فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه ابعاد پیاده سازی راهبردهای حاکمیت داده در برنامه ریزی به منظور ارائه خدمات اطلاعاتی کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش پیمایشی-تحلیلی است. جامعه آماری عبارت است از کتابخانه های مرکزی واحدهای مراکز استانی دانشگاه آزاد اسلامی (35 واحد)، و مدیران و کتابداران این کتابخانه ها (155 نفر). یافته های پژوهش حاکی از آن است که نگرش کتابداران در خصوص مؤلفه های هفت گانه کیفیت داده، کاربرد داده، فرایند داده، استاندارد داده، یکپارچگی داده، امنیت داده، و مدل سازی داده درباره ارائه خدمات اطلاعاتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی فاقد ارتباط معنادار است. همچنین، به جز عنصر کاربرد و استاندارد داده در بخش سطح تحصیلات، بقیه مؤلفه ها در ارتباط با سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه کاری ارتباط معناداری ندارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که میانگین امکان اجرای راهبردهای حاکمیت داده در سازماندهی اطلاعات بالاتر از حد متوسط جامعه بوده و کتابداران امکان اجرای راهبردهای حاکمیت داده در ارائه خدمات اطلاعاتی را در کتابخانه های مرکزی دانشگاهی بالاتر از حد متوسط، یعنی مطلوب ارزیابی می کنند. بر این اساس، بیشترین تا کمترین امتیاز برای مؤلفه ها شامل کاربرد داده، فرایند داده ، کیفیت داده، یکپارچگی داده، امنیت داده ، مدل سازی داده و استاندارد در ارائه خدمات تعیین شده است. همچنین، نتایج نشان می دهد که کتابخانه ها می توانند تا حد زیادی این راهبردها را اجرایی سازند. اصالت اثر و تأثیرگذاری حاکمیت داده در موضوع سازماندهی منابع اطلاعاتی به برنامه ریزی مناسب در کتابخانه های دانشگاهی منجر می شود.
رابطه رهبری اخلاقی بر رفتار شهروندی و آوای کارکنان با نقش میانجی هویت سازمانی(مطالعه موردی کارکنان اداراه ورزش و جوانان استان های غرب کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال هفتم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۸
107 - 126
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر نقش میانجی هویت سازمانی را در رابطه بین رهبری اخلاقی بر آوا و رفتار شهروندی مورد بررسی قرار داده است. پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است و از نظر جمع آوری اطلاعات از نوع پژوهش های توصیفی _ همبستگی به شمار می آید. جامعه پژوهش تم امی کارکن ان ادارات ک ل ورزش و جوان ان استان های غرب کشور در سال 1397 ب ود. از تحلیل عاملی در این تحقیق استفاده شده که حجم نمونه بر اساس آن 168 نفر به دست آمدکه برای اطمینان از نمونه گیری 210 پرسشنامه جمع آوری شد. به منظور جمع آوری داده ها از 4 پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی صوری توسط 10 تن از اساتید مدیریت ورزشی و روایی سازه آزمون با استفاده از نرم افزار smart pls مورد تأیید قرار گرفت. روایی همگرایی نیز بزرگتر از 5/0 است. میزان پایایی برای کلیه متغیرهای پژوهش بیشتر از7/0 است. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای pls و Spss انجام گرفت. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان داد که رهبری اخلاقی بر افزایش هویت و رفتار شهروندی به طور مستقیم اثرگذار بود. متغیرهای هویت و رفتار شهروندی از نگ رش اع ضای س ازمان ت أثیر می پذیرند و ناشی از دیدگاهی است که فرد نسبت به سازمان به دست می آورد بنابراین رهبران سازمان باید به برقراری انصاف و عدالت در سازمان توجه نمایند و اخلاق را در سازمان برقرار نموده و تأثیری مثب ت در ایج اد جهت گیری منطقی نسبت به هویت و افزایش رفتار شهروندی داشته باشند.
شناسایی مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی مؤلفه ها، تعیین روابط بین آنها و ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای تقویت خودکارآمدی پژوهشی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی زمینه ای انجام شد. جامعه پژوهش اعضای هیئت علمی و پژوهشگران سازمان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق 26 مصاحبه باز و نیمه ساختاریافته گردآوری و مصاحبه ها تا زمانی که اطلاعات گردآوری شده تکراری شد و به اشباع رسید ادامه یافت. پس از پیاده سازی، متن مصاحبه ها در سه مرحله کدگذاری باز (اسخراج مفاهیم و مقوله های فرعی)، کدگذاری محوری (دسته بندی مقوله های فرعی در مقوله های اصلی) و کدگذاری انتخابی (شامل ارائه مدل نظری روابط بین مقوله های اصلی) تحلیل شد. یافته ها: 80 مقوله در رابطه با مقوله مرکزی «خودکارآمدی پژوهشی» شناسایی شد. این مقوله ها در 5 دسته: شرایط زمینه ای شامل 3 مفهوم، شرایط علّی شامل 16 مفهوم، شرایط مداخله گر شامل 21 مفهوم، راهبردها شامل 23 مفهوم و پیامدها شامل 17 مفهوم دسته بندی شدند. بیشترین فراوانی در مصاحبه ها از شرایط زمینه ای «ویژگی های روانشناختی» ، از شرایط علّی «اهمیت داشتن پژوهش در سازمان»، از مداخله گرها «مدیریت و برنامه ریزی در سازمان»، از راهبردها «حمایت های مادی و معنوی» و از پیامدها «ارتقای سازمان» بیشترین فراوانی را داشتند. نتیجه گیری: به طورکلی مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی در سازمان با عوامل فردی، سازمانی و فراسازمانی مرتبط است. تقویت و توجه به هریک از مؤلفه ها باعث رشد و تقویت خودکارآمدی پژوهشی در سازمان خواهد شد که در نهایت منجر به ارتقای جایگاه پژوهشی سازمان می شود. آنچه که از مصاحبه های انجام شده به دست آمد، نشان داد که مصاحبه شوندگان به اهمیت و جایگاه پژوهش در ارتقای جایگاه سازمان و نقش آفرینی اعضای هیئت علمی و پژوهشگران سازمان در تقویت مرجعیت سازمان اذعان داشتند و حمایت های سازمان از مقوله پژوهش از جمله »خودکارآمدی پژوهشی« را ضروری برشمردند.
کتاب های کمیاب و مجموعه های ویژه: مطالعه تاریخچه و وضعیت موجود در جهان و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، مروری بر چارچوب تعریفی کتاب های کمیاب و بررسی سیر تحول تاریخی مجموعه های ویژه در جهان و ایران است . روش: از شیوه توصیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است . ابتدا به مرور تعریف های موجود از کتاب های کمیاب و نواقص آن ها پرداخته تا در نهایت به تعریفی جامع رسیده شود؛ سپس به تحلیل سیر تاریخی مجموعه های ویژه در جهان و پس از آن به مرور تاریخ و کتابخانه های دارای مجموعه های ویژه در ایران پرداخته می شود . منابع مورد استفاده در این پژوهش با استفاده از شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند . یافته ها: کتاب های کمیاب، تعریفی فراتر از کتاب های کهنه چاپ دارند و روند انتقال اطلاعات در آن ها، صرفاً داده های محتوایی را در بر نمی گیرد . در بخش دوم، چهار مرحله در خصوص تحول مجموعه های ویژه در جهان و همچنین، تفاوت رویکردها به مجموعه های ویژه در جوامع و فرهنگ های مختلف و تفاوت آن میان اقشار سیاه و سفیدپوست به دلیل تفاوت دغدغه ها در طول تاریخ به دست آمد . با مرور مجموعه های ویژه در ایران، نخستین کتابخانه دارای مجموعه ویژه، کتابخانه کلیسای وانک اصفهان بوده و در مجموع، تعداد 21 کتابخانه دارای مجموعه های ویژه در ایران یافت شد . نتیجه گیری: کتاب ها می توانند به صورت بالقوه کمیاب محسوب شوند و مبنای تشخیص کتاب های کمیاب تا حدود زیادی به رسالت مجموعه ها وابسته بوده و به طور مستقل قابل ارزیابی نیست . همچنین، تاریخ مجموعه های ویژه در ایران، بر خلاف جهان، از سیر روشنی برخوردار نیست . مراحل تحول آن به روشنی مشخص نشده و اطلاعات موجود در این خصوص، مربوط به کتابخانه های دارای این مجموعه هاست و اهداف اولیه تشکیل آن ها تا حدود زیادی مخدوش مانده است .
اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین: مروری نظام مند با استفاده از رویکرد قیف پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر تعداد مقاله هایی که فناوری اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین را مورد مطالعه قرار داده اند، به سرعت رشد کرده است. در پژوهش حاضر تلاش می شود با مرور نظام مند ادبیات مرتبط، مطالعه هایی که در این حوزه انجام شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و ضمن شناسایی شکاف های نظری موجود، مسیرهای پژوهشی آینده در این زمینه معرفی شود. در این مقاله با استفاده از روش مرور نظام مند و رویکرد قیف پارادایمی به جمع آوری و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود. روش مرور نظام مند شیوه ای معتبر برای پژوهش است که بسیاری از مقالات علمی استفاده از آن را توصیه می کنند. با وجود این، باید توجه داشت که انتخاب معیارهای مشخص برای شمول و عدم شمول مقالات شناسایی شده می تواند باعث سوگیری شود که باید به عنوان محدودیت ذاتی روش مرور نظام مند در نظر گرفته شود. تاکنون مطالعه های متعددی در زمینه اینترنت اشیا و مدیریت زنجیره تأمین انجام شده است، اما هیچ دانش تلفیقی از ماهیت تکامل پژوهش ها در این حوزه وجود ندارد تا با بررسی روند تحقیقات انجام شده زمینه گسترش نظریه های مطرح شده در این حوزه را فراهم آورد. در این مقاله تلاش می شود با استفاده از رویکرد قیف پارادایمی، این شکاف پژوهشی پوشش داده شود. برای این منظور، پایگاه های استنادی «اسکوپوس» و پایگاه های اطلاعاتی «ساینس دایرکت»، «امرالد» و «فرانسیس اند تیلور» جست وجو و از این طریق تعداد ۲۰۹ مقاله پژوهشی شناسایی شد. پس از انجام غربالگری اولیه، تعداد ۱۰۵ مقاله به دلیل عدم تطابق با معیارهای شمول کنار گذاشته شد و سرانجام، پس از غربالگری کیفی تعداد ۳۶ مقاله جهت تحلیل و بررسی گزینش شد. نتایج حاصل از تحلیل ۳۶ مقاله منتخب نشان می دهد که بیشتر پژوهش ها روی سطح ۲ و ۳ قیف پارادایمی تمرکز دارند و تنها دو مقاله در سطح اول قیف پارادایمی قرار می گیرند و هیچ مطالعه ای در حوزه فرضیه های عمیق (سطح چهارم) مشاهده نشد. بیشتر مطالعه ها از روش های کیفی برای گردآوری و تحلیل داده ها استفاده کرده بودند. همچنین، یافته ها نشان می دهد که در پژوهش های آینده می توان با استفاده از مشاهدات تجربی و تولید داده، کاوش های بیشتر در زمینه اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین را مورد توجه قرار داد.
واکاوی عناصر پیرامتنی تأثیرگذار در بهبود بازیابی داستان با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، شناسایی عناصر پیرامتنی تأثیرگذار بر بازیابی داستان از دیدگاه خوانندگان به منظور بهبود دسترسی به منابع داستانی است. منظور از پیرامتن ها، عناصری هستند که جزء بدنه اصلی متن یک داستان نیستند؛ اما به نوعی با آن در ارتباط بوده و می توانند بر خواننده و قضاوت های وی در خصوص داستان تأثیر بگذارند. روش شناسی : پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر رویکرد، از نوع ترکیبی است و با راهبرد متوالی اکتشافی انجام گرفت. جامعه آماری در هر دو مرحله از پژوهش، خوانندگان ادبیات داستانی بودند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله اول، مصاحبه نیمه ساختار یافته فردی بود و داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون کدگذاری و تحلیل شد. به منظور گردآوری داده ها در مرحله دوم پژوهش، از یک پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس لیکرت استفاده شد و داده های گردآوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافته ها : بر اساس تحلیل مضمون مصاحبه های انجام گرفته در مرحله اول پژوهش، 12 عنصر پیرامتنی در قالب 4 مضمون اصلی اطلاعات کتابشناختی، اطلاعات مربوط به نویسنده، مرور و نقد و مشخصات ظاهری شناسایی شد. در ادامه، نتایج آزمون مدل سازی معادلات ساختاری معنی داری تأثیر مرورها و نقدهای نوشته شده درباره اثر، اطلاعات کتابشناختی و اطلاعات مربوط به وی ژگی های ظاهری اثر در بهبود بازیابی داستان را تأیید کرد. نتایج : توجه به عناصر پیرامتنی می توانند در درک، ارزیابی، تصمیم گیری و انتخاب داستان تأثیر داشته و به جستجوگران در یافتن کتاب های داستانی مرتبط کمک کند. بنابراین پیشنهاد می شود از عناصر شناسایی شده در این پژوهش که تأثیر آن ها در بهبود بازیابی داستان تأیید شده است، به عنوان بخشی از توصیف محتوای داستان در فهرست های کتابخانه استفاده شود.
استانداردهای آوانویسی و نویسه گردانی مورد پذیرش متخصصان دو حوزه زبان شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
49-70
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش با هدف شناسایی استانداردهای آوانویسی و نویسه گردانی مورد پذیرش متخصصان زبان شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی از حیث نحوه گردآوری اطلاعات پیمایشی و از منظر نوع، توصیفی است. جامعه آماری شامل ۳۱ نفر از اساتید زبان شناسی و متخصصان مستندسازی، فهرستنویسی منابع اسلام شناسی و ایران شناسی و کارشناسان مرکز ملی شاپا (شماره استاندارد بین المللی پیایندها) کتابخانه ملی است. چک لیستی از جداول افتراق نویسه های فارسی به انگلیسی طبق استانداردهای آوانویسی و نویسه گردانی تهیه و در اختیار جامعه آماری قرارداده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: براساس یافته ها، شکل غالب صورت نگارشی برای آوانویسی و نویسه گردانی 16 صامت فارسی، 20 صامت تک واجی و دو واجی انگلیسی است، همچنین در انتخاب نویسه های انگلیسی برای واکه های کوتاه فارسی طبق استانداردهای آوانویسی و نویسه گردانی نسبت به انتخاب نویسه های انگلیسی برای واکه های بلند فارسی جامعه آماری از تشتت کمتری برخوردار است. نتیجه گیری: برای آوانویسی نویسه های فارسی به انگلیسی، استاندارد ملی آی اس آی آر آی ۱۸۲۲ و برای نویسه گردانی نویسه های فارسی به انگلیسی استاندارد ISo 233-3 پیشنهاد شد. برای واکه های کوتاه فارسی به انگلیسی دو استاندارد ISo 233-3 و آی اس آی ار آی ۱۸۲۲ را پیشنهاد دادند. واکه های بلند انگلیسی /I,u/ برای واکه های فارسی (ای، او) با استاندارد ملی آی اس آی ار آی ۱۸۲۲ صد در صد مطابقت دارد اما مصاحبه شوندگان برای واکه بلند (آ)، نویسه انگلیسی / ā/ را پیشنهاد دادند که با ۷ استاندارد نویسه گردانی و ۱ استاندارد آوانویسی مطابقت دارد.
میزان کاربرد مؤلفه های مدیریت پست مدرن در موزه های شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : با افزایش سرعت تغییرات و ظهور ایده های نو در عصر پست مدرن، نحوه تفکر مدیران دستخوش تحول و دگرگونی شده و لزوم آشنایی با مباحث جدید مدیریت مطرح شده است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان کاربرد مؤلفه های مدیریت پست مدرن در موزه های شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش 324 نفر از مدیران و کارکنان موزه های شهر تهران بودند. برای به دست آوردن حجم نمونه از فرمول کوکران در سطح خطای 5 درصد استفاده شد که تعداد حجم نمونه برابر با 205 نفر (47 نفر مدیر و 158 نفر کارکنان) محاسبه شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که شامل 33 سؤال و در شش مؤلفه مدیریت پست مدرن «ترغیب (5 سؤال)، خودکنترلی (5 سؤال)، رهبری خدمتگزار (7 سؤال)، سازمان دهی فعال (5 سؤال)، نوآوری (6 سؤال)، هم آفرینی (5 سؤال)» در دو وضعیت موجود و مطلوب طراحی شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های توصیفی و استنباطی (آزمون خی) از نرم افزار SPSS نسخه ۱۹ استفاده شد. نتیجه گیری : بنا به اهمیت و نقش موزه ها در عصر پست مدرن، مدیران و کارکنان موزه ها باید قادر به مشاهده افقی فراتر از مسائل موقتی سازمان مادر باشند. لازم است که مدیران و متولیان موزه ها به مواردی از قبیل ارتباط بین مدیران و کارکنان، تفویض اختیار به کارکنان و ایجاد فرهنگ کار تیمی به منظور افزایش خلاقیت و نوآوری، تغییر در چشم اندازها و راهبردهای سازمان متناسب با تغییرات محیطی و برگزاری دوره های آموزشی بیش ازپیش توجه داشته باشند.
سنجش وضعیت سواد رسانه ای مرزنشینان (مورد مطالعه؛ شهروندان مرزنشین استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف سنجش وضعیت سواد رسانه ای شهروندان مرزنشین استان آذربایجان غربی انجام شد. روش: نوع پژوهش صورت گرفته از نظرِ هدف کاربردی و از نظرِ روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مرزنشیان استان آذربایجان غربی است که از این میان، 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخته ای بود که بر اساس مؤلفه های سواد رسانه ای سازمان جهانی یونسکو و متون علمی معتبر بومی سازی شد. داده ها با استفاده از نسخه 26 نرم افزار اس پی اس اس پردازش شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد وضعیت کلی سواد رسانه ای شهروندان مرزنشین استان آذربایجان غربی در سطح ضعیف است. سطح سواد رسانه ای مردان بیشتر از زنان است، اما سواد رسانه ای افراد متأهل و مجرد یکسان است؛ سطح سواد رسانه ای افراد ساکن در شهر بیشتر از روستاییان است. همچنین، با افزایش سطح تحصیلات و میزان درآمد ماهانه شهروندان، سطح سواد رسانه ای آنان نیز افزایش می یابد. اصالت/ارزش: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، کتابخانه های عمومی به عنوان نهادهایی آموزشی و اجتماعی می توانند با ارائه خدمات کتابخانه ای مرتبط و آموزش های لازم در راستای افزایش سطح سواد رسانه ای شهروندان مرزنشین استان آذربایجان غربی قدم بردارند.
رابطه به زیستی روان شناختی و گران باری شغلی با نقش تعدیل کننده حمایت سازمانی ادراک شده در کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال کشف رابطه به زیستی روان شناختی و گران باری شغلی با نقش تعدیل کننده حمایت سازمانی ادراک شده در کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان در سال 1399-1400 انجام شده است. روش: پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه توصیفی از نوع هم بستگی با نمونه ای به تعداد 202 نفر از کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان به روشِ تصادفی ساده انجام پذیرفت. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های به زیستی روان شناختی ریف (1995)، گران باری شغلی اسپکتور و جکس (1998) و حمایت سازمانی ادراک شده آیزنبرگر (1986) استفاده شد. ضریب پایایی این پرسش نامه ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0، 94/0، و 95/0 به دست آمد. برای تحلیل یافته ها، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. تجزیه وتحلیل یافته های پژوهش با نرم افزارهای Smart-PLS3 و SPSS ویرایش 22 انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد متغیر تعدیل کننده حمایت سازمانی ادراک شده تأثیری معنادار در شدت ارتباط بین به زیستی روان شناختی و گران باری شغلی دارد، به طوری که با افزایش حمایت سازمانی ادراک شده کتابداران، به زیستی روان شناختی افزایش و گران باری شغلی آن ها کاهش یافت. همچنین، نتایج حاصل از ضریب هم بستگی مؤلفه های به زیستی روان شناختی با گران باری شغلی حاکی از رابطه ای منفی و معنادار بین این مؤلفه ها بود (05/0 > p ). اصالت/ارزش: بررسی رابطه به زیستی روان شناختی وگران باری شغلی در کتابداران کتابخانه های عمومی کشور و خارج از کشور کاری بسیار بدیع بوده است و تاکنون پژوهش های اندکی به این مسئله پرداخته اند، ضمن اینکه در پژوهش حاضر، نقش تعدیل کننده حمایت سازمانی ادراک شده نیز مورد توجه واقع شده است. یافته های این پژوهش می تواند راهگشای کتابداران و مدیران کتابخانه ها به منظور بهبود وضعیت محیط کاری باشد.
بررسی وضعیت دورکاری در کتابخانه های عمومی در ایام پاندمی کووید- 19(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
121-138
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به صورت تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود که از طریق تماس صوتی انجام شده است. جامعه این پژوهش شامل 15 نفر از روسا و کارشناسان توسعه کتابخانه های ستاد و ادارات کل کتابخانه های عمومی می باشد و در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی در گردآوری داده ها، ضبط تماس ها و جمع آوری داده ها تا دستیابی به مرحله ی اشباع استفاده شده است. یافته ها: کتابخانه های عمومی در ابتدا نقش پر رنگی در ارائه خدمات قابل قبول به اعضا نداشتند، اما به مرور با آموزش مجازی کتابداران و همچنین ایجاد صفحه شبکه مجازی کتابداران، خدمات فرهنگی تحت وب و انجام خدمات مجازی به رفع نیاز اطلاعاتی جامعه مخاطب اقدام نمودند. در بین خدمات ایام دورکاری بیشترین انتخاب مربوط به خدمات فرهنگی با %32.8 بود. در بین نقاط قوت دور کاری ایجاد شبکه مجازی با %39.1 بیشترین انتخاب را داشت و در بین نقاط ضعف عدم آشنایی با دور کاری با % 24.5 بیشترین انتخاب را به دست آورد. در بین راه کارها نیز بالاترین انتخاب%23.3 مربوط به برنامه ریزی جهت بهره برداری از ظرفیت و توانمندی کارکنان در ایام دور کاری بود . نتیجه گیری: کتابخانه های عمومی با یک سازماندهی مجدد در بین نیروهای انسانی و همچنین آموزش کتابداران و ابلاغ برخی بخشنامه ها با یک تاخیر چند ماهه زمینه اقدامات قابل قبول برای اعضا را فراهم نموده اند.
Evaluation of Persian Coronavirus Apps Using MARS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۲, No. ۳, Summer & Autumn ۲۰۲۱
143 - 164
حوزههای تخصصی:
Background: The rapid growth of COVID-19 disease in recent days has led to the rapid development of mobile health applications. Objective: This study aims to evaluate the quality of applications which provide information related to Coronavirus in Iran. Method: A systematic search has been conducted in Cafebazaar (Iranian app store) between May-October 2020. The Mobile Application Ranking Scale (MARS) is used to evaluate mobile applications and includes 23 items. Result: After limiting Apps to the criteria specified in the systematic search, 13 mobile applications were downloaded from Bazaar Cafe, which have been evaluated in terms of functionality, engagement, aesthetics, information, and subjectivity. In general, the Apps analyzed in this article are in poor condition in terms of quality. The highest rated app is Mask (2.69) and the lowest score is for Corona (Statistics, video, map) (1.47). Conclusion: The findings of this study showed that coronavirus applications designed in Iran are not in a favorable position in terms of MARS indicators. The lowest average was related to the information indicator. This shows that there is no professionalism in designing applications and it is necessary to pay special attention to evidence-based information in designing self-care and prevention programs of COVID-19.
تدوین الگوی راهبردهای کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه های ایران : یک مطالعه مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی عوامل راهبردی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه های ایران و ارائه الگو انجام شده است. روش : پژوهش با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی و مصاحبه با نمونه آماری 13 نفر از اساتید علم اطلاعات و دانش شناسی کشور از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. داده ها در سه گام کدگذاری باز، محوری، انتخابی و تفسیر گزاره های مصاحبه و الگوی پارادایمی تحلیل گردید. سنجش روایی به روش پاسخگو و پایایی از دو کدگذاری تعیین شد. یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل یافته ها تعداد 35 مقوله اصلی از خرده مقولات و مفاهیم به دست آمد. مقولات اصلی در 8 طبقه: کنترل و نظارت، توسعه خدمات، دسترس پذیری، مدیریت هوشمند، تأمین امنیت، نوآوری و توسعه، آموزش سواد اطلاعاتی و انگیزش و کامیابی قرار گرفتند و الگوی پارادایمی و نظری ارائه گردید. در الگوی نظری مستخرج پدیده اصلی کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه های ایران است و از طرف طبقات مکشوفه و پدیده اصلی به طرف طبقه اصلی راهبردها ارتباط داده شد. نتیجه گیری: نشان داد که عوامل راهبردی مؤثر برکاربردپذیری اینترنت اشیاء به عنوان یک فرایند پیشگام کتابخانه ها را متحول می سازند. راهبردها تأثیر بسزایی در کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها و توسعه آتی آن ها دارند. طبقات هشتگانه مکشوفه در الگوی ارائه شده در کانون توجه مصاحبه شوندگان قرار داشته و با توجه به ارزیابی به عمل آمده، اهمیت راهبردهای مستخرج در موفقیت کتابخانه هایی که از اینترنت اشیاء استفاده کنند، آشکار و روشن است.
ابعاد راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات در دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مطالعه راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات توسط دانشجویان دانشگاه شاهد است. لذا در این پژوهش، تبیین ابعاد راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات میان دانشجویان دانشگاه شاهد و نیز اعتبار سنجی ابزاری برای اندازه گیری این راهبردها پیگیری می شود. روش شناسی: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شاهد است که 386 نفر از آنها به صورت تصادفی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه اصلاح شده راهبردهای فراشناختی مهارت های جستجوی کتابخانه ای و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و آموس (AMOS) استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که آگاهی، برنامه ریزی، راهبرد شناختی، خطازدایی و خودکنترلی از مهمترین ابعاد راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات دانشجویان دانشگاه شاهد است و تمامی ابعاد رابطه مثبت و معنی داری با هم داشته و از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. همچنین مقایسه راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد، نشان داد که ابعاد برنامه ریزی، شناختی و خودکنترلی در دانشجویان ارشد به طور معناداری بیشتر از دانشجویان کارشناسی است. نتیجه : نتایج نشان داد که راهبردهای فراشناختی جستجوی اطلاعات در میان دانشجویان دانشگاه شاهد دارای ابعاد گوناگونی است. افزون بر این، نتایج نشان داد که روایی و پایایی ابزار بررسی شده برای اندازه گیری این ابعاد قابل دفاع می باشد؛ از آن رو که راهبردهای فراشناختی در موفقیت فرآیند جستجو اثرگذار است و باید زمینه های لازم برای تقویت این راهبردها از طریق آموزش فراهم شود.
نیازهای اطلاعاتی حقوقی وکلای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی نیازهای اطلاعاتی حقوقی وکلای شهر تهران بود. منظور از نیازهای اطلاعاتی حقوقی، آن دسته از نیازهایی است که از طریق استفاده از منابع اطلاعاتی و از طریق مجراهای رسمی و یا نیمه رسمی ارائه اطلاعات و خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی برآورده می شوند. روش شناسی: این پژوهش به روش پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری شامل تمامی وکلای شهر تهران است که اسامی آن ها در کانون وکلای دادگستری مرکز ثبت شده است. از مجموع 8000 نفر جامعه آماری، حجم نمونه ای با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به تعداد 367 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود که شامل دو بخش اطلاعات عمومی و اطلاعات تخصصی بود. برای بالا بردن روایی ابزار پژوهش، از پرسش های آزمون شده قبلی در پژوهش های مشابه و معتبر استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسش نامه از آلفای کرونباخ استفاده شد که ضرایب آن برای متغیرهای پژوهش که شامل اهداف و انگیزه های جستجوی اطلاعات، ویژگی های ارزیابی و انتخاب منابع و موانع فرایند اطلاع یابی بودند، بالاتر از 0/70 و قابل قبول بود. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از آزمون رتبه بندی فریدمن و آزمون خی دو تک متغیره در نرم افزار اس.پی.اس.اس. انجام شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که مهمترین دلیل جستجوی اطلاعات وکلا، پیشبرد دانش تخصصی و مهمترین منابع برای رفع نیازهای اطلاعاتی حقوقی مقررات حقوقی، شرکت در کارگاه های آموزشی حقوقی و مقاله های مجله های علمی هستند. همچنین اهم مشکلات وکلا برای دستیابی به اطلاعات، پراکندگی اطلاعات حقوقی در منابع مختلف، قدیمی بودن بسیاری از منابع و ناکافی بودن منابع در زمینه حقوق معرفی شدند. نتیجه گیری: مهمترین دلیل جستجوی اطلاعات، پیشبرد دانش تخصصی و پس از آن ارائه مقاله پژوهشی است که این یافته بیانگر نگرش علمی پاسخ گویان نسبت به رشته تخصصی خود است. کتاب ها (اعم از چاپی-الکترونیکی) و نشریات مهمترین منابع رسمی کسب اطلاعات در رفع نیازهای اطلاعاتی وکلا هستند. در میان منابع غیررسمی، کتابخانه سازمان یا مؤسسه حقوقی، مهمترین منبع کسب غیررسمی اطلاعات است؛ و موتور جستجوی گوگل رایج ترین موتور جستجوی مورد استفاده وکلا است. همچنین، مراجعه به کتابخانه و بازدید از تازه های کتابخانه، بعد از مطالعه نشریات تخصصی، مهمترین روش های روزآمدسازی اطلاعات هستند.
تأمّلات روشی و معناشناختی در بازشناسی سیره عفیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازشناسی یکی از آثار فاخر اسلامی در موضوع سیره نبوی و بررسی دلالت های متنی آن و به دست آوردن اطلاعات مستند درباره یکی از خاندان های علمی و مذهبی اثرگذار در حوزه فرهنگ و تمدن اسلام و ایران. روش پژوهش: این مقاله به شیوه تبیین تاریخی و مقابله و مداقه در متن، به معرفی و معناشناسی سیره عفیفی می پردازد. روش این پژوهش در گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای؛ در معرفی کازرونی و عفیفی و آثارشان، توصیفی؛ و در بررسی روش شناسی سیره ایشان، تحلیلی است. یافته ها: عفیفی در این اثر به روش محدثان، اخبار را گزینش کرده اما، به شیوه مورخان به بازسازی داستانی سیره پرداخته است. او برخلاف سیره نگاران سلف خود تلاش کرده است در حد مقدور سیره را از مسانید و صحاح بنگارد. به نظر می رسد عفیفی در پی بازآفرینی سنت به مقصود ارائه تصویر و راهِ راست دینی بوده است تا از تشتّت مذهبی و سیاسی که جامعه ایرانی در قرن هشتم دچار آن شده بود بکاهد و آن را در گفتمان غالب تسنن شیعه گرا که میراث صوفیان کبروی بود بازآفرینی کند. علاوه بر کثرت استنساخ و ترجمه، تا عصر حاضر، عالمان شیعی و سنی در آثار خودشان بسیار به این کتاب استناد کرده اند که نشان از مقبولیت و تأثیر عمیق اندیشه های وحدت گرای عفیفی در جوامع شیعی و سنی دارد. نتیجه گیری: سیره عفیفی تحریری نو از المنتقی و یکی از مهمترین آثار در تاریخ سیره نگاری به زبان فارسی است که میراثی گرانسنگ از اخبار سیره نبوی به ویژه از آثاری که امروزه به آن دسترسی نداریم عرضه می دارد. کثرت نسخ و ترجمه های این اثر به زبان های دیگر نشان از دامنه نفوذ و اعتبار این اثر در قرون هشتم و نهم دارد. این سیره که از منظر روش شناسی به سیاق آثار سیره نگاری ابن اسحاق و ابن هشام نوشته شده است اثری بدیع به زبان فارسی فصیح و روان است که باز تولیدی از سیره در گفتمان صوفی- شیعی ارائه داده است. این اثر سومین کتاب سیره در زبان فارسی است که در جایگاه یک متن تاریخی با رویک رد تعلیمی از یک محدّث و دانشمند اهل سنت و یکی از آثار برج ای مانده از تاریخ میانه و عصر آل مظفر، دارای اهمیت فراوان و ارزش کلامی و زبانی بسیار است.
بازاندیشی در کارکرد کتابخانه های عمومی از منظر حوزه عمومی یورگن هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی عوامل پیش روی تبدیل کتابخانه های عمومی به مراکز اجتماعی هدف این پژوهش است، این که کتابخانه های عمومی چگونه می توانند بر اساس نظریه حوزه عمومی یورگن هابرماس، به عنوان مکانی برای استفاده ه دائم و روزمره و محلی برای ملاقات شهروندان با یکدیگر، اظهارنظر و کسب اطلاعات و معلومات در زمینه های گوناگون تبدیل شوند. روش: این مطالعه به روش کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی انجام شد. متون مربوط به کارکردهای اجتماعی کتابخانه های عمومی، مطالعات موجود در حیطه کتابخانه های عمومی و حوزه عمومی و ارتباط بین این دو مفهوم، مرور شد. برای اطمینان از انجام جست وجوی دقیق، از تکنیک زنجیره استنادی نیز بهره جویی شد، به این معنا که پس از بازیابی پژوهش های مرتبط، و بارگیری و مطالعه آن ها، با مراجعه به فهرست منابع هر مقاله، چنانچه مآخذی بنا به هر دلیلی در پایگاه های اطلاعاتی بازیابی نشده بودند، با جستجوی عنوان مقاله و نام پژوهشگر(ان) جستجو، بازیابی و بررسی شد. یافته ها: چشم انداز حوزه عمومی در کتابخانه ها می تواند بر نحوه مشروعیت بخشی به مسائل و امور اجتماعی، و از راه های عادلانه محقق شود. یک چارچوب حوزه عمومی، قادر است به عنوان روشی مؤثر برای بیان ارزش ها و جایگاه سیاسی و اجتماعی این کتابخانه ها استفاده شود. کتابخانه های عمومی می توانند سه عرصه ه گفتمانی شامل حاکمیت، مشروعیت بخشی، اشتراکات و یکپارچگی در حوزه عمومی را نمایش دهند. این عرصه ها قادر خواهند بود که ارتباطی دوسویه بین کتابخانه و جامعه برقرار نماید. مرور مطالعات انجام شده نشان می دهد که پژوهش های مربوطه را می توان به دو دسته موضوعی تقسیم کرد 1) ادبیاتی که چگونگی عملکرد کتابخانه ها به عنوان زیرساخت حوزه عمومی را بررسی کرده اند؛ 2) ادبیاتی که کتابخانه های عمومی را یک حوزه عمومی سنجیده، اگر انتظار داشته باشیم که کتابخانه در هیاهوی نفوذ شبکه های اجتماعی، مشکلات و معضلات زندگی، همچنان بتواند جامعه ه بالفعل را حفظ، و جامعه ه بالقوه را به خود جذب کند، باید توانایی نفوذ به بطن زندگی مردم را در خود پرورش دهد، تا جامعه را جزئی لازم برای بقای خود بدانند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، لازم است قبل از اینکه کتابخانه های عمومی به صورت عملیاتی و کاربردی، با کاربست نظریه حوزه عمومی یورگن هابرماس به مراکز اجتماعی تبدیل شوند، نخست از لحاظ نظری و پژوهشی، مطالعات متمرکزی انجام شود و به یک الگوی واحد و مشترک دست یافت، سپس بر اساس آنچه که به دست آمده یک مدل عملیاتی ارائه شود تا در نهایت، کتابخانه های عمومی به مکانی برای استفاده ه دائم، روزمره و محلی برای ملاقات شهروندان با یکدیگر و همچنین برقراری ارتباط، تبادل عقیده، به اشتراک گذاری اطلاعات، اظهارنظر، کسب اطلاعات، معلومات و دانش در زمینه های گوناگون تبدیل شوند.
ترسیم شبکه معنایی مفاهیم اسناد دیوانی دوره قاجار (مطالعه موردی:پایگاه اسناد آرشیو ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: . ترسیم شبکه معنایی اسناد دیوانی دوره قاجار از طریق مقوله بندی و برقراری روابط اصطلاح نامه ای هدف پژوهش است. روش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف کاربردی است که از روش تحلیل محتوای کمّی، کیفی و اکتشافی استفاده شده است. برای مفهوم شناسی شبکه ای و درک ارتباط سیستمانیک و تا حدودی سلسله مراتبی میان مفاهیم از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. با تحلیل و واکاوی پربسامدترین مفهوم اسناد دیوانی دوره قاجار از طریق کدگذاری مفاهیم اسناد شبکه معنایی حاصل از آن ترسیم شد. همچنین از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس. و اکسل در بخش کمّی پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بالاترین بسامد فراوانی مربوط به مفهوم القاب و مناصب با فراوانی 6920 مقوله فرعی یافت شد. با توجه به اهمیت این مفهوم در ساختار دیوان سالاری دوره قاجار، ترسیم شبکه معنایی حاصل از آن براساس رابطه های معنایی اصطلاحنامه ای (سلسله مراتبی، هم ارزی و وابسته) ارائه شده است. این شبکه معنایی براساس مقوله های اصلی و فرعی استخراج شده از القاب و مناصب دیوانی ترسیم شد. مقوله های اصلی عبارت انداز: القاب و مناصب مالی-دیوانی، القاب و مناصب نظامی-دیوانی، القاب و مناصب درباری-دیوانی، القاب و مناصب دیوانی-دیوانی و القاب و مناصب شرعی و قضایی- دیوانی. همچنین پربسامدترین مقوله اصلی مقوله القاب و مناصب مالی-دیوانی با (34 درصد) و پربسامدترین مقوله های فرعی مناصب مستوفی و مستوفی الممالک از مقوله مالی- دیوانی است. نتیجه گیری: شبکه معنایی حاصل از این پژوهش یکی از روش های بازیابی داده است که با استفاده از دانش معناشناسی به تعیین موضوع، تحلیل و مفهوم سازی نیاز اطلاعاتی پژوهشگران کمک می کند. همچنین کاربران اسناد به گستره موضوعی و در نهایت به دانش گستری و تولید دانش در اسناد دیوانی دوره قاجار پی می برند. ترسیم نقشه معنایی اسناد دیوانی دوره قاجار در موضوع مطالعات اسناد دیوانی دوره قاجار، شروعی برای هوشمندسازی، خودکارسازی و کارآیی بیشتر هستی شناسی تخصصی مطالعات آرشیوی است. در پژوهش حاضر تلاش شد برای دست یافتن به راهکارهای نوین احاطه و تسلط بر دایره مفهومی واژگان اسناد دیوانی، الگوهای ادراکی در روابط معنایی اسناد، به صورتی قابل فهم، برای رایانه و نظام های ذخیره و بازیابی ساخته شود، به طوری که هم نمایه ساز و هم جستجوگر (متخصصان و اصطلاح شناسان موضوعی) بتوانند از گستردگی و زمینه ارتباط میان مفاهیم آن و اندیشه های مرتبط با این مفاهیم به خوبی بهره گیرند.
سازماندهی اطلاعات در ایران: فرصت ها و راهکارهای پیشنهادشده برای رفع چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تبیین چالش ها، فرصت ها و راهکارهای پیشنهادی ارتقای سازماندهی اطلاعات در ایران از دیدگاه متخصصان. روش: از روش های تحلیل مضمون و تحلیل دلفی برای گرداوری داده ها استفاده شد. نخست تمام متن گفتگوها در نشست های سازماندهی دانش در پنج کنگره متخصصان علوم اطلاعات ایران برگزارشده در سال های 1394 تا 1398 تحلیل شد. سپس برای تأیید صحت و تعیین اهمیت هر یک از مقوله ها و مضامین استخراج شده، پنل دلفی با حضور 27 متخصص در دور اول و 24 متخصص در دور دوم تشکیل شد. یافته ها: چالش های مضمون «موارد آموزشی»، بیشتر به ضعف آموزش های روزآمد به حرفه مندان و آموزش های دانشگاهی مربوط می شود. ازجمله سرفصل های نامتوازن برای دروس سازماندهی، نبود مستندسازی آموزشی، فقدان تجربه حرفه ای در نزد مدرسان، بلاتکلیفی در آموزش مباحث جدید و فقدان کارگاه های مجهز است. امکان استفاده از حرفه مندان باتجربه به عنوان مدرس و همچنین فرصت تبدیل کارگاه های سازماندهی به آزمایشگاه های مجهز برای آموزش و پژوهش در رابطه با رویکردها، مفاهیم و ابزارهای جدید از فرصت های آموزشی مهمی هستند که متخصصان به آنها اشاره کرده اند. در رابطه با مضمون «موارد پژوهشی»، چالش هایی همچون کافی نبودن متخصصان و نبود پیوستگی لازم میان پژوهش های این موضوع مطرح شده است. همچنین روزآمدبودن پژوهش ها و وجود ابزارهای حرفه ای پایه که توسط متخصصان باتجربه در گذشته تهیه شده، از مهمترین فرصت های مطرح شده است. در رابطه با مضمون «موارد حرفه ای»، عمده ترین چالش ها به مشکلات نرم افزارهای تخصصی، روزآمدنبودن حرفه مندان و بی توجهی به نیازهای کاربران مربوط می شوند. در رابطه با مضمون «موارد راهبردی»، بیشترین چالش ها به ضعف نهادهای تأثیرگذار و نبود همکاری های لازم ملی و بین المللی برمی گردد. تشکیل کمیته ملی سازماندهی دانش، بازنگری در سرفصل های آموزشی، راه اندازی آزمایشگاه های سازماندهی دانش، پیاده سازی عملی الگوهای جدید و همچنین افزایش ارتباطات و توسعه سازماندهی مردم محور راهکارهای پیشنهادی متخصصان در پژوهش کنونی است. توجه به افزایش روزافزون حجم داده های با نیمه عمر زیاد در شبکه های اجتماعی و همچنین وجود ملاحظات بافت ایرانی – اسلامی، فرصت های راهبردی است که باید بدان ها توجه کرد. نتیجه گیری: برای رفع چالش های آموزشی، پژوهشی و حرفه ای در سازماندهی اطلاعات، علاوه بر اقدام های توصیه شده در این پژوهش، توجه به موارد راهبردی همانند تشکیل کمیته ها و تشکل های تخصصی و انجام تصمیم سازی های راهبردی در سطح ملی کاملا ضروری به نظر می رسد.
مروری بر پژوهش های ارزیابی موتورهای کاوش: رویکرد کمّی، کیفی و ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه ارزیابی نظام های بازیابی اطلاعات به ویژه موتورهای کاوش به یکی از مهم ترین پژوهش ها در حوزه علوم اطلاعات تبدیل شده است. با وجود این پژوهشی که به مرور پژوهش های ارزیابی موتورهای کاوش بپردازد، مشاهده نشد. از این رو، هدف از این پژوهش آن است تا تحلیلی از پژوهش های ارزیابی موتورهای کاوش با استفاده از روش های پژوهش کمی، کیفی و ترکیبی ارائه شود. روش شناسی: این پژوهش مطالعه ای مروری است که برای مرور مقالات مرتبط، واژه های «ارزیابی موتورهای کاوش»، «ارزیابی موتورهای جستجو» «ارزیابی نظام بازیابی اطلاعات»، «ارزیابی ربط»، «موتور کاوش»، «موتور جستجو» در پایگاه های اطلاعاتی مگ ایران و سید جستجو شد. همچنین واژه های «evaluation search engine»، «evaluation information retrival»، «method and information retrieval»، «research and search engine» و «relevance» در گوگل اسکالر جستجو شد و سپس مقالات بازیابی شده مطالعه گردیدند. در نهایت، پژوهش های ارزیابی موتورهای کاوش عمومی منتشر شده به زبان فارسی و انگلیسی از سال 1377(1998) تاکنون با استفاده از روش کتابخانه ای و با رویکردی تحلیلی بررسی شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که در پژوهش های بررسی شده، ارزیابی موتورهای کاوش با یکی از رویکردهای کمی، کیفی و ترکیبی انجام شده است. از حوزه های پژوهشی رویکرد کمی می توان از موضوع هایی چون پوشش و همپوشانی، کیفیت چکیده سازی و نمایه سازی، الگوریتم بازیابی، نظام توصیه گر، رابط کاربری و کیفیت رتبه بندی مدارک در موتورهای کاوش نام برد. در رویکرد کیفی نیز دو نوع پژوهش قوم نگاری و نظریه زمینه ای مشاهده شد که در پژوهش های قوم نگاری به توصیف رفتار اطلاع یابی کاربران پرداخته شده است. در نوع دیگر از رویکرد کیفی یعنی نظریه زمینه ای دو حوزه پژوهشی پایبند به اصول کیفی و نیمه پایبند به اصول کیفی قابل تشخیص است. از این رو یورلند (2010)، پژوهشگرانی را نقد کرده است که پژوهش های خود را متعلق به رویکرد کاربرگرایی و کیفی می دانند ولی از کلیه اصول خود پیروی نکرده اند. نتیجه : همان گونه که در حوزه روش پژوهش، ابتدا روش کمی و سپس روش کیفی مطرح شده است و در نهایت روش ترکیبی برای استفاده از نقاط قوت هر دو روش ارائه شده است. به نظر می رسد که این روند تغییر در روش های پژوهشی از کمی به کیفی و سپس از کیفی به ترکیبی بر ارزیابی بازیابی اطلاعات به ویژه موتورهای کاوش نیز تأثیرگذار بوده است؛ زیرا در پژوهش های بازیابی اطلاعات نیز ابتدا رویکرد نظام گرا در ارزیابی نظام های بازیابی اطلاعات مطرح شده است و سپس برخی از پژوهشگران این رویکرد را به نقد کشیده اند که در نتیجه رویکرد کاربرگرایی در توجه به کاربران ارائه شده است و در سال های اخیر نیز پژوهشگرانی چون ساراسویک (2007) و ثورنلی (2012) توجه به هر دو رویکرد را ضروری دانسته و به رویکرد دوگان محوری در پژوهش های ارزیابی بازیابی اطلاعات اشاره کرده اند.