فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد تحلیل گفتمان بازنمایی هویت در مستندهای پخش شده سیما («اشرف» و «هویدا») است. جهت تحلیل مسئله از رویکرد نظری برساخت گرایی، بازنمایی و تحلیل گفتمان و روش پژوهش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد که مؤلفه های قدرت، ثروت، شهوت، شجاعت، اشرافی گری، وفاداری به شاه، عقده، عاری از عشق بودن و اختلاف با زنان دربار، سازنده هویت اشرف هستند و سه مؤلفه ثروت، قدرت و شهوت مثلث شخصیت اشرف را تشکیل می دهند. همچنین مؤلفه های هویت هویدا نیز شامل بهایی بودن، فساد، غیر ملی و امریکایی بودن، تدارکاتچی بودن و دوگانگی شخصیت بوده است. نتایج نشان می دهد که برخی از این دال ها، در تقابل و برخی دیگر سازگار با کلان گفتمان ضد پهلوی هستند. در نهایت این دو مستند در برخی مؤلفه ها از انسجام موضعی برخوردار نیستند و روایت های متناقضی ارائه می دهند که به انسجام کلی متن آسیب می زند. مقایسه این دو مستند حاکی از برخی تناقض ها در بازنمایی هویت کارگزاران گفتمانی مشترک است.
شناسایی عوامل کلیدی رسانه ای در سیاستگذاری برای رادیو-تلویزیون در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و ششم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
109 - 137
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری رسانه ای به مثابه یک مسئله مهم مورد توجه پژوهشگران عرصه رسانه قرار گرفته است که در نحوه تدوین و اجرای آنها ازجمله شرایط و اقتضائات جغرافیایی و اصول کلان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر یک کشور بر رسانه های گوناگون تأثیر می گذارند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش فعلی شناسایی عوامل کلیدی رسانه ای در سیاستگذاری برای رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران است. روش پژوهش از نوع کیفی (دلفی وتجربه زیسته) و جامعه آماری آن نخبگان و متخصصان رسانه هستند که به صورت تعمدی و گلوله برفی انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رشته تحصیلی ۶۴/۳درصد از پاسخگویان علوم ارتباط و ۳/۴۸ درصد از پاسخگویان هیئت علمی و ۹۶/۵۲درصد پاسخگویان دارای شغل های اجرایی و سازمانی هستند. نتایج تحلیلی حاکی از آن است که پنج مؤلفه رویکرد بازار آزاد یا قانونگذاری و تنظیم گری، چگونگی مخاطب شناسی، نوع هنجار حاکم بر رسانه، وضعیت سپهر رسانه ای حاکم بر ایران و ارتباطات محتوا محور و فنی محور از عوامل کلیدی رسانه ای در سیاستگذاری برای رادیو تلویزیون ایران محسوب می شوند.
دین در عصر نئولیبرال؛ دین، رفاه و شکل گیری جناح راست معاصر آمریکا
حوزههای تخصصی:
جناح راست معاصر آمریکا امروزه محصول ائتلاف بین حامیان نئولیبرالیسم و محافظه گرایی دینی است و این امر تأثیر بسیاری در شکل دهی به صحنه سیاسی امروزه آمریکا داشته است. این ائتلاف در شرایطی شکل گرفته است که هر دو جریان دارای منطق و جهان شناسی های کاملا متفاوت و متعارض هستند. از همین جهت است که کنکاش در چرایی و چگونگی ائتلاف بین نئولیبرالیسم -به عنوان مکتبی سکولار - و محافظه گرایی دینی - به عنوان مکتبی بنیادگرا - جای بررسی بسیار دارد. نگارنده تحقیق، مفهوم «خدمات رفاهی» را یکی از حوزه های کلیدی در توضیح چرائی و چگونگی شکل گیری این ائتلاف می داند. ارائه خدمات رفاهی توسط نهادهای غیر دولتی دینی، سیاستی بوده است که در دهه های اخیر هم مورد استقبال نئولیبرال های سکولار قرار گرفته است و هم جریانات مسیحی بنیادگرا. نگارنده با بررسی تاریخچه پیگیری این سیاست در آمریکا، به تبیین بیشتر ماهیت و چالش های ائتلاف بین این دو جریان قدرتمند در جامعه معاصر آمریکا و همچنین در سطح جهان می پردازد. در نتیجه این بررسی ها، نگارنده استدلال می کند که طرح ارائه خدمات رفاهی توسط نهادهای دینی، ظرفیت بسیاری در تحکیم بخشیدن به چنین ائتلافی دارد؛ چرا که فراهم کننده نقاط اشتراک عملی - و نه نظری – بسیاری بین دو جریان است. با این وجود، ماهیت چند وجهی خدمات رفاهی، اِعمال چنین سیاستی را در عمل بسیار دشوار گردانده است، تا جایی که بعضی تلاش ها در راستای تقویت سازمان های خدمات رفاهی ایمان پایه موجب تضعیف - و نه تحکیم - ائتلاف بین راست دینی و راست سکولار شده است
نقش رسانه ها در مدیریت بحران
منبع:
علوم خبری سال هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲
73 - 90
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مولفه های اساسی در مراحل مختلف بحران، نقش مهم رسانه ها می باشد. رسانه ها به دلیل توانایی در جهت دهی به افکار عمومی، نقش اساسی در مراحل مختلف بحران ایفا می کنند. نقش دوگانه رسانه ها در بحران زایی و بحران زدایی، برجسته کردن و کوچک نشان دادن، القای امید و یا ناامیدی و...برای همگان واضح است. در این میان، عوامل بسیاری در این قضیه دخیل هستند؛ این عوامل باعث می شوند رسانه ها در بحران کارکردهای متفاوت داشته باشند. مقاله حاضر با هدف ارزیابی نقش نظریه رسانه ها در مراحل مختلف بحران نوشته شده است و به دنبال پاسخ به این پرسش می باشد که رسانه ها در مدیریت بحران از چه جایگاهی برخورداند و چه نقشی را در مراحل مختلف بحران ایفا می کنند؟ همچنین در این مقاله، ضمن بررسی مدل مدیریت بحران و عوامل مؤثر بر کارکردهای رسانه در بحران، نتایج این پژوهش در پایان آمده است.
مطالعه نقش سرمایه فرهنگی بر میزان استفاده از فناوریهای ارتباطی و اطلاعات (ICT) (مطالعه موردی: شهروندان رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۷)
49 - 70
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تأثیر سرمایه فرهنگی بر فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی شهروندان و نیز سنجش میزان سرمایه فرهنگی و استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی شهروندان بررسی شد. روش پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. شهروندان شهر رشت جامعه آماری این پژوهش بودند که با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون t ، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. در یافته های پژوهش مشخص شد که سرمایه فرهنگی با میزان استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی شهروندان رابطه مستقیم و مثبت دارد، یعنی با افزایش یکی، دیگری نیز افزایش می یابد، همچنین تحلیل رگرسیونی تأثیر متغیر سرمایه فرهنگی بر فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی معنادار است، یعنی فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی قابلیت پیش بینی با ابعاد سرمایه فرهنگی را دارد و سایر نتایج از ابعاد متغیر ها نیز بیانگر تأثیر چشمگیر سرمایه فرهنگی بر فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی شهروندان است.
دیپلماسی دیجیتال آمریکا در برابر ایران در دوران ریاست جمهوری اوباما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
229 - 258
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا همواره در سیاست خارجی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران از ابزار دیپلماسی عمومی به صورت «راهبردی» استفاده کرده است اما به دلایلی ازجمله نداشتن رابطه دیپلماتیک سنتی با ایران و لزوم داشتن ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و جمع آوری اطلاعات از داخل ایران، در سال های ریاست جمهوری باراک اوباما توجه ویژه ای به «دیپلماسی دیجیتال» و «شبکه های اجتماعی» ایجاد شد. استفاده از دیپلماسی دیجیتال و به طور خاص دیپلماسی توئیتر ی (توئیپلماسی) به عنوان ابزاری کارآمد برای سیاست خارجی آمریکا در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما و وزارت خارجه هیلاری کلینتون شدت گرفت و به نقش آفرینی مؤثر در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در ایران با استفاده از توئیتر ، فیس بوک و یوتیوب و بعدازآن منجر شد. ازاین رو، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه وزارت خارجه آمریکا از دیپلماسی دیجیتال برای تأثیرگذاری بر ایران در دوران ریاست جمهوری اوباما بهره برده است؟ در پاسخ با استفاده از روش تبیینی، این فرضیه بررسی می گردد که وزارت خارجه آمریکا در چارچوب دیپلماسی دیجیتال با استفاده از توئیتر و ظرفیت های آن برای به خیابان کشاندن و سازمان دهی معترضین به نتیجه انتخابات، جمع آوری اطلاعات از داخل ایران و انتشار تحلیل های هدفمند و اشاعه ایران هراسی در مقیاس جهانی به مدیریت جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
رابطه میان هویتِ مقاومت و قدرت نرم(مطالعه موردی سینمای فلسطین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم قدرت نرم در علوم انسانی به منظور توصیف قابلیت برای نفوذ غیرمستقیم بر رفتار سایر مجموعه ها از طریق ابزارهایی متفاوت با قدرت سخت بکار می رود. در سطح ملی، قدرت نرم، توانایی های یک کشور در بکارگیری ابزاری است که بر دیگر رفتارهای موجود تأثیر بگذارد. این ابزارها می توانند از حوزه های فرهنگی پدید آیند. سینما در جایگاه رسانه ای فراگیر و عامه پسند به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی در حوزۀ قدرت نرم محسوب می شود. از سویی دیگر هویت مقاومت مفهومی است که در تبیین رابطۀ نوعی از هویت و قدرت استفاده می شود. هویت مقاومت هویت کنشگرانی هست که در شرایطی قرار دارند که از طرف منطقِ سلطه بی ارزش شناخته می شوند. از این رو هدف اصلی هویت مقاومت ساخت هویت دفاعی در مواجهه با نهادهای سلطه و تقویت حد و مرزها و خطوط تمایز است. در این پژوهش ابتدا مفهوم جنگ نرم از منظر جوزف نای و هویت مقاومت از منظر مانوئل کاستلز تشریح می شود. سپس در ادامه با مطالعه سیر تاریخی سینمای فلسطین، چگونگی تبدیل سینما به هویت مقاومت و ابزاری برای قدرت نرم در این کشور تحلیل می شود. پژوهش با بررسی دوره های مختلف سینمای فلسطین نشان می دهد که چگونه هویت فلسطینی ابتدا از ابزار سینما برای مقاومت در برابر قدرت سخت بهره می گیرد و در ادامه به واسطه موفقیت های فیلمسازان فلسطینی در عرصه های بین المللی، سینمای فلسطین به ابزاری برای قدرت نرم تبدیل می شود.
رابطه بین تماشای شبکه استانی مازندران با درونی شدن فرهنگ بومی استان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش شبکه های اجتماعی و ماهواره ای، خطر فراموشی فرهنگ های بومی ایران بیش از پیش احساس می شود. از آنجایی که یکی از کارکردهای رسانه، انتقال میراث فرهنگی و از اهداف تأسیس شبکه های استانی توجه و پرداختن به مظاهر فرهنگ ها و هویت بومی است، هدف اصلی این پژوهش شناخت رابطه بین تماشای شبکه استانی مازندران با درونی شدن فرهنگ بومی این استان است. روش تحقیق این مقاله، پیمایشی است. جامعه آماری افراد بالای 15 سال ساکن شهر ساری است که تعداد 400 نفرازآنها با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند . با توجه به یافته های تحقیق، ماهیت رابطه میان میزان تماشای شبکه تلویزیونی استان مازندران و درونی شدن فرهنگ بومی این استان رابطه ای مستقیم و بسیار قوی است.
رسانه و سلامت: شناسایی و تحلیل چارچوب های خبری در بازنمایی رسانه ای بیماری ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیستم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۶
67 - 88
حوزههای تخصصی:
رسانه ها با استفاده از چارچوب بندی، ذهن مخاطبان و افکار عمومی را در مقابل رویدادها و مسائل شکل می دهند و بر واکنش های جامعه در برابر پدیده ها تأثیر می گذارند. به این علت که در دهه اخیر تعداد قابل توجهی از ایرانیان به بیماری ام اس مبتلا شده اند و کیفیت زندگی بیماران و اطرافیان آنها تحت تأثیر قرار گرفته است؛ بازنمایی صحیح این بیماری از روش چارچوب های خبری مناسب به افزایش آگاهی جامعه درباره این بیماری و افزایش کیفیت زندگی این بیماران منجر می شود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چارچوب های خبری درباره بیماری ام اس و بهبود این چارچوب ها برای افزایش کیفیت زندگی مبتلایان و اطرافیان آنها انجام شده است. این پژوهش با ااستفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی انجام شده است. جامعه این پژوهش را گزارش های خبری منتشر شده از سوی خبرگزاری های ایسنا، صدا و سیما، ایرنا و مهر درباره بیماری ام اس تشکیل می دهند که از آنها نمونه ای شامل 133 گزارش منتشر شده این خبرگزاری ها از ماه فروردین تا پایان آبان ماه 1395 برای انجام تحلیل استخراج شد. با تحلیل یافته ها، سه چارچوب خبری اصلی «مشخصات بیماری ام اس»، «مشکلات بیماران ام اس» و «حمایت و امید» شناسایی شد و مضامین فرعی هر یک از این چارچوب ها نیز استخراج و تحلیل شدند. این پژوهش تلاش کرده است تا درک بهتری از سیاستگذاری رسانه ای در باره فهم و تنظیم رابطه اجتماعی با بیماران ارائه نماید که امید می رود به پژوهش های بیشتری در این زمینه بینجامد.
تحلیل ارتباطات در تعامل متن دینی و مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه متن و مخاطب و تأثیرگذاری متن در مخاطب- به ویژه- در فضای متون دینی موضوع قابل توجهی از زاویه علم ارتباطات است. در ادبیات دینی اسلامی، گزاره دینی یا «حدیث» - و با قدری مسامحه- «خبرواحد»، به عنوان یک واحد کلام، شناخته شده است. اما جایگاه و کارکرد یک گزاره دینی در تولید یک معرفت دینی چگونه است؟ این کارکرد، احیانا تحت سیطره دستگاه فقهی قرار گرفته است و با تعابیری چون «حجیت»، از آن سخن رفته است. اما این کارکرد و جایگاه، نسبت به تولید یا انتقال معرفت، قابل واکاوی است. از یک سو، به میزان کاربرد یک گزاره دینی در طول تاریخ، حجم معارف مبتنی بر آن نیز افزایش می یابد. از سوی دیگر، ایجاد ارتباط مستقیم بین معرفت دینی و یک گزاره دینی، منطقی نیست. اساسا - با تأکید بر حوز های غیر فقهی- هیچ یک از معارفی که ما در قالب خبرواحد، تلقی می کنیم، در فضای خلا و بدون توجه به معارف تمدنی، مورد قبول واقع نمی شود. در رهیافتی ناظر به تحلیل میراث حدیثی شیعه نیز باید گفت که نگاه کمی به احادیث و مبتنی بر ارتباط مستقیم گزاره دینی و معرفت، الگوی کارآمدی در تحلیل جایگاه اجتماعی سیاسی معصوم به شمار نمی رود.
تأثیر تبلیغات مخصوص کودکان بر الگوهای رفتار آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
55 - 76
حوزههای تخصصی:
در عصر فرا اطلاعات، رسانه های جمعی تأثیر قابل توجهی روی مخاطبان می گذارند . در این میان کود کان بیشتر در معرض این تأثیرات هستند . در واقع تبلیغات با ویژگی های خاص خود ، قا در به تأثیرگذاری غیر قابل انکار، بر کود کان و نوجوانان است. هد ف از این تحقیق، بررسی تأثیر تبلیغ در حوزه کود کان بر تغییر الگوهای رفتاری آنها با در نظر گرفتن محیط زند گی و تحصیلی آنان ( در نقش تعد یل گر) است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان، مشاوران روانشناسی و استادانی است که فرزند بین 5 تا 10 سال دارند و نمونه آماری آن 185 نفر انتخاب شد . تجزیه و تحلیل داد ه ها با استفاد ه از نرم افزار Smart-PLS انجام شد ه و نتایج حاصل از بررسی فرضیه های تحقیق نشان داد که چهار ُبعد تبلیغات در زمینه کود کان ( استفاد ه از شخصیت های محبوب، وجو درنگ و موسیقی شاد ، به تصویر کشید ن روابط میان اعضای خانواد ه و به تصویر کشید ن شرایط مختلف زند گی) بر تغییر الگوهای رفتاری کود کان تأثیر گذاشته است
الگوی تقابل رسانه ای انقلاب اسلامی با اسلام هراسی غرب مطالعه موردی نامه رهبر انقلاب اسلامی به جوانان غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیستم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۵
179 - 208
حوزههای تخصصی:
انقلاب جوشان فنّاوری اطلاعات، فضای جدیدی در عرصه سیاست ایجاد کرده است. با توجه به فرصتهایی که این انقلاب فنّاورانه ایجاد کرده، انقلاب اسلامی به دنبال مدلی برای عبور از شبکه منسجم رسانه ای نظام غرب است. اسلام هراسی اگر چه از زاویه ای تهدید برای جهان اسلام است، اما از سوی دیگر عاملی شده تا دیگران درباره آن کنجکاو شوند و به دنبال پاسخ به پرسش هایی درباره اسلام باشند. انقلاب اسلامی تلاش می کند تا با بهره گیری از سپهر مجازی و ایجاد محیط خودمختاری، نخست از شبکه رسانه ای رقیب عبور و خود با مخاطب ارتباط برقرار کند. دوم؛ مفاهیم و پیامهای انقلاب اسلامی را به این جامعه شبکه ای منتقل نماید. الگوی نامه به جوانان غرب که از سوی رهبر انقلاب اسلامی نوشته و توسط رسانه های مجازی این جبهه پشتیبانی شد، نمونه ای از این دست اقدامات است. در این الگو تلاش می شود تا با ایجاد زنجیره ای از کنشها، محتوا در قالب شبکه ساخته شده، به دست مخاطب هدف برسد.
بازنمایی مصرف در تبلیغات بازرگانی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران (شبکه اول و دوم سیما)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲
191 - 219
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف ، در حوزه بسیار وسیعی به نام سبک زندگی مورد مطالعه قرار می گیرد. بعضی از صاحب نظران و متفکرانی که در زمینه مصرف نظریه پردازی کرده اند، مصرف را در شکل کلی تر، یعنی سبک زندگی در نظر گرفته اند . این پژوهش با هدف شناخت شیوه و نحوه انعکاس مصرف در تبلیغات سیمای جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. از این رو مفهوم مصرف در این پژوهش مبتنی بر سبک زندگی است و در ادامه از الگوی تقسیم بندی کولین کمپل مبنی بر مصرف مدرن و مصرف سنتی و در نهایت از سلسله مراتب نیازهای مازلو به عنوان چارچوب نظری استفاده کردیم. سؤال اساسی در این پژوهش این است که تبلیغات بازرگانی در تلویزیون، بیشتر چه نوع مصرفی را نشان می دهد و به دنبال آن، چه سبک زندگی ای را ترویج می کند؟ این پژوهش برای پاسخ به این سؤال از روش تحلیل محتوا و روش نمونه گیری تلفیقی با دو تکنیک چند مرحله ای و سهمیه ای استفاده کرده است. نمونه ها از شبکه های اول و دوم سیما و در سال های دهه 90 انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد مصرف به نمایش درآمده در اغلب پیام های بازرگانی، مبتنی بر نیازهای ثانویه و شیوه زندگی رایج، سبک زندگی مدرن بوده است.
مطالعه جنبه های آموزش غیر مستقیم و بهبود هوش هیجانی کودکان پیش دبستان در مجموعه انیمیشنی دورای جستجوگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲
79 - 108
حوزههای تخصصی:
یادگیری مهارت های زندگی و چگونگی مقابله با مسائل و رویدادهای مختلف، نقش مهمی در پیشرفت و موفقیت انسان ها برعهده دارد. این توانایی ها که مهارت های هوش هیجانی نام گرفته اند، می توانند در بهبود ارتباطات اجتماعی و کیفیت زندگی افراد نقش بسزایی داشته باشند. امروزه رسانه های جمعی ازجمله تلویزیون، ابزار آموزشی مناسبی در جهت افزایش آگاهی کودکان به حساب می آیند که علاوه بر آموزش های گوناگون، می توانند کودکان را تحت تأثیر اطلاعات و مفاهیم ضمنی خود قرار دهند. در این مقاله تأثیر انیمیشن دورای جست وجوگر از جهت آموزش های غیرمستقیم و نمایش مهارت های هوش هیجانی، مورد مطالعه قرار می گیرند. به همین منظور هشت قسمت از این مجموعه انیمیشنی با تکیه بر نظریه یادگیری مشاهده ای آلبرت بندورا و براساس مؤلفه های مدل هوش هیجانی بار آن، بررسی و تحلیل می گردد. نتایج مقاله حاکی از آن است که این مجموعه انیمیشنی دربرگیرنده بازنمایی های مختلفی از مؤلفه های هوش هیجانی است که می تواند در بهبود این مهارت ها در کودکان پیش دبستانی مؤثر واقع شود. با توجه به سال های طولانی پخش این مجموعه و مخاطبان بسیاری که در سطح جهان دارد، به نظر می رسد که بررسی و مطالعه این انیمیشن ها در بستر هوش هیجانی، می تواند اطلاعات مفیدی را در جهت ساخت مجموعه های موفق مشابه در کشور خودمان به دست دهد.
میزان تأثیرگذاری رسانه های اجتماعی و مجازی بر فرآیند دموکراتیزاسیون (مطالعه موردی دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه (2002 تاکنون))
منبع:
علوم خبری سال هشتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
175 - 194
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رسانه های اجتماعی و مجازی [تقریباً] یکی از ارکان اصلی ساحت سیاست و سیاست ورزی محسوب می شوند؛ چرا که هم ساختار سیاسی و هم سوژه های انسانی از این ابزارها در جهت تأمین اهداف و منافع خویش استفاده می کنند. مع الوصف در خصوص تأثیرات مثبت و یا منفی رسانه های اجتماعی و مجازی در فرآیند دموکراتیزاسیون بحث و تردید وجود دارد؛ این رسانه ها، در عین اینکه به لحاظ ذاتی و محتوایی، کارکرد متعارضِ «خدمت و خیانت» دارند؛ به لحاظ عرضی و جانبی کارکردشان به «ماهیت نظم سیاسی»، بستگی دارد. تأکید پژوهش حاضر این است که تأثیر عوارض جانبی بر کارکرد ضعیف (شکننده) و گاهاً منفی رسانه های اجتماعی و مجازی در فرایند دموکراتیزاسیون، بیشتر از عوارض ذاتی است؛ چرا که ماهیت غیردموکراتیک نظم سیاسی امکان شکل گیری فضای عمومی و برقراری ارتباط میان فضای مجازی و واقعی را نمی دهد. مطالعه موردی دوره حاکمیت حزب عدالت و توسعه ترکیه (2002-2019) تأیید کننده این مدعا است.
مواجهه ی نظریه «زیگفرید کراکوئر» و «راجر اسکروتن» در ماهیت بازنمایی رسانه فیلم با رویکرد به نظریه «خیال» در فلسفه هنر دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«زیگفرید کراکوئر» به مثابه آخرین نظریه پرداز واقع گرا در دوران کلاسیک، وجه ذاتی ماهیت بازنمایی رسانه فیلم را «مفاهیم بنیادین» و به تعبیر خودش «رویکرد عکاسانه» تلقی می کند و خلاقیت های فنی را عرضِ ذاتی فیلم می شناسد. «راجر اسکروتن»، «بازنمایی» را حد اطلاق به کنشی می داند که «علت غایی» خودش باشد. اگر عکس «الف»، تصویرگر موضوع «ب» است، به شرطی عکس «الف» مصداق بازنمایی است، که مقصود اصلی دیدار، عکس «الف» باشد و نه دیدن موضوع «ب». بنابراین «رویکرد عکاسانه» در فیلم، که ذهن آگاه و نیت هدف مند را از واسطه ی موضوع «بازنموده» و تصویر آن حذف می کند؛ نه کنش «بازنمایی» تلقی می شود و نه بالمآل «اثر هنری». منازعه ناتمام شکل گرا واقع گرا در دوران کلاسیک، در نظریه های فیلم معاصر یا در مباحث زبان شناختی، نشانه شناختی، معناشناختی، روان کاوی، جامعه شناختی، مفقود می شود و یا در نظریه هایی معطوف به منازعه، چون راجر اسکروتن و موارد مشابه، به انسداد مضاعف می رسد. مدعای این نوشتار آن است که رویکردهای شناختی، همواره در جمع بندی منازعه شکل گرا واقع گرا به بن بست می رسد. راهکار بنیادین، رویکرد هستی شناختی به ماهیت بازنمایی فیلم است، که از ابتدا مورد توجه متفکران و فلسفه ورزان «فلسفه هنر دینی» بوده است.
تدوین روش برآورد تابع تقاضای شبکه های اجتماعی با رویکرد غیرخطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
207 - 241
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر سعی شده است با بررسی دقیق پژوهش های انجام شده در خصوص تابع تقاضا، روشی برای استخراج توابع تقاضای ارتباطات میان فردی در شبکه های اجتماعی ارائه شود تا با مدل سازی ریاضی دقیق، امکان مطالعه رفتار کاربران در فضای مجازی و مدیریت آسیب های احتمالی فراهم آید. بر این اساس، واحد تحلیل در این مطالعه، کاربران شبکه های اجتماعی در نظر گرفته شده است. پس از مدل سازی روش استخراج تابع تقاضا در محیط فعالیت رسانه های اجتماعی، به منظور بررسی امکان اجرای روش پیشنهادی در فضای واقعی، اطلاعات مربوط به 621 نفر از کاربران شبکه های اجتماعی جمع آوری شد و بعد از بررسی اولیه 120 نفر انتخاب شدند. همچنین اطلاعات لازم برای اجرای مدل پیشنهادی بر اساس پرسشنامه محقق ساخته (با ضریب CVR و اسپیرمن قابل قبول) جمع آوری شد. روش استخراج توابع تقاضا، رگرسیون غیرخطی لگاریتمی و الگوریتم جستجوی غیرخطی تک بعدی بوده است. یافته ها نشان داد که با ترکیب این دو روش آماری و ریاضی، می توان توابع تقاضا را برای شبکه های اجتماعی و ارتباطات رودررو استخراج کرد.
انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها (واقعیت یا برساخت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است، ضمن دفاع از قابلیت نظرسنجی ها در انکشاف افکار عمومی، زمینه های «انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها» در سه سطح شهروندان؛ مؤسسات نظرسنجی؛ و مدیران و مسئولان، بررسی شوند. ایده اصلی مقاله این است که «انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها» بیش از آنکه مبتنی بر نتایج واقعی نظرسنجی ها باشد، حاصل برساخت عوامل گوناگونی است که هریک با انگیزه های خود، تلاش در ترویج این انگاره دارند. در حوزه مؤسسات نظرسنجی، برخی افراد و مؤسسات، ناکامی خود در تحلیل نظرسنجی ها را که ناشی از ضعف بینش جامعه شناختی و عدم التزام به استانداردهای علمی و سازمانی است، به مطالعات نظرسنجی نسبت می دهند. در حوزه سازمان های مصرف کننده نتایج نظرسنجی ها، برخی مدیران که قدرت و منافع خود را در نادیده گرفتن صدای مردم می دانند، سعی می کنند با توسل به ایدئولوژی تخصص گرایی و غیرتخصصی جلوه دادن یافته های نظرسنجی ها، از اعتبار، اهمیت و تأثیرگذاری نظرسنجی ها بکاهند. به عبارت دیگر، در حوزه های مختلف برخی افراد و گروه ها، با انگیزه های متفاوت، منافعی در ترویج «انگاره نارکارآمدی نظرسنجی ها» دارند و با تقلیل مسئله «اعتبار عمومی» نظرسنجی ها به مسئله «اعتبار علمی» و تشکیک در اعتبار علمی نظرسنجی ها، سعی در باورپذیر کردن این انگاره دارند.
ارتباط انسان با خدا از منظر زاویه طلایی 111 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله اشاره به یک راه انفسی برای شناخت خداوند دارد. نسبت طلایی به عنوان مهر تأییدی است که خداوند بر موجودات این جهان زده است. مهر زرّینی که می تواند ذهن کنجکاو شخص را به خود جلب کند. در اینجا می خواهیم اثر جدید دیگری از این مهر زرّین را در چهره ی انسان آشکار و آن را با زاویه ی طلایی کره زمین ربط داده و به نتیجه ای دست یابیم که هدف خداوند متعال از خلقت انسان است. موقعیت کعبه روی کره زمین، در ارتباط با زاویه طلایی درجه است که است. اگر چنین ارتباطی در انسان وجود داشته باشد، مفهوم آن چیست؟ در این مقاله به روش تحلیلی و با رویکرد ریاضی زاویه ی طلایی بر کره ی چشم انسان و عنبیه درون آن ترسیم می شود. به کمک نجوم و دو شاخص مهم، یکی محور چرخش زمین و دیگری مدار گردش زمین، نشان داده می شود که کره ی زمین و کره ی چشم انسان با هم ارتباط معنایی دارند. که یک مدل ریاضی و فیزیکی در خصوص سجده بر خداوند و مناجات با او را ارائه می دهد. یکی از اسماء خداوند «علی اعلی» است. این اسم مقدس بر صورت انسان با یک انطباق هنری جالب و دقیق، ارتباط معناداری با کعبه و پرستش خداوند دارد. بنابراین هر شخص با دید هنری و الهی به این دو موضوع یعنی زاویه طلایی و نقش «علی اعلی» در چهره خود، می تواند مفهوم خلقت خود و لزوم پرستش خالق خود را در ذهن تداعی کند و سیمای پرستش خدا را مشتاقانه با نگاهی دیگر بنگرد.
بررسی اثرات فرهنگی و اجتماعی بخش پولی (اسمی) اقتصاد
حوزههای تخصصی:
اگرچه پژوهش های فراوانی درباره اثرات بخش پولی و بانکی در حوزه اقتصاد انجام گرفته است، اما اثرات این بخش بر حوزه های فرهنگی و اجتماعی -که شاید از اهمیت بالاتری برخوردار است- مغفول واقع شده است. در این پژوهش ضمن ارائه تعریفی از ماهیت پول به مثابه نهاد، با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی اثرات بخش پولی (اسمی) اقتصاد بر حوزه های فرهنگی و اجتماعی پرداخته ایم. نتایج حاکی از آن است که اگرچه اثرات جانبی منفی بخش پولی بر نظامات فرهنگی و اجتماعی، شدید و مخرب بوده اما این اثرات که منجر به کاهش سرمایه اجتماعی شده است، در تحلیل هزینه فایده نظام پولی، مورد توجه قرار نمی گیرد. هدف پژوهش پیش رو احصاء و تحلیل این اثرات است.