فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
آزمون های شناسایی استعداد موسیقی ابزارهایی هستند که به منظور ارزیابی توانایی های موسیقایی افراد طراحی شده اند. این آزمون ها به طور عمده توانایی هایی مانند درک ریتم، تشخیص زیر و بمی صداها، تمایز ملودی ها و حافظه موسیقایی را می سنجند. این مطالعه به منظور مرور روش ها و کاربردهای مختلف این آزمون ها در حوزه های گوناگون از جمله آموزش موسیقی، استعدادیابی کودکان و نوجوانان، هدایت تحصیلی و حتی فرآیندهای استخدامی موسیقی انجام شده است. روش پژوهش از نوع مروری تحلیلی است و منابع مختلف علمی درباره ابزارهای ارزیابی استعداد موسیقی جمع آوری و تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که آزمون هایی چون Seashore Measures of Musical Talents، MET و آزمون های گوردون (PMMA، IMMA، AMMA) هرکدام ویژگی های خاصی دارند که برای سنجش جنبه های مختلف توانایی های موسیقایی طراحی شده اند. نتایج این آزمون ها به ویژه در شناسایی استعدادهای موسیقایی در سنین پایین، تشخیص تفاوت های فردی در توانایی های موسیقایی، ارزیابی اثربخشی آموزش های موسیقی، کاربردهای پژوهشی و مطالعات علمی و کمک به مربیان و والدین در تصمیم گیری های آموزشی مؤثر است. بررسی ها نشان می دهند که آزمون MMA از ادوین گوردون به دلیل تطابق بیشتر با شرایط فرهنگی و آموزشی ایران، برای استفاده در این کشور مناسب تر است. در نهایت، این مطالعه به تحلیل نقاط قوت و ضعف هر آزمون پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود روش های موجود در راستای ارتقای استعدادیابی موسیقی ارائه می دهد. برای ارتقای استعدادیابی موسیقی در ایران، باید دسترسی به آموزش های موسیقی در تمامی سطوح و مناطق گسترش یابد. استفاده از فناوری های نوین، برگزاری کارگاه ها و مسابقات، شناسایی استعداد در مدارس و تقویت همکاری با ارگان های دولتی و خصوصی به رشد استعدادها کمک می کند. در نهایت ایجاد شبکه های حمایتی نیز اهمیت دارد.
خوانش منظرین بازارهای شهری در پیوند با رودخانه ها (نمونه موردی شهر دزفول و شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
48 - 55
حوزههای تخصصی:
در شهرهای رودخانه ای، فضاهای شهری مانند بازارها اغلب از نقش کالبدی و اقتصادی خود فراتر می روند و به مکان های معناداری تبدیل می شوند که تحت تأثیر محیط طبیعی و تجربیات زیسته کاربران شکل گرفته اند. بااین حال، سازوکارهای خاصی که از طریق آنها رودخانه ها بر ابعاد فضایی، عملکردی و معنایی بازارها تأثیر می گذارند و پیامدهای آن بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، هنوز به طور کامل بررسی نشده اند. این مطالعه با هدف تحلیل ویژگی های مکان محور بازارهای دزفول و شوش، که در مجاورت رودخانه های دز و شاوور قرار دارند، انجام شده است تا چگونگی تعامل این بازارها با رودخانه ها و نقش آن در شکل دهی به هویت اجتماعی-فرهنگی و فضایی آن ها را بررسی کند. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، این پژوهش مشاهدات میدانی، اسناد تاریخی و داده های جغرافیایی را تلفیق کرده است تا عوامل فضایی، عملکردی و معنایی بازارها را شناسایی کند. تحلیل انجام شده بر رابطه این بازارها با رودخانه ها و نقش آنها در شکل دهی به پویایی اجتماعی و معانی فرهنگی تمرکز دارد. یافته ها نشان می دهد که در دزفول، بازار با ساختار تاریخی و معماری بومی خود به فضایی پویا با کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده که پیوندی عمیق با رودخانه دز دارد. در شوش، مجاورت بازار با رودخانه شاوور و آرامگاه دانیال نبی به آن هویتی مذهبی-تجاری بخشیده و نقش آن را فراتر از یک فضای خرید صرف در بافت شهری ارتقا داده است. در هر دو شهر، رودخانه ها نه به عنوان عناصر طبیعی صرف، بلکه به عنوان عوامل فعال در فرایند معنا آفرینی، شکل دهی به تجربه فضایی و تثبیت هویت بازارها عمل کرده اند. این مطالعه بر اهمیت درک بازار به عنوان یک «مکان» تأکید می کند؛ فضایی مملو از سرزندگی اجتماعی و هویت فرهنگی که از طریق پیوند با رودخانه، نقش حیاتی در اتصال مردم به شهر ایفا می کند.
کاربرد نمایش خلاق در آموزش مهارتهای کلامی: مطالعه موردی پسران 15-13ساله در رباط کریم، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین تأثیر نمایش خلاق در آموزش مهارت های کلامی به نوجوانان 1۳ تا 1۵ سال است. پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی صورت پذیرفت. تحقیقِ حاضر مطالعه ای نیمه تجربی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل ۹۵ دانش آموز پسر از دو مدرسه در شهرستان رباط کریم است که به دو گروه آزمون (۵۵ نفر) و شاهد (۴۰ نفر) تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه بومی شده سنجش مهارت ارتباطی بارتون استفاده شد. پس از برگزاری ۱۲ جلسه آموزش نمایش خلاق برای گروه آزمون، پیش آزمون و پس آزمون از هر دو گروه اخذشده و به کمک نرم افزار SPSS-21 داده ها در سطح توصیفی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نمایش خلاق تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه مهارت های کلامی در نوجوانان دارد. مهارت هایی نظیر اعتمادبه نفس، رعایت ادب در کلام، پرهیز از به کاربردن تکیه کلام، کوتاهی و وضوح کلام، کنترل صدا، توجه به زبان بدن، گوش دادن فعال و سکوت هوشمندانه؛ در گروه آزمون پذیر به صورت چشمگیری نسبت به گروه شاهد بهبود یافت. در نهایت یافته های پژوهش نشان می دهد که نمایش خلاق می تواند به عنوان رویکرد آموزشی مؤثری برای تقویت مهارت های کلامی و ارتباطی نوجوانان در نظام آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل اثر کیفیت کالبدی و کارکرد معماری فضای داخلی مسکونی بر انتخاب مسکن: مقایسه میان ترجیحات بیان شده و آشکارشده در اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
37 - 54
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کیفیت کالبدی و کارکردی معماری مسکن، در کنار ویژگی های جمعیت شناختی خانوار، نقش تأثیرگذاری در انتخاب مسکن ایفا می کند. در این فرایند، خانوارها از میان گزینه های موجود، مسکنی را برای سکونت خود برمی گزینند؛ که ممکن است تفاوت هایی با انتظارات و ترجیحات ذهنی آنها داشته باشد و در نهایت این شکاف منجر به نارضایتی شود. هدف پژوهش: لذا، این پژوهش با دو هدف اصلی انجام شده است. اول تحلیل اثر کیفیت کالبدی و کارکردی معماری مسکونی و مشخصات خانوار بر انتخاب شاخص های کیفی کالبدی و کارکردی مسکن در وضعیت موجود و دوم شناسایی کیفیت معماری مسکن مورد انتظار خانوار، که نتیجه قیاس و رتبه بندی این دو، در بستر ویژگی های جمعیت شناختی؛ نهایتا به دانش کاربردیتری برای طراحی معماری مسکن متناسب تر با نیاز هرگروه از بهره بران مسکن منجر خواهد شد. روش پژوهش: این پژوهش از منظر روش، توصیفی-تحلیلی بوده و با هدف کاربردی، به شیوه جمع آوری داده پیمایشی و میدانی و با استفاده از پرسشنامه، مصاحبه حضوری و برداشت از مکان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، خانوارهای ساکن در خانه های شهر اراک بودند. برای انتخاب نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی ساده، از جدول مورگان استفاده شد و برای ضریب اطمینان، پرسشنامه بین 700 نفر توزیع شد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن، میانگین، توزیع فراوانی، چولگی، کشیدگی و سایر آزمون های آماری و نرم افزار اکسل و اس پی اس اس استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کیفیت کالبدی و کارکردی معماری و مشخصات جمعیت شناختی نقش معناداری در انتخاب مسکن دارد. با این حال اغلب تفاوت های قابل توجهی میان ترجیحات ایده آل ذهنی افراد و مسکن انتخابی آن ها وجود دارد؛ مانند تمایل به فضای نیمه باز، جنس کفسازی، اندازه پنجره ها، محل ورودی فضای نیمه باز، حریم فضایی، طراحی آَشپزخانه و غیره. این یافته ها بر اهمیت شناخت عمیق از ارزش های ذهنی و ترجیحات مسکونی ساکنان مسکن تأکید می کند.
بررسی آثار آنیش کاپور با تمرکز بر مفهوم صیرورت از منظر ژیل دُلوز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
65 - 78
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در دوران پست مدرن، هنر دیگر نه به مثابه بازنمایی ایستا، بلکه به عنوان فرایندی سیال و خلاقانه فهم می شود. در این بستر، مفاهیم فلسفی چون Becoming «صیرورت» در اندیشه ژیل دلوز، امکان تحلیل عمیق تری از آثار هنری معاصر را فراهم می آورد. با توجه به پیچیدگی های فرمی و مفهومی در آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه آثار موم قرمز و مجسمه های آینه ای، ضرورت دارد این آثار با رویکردی فلسفی و میان رشته ای مورد تحلیل قرار گیرند تا ابعاد مفهومی و زیبایی شناختی آن ها به درستی فهم شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل و تفسیر آثار آنیش کاپور از منظر فلسفه صیرورت در اندیشه ژیل دلوز است؛ مفهومی که جوهره پویایی، تغییر، بی ثباتی و آفرینش مداوم را در خود دارد. این پژوهش درصدد است نشان دهد چگونه آثار کاپور می توانند به مثابه مصادیق بصری صیرورت، تجربه ای فراتر از بازنمایی سنتی و در راستای خلق رخدادهای هنری در لحظه ارائه دهند.روش پژوهش: این پژوهش، کیفی و نظری است و با رویکردی تحلیلی-تفسیری در چارچوب مطالعات میان رشته ای هنر و فلسفه انجام شده است. با تکیه بر منابع کتابخانه ای و آثار نظری دلوز، دو مجموعه موم قرمز و مجسمه های آینه ای کاپور، به دلیل پیوندشان با مفهوم صیرورت، به عنوان مطالعه موردی بررسی شده اند.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آثار آنیش کاپور، به ویژه در دو مجموعه یادشده، نه ابژه هایی ایستا، بلکه فرایندهایی درحال شدن و تغییر مداوم هستند. مجسمه هایی چون Svayambh، Past, Present, Future یا Cloud Gate، تجربه هایی از صیرورت را خلق می کنند که در آن مرزهای میان ماده، زمان، فضا و مخاطب از بین می رود. این آثار با درهم آمیختن ماده، حرکت، بازتاب و بی ثباتی، مصداقی عینی از اندیشه دلوزی اند که هنر را نه به مثابه بازنمایی، بلکه به مثابه رخداد، خلق معنا و تجربه زیسته در نظر می گیرد. در نهایت، این تحلیل نشان می دهد که فهم آثار کاپور بدون درک صیرورت دلوزی ناقص خواهد بود، و چنین رویکردی درک عمیق تری از هستی شناسی پویای هنر معاصر ارائه می دهد.
تحلیل تطبیقی استعاره کلاسیک: از محاکات ارسطویی تا نظریۀ تخیّل در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی و تعریف استعاره، همواره از مساِئل مهم در حوزه فلسفه ادبیات بوده است. ارسطو نخستین اندیشمندی است که در دو اثر ارزشمند خود، بوطیقا «فنّ شعر» و ریطورریقا «فنّ خطابه»، استعاره را از شیوه های متعارف زبان متمایز می کند و آن را از انواع محاکات برمی شمارد. وی پیوندی عمیق میان استعاره، لذّت و تخیّل برقرار می کند و در فنّ خطابه استفاده از استعاره را منجر به ایجاد لذّت در مخاطب می داند؛ بدین ترتیب که شنونده را به مشاهده امور وا می دارد. ابن سینا نیز با الهام از دیدگاه های ارسطو در فنّ شعر، نظریه شعری خود را ارائه داده است. او تحقّق شعر را در گرو اجتماع وزن و سخن مخیّل می داند با این تفاوت که سادگی کلام را اصل شمرده و استعاره های لطیف و غیر بعید را منشأ لذّت تلقی می کند. از منظر ارسطو، استعاره فاقد اعتبار معرفتی و صرفاً واجد ارزش زیبایی شناختی ست؛ دیدگاهی که ابن سینا نیز در پیوند استعاره با تخیّل برآن تأکید دارد. بااین حال، در ترکیب قیاس استعاری، استعاره می تواند کارکرد معرفت شناسانه بیابد. مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی در پی آن است تا ضمن معرفی چیستی و تعریف شعر از دیدگاه ابن سینا، دیدگا ه های او درباره شعر و محاکات را بررسی کرده، تعبیرات وی در باب اجزای سخن را تحلیل کند، میزان تطبیق و نزدیکی آرای او به نگره استعاری ارسطو را نشان دهد و جایگاه معرفتی استعاره در نسبت با حقیقت را در اندیشه این دو متفکّر روشن سازد.
بازآفرینی دستگاه زمان سنجی مدرسه رکنیه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستگاه زمان سنجی مجموعه مدرسه رکنیه که مشهور به رصد وقت و ساعت است در سال 725 ه.ق در محدوده کنونی میدان وقت و ساعت یزد به سفارش سید رکن الدین ساخته شد. این دستگاه مکانیکی که بر پایه انرژی سیال آب بود، قابلیت نمایش ساعات مختلف روز و تقویم سالیانه را داشت و یکی از دستاوردهای شاخص تاریخ علم و فناوری ایران محسوب می شود. هر چند این دستگاه که نوعی برج جهت تعیین وقت (تقویم سالیانه) و ساعت (زمان سنجی روزانه) بوده تا دوره تیموری و در زمان تألیف دو کتاب مهم تاریخی محلی یزد یعنی تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد برقرار بوده، اما پس از این دوره، مجموعه رکنیه و رصد مشهور آن رو به زوال رفته و از دوره صفویه تا کنون اثری از آن باقی نمانده است. با این حال آنچه کتب تاریخ محلی یزد در وصف این بنا آورده اند نشان از عظمت و پیچیدگی و ظرایف فنی این دستگاه برای نمایش اوقات و ساعات دارد. با توجه به اهمیت این دستگاه، پژوهشگران متعددی در مطالعات خود به آن اشاره کرده اند، اما تا کنون این دستگاه بازآفرینی نشده و هیچ تصویر و سندی از شمایل و اجزای عملکردی آن تهیه نشده بود. به همین منظور در سال 1401 طرح بازآفرینی این دستگاه با حمایت شرکت آب منطقه ای یزد در دستور کار قرار گرفت و با همکاری مشترک شرکت مزدآباد و دانشگاه یزد در سال 1403 به انجام رسید. در بازآفرینی این دستگاه برای اولین بار شمایل کلی این دستگاه همراه با تمام عناصر عملکردی اصلی آن بازآفرینی و نحوه عملکرد هر یک از اجزای ساعت به منظور نمایش اوقات و ساعات شامل چرخ چوبین، خانه های ساعت در روز و شب، سازوکار گوی و طاس و سنج، منار علم و منار خروس نمایش داده شده است. علاوه بر این، نمونه کوچک مقیاس این دستگاه که قابلیت نمایش تمام عملکردهای اصلی ساعت را منطبق با سازوکار تاریخی خود دارد ساخته شده است و در موزه آب یزد به نمایش گذاشته شده است. در این نوشتار تلاش شده تا ضمن معرفی مستندات تاریخی پژوهش، شرحی از فرایند پژوهش و بازآفرینی دستگاه و توضیحاتی در مورد نحوه عملکرد عناصر گاهنگاری در این ساعت ارائه شود.
تحلیل نقش آب در ساختار و سازمان فضایی شهری ایران به کمک روش چیدمان فضا؛ (مطالعه موردی: پهنه های اقلیمی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگاه فراکالبدی و فرهنگی به آب در همراهی با حضور فیزیکی و کارکردی، تأثیر خود را در پیدایش و توسعه تمدن ها، با گزینش مکان استقرار شهرها، چیدمان و نحوه توسعه محلات ایفا نموده و در نهایت مهر خود را بر ساختار و سازمان فضایی شهرها زده است. واکاوی نقش آب در متمایز نمودن ساختار و سازمان فضایی شهرها در اقلیم های مختلف خاستگاه پژوهش خواهد بود. هدف: بررسی تحلیلی پهنه های اقلیمی ایران و ساختار و سازمان فضایی شهرهای هر پهنه به کمک روش چیدمان فضا و ارائه راهکارهای سازمان دهی و اصلاح ساختار فضایی شهر براساس آن است. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر بررسی تفسیری تاریخی با تکیه بر تحلیل محتوا براساس ترکیب الگوهای کمی و کیفی است. لذا آنچه در بستر زمان در ارتباط با حضور آب و تأثیراتش در شکل گیری و توسعه فضاهای شهری و ساختار و سازمان فضایی آن ها اتفاق افتاده است، در قالب روایی گزارش می گردد و در ادامه با استفاده از روش چیدمان فضا به بررسی ارتباط میان آب با ساختار و سازمان فضایی شهرها در پهنه های اقلیمی ایران پرداخته خواهد شد. یافته ها : با تأمل در ساختار و سازمان فضایی شهرها در مقیاس های کلان، میانی و خرد، می توان نقش آب را در پیدایش، مکان گزینی، شکل گیری و توسعه آتی شهرها مشاهده نمود که حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را متأثر می نموده است. در سطح کلان، آب در هنگام مکانیابی ساختار شهر حضور داشت. در سطح میانی، نظام آب رسانی، سازمان فضایی شهرها را علی رغم ارگانیک بودن، تحت تأثیر قرار داده و به مکانیابی کاربری ها و فعالیت ها جهت می داد. در سطح خرد نیز حضور مردم در فضاهای شهری، تبیین کننده تعامل با آب و ایجاد فضاهای خاطره انگیز بود. نتیجه گیری: آسیب شناسی ساختار فضایی شهر برای سازمان دهی پیکره بندی فضایی و ایجاد یکپارچگی در کل شهر ضروری است و روش چیدمان فضا ابزاری مناسب در این زمینه است. خدمات رسانی مناسب و بهبود عملکرد شهری، بدون شناخت دقیق ساختار و سازمان فضایی شهر کارایی لازم را به همراه نخواهد داشت.
تاثیر رویکرد معماری ارگانیک بر طراحی خانه سالمندان
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
103 - 119
حوزههای تخصصی:
سالمندی یک دوره بسیار حساس در زندگی افراد است که طی آن توانایی فرد کاهش مییابد و در برابر بیماری های جسمی و روانی آسیب پذیرتر میشود. فضای سبز، تاثیر به سزایی بر روح و روان انسان دارد.. هدف از طراحی خانه سالمندان با رویکرد طبیعت گرایی معرفی فضایی سرزنده است،که باعث شادابی و سرزندگی این قشر میشود. این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است که شامل مطالعات کتابخانه ای و میدانی جهت بررسی نتایج پژوهش از نرم افزار SPSS22 استفاده شده است و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و همچنین از آزمونهای t تک نمونه و فریدمن جهت بررسی عوامل پژوهش استفاده شد. نتایج حاصل منجر به شناسایی انتظارات اساسی شد. ایجاد محیط مطلوب به کمک معماری و استفاده صحیح از الگوهای معماری متناسب با کاربری آنها در جهت ایجاد فضایی سرزنده و طراحی فضایی بر پایه معماری ارگانیک.
بررسی تأثیر اکوسیستم های صوتی بر درک مکان در طراحی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رشد شهرنشینی و پیچیدگی های زیستی-فضایی، لزوم توجه به ابعاد چندحسی در طراحی فضاهای عمومی بیش از پیش احساس می شود. در این میان، «اکوسیستم صوتی» به عنوان بعدی کمتر دیده شده اما تأثیرگذار در کیفیت تجربه زیسته شهروندان اهمیت یافته است. برخلاف دیدگاه سنتی که صدا را تنها منبع آلودگی قلمداد می کرد، رویکردهای معاصر صدا را عنصری بالقوه در ارتقای حس مکان و کیفیت زندگی می دانند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شاخص های طراحی شهری بر کیفیت اکوسیستم های صوتی و درک مکان انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که چگونه عناصر طراحی شهری می توانند بر مؤلفه های صوتی فضا و تجربه ادراکی شهروندان اثرگذار باشند. روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با رویکردی تلفیقی انجام گرفته است. ابتدا شاخص ها و مؤلفه های صوتی از طریق مرور منابع نظری استخراج شد. سپس با استفاده از روش دلفی و مشارکت ۲۰ نفر از متخصصان حوزه طراحی شهری و آکوستیک محیطی، میزان تأثیر شاخص های طراحی بر مؤلفه های صوتی ارزیابی شد. داده ها با بهره گیری از الگوریتم Jenks برای تحلیل خوشه ای پردازش شدند. یافته ها نشان می دهد که شاخص هایی نظیر کنترل تراکم و ارتفاع ساختمان ها، تقویت هویت صوتی محلی و بهره گیری از پوشش گیاهی، نقش مؤثری در بهبود مؤلفه هایی، چون تعادل صوتی، سکوت عملکردی و کیفیت تجربه شنیداری دارند. در نتیجه، طراحی شهری می تواند با رویکردی میان رشته ای و حساس به صدا، بستر مناسبی برای ارتقای ادراک حسی و تجربه مکان فراهم آورد. مدل مفهومی پژوهش نیز سه لایه کالبدی، زیست محیطی و ادراکی را در تعامل با کیفیت صوتی معرفی و راهبردهایی برای طراحی صوت محور ارائه می دهد.
دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
93 - 109
حوزههای تخصصی:
در مکتب نگارگری تبریز صفوی، همچون مکاتب پیشین، متون مختلف ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، جمال و جلال آصفی و دیوان حافظ کتاب آرایی شده اند. توجه به این متون در فرایند توصیف، تفسیر، داوری و فهم آثار این مکتب، ضروری است. مفهوم دگردیسی یا ترجمه بینا نشانه ای که به معنای برگردان نشانه های کلامی به وسیله نشانه های نظام های نشانه ای غیرکلامی است، می تواند در مطالعه رابطه متون ادبی و نگاره های مکتب تبریز صفوی، راهگشا باشد. هدف این پژوهش شناخت دقیق و روشمند فرایند تبدیل متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی مبتنی بر مفهوم دگردیسی و نیز شناسایی عوامل اثرگذار بر این فرایند است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. فرایند دگردیسی یا ترجمه بینانشانه ای از متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی چه سازوکارهایی دارد؟ 2. عوامل مؤثر بر این فرایند کدام اند؟ روش تحقیق این پژوهش بنیادی – نظری و به شیوه توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق مطالعه اسناد و منابع موجود گردآوری شده اند. پس از بررسی فرایند ترجمه بینانشانه ای از منظر نشانه شناسی لایه ای و استخراج سازوکارها و عوامل مؤثر، اعتبار یافته های کیفی که به صورت هدفمند و غیرتصادفی انتخاب شده اند، به کمک مجموعه ای از نمونه نگاره های منتخبِ مکتب تبریز صفوی، ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در ترجمه بینانشانه ای متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز، چهار فرایند کلی تکرار، بازآفرینی، نوآفرینی و حذف نقش دارند. همچنین، عوامل مؤثر بر این فرایند عبارت اند از: داستان محور بودن متن ادبی، خلاقیت و دانش شناختی هنرمند، تغییرات و محدودیت های رسانه و روابط بینامتنی میان متون اثرگذار بر فرایند دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی.
واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
بازخوانی چالش های توسعه در منظر شهری نطنز با تأکید بر عناصر سازمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
50 - 61
حوزههای تخصصی:
منظر شهری بازتابی از هویت، تاریخ، فرهنگ و ساختار فضایی هر شهر است و سازمان فضایی به عنوان بستر کالبدی این منظر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادراک فضایی و هویت شهری ایفا می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهر تاریخی نطنز، به خوانش عناصر سازمان فضایی آن شامل قلمرو، مرکز، ساختار و کل های کوچک می پردازد تا تأثیر دگرگونی های ناشی از توسعه معاصر بر منظر شهری را تحلیل کند. نطنز نمونه ای از شهرهای ایرانی است که سازمان فضایی آن در پیوند با بستر طبیعی، سلسله مراتب عملکردی و نظام معیشتی-اجتماعی شکل گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تفسیری، برپایه مطالعات کتابخانه ای، متون تاریخی، مشاهده میدانی و تحلیل نقشه ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که عناصر سنتی سازمان فضایی نطنز از جمله باغات پیرامونی به عنوان مرزهای طبیعی قلمرو، مراکز مذهبی و اجتماعی در قلب ساختار فضایی، شبکه ارگانیک مسیرها و پیوندهای عملکردی، در حفظ انسجام فضایی و معنا بخشی به منظر شهر نقشی کلیدی داشته اند. با این حال، توسعه های چند دهه اخیر از جمله ساخت وسازهای جدید، خیابان کشی ها و گسترش نامتوازن شهر، موجب گسست در سازمان فضایی، تضعیف مرکز تاریخی، از بین رفتن پیوستگی عملکردی و کاهش خوانایی منظر شهری شده اند. نتیجه این دگرگونی ها، تضعیف هویت تاریخی شهر و کاهش تعلق خاطر شهروندان به فضاهای تاریخی بوده است. بر این اساس، بازشناسی و بازآرایی عناصر سازمان فضایی با تکیه بر بستر طبیعی و ساختار تاریخی شهر، می تواند راهبردی مؤثر برای هدایت توسعه پایدار و ارتقاء کیفیت منظر شهری نطنز و شهرهای مشابه باشد. این مطالعه تلاش دارد تا با تأکید بر جایگاه سازمان فضایی در فهم منظر شهری، زمینه ای برای سیاست گذاری های مکان محور در مدیریت توسعه شهرهای تاریخی فراهم آورد.
بازنمود تصویری گفتمان ناسیونالیسم در ایران دورۀ قاجار: مطالعه موردی تصاویر روزنامه ها به عنوان متون فرهنگی دورۀ تجددخواهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77 - 91
حوزههای تخصصی:
ارتباط جدیِ بین ایران با اروپا و در پی آن تجددخواهی ایرانی از دوران قاجار آغاز شد و دستاوردهای مختلفی را به همراه داشت. شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم نوین به عنوان امر سیاسی و نیز آشنایی با صنعت چاپ و دستاوردهای تصویری آن، که هر دو ارتباط قوی با تحولات مدرن دارند، در این دوران سر برآوردند و به تَبَع همزمانی شان، بر روی یکدیگر تأثیر نهادند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ریشه یابی حضور دیداری گفتمان ناسیونالیسم، پاسخگوی این پرسش است که نقشِ دستاوردهای تصویری مبتنی بر صنعت چاپ در تولید دیداری ناسیونالیسم در ایران چگونه است؟ این پژوهش کیفی که به روش توصیفی-تحلیلی، گردآوری اطلاعات را از طریق اسناد کتابخانه ای جمع آوری نموده، پس از بررسی تحولات پیرامونی اندیشه ناسیونالیسم، روایت تاریخیِ شکل گیری و گفتمانی شدن آن را در ایران، مورد مطالعه قرار داده است. همچنین با توجه به این که ریشه یابی دیداری گفتمان ناسیونالیسم، وابسته به متون و نشانه های تصویری هستند که در بستر این گفتمان معنا می شوند، با رویکرد نشانه شناسی گفتمانی به تحلیل تصاویر تعدادی از روزنامه های اوایل و اواخر دوران قاجار پرداخته است، زیرا بنابر مستندات معتبر تاریخی، روزنامه بارزترین نمود ورود صنعت چاپ به ایران محسوب می شود. نتیجه چنین حاصل آورد که تغییر در اندیشه های گفتمانی ناسیونالیسم ایرانی، بازنمود دیداری آن را نیز متحول کرده، چنان که در این روزنامه ها، نگرش تصویری از ناسیونالیسم سیاسی (درباری) به ناسیونالیسم مردمی مبدل گردیده است.
ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
76 - 85
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
گونه شناسی کالبدی فضایی کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی پلان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۸۴-۴۹
حوزههای تخصصی:
اهداف : هدف این جستار مطالعه کاروانسراهای این محدوده و ارائه الگوهای پلان معماری کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی اتاق با شترخان است. روش ها: روش گردآوری داده های این پژوهش بر اساس مشاهدات و برداشت های میدانی ، مطالعات کتابخانه ای ، بررسی اسناد و نقشه های معماری کاروانسراها و مطالعه تصاویر هوایی است. روش تجزیه و تحلیل بر پایه رویکردهای تفسیری ، تاریخی و مقایسه ای است. روش دست یابی به اطلاعات به صورت استدلال استقرایی است. در این محدوده 60 کاروانسرا شناسایی شده است. از میان جامعه آماری فوق ،13کاروانسرا بعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده اند. انتخاب این نمونه ها به صورت هدفمند و غیراحتمالی و براساس یافته های تحقیق بوده و از هر گونه شناسایی شده 1 کاروانسرا بررسی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن دارد که برخی از کاروانسراها بسیار شبیه بهم هستند و در یک دوره زمانی ساخته شده و گونه بندی آنها نیز شبیه به یکدیگر هستند که این ناشی از وجود سازمان و تشکیلاتی واحد و معمار و طراح مشترک می باشد و در نتیجه پلان معماری و جزییات آنها مشابه است. در جامعه آماری این پژوهش، 13 گونه و الگوی معماری کاروانسرا براساس مطالعه نقشه معماری آنها شناسایی شد. این گونه ها و الگوها بر اساس ترکیب بندی فضایی پلان معماری آنها ( ترکیب اتاق با شترخان) بدست آمده است. نتیجه گیری: نتیجه کاربردی این پژوهش دست یابی به شباهت ها و تفاوت های کاروانسراها و استفاده از این وجوه افتراق و اشتراک در مرمت کاروانسراها می باشد. کاروانسراهایی که در یک مسیر تاریخی مشترک با ویژگی های فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی مشترک هستند غالبا ویژگی های معماری شبیه به هم دارند، در نتیجه از این شاخصه می توان برای مداخله در آنها سود جست.
ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۰۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
بازبینی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) و نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
طبیعت به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین زیست انسانی، نقش تعیین کننده ای در رشد جسمانی و روان شناختی ایفا می کند؛ بااین حال، گسترش شهرنشینی و کاهش تماس مستقیم با محیط های طبیعی، به ویژه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، موجب افزایش آسیب پذیری های روان شناختی می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی و رویکرد شبه تجربی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر ۵ تا ۶ ساله مبتلا به ADHD در مدارس ابتدایی شهر شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه استاندارد با پایایی تأییدشده (آلفای کرونباخ 0.817) بود. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف–اسمیرنوف، لوین، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) که در نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون، تفاوت معناداری در کاهش علائم ADHD و بهبود یادگیری وجود دارد (سطح معناداری < 0.05). مقادیر بالای اندازه اثر (0.664 و 0.693) بیانگر تأثیر قوی محیط های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت یادگیری و سلامت روان کودکان است. یافته ها ضرورت ادغام اصول بیوفیلیا در طراحی مراکز آموزشی شهری را برای بهبود رشد شناختی و رفتاری کودکان تأیید می کند.
Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
69 - 84
حوزههای تخصصی:
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش
حوزههای تخصصی:
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.