استیگای نامادری و شکاف میان هویت بالقوه و بالفعل: پدیدارشناسی تجربه زیسته نامادران شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
141-175
حوزههای تخصصی:
زنانی که استیگمای نامادری را با خود حمل می کنند، علاوه برتجربه ی رنج و نادیده انگاشتگی در محیط زندگی، پیوسته از منظری بیرونی مورد قضاوت قرار می گیرند. در پژوهش حاضر، با روش پدیدارشناسی و با تکیه بر تجارب زیسته ی نمونه ای از زنان نامادر سنندجی، سعی شد تا بستر های تجربه نامادری، پنداشت ها، شیوه های مواجهه و دلالت های نامادری در زندگی شناسایی گردد. در این راستا، با نمونه ای 14 نفره از نامادران مصاحبه عمیق به عمل آمد. نتایج حاصله در قالب شش مضمون اصلی«بی پناهی»،«فریب»، «دلبستگی»،«مظلومیت و تعارض چندگانه»،«تعامل مخدوش و دگردیسی واکنشی»، و «طرد اجتماعی» دسته بندی شد و نهایتاً ذات تجربه ی شخصی آن ها در مضمون هسته ی «استیگمای نامادری و شکاف میان هویت بالقوه و هویت بالفعل» تجمیع گشت که بر انفصال زنان مورد مطالعه از فعلیتی قابل توقع دلالت دارد که قرارگرفتن در نقش نامادری موجب واماندن شان از آن شده است؛ امری که هویت بالفعل نامادران را به برساختی مجعول و تحمیل شده بدل ساخته است. مشارکت کنندگان خود را قربانی انگ های پیشینی عامه پنداشته اند، که در نتیجه ی آن متحمل رنج های متعدد و همچنین بازماندن از فرصت های زندگی اجتماعی شده اند. وضعیت مذکور به رغم تلاش آن ها برای تحقق قابلیت های بالقوه ی شان در جهت تشکیل خانواده ای یکپارچه که در آن کرامت همه ی اعضا به درستی بازشناخته شود، می باشد.