فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
سالمندی، دوران برخورد با محدودیت های جسمی و روانی خاص است و توجه به نیازهای روحی، در کنار نیازهای کالبدی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. افزایش روزافزونِ جمعیت سالمندان و تغییرات شیوه زندگی فردی و خانوادگی، باعث افزایش تعداد مؤسسات نگهداری سالمندان شده است؛ اما ازلحاظ روانی، این نوع خانه ها در نظر سالمندان، سمبل انزوا و تمایل جامعه به طرد آن ها تلقی می شود؛ بنابراین، آنچه مستلزم توجه است، خلق فضایی است که ضمن حمایت فیزیکی، مادی و عاطفی، با شرایط سنی و بحران هایی که منجر به محدودیت و جدایی سالمند از جامعه عمومی گشته، مطابقت داشته باشد. این مطالعه بر آن است تا راهکارهایی جهت ارتقای سطح رضایتمندی و افزایش حس تعلق سالمندان به محیط سرای سالمندان ارائه دهد. برای این منظور، پس از بررسی متون موجود و طراحی پرسشنامه ای ترکیبی از نمونه های استاندارد رضایت از زندگی و حس تعلق و محقق ساخت مربوط به عوامل کالبدی، به سنجش نظرات 123 نفر از سالمندان ساکن در مجموعه سرای سالمندان شهر اردبیل، پرداخته شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.24 تحلیل شدند. نتیجه آزمون همبستگی نشان می دهد که میان عوامل محیطی_کالبدی و رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، ارتباط مثبتی وجود دارد. هم چنین، نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان می دهد که از میان عوامل محیطی_کالبدی، سرزندگی محیطی بیشترین تأثیر را در تأمین رضایتمندی و احساس تعلق آنان داشته و پس ازآن، فضای سبز و نور مناسب، جذابیت بصری، قابلیت محیطی و آزادی عمل دارای تأثیر مثبت می باشند. نتایج هم چنین نشان می دهد که با افزایش سن، میزان رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، کاهش می یابد.
سنجش میزان رضایتمندی ساکنین از کیفیت محیط مجتمع های مسکونی در قرنطینه خانگی (مطالعه موردی مجتمع های مسکونی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
49 - 62
حوزههای تخصصی:
در دوران قرنطینه خانگی، ویژگی های محیط مسکونی نقشی مهم در حفظ سلامت روانی و جسمی افراد ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رضایتمندی ساکنین و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت محیط مسکونی انجام شده است. روش تحقیق به صورت آمیخته (کیفی و کمی) بوده و شامل مصاحبه با متخصصین و توزیع پرسش نامه بین 210 نفر از ساکنین مجتمع های مسکونی شهر اصفهان است. نتایج نشان می دهد که دسترسی به فضاهای باز و نیمه باز، کاهش آلودگی صوتی، و حضور عناصر طبیعی مانند نور طبیعی و گیاهان، تأثیر مثبت و معناداری بر رضایتمندی ساکنین دارند. همچنین، طراحی مبتنی بر "درون گرایی عملکردی" (حریم خصوصی و آرامش) و "برون گرایی دیداری-شنیداری" (ارتباط کنترل شده با محیط بیرونی) نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش تعادل روانی و جسمی افراد در شرایط قرنطینه دارد. این پژوهش با تأکید بر طراحی محیط های مسکونی متناسب با نیازهای روان شناختی، راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی ارائه می دهد.
ارزیابی تأثیر معماری بیمارستان در کاهش اضطراب بیماران (نمونه موردی: بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
33 - 46
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، میزان تاثیر معماری فضاهای داخلی بیمارستان بر بهبود اضطراب بیماران بخش اعصاب و روان بررسی شد. جامعه آماری تمام بیماران مرد (جانباز-غیرجانباز) بستری در بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل است که 50 نفر از آن به روش نمونه گیری در دسترس طی بهار 1400 انتخاب شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. متغیرهای مستقل شامل 10 شاخص کالبدی معماری اتاق های بیماران و متغیرهای وابسته میزان کاهش اضطراب بیماران است. متغیرهای مستقل توسط کارشناسان معماری ارزیابی شدند و برای محاسبه مقدار اضطراب بیماران از پرسش نامه استاندارد 21 سوالی DASS-21 استفاده شد. یافته ها نشان داد از بین 10 شاخص کالبدی مورد مطالعه شش عامل بر میزان کاهش اضطراب تاثیر معنی داری داشتند. در مورد کاهش اضطراب ، "نور مصنوعی"، "چشم انداز بیرونی"، " فاصله تا سرویس بهداشتی"، " نور طبیعی" ، "کنترل صداهای مزاحم" و " مصالح و رنگ دیوارها" به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را داشتند. هم چنین، میزان تاثیر عوامل کالبدی بر بیماران جانباز بیشتر از بیماران غیرجانباز بود. بهره مندی از یافته های این مقاله می تواند در طرحی فضاهای بیمارستانی برای بیماران بخش اعصاب و روان و به ویژه برای جانبازان راهگشای معماران باشد.
روایتی از شکل گیری بنای پیربکران در عهد ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
179 - 203
حوزههای تخصصی:
بنای تاریخی پیربکران، به عنوان یکی از نمونه های برجسته مجموعه مزارات شکل گرفته در دوره حکومت ایلخانان است. این بنا را می توان بازتابی از پیچیدگی های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی آن دوره دانست. این پژوهش با هدف تبیین عوامل فرهنگی مؤثر در شکل گیری، سیر تکامل و تحولات این بنا، در بستری از تاریخ نگاری فرهنگی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد تاریخ فرهنگی و بر مبنای رویکرد کیفی و روش تاریخی است و داده ها ازطریق منابع مکتوب، مادی، شفاهی و تصویری، به شیوه ای تلفیقی از دور روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. برای دستیابی به هدف پژوهش، ابتدا نقش و تأثیر انسان به عنوان مهم ترین عامل در شکل گیری فرهنگ بررسی شده و سپس، با استناد به تقسیم بندی فرهنگ به دو ساحت مادی و غیرمادی، عوامل مؤثر بر شکل گیری و تداوم بنای پیربکران مورد واکاوی قرار گرفته است. در این چارچوب، برخلاف رویکردهای سنتی که عمدتاً به ذهنیت نخبگان جامعه توجه دارند، این تحقیق بر بنیان های فکری و ذهنیت عامه مردم در دوران ایلخانی متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که ذهنیت عامه، باورهای دینی و انگاره های مردمی در زمینه و زمانه تاریخی بنا، نقشی تعیین کننده در فرایند شکل گیری، سیر تکامل و تحولات معماری آن داشته اند. این پژوهش، بنای پیربکران را نه صرفاً به عنوان یک اثر معماری، بلکه به مثابه تبلوری از جهان نگری مردم عامه در دوره ایلخانان تحلیل می کند.
ارزیابی تأثیرات محیط های انسان ساخت بر میزان افسردگی شهروندان مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه سلامت روان، به عنوان یکی از مخاطرات جدی، در نواحی سکونتی کشورهای در حال توسعه اهمیت ویژه یافته است. مسئله اصلی پژوهش، کاهش سلامتروان و شیوع انواع اختلالات روانی در میان شهروندان با تأکید بر شاخص افسردگی بود. پژوهشهای پیشین موضوع افسردگی را از ابعاد شخصیتی و اجتماعی ـ اقتصادی مورد بررسی قرار دادهاند. امّا تعداد کمی از پژوهشها در داخل کشور ایران به ارزیابی تأثیرات محیطهای انسان ساخت بر افسردگی پرداختهاند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط معنادار و میان متغیرهای کالبدی با شاخص افسردگی و همچنین شناسایی متغیرهای تأثیرگذار بود. با توجه به ماهیت مسئله پژوهش که در کلانشهرها بیشتر نمود دارد، کلانشهر اصفهان به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. برای دستیابی به نتایج بهتر، دو محله از کلانشهر اصفهان (مفت آباد و مرداویج) که در سالهای اخیر تغییرات کالبدی زیادی را تجربه کرده و در عین حال از تنوع محیطی بالایی برخوردار هستند، انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه کیفیت محیطی محقق ساخته براساس شاخصهای محیطی (زیبایی و نظم بصری، جذابیت عملکردی، فرم کالبدی و آسایش محیطی) و همچنین ویرایش دوم پرسشنامه استاندارد افسردگی بک و همکاران (1996) استفاده شد. در مجموع 203 نفر از ساکنان محله مفتآباد و 231 نفر از ساکنان محلهمرداویج در تکمیل پرسشنامهها همکاری کردند. تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از ضریب همبستگی معمولی و جزئی و رگرسیون خطی چند متغیره انجام شد. براساس یافتههای پژوهش نمره میانگین افسردگی در محله مفتآباد برابر با 06/2 و در محله مرداویج برابر با 98/0 و در نمونه آماری پژوهش برابر با 49/1 حاصل شد. طبق نتایج ضریب همبستگی پیرسون، در هر دو محله مورد مطالعه، تمام متغیرهای مستقل با متغیر وابسته پژوهش، رابطه معنادار و معکوس داشتند. به این معنا که با بهبود شاخصهای محیط انسان ساخت، افسردگی شهروندان کاهش پیدا میکند. تحلیل رگرسیون نشان داد که در محله مفتآباد، تنها متغیر آسایش محیطی قادر به پیشبینی تغییرات متغیر وابسته بود. در این زمینه متغیر آسایش محیطی در محله مفتآباد حدود 31 درصد از تغییرات افسردگی ساکنان محله را پیشبینی میکند. در محله مرداویج متغیرهای جذابیت عملکردی و همچنین آسایش محیطی به ترتیب بیشترین توانایی برای پیشبینی متغیر وابسته را داشتند. در این رابطه متغیر جذابیت عملکردی 3/43 درصد و آسایش محیطی 8/18 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تعیین میکنند. نتیجه آنکه رابطه میان برنامهریزان شهری و روانشناسان باید تقویت شود تا سیاستهایی اتخاذ شود که از طریق برنامهریزی و طراحی محیطهای انسان ساخت، بتوان شاخصهای سلامتروانی شهروندان را بهبود بخشید.
جایگاه ساختِ دیجیتال در معماری: ساختِ معماری در نسبت با تعیّن معرفت شناسانه ساختِ دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
79 - 101
حوزههای تخصصی:
ساختِ دیجیتال فقط حوزه ای مبتنی بر دانشی فنّی نیست، بلکه می تواند از منظر مبانی معرفتی نیز مورد بررسی قرار گیرد. برخلاف مباحث فنّی در ساختِ دیجیتال که راهکارهایی برای حل مسائل مختلف ساختِ معماری ارائه می دهند، مبانی معرفتی این حوزه با جهت دهی گفتمان ساختِ دیجیتال مستقیماً بر ساختِ معماری و نتیجه آن اثر دارد، بنابراین لازم است تا جایگاه آن در نسبت با معماری مشخص شود. در پاسخ به این پرسش که: «جایگاه گفتمان ساختِ دیجیتال در نسبت با ساختِ معماری چیست؟» این پژوهش در چارچوبی کیفی، ازطریق تحلیلِ انتقادی گفتمان ِ دیجیتال، با رویکرد تاریخی، تلاش می کند تا در مواجهه ای آزاد و بدون پیش فرض های دانشی، در دو سطح روساختی و زیرساختی، تصاویری از این گفتمان را در نسبت با معماری ارائه کند. در بخش اول، با تحلیل متون موجود در ویترین ساختِ دیجیتال، به تحلیل روساختی گفتمان ساختِ دیجیتال می پردازد: نتایج این تحلیل، چارچوبی برای فهم گفتمان ساختِ دیجیتال را مشخص می کند که در گره گاه آن، هرچیزی ازجمله معماری قابل ساخت است. بخش دوم با رجوع به زیرساخت تاریخ ِ دیجیتال در معماری مبتنی بر نظرات کارپو، با تفاوت قائل شدن بین دو تاریخ : یکی تاریخ [دور] وقوع انقلاب ِدیجیتال در معماری و دیگری تاریخ [نزدیک] شکل گیری گفتمان ساختِ دیجیتال در معماری، بزنگاهی را در تبادل ابزار فناوریِ دیجیتال به منظور تحقق ایده های نظریات پست مدرن معماری، مشخص می کند. تحلیل مقایسه ای این دو پاسخ، تفاوتی معرفت شناسانه را بین دو جایگاه از ساختِ دیجیتال در نسبت با ساختِ معماری نمایان می کند.
شناسایی مولفه های معماری موثر در برندسازی شهری (مطالعه موردی:شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف: شهرها در حال تبدیل شدن به قهرمان بین مناطق جغرافیایی هستند. رقابت بین شهرها برای تثبیت اعتبار به عنوان بهترین انتخاب برای بازدیدکنندگان، سرمایه گذاران، کسب و کار در شهر، در حال تشدید است. بعضی شهرها ویژگی های منحصر به فردی دارند که سبب می شود تصویری مشخص از آنها در ذهن شکل بگیرد. این نوشتار با شناسایی اصلی ترین مولفه های معماری تاثیرگذار در برندسازی شهری شهر یزد و پس از آن مقایسه میزان تاثیرگذاری این مولفه ها باهم و اولویت بندی آنها به ترتیب اهمیت نگاشته شده است.
روش: پژوهش با پرسشنامه ای که برای دو گروه، 1) گروهی 35 نفره از جامعه متخصصین 2) گروهی 110 نفره از افراد عادی تهیه شد، انجام شده است. در انتخاب نمونه گروه 1 از روش نمونه گیری گلوله برفی و برای انتخاب نمونه در گروه 2 از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است.
یافته ها: این تحقیق کاربردی و براساس ماهیت داده از نوع کیفی است. بررسی تمامی مولفه ها در دو جامعه آماری طبق آزمون spss انجام شد و تمامی مولفه ها بر برندسازی شهر یزد تاثیر قابل توجهی داشتند. میزان تاثیر گذاری مولفه ها بر برندسازی شهر یزد در دو جامعه آماری میان متخصصین معمار و شهرساز و بین افراد عادی از لحاظ الویت بندی تفاوت داشت.
نتیجه گیری: در بین افراد عادی بافت معماری بیشترین تاثیر را بر برندسازی شهر یزد داشته و درمیان افراد متخصص نماد و نشانه ها مانند عناصری مثل بادگیر، ساباط و .... بیشترین تاثیر را در برندسازی شهر یزد داشته است.
تبیین اصول راهبردی طراحی فضاهای آموزشی کودکان اوتیسم (مورد پژوهی: کودکان اوتیسم شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۱ زمستان ۱۴۰۳ ماره ۲
39 - 59
حوزههای تخصصی:
اوتیسم نوعی اختلال در رشد اجتماعی، زبان و ارتباطات است که در سه سال اوّل زندگی بروز می کند و نتیجه اختلال عصبی است که بر عملکرد مغز تأثیر می گذارد. کودکان اوتیسم از نظر جنبه های جسمی، عقلانی و رفتاری با سایر کودکان متفاوت هستند. این اختلال باعث می شود که این افراد نتوانند همانند افراد معمولی زندگی کنند یا همراه با کودکان دیگر در یک محیط آموزشی درس بخوانند. این کودکان نیاز به محیط آموزشی دارند که بتواند به نیازهای آن ها پاسخ دهد تا به ارتقا یادگیری و افزایش مشارکت و ارتباطات اجتماعی آن ها منجر شود. در استان فارس حدود 709 کودک با اختلال اوتیسم در سامانه بهزیستی ثبت و غربالگری شده اند و در شهر شیراز در دو مرکز به 110 کودک اوتیسم در حال ارائه خدمات می باشند. در این پژوهش که به روش کمی و کیفی (مصاحبه کارت سورتینگ و پرسشنامه) بین 50 نفر از کودکان اوتیسم، 50 نفر از خانواده آن ها و 50 نفر از متخصصین به صورت تصادفی صورت گرفته، هدف شناخت هر چه بیشتر عوامل موثر در طراحی فضاهای آموزشی کودکان اوتیسم است. در نتیجه از طریق آزمون T-test مشخص گردید که بیشترین مقدار برای عوامل کالبدی نظیر رنگ، نور، تهویه هوا و کمترین مقدار برای عوامل امنیت بوده است. در نتیجه در طراحی فضاهای آموزشی کودکان اوتیسم، استفاده از نور طبیعی و نور مصنوعی، رنگ های مناسب، مصالح مناسب و با کیفیت و هوای مطبوع در فضاهای آموزشی باعث ارتقا کیفیت یادگیری می شود. در یک بررسی کلی، می توان نتیجه گرفت که فرم های هندسی پیچیده و کرو باعث جلب توجه و برانگیختن حس کنجکاوی و لذت در کودکان می گردد که این مهم در کنار رنگ های گرم و فضاهای سبز و آبنما باعث ارتقا یادگیری در کودکان اوتیسم می گردد.
مدل یابی جریان هوای داخل حیاط مرکزی تحت تاثیر تغییرات عوامل کالبدی در خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
69 - 84
حوزههای تخصصی:
در خانه های سنتی یزد، حیاط مرکزی نقش مهمی در تهویه طبیعی و جریان هوا دارد که با بررسی این جریان تحت تاثیر ساختار کالبدی، معیارهایی برای طراحی های جدید در این اقلیم استخراج گردید. این پژوهش به بررسی متغیرهای کالبدی حیاط های مرکزی و الگوی گردش هوا در این خانه ها می پردازد. با استفاده از روش های ترکیبی، تجربی و شبیه سازی، خانه های دارای حیاط مرکزی یزد به عنوان نمونه موردی انتخاب شدند. پس از مشاهدات میدانی، سرعت جریان هوا به عنوان متغیر وابسته اندازه گیری شده، نرم افزار دیزاین بیلدر برای تحلیل داده ها به کار رفته و مداخلاتی در متغیر مستقل (طول حیاط) انجام شد. نتایج نشان می دهد که تغییر طول حیاط بر الگوی گردش هوا و تهویه طبیعی تأثیر دارد. در حیاط خانه گلشن، افزایش طول از ١٧به ٢٠متر، سرعت هوا را ۲۱٪ افزایش می دهد و در خانه لاری ها، افزایش طول از ٢٠به ٢٣متر، سرعت هوا را ۷/۵٪ افزایش می دهد.
هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
177 - 193
حوزههای تخصصی:
ماهیت هندسه در معماری و نحوه کاربست آن، همواره موضوعی مورد مناقشه در میان معماران و اندیشه ورزانِ این حوزه بوده است، و غالباً پژوهشگران با توجه به خاستگاه نظریِ خود، از جنبه هایی متفاوت و حصری بدان نگریسته اند. حال این پژوهش درصدد است تا با بهره گیری از مکتب اسلام به عنوانِ یک خاستگاه نظریِ جامع و مانع به شناخت ماهیت و وظایفِ هندسه در نظامِ آفرینش کلیه مخلوقات و مصنوعات و به شکل ویژه معماری همت گمارد و از این رهگذر، به استعلای آموزش و طراحی معماری کمک نماید. از اینرو، ابتدا ضمن بررسیِ این مولفه در مکاتب گوناگون بشری، تلاش گردیده است؛ برای شکل دهی به چهارچوبِ نظریِ پژوهش، با رویکردی تفسیری- تحلیلی و با بهره گیری از منابع اصیل اسلامی به شناخت این مفهوم و جایگاه آن در نظامِ هستی و کلیه ممکنات موجود در آن، از جمله معماری پرداخته شود. سپس با بهره گیری از روش استدلال منطقی سعی شده است تا نقش های هندسه در معماری از چهارچوب نظری پژوهش استخراج گردد. سپس بر این مبنا و برای ادراکی جامع از نقشِ هندسه در معماری، علل اربعه هندسه در معماری شناسایی و در یک بنا که در اینجا «خانه کعبه» به عنوانِ نمودی از معماری الهی می باشد، بررسیِ انطباقی گردیده است. در پایان، شناختِ این علّل، مبین این موضوع می باشد که: علّت فاعلیِ هندسه در معماری، انتظام بخشی به اجزاء در قالبِ یک کلِ وحدت یافته، برای بهره برداری انسان (انسانِ کامل) می باشد. علت غایی نیز، انتقالِ حقیقتِ معنا متناسب با نوعِ عملکرد معماری، در جهت نیل به مقامِ هدایت و عبودیت است. علّت مادی عنصر «فضا» می باشد که می بایست متناسب با عملکرد بنا و قوای ادراکی انسان، مشخصاتی خاص یابد. علت صوری، وجوهِ محدود کننده و متمایز کننده فضا (کف، سقف، نمای درونی و بیرونی) می باشد، که می بایست متناسب با عملکرد بنا و معنای مورد انتظار از آن؛ صورت یابد.
مطالعه معماری پایدار و پدافند غیر عامل در خانه های تیموری با خوانش سه بُعدی و تاکید بر نگاره فرار یوسف از زلیخا
منبع:
مطالعات هنر سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷)
59 - 85
حوزههای تخصصی:
مدارک تصویری نقش مهمی در مطالعه تاریخ معماری ایران دارد. با توجه به کمبود مدارک در مورد خانه های تیموری یکی از راه های شناخت و احیای اصول معماری ایرانی-اسلامی، رجوع به نقاشی ایرانی است. در نگاره فرار یوسف از زلیخا به طور هنرمندانه ای جلوه های مختلف هنر و معماری دوره تیموری تصویر شده است. این پژوهش با بازنمایی سه بعدی خانه های دوره تیموری با کمک نگاره فرار یوسف از زلیخا ابعاد فضایی و کارکردی معماری تیموری را بازخوانی کرده، به تحلیل اصول معماری پایدار و پدافند غیرعامل در آن می پردازد؛ لذا در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که مصادیق معماری پایدار و پدافند غیر عامل در معماری خانه های دوره تیموری چگونه نمود یافته است؟ این پژوهش ازنظر هدف کاربردی با رویکرد تطبیقی و ازنظر روش توصیفی-تحلیلی است. برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای و از نرم افزار اتوکد و تری دی مکس برای مدل سه بُعدی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد خانه های تیموری، یک یا دوطبقه، دارای ایوان، طاق و قوس همراه با تزیینات کاشی و پله ها در حیاط و نزدیک ورودی است. بالکن با تیر های چوبی و سقف هرمی از ویژگی بیشتر خانه ها بوده است. خانه ها دارای ویژگی های پایداری مانند استفاده بهینه از منابع، تهویه طبیعی و تطبیق با اقلیم بوده اند. عناصر معماری نظیر دیوارهای ضخیم، حیاط مرکزی و تقسیم بندی فضایی، نقش مهمی در کاهش آسیب پذیری ایفا کرده اند. این تحلیل بیانگر آن است که هنر و معماری تیموری به صورت هماهنگ در خدمت ایجاد محیطی امن و پایدار قرار داشته اند. این پژوهش بر اهمیت بازخوانی میراث معماری گذشته در طراحی های معاصر تأکید دارد.
تحلیل بینانشانه ای عکاسی: مقدمه ای بر شاخص های درون متنی و برون متنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عکس به عنوان زیرمجموعه ای از نشانه های تصویری و زبان نوشتاری نیز به عنوان بخشی از سیستم نشانه ای، در یک نظام مشترک قرار می گیرند که وجه اشتراکشان "نشانه" بودن آن هاست. ترجمه بینانشانه ای به عنوان گردش معنا بین نظام های مختلف روشی ارتباطی بین منابع نشانه شناختی، از جمله زبان و تصویر است. مقاله پیش رو نیز با استفاده از آموزه های بینانشانه ای، عکاسی را از منظر صورت و فرم، مضمون و ارتباط فرامتنی با تاریخ و فرهنگ، مورد تحلیل و بررسی قرار داده و روابط میان نشانه های نوشتاری و تصویری درون اثر را به صورت درون متنی و فرامتنی مورد کاوش قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر، ارائه تحلیلی زبان شناسانه از دیدگاه بینانشانه ای در عکاسی، و تعمیم قواعد و ساختارهای حاکم در نشانه ی زبانی بر نشانه های تصویری، برای دست یافتن به تحلیلی جامع است. در این رویکرد جهت تحلیل بیانشانه ای عکاسی شاخصه هایی طرح می شود و در ادامه با به کارگیری این شاخصه ها یکی از عکسهای کتاب نگاهی به عکس ها اثر جان سارکوفسکی به روش توصیفی-تحلیلی، مورد مطالعه قرار می گیرد. در نهایت "روش بینانشانه ای" به عنوان یک روش بررسی قابل اتکا در زمینه ی تحلیل بین نظام های مختلف معرفی می شود که با بررسی همزمان تصویر، متون و سایر زمینه های جانبی، مخاطب را در فهم همه جانبه ی عکس ها یاری می دهد.
بررسی تطبیقی مولفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی- اسلامی (نمونه موردی جداره های منتخب خارج از ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
23 - 40
حوزههای تخصصی:
جداره های شهری نقش مهمی در افزایش کیفیت بصری شهر و رسیدن به لذت بصری دارند، به همین دلیل نقش نماهای شهری به عنوان عناصر اصلی تشکیل دهنده جداره، به وضوح دیده می شود. عناصر و اجزای نماهای شهری، در کنار روش های طراحی، ساختار یک تک نما و در نهایت با کنار هم قرارگرفتن نماها یک جداره را شکل خواهند داد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و توصیفی است. ابتدا به کمک استدلال استقرایی و جمع آوری نوشتار نظریه پردازان، مؤلفه های طراحی را مشخص می نماید. سپس به کمک مصاحبه ساختاریافته باز به تحلیل روابط بین مؤلفه ها می پردازد تا ابزار دقیق تری برای گزینش نماها به دست آورد و در پایان به کمک ۸ نمونه منتخب خارجی به گزینش میزان اهمیت هر یک از مؤلفه ها پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تشابه، ترکیب بندی و سبک معماری نمای جانبی همچنین سادگی مصالح یا رنگ نماها در کنار یکدیگر بیشترین مقدار اهمیت را در مطلوبیت جداره های شهری داراست و رعایت تمام مؤلفه ها برای رسیدن به مطلوبیت، موردنیاز نیست. تنها داشتن 30 درصد از مؤلفه ها برای رسیدن به جداره مطلوب کافی است.اهداف پژوهش:دسته بندی و مشخص کردن مؤلفه های طراحی نماها و روش های طراحی برای رسیدن به جداره مطلوب.تطبیق مؤلفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی-اسلامی.سؤالات پژوهش:مؤلفه های تأثیرگذار طراحی نمابر جداره شهر کدام اند؟مؤلفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی-اسلامی کدام اند؟
الگوهای انرژی کارا جداره خارجی ساختمان مسکونی بلند با بهره گیری از مدل سازی اطلاعات ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
101 - 117
حوزههای تخصصی:
هم زمان با افزایش سریع مصرف انرژی، نگرانی در مورد مشکلات تولید، تخریب منابع انرژی و اثرات شدید زیست محیطی (از بین رفتن لایه اوزون، گرم شدن کره زمین، تغییرات آب وهوا و غیره) در جهان افزایش یافته است. امروزه بهره وری انرژی در ساختمان هدف اصلی سیاست انرژی در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی است. طراحی و ساخت نامناسب، مصالح و تجهیزات غیراستاندارد، مواد به کار رفته در ساختمان ها و انتخاب نامناسب پوشش ساختمان ها مانند دیوارها، پنجره ها و سیستم عایق کاری از مهم ترین عوامل شدت بالای مصرف انرژی در ساختمان ها است. بهبودسازی اقدامات فوق موجب کاهش سهم تلفات انرژی داخلی از هر یک از اجزای پوسته ساختمان می شود. پیشرفت روزافزون فناوری و نیاز صنعت برای استفاده از آن باعث شده مدل سازی اطلاعات ساختمان به عنوان یکی از فناوری های نوین در صنعت ساخت در حال رشد بوده و توجه محققین را برای استفاده و چگونگی توسعه آن جلب کرده است. هدف تحقیق حاضر بررسی الگوهای انرژی کارا جداره خارجی ساختمان مسکونی بلند با بهره گیری از مدل سازی اطلاعات ساختمان بود. بدین منظور در این پژوهش استفاده از مصالح مختلف در ساخت دیوارهای خارجی ساختمان با تکیه بر یک مطالعه موردی و با استفاده از امکانات یک مدل سازی اطلاعات ساختمان در اختیار می گذارد، از نظر مصرف انرژی بررسی شده است. مصالح مورد بررسی در این پژوهش بلوک سفالی، بلوک سیمانی با پوکه، بلوک سیمانی فوم دار، بلوک ایران وال، بلوک هوادار، و وال کریت می باشند. بلوک سیمانی با پوکه و بلوک سیمانی فوم دار با حدود 10 درصد صرفه جویی در مصرف انرژی حاصل از سوخت و 3/8 درصد صرفه جویی در مصرف انرژی الکتریکی، به عنوان بهترین دیوار انتخاب شد.اهداف پژوهش: بررسی تأثیر مدل سازی اطاعات ساختمان بر خانه سازی شهری.بررسی الگوهای انرژی کارا جداره خارجی ساختمان های مسکونی.سؤالات پژوهش: تأثیر مدل سازی اطاعات ساختمان بر خانه سازی شهری چگونه است؟الگوهای انرژی کارا جداره خارجی ساختمان های مسکونی چگونه است؟
طراحی و تبیین مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
176 - 199
حوزههای تخصصی:
یکی از عواملی که در کنار کار و سرمایه به عنوان منبع رشد و توسعه اقتصادی مطرح است، وجود کارآفرینان با ویژگی های پیش برنده ای مانند خلاقیت و نوآوری هستند. گسترش روحیه کارآفرینی و تربیت و پرورش کارآفرینان در جامعه اثر مطلوبی بر رشد اقتصادی و اجتماعی دارد؛ چراکه کارآفرینان با استفاده صحیح از امکانات اقتصادی و خلق فرصت های تجاری جدید موجب بهبود عملکرد بنگاه های تولیدی و خدماتی می شوند، لذا توجه به مقوله کارآفرینی از اهمیت به سزایی برخوردار است. باتوجه به اهمیت موضوع پژوهش حاضر به طراحی و تبیین مدلی برای شناسایی فرصت های کارآفرینی پرداخته است. براساس یافته های مرحله پژوهش کیفی و الگوی پارادایمی به دست آمده، الگویی فرضی تدوین شد که شامل متغیرهای آموزش مهارت های کارآفرینی، مشاوره، تأمین منابع مالی، زیرساخت های اساسی، (فرهنگی- اقتصادی- فیزیکی- تجاری)، عوامل محیطی، عوامل استراتژیک، عوامل فردی (ویژگی های شخصیتی)، عوامل فرهنگی، دانش اولیه، نیروهای پیش برنده، شبکه های اجتماعی، هوشیاری کارآفرینی، پیامدهای فردی، پیامدهای کلان، اصلاح قوانین و مقررات، ظرفیت سازی و توانمندسازی کارآفرینانه، نظام انگیزش کارآفرینانه، شرایط عمومی تسهیل گر و شرایط عمومی محدودکننده بوده است. براساس میزان ضریب تأثیر به دست آمده، اصلاح قوانین و مقررات، پیامدهای کلان، عوامل فردی، مشاوره، پیامدهای فردی، آموزش با ضریب تأثیر، منابع مالی، عوامل محیطی، عوامل فرهنگی، دانش، نظام انگیزش کارآفرینانه، ظرفیت سازی و توانمندسازی کارآفرینانه، شرایط عمومی محدودکننده، شبکه های اجتماعی، زیرساخت های اساسی، هوشیاری کارآفرینی، شرایط عمومی تسهیل گر، عوامل استراتژیک و نیروهای پیش برنده، به ترتیب بیشترین تا کم ترین میزان تأثیر را به خود اختصاص داده اند. لذا باید به اصلاح قوانین و مقررات در جهت بهبود و ایجاد فرصت های کارآفرینی تأیید داشت.اهداف پژوهش:طراحی مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی.تبیین مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی.سؤالات پژوهش:طراحی مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی چگونه است؟تبیین مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی چگونه است؟
ارزیابی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در خیابان های پیاده محور (مطالعه موردی: خیابان پیاده محور چهارباغ عباسی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
217 - 239
حوزههای تخصصی:
توسعه اجتماعی فضاهای شهری با میزان استفاده و حضور انسان در فضا در ارتباط است؛ به همین منظور ارتقاء تعاملات اجتماعی از مهم ترین جلوه های فضاهای شهری موفق است که تنها به واسطه آن، ابعاد ناملموس حیات مدنی، امکان ظهور به دست می آورند. اما در عصر حاضر استفاده روزافزون از اتومبیل و سلطه تدریجی حرکت سواره بر پیاده باعث کاهش تمایل به حضور و مشارکت های اجتماعی در فضاهای شهری شده است. این موضوع ضمن پرداختن به اهمیت تعاملات اجتماعی در زندگی شهری، ضرورت بازگشت به مقوله پیاده مداری را مطرح می کند. با در نظر گرفتن اهمیت مسئله مطرح شده، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در خیابان های پیاده محور پایه ریزی شده است که به صورت مطالعه موردی در خیابان پیاده محور چهارباغ عباسی اصفهان انجام گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است؛ تلاش شده است با احصای معیارها و شاخص های مؤثر، میزان اهمیت هریک با استفاده از نظر خبرگان مشخص شود. از این رو، 22 معیار مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی، ذیل سه مؤلفه کالبدی، اجتماعی و فعالیتی-عملکردی شناسایی شد. سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice، به تعیین ضرایب اهمیت معیارها، زیرمعیارها و اولویت بندی آن ها اقدام شد. جامعه مورد پژوهش را کارشناسان تشکیل داده اند که در پاسخ گویی به سؤالات پرسش نامه به صورت تصادفی انتخاب شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان معیارهای اصلی، معیار کالبدی با وزن0.31 نسبت به بقیه معیارها از اهمیت بیشتری برخوردار است. در میان معیارهای فرعی، معیارهای تنوع بصری و نفوذپذیری از معیار اصلی کالبدی با وزن 0.29 بیشترین ضریب اهمیت را در فرآیند ارتقاء تعاملات اجتماعی از منظر متخصصین به خود اختصاص داده است.اهداف پژوهش:شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در خیابان های پیاده محور.ارزیابی و اولویت بندی عوامل مؤثر در ارتقاء تعاملات اجتماعی خیابان پیاده محور چهارباغ عباسی.سؤالات پژوهش:عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در خیابان های پیاده محور کدام است؟کدام عامل در ارتقاء تعاملات اجتماعی خیابان پیاده محور چهارباغ عباسی از اهمیت بیشتری برخوردار است؟
فرهنگ هویت جمعی در ارتباطات اجتماعی در تطبیق با روح مشارکت نگاره های مرزبان نامه و کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
279 - 293
حوزههای تخصصی:
از روزگاران گذشته، فرهنگ و ادب، دو واژه قرین بودند که در کنار هم هویت ملی یک جامعه را نشان داده اند. کلیله ودمنه یکی از آثار فاخر ادبی است که انعکاسی از آموزش های ادبی و اخلاقی است. در یک جامعه، رفتارهای شهروندی، نیازمند آموزش پی درپی و مستمرِ مستقیم و غیرمستقیمی است که با پشتوانه علمی و ملی همراه باشد. ازآنجاکه زبان و ادبیات فارسی گنجینه های عظیم است که در گذر زمان برای نسل امروز به میراث گذاشته شده است و با غنای مضامین اخلاقی تربیتی و فرهنگی در متون و مؤلفه های ادب فارسی، نگارنده بر آن است تا با هدف ارتقا و پیشبرد فرهنگ مردمی و شهروندی در جامعه، تأثیر زبان و ادب فارسی را در اجتماع بزرگ و متراکم مترو موردبررسی و تحلیل قرار دهد. شیوه ای که در این پژوهش به کار گرفته شده است تحقیقی است همه جانبه و میدانی با ارائه پرسش نامه به گروهی از متروسواران که در جامعه آماری تعریف شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش به خوبی نشان خواهد داد که تبلیغات برگرفته از فرهنگ غنیِ آثار حکیمان و بزرگان ادب فارسی، چگونه و تا چه اندازه در بالارفتن سطح آگاهی و رشد فرهنگ عمومی جامعه می تواند مؤثر باشد. بررسی ها نشان می دهد این روح مشارکت در آثار ادبی چون کلیله ودمنه نیز نقش پررنگی داشته است.اهداف پژوهش:بررسی تأثیر زبان و ادبیات فارسی در پیشبرد فرهنگ مردمی مترو.بررسی روح مشارکت در نگاره های کلیله ودمنه.سؤالات پژوهش:تأثیر زبان و ادبیات فارسی در پیشبرد فرهنگ مردمی مترو چگونه می باشد؟روح مشارکت در نگاره های نسخه مصور کلیله ودمنه چه بازتابی یافته است؟
باورهای کهن بدوی در روایات زردتشتی و شاهنامه فردوسی (با تأکید بر شاهنامه مصور کتابخانه پاریس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
356 - 378
حوزههای تخصصی:
قبایل بدوی عقایدی کهن داشتند که برخاسته از حس فطری خداجویی در میان آنان بود؛ این عقاید که در ادوار مختلف به صورت مانا، فتیش، آنمیزیم، سحر و جادو، آیین قربانی و توتم جلوه گر شده است، در طی فرایند فطری، اعتقادی و ذهنی بشر پیدا شد. این عقاید پس از جلوه در آیین ها و ادیان مختلف، در گستره تدریجی تکامل خود بر زندگی امروز بشر نیز سایه افکنده است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی براساس منابع کتابخانه ای انجام شده است. در این پژوهش، همسانی صوری که به دنبال اشتراک لایه جمعی ذهن ناخودآگاه و با نگاه محدود و ذهن محصور بشر آن روزگار تحلیل شد و در صورت اعتقادی بنیادین قرار گرفت. در بین این باورها به فتیش، توتم و سحر و جادو بیشترین توجه را داشته است که برخی با حفظ نام و نشان خود در اساطیر و حماسه های ایرانی راه یافته است. در این روند برخی از باورها بدون یادکردی از پیشینه شان در باورهای عامیانه، نشانی پررنگ دارد که بعضاً با مطالعات ژنتیکی و روان شناختی از حیطه خرافه به دنیای علم کشیده می شوند. در این تحقیق سعی بر آن است که پس از بیان باورهای کهن بدوی به نشانه های آن در روایات ودایی، زردشتی و اساطیر دیگر اشاره شود و علت همسانی آن ها مورد بررسی قرار گیرد.اهداف پژوهش:بررسی باورهای کهن بدوی در روایات زدشتی.بررسی باورهای کهن بدوی در شاهنامه با تأکید بر شاهنامه مصور کتابخانه پاریس.سؤالات پژوهش:باورهای کهن بدوی در روایات زدشتی چگونه منعکس شده است؟باورهای کهن بدوی در شاهنامه با تأکید بر شاهنامه مصور کتابخانه پاریس چگونه بارتاب یافته است؟
بررسی رویکردهای موجود نسبت به رابطه فقه و تمدن در جامعه معاصر(مطالعه موردی رویکرد فقه به نقاشی و موسیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
246 - 263
حوزههای تخصصی:
درباره رابطه فقه و تمدن دیدگاه های مختلفی مطرح شده است؛ گروهی بین فقه و تمدن هیچ گونه سازگاری و رابطه ای قائل نیستند؛ فقه را متکفل سعادت اخروی و تمدن را عهده دار معیشت و سعادت دنیوی می دانند. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. در مقابل اندیشمندان بسیاری معتقد به سازگاری فقه و تمدن هستند که البته با دو رویکرد مختلف؛ رویکردی معتقد به سازگاری منفعلانه فقه با تمدن هست؛ به صورتی که فقه همراه با تحولات اجتماعی اقتصادی و سیاسی، متحول می شود، ولی نه تحولی که زاییده گفتمان درونی فقه باشد، بلکه هرآنچه گفتمان مقابل تولید می کند فقه در مقابل آن سر تسلیم فرود می آورد و رویکردی دیگر معتقد به سازگاری فعال فقه با تمدن سازی هست؛ یعنی رابطه، رابطه ای طرفینی است، نه یک طرفه؛ همان گونه که تمدن می تواند متأثر از فقه باشد، فقه نیز از تمدن متأثر است و همگام با تمدن، پیشرفت می کند. در این دیدگاه فقه می تواند نظامات مختلف موردنیاز جامعه اسلامی را برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی ایجاد کند. در این پژوهش با تحلیل و نقد و ارزیابی رویکردهای مختلف، رویکرد مختار یعنی سازگاری فعال فقه و تمدن اثبات و روش های برون فقهی و درون فقهی برای رسیدن به فقه تمدن ساز مطرح می شود. در این میان، بررسی مواضع فقه نسبت به هنر موسیقی و نقاشی قابل تأمل است.اهداف پژوهش:تحلیل و ارزیابی رویکردهای مربوط به نسبت رابطه فقه و تمدن.بررسی رویکرد فقه نسبت به موسیقی و نقاشی.سؤالات پژوهش:رویکردهای مختلف موجود و مربوط به نسبت رابطه فقه و تمدن کدامند؟فقه چه رویکرد نسبت به هنر موسیقی و نقاشی دارد؟
مدل سازی و اولویت بندی انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
276 - 289
حوزههای تخصصی:
فروش مهم ترین رویکرد درآمدزایی بنگاه های تجاری الکترونیک و کسب وکارهای فعال در حوزه مجازی محسوب شده و تا حد زیادی رویکردهای بازاریابی این بنگاه ها را متأثر می کند. دقت در ابعاد بازاریابی صنایع دستی نیز یکی از الزامات توانمندی کسب وکارهای دیجیتال فعال این حوزه است. هدف اصلی مطالعه مدل سازی و اولویت بندی انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی است. تحقیق حاضر براساس هدف، تبیینی و اکتشافی است و سعی دارد مدلی برای شناسایی انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی را با استفاده از روش دلفی شناسایی و با بهره گیری از شیوه مدل سازی ساختاری و نرم افزار pls ارائه دهد. تحقیق از نوع توسعه ای بوده و همچنین ازنظر گردآوری اطلاعات این پژوهش آمیخته هست. در این تحقیق از یک نوع روش شناسی چندگانه باتوجه به هدف پژوهش و نیز مزیت های روش شناسی چندگانه استفاده شده است. در بخش کیفی جامعه آماری این تحقیق خبرگان و مدیران فروش در دو سایت دی جی کالا و ترب بوده است. روش نمونه گیری مورداستفاده در بخش کیفی پژوهش، روش هدفمند بوده است. براساس یافته ها، انگیزه های شخصی مشتریان (226/0 رتبه اول)، علاقه به مشارکت در محصول و خدمت (202/0 رتبه دوم)، خوش بینی به ایجاد تغییر (191/0 رتبه سوم)، کمک به پیشرو بودن سازمان (171/0 رتبه چهارم)، به روزرسانی محصول و نام و نشان تجاری (119/0 رتبه پنجم) و بهبود ابعاد بازاریابی سازمان (084/0 رتبه ششم) انگیزه های مشتریان در درج نظر خود در وب سایت های فروش محصول قرار گرفته اند.اهداف پژوهش:شناسایی و وزن دهی مؤلفه های انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی.اولویت بندی مؤلفه های انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی.سؤالات پژوهش:وزن دهی مؤلفه های انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی چگونه است؟اولویت بندی مؤلفه های انگیزه های درج نظر مشتریان با رویکرد توسعه بازاریابی صنایع دستی چگونه است؟