فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرایند جست وجو و بازیابی اطلاعات فرایندی شناختی و بسیار پیچیده است. یکی از رویکردهای مهم در کشف و درک این فرایند، بررسی تجربه های کاربران است. این پژوهش با هدف بررسی فهم و برداشت تجربه دانشجویان دکتری از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر تفسیری بود که با روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری به اجرا در آمد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر دانشجویان دکتری حوزه های گوناگون دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۷ بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند، معیار و گلوله برفی بود. تنوع حداکثر در انتخاب نمونه در نظر گرفته شد و تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه نیمه ساختاریافته از ۲۰ دانشجو صورت گرفت. مصاحبه ها پیاده سازی شده و به شکل استقرایی و با شیوه کدگذاری نظری در نرم افزار «ماکس کیودا ۱۲» مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که پس از تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، شش طبقه توصیفی از چگونگی درک و تجربه دانشجویان دکتری تخصصی از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات پدیدار گردید. شش طبقه جست وجو و بازیابی اطلاعات به مثابه دریایی بی انتها، گنجینه ای ارزشمند، جاده ای پر از چراغ، کلیدی برای نجات، خوردن میوه دلخواه، و پلی برای رسیدن به دانش بودند. نتایج نشان داد که دانشجویان پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات در فرایند پژوهش را مهم و ضروری توصیف کرده و مشکل اصلی آن ها در زمینه یادگیری و آموزش مهارت های لازم برای جست وجو و بازیابی اطلاعات بود که احساس ناخوشایندی در آن ها به وجود می آورد. گرچه این پژوهش با توجه به نوع و ماهیت کیفی خود به دنبال تعمیم یافته های حاصل از پژوهش حاضر نیست، اما با توجه به یافته ها و بر طبق آنچه در فضای نتیجه ارائه شد، درک و توصیف دانشجویان از پدیده جست وجو و بازیابی اطلاعات با توجه به محدودیت ها و مشکلات زیادی که آن ها بیان کردند، زنگ خطر و هشداری برای نظام آموزش عالی است و باید مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل محتوای مقالات فصلنامه مطالعات مدیریت گردشگری (1391-1398) بر مبنای الگوی مشارکت نویسندگان و ویژگی های روش شناسی، استنادی و عملکردی مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۸
161 - 192
حوزههای تخصصی:
مطالعه روند تولید مقالات علمی در هر حوزه دانشی، از یک سو می توانند تصویری شفاف از خط سیر علمی یک نشریه ارائه دهد و از سوی دیگر، شکاف ها و خلأهای پژوهشی را در آن حوزه، شناسایی نماید. در این میان بررسی پژوهش های انتشار یافته در حوزه گردشگری، می تواند درک صحیحی از رویکردهای نظری، روش ها و تکنیک های مورد استفاده محقق و چگونگی پیشرفت نظری و روشی در این حوزه را فراهم سازد و اطلاعاتی مستند در خصوص سیر تحول و روند انجام این پژوهش ها در طول یک دوره زمانی مشخص ارائه دهد؛ ضمن آنکه چشم اندازی شفاف در زمینه محدودیت ها، آسیب ها و موارد نیازمندِ توجه بیشتر را، برای پژوهشگران و نیز مدیران و برنامه ریزان این حوزه فراهم می آورد. مسئله اصلی این پژوهش، شناخت مقالات علمی منتشر شده در نشریه «مطالعات مدیریت گردشگری» بر مبنای چهار مؤلفه: ویژگی ها و الگوی مشارکت نویسندگان، ویژگی های روش شناسی، استنادی و عملکردی مقالات است. روش پیشبرد پژوهش توصیفی بوده و به طور خاص از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای و شیوه تحلیل آنها کمّی است. نمونه های مورد مطالعه تع داد 219 مقاله(N=219)، شامل کلیه مقالات انتشار یافته در نشریه مطالعات مدیریت گردشگری، طی سال های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸ در ۸ دوره و ۳۲ شماره(۴۸-۱۷) است. نتایج این پژوهش ضمن ارائه تصویری روشن از الگوهای مشارکتی نویسندگان و نیز ویژگی های روش شناسی، عملکردی و استنادی مقالات، خط سیر و روند ثبات یا تغییرات به وجود آمده در هر یک از الگوها و ویژگی های مورد مطالعه در این نشریه را طی هشت سال، آشکار نموده است.
University Libraries Reaction to Covid-19 Pandemic: The Foremost Central Libraries in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
85 - 97
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study is to explore the university libraries’ responses to the COVID-19 pandemic and determine their services patterns. Method: This study is a qualitative exploration by collecting data through phone and online interviews of selected heads or assistants of thirteen university libraries. The interview recordings were transcribed with the help of callX software. The content of the interviews was analyzed and coded using MaxQDA software and led to the extraction of 220 initial codes. Findings: Almost all the central libraries of the studied universities limited their in-person services during Covid 19 pandemic but engaged with the users and tried to increase digital and remote services. Revamping their web pages, Flexibility in presenting services, development of information dissemination to users were the most important services and activities that central libraries presented in the pandemic era. Two of the most significant services which they have started during this period are librarian booking and online videoconference interviews with the users. Conclusion: although Covid 19 quickly invaded libraries and reduced the opportunity for a quick response, some of the studied central libraries took advantage of the crisis and provided suitable services to students such as setting up digital reference desks, purchase of software to organize electronic resources in the library, online reference interview with users etc.
The Semantically Rich Learning Environments: A Systematic Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
99 - 125
حوزههای تخصصی:
Purpose: The research is intended to extract repetitive themes in the field of semantic-rich learning and to express the basic opportunities and challenges therein. Method: The method applied was to review the articles published in the WOS database, during the years 2000 to 2020 by using the paradigm funnel technique; moreover the Nvivo software was used for document analysis and theme extraction. Findings: In the study, it was found that establishing access to appropriate educational content, proper analysis and representation of knowledge, human capabilities enhancement, personalization of learning, and improving the quality of assessment, are the most important positive effects of using STs in learning; Also, in this study, nine themes and seven major challenges in the field of semantic-rich learning were identified. Conclusion: personalization and adaptation, and the development of various ontologies, are the most cited themes; and access to learning content and concerns about the design and development of learning systems are the most important challenges facing semantic-rich learning environments. We believe that in order to overcome the enumerated challenges, the combination of STs with other emerging cognitive and communication technologies, such as IoT, is necessary and could be the subject of future research in this field.
استارت آپ های صنایع خلاق فرهنگی در حوزه کتاب در ایران و ارائه سناریوهای توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تبیین وضعیت فعالیت استارت آپ های فعال در حوزه کتاب در ایران و ارائه سناریوهای توسعه روش شناسی: رویکرد استفاده شده در پژوهش حاضر ترکیبی (کمی و کیفی) است. ابتدا از رویکرد کمّی برای گردآوری اطلاعات و تشریح وضعیت استارت آپ ها استفاده شد و سپس برای تدوین سناریوها از رویکرد کیفی استفاده شد. در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شد. در بخش دوم که اختصاص به تدوین سناریو برای ترسیم آینده داشت از سناریونگاری تکوینی استفاده شد. جامعه پژوهش 154 استارت آپ فعال در حوزه کتاب بودند که 58 مورد در حوزه کتاب الکترونیکی، 26 مورد در حوزه کتاب صوتی، 65 مورد در حوزه توزیع و فروش کتاب چاپی و 5 مورد در حوزه شبکه های اجتماعی فعالیت دارند. در بخش دوم اقدام به انجام مصاحبه های نیمه باز با 9 نفر از متخصصان علمی و اجرایی شد. برای تحلیل محتواهای مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی پنهان با رویکرد استقرائی، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرکز اصلی استارت آپ ها در شهر تهران است و عمر شکل گیری آن ها به دو دهه اخیر برمی گردد. استارت آپ های این حوزه ضعیف هستند و این ضعف ناشی از ضعیف بودن حوزه کتاب در کشور است. توان مالی و زیرساختی این شرکت ها بسیار پایین است و نیازمند پشتیبانی هستند و مؤسسات سرمایه گذار و شتاب دهنده ها نیز به دلیل کمی سودآوری این حوزه به ندرت وارد این حوزه ها می شوند. به لحاظ زیرساخت های قانونی و اداری خلأهای بسیاری پیش روی این شرکت ها در صنعت کتاب است و نیاز به اصلاح رویه ها، قوانین و زیرساخت های اجرایی و تسهیل فعالیت این مؤسسات است.
How Can We Equip Academic Libraries with IoT Technologies: Practical Guidelines(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
71 - 84
حوزههای تخصصی:
Background: The advancement of information technologies has many effects on library services and collection management. Most of the librarians and library managers would like to work in libraries with a focus on modern devices and technologies. Purpose: The purpose of this study is to examine applying new devices of IOT technologies in different parts of libraries and changing library environments and services according to these new technologies. Method: The present research has been using a library study. In fact, equipping libraries with modern technologies would improve library services and increase users’ satisfaction. Findings: Librarians should be aware of important aspects of IoT in library services. The IoT will continue to affect libraries and their services through the building, collection management, instruction, data security, data mining, and information literacy. In this study, authors try to design a practical model for academic libraries based on IoT devices to improve the quality of services, increase user’s satisfaction and reduce costs. Conclusion: It is expected that this new technology, in addition to improving services, can greatly reduce the additional costs of libraries and help the library get closer to green and environment-friendly libraries.
Library and Information Science Education in India: Growth, Development, Problems and Prospects(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۳, Summer & Autumn ۲۰۲۱
45 - 61
حوزههای تخصصی:
The purpose of the study is to explore the history and growth of the Indian LIS education system, its sustainability, and describe a critical review of recent UGC proposed Learning Outcomes-based Curriculum Framework (LOCF) syllabi. The formal LIS education which was started before independence with few universities currently witnessed a phenomenal growth of LIS departments/schools in the county. The structured questionnaire and survey methods were used to collect relevant data about availability of various courses and supplemented by searching websites and personal contacts. The findings of the study indicates that that 237 universities/colleges/ polytechnic institutes and professional associations found offering LIS education from six months certificate course to a doctoral research program. The survey revealed that at present B.A. (Hons.), B.Sc. (H), Dip. in LIS (3 years), CLIS, BLIS, MLIS, MLIS (two years integrated), PGDLAN, M. Phil., Ph.D., and D.Litt. courses are available in 31 states and UT of Indian universities/colleges in Library and Information Science. The study also finds that during the span of 20 years (2001-2020) 105 LIS departments came into existence primarily in private universities and colleges. The latest UGC proposed LOCF syllabi for BLIS also examined its acceptability and sustainability as a uniform model curriculum framework for the LIS departments in India, In addition, the study describes key issues, challenges and recommendations to enhance LIS education scenario.
بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تقویت تفکر خلاق برای رشد فعلی و آینده کودک و جامعه ضروری است و ادبیات کودک می تواند نقش مهمی را در پرورش مهارت های تفکر و خلاقیت داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان به کارگیری مؤلفه های خلاقیت گیلفورد در مجلات فارسی کودکان صورت گرفت. روش: روش پژوهش، تحلیل محتوا و جامعه آماری مطالب داستانی و غیرداستانی 12 مجله معتبر فارسی کودکان فهرست شده در تقسیم بندی شورای کتاب کودک است. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای برای مطالب داستانی و غیرداستانی است. ابزار گردآوری اطلاعات سیاهه وارسی محقق ساخته ای است که بر اساس مؤلفه های هشت گانه تفکر خلاق گیلفورد تهیه شد. روایی ابزار بر مبنای پژوهش های پیشین و پایایی با ضریب همبستگی درون گروهی تأیید شد. یافته ها: میانگین مؤلفه های تفکر خلاق گیلفورد در مطالب داستانی و غیرداستانی مجلات متفاوت است. در مطالب داستانی، حساسیت به مسئله دارای بیشترین میانگین و پیچیدگی و پس از آن ترکیب کمترین میانگین را داشتند. همچنین میانگین میزان پرداختن به مؤلفه حساسیت به مسئله در بین مطالب غیرداستانی بیش از سایر مؤلفه ها بود و کمترین میزان میانگین نیز به مؤلفه ارزشیابی تعلق گرفت. در مطالب داستانی مجله «سه چرخه» و در مطالب غیرداستانی مجله «نبات» به مؤلفه های خلاقیت توجه بیشتری داشتند. نتیجه گیری: مجلات کودکان فارسی باید توجه بیشتری به مسئله خلاقیت داشته باشند، این مهم با رویکرد فعلی آنان قابل دستیابی نخواهد بود و باید در خط مشی خود پیرامون انتشار آثار فاقد محتوای خلاقانه تجدیدنظر اساسی نمایند.
ارائه رویکرد تنسور سه بعدی برای طبقه بندی و تشخیص اخبار جعلی: مطالعه موردی اخبار فارسی در حوزه کرونا ویروس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
221 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر اختصاص یکی از کلاس های جعل و واقعی به متن های آزاد می باشد. شبکه های عصبی کانولوشنی به عنوان یکی از مهم ترین مدل های یادگیری عمیق، دقت بالایی را بر روی این مسائل بدست آورده است. در این تحقیق آنالیز متن در سطح جمله و بهبود عملکرد شبکه عصبی کانولوشنی جهت تشخیص اخبار جعلی مورد توجه بوده است. در اﯾﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎ ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﯿﺴﻪ ای از ﮐﻠﻤﺎت ﺑﻪ ﻣﺪل داده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﻀﺎی ﺑﺮداری ﺑﻪ ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ ﻫﺎی دو ﺑﻌﺪی ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺷود. یکی از محدودیت های شبکه های کانولوشن این است که در سطح کلمه کار کرده و نمی تواند رابطه و فاصله بین جملات را در نظر بگیرد و آﻧﺎﻟﯿﺰ در ﺳﻄﺢ ﺟﻤﻠﻪ مشکل اساسی در این تحقیق می باشد. در این پژوهش یک مدل پایه ای مبتنی بر شبکه های کانولوشنی پیشنهاد شده که در آن اسناد به صورت تنسورهای سه بعدی به شبکه داده می شوند تا بتواند مشکل مذکور را مرتفع نماید. در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و به نتایج دقیق تری در تشخیص اخبار جعل دست می یابد. روش شناسی: پژوهش حاضر مطالعه ای کاربردی بوده که در آن حدود 42000 اخبار فارسی از شهرهای مختلف ایران از توییتر جمع آوری شده و با عمل پیش پردازش، داده های اضافی و غیر مفید حذف و پس از برچسب زدن متون پاک سازی شده، متن اخبار جهت رویکرد پیشنهادی با استفاده از نرم افزار پایتون پردازش شده اند. یافته ها: برخی از الگوریتم های یادگیری ماشین دارای قدرت بیشتری در مسائل طبقه بندی بودند، ولی با تغییراتی که در ساختار الگوریتم شبکه کانولوشن صورت گرفت، نتایج بهتری نسبت به الگوریتم های یادگیری ماشین و سایر الگوریتم های مشابه حاصل شد. نتیجه گیری: در نظر گرفتن تنسورهای سه بعدی امکان یادگیری موقعیت کلمات در جمله را برای مدل فراهم می آورد و این مدل پیشنهادی در مقایسه با رویکردهای پیشنهادی در ادبیات، دقت قابل توجهی را بدست آورده است. مدل پیشنهادی بدون اضافه کردن سربار اضافی از لحاظ تعداد ویژگی ها و عمق شبکه، با تغییر در ورودی توانسته است به نتایج بهتر و قابل قبول از سایر رویکردهای موجود در ادبیات دست یافته و به دقت و صحّت بیش از 94 درصد دست یابد.
بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی با خلاقیت و کارآیی سازمانی در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سرمایه اجتماعی با خلاقیت و کارآیی سازمانی در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی– همبستگی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را 260 نفر از کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه تشکیل می دادند که 155 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین سرمایه اجتماعی با خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین، خلاقیت سازمانی در رابطه بین سرمایه اجتماعی و کارآیی سازمانی نقش میانجی ایفا نمی کند. بین هر سه بُعد سرمایه اجتماعی (رابطه ای، ساختاری و شناختی) با خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری:تقویت سرمایه اجتماعی به طور مستقیم منجر به بهبود خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه می شود. بنابراین، مدیران کتابخانه ها باید به این مسئله توجه ویژه ای داشته باشند و برای افزایش خلاقیت سازمانی و کارآیی سازمانی کتابداران کتابخانه های عمومی، باید سعی در افزایش سرمایه اجتماعی آنان داشته باشند.
شناسایی پیشایندها و پسایندهای بازاریابی محتوای دیجیتال با استفاده از مدل نظریه ای داده بنیاد (مطالعه موردی: بلاگرهای اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به منظور شناسایی پیشایندها و پسایندهای بازاریابی محتوای دیجیتال با استفاده از مدل نظریه ای داده بنیاد سامان یافته است که از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از پژوهش های کیفی است. جامعه آماری شامل خبرگان و افراد آگاه به امر بازاریابی محتوای دیجیتال، به ویژه بلاگرهای اینستاگرام است. حجم نمونه با اشباع نظری (۲۰ نفر) با استفاده از نمونه گیری هدفمند برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. روایی و پایایی کار از معیارهای «گوبا» و «لینکن» که متشکل از چهار مفهوم جزئی تر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت تأیید، و اطمینان پذیری است، استفاده شد. برای کدگذاری از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. برای تجریه و تحلیل داده ها از روش نظامدار «استراوس» و «کوربین» با کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد. بعد از تحلیل داده ها مدل پارادایم یا الگوی مطلوب بازاریابی محتوای دیجیتال استخراج شد. نتایج به دست آمده به شناسایی ۶۲ کد محوری، ۲۱۶ شاخص (کدگذاری باز) و ۶ کدگذاری گزینشی منجر شد که ۷ پیشایند (مؤلفه اثرگذار) شامل انگیزه ها، هوش تجاری، تجربه مخاطب، ترجیحات و سلیقه ها، تحقیق و توسعه، خلاقیت، و تأثیرگذاران و ۱۱ پسایند (مؤلفه اثرپذیر) شامل رقابت پذیری، ارتباطات، اعتماد مخاطب، خلق ارزش برای مخاطب، ارتقای فرهنگ یادگیری الکترونیک، وفاداری و ترغیب به خرید، آگاهی از برند، سلامت برند، اثربخشی بازاریابی الکترونیک، تبلیغات دهان به دهان، و مشارکت را در برگرفت. افزون بر این، راهبردها، عوامل زمینه ای و موانع پیشِ روی بازاریابی محتوای دیجیتال نیز ارائه شد. از این رو، با توجه به نتایج پژوهش، توجه به یازاریابی محتوای دیجیتال برای برندسازی و جذب مخاطب و همچنین، وفادار کردن مخاطبانِ هدف باید مورد توجه بلاگرها و افرادی که کسب وکار آنلاین دارند، ضروری به نظر می رسد.
پسا حقیقت به منزله موضوع علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله نتایج پژوهشی را درباره تحول علم اطلاعات، مفاهیم و مسائل آن گزارش می کند و نشان می دهد که پدیده جدید پساحقیقت پرسش های نوی را در عرصه این علم مطرح کرده است. به طور مشخص این مقاله به شناسایی و ترسیم ویژگی های پدیده پساحقیقت می پردازد تا نشان دهد این پدیده واقعیت نوی را که مقوله های پیشین را به چالش می کشد، درباره اطلاعات به نمایش می گذارد. سخن از علم اطلاعات با ترسیم سه مدل عمده مطالعه در این عرصه آغاز می شود: مادی، شناختی، و اجتماعی. در بحث از پساحقیقت، از سبب های پیدایش، ویژگی ها، و پیامدهای آن سخن می رود. سبب های پیدایش شامل نفی علم، تعصب ورزی انسان از تایید آنچه که با باورهایش درتعارض است، سلب نقش میانجی اطلاعات، شکل گیری اثرات حباب گونه در نتیجه منطق و الگوریتم های شبکه های اجتماعی و موتورهای جستجو، و ربایش ایده نسبی سازی حقیقت است که جنبش فلسفی پست مدرن به راه انداخته است. در خصوص ویژگی های این پدیده آنچه که در درجه نخست خود را می نمایاند شکل های عمدی و لحظه ای تولید اطلاعاتِ گمراه کننده در بستر پلتفرم های گوناگون - عمدتا نرم افزارهای پیام رسان است- که به صورت زیرزمینی کار می کنند. در ارتباط با پیامدها، از قوت گرفتن رژیم های اقتدارگرا، ضعیف شدن نهادها[ی مدنی] و تسلیم شدگی انسان ها سخن خواهد رفت. روش: روش شناسی ای که در این پژوهش به کار گرفته شده مرور ادبیات و بحث معرفت شناختی است. در مورد علم اطلاعات، کتاب ها و مقاله های نویسندگان کشورهای گوناگون را بررسیده ام. هدف آنها مشخصا ترسیم نقشه علم اطلاعات در قالب جریان های نظری و پارادایم ها بود. از این رو، به منظور تحلیل، آثاری که تنها تاریخ علم اطلاعات را از یک دیدگاه نظری بررسیده بودند، در مطالعه وارد نکردم. برای شناسائی پساحقیقت، عمدتا کتاب های جدید را به خاطر عمق بحثشان از موضوع و تحلیل هاشان از این پدیده و شناسائی سبب های پیدایش، ویژگی ها، و پیامدهای آن بررسی کردم. یافته ها: نتیجه برابرنهادن بحث چارچوب مفهومی علم اطلاعات با مسائل مرتبط با پساحقیقت نشان داد که نیاز است علم اطلاعات علاوه بر مباحثی نظیر ربط، بازیابی، و نسبت اطلاعات با دانش، موضوع «حقیقت» داشتن اطلاعات را در مرکز توجه قرار دهد. پدیده پساحقیقت ابعاد فنی، انسانی، و اجتماعی دارد. علم اطلاعات ابزارها و مفاهیم موردنیاز برای کشف این ابعاد را دارد. نتیجه گیری: پدیده پساحقیقت خود را به صورت چالشی عمده برای علم اطلاعات عرض اندام می کند. از این رو به پژوهش بیشتر برای فهم آن و پرورش راهبرد برای طرف شدن با آن نیاز است.
بررسی و ارزیابی وضعیت به کارگیری اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین وضعیت موجود استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور و عوامل مرتبط با آن است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی کشور بودند که تعداد 899 نفر از آن ها در پژوهش مشارکت کردند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار اس پی اس اس صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد میزان استفاده از اسباب بازی ها در کتابخانه های عمومی کشور بالاتر از حد متوسط است. از نظرِ استفاده از نوع اسباب بازی، تمایل به استفاده از اسباب بازی های گروهی بیشتر از اسباب بازی های فردی است که در این میان، دو دسته اسباب بازی های فکری و آموزشی بیشترین استقبال را از سوی مراجعان داشتند. بررسی میزان رضایت کاربران از بخش اسباب بازی نشان داد اگرچه رضایت کلی از این بخش بالاتر از حد متوسط بود اما تنوع و کیفیت پایین اسباب بازی ها از عوامل نارضایتی از بخش اسباب بازی هستند. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد از دیدگاه کتابداران، استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی اثربخشی بالایی داشته و باعث ثبت تجربه مثبت از کتابخانه در ذهن مراجعان، تقویت روحیه جمع گرایی در کودکان و افزایش مراجعه به کتابخانه شده است. در نهایت، یافته ها حاکی از آن بود کتابداران دانش و توانمندی های اندکی در زمینه اسباب بازی ها و کار در بخش اسباب بازی دارند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر با بررسی وضعیت موجود استفاده از اسباب بازی در کتابخانه های عمومی کشور و شناسایی نقاط قوت و ضعف مرتبط با اسباب بازی، بخش اسباب بازی و کتابداران بخش اسباب بازی، اطلاعات دقیقی را پیشِ روی مدیران و کارشناسان نهاد برای برنامه ریزی دقیق تر و رفع کاستی های این حوزه قرار می دهد. این پژوهش همچنین مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه و بسط مبانی نظری آن فراهم می کند.
پرکاربردترین مؤلفه های مدیریت داده های پژوهشی (مورد پژوهی: کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
107-120
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین پرکاربرد ترین مؤلفه های مدیریت داده های پژوهشی از دید کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور بوده است. روش پژوهش: در پژوهش حاضر از روش آمیخته (کیفی-کمی) استفاده شده است. داده های بخش کیفی متشکل از 20 نفر از خبرگان رشته، انتخاب و فرم های نظرسنجی با هدف اجماع نظرات، در 3 راند برای ایشان ارسال و ارزیابی انجام شد. در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته، نظرات 127نفر از کتابداران کتابخانه های دانشگاهی مورد نظر گردآوری شد. داده های کمی بوسیله آزمون های t ، فریدمن، تحلیل عاملی و مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار PLS، تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: 6 مؤلفه در مدیریت داده پژوهشی از میان مؤلفه های دوازده گانه شناسایی شده در فازهای دلفی، پرکاربردترین آنها در کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور بوده اند که به ترتیب شامل: زیرساخت داده؛ نقش نظارتی؛ استفاده مجدد؛ بودجه؛ سازماندهی؛ اشتراک گذاری) بوده اند. میانگین بارهای عاملی 6 مؤلفه مذکور در کتابخانه های دانشگاهی مورد پژوهش، بالاتر از 6/0 (قابل قبول) بود. ضریب آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و مقدار AVE برابر با 5/0 بوده، لذا تمامی معیارها در متغیرهای پنهان، در محدوده قابل قبول بوده اند. نتایج آزمون های t و فریدمن در بخش کمی نشان داد که از نگاه کتابداران در مقوله های فوق الذکر تفاوت معناداری نسبت به سایر مؤلفه ها وجود دارد. نتیجه گیری: بنابر نظر کتابداران کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی قطب 7 کشور، مؤلفه های زیرساخت داده، نقش نظارتی، استفاده مجدد، بودجه، سازماندهی و اشتراک گذاری، کاربردی ترین مؤلفه ها در مدیریت داده های پژوهشی در اینگونه کتابخانه ها هستند که می توان از آنها به عنوان معیاری برای اجرای پژوهش های آتی و نیز جهت ساخت ابزاری برای انجام پژوهش های مرتبط استفاده کرد.
آسیب شناسی قبول اقدامات پیشگیرانه کووید 19 در ایران: نقش پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی تأثیر پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات برای اقدامات پیشگیرانه در زمان همه گیری کرونا. همچنین این پژوهش به دنبال شناسایی تأثیر مداخله گری اجتناب از اطلاعات بر رابطه پریشانی اطلاعاتی و قبول اقدامات پیشگیرانه است. روش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی است و با روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش(N=16643) تمام دانشجویان دانشگاه شیراز در مقاطع تحصیلی مختلف بود که در ترم زوج سال تحصیلی 1399-1400 در حال تحصیل بودند. بر اساس جدول مورگان نمونه پژوهش 375 دانشجو انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ترکیبی بود که دارای سه بخش پریشانی اطلاعاتی، اجتناب از اطلاعات و قبول اقدامات پیشگیرانه است. داده های پژوهش پس از تأیید روایی پرسشنامه توسط سه متخصص رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی و محاسبه ی پایایی (آلفای کرونباخ) هر سه بخش(پریشانی اطلاعاتی 0.788، اجتناب از اطلاعات 0.856 و قبول اقدامات پیشگیرانه 0.890) جمع آوری شدند. داده ها پس از پشت سرگذاشتن موج چهارم کرونا گردآوری شد. یافته ها: مدل رگرسیونی قدرت پیش بینی متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات در اقدامات پیشگیرانه، معنادار است (F(2, 371)=18.029, p<.001 , R2=.089). متغیر پریشانی اطلاعاتی 13.2 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) و متغیر اجتناب از اطلاعات 25.8 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) را تبیین می کند. همچنین یافته های مدل رگرسیون بلوکی نشان دهنده معناداری تأثیر مداخله گری متغیر اجتناب از اطلاعات (F(2, 371)=19.628, p<.000) بر رابطه ی متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و انطباق با اقدامات پیشگیرانه با R2=.096 بود. متغیر پریشانی اطلاعاتی در حضور اثر مداخله گری اجتناب از اطلاعات، 34.5 درصد از واریانس قبول اقدامات پیشگیرانه (رابطه ی معکوس و معنادار) را تبیین می کند. نتیجه گیری: متغیرهای پریشانی اطلاعاتی و اجتناب از اطلاعات باعث کاهش متغیر قبول اقدامات پیشگیرانه می شود و تأثیر پیش بینی اجتناب از اطلاعات بر قبول اقدامات پیشگیرانه بیشتر از تأثیر پیش بینی پریشانی اطلاعاتی است. از طرفی اجتناب از اطلاعات بر رابطه پریشانی اطلاعاتی و قبول اقدامات پیشگیرانه اثر مداخله گری تقویت کننده دارد و میزان قبول اقدامات پیشگیرانه، در حضور اثر اجتناب از اطلاعات کمتر می شود. به بیانی دیگر، افرادی که نمرات بالاتری در پریشانی اطلاعاتی کسب کردند و بیش از سایرین از اطلاعات در زمینه کرونا اجتناب می کردند، به میزان کمتری از اقدامات پیشگیرانه کرونا پیروی می کردند. همچنین هیچ رابطه ی معناداری بین دو متغیر اجتناب از اطلاعات و پریشانی اطلاعات مشاهده نشد.
رابطه بین تسهیم دانش و رفتار شهروندی سازمانی با خلاقیت سازمانی در مؤسسات آموزش عالی (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلاقیت سازمانی همواره تحت تأثیر متغیرها و عوامل گوناگونی قرار داشته است. یکی از مؤلفه های اثرگذار بر خلاقیت سازمانی، فرآیندهای مختلف مدیریت دانش و پدیده رفتار شهروندی سازمانی است. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین تسهیم دانش و رفتار شهروندی سازمانی با خلاقیت سازمانی در مؤسسات آموزش عالی بود. نوع پژوهش، توصیفی-همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان ستادی دانشگاه قم به تعداد 344 نفر بودند که از میان آن ها با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها، از سه پرسشنامه استاندارد تسهیم دانش، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی و پرسشنامه محقق ساخته خلاقیت سازمانی استفاده شد. جهت سنجش روایی پرسشنامه ها از روایی محتوایی و سازه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای تسهیم دانش 91/0، رفتار شهروندی 82/0، و خلاقیت سازمانی 85/0 به دست آمد. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی(فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و در سطح استنباطی(تی تک نمونه ای، ضریب رگرسیون و مدل معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و Amos گرافیک انجام گردید. یافته ها نشان داد میانگین همه مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی در ابعاد مختلف، بالاتر از حد متوسط و میانگین رفتار تسهیم دانش و خلاقیت سازمانی کارکنان، پایین تر از حد متوسط بود. ضریب رگرسیون نشان داد هم تسهیم دانش و هم رفتار شهروندی سازمانی قابلیت پیش بینی خلاقیت سازمانی کارکنان را دارند. ضرایب تحلیل مسیر نشان می دهد که اثرات رفتار تسهیم دانش و رفتار شهروندی سازمانی روی خلاقیت سازمانی کارکنان، مثبت و معنادار است. بر این اساس می توان گفت لازمه بهبود خلاقیت سازمانی، گستردگی و تنوع اطلاعات موجود در افراد، تسهیم دانش و رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان است.
مروری نظام مند بر پژوهش های مکان یابی کتابخانه های عمومی با استفاده از نظام اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با مرور نظام مند متون پژوهشی در حوزه مکان یابی کتابخانه های عمومی ایران با استفاده از نظام اطلاعات جغرافیایی به تحلیل وضعیت آن پژوهش ها از جنبه های گوناگون می پردازد. بر این اساس، مشکلات و مؤلفه های موردتوجه در مکان یابی کتابخانه های عمومی ایران بر اساس متون پژوهشی بررسی شده است. روش: مطالعه حاضر از نظرِ هدف کاربردی و مبتنی بر مطالعه نظام مند با مدل پریسما است. برای جمع آوری داده ها، کلید واژه های مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی معتبر جست وجو و 372 مقاله پژوهشی بازیابی شد. با مطالعه و بررسی چکیده مقاله ها و در صورت لزوم، نتایج، مقالات تکراری و غیرمرتبط حذف شدند. در نهایت، با اعمال پیمایش اولیه و متناسب با معیارهای ورودی و خروجی، مطالعات توسط پژوهشگران کنترل شد و 29 مقاله باقی ماند. ابزار پژوهش از نوع سیاهه وارسی بود. اطلاعات به دست آمده با تلخیص مطالب در قالب جدول ارائه شده است. یافته ها: یافته های مرور نظام مند نشان می دهد توزیع کتابخانه های عمومی در ایران نامتوازن و از نظرِ دسترسی نامناسب هستند. مؤلفه های موردتوجه، آسایش (81/32 درصد)، سازگاری (25/31 درصد) و کارایی (18/17 درصد) بودند. همچنین یافته ها نشان داد در پژوهش های انجام شده در این حوزه کمتر به نقشه و رویکرد مهندسی ساختمان توجه شده است. اصالت/ارزش: با مرور پژوهش های حوزه مکان یابی کتابخانه های عمومی، یافته های این حوزه از نظرِ وضعیت توزیع کتابخانه ها، مطلوبیت دسترسی به آن ها و مؤلفه های مؤثر در مکان یابی مشخص شد. این پژوهش تصویری کلی نسبت به آنچه انجام شده و آنچه بهتر است در تعیین مکان کتابخانه های عمومی رعایت شود برای پژوهشگران آینده ارائه می کند.
واکاوی نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
149 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و واکاوی نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی در میان کلیه کارکنان شرکت های پارک علم و فناوری شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استانداردی است که پایایی آنها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و روایی آنها با استفاده از روایی محتوا مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه اعضای شرکت های پارک علم و فناوری شهرستان زاهدان می باشد که حجم نمونه با استفاده از جدول جرسی و مورگان، بالغ بر 130 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین گردید. به منظور تایید یا رد فرضیات از روش الگویابی معادلات ساختاری و کمک نرم افزار Smart-PLS استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که فرهنگ نوآوری بر ظرفیت جذب دانش و چابکی منابع انسانی و همچنین ظرفیت جذب دانش نیز بر چابکی منابع انسانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه بر این، نقش واسطه ظرفیت جذب دانش در تأثیر فرهنگ نوآوری بر چابکی منابع انسانی تایید گردیده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش، فرهنگ نوآوری تأثیر بسزایی در ظرفیت جذب دانش و چابکی منابع انسانی در شرکت های پارک علم و فناوری دارد. بنابراین، مدیران پارک های علم و فناوری با انجام تغییرات ساختاری و حمایت از ایده ها و قوانین خلاقانه، بایستی در راستای تقویت این فرهنگ اقدام نمایند.
چارچوبی برای امکان سنجی ایجاد واسپارگاه مدیریت اطلاعات سوانح طبیعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به افزایش سوانح طبیعی و تأثیر آن بر روند تولید اطلاعات، طراحی و ایجاد نظام های پایدار اطلاعات برای تسهیل جریان اطلاعات و افزایش به کارگیری اطلاعات اهمیت ویژه ای یافته است و این در حالی است که پژوهش های امکان سنجی در این بافت به لحاظ کمی و کیفی ضعیف است. پژوهش حاضر به هدف طراحی چارچوب و ابزاری برای امکان سنجی واسپارگاهی با دسترسی باز برای مدیریت اطلاعات سوانح طبیعی در ایران انجام گرفته است. روش: پرسشنامه ای خود-تنظیم از اجزای کلیدی یک واسپارگاه با دسترسی آزاد به همراه ابعاد مهم پژوهش های امکان سنجی اعتبارسنجی شد و در اختیار خبرگان حوزه های مدیریت اطلاعات و فناوری و سوانح طبیعی قرار گرفت و داده های گردآوری شده به روش دلفی فازی تحلیل شد. یافته ها: چارچوب نهایی امکان سنجی شامل هفت بُعد فناورانه، اقتصادی، حقوقی، عملیاتی، زمانی، فرهنگی و رفتاری (تلوس توسعه یافته که با عنوان اختصاری تلوس.سی.بی معرفی شده) برای 44 شاخص اصلی ایجاد واسپارگاه مدیریت اطلاعات سوانح طبیعی اعتبارسنجی شد و به عنوان ابزار ارزیابی امکان ایجاد واسپارگاه به تأیید خبرگان حوزه مدیریت اطلاعات و فناوری سوانح طبیعی رسید. اصالت: چارچوب ارائه شده اولین چارچوب ارائه شده برای امکان سنجی واسپارگاه دسترسی باز در بافت مدیریت اطلاعات سوانح طبیعی ایران است که به شیوه ای نظام مند و علمی و بر پایه نظرات خبرگان حوزه مدیریت اطلاعات و فناوری سوانح طبیعی طراحی و اعتبارسنجی شده است، و ضمن آن، چارچوب توسعه یافته تلوس (تلوس.سی.بی.) به عنوان یکی از ابزارهای اختصاصی امکان سنجی واسپارگاه ها برای آزمودن فناوری های مشابه و بافت های مشابه به جامعه پژوهش های بین المللی حوزه مدیریت اطلاعات معرفی می شود.
Impact of Social Media Marketing on Consumer-Based Brand Equity for Tourism Destination: Evidence from Isfahan, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۲, Winter & Spring ۲۰۲۱
149 - 170
حوزههای تخصصی:
Background: Destination branding and social media strategy may be a major and strong marketing and promotional tool for destination marketers. Today tourism has been greatly affected by social media platforms. Besides being a major source of information, these tools can facilitate the interaction process among tourists and provide them with customized and personalized offers. These activities can ultimately lead to enhanced destination brand equity. Purpose: The present study attempts to investigate the impact of social media marketing on consumer-based brand equity components for tourism destinations. Method: The sample of the study totaled 149 visitors from Isfahan. Online questionnaires and convenience sampling methods were used to collect data research. The research hypotheses were tested using smart PLS software. Results: The results showed that there is a statistically positive and significant impact of social media marketing on destination brand awareness, destination brand image, destination brand quality, and destination brand loyalty. Conclusion: As the results show, social media marketing is an effective marketing tool to improve tourism marketing that in turn can enhance destination brand equity. These results are beneficial for tourism destination marketers and managers. Social media marketing as a prominent marketing tool can strengthen destination brand equity and potentially influence tourists’ behavior