فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
نقش تعاملی ترمیم در مکالمات از دیرباز مورد توجه مکالمه کاوان بوده است. هدف این پژوهش مطالعه انواع ترمیم و راهبردهای آن در مکالمات گویش اهوازی زبان عربی و زبان فارسی است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۰۰ شرکت کننده (۵۰ گویشور اهوازی و ۵۰ فارسی زبان) است که از افراد ۲۰ تا ۵۰ ساله ساکن اهواز و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. پس از ضبط مکالمات روزمره شرکت کنندگان، داده ها آوانگاری شده و با توجه به الگوی پژوهش موارد ترمیم در آنها شناسایی شدند. یافته های حاصل از 283 دقیقه مکالمه زبان فارسی و 240 دقیقه مکالمه زبان عربی نشان از بسامد زیاد کاربرد خودترمیمی-خودآغاز در مکالمات هر دو گروه دارد. همچنین، مشاهده شد شرکت کنندگان هر دو زبان برای شروع ترمیم خود عمدتاً از آغازگر غیرواژگانی در قالب انقطاع گفتار استفاده کرده اند. به علاوه، یافته ها نشان داد عرب زبانان هفت راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی و پرش توالی را در مکالمات استفاده کردند، در حالی که فارسی زبانان نه راهبرد جایگزینی، جستجو، بازیابی، حذف، درج، پرانتزسازی، قالب بندی مجدد، مرتب سازی مجدد و پرش توالی را به کار برده اند. در هر دو زبان راهبردهای جایگزینی، بازیابی و جستجو با فراوانی بالا و راهبرد پرش توالی کمترین کاربرد را داشته است. یافته های پژوهش حاضر به این امر صحه می گذارد که اصول کلی ترمیم جهانی هستند، اما در زبان های مختلف مشاهده تفاوت در جزئیات آن دور از انتظار نیست.
جایگاه واژه های کهن در ذخیره لغوی گویش های فَلغَر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
91 - 104
حوزههای تخصصی:
تحقیق در گویش های زبان تاجیکی نشان می دهد؛ لغات ادبی کهن در گویش های جنوبی زیادتر باقی مانده اند. در این جستار، این نظر بیان می شود که نقش عناصر لغوی ادبیات کهن در بعضی از گویش های دیگر زبان تاجیکی، از جمله در گویش های بالاآب رودخانه زرافشان نیز قابل توجّه می باشد. برای نمونه چند واژه از زبان ادبی دوره کهن از گویش های منطقه فلغر را که سبب جدایی گویش های مذکور از دیگر گویش های زبان تاجیکی گردیده، بررسی می کنیم. در فلغر دایره استفاده این واژه ها نسبت به واژگان دیگر که از زبان ادبی دوران کهن به میراث مانده اند، وسیع تر است. در میان واژه های کهن ایرانی اصل ترکیب لغوی گویش های فلغر عنصرهایی به چشم می رسند که جدا از زبان فارسی و گویش های آن، با بعضی گویش های دیگر زبان تاجیکی، زبان دری و گویش های آن و زبان ادبیات دوره کهن کاربرد رایج دارند. این بررسی نشان می دهد که در گویش های فلغر همانند گویش های جنوبی زبان تاجیکی، بعضی از عنصرهای لغوی از زبان ادبیات دوره کهن به میراث مانده و ازجهت شکل و معنی از معادل دوره کهن آنها پیروی نموده اند، بعضی دیگر نیز ازلحاظ شکل و معنی تااندازه ای دور شده اند.
حرکت تکواژ به عنوان راهکار رفع التقای واکه ها در کردی کلهری: تحلیلی در نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
110 - 87
حوزههای تخصصی:
حرکت تکواژ پدیده ای بسیار کمیاب است که در کردی کلهری بر پی بست ضمیری سوم شخص مفرد اعمال می شود، و انگیزه آن رفع التقای واکه هاست. فتاحی و کرد زعفرانلو کامبوزیا (۱۳۹۲) به بررسی یک نمونه از این روش از رفع التقای واکه ها در کردی کلهری پرداخته اند. در این پژوهش، افزون بر معرفی نمونه ای متفاوت از نمونه پژوهش مذکور، یافته های جدیدی به دست آمده و با یافته ها و نتایج پژوهشی پیشین در این زمینه مقایسه گردید. همچنین، در این مطالعه تحلیل های مربوط به حرکت تکواژ در چارچوب نظریه بهینگی موازی انجام شده است، تا از طریق کشف محدودیت های مرتبط و رتبه بندی آن ها مشخص گردد که چرا باوجود روش های رایج تری همچون حذف و درج، این مورد از التقای واکه ها در کردی کلهری صرفاً با حرکت تکواژ رفع می شود. پژوهش به صورت واج نگاری و بررسی داده هایی انجام شد که از طریق ۲۰ ساعت مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری گردآوری شده بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که حرکت تکواژ علاوه بر بافت افعال پسوندی در مجاورت با پی بست تأکیدی نیز حرکت می کند و این حرکت نه فقط در مواجهه با التقای سه واکه، بلکه در التقای دو واکه نیز رخ می دهد. تحلیل های بهینگی نیز وجود محدودیت های فعالی را در این گویش آشکار کرد که رفع التقای واکه ها در این مورد خاص را با روش های رایج تر مجاز ندانسته و به همین سبب، راهکار حرکت تکواژ اعمال می گردد.
شمار در زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه چگونگی بازنمایی شمار در زبان گیلکی گونه لاهیجانی بررسی شده است. شمار در این زبان با جنبه های گوناگون ساختاری و کاربردشناختی در تعامل است. داده های پژوهش براساس گفتار روزمره گویشوران و شم زبانی یکی از نگارندگان گردآوری شده است. براساس نتایج پژوهش، ضمایر به لحاظ شمار و در حالت های فاعلی، مفعولی و اضافی دارای صورت های متفاوتی هستند. در گروه های اسمی غیرمعرفه حضور نشانگر جمع به همراه طبقه نما موجب بدساختی می شود، درحالی که در گروه های اسمیِ معرفه حضور تکواژ جمع برای دستوری بودنِ ساخت اجباری است. دوگان سازی از فرایندهایی است که در تعامل با مفهوم شمار قرار دارد. در این فرایند، استفاده از جزء مکرر به همراه پایه در برخی بافت ها برای اشاره به یک مجموعه به کار می رود. براساس سایر یافته ها، در ساخت های همپایه، علی رغم اطلاق مفهوم جمع به هر دو عضو، اگر هر دو به یک مجموعه تعلق داشته باشد (به عنوان مثال لوازم التحریر)، نشانگر جمع می تواند تنها بر روی سازه دوم تظاهر یابد. در برخی بافت ها عدم تطابق صوری یا معنایی به لحاظ شمار مشهود است که عواملی همچون رعایت ادب و تکریم، تعمیم و جانداری در آن دخیل هستند.
روابط نحوی و نحوه بازنمایی آن در زبان لری، گونه استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه میان فعل و موضوع های آن از روابط بنیادی در زبان های بشری محسوب می شود. این رابطه در زبان های مختلف به شیوه های متفاوتی شکل می گیرد و نقش های دستوری متفاوتی ایجاد می کند. هدف مقاله حاضر، تعیین روابط نحوی و نظام حالت زبان لری، گونه استان کهگیلویه و بویراحمد است. روش مطالعه توصیفی- تحلیلی است و داده ها از طریق ایجاد پیکره صوتی به دست آمده است؛ به دفعات، گفت وگوی افراد با گوشی تلفن همراه ضبط و پیکره صوتی ایجاد و اطلاعات لازم از آن استخراج گردید. نتایج مطالعه نشان داد که روابط نحوی و معنایی این گونه، شامل رابطه های فاعلی، مفعولی، اضافی، ندایی، انواع مفعول حرف اضافه ای و رابطه مکانی می شود. نظام حالت از نظر نحوی، چه موضوع های واژگانی یا ضمیری، چه زمان و نمود فعل، گذشته و کامل یا غیرگذشته و ناقص، در رده نظام های فاعلی- مفعولی یا کامل مفعولی جای می گیرد؛ با این حال از لحاظ معنایی و در صرف اشتقاقی، ردی از نظام کُنایی- مطلق نشان می دهد.
بررسی مفهوم سازی های استعاری در بردارنده حوزه مبدأ بالا/پایین در سینمای ایران: مطالعه موردی فیلم های رقص در غبار و چهارشنبه سوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور گسترده استعاره های مفهومی در زندگی روزمره انسان ها، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه زبان شناسی شناختی بوده است. اثر حاضر با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (a۱۹۸۰)، نظریه استعاره های تصویری و چندوجهی فورسویل (۲۰۰۶، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶) و همچنین آرای کوچش (۲۰۲۰) در خصوص استعاره های تصویری، حوزه مبدأ بالا/ پایین در یک رسانه چندوجهی مانند سینما را بررسی کرده است تا از این طریق بتواند چگونگی به کارگیری استعاره های جهتی با این حوزه مبدأ استعاری را علاوه بر کلام در وجه تصویری نیز مطالعه کند. بدین منظور، فیلم های بلند سینمایی فارسی زبان «رقص در غبار» و «چهارشنبه سوری» بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که فیلم ساز با نمایش تصویری مفاهیم بالا/ پایین، از آن ها به عنوان حوزه مبدأ استعاری استفاده می کند تا مفاهیم انتزاعی را در قالب استعاره های مفهومی به بیننده منتقل کند. در هر دو فیلم در موقعیت های مختلف این استعاره ها اغلب صرفاً در وجه تصویری به کار گرفته شده است تا درک ناخودآگاه مخاطب از موقعیت انتزاعی شخصیت ها را تضمین کند. حضور گسترده استعاره های مفهومی مرتبط با این حوزه مبدأ در فیلم های فارسی زبان نشان می دهد که این استعاره ها به قدری در ذهن مخاطب ایرانی بدیهی و اولیه هستند که کارگردان به وفور از آن ها برای شخصیت پردازی و پیش برد داستان استفاده می کنند. بدین ترتیب منظور مورد نظر خود را انتقال می دهد و مخاطب نیز احتمالاً به صورت ناخودآگاه آن را درک می کند.
مشخّصه های آکوستیکی و نرخِ تغییراتِ واکه های دوگانه گویشِ خواف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
127 - 111
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پس از معرّفی و بررسی واکه های دوگانه گویشِ خوافی و ذکر نمونه هایی از کلماتِ دارایِ این نوع واکه ها، نتایج آزمایشی که برای اندازه گیری مشخّصه های آکوستیکی این واکه ها انجام پذیرفته، ذکر، بررسی و تحلیل شده است. مقاله حاضر بخشی از تحقیق مفصلی است که با هدف آوانگاری دقیق و علمی واحدهای واژگانی این گویش صورت گرفته و نتایج آن برای تألیف فرهنگ گویشِ خوافی و نیز گردآوری ادبیاتِ عامیانه آن ضروری است. در این مقاله، مشخّصه های آکوستیکی واکه های مذکور در واژه های تک هجایی بررسی گردیده است. این پژوهش مطابقِ روش سوکَده (2008) صورت گرفته است؛ براساس این شیوه، نخست میانگینِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ آغازه و پایانه واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و بررسی شده و سپس فضای واکه های مرکب این گویش ترسیم گردیده است. در ادامه مقاله، نرخِ تغییراتِ بسامدِ سازه هایِ اول و دومِ واکه هایِ دوگانه خوافی محاسبه و تحلیل شده است. مقاله با اندازه گیری دیرش این واکه ها به پایان می رسد. نتیجه کلّیِ این پژوهش نشان می دهد که حرکتِ سازه اوّلِ واکه هایِ دوگانه خوافی از واکه ای باز به سمت واکه ای بسته است و حرکتِ سازه دوم آن ها، غیر از [ou]، در جهت پیشین شدگی است.
بررسی زبان شناختی کهنترین متن گاهشماری فارسی به خط مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن M150 ازجمله دست نوشته های مجموعه متن های مانوی آکادمی علوم برلین است که به خط مانوی و به زبان فارسی نو آغازین نوشته شده است. این متن را مانویان فارسی زبان آسیای میانه، به نگارش در آورده اند و ازجمله کهن ترین متن های فارسی دری است. این دست نوشته به گونه جدولی تنظیم شده که بیشتر قسمت های آن آسیب دیده و دارای واژه های عربی بسیاری است که یک نمونه از گاهشماری سغدی- مانوی مربوط به نیمه نخست قرن چهارم هجری به شمار می رود. در این متن، نام روزها زردشتی، ولی نام سیاره ها و برج های دوازده گانه (صور فلکی) به صورت عربی آمده است. این مقاله، ابتدا به معرفی این گاهشماری قرن چهارم هجری می پردازد و سپس نویسه گردانی، آوانوشت و ترجمه شده و در پایان همراه با توضیحات و یادداشت ها به بررسی آن پرداخته شده است.
بررسی اثر رقابتی بار هیجانی و پدیده شکل - زمینه بر یادآوری واژگان با استفاده از دستگاه ردیاب چشمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
86 - 67
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش پراهمیت یادآوری ، این موضوع از ابعاد متعدی مورد بررسی قرار گرفته است؛ برای مثال هیجانات که بار هیجانی را شامل می شود و پدیده شکل – زمینه یا مفهومی که در آن یک موجودیت غالب بوده و«شکل» نامیده می شود در حالی که موجودیت دیگر در پس زمینه قرار گرفته و به عنوان «زمینه» شناخته می شود. پژوهش حاضربا استفاده از از فن آوری ردیابی چشم در پی پاسخ به سوالاتی از این قبیل است که آیا پدیده ی شکل-زمینه(محل قرارگیری واژگان به صورت مرکز و اطراف) در به خاطر سپاری واژگان نیز صدق می کند؟در به یادآوری واژگان «بار هیجانی واژگان» یا «محل قرارگرفتن واژگان» مؤثرتر هستند؟ مقدار زمان تثبیت چشم با میزان یادآوری واژه ارتباط دارد؟ جنسیت در به خاطرآوردن واژگان تاثیر دارد؟ حجم نمونه 30 نفرزن و مرد بود. روش پژوهش شبه آزمایشی است. تحلیل آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار Spss نسخه ۲۶ صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد قرارگرفتن واژه در جایگاه «شکل» به تنهایی تأثیر معناداری بر یادآوری آن ندارد (p > 0.05) ؛ واژه های دارای بار هیجانی منفی بالا، حتی در جایگاه «زمینه» با درصد بیشتری نسبت به واژه های خنثی در جایگاه «شکل» یادآوری شدند. این تفاوت از نظر آماری معنادار بود (p < 0.01) به عبارتی بار هیجانی منفی نسبت به جایگاه واژه نقش برجسته تری در یادآوری دارد. واژه های خنثی در جایگاه «شکل» نسبت به سایر واژه های هیجانی (مثبت تر، مثبت و منفی) در جایگاه «زمینه» در اولویت یادآوری بودند (p <0.05) . بین مدت زمان تثبیت چشم و میزان به یادآوری واژه همبستگی معناداری مشاهده نشد. ، تفاوت معناداری بین زنان و مردان در انتخاب نخستین واژه نبود و هر دو گروه عمدتاً واژه های دارای بار هیجانی منفی بیشتر را به یاد آوردند. مردان بیشتر واژه های خنثی را در جایگاه «شکل» و زنان واژه های هیجانی با بار مثبت را در جایگاه «زمینه» به عنوان دومین واژه به خاطر آوردند.
تحلیل کیفی آموزش زبان در بستر اینترنت از منظر زبانشناسی کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
73 - 108
حوزههای تخصصی:
آموزش حضوری در دوران کرونا تعطیل شد و آموزش آنلاین به یک جنبه مهم آموزش تبدیل شد. به منظور استفاده کامل از این جنبه مهم و آمادگی برای سایر موارد اضطراری، بررسی ابعاد آن به طور دقیق ضروری است. در این راستا، این مطالعه نظرات و پیشنهاد های مدرسان زبان انگلیسی را درباره آموزش آنلاین در طول شیوع کووید-19 موردبررسی قرار داده است. این مطالعه از روش کیفی استفاده کرده و نتایج با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (2020) تجزیه وتحلیل شده اند. تحلیل محتوا در سه مرحله انجام شده است. داده ها با کدگذاری کاهش یافته، با طبقه بندی ساختار یافته و با بحث تفسیر شده اند. نتایج نشان می دهد یادگیری آنلاین باعث حفظ و تقویت کیفیت یادگیری و تدریس می شود. فراگیران مسئولیت -پذیرتر، مستقل تر و فعال تر می شوند. سواد رسانه ای و سواد دیجیتال بهبود می یابد. منابع، زمان و هزینه ها مدیریت می شوند. علیرغم مزایای آن، معایبی نیز دارد که موجب کاهش یادگیری می شود. دسترسی ناکافی به اینترنت و فقدان سواد رسانه ای برخی از این نقاط ضعف هستند که مدرسان و فراگیران را از استفاده کامل از آموزش آنلاین بازمی دارند. نظارت و ارزیابی پیشرفت فراگیران نیز برای مدرسان دشوار است. درنتیجه استفاده نادرست از اینترنت ممکن است فراگیران و مدرسان دچار آسیب های جسمی، روحی و روانی شوند. به نظر می رسد علت اصلی مشکلات عدم آمادگی برای استفاده گسترده از این شکل از آموزش است و برنامه ریزی دقیق و حساب شده در سطح کلان می تواند مشکل را حل کند.
حرف اضافه «فرا» و «ها» در متون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از متون ادب فارسی، ویژگی هایی دارند که در سایر متون دوره اسلامی کمتر دیده می شود، ولی می توان سابقه آن را در زبان های کهن ایرانی بررسی کرد. یکی از این ویژگی ها کاربرد «فرا» و «ها» در مقام حرف اضافه و پیشوند فعلی است. در برخی از متون، «فرا» و در برخی دیگر، «ها» که صورت دیگری از «فرا» است، به کار رفته است. در تاج التراجم، هر دو صورت به کار رفته . در این مقاله، سیر تحول «فرا» از منظر صورت و کارکرد در دوره های کهن زبان های ایرانی بررسی و چگونگی تحول آن از قید به حرف اضافه و پیشوند نشان داده شده است. در زبان اوستایی، frā قید به معنی «پیش، جلو» است و در برخی بافت ها، کارکرد معنایی خود را از دست داده و قرار گرفتن آن پیش از یکی از اجزای جمله سبب شده به عنوان حرف اضافه بازتحلیل شود. نزدیک شدن به فعل جمله نیز به تدریج آن را به پیشوند فعل بدل کرده است. frā در متون موجود فارسی میانه و پهلوی اشکانی جز به صورت عنصری رسوبی در ساخت برخی واژه ها باقی نمانده است، اما در برخی متون ادب فارسی، با کارکرد پیشوند فعل و همچنین، حرف اضافه برای دلالت بر نقش معنایی پذیرنده و مقصد فعل حرکتی باقی مانده است. طی روند تحول آوایی، frā به hā بدل شده و این صورت نیز، همان کارکردهای صورت پیشین را حفظ کرده است.
بررسی وراثت پیش فرض در طرح واره های ساختی کلمات غیربسیط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقشِ سازوکارهایِ طرح واره های ساختی در تخصیص اطلاعات دستوری از جمله ویژگی های صرفی، نحوی، معنایی، مقوله و هسته به کلمات غیربسیط درچارچوب صرف ساختی (بوی 2010، 2017) می پردازد و هدف آن نشان دادن میزان کارآمدی رویکرد ساختی در تحلیل این نوع کلمات است. در این راستا، 200 نمونه از کلمات غیربسیط شامل مشتق، مرکب و اصطلاحات ساختی، برگرفته از فرهنگ زانسو با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که نمونه های مشتق و مرکب، ویژگی های دستوری ازجمله ویژگی های صرفی، مقوله نهایی واطلاعات معنایی شان را از طرح واره اصلی و زیرطرح واره های ساختی مسلّط بر خود از طریق سازوکار وراثت دریافت می کنند همچنین مشخص گردید که وندهای «–ش» و «–ان» به ترتیب در کلمات مشتق و مرکب، بیشتر به عنوان نمود صوری بخشی از یک ساخت وقوع می یابند و به دلیل تنوع معناییشان در این نمونه ها، در ساختی با الگوی چندمعنایی قرار می گیرند. همچنین، درکلمات مرکب، جایگاه هسته و وابسته اهمیت نظری ندارد، به این دلیل که ساخت، مسئول نهایی تعیین مقوله این کلمات و دیگر ویژگی ها است. مهم آن که با فرض وجود دو قطب صوری و معنایی در ساخت این کلمات و برقراری رابطه نظام مند میان این دو، می توان شیوه تحلیلی واحد و اقتصادی تری را برای انواع داده های این پژوهش استفاده کرد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت این نوع نمونه های فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد. در مجموع، معنایِ گروه های متفاوت کلمات با پیچیدگی ساخت واژی متفاوت، از طریق الگوهای چند معنایی، زیربخشی و معنای وابسته به ساخت به کمک طرح واره ساختی و زیرطرح واره های آن برانگیخته می شود. مهم آن که با رسیدن به چند زیرطرح واره ساختی تحت تسلط طرح واره مسلط بر این کلمات، می توان نمونه های کمتر قاعده مند و به ویژه خاص را همانند نمونه های قاعده مند تبیین کرد، بدون این که در پی یافتن راه حل های پراکنده برای معانی متفاوت یک وند یا شبه وند در کلمات مشتق و اصطلاحات ساختی، طرح تکواژ صفر برای ترکیبات بدون وند، یا معرفی قاعده راست هسته یا چپ هسته برای کلمات مرکب در توجیه بی قاعدگی ها باشیم.
Revisiting Word-initial Glottal Stops in Persian: Underlying or Epenthetic?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The phonological status of word-initial glottal stops in Persian has been a subject of controversy. Particularly, researchers hold divergent views on whether the glottal stop functions as a phoneme in word-initial positions. These perspectives can be categorized into three main positions: (1) glottal stops are phonemes in all occurrences (Samareh, 1985; Windfuhr, 1979); (2) word-initial glottal stops are phonemes only in loanwords, especially from Arabic (Bijankhan, 2018; Haghshenas, 1991; Jam, 2019; Kord-Zaferanloo-Kambozia, 2003); and (3) word-initial glottal stops are not phonemes in Persian (Jahani, 2005; Majidi & Ternes, 1999; Sepanta, 1973). In this paper, a critical review of previous findings is provided along with new insights and neglected evidence relevant to the underlying representations of words with glottal stops. Based on these considerations, the paper leans towards the position that glottal stops function as phonemes in all positions regardless of occurrence in loanwords or native words. It also calls for a revision of previous research, emphasizing the importance of non-acoustic aspects in exploring the phonological functions of word-initial glottal stops.
دستگاه فعل در گویش طاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله توصیف و بررسی دستگاه فعل در گویش طاری از گروه گویش های مرکزی ایران است. طار روستایی کهن است که در دهستان طَرق رود و در بخش مرکزی شهرستان نطنزِ استان اصفهان قرار گرفته است. گویش طاری یکی از گویش های بازمانده از زبان پارتی میانه و از شاخه شمالِ غربی زبان های ایرانی نو است که با گویش های طَرقی، کِشه ای و برخی دیگر از گویش های منطقه نطنز که دارای ساخت کُنایی هستند، همانندی و شباهت هایی دارد. در این پژوهش، با ارائه شواهد و نمونه هایی از گویش طاری، ضمن معرفی مشخصه های تصریفی این گویش مانند زمان، وجه، نمود، جهت، سببی سازی، مطابقه (با وندهای فاعلی و ضمیرهای پی بستی) و منفی سازی؛ هم چنین رابطه تصریفی ستاک حال و گذشته و صفت مفعولی و مصدر، شیوه ساخت صیغگان های مختلف فعل ارائه و توضیح داده شده است. داده های مقاله حاضر تماماً به روش میدانی و از طریق مصاحبه و گفتگو با سه گویشور میان سال و سالمندِ طاری گردآوری شده است.
اصطلاحات گیلکی برای چوب آلات و وسایل ساخته شده از چوب درختان جنگلی در روستای بی بالانِ گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در هر منطقه که دارای گویش و زبان محلی خاص می باشد، به منظور تعامل و هماهنگی بین گویشوران در ارتباطات روزانه نیاز به استفاده از لغات و اصطلاحات ویژه ای می باشد که از نظر ظاهری به اصطلاحات عمومی شباهت دارد ولی از نظر فنی و تخصصی همراه خود یک پشتوانه قوی و با اصالت از تجربیات و سعی و خطاهای متفاوت گذشتگان در آن تخصص و علم که گاها می توانست منجر به از دست دادن جان عزیزی از آن ها شود را دارند. به مجموعه این اطلاعات تخصصی در گویش ها و فرهنگ های مختلف دانش بومی گفته می شود. در میان انبوه واژگان مورد استفاده در یک گویش، بسیاری از آنها به عنوان واژگان تخصصی برای یک رشته علمی خاص می تواند مورد نظر متخصصین قرار گیرد. از آنجایی که منطقه مورد مطاله در دهستان بی بالان در شرق استان گیلان و در حاشیه جنگل قرار دارد، بسیاری از واژگان تخصصی ناشی از کاربرد چوب می تواند دارای اهمیت خاص قرار گیرد. در این تحقیق اقدام به جمع آوری حدود دویست مدخل از واژگان مرتبط با چوب، وسایل چوبی و چوب آلات مورد استفاده در ساختمان سازی به صورت تخصصی و دسته بندی شده جمع آوری گردید. با ثبت این واژگان تخصصی می توان مانع از به فراموشی سپردن آنها توسط نسل کنونی که چندان علاقه ای به گویش به لهجه گیلکی به عنوان زبان مادری ندارند و حتی و نسل های آتی گردد.
تحلیلی برون اسکلتی از فرافکن های طبقه نما و کمیت نمای زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در گروه حرف تعریف و یا در ساخت بخشی از دهه (1980) میلادی بعد از قائل شدن ویژگی های جمله ای برای گروه حرف تعریف، مورد توجه دستوریان زایشی قرار گرفته است. با این حال، همچنان فرافکن تلقی کردن یا نکردن آن ها در زبان های زیادی از جمله زبان فارسی بحث برانگیز است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی بر پایه انگاره برون اسکلتی بورر (2005) پرداخته است. مساله بنیادی این انگاره قائل شدن بورر (2005) به فقدان هر گونه اطلاعات نحوی هم چون مقوله های دستوری در واژگان است. نتایج تحلیل برون اسکلتی فرافکن طبقه نمای زبان فارسی نشان داد که داده های پژوهش حاضر وجود این فرافکن را در زبان فارسی تائید می کنند و همچنین، ارزش گذارهای ارزش باز این طبقه (DIV) در زبان فارسی هسته مشخصه انتزاعی و طبقه نماها هستند. از طرفی، نتایج پژوهش حضور فرافکن کمیت نما و ارزش گذاری ارزش باز این فرافکن (#) توسط اعداد، کمیت نماها و صفت های اشاره ای را در گروه حرف تعریف و ساخت بخشی زبان فارسی تائید کرد.
بررسی جایگاه و مقوله نحوی وجه نمای «چِمان» در کُردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجهیت در زبان های مختلف به کمک مقوله های دستوری متفاوت ازجمله صفات وجهی، قیود وجهی، افعال کمکی وجهی و افعال واژگانی وجهی بیان می شود. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، از رویکرد شاخص بنیاد چینکوئه (2004) استفاده شده است تا ماهیت عنصر «چِمان» و به طور خاص مقوله و جایگاه نحوی آن در کردی کلهری مشخص گردد. از شمّ زبانی یکی از نویسندگان که گویشور کردی کلهری است در ارائه و تحلیل داده ها استفاده شده است. با استناد به شواهدی مانند «اختیاری بودن حضور این عنصر در جمله»، «نپذیرفتن پیشوند نفی»، «به کار نرفتن آن با وجه التزامی» و «قرارگرفتن بعد از قیدهای ارزیابی» نشان داده شد که عنصر مذکور به مقوله دستوریِ قید تعلق دارد و با قائل شدن به وجود فرافکن وجه معرفتی بر فراز گروه زمان در این زبان، به این نتیجه رسیدیم که جایگاه نحوی این عنصر به مثابه قید وجهی، شاخص فرافکن وجه معرفتی است. همچنین مشاهده شد که رویکرد شاخص بنیاد چینکوئه کفایت لازم را برای توصیف و تبیین ماهیت و رفتار «چمان» در این گونه زبانی دارد.
تحلیل فرایند شکل گیری معنا از طریق نظام های گفتمانی نشانه معناشناختی در داستان زال و رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی گفتمانی علمی است که به مطالعه فرآیندی زبان می پردازد. این علم نشانه را به عنوان مبدأ و معنا را مقصد کار خود در نظر می گیرد. نشانه معناشناسی گفتمان را به عنوان حوزه کاری خود برمی گزیند. ازآنجایی که ادبیات از نمونه های گفتمان های پویاست، نشانه معناشناسی گفتمانی با بررسی عناصر دخیل در این گفتمان ها و روابط بین این عناصر، به کشف فضاهای معنایی مخفی می پردازد. پژوهش حاضر در پی بررسی فرآیند تولید معنا و نظام های گفتمانی مؤثر در این فرآیند در عناصر داستانی زال و رودابه شاهنامه فردوسی بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است. در بررسی این روایت مشخص شد که سوژه کنشی به جهت کسب ارزش و رفع نقصان خواهان داشتن فرزند است؛ اما رفع این نقصان باعث اولین تنش و چالش در سیر روایت می شود. سوژه با طرد نوزاد سپیدموی که مغایر با هنجارهای اجتماعی است، سعی در رفع چالش دارد، اما طرد فرزند چالش های بیشتری را پیش روی کنشگر اصلی و حتی دیگر کنشگران روایی قرار می دهد. در واقع، طرد فرزند در این روایت امکان اضمحلال معنا را فراهم می سازد. دراین بین، آنچه جریان معناسازی را تداوم می بخشد تبدیل شدن سوژه کنشی به سوژه شوشی و تغییر فضای روایت به فضایی حسی-ادراکی است. در واقع، حکیم فردوسی با استفاده از راهکارهای عاطفی و بهره بردن از نظام های معنایی از قبیل کنش، شوش، بوش، تخیل و اسطوره جریان معناسازی را تداوم می بخشد.
Plural Marking in Mahshahri, an Iranian Dialect on the Northern Coast of the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this article, the plural marker in the Mahshahri dialect is examined. Mahshahri is the native language of the people of Bandar-e Mahshahr. This dialect has close similarities with other Iranian language varieties spoken in southern Iran, particularly those of other southern cities of Khuzestan Province, and Iranian language varieties of Bushehr, Fars and Kohkiluye and Boyr-Ahmad provinces. From a methodological point of view, this research is descriptive and analytical. The research data were mainly obtained through a questionnaire and by examining the text of a twenty-minute continuous speech from the Mahshahri dialect. The investigations carried out in this article show that the plural marker of Mahshahri is /-æl/, which, based on the phonetic environment of the base to which it is added, can have other allomorphic manifestations as well. The conducted studies also indicate that there are variations in the use of the plural marker in the Mahshahri dialect. These variations, in many cases, align with the replacement of the marker with its standard Persian counterparts. Therefore, the variations that can be seen in the use of the plural marker of Mahshahri can be considered in line with other current changes that are underway in the direction of leveling the dialect with standard Persian in Iran.
تحلیلی ساختی از واژه های مرکب برگرفته از ستاک گذشته «گشت» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
109 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی واژه های مرکب مختوم به ستاک گذشته «گشت» در چارچوب صرف ساختی پرداخته است. تلاش این پژوهش ارائه توصیفی همزمانی و درزمانی از تنوعات معنایی و نظام طرحواره ای ناظر بر واژه های حاصل از این ساخت بوده است. داده های پژوهش حاضر شامل 202 واژه مرکب بوده که از پیکره های همزمانی و درزمانی زبان فارسی همچون پیکره فرهنگیار زبان فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پیکره پایگاه دادگان زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پیکره بی جن خان، پیکره برخط گنجور زبان فارسی (ganjoor.net)، فرهنگ زانسو کشانی (۱۳۷۲) و لغتنامه دهخدا (1377) و نیز جستجوگر گوگل گردآوری شده اند. روش کار توصیفی-تحلیلی و هدف از پژوهش حاضر بررسی تنوعات معنایی موجود، توصیف ساخت ناظر بر این گروه از واژه ها و نیز نگاهی به عملکرد این ساخت در گذر زمان بوده است. برای این منظور ابتدا واژه های استخراج شده بر اساس معنی آن ها در چهار مقوله معنایی دسته بندی شدند. سپس طرحواره ناظر بر آن ها به دست داده شد. بررسی های درزمانی نشان داد از این ساخت در قرون گذشته، در معنایی متفاوت از آنچه امروزه به کار می رود، تولید شده است. همچنین با رواج فضای مجازی در سال های اخیر شاهد بروز برخی تغییرات در عملکرد این ساخت بوده ایم. با در نظر گرفتن تغییرات درچندمعنایی ناظر بر این ساخت، درنهایت نظام طرحواره ای ساخت [x گشت] به دست داده شد. در نظام طرحواره ای این ساخت شاهد دو زیرساخت زایا بودیم که واژه های جدید از رهگذر آن ها تولید شده و دو ساخت ایستا که عامل انگیختگی برخی واژه های موجود هستند.