بررسی وراثت پیش فرض در طرح واره های ساختی کلمات غیربسیط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقشِ سازوکارهایِ طرح واره های ساختی در تخصیص اطلاعات دستوری از جمله ویژگی های صرفی، نحوی، معنایی، مقوله و هسته به کلمات غیربسیط درچارچوب صرف ساختی (بوی 2010، 2017) می پردازد و هدف آن نشان دادن میزان کارآمدی رویکرد ساختی در تحلیل این نوع کلمات است. در این راستا، 200 نمونه از کلمات غیربسیط شامل مشتق، مرکب و اصطلاحات ساختی، برگرفته از فرهنگ زانسو با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. یافته ها نشان داد که نمونه های مشتق و مرکب، ویژگی های دستوری ازجمله ویژگی های صرفی، مقوله نهایی واطلاعات معنایی شان را از طرح واره اصلی و زیرطرح واره های ساختی مسلّط بر خود از طریق سازوکار وراثت دریافت می کنند همچنین مشخص گردید که وندهای «–ش» و «–ان» به ترتیب در کلمات مشتق و مرکب، بیشتر به عنوان نمود صوری بخشی از یک ساخت وقوع می یابند و به دلیل تنوع معناییشان در این نمونه ها، در ساختی با الگوی چندمعنایی قرار می گیرند. همچنین، درکلمات مرکب، جایگاه هسته و وابسته اهمیت نظری ندارد، به این دلیل که ساخت، مسئول نهایی تعیین مقوله این کلمات و دیگر ویژگی ها است. مهم آن که با فرض وجود دو قطب صوری و معنایی در ساخت این کلمات و برقراری رابطه نظام مند میان این دو، می توان شیوه تحلیلی واحد و اقتصادی تری را برای انواع داده های این پژوهش استفاده کرد، اگرچه چالش آن این است که تحلیل دستوری از ساخت این نوع نمونه های فارسی را تاحدّی نامقیّد می سازد. در مجموع، معنایِ گروه های متفاوت کلمات با پیچیدگی ساخت واژی متفاوت، از طریق الگوهای چند معنایی، زیربخشی و معنای وابسته به ساخت به کمک طرح واره ساختی و زیرطرح واره های آن برانگیخته می شود. مهم آن که با رسیدن به چند زیرطرح واره ساختی تحت تسلط طرح واره مسلط بر این کلمات، می توان نمونه های کمتر قاعده مند و به ویژه خاص را همانند نمونه های قاعده مند تبیین کرد، بدون این که در پی یافتن راه حل های پراکنده برای معانی متفاوت یک وند یا شبه وند در کلمات مشتق و اصطلاحات ساختی، طرح تکواژ صفر برای ترکیبات بدون وند، یا معرفی قاعده راست هسته یا چپ هسته برای کلمات مرکب در توجیه بی قاعدگی ها باشیم.