مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
مکمل سیر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرین استقامتی و مصرف سیر بر VO2max مردان غیر فعال انجام شد. بدین منظور، 33 مرد غیر فعال سالم با میانگین سنی (7/25±5/2 سال) به چهار گروه دارونما، مکمل، تمرین دارونما و تمرین- مکمل تقسیم شدند. گروه دارونما و مکمل هر روز به مدت یک ماه 500 میلی گرم به ترتیب نشاسته و پودر سیر مصرف کردند. گروه سه و چهار علاوه بر مصرف روزانه نشاسته و سیر به مدت یک ماه سه جلسه در هفته به اجرای تمرینات استقامتی بر روی تردمیل پرداختند. به منظور تعیین VO2max از پروتکل بروس و دستگاه تجزیه وتحلیل گاز استفاده شد. نتایج نشان داد، VO2max در سه گروه مکمل (1/28±1/75)، تمرین- دارونما (0/74±2/62) و تمرین- مکمل (1/23±3/55) در مقایسه با گروه دارونما افزایش معناداری داشت(0/05≥P). همچنین، زمان اجرای آزمون در دو گروه تمرین- دارونما (12/77±41/62ثانیه) و تمرین مکمل(28/68±55/55 ثانیه) در مقایسه با گروه دارونما افزایش معناداری داشت(0/05≥P). بنابراین، تمرین استقامتی و مصرف سیر بر VO2max افراد غیر فعال تأثیر داشته، اما مصرف سیر تاثیر مضاعفی بر افزایش VO2max افراد غیر فعال بر اثر تمرین استقامتینداشت
تأثیر مصرف کوتاه مدت سیر بر فازهای ایزوکپنیک بافری و هیپوکپنیک پرتهویه ای در مردان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین تأثیر مصرف کوتاه مدت سیر بر فازهای ایزوکپنیک بافری و هیپوکپنیک پرتهویه ای در مردان ورزشکار بود. سی مرد ورزشکار سالم (با میانگین سنی 87/0±05/20 سال، قد 76/4±67/178 سانتی متر و وزن 9/8±55/71 کیلوگرم) به دو گروه همگن مکمل و دارونما تقسیم شدند. گروه مکمل هر روز 1000 میلی گرم مکمل سیر و گروه دارونما هر روز 1000 میلی گرم نشاسته به مدت یک هفته مصرف کردند. همة آزمودنی ها قبل و پس از مکمل سازی سیر در پروتکل درمانده ساز وابسته به فرد شرکت کردند. V-Slope برای برآورد فازهای ایزوکپنیک بافری و هیپوکپنیک پرتهویه ای توسط دستگاه تجزیه تحلیل گازهای تنفسی اندازه گیری شد. مساحت سطح زیر منحنی با استفاده از عملیات انتگرال گیری برآورد شد. برای مقایسه نتایج پس آزمون همراه با کنترل نتایج پیش آزمون به عنوان کوواریانس، از آزمون آماری آنکووا استفاده شد. نتایج نشان داد با مصرف هفت روزة مکمل قرص سیر، حجم اکسیژن مصرفی و دی اکسید کربن تولیدی در آستانة هوازی، آستانة بی هوازی و بیشینه در گروه مکمل افزایش داشت؛ اما سطح زیر منحنی در فازهای ایزوکپنیک بافری و هیپوکپنیک پرتهویه ای هیچ گونه تفاوت معناداری را در دو گروه مکمل و دارونما نشان نداد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان چنین ذکر کرد که سیر تأثیر مثبتی بر شاخص های تنفسی گذاشته است و باعث به تاخیر افتادن خستگی می شود؛ اما احتمالاً به خاطر شیفت یکسان آستانة هوازی و بی هوازی به سمت راست، هیچ گونه افزایش معناداری در سطح زیر منحنی فازهای ایزوکپنیک بافری و هیپوکپنیک پرتهویه ای پدیدار نمی شود که انجام پژوهش های آتی را اجتناب ناپذیر می نماید.
اثر شش ماه برنامه ترکیبی مراقبتی با مکمل دهی سیر بر فاکتورهای انعقادی در مردان میانسال مبتلا به ترومبوز ورید عمقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر شش ماه برنامه ترکیبی مراقبتی با مکمل دهی سیر بر برخی عوامل انعقادی در مردان میانسال مبتلا به DVT بود. مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی و با طرح کارآزمایی بالینی(کد: IRCT20210718051924N1) انجام گرفت. آزمودنی ها 40مرد(سن:01/4±50/51سال، درصدچربی:24/3±63/28%) با سابقه حداقل 3سال ابتلاء به DVT که از داروی وارفارین استفاده می کردند به صورت تصادفی در چهار گروه: 1.تمرین ترکیبی، 2.تمرین ترکیبی+مکمل سیر، 3.مکمل سیر 4. کنترل تقسیم شدند. تمرین ترکیبی به مدت 24هفته باتواتر 3جلسه درهفته که ابتدا تمرین مقاومتی(باشدت 50 الی 60درصد 1RM) و سپس تمرین هوازی(باشدت 55 تا 60درصد ضربان قلب ذخیره) انجام گرفت. مکمل سیر روزانه 1200میلی گرم به صورت کپسول هرروز ساعت 10صبح استفاده شد. فاکتورهای PT، PTT و INR قبل و پس از 24هفته اندازه گیری شد. از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه، آزمون tزوجی(جهت بررسی تفاوت درون گروهی) و آزمون تعقیبی توکی(جهت بررسی تفاوت بین گروهی) در سطح معناداری(05/0P<) استفاده شد. یافته ها نشان داد هم تمرین ترکیبی+سیر و هم مصرف سیر به تنهایی بر میزان PT(سیر 3/3%افزایش:004/0p=؛ تمرین+مکمل 3/13%افزایش:001/0p=) و INR(سیر 2%افزایش:013/0p=؛ تمرین+مکمل 46%افزایش:001/0p=) تأثیر معناداری داشتند، همچنین تمرین ترکیبی+سیر بر میزان PTT5/1 %افزایش(014/0p=) تأثیر معناداری داشت. اما این میزان تأثیرات در گروه تمرینات ترکیبی(PT: 355/0p=، INR:259/0p=، PTT:448/0p=) و گروه سیر در میزان PTT (504/0p=) معنادار نبود. همچنین 24هفته تمرین ترکیبی توأم بامصرف سیر بیشترین میزان افزایش PT و INR را نسبت به سایر گروه ها درپی داشت(PT: نسبت به مکمل سیر 004/0p=، نسبت به تمرین ترکیبی 004/0p=، INR: نسبت به مکمل-سیر 001/0p=، نسبت به تمرین ترکیبی 004/0p=). ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽﺷﻮد از تمرینات ترکیبی توأم با مصرف سیر به دلیل تأثیر بر ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎی PT و INR و نقش مهم این فاکتورها در برقراری تعادل مجدد هموستاز استفاده شود.
اثر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دو و میدانی کار میانسال غیرحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمرین استقامتی طولانی مدت، شاخص های توان هوازی و اسید لاکتیک را هنگام استراحت و فعالیت ورزشی بهبود می بخشد. افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک با مصرف سیر می تواند این آثار مفید را تقویت کند؛ بنابراین می تواند عملکرد استقامتی را افزایش دهد. لذا این مطالعه با هدف مقایه اثرات هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل سیر بر توان هوازی و اسید لاکتیک در زنان دوومیدانی کار میانسال غیرحرفه ای شهر زنجان انجام شد. زنان دونده سالم، به طور تصادفی، به چهار گروه مکمل سیر (با میانگین سنی 33/52) گروه تمرین (60/53)، گروه مکمل سیر و تمرین (93/53) و گروه کنترل (با میانگین سنی 63/53) تقسیم شدند. پس از اجرای آزمون بروس (پیش آزمون) به یک گروه مکمل سیر، گروه تمرین (فقط تمرین) و گروه مصرف مکمل سیر و تمرین (سیر به همراه تمرین) داده شد و گروه کنترل فعالیت خاصی انجام ندادند. در پایان هفته هشتم، آزمودنی ها مجدداً آزمون بروس را اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل و تحلیل کواریانس استفاده شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها 05/0 بود. نتایج نشان داد که بین میزان مصرف مکمل سیر، اجرای تمرین و سیر با تمرین در افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بعد از هشت هفته، مصرف مکمل سیر، باعث تفاوت معنی دار در حداکثر اکسیژن مصرفی نسبت به گروه کنترل گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که مصرف سیر به همراه تمرین استقامتی تأثیر معنی داری بر افزایش توان هوازی و کاهش اسید لاکتیک زنان دونده دارد.
تأثیر مصرف حاد سه دوز مختلف مکمل سیر بر زمان ترومبوپلاستین و پروترومبین متعاقب فعالیت استقامتی شدید در مردان جوان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: احتمالاً دوزهای مختلف مکمل سیر متعاقب فعالیت استقامتی حاد، بر زمان انعقاد خون اثر متفاوتی دارند. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مصرف سه دوز مختلف 500، 750 و 1000 میلی گرم مکمل سیر بر زمان نسبی ترومبوپلاستین و پروترومبین پس از فعالیت استقامتی شدید در مردان فعال بود. روش تحقیق: تعداد 15 مرد جوان سالم فعال در مرحله رقابت (میانگین سنی 88/7± 27 سال، وزن 45/6±9/73 کیلوگرم، و حداکثر اکسیژن مصرفی 49/0±35/59 میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه) با حداقل سه سال فعالیت منظم در دو ی استقامتی 5000 متر، به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند. شرکت کنندگان طی چهار جلسه، دوز های مختلف سیر (500، 750 و 1000 میلی گرم پودر سیر) و نشاسته (دارونما) را مصرف کرده و چهار ساعت بعد، یک فعالیت استقامتی به مدت 30 دقیقه با شدت 85-65 درصد حداکثر ضربان قلب هدف را بر روی نوارگردان انجام دادند. نمونه خونی، قبل و چهار ساعت بعد از مصرف مکمل یا دارونما و نیز بلافاصله بعد از فعالیت استقامتی حاد، گرفته شد. تفاوت بین دوزهای مختلف پس از سیر پس از فعالیت استقامتی و تأثیر هر یک از دوزهای سیر با دارونما، با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری 05/0>p محاسبه گردید. یافته ها: سه دوز مصرفی 500، 750 و 1000 میلی گرم سیر، زمان نسبی ترومبوپلاستین را به طور معنی داری افزایش دادند؛ در حالی که پس از یک جلسه فعالیت استقامتی حاد متعاقب هر سه دوز، زمان نسبی ترومبوپلاستین کاهش معنی داری داشت. این کاهش، پس از مصرف دوز 500 میلی گرم در مقایسه با 1000 میلی گرم، به طور معنی داری بیشتر بود. از طرف دیگر، پس از مصرف سه دوز متفاوت سیر و متعاقب یک جلسه فعالیت استقامتی حاد، زمان پروترومبین، تغییر معنی داری نداشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد برای کاهش زمان ترومبوپلاستین پس از یک جلسه فعالیت استقامتی حاد در افراد فعال، مصرف مکمل سیر با دوز 500 میلی گرم مؤثرتر است.
تاثیر مصرف پودر سیر بر گلوتاتیون سرم و برخی شاخص های آسیب سلولی در افراد غیرفعال پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سیر با برخورداری از آثار ضداکسایشی می تواند ضمن مقابله با آثار نامطلوب فشار اکسیداتیو ناشی از بیماری ها، سبب کاهش شاخص آسیب های غشای سلولی شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر مصرف پودر سیر بر گلوتاتیون سرم و برخی شاخص های آسیب سلولی در افراد غیرفعال پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز بود. روش تحقیق: تعداد 10 دانشجوی پسر غیرفعال سالم با میانگین سنی 6/2±6/25 سال و شاخص توده بدنی 7/1±5/23 کیلوگرم بر متر مربع، به صورت داوطلبانه در این تحقیق متقاطع، شرکت نمودند. شرکت کننده ها دو بار پروتکل بروس را با فاصله دو هفته انجام دادند. خونگیری اولیه به شکل ناشتا در ابتدای صبح انجام شد. سپس شرکت کننده ها، مکمل یا دارونما (۱۰۰۰ میلی گرم کپسول حاوی پودر سیر به عنوان مکمل و آرد به عنوان دارونما) را به مدت دو هفته مصرف کردند و متعاقب آن، فعالیت وامانده ساز بروس را انجام دادند. خونگیری دوم به منظور گلوتاتیون سرم بلافاصله بعد از فعالیت وامانده ساز و برای اندازه گیری شاخص های آسیب سلولی، 42 ساعت بعد از فعالیت انجام شد. سنجش شاخص های گلوتاتیون، کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز با روش های استاندارد انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و وابسته در سطح معنی داری 05/0>p استفاده شد. یافته ها: نتایج آماری نشان داد که سطح گلوتاتیون در دو گروه سیر و دارونما بعد از فعالیت وامانده ساز (001/0=p) کاهش داشته و در گروه سیر نسبت به دارونما (001/0=p) تفاوت معنی داری پیدا کرد. سطح لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز در هر دو گروه سیر (001/0=p) و دارونما (001/0=p) بعد از فعالیت وامانده ساز افزایش و در گروه سیر نسبت به دارونما، تفاوت معنی داری نداشت (08/0=p). نتیجه گیری: مصرف حاد سیر، احتمالاَ با فعال کردن پپتید گلوتاتیون موجب افزایش برداشت بیشتر این آنتی اکسیدان در پاسخ به فعالیت وامانده ساز می شود. همچنین فعالیت وامانده ساز بروس موجب ایجاد آسیب سلولی می شود که مصرف مکمل سیر تاثیری بر بروز آسیب سلولی ندارد.
تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر روی برخی شاخص های رشدی و استروژن در زنان جوان دارای اضافه وزن
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر بر مقادیر عوامل رشدی GH و IGF-1 و همچنین هورمون جنسی استروژن سرمی زنان جوان دارای اضافه وزن بود. روش: تعداد 40 نفر از داوطلبان به عنوان نمونه آماری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی به چهار گروه: گروه تمرین هوازی (10)، گروه مکمّل سیر (10)، گروه تمرین و مکمّل (10) و گروه کنترل (10) تقسیم شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل: زنان دارای عدم مصرف دارو یا مکمّل خاصی طی شش ماه اخیر، آمادگی برای انجام فعالیت ورزشی براساس پرسشنامه PAR-Q، BMI بین 25 تا 9/29، دامنه سنّی بین 20 تا 40 سال، عدم داشتن بیماری هایی نظیر دیابت، مشکلات مفصلی مانند آرتروز و عدم داشتن مشکلات تنفسی مزمن بود. برنامه تمرینی گروه هوازی شامل 24 جلسه تمرین بود.، مدت جلسه تمرینی در شروع 40 دقیقه و در طول 8 هفته به 55 دقیقه رسید. شدت تمرین 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه بود که در هفته هشتم به 65 الی 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. همچنین هر روز و به مدت هشت هفته، به گروه های مصرف کننده مکمّل سیر500 میلی گرمی مکمّل سیر (به شکل کپسول)، و به گروه دارونما، کپسول های 500 میلی گرمی گلوکز مشابه کپسول های مکمّل، سیر داده شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون شاپیروویلک جهت بررسی توزیع بودن طبیعی داده ها و تجانس واریانس با استفاده از آزمون لوین بررسی شد. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون t همبسته جهت بررسی تفاوتهای درون گروهی و از آزمون تحلیل کوواریانس جهت بررسی تفاوت های بین گروهی استفاده شد. همچنین سطح معنی داری نیز برای تمام محاسبات (α≤0/05) در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت معنی داری در مقادیر پس آزمون هورمون رشد، عامل رشد شبه انسولینی-1 و استروژن، بین سه گروه مشاهده شد (P<0/01). نتایج t همبسته تفاوت معنی داری در مقادیر هورمون رشد، عامل رشد شبه انسولینی-1 و استروژن را در سه گروه تجربی به غیر از گروه کنترل نشان داد (P<0/05). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر، منجر به افزایش عوامل رشدی GH و IGF-1و همچنین هورمون جنسی استروژن در زنان جوان دارای اضافه وزن می شود. لذا می توان تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر را به زنانی که دارای اضافه وزن می باشند، توصیه نمود.