فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در روند نهضت مشروطه، برخی زنان روشنفکر طالب حقوق فردی، خانوادگی و اجتماعی خود شدند و برای پیشبرد این اهداف به انتشار جراید زنانه با محوریت اصلاح وضعیت زنان اقدام کردند. با روی کار آمدن رضاشاه تحقق مفاهیم وطن پرستی، باستان گرایی و ترقی برای ساختن ایران نوین از سوی حکومت مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا مسئله زنان و آموزش آنان به منزله مادران آتیه، تربیت و نوع رابطه مادر و فرزند، ضرورت ایران مترقی با تأکید بر خانواده مورد توجه جراید قرار گرفت. مجله جمعیت نسوان وطنخواه ایران ازجمله نشریاتی است که با رویکرد ضرورت تربیت دختران و نقش آن ها در اجرای سیاست های جدید به چاپ رسید. سؤال پژوهش حاضر آن است که این روزنامه چگونه تربیت زنان را با دغدغه های روشنفکران و خواسته های حکومت مانند وطن پرستی، باستان گرایی و ترقی ارتباط داده است؟ فرضیه پژوهش آن است که این مجله با توجه به مقوله های نخست تربیت و سپس تحصیل، در جهت سیاست های کلانی که در آستانه حکومت پهلوی مطرح بود، ارتقای آگاهی دختران و دوری از جهل و خرافات را با توصیه انواع آموزش برای دختران مدنظر قرار داده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوا و توصیف مقاله های مجله مذکور، به تشریح آراء نویسندگان آن درخصوص کارکردهای مختلف تربیت دختران خواهد پرداخت.
فوکو و لکان؛ دلالت هایی جامعه شناختی بر ادراک بیماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
3 - 22
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر قسمی مطالعه پساساختارگرایانه بیماری و سازوکارهای ادراک آن بوده که در صدد است شکلی از یک جامعه شناسی پزشکیِ نظری و مفهومی را صورت بندی نماید. به این منظور از ظرفیت های نظری آراء فوکو و لکان برای توضیح ادراک بیماری و فرآیندهای شکل گیری آن بهره گرفته شد. نظریه فوکویی هرمنوتیک خود (سوژه) ، و مفهوم لکانیِ امر نمادین ، دلالت های متفاوتی بر ادراک بیماری و نحوه شکل گیری آن به دست می دهد؛ دلالت هایی که علیرغم تمایزها، بر گزاره های بنیادی مشابهی نیز استوارند. وفق هستی شناسیِ هر دو متفکر، بدن یک ساحتِ نوشتاری ست که توسط دال های فرهنگی، کدنویسی و رمزگذاری شده است؛ لذا ادراک بیماری، چیزی جز شناخت تحلیلیِ حاصل از بازخوانی نشانگان مرضی بر متن بدن نیست. خوانشی که بواسطه متقاطع کردن متن بدن با گفتمان پزشکی و دانش تخصصی به مثابه اَبر متن دربرگیرنده آن صورت می پذیرد. دستاورد نهایی این پژوهش، استنتاج و صورت بندی مکانیسم بینامتنیّت در ادراک بیماری در اندیشه هر دو متفکر است؛ مکانیسمی که به موجب آن متن بدن به واسطه مواجهه با گفتمان پزشکی به مثابه متن پیشینی و در برگیرنده آن، به تفسیر در می آید.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی توسعه اجتماعی با رویکرد آمیخته (مطالعه موردی: محله های شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
99 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگوی توسعه اجتماعی با رویکرد آمیخته در محله های شهر زنجان بود. در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از شیوه مدل سازی معادلات ساختاری با تاکید بر رویکرد حداقل مربعات جزیی استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی، خبرگان جامعه علمی و متخصصان دانشگاهی بودند که دارای سوابق اجرایی در سطوح تصمیم گیری بوده و به اصطلاح خبرگان آگاه نام دارند. برای تعیین نمونه های این خبرگان از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که پس از مصاحبه با 12 نفر از افراد خبره آگاه، اشباع نظری حاصل گردیده و فرآیند مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته پایان یافت. در بخش کمی، روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع علّی به شیوه پیمایشی بود که جامعه آماری آن، ساکنین محله های 25 گانه شهر، که تعداشان بر اساس مستندات مرکز آمار ایران در سال 1397 تعداد 430871 نفر بوده است. روش نمونه گیری، خوشه ای و بصورت هدفمند درمحله ها بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیده و پرسشنامه محقق ساخته، توزیع گردید. نتایج بخش کیفی نشان داد که مدل توسعه اجتماعی شهر زنجان شامل 5 بعد، 19 مولفه و 52 شاخص می باشد. پس از ارائه مدل، بر اساس 5 بعد استخراج شده، فرضیه سازی شده و تاثیر ابعاد همبستگی و وفاق اجتماعی، عدالت اجتماعی، کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی و اخلاق توسعه اجتماعی بر توسعه اجتماعی زنجان با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-Pls مورد ارزیابی قرار گرفته و میزان تاثیر هر یک از ابعاد مشخص گردید. یافته های تحقیق نشان داد: همبستگی و وفاق اجتماعی به اندازه 183/8، عدالت اجتماعی به اندازه 989/4، کیفیت زندگی317/4، امنیت اجتماعی106/4 و اخلاق توسعه اجتماعی906/8 بر توسعه اجتماعی در شهر زنجان تاثیرگذار هستند.
نقش مدیریت راهبردی منابع انسانی در چابک سازی دانشگاه فرهنگیان استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
368 - 379
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش مدیریت راهبردی منابع انسانی در چابک سازی دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها در گروه مطالعات توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بودند که تعداد آنها در دوره زمانی پژوهش 405 نفر بود و براساس فرمول نمونه گیری کوکران و روش نمونه گیری تصادفی در دسترس تعداد 108 نفر به عنوان نمونه آماری برگزیده شدند. پرسشنامه های مطالعه حاضر شامل پرسشنامه های استاندارد مدیریت راهبردی منابع انسانی طراحی شده توسط هانگ و چانگ(2005) و پرسشنامه استاندارد چابکی سازمانی شریفی و یانگ(2001) بود. ضمن اینکه به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بهره گرفته شد.یافته ها: یافته ها نشان دادند که در مجموع مدیریت راهبردی منابع انسانی دارای نقش مستقیمی در چابک سازی دانشگاه فرهنگیان داشته است. به طور مشخص تر، نتایج نشان داد که مدیریت راهبردی منابع انسانی بالاترین تاثیر را بر انعطاف پذیری دارد و پس از آن متغیرهای شایستگی، سریع بودن و پاسخگویی قرار دارند.نتیجه گیری: در مجموع می توان پذیرفت که مدیریت راهبردی منابع انسانی نقش موثر و مهمی در توسعه چابکی سازمانی در دانشگاه فرهنگیان داشته است و در نتیجه سیاست گذاران این حوزه می توان از آن در جهت بهبود فرآیندهای سازمانی بهره گیرند.
شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی پیوند مدرسه و جامعه بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
395 - 405
حوزههای تخصصی:
هدف: پیوند مدرسه و جامعه می تواند نقش مهمی در آماده سازی دانش آموزان برای زندگی در جامعه داشته باشد. بنابراین، هدف این مطالعه شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی پیوند مدرسه و جامعه بر اساس نظریه داده بنیاد بود.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش اساتید و خبرگان، سیاست گذاران وزارت آموزش وپرورش، مدیران ادارات کل آموزش وپرورش و مدیران مدارس در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. حجم نمونه بر اساس اصل اشباع نظری 18 نفر تعیین که این تعداد با روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با فرم اطلاعات جمعیت شناختی و مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری که روایی مصاحبه ها با روش های مثلث سازی و بررسی همکار تایید و پایایی آن با ضریب کاپای کوهن 79/0 محاسبه شد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر مبنای نظریه داده بنیاد در نرم افزار MAXQDA نسخه 2021 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که برای الگوی پیوند مدرسه و جامعه 42 زیرمقوله در 15 مقوله اصلی شناسایی شد؛ به طوری که در پدیده محوری یک مقوله اصلی پیوند مدرسه و جامعه در ایران، در شرایط علّی دو مقوله اصلی عوامل ساختاری و عوامل محتوایی، در شرایط زمینه ای چهار مقوله اصلی تمرکز ساختاری غالب، فرهنگ سازمانی حاکم، تغییرات شتاب زده و نابهنگام مدیریتی و عوامل فکری و نگرشی، در شرایط مداخله گر سه مقوله اصلی نقش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، نقش شوراها در نظام تعلیم وتربیت و نقش خانواده، در راهبردها سه مقوله اصلی سیاست گذاری در حوزه جلب مشارکت مدنی، حکمرانی مناسب نظام آموزشی و مهندسی مجدد و پالایش ساختار نظام آموزشی و در پیامدهای دو مقوله اصلی پیامدهای فردی و پیامدهای اجتماعی وجود داشت. با توجه به ابعاد و مولفه های شناسایی شده برای الگوی پیوند مدرسه و جامعه، الگوی بر اساس نظریه داده بنیاد آن ترسیم شد.نتیجه گیری: ابعاد و مولفه های شناسایی شده در این پژوهش برای الگوی پیوند مدرسه و جامعه برای مسئولان، مدیران و برنامه ریزان وزارت آموزش وپرورش تلویحات کاربردی بسیاری دارد. آنان برای تقویت و ارتقای پیوند مدرسه و جامعه می توانند زمینه را برای بروز و تحقق ابعاد و مولفه های شناسایی شده در این پژوهش فراهم آورند.
دین داری و خودکشی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
120 - 146
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که تحقیق درباره تأثیر دین داری بر خودکشی در ایران بیشتر در سطح پیمایش و با حجم نمونه اندک در بین گروه های خاص بوده و کمتر در سطح استانی انجام یافته است؛ این مقاله سعی دارد تا رابطه بین میزان دین داری و خودکشی را در سطح استانی مورد واکاوی قرار دهد. روش پژوهش در این تحقیق، روش تطبیقی درون کشوری است. نتایج تحقیق نشان داد که در سال 1379 تنها رابطه معنادار، رابطه بین انجام اعمال دینی فردی و میزان خودکشی است. تحقیق نشان داد که می توانیم ادعا کنیم که دین مستقیماً بر خودکشی تأثیر ندارد؛ بلکه تأثیر آن از طریق ایجاد ارزش های اخلاقی درباره نا همنوایی های اجتماعی و دینی بر خودکشی است. تحلیل سال های 1394، 1395 و 1396 نشان داد که مهم ترین عامل تأثیرگذار از بین مؤلفه های دین داری، دین داری فردی به خصوص میزان روزه گرفتن است که تأثیر کاهنده و معنادار بر خودکشی دارد.
واکاوی دگرگونی های خانوادگی در فرایند گذارِ زندگی مشترک زنان و مردان با کمک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
145 - 166
حوزههای تخصصی:
این جستار یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود که با هدف واکاوی دگرگونی های خانوادگی زندگی مشترک زنان و مردان به روش کیفی، با راهبرد نظریه داده بنیاد مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری تمامی مردان و زنان متأهل شهر تهران بودند که پژوهشگر با توجه به هدف خود با استفاده از نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند و نمونه های در دسترس نمونه های خود را انتخاب کرد. در نهایت تعداد 19 نفر در این فرایند مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه باز و مصاحبه حضوری بود، پرسش های مقدماتی زیر نظر استاد راهنمای رساله دکتری تهیه شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها طی فرایند کدگذاری باز، محوری و اصلی انجام گرفت. در نتیجه فرایند کدگذاری، در نهایت پدیده اصلی با عنوان دگرگونی های خانوادگی با موضع گیری های ناهمسو مفهوم سازی شد که شامل مقوله های محوری برداشت های دوگانه از دگرگونی خانوادگی و سازگاری و پذیرش اجباری دگرگونی ها مقوله بندی شد. مشارکت کنندگان علل، زمینه ها و شرایط مداخله گر متفاوتی را در شکل گیری این دگرگونی های خانوادگی عنوان کرده اند که به پیامدهای متفاوتی انجامید. این پیامدها در مقوله اصلی تغییر الگوهای پذیرفته شده خانوادگی با مقولات محوری فردگرایی مدرن، دگرگونی کارکردمحور و تغییر نقش ها مقوله بندی شد. البته مشارکت کنندگان از استراتژی های متفاوتی برای مواجهه با این دگرگونی ها استفاده کردند که در فرایند کدگذاری در دو مقوله محوری درک موقعیت و ابعاد خانواده مفهوم سازی شد.
ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان ( مطالعه موردی: دختران و زنان شهر ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
165 - 188
حوزههای تخصصی:
امنیت زنان یکی از مسائل اجتماعی بسیار با اهمیت در تمامی جوامع محسوب می شود. تجربه کشورهای مختلف از جمله ایران حاکی از آن است که احساس امنیت اجتماعی زنان علاوه بر اقدامات انتظامی تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد که پرداختن به آن می تواند رهنمودهای کاربردی مهمی در پی داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و شکل اجراء به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه زنان و دختران شهروند ساری می باشد (جامعه نامحدود) که از این میان نمونه ای متشکل از 200 نفر با استفاده از فرمول خاص تعیین اندازه نمونه در معادلات ساختاری انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای شامل 5 بعد و 25 گویه استفاده شده است که روایی آن با روش صوری-محتوایی و روایی سازه مورد تایید قرار گرفته است. ضریب آلفای کورونباخ پرسشنامه نیز بالای 7/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار اندازه گیری است. داده های بدست آمده از پرسشنامه با روش مدلیابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق مشخص شد که هر چهار عامل مورد بررسی شامل عوامل کالبدی، عوامل فردی، عوامل اجتماعی-فرهنگی و عوامل انتظامی تاثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت اجتماعی زنان دارد. محاسبه شاخص های نیکویی برازش نیز نشان داد که مدل ساختاری پیشنهادی در این تحقیق از برازندگی مطلوبی برخوردار است. در پایان بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاداتی ارائه شده است.
ارزیابی سطح توسعه استان ها بر اساس شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۴۶-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فرایند توسعه امری چند بعدی شامل ابعاد مختلف می باشد. بعد اجتماعی توسعه شامل شاخص های مختلفی از جمله شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت است که شاخص های مذکور کمتر مورد توجه بوده است. نخستین گام در حل مسائل ناشی از نابرابری، شناخت و سطح بندی مناطق می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح توسعه استان ها بر اساس شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت گرفت که در آن 31 استان کشور بر مبنای 24 شاخص رتبه بندی شدند. روش: داده های 24 شاخص آموزشی، بهداشتی و مهاجرت از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و نیز نتایج سالنامه های آماری کشور در سال 1397 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS،Excel و Arc GIS بهره گرفته شد. از ضریب ویلیامسون برای ارزیابی نابرابری فضایی، روش تحلیل مؤلفه های اصلی برای وزن دهی شاخص ها و روش تاپسیس، برای ساخت شاخص ترکیبی توسعه استان ها استفاده شد. در نهایت طبقه بندی سطح توسعه استان ها به روش GIS و نیز تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی انجام گرفت. یافته: نتایج نشان داد در شاخص های «نرخ ترک تحصیل (درصد) ابتدایی» و «نسبت مراکز توانبخشی به ازای جمعیت» بیشترین و در شاخص های «نرخ گذر دوره اول متوسطه (درصد)» و «نرخ باسوادی مردان» به ترتیب کمترین نابرابری وجود داشت. نتایج تعیین رتبه استان ها نشان داد استان های چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، سمنان، ایلام و یزد در بهترین وضعیت و استان های سیستان و بلوچستان، البرز، تهران، آذربایجان غربی و هرمزگان پایین ترین رتبه را داشتند. این یافته به همراه نتایج تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی و نیز نقشه هایGIS مؤید وجود شکاف توسعه اجتماعی و تفاوت بین استان های ایران از نظر شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت از قبیل «نسبت مراکز فنی و حرفه ای به جمعیت»، «نرخ مرگ و میر کودکان کمتر از 5 سال» و «نرخ خالص مهاجرت» و غیره بوده است. بحث: به منظور برقراری توسعه متوازن پیشنهاد می گردد تخصیص هر گونه بودجه به استان ها و مناطق کم برخوردار شناسایی شده در این تحقیق اختصاص داده شود.
Investigating and Explaining the Teacher Professional Development Model of a Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to present a model of professional development of teachers with a qualitative approach. Methodology: In this study, in order to identify the teacher professional development model, a qualitative interview was determined. The statistical population of the study in the qualitative part was all experts and experts in educational management and planning with 10 people and in the quantitative part included all teachers and principals working in primary schools in Shiraz. The data collection tool was a researcher-made questionnaire. To collect the data in the second stage, a closed questionnaire with a Likert scale of five was used. Findings: The results showed that the results of semi-structured interviews during several stages of coding and also inspired by the research background, led to the identification of the initial code. In the second step, the identified concepts were categorized into the following categories. These fourteen categories are; 1. Management of learning and teaching 2. Creating a conducive learning environment 3. Assessment and curriculum 4. Outline vision 5. Continuous school improvement 6. Effective communication and collaboration 7. Relationship with society and stakeholders 8. Operations management 9. Resource management 10. Guidance and leadership of individuals and teams 11. Professional ethics 12. Islamic ethical principles and norms 13. Develop your career 14. Finally, the fourteen professional standards of school principals were divided into several key areas or categories: educational leadership, strategic leadership, ethical leadership, management and organizational leadership, communication management, and professional development. Conclusion: The results showed that the results of semi-structured interviews during several stages of coding and also inspired by the research background, led to the identification of the initial code.
هنرِ گفتگویی و کنشگری در حوزه عمومی: محیط زیست در آثار هنرمندان کنشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
145 - 121
حوزههای تخصصی:
توسعه شتابان، نامتوازن و سیاست زده سبب شده است که در اغلب کشورهای درحال توسعه کنشگران محیط زیست با سیاستمداران در تعارض قرار گیرند؛ پروژه های هنر محیط زیستی نیز افشاگرانه بر کاستی ها و کم توجهی برنامه ها و سیاست-های آینده نگرانه تاکید می کنند. توجه هنرمندان به مسئله محیط زیست برخواسته از کلیشه های رایج درباره احساسی بودن هنرمندان یا رومانتیک بودن هنرمندان نیست، بلکه مساله برخواسته از آگاهی مدنی و مسئولیت اجتماعی هنرمندان است. در مقاله حاضر به بررسی تجربه های محیط زیستی هنرمندان می پردازیم و با مطالعه تجربه هنرمندان ایران به این پرسش می پردازیم که چگونه هنرمندان طرح مسئله محیط زیست در عرصه عمومی را توسعه می دهند؟ این کار از خلال صورتبندی ای از موضوعات محیط زیستی ارائه شده در آثار هنرمندان کنشگرا (اکتیویست) انجام شده است، آنچه در این میان مهم است نقش هنرمندان به عنوان کنشگران حوزه عمومی است که با خلق اثر زمینه ساز گفتگو در عرصه عمومی می شوند. این مطالعه با روش تحلیل مضمون و مفهوم هنر گفتگویی گرنت کستر انجام شده است و ضمن ارائه صورتبندی ای از آثار هنرمندان ایرانی فعال در زمینه هنر محیطی بر اساس مفهوم «هنر گفتگویی» گرنت کستر نشان می دهد که فعالیت های هنرمندان ایرانی چگونه زمینه ساز کنشگری آنها در حوزه محیط زیست شده است.
ضرورت ها و الزام های دانشی در مسأله یابی پژوهش های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۷
1 - 27
حوزههای تخصصی:
ماهیت علم با پژوهش عجین است و بنیان پژوهش بر مسأله استوار است. مسأله رکن اساسی علم است و در این قلمرو معرفتی، مسأله یابی مهم ترین فعالیت به شمار می رود. این گزاره ها، مفروضاتی هستند که مقاله حاضر بر پایه آن ها قوام یافته است. این مقاله از جنس مباحثات و ملاحظات نظری است و بنابراین فاقد کارپایه تجربی و مشاهدات برآمده از آن است. در این پژوهش تلاش شده است تا با اتکاء به آموزه های فلسفه علم، جایگاه مسأله در پژوهش های علوم اجتماعی و اقتضائات دانشیِ مسأله یابی مورد مطالعه قرار بگیرد. از این رو، چیستی مسأله و اهمیت آن در پژوهش های اجتماعی مورد توجه واقع شده است. این که مسأله ها نقطه آغاز و انجام جستجوی حقیقت علمی هستند و در عرصه شناختی، مسأله یابی بر حل مسأله اولویت دارد. از سوی دیگر به گستردگی و پیچیدگی مسائل اجتماعی و عرصه رخداد آن ها، تاریخی بودنشان و همچنین ناپایداری شناخت و دلایل آن اشاره شده است. در ادامه به شیوه مستدل، پاره ای از ملاحظات و ضرورت های دانشیِ انجام پژوهش اجتماعی برشمرده شده اند که برای حرکت در مسیر دانشِ زنده و پویا ضروری و الزامی هستند. در میان این ملاحظات، مفروضات معرفت شناختی، هستی شناختی و روش شناختی جایگاه ویژه ای دارند، چرا که منطق و موضع پژوهشگر را در قبال دستگاه استدلالی پژوهش تعیین می کنند.
مقایسه اثربخشی روش های نمایش خلاق و بازی نمایشی بر نگرش اجتماعی و توانایی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش مفاهیم دینی، تغییر نگرش اجتماعی و ایجاد توانایی معنوی در کودکان نیاز به شناسایی و به کارگیری اصول مؤثر دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر روش نمایش خلاق و بازی نمایشی بر نگرش اجتماعی و توانایی معنوی دانش آموزان در درس هدیه های آسمانی پایه سوم ابتدایی است. این پژوهش با روش شناسی ترکیبی و با طرح متوالی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی در منطقه 3 شهر تهران که در سال تحصیلی 1397 1396 مشغول تحصیل بودند تشکیل می دهد. روش نمونه گیری در این پژوهش، نمونه گیری در دسترس است. حجم نمونه تحقیق، شامل 60 دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که به صورت تصادفی به دو گروه گواه (روش بازی نمایشی) و گروه آزمایش (روش نمایش خلاق) تقسیم شده اند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه استاندارد نگرش اجتماعی و توانایی معنوی است که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ ( 91%) تأیید شده است. تحلیل استنباطی داده ها نیز به روش تحلیل مانکوا انجام شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد که روش نمایش خلاق نسبت به روش بازی نمایشی در ارتقاء نگرش اجتماعی و توانایی معنوی تأثیر بیشتری داشته است (05/0P<).
نقش اطلاع رسانی و استقلال رسانه ای رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران
منبع:
مطالعات فرهنگی - اجتماعی المپیک سال دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶
149 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نقش اطلاع رسانی و استقلال رسانه ای رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه است. ماهیت پژوهش، کاربردی، روش آن توصیفی- پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه است. جامعه آماری شامل کلیه مربیان فوتبال، مدیران فوتبال، بازیکنان، داوران، خبرنگاران در لیگ های فوتبال و کارشناسان ارتباطات رسانه ای، همچنین مخاطبین لیگ برتر فوتبال کشور و نمونه پژوهش شامل 384 نفر (با تأکید بر کفایت نمونه فرمول تعیین حجم نمونه کوکران) است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته متشکل از 2 مؤلفه (اطلاع رسانی و استقلال رسانه ای) و 15 عبارت بود. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. بر اساس نتایج، اطلاع رسانی و استقلال رسانه ای رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه در حد مطلوبی گزارش شد (0001/0=P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که رسانه های نوپدید یکی از ابزارهای اساسی برای بررسی مسائل اجتماعی، اطلاع رسانی، آموزشی و عامل بسیار مؤثری در شکل گیری ارزش های اجتماعی به شمار می آیند.
زوال فرهنگ گاگریو: تحلیل انسان شناختی دگردیسی عزاداری و سوگ در میان ایلات بختیاری و بهمئی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
29 - 1
حوزههای تخصصی:
تغییرات فرهنگی به سبب ماهیت تدریجی خود در طی تغییر از سبک زندگی سنتی به سبک زندگی مدرن یک فرایند فراگیر اجتماعی شده باشد. در میان افراد و ساکنان مناطق زاگرس جنوبی و در شهرستان های ایذه، باغملک و رامهرمز متاثر از گسترش ابعاد هویت مدرن و تغییر سبک زندگی، بخش زیادی از مناسک مرتبط با شیوه زیست سنتی کمرنگ و یا محو شده اند و به جای آن ها عناصر نوین مرتبط با عصر جدید برقرار شده است. یکی از مهم ترین عرصه هایی که به عنوان نماد تغییرات ذکر شده قابل رویت و رصد است «آیین سوگواری و عزاداری یا گاگریو» است. در پژوهش حاضر که به روش اتنوگرافی انجام شده سعی شده است مهم ترین تغییرات رخ داده در این زمینه مورد واکاوی قرار گیرد. فنون گردآوری داده ها در این پژوهش مشاهده مشارکتی و مصاحبه است. یافته ها نشان می دهند: سوگ در قالب گاگریو و سرو در میان مردمان این دو ایل کارکرد پیشین را ندارد و از خلال گذار نسلی اهمیت آن کاهش یافته است. سوگ دیگر مانند گذشته از طریق مراسمی باشکوه و خواندن نام طوایف، متوفی و جایگاه بازماندگان در کارکرد دوگانه خود یعنی برساخت تمایزات/ ایجاد همبستگی ایفای نقش نمی کند. و نمی تواند از طریق الزام درونی و مکانیسم جبران همبستگی اجتماعی را افزایش دهد. بدین ترتیب سوگ در قالب گاگریو و سرو رسانه ای است که نمی تواند همچون گذشته بار بازتولید حیات اجتماعی را به دوش کشد.
تفاوت های جنسیتی در خودکشی و همسرکشی در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۹
101 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خودکشی و همسرکشی در دوران قاجار بوده است. این مطالعه با روش تحلیل محتوا (کمی و کیفی) انجام گرفته است. متن مورد تحلیل، «گزارش های نظمیه از وضعیت محلات تهران در عصر ناصری» بود. در بخش تحلیل محتوای کیفی، مقوله ها و مضامین مرتبط با خودکشی و همسرکشی در گزارش های نظمیه از عصر قاجار، مورد شناسایی و طبقه بندی قرار گرفتند. در بخش تحلیل محتوای کمی نیز، به شمارش فراوانی خودکشی ها برحسب جنسیت، محل سکونت و علت خودکشی اقدام شد. یافته ها نشان داد که خودکشی در عصر قاجار، پدیده ای فراگیر است. در تمام موارد (به جز یک مورد) ابزار خودکشی بین مردان و زنان، «خوردن تریاک» بود. با این حال، تفاوت های جنسیتی متعددی در الگوهای خودکشی وجود داشت. در عصر قاجار، زنان، بیشتر از مردان «اقدام به خودکشی» می کردند ولی میزان «خودکشی های منجر به مرگ»، در مردان، بیشتر از زنان بود. از طرفی، «فقر اقتصادی»، مهمترین عاملی بود که مردان را به کام خودکشی می کشاند. نیمی از خودکشی مردان، ناشی از فقر اقتصادی بود. این در حالی است که مهمترین عاملی که زنان را به ورطه خودکشی می رساند تجربه «خشونت خانگی» بود. هیچ زنی به دلیل مسائل اقتصادی خودکشی نکرده بود. غالب زنان بعد از نزاع و درگیری با همسر خویش و احساس استیصال از تغییر وضعیت موجود، در خانه شوهر خودکشی می کردند. همچنین الگوی همسرکشی نیز از جنس «شوهرکشی» بود و نه زن کشی. برطبق گزارش های نظمیه، هیچ مردی، اقدام به همسرکشی نکرده بود. این در حالی است که موارد متعددی از گزارش شوهرکشی توسط زنان ثبت گردیده است.
پیش بینی هویت جهانی براساس هویت ملی، دینی و قومی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت یکی از ابتدایی ترین نیازهای بشری است. انسان ها به محض شناخت خود به طور مستقیم در مواجهه با این موضوع قرار می گیرند اما نکته حائز توجه، تاثیرات وضعیت محیطی بر تغییرات هویتی است. عوامل مختلفی بر تقویت و تضعیف هویت های جمعی تاثیر دارند. شناخت این عوامل و سنجش وضعیت آن در سطح جامعه علاوه بر این که می تواند زمینه ساز پیش بینی وضعیت آینده ارزش های جمعی شود، سیاستگذاری هویتی را در مسیر دقیق تر و صحیح تری قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هویت مدرن براساس هویت ملی، قومی و دینی انجام شد. جامعه پژوهشی شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ایی 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر پرسشنامه هویت ملی و اجتماعی سلگی و همکاران بود. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی و رگرسیون همزمان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-25انجام شد. نتایج نشان داد که هویت ملی، قومی و دینی همبستگی مثبت و معناداری با هویت مدرن دارند همچنین هویت ملی، دینی و قومی توان پیش بینی هویت مدرن را دارند. بنابراین می توان گفت که هویت مدرن رقیبی برای هویت ملی، دینی و قومی به شمار نمی آید.
بررسی علل فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاصله نسلی، یکی از مسائل مهم جوامع معاصر و به عنوان یک آسیب مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و محققان قرار گرفته است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی علل فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه شهری است. روش تحقیق از نوع کمی است و تکنیک جمع آوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان و والدین تهرانی اند که 985 نفر از آنان به کمک فرمول حجم نمونه و به روش نمونه گیری خوشه ای در مناطق مختلف تهران انتخاب شده اند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با آمارهای استنباطی و مدلسازی معادله ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داده که متغیرهای مستقل جنسیت، گروه همسالان، ارزش های اخلاقی خانواده، فضای آموزشی، رسانه های جمعی ملی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مظاهر جهانی شدن، اثر معناداری بر میزان فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه داشته اند که در این بین رسانه های جمعی ملی با ضریب (50/0) بیشترین تأثیر و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با ضریب (10/0) کمترین تأثیر را داشته اند. همچنین متغیر پایبندی به ارزش ها با ضریب (69/0-) اثر معکوس و معناداری بر میزان فاصله بین نسلی و تعارض گفتمان دانش آموزان با نظام ارزشی جامعه داشته است. در رابطه با سنجش اثرات کل نیز همه متغیرهای مستقل؛ جنسیت، گروه همسالان، ارزش های اخلاقی خانواده، فضای آموزشی، رسانه های جمعی ملی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مظاهر جهانی شدن، همگی با هم توانسته اند 53/0 از تغییرات فاصله نسلی را تبیین کنند.
تحلیلی بر عوامل مرتبط بر گرایش زنان نسبت به مصرف برندهای خارجی پوشاک (مطالعه موردی: زنان شهر یزد)
منبع:
فرهنگ یزد سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹
155 - 178
حوزههای تخصصی:
شواهد نشان می دهد که صنعت لباس و پوشاک هنوز جایگاه واقعی خود را در ایران پیدا نکرده و یکی از مهم ترین مسائل مرتبط با آن، بحث برند و برندسازی است؛ ازاین رو این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثّر بر گرایش زنان به مصرف برندهای خارجی پوشاک انجام گرفت. روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت، از نوع هم بستگی؛ از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، مقطعی توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری را زنان شهر یزد (مصرف کنندگان لباس های برند خارجی) تشکیل داده اند. با توجّه به پراکندگی و مشخّص نبودن جامعه آماری، حجم نمونه با استناد به «نمونه گیری در روش رگرسیون» تعیین شد؛ بنابراین حجم نمونه برابر بود با شصت نفر و روش نمونه گیری از نوع در دسترس بود. پرسش نامه ابزار گردآوری داده ها بود که مقیاس «رئیسی و همکاران، 1395» پس از تعدیل و تلخیص، مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد عوامل مؤثّر بر گرایش بانوان به برندهای خارجی پوشاک را می توان در سه دسته مورد بررسی قرار داد: ویژگی های درونی محصول؛ ویژگی های فردی، نگرش و ویژگی های محیطی. ضریب تعیین به دست آمده نشان داد 1/59درصد از واریانس متغیّر گرایش زنان به مصرف برندهای خارجی پوشاک توسّط «ویژگی های درونی محصول»، 3/46درصد توسّط «ویژگی های فردی و نگرش» و 8/23درصد توسّط «ویژگی های محیطی» پیش بینی می شود. بررسی جداگانه مؤلّفه ها نشان داد به ترتیب مؤلّفه های زیر در گرایش زنان به مصرف برندهای خارجی پوشاک تأثیر دارد: کیفیت برندهای لباس خارجی، مشتمل بر مرغوبیت، قیمت، زمان مناسب، نوآوری مناسب و ...؛ مرغوب بودن برندهای خارجی، مشتمل بر ویژگی های محصول مانند جنس پارچه، مدل و طرح؛ به روز بودن برندهای لباس خارجی؛ افزایش اعتبار اجتماعی در فرد با استفاده از برندهای خارجی؛ معروف بودن و شهرت برند خارجی. با توجّه به این مؤلّفه ها نیکوست طرّاحان لباس و صاحبان برندهای پوشاک در شهر یزد و در کشور ایران بیش ازپیش مدیریت برند و مشتری مداری را سرلوحه فعّالیت خود قرار دهند و با ارتقای کیفیت، تنوّع و توجّه به نیازهای مشتریان، توان رقابتی خود را در دنیای پررقابت پوشاک افزایش دهند.
مدل یابی معادلات ساختاری سبک های هویت یابی و خودکارآمدی با نگرش به بزهکاری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های هویت یابی و خودکارآمدی با نگرش به بزهکاری در دانش آموزان دبیرستانی پسر متوسطه دوم گرگان انجام شد.روش شناسی: روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بود، جامعه آماری شامل 2700 دانش آموز بود که 330 دانش آموز به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه های سبک هویت یابی برزونسکی(1989)، خودکارآمدی عمومی شرر و مادوکس(1982) و نگرش به بزهکاری پویا(1388) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و رگرسیون با نرم افزار SPSS , Lisrel استفاده شد.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش بین سبک هویت یابی با نگرش مثبت به بزهکاری ارتباط منفی و معنادار (96/0-R= )، بین سبک های هویت یابی با خودکارآمدی رابطه مثبت و معنادار(73/0R= ) و بین خودکارآمدی با نگرش به بزهکاری ارتباط منفی و معنادار(71/0-R= ) به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که سبک های هویت یابی و خودکارآمدی می توانند مقداری از واریانس نگرش مثبت به بزهکاری را پیش بینی نماید.(96/0 =β). معادلات ساختاری نیز نشان داد مدل برازش خوبی از داده های دنیای واقعی داشته و تأثیر متغیر خودکارآمدی در مؤلفه های نگرش به بزهکاری تأیید شده و برازش معنی دار بود.بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از سبک های هویت یابی و خودکارآمدی در کاهش نگرش به بزهکاری استفاده نمود.