فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
48 - 66
حوزههای تخصصی:
The present study was an evaluation attempt to investigate the practicality of interpretation procedures proposed by Fairclough (1989) in the critical analysis of Persian texts. The evaluation was implemented on the basis of a goodness criterion, analytical induction (AI) framework developed by Silverman (1993). In so doing, we went about the interpretation of the inaugural speech made by the president of Iran, Dr. Rohani to the United Nations General Assembly in New York in 2013. The interpretation was done according to the Fairclough’s interpretation model in light of AI theoretical framework. The outcome of the study supported the practicality of the overall interpretation model in the Iranian context. However, considering Iranian special sociolinguistic context, the study also put forward some suggestions with respect to the interpretation of local coherence and text structure in the lower section of the model as well as situational context and intertextual context in upper section.
ترکیب درون مرکز غیر فعلی در لکی الشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرتکرارترین ساختارهایی که در ترکیب های درون مرکز غیرفعلی در زبان لکی یافت می شوند عبارت اند از: [اسم + اسم]، [اسم + صفت] و [صفت + اسم]. علاوه بر اینها، سه ساختار کم بسامدتر [اسم + حرف اضافه]، [حرف اضافه + اسم] و [عدد + اسم] نیز در این زبان یافت می شود. تحلیل معنایی این ساختارها نشان می دهد که برحسب نوع رابطه بین اجزای سازنده ترکیب، معانی متنوعی از آنها استنباط می شود و تنوع معنایی ترکیب های [اسم + اسم] بیش از سایر ترکیب های درون مرکز است. ترکیب های درون مرکز [اسم + اسم] به دو زیرطبقه هسته آغاز و هسته پایان تقسیم می شوند و در آنها مفاهیم متعددی را می توان یافت که عبارت اند از: منشأ، محتوا، کاربرد، شباهت، جنس، محل، وابستگی، آغشتگی، زمان، اختصاص، نوع، تغذیه، شیوه و هدف. ترکیب های درون مرکز [اسم + صفت] نیز از لحاظ معنایی تنوع قابل توجهی دارند و معانی متعددی شامل نحوه عملکرد، ابزار تولید، محتوا، نسبت، خصوصیت و ارتباط خاص در این نوع ترکیب ها یافت می شود.
بررسی تلفظ اسم های جمعِ دارای واکۀ پایانی در گویش قاینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درگویش قاینی در واژه های مختوم به واکه های /ou/،/ɑ/و/a/، نشانه جمع به صورت [au] بازنمایی آوایی دارد و در واژه های دارای واکه های /i/،/u/ و/e/ نشانه جمع به صورت [u] تلفظ می شود. این صورت های روساختی مؤید صورت زیرساختی /-ɑn/ برای نشانه جمع در قاینی است. در تبیین این امر براساس رویکرد بهینگی لایه ای، نگارندگان داده های پژوهش را در سه سطح ستاک، واژه و فراواژگانی بررسی کردند. نتایج یافته ها نشان داد فرایندهای واجی افراشتگی پیش خیشومی و رفع التقای واکه ها در سطح ستاک و فرایندهای تغییر واکه و حذف / n/ی پایانی در سطح واژه رخ می دهند. اشتقاق روساختی داده ها پیش از اعمال سطح فراواژگانی بیانگر تیرگی تعامل زمینه برچین بین فرایندهای افراشتگی پیش خیشومی و حذف /n/ی پایانی بود. در سطح های فراواژگانی که در دو حالت افزودن ضمیر متصل ملکی سوم شخص مفرد /in/ و ضمیر ناپیوسته اول شخص جمع /mɑ/ به برون داد سطح واژه بررسی شد فرایندهای واجی ای مانند حذف /n/ی پایانی و ساده شدن واکه مرکب دخیل هستند. در سطح فراواژگانی نیز تیرگی تعامل زمینه چین بین فرایندهای حذف کسره اضافه و حذف /n/ی پایانی مشاهده می شود. ازاین رو، در این پژوهش، در چارچوب بهینگی لایه ای تعامل های تیره موجود در اشتقاق های روساختی اسم های جمع دارای واکه پایانی در گویش قاینی بررسی می شود. بهینگی لایه ای نسبت به بهینگی موازی در تبیین تغییرات آوایی تیره در مرز تکواژها کارایی بیشتری دارد.
Impacts of Utilizing E-Mind Maps on Iranian Adolescent vs. Adult EFL Learners’ Language Learning Strategy Choices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
146 - 169
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the probable effects of E-Mind Maps on the prevailing Language Learning Strategy Choices of adolescent versus adult Iranian EFL learners (LLSC). Besides, their preferred strategies were investigated across each dominant LLSC for some volunteer participants through structured interviews. According to a mixed-method design, 76 available Iranian adolescent and adult EFL learners, both male and female, were randomly divided into four equal groups of experimental and control ones. Strategy Inventory for Language Learning (SILL) was conducted for all participants in the pre-and post-intervention phases, followed by a structured interview in just the post-intervention phase in the qualitative phase. The intervention presented the teaching content through E-Mind Maps vs. the conventional way of teaching for 20 sessions. The data were analyzed using descriptive and Chi-Square statistics. The results confirmed that using E-Mind Maps shifted the dominant LLSC of adolescent and adult EFL learners to memory and cognitive strategies. Moreover, preferred strategies across each dominant LLSC were discussed in detail for both groups. The conclusion can provide critical implications for English language teaching, learning, and educational technology in using E-Mind Maps as an effective strategy in EFL classrooms.
Learners’ Grammar Achievement via Oral and Writing Modalities in Cognitive and Ecological Perspectives: Recast in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
121 - 145
حوزههای تخصصی:
Language learners receive different types of corrective feedback during the process of second language acquisition. Recast, as an approach to corrective feedback, is one of the most-frequently error correction techniques in classroom contexts. A plethora of research has addressed recast; however, the present study focused on comparing learners’ grammar achievement via oral and writing modalities through two perspectives, cognitive and ecological, who received recast. One hundred and twenty language learners, all first-year college students at Islamic Azad University and Applied Science University in Tehran participated in this study. They were assigned to four groups. The participants in all groups were exposed to different instructional programs based on the cognitive and ecological perspectives to language learning orally or in writing, and all learners received recast orally. Results obtained by a pretest and a posttest indicated that all groups made progress in their grammar achievement, while there was a statistically significant difference between the groups in the posttest. The participants in the ecological group had higher gains of grammatical structures than those in the cognitive group. However, data analysis revealed that there was no statistically significant difference between two oral and writing groups in their grammar achievement.
Loyalty to Traditional Prescriptions or Facing the Challenge of Realities: An Investigation into the Status of Metadiscourse Awareness in Academic Writing Coursebooks(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
221 - 242
حوزههای تخصصی:
The well-established affiliation of metadiscourse research tradition to the philosophy of ESP raises some inevitable expectations on how much and how well the concept has been geared to meet the practical necessities of academic writing pedagogy. In light of such an expectation, a corpus of 35 academic writing coursebooks published during the last three decades was evaluated in terms of the possible realizations of key resources of interaction in pedagogical tasks. Due to its theoretical rigor and analytically operationalized nature, Hyland’s model of metadiscourse (2005a) was taken as the guiding framework for the current evaluation. The quantitative findings emerging from the analysis of the corpus did not sound sufficiently promising, suggesting that those theoretical developments have not yet been ideally translated into pedagogical designs; however, the rich range of resources identified in the tasks (i.e., the 55 categories emerging from the evaluation of the corpus) suggest that the rigorous tradition of research in metadiscourse has contributed to the effective operationalization of the concept for pedagogical objectives. It has been argued that through the effective introduction of the concept of metadiscourse into pedagogical designs and its appropriate operationalization, novice participants of academic/scientific discourse communities would be enabled to redefine the nature of academic communication and get rid of a large number of misconceptions which have become fossilized through long years of the dominance of positivistic thinking.
گِل یا آهو؟ (پیشنهادی درباره تصحیح واژه ای در کتاب نهم دینکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس گواهی های متون ایرانی، فرّه کیانی به شکل های مختلف، ازجمله عقاب یا شاهین، قوچ یا رنگ، غُرم و گور تجلّی می یابد و شاه قانونی ایران را همراهی می کند؛ امّا در کتاب نهم دینکرد ، در ذکر اخبار گمراهی کی کاوس بر اثر فریبِ دیو خشم و تاختن آن شاه ورجاوند تا لبه تاریکی، فرّه کیان برخلاف موارد مذکور به صورت «گِل» (با املایِ تک غ [TYNA]) ظاهر می شود؛ لیکن چنین قالبی نه تنها مناسبتی با تجلیّات دیگرِ فرّه ندارد، بلکه با تفکّرات ایرانیان درباره ماهیّت فرّه نیز سازگار نیست. به همین سبب و نیز برمبنای پاره ای از قراین دیگر، به نظر می رسد املای مذکور در اینجا تصحیفی از ت ثب غ [TYBA] باشد که در متون پهلوی، هزوارشی برای āhūg «آهو» است. با اعمال چنین تصحیحی، از یک سو گزارش دینکرد درباره تجسّم مادّی فرّه کیانی هم سو و هماهنگ با گزارش متن های دیگر می شود و از دیگر سو مفاد این گزارش، تناقضی با تفکرات ایرانیان درباره ماهیّت فره کیانی نخواهد داشت.
تحول فاءِ اعجمی یا صامت دولبی سایشی واک دار β از زبان طبری کهن تا زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان زبان های ایرانی دوره میانه که دارای واج گونه سایشی دولبی واک دار β هستند، می توان به سغدی، پهلوی اشکانی، فارسی میانه ترفانی و بلخی اشاره کرد. واج مذکور که نزد قدما به فاءِ اعجمی نیز معروف است، در متون اولیه اسلامی به صورت «ڤ»، «ف» و صورت تصحیف شده آن، «ق» مضبوط است. اما نکته قابلِ توجه این است که زبان فارسی میانه نشانه ای برای این صامت در خط پهلوی ندارد. به همین دلیل، می توانیم ادعا کنیم که این واج حاصل تحول خودِ زبان طبری در دوره نو و با کمی تسامح، نیای همین زبان در دوره میانه بوده است. علی رغم آنچه از متون فارسی قرون اولیه اسلامی درمورد این صامت به دست آمده و درباره آن مطالب متعددی نگاشته شده، از وجود چنین صامتی در زبان طبری، هیچ صحبتی به میان نیامده است. کلماتی مانند «*سَفزه» و «اَفروج» که در متون کهن طبری ثبت شده اند، به روشنی نشان دهنده این صامت در این زبان هستند. همچنین می دانیم که واج گونه β، زمان زیادی در زبان های ایرانی نو باقی نمانده و در گونه های مختلف زبان فارسی، به واج های p، b، v و f بدل شده است. اما در زبان طبری کهن و برخی واژه ها در گویش های مازندران، تحول آوایی دیگری رخ داده که حاصل آن به تولید مصوت ō̆ یا ū̆ انجامیده است، مانند «اوروج o/urūj»، «شو šō»، «اوou/o »، «اوکَتَن o/ukatan»، «فَرسیو farsiyo» و «لو lu». در این مقاله، قصد داریم با رویکرد زبان شناسی تاریخی، وجود فاءِ اعجمی در زبان طبری و بقایای آن در زبان مازندرانی را اثبات کنیم و به تبیین قواعدی بپردازیم که توجیه کننده این تحول آوایی رخ داده در زبان طبری باشد. همچنین موارد استثنا زبان طبری را مرور می کنیم و درنهایت، به قاعده ای که جایگزین تحول یادشده گشته است، اشاره خواهیم کرد. سرانجام از میان همین یافته ها، به شناسایی دوره های تحول زبان طبری دست خواهیم یافت.
بررسی فرایند ترکیب و دسته بندی آن از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده آن در زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر کلمات مرکب مازندرانی برگرفته از فرهنگ تبری (نصری اشرفی، 1381)، از نظر معنایی و رابطه بین عناصر سازنده بررسی شده است. برمبنای دسته بندی بیستو و اسکالیز (2005)، به عنوان چارچوب نظری پژوهش، ترکیب سه دسته اصلی همپایگی، اسنادی/ توصیفی و وابستگی را در بر می گیرد. این دسته بندی مبتنی بر روابط دستوری ممکن بین دو سازه در ساختارهای نحوی است. از نظر رابطه بین عناصر سازنده، ترکیب دو دسته فعلی و غیرفعلی را شامل می شود. تأکید مقاله حاضر عمدتا بر ترکیب فعلی و دسته بندی آن است. ترکیب فعلی نوعی ترکیب وابسته است که در ساختار آن سازه غیرفعلی، متمم سازه فعلی است. ترکیب های فعلی از نظر معنایی به چهار دسته موضوعی، غیرموضوعی، گروهی و مکرر تقسیم بندی می شوند. شواهد نشان می دهدکه انطباق نسبتا کاملی بین مازندرانی و دسته بندی بیستو و اسکالیز وجود دارد.
«جهت شدگی» در فارسی: مطالعه موردی «اندام واژه ها» بر اساس دستوری شدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس نظر هاینه گویشوران زبان با استفاده از منابع عینی مانند اندام واژه ها، طبیعت واژه ها و برخی افعال به رمزگذاری مفاهیم جهتی مانند بالا، پایین، جلو، عقب و ... می پردازند. در این پژوهش، فرایند تحول منابع واژگانی به واژگانی که به مفاهیم جهتی دلالت دارند، جهت شدگی نامیده می شود. پژوهش حاضر به چگونگی رمزگذاری جهت های نسبی و استعاری با استفاده از منبع واژگانی اندام واژه ها و براساس آرای هاینه پرداخته است. برای تعیین ابعاد جهت شدگی، یا میزان تحولات معنایی، تصریفی- نحوی و آوایی منابع واژگانی به مقاصد جهتی، مطالعه حاضر از انگاره داوری و نغزگوی کهن بهره جسته است. برای جمع آوری داده ها نیز از کتب نظم و نثر، ضرب المثل، رمان، فرهنگ های واژگان، کتب فارسی ابتدایی و متوسطه، تارنماها و گفت وگوهای تلویزیونی و روزمره استفاده شده است. بازه زمانی داده ها شامل داده های فارسی نو متقدم (قرن 4 تا 13هجری) و فارسی نو امروز (قرن 13 تا امروز) است. نتایج نشان می دهد زبان فارسی از اندام واژه های سر، پا، چشم، قلب و ... برای بیان جهت های نسبی و استعاری استفاده نموده و در نهایت این منابع واژگانی متحمل درجه دوم جهت شدگی گردیده اند
تعبیر کنایه در زبان فارسی بر مبنای دیدگاهی ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنایه در سنت مطالعه بلاغت به سخنی اطلاق می شود که دارای دو معنی است و مخاطب با توجه به شرایط از مفهوم صریح آن به مفهوم ضمنی اش پی می برد. نگاهی به پیشینه مطالعه کنایه نشان می دهد که این صنعت که امروزه دیگر صرفاً محدود به حوزه ادب نیست و در گفت وگوهای روزمره سخنگویان کاربرد عام دارد، همواره با فرایندهای دیگری نظیر استعاره، مجاز، معنی ضمنی و جز آن خلط شده است. در مقاله حاضر، ضمن اشاره به این همپوشی ها به دنبال آنیم تا تعریف مشخص و مستقلی از کنایه به دست دهیم. به ویژه می کوشیم تا از منظری تحلیلی توصیفی و به کمک داده های متعدد از جملات روزمره سخنگویان زبان در چارچوب نگرشی ادراکی به بررسی چگونگی درک و تعبیر کنایه بپردازیم. این پژوهش نشان می دهد که سخنگویان با تکیه بر اطلاعات بافت های ادراکی، اعم از بافت زبانی یا بافت A، بافت موقعیتی یا B و اطلاعات از پیش موجود در حافظه یا بافت C کنایه را تعبیر می کنند. در این میان، وجود اطلاعی خاص در بافت C نقشی عمده ایفا می کند که براساس آن، هر جمله ای را می توان در معنی متناقضش تعبیر کرد.
بررسی معنایی فعلهای وجهی گیلکی (گونۀ سیاهکلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی معنایی فعل های وجهی گیلکی گونه سیاهکلی اختصاص دارد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. تحلیل معنایی این پژوهش در چارچوب پالمر (1997) و بررسی نگاشت معنایی آن براساس چارچوب ناوز (2008) است. در این پژوهش، شش فعل وجهی گیلکی بررسی شده اند. براساس این پژوهش، به لحاظ معنایی فعل وجهی va «باید» دارای خوانش هر سه وجهیت معرفتی، تکلیفی و پویاست و vast «بایست» و vasti «بایستی» و صورت حال فعلtonəstan «توانستن» برای بیان وجهیت تکلیفی و پویا به کار می روند. فعل وجهی šay «می توان، می شود» برای بیان وجهیت معرفتی و پویا و šast «می شد» و صورت گذشتهtonəstan «توانستن» و هر دو صورت حال و گذشته xastən «خواستن» و rəse:n «رسیدن» برای بیان وجهیت پویا کاربرد دارند. فعل وجهی bo:n «می شود» برای بیان وجهیت معرفتی و تکلیفی و bəbu «شد» برای بیان وجهیت تکلیفی به کار می روند. va «باید» و صورت های گذشته آن بیانگر درجه ضرورت اند و دیگر فعل های وجهی بر درجه امکان دلالت دارند. برای تکمیل مبحث معنایی، نگاشت معنایی فعل های وجهی بر روی فضای مفهومی وجهیت نشان داده شده است. بر این اساس مشخص شد فعل وجهی va «باید» بر روی محور عمودی فضای مفهومی نشان دهنده وجه ضرورت و بر روی محور افقی این فضا دارای تنوع معناست. همچنین مشخص شد دیگر فعل های وجهی گیلکی بر روی محور عمودی امکان قرار داشته و نشان دهنده چندمعنایی یا تفاوت معنایی هستند.
Fostering Speaking via Integrated Questioning: Does it Count for Transcontextual Transferability?(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
1 - 27
حوزههای تخصصی:
Given the significance and problematic nature of speaking in EFL instruction as well as lack of orthodoxy of views on acceptance or rejection of language learning transferability, this study proposed an inventive model to teaching thinking via questioning as a way to trigger speaking. It compromises six components, and organizes a rich interactive teaching/learning environment to gauge its usefulness in the development of EFL learners' oral skill as well as its inter-domain transferability effects. To this end, we compared the performance of 60 participants on pre-post-treatment oral narrative tasks over thirteen treatment sessions with a time allocation of 45 minutes for each session: One group with isolated questioning instruction and the other with integrated one. The results of independent samples t-test indicated that instructional treatment assisted the experimental group participants to outperform the control group learners solely in terms of measures of lexical and grammatical complexity. It is also suggested that the merits of questioning intervention transfer to learners' performance on a delayed task in a new social domain. As proposed, implementing the integrated approach of HOQs assisted EFL learners to successfully accomplish demanding oral tasks initially in academic setting and in later delayed novel transcontextual settings.
A Survey on Intercultural Contact (IC) among Iranian EFL Students: Validating a Questionnaire(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
19 - 40
حوزههای تخصصی:
Intercultural contact (IC) among students has received a great prominence in EFL and ESL contexts in recent years; therefore, this study was an attempt to modify and validate a questionnaire as an instrument to elicit the resources from which Iranian EFL students obtain their IC information. To reach this aim, a modified version of Peng and Wu’s questionnaire with 26 items and five factors was administered among 200 male and female Iranian EFL students from different language institutes in Tabriz, Iran. To determine the reliability and validity of the modified questionnaire, the statistical analyses of the model and fitness of the questionnaire were conducted by SmartPLS3 software. The results of reliability analyses using three measures of Cronbach’s alpha, combined reliability (CR) and average variance extraction (AVE) demonstrated that the questionnaire has a good reliability. Moreover, the results of construct crossvalidated communality (Q²) proved the construct validity of the questionnaire. Additionally, the results of correlation coefficient matrix and p value for all the latent variables demonstrated that all the paths and relationships in the model are significant and the model is a good fit. This study also clarifies the implication of such a questionnaire for ELT and presents some suggestions for future studies.
نفی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ها در بازنمایی مفهوم نفی از امکانات مختلفی استفاده می کنند. پاین با نگاهی رده شناختی، به مفهوم نفی پرداخته و آن را به دو گروه «نفی جمله ای» و «نفی غیرجمله ای» تقسیم کرده است. در نفی جمله ای که سیطره عملکرد آن بر کل بند است، امکانات مختلفی چون وندافزایی، استفاده از ادات نفی، فعل اصلی و کمکی منفی ساز، اسم منفی ساز، قیدهای منفی ساز و کمّی نماهای منفی ساز مطرح می شود. نفی غیرجمله ای دو زیربخش دارد که شامل نفی اشتقاقی و نفی در بند پیرو است. در این پژوهش، تلاش می کنیم با رویکردی داده بنیاد و براساس نمونه های موجود در «پیکره گزاره های معنایی زبان فارسی» و در صفحات وب، امکانات نفی را در زبان فارسی معرفی کنیم. بررسی داده ها نشان داد که الگوی غالب منفی سازی در زبان فارسی وندافزایی است اما دیگر امکانات نفی جمله ایِ معرفی شده پاین را هم می توان در زبان فارسی مشاهده کرد. ادات «نه»، فعل های اصلی مانند «خودداری کردن»، فعل کمکی «نکرد»، قیدی مانند «ابدا» و کمّی نمای «هیچ»، نمونه ای از امکانات منفی سازی در زبان فارسی هستند. همچنین بررسی داده ها علاوه بر صحه گذاشتن بر وجود امکانات نفی تحلیلی در زبان فارسی، نشان داد که لزوما با حضور کمّی نما و قیدهای معرف مفهوم نفی، فعل جمله منفی نمی شود.
تَکوک (ریتون) در شاهنامه؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مصرع از شاهنامه، «یکی بورِ ترکی چو گوری به تن» در اواخر پادشاهی بهرام پسرِ اورمَزدِ (Urmazd) ساسانی از جامِ مَیِ بزرگی سخن رفته است که نام آن به صورت های «بورِ ترکی» bur-e torki، «پور ترکی» pur-e torki و «تورِ ترکی» tur-e torki تصحیف شده اند. در این جستار نشان داده شده است که در پشتِ این صورت های تصحیف شده، واژه دشوارِ تَکوک takuk (Pah. takōk; Av. gaō-dana)، به معنی «ریتون» (rhyton)، جامِ باده به اشکالِ حیواناتی چون اسب و شیر و جز آنها، به کار رفته است که کاتبان آن را نشناخته و به صورت های بالا ساده کرده اند. در این جستار به جای این صورت های تصحیف شده، سه فرض پیشنهاد شده است: «بُورْ تکوکی» bur (bōr?)-takuki (تکوکی به شکل اسبِ بور)، «زَرْ تکوکی» zar-takuki (تکوکی زرّین) و «پُرْ تکوکی» por-takuki (تکوکی پر از مَی) که فرض سوم محتمل تر است.
گدایی پشت در شورای امنیت سازمان ملل؛ استعاره، مجاز و آمیختگی مفهومی در کارتون های سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارتون های سیاسی ابزارهایی نیرومند و تأثیرگذارند که در خدمت بیان مفاهیم و دیدگاه های سیاسی درمی آیند و در آنها به وفور از سازوکارهای شناختی مانند استعاره، مجاز و آمیختگی مفهومی استفاده می شود. در هشت سال گذشته «برجام» مهم ترین موضوع در سیاست خارجی ایران بوده که در کارتون های سیاسی داخلی نیز بازتاب گسترده ای یافته است. یکی از موضوعاتی که در سال 1399 به محل منازعه بین آمریکا و دیگر کشورهای عضو برجام تبدیل شد، مکانیزم ماشه بود. در پژوهش حاضر در چارچوب سه نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980؛ لیکاف، 1993)، استعاره چندوجهی (فورسویل، 1996، 2009) و آمیختگی مفهومی (فوکونیه و ترنر، 2002) دو کارتون سیاسی با موضوع مکانیزم ماشه از پایگاه اینترنتی خبرگزاری تسنیم استخراج و بررسی شده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد که یکی از کارتون ها حول محور آمیختگی مفهومی میان دو فضای ذهنی «تکدی گری» و «فعال سازی مکانیزم ماشه» شکل گرفته است و دیگری حول محور استعاره «مکانیزم ماشه، یک تفنگ است». علاوه بر استعاره و آمیختگی مفهومی، دو مجاز مفهومی اساسی نیز در کارتون ها یافت می شود؛ یکی «شخص به جای کشور/ دولت» و دیگری «مکان به جای سازمان/ نهاد». کارتونیست با این سازوکارهای شناختی تلاش ترامپ و دولت او را برای فعال سازی مکانیزم ماشه تلاشی از سر ضعف و درماندگی و محکوم به شکست ترسیم کرده است.
تحلیل و بررسی تنوع واژگانی در آبادی های شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داده های این پژوهش از اطلس زبانی استان لرستان اقتباس شده که در قالبِ اصطلاحات خویشاوندی، واژه های مربوط به عینیت های طبیعی، واژه های مرتبط با بدن انسان، نام حیوانات، واژه های مربوط به گیاهان، واژه های مربوط به عینیت های انسان ساز، ضمیرها، قیدهای اشاری- مکانی و ادات پرسشی و عددها دسته بندی شده اند. گونه های زبانیِ آبادی هایی که داده های آنها بررسی و تحلیل شده اند، از زبان های لُری و لکی هستند که داده های هر یک به صورت جداگانه بررسی و تحلیل شده است. پیکره بررسی شده، هم تنوع دَرخورِتوجه زبانی شهرستان خرم آباد را نشان می دهد و هم تنوع واژگانیِ گونه های زبانی آبادی های این شهرستان را. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دو زبان لری و لکی، مقوله واژگانی «عددها» کمترین ضریب تنوع، و مقوله واژگانیِ «عینیت های انسان ساز» بیشترین ضریب تنوع را در میان مقوله های واژگانی بررسی شده داشته اند. همچنین بررسی داده ها نشان می دهد که واژه هایی همچون «پدر»، «زبان»، «نان» و «خون» کم ترین تنوع را در گونه های زبانی بررسی شده داشته اند، و از این رو آنها را باید از بنیادی ترین واژه های این گونه های زبانی دانست.
Dynamic Assessment of EFL Learners’ Reading Strategies: Introducing ‘Sauce’-Format Mediation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
28 - 47
حوزههای تخصصی:
Sandwich and cake formats of interventionist Dynamic Assessment suffer from two problems: both are time-demanding, and the intervention presented to the learners varies from one learner to another. To suggest a solution to the above problems in teaching and assessing reading strategies, the present researchers have introduced ‘sauce’-format mediation through which intervention is provided for the learners within ‘mediation boxes’ along the test. Thirty Iranian intermediate EFL learners participated in the study. They were first given a non-mediated reading pretest, and then they took the same test along with a ‘mediation box’ following each question to observe the probable effect of ‘sauce’-format mediation. To measure the transcendence of the given mediation, the participants answered a non-mediated delayed posttest at the end. Comparing the means of the mediated posttest and non-mediated pretest on the one hand and those of the non-mediated delayed posttest and the pretest on the other revealed that the learners benefitted significantly well from the ‘sauce’-format mediation and could transfer their learning to a novel context. Findings of this study are consistent with the previous research on DA that intervention supports learner development.
The Relationship between Iranian EFL Teachers’ Creativity, Motivation and Job Satisfaction: The Role of Gender, Teaching Experience and Teaching Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
41 - 60
حوزههای تخصصی:
The current study investigated the relationship between teachers’ creativity, motivation and job satisfaction. In so doing, the role of demographic factors, i.e. gender, teaching experience and teaching context was also taken into account. To conduct the study, a total of 103 EFL teachers at both institute and school contexts were selected. The teachers were recruited on a voluntary basis, and the sample included teachers from a variety of backgrounds and experiences, coming from both genders and either of the teaching contexts. Three questionnaires (Teacher Creativity Questionnaire, Teacher Motivation Questionnaire, and Job Satisfaction Scale) were employed to gather the data, which were then analyzed through a number of analyses, including Spearman’s Rank Order Correlation, Multiple Regression Analysis, Mann Whitney U test and Kruskal-Wallis test. Findings revealed the existence of a significant correlation between teachers’ motivation and their job satisfaction. Furthermore, teachers’ motivation in comparison with their creativity had a greater predictive power with regard to job satisfaction. However, demographic factors did not have a significant role in job satisfaction. The findings can offer insightful implications for educational authorities, teachers, school leaderships and academicians to help promote job satisfaction in different instructional contexts.