارتباط بین تصویر هنری جدید و صورت مثالی ناخودآگاه آن، علّی نیست؛ نه جای گزین ساده ای برای واقعیت عینی است و نه نماد آن؛ تصویر هنری تبیین می کند، زیرا بدون تاریخ است؛ اما نمادگرایی تأکید می کند، زیرا مملو از تاریخ است. 3. نقاشی معاصر بیش تر بر پدیدارگرایی روح تمرکز می کند تا برپدیدارگرایی عقل؛ زیرا ناخودآگاه، منشأ آگاهی و مقدم بر آگاهی و نیز دارای ماهیتی پدیدارشناختی است؛ یعنی ماده اثر هنری در آن واحد همان علت مادی و صوری است.
عکس، گفتمان، فرهنگ عنوان فرعی: تحلیل تاریخی کارکردهای گفتمانی عکس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عکاسی، نه یک شیوه ی تولید مکانیکی تصویر، بلکه یک رویه ارتباطی است. با تحقیقاتی که پیرامون کارکردهای عکس در ایران شده است، به ندرت با تحلیلی کیفی بر تاریخ این رسانه مواجه ایم. بنابراین، ضرورت پژوهشی، بر اساس واکاوی ساختارهای کلان جامعه ی ایران ایجاب می شود. نگارندگان می کوشند، فضای غالب عکاسی را در اکنون آن [1]واکاوی کنند. بدین منظور از دریچه ی «گفتمان» به آن نگاه می شود تا به این سؤال پاسخ دهند که در دوره ی حاضر، چه گفتمانی، چرا و چگونه صورت بندی شده است؟ و این گفتمان چه ارتباطی با گفتمان های پیشینش دارد؟ به عبارتی با تقابل گفتمان اکنون و تاریخ آن روبروئیم. بدین منظور، نگارندگان مروری تاریخی بر عکاسی ایران می کنند تا درک بهتری از اکنونش حاصل کنند. چارچوب روش شناختی این تحقیق را اندیشه های میشل فوکو و استوارت هال تشکیل می دهد. نگارندگان اثبات می کنند که بدنه ی کنونی عکاسی ایران در گفتمانی فرهنگی احاطه شده و این گفتمان در رابطه ای دیالکتیکی با گفتمان های سیاسی و اجتماعی تاریخش قرار دارد. بررسی روابط قدرت، نقش سیاست، سوژه و ابژه سازی مواردی هستند که به آن ها پرداخته خواهد شد.