فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
93 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، شناسایی چالش های جامعه شناختی توسعه منابع انسانی در بعد فرهنگی در سازمان های دانش بنیان است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، توسعه ای و از لحاظ نوع روش، توصیفی – اکتشافی است. جهت گردآوری داده های کیفی از تکنیک تجزیه و تحلیل تم استفاده شده است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل مدیران و مسئولان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بوده اند، که بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی و به تعداد 20 مصاحبه در سال 1401 انجام شده است. بر اساس نتایج کدگذاری تم های فرعی و مقوله بندی تم ها، چالش های جامعه شناختی توسعه منابع انسانی دانشی به چهار دسته کلی چالش های فردی، گروهی، سازمانی و محیطی طبقه بندی شده اند. در این راستا، چالش های فردی شامل ابعاد شخصیتی، رفتاری، ادراکی و ارزشی، چالش های گروهی شامل تعارضات تیمی، قوانین غیررسمی تیم ها، عدم تقارن ساختاری تیم های دانشی با سازمان و شکل گیری خرده فرهنگ ها، چالش های سازمانی شامل ارزیابی، ساختاری، فرآیندی و مالکیت حقوقی و چالش های محیطی شامل پویایی فناوری های نوین، تحولات در رویکردهای توسعه منابع انسانی، تغییر و تحولات محیطی، تغییرات سازمانی و ضعف در زیرساخت های فناوری های نوین می باشند.
شناسایی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مهارت های ارتباطی اعضای خانه موسیقی ایران؛ مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستجو و شناسایی عوامل اجتماعی و فرهنگی است و این پژوهش با هدف بررسی لایه های عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر در شکل گیری مهارتهای ارتباطی اعضای خانه موسیقی ایران انجام شد.روش: داده ها از 29 مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای خانه موسیقی ایران گردآوری و با روشهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی، با استفاده از نظریه گراندد تئوری تحلیل شد.یافته ها: طبقات کلی شناسایی شده در این پژوهش عبارتند از: باورها و ارزشها، آسیب پذیری شغلی و عضویت در خانه موسیقی، مهارتهای ارتباطی، طبقه و رفاه اجتماعی، معاشرت و سطح تحصیلات.نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از این پژوهش همراستا با بسیاری از پژوهشهای انجام شده، حاکی از ضرورت درک واقعیت هر یک از عوامل اجتماعی فرهنگی شناسایی شده برای بهبود انواع مهارتهای ارتباطی در سطوح مختلف خانوادگی و حتی سازمانی است.
تأثیر برچسب اجتماعی بر نگرش مثبت به مصرف مواد؛ میانجیگری نقش طرد اجتماعی و احساس نیاز به مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
203 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه تبیین نگرش مثبت به اعتیاد از طریق مدل مکانیزمی مبتنی بر متغیرهایی چون برچسب، طرد و احساس نیاز به مصرف مواد بود. از منظر روش شناسی، این مطالعه کمی از نوع پیمایش تبیینی بود. جامعه آماری کلیه زنان تحت درمان در مراکز درمانی ترک اعتیاد استان گلستان در سال ۱۴۰۰ بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۱۸۷ پرسشنامه معتبر جمع آوری گردید. آزمون مدل تحقیق با تکیه بر مدل معادلات ساختاری (Amos26) انجام شد.نتایج فرایندی فرضیات نشان داد که برچسب اجتماعی به طور مستقیم منجر به افزایش طرد اجتماعی می شود، سپس طرد اجتماعی بر احساس نیاز به مصرف مواد تأثیر معناداری دارد. در ادامه، احساس نیاز به مصرف مواد تأثیر قوی بر نگرش مثبت به مواد مخدر دارد. درکل متغیرهای مذکور ۶۹/۰ درصد تغییرات نگرش مثبت به مواد مخدر را توضیح می دهند. بنابراین نگرش مثبت به اعتیاد تابعی است از احساس نیاز به مصرف مواد که خود تابعی است از طرد و برچسب اجتماعی.
طبقه اجتماعی و رفتار بیماری در بیماران نوروتیک و کرونری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
113 - 133
پژوهش حاضر در پی آن بود ضمن شناسایی الگوهای رفتار بیماری در بیماران نوروتیک و کرونری مورد مطالعه، نسبت طبقیه اجتماعی با ابعاد رفتار بیماری را در ایشان مطالعه نماید. لذا تعداد 119 بیمار کرونری و 91 بیمار نوروتیک در شهر تهران و به شیویه نمونیه در دسترس انتخاب و بررسی شدند. داده ها با روش پیمایش، تکنیک مصاحبیه ساخت یافته و ابزار پرسشنامه گردآوری و در نرم افزار SPSS تحلیل گردید. مقایسیه الگوهای رفتار بیماری در دو دسته بیمار نشان داد که ایشان در مجموع نه الگویی یکسان و نه الگویی کاملا متفاوت اتخاذ نموده اند. کمیّت و کیفیّت توانش تفسیری- ادراکی بیماران نشان داد که هم بیماران کرونری و هم نوروتیک، بیشتر یک الگوی ادراکی فعّال اتخاذ کرده اند. این الگوی ادراکی فعّال، بیماران را بیشتر به اتخاذ یک رویکرد مقابله ای فعّال نیز سوق داد، به نحوی که هر دو دسته بیمار بیشتر از راهبردهای مسأله محور استفاده کردند. مطالعیه نسبت طبقیه اجتماعی و ابعاد رفتار بیماری نیز نشان داد که در بیماران کرونری ابعاد راهبرد مسأله محور و ادراک بیماری، و در بیماران نوروتیک بُعد ادراک بیماری با طبقیه اجتماعی رابطیه معناداری نشان دادند. در مجموع باید گفت طبقیه اجتماعی می تواند ابعاد و الگوهای رفتار بیماری را توضیح دهد.
سلامت جسمی و روانی سالمندان در بستر گذار ساختار سنی جمعیت: مطالعه ای در شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و چشم انداز در حال تغییر وضعیت سالمندی جمعیت در ایران، شناخت عوامل مؤثر بر سلامت این قشر، به طور روزافزونی اهمیت خواهد یافت. این مقاله، با هدف مطالعه ویژگی های اجتماعی، جمعیتی و اقتصادی مؤثر بر سلامت جسمی و روانی سالمندان ساکن در شهرستان خرم آباد انجام شده است. روش و داده ها: داده های مطالعه از یک پیمایش مقطعی در نمونه 379 نفری از سالمندان 60 ساله و بیشتر ساکن در شهرستان خرم آباد بدست آمد. با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و بهره گیری از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی (WHOQOL-SF36, 26)، اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. یافته ها: میانگین شاخص سلامت جسمی 3/29 و سلامت روانی 1/22 بدست آمد. بیماری های قلبی عروقی و آرتروز از شایع ترین بیماری هایی است که سالمندان بدان ها مبتلا هستند. سطح تحصیلات، سن، تعداد فرزندان، و جنسیت از عوامل تأثیرگذار بر سلامت هستند. با افزایش تعداد فرزند، سطح سلامت جسمی سالمندان کاهش، اما سلامت روانی آن ها افزایش می یابد. در واقع، فرزندان همچنان به عنوان یکی از منابع حمایتی در سنین سالمندی محسوب می شوند. سلامت جسمی و روانی نیز بر یکدیگر تأثیرگذارند. برخورداری از سطح سلامتی بهتر در هرکدام از این دو بُعد، وضعیت سلامتی بعد دیگر را ارتقا می بخشد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به عوامل متعدد تأثیرگذار بر سلامت سالمندان، تجربه دوران سالمندی برای گروه های مختلف اجتماعی متفاوت خواهد بود. از منظر سیاست گذاری، اتخاذ یک رویکرد فردمحور برای درک وضعیت سالمندان و حداکثرکردن فرصت ها در طول چرخه زندگی برای بهره مندی از سالمندی سالم ضروری است. پیام اصلی: پیش بینی روند تغییرات آینده جمعیتی ایران نشان می دهد که در اثر گذار ساختار سنی جمعیت، سهم افراد سالمند در جمعیت روبه فزونی خواهد بود. سالمندان از جنبه های مختلف اجتماعی-اقتصادی و بهداشتی (مانند وضعیت اقتصادی، وضعیت تاهل، الگوهای بیماری و نیاز به مراقبت های بهداشتی) از بقیه افراد جامعه متمایز هستند. بنابراین، اطمینان از کیفیت زندگی خوب سالمندان و نگاهی ویژه به مقوله سلامت دوران سالمندی در چشم انداز سیاستی بلند مدت کشور ضروری است.
تحلیل دیالکتیکی رابطه کارکن و کارفرما در ایران از منظر پارادایم تفسیری پرگمتیستی «مورد پژوهش کارخانه سیمان تهران»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
53 - 77
حوزههای تخصصی:
«تضاد» به عنوان گوهر رابطه کارکن و کارفرما در تمامی گفتمان های متعارف به شکل دیالکتیکی از نوع قطبی و هگلی آن که اساسا تضاد به تناقض تبدیل می شود وجود دارد. در حالی که توجه و فهمِ شکل های مورد نظر زیمل و گورویچ از دیالکتیک، می تواند تغییرات بنیادی در ارتباط کارکن و کارفرما ایجاد کند. کشف، شناخت و بررسیِ زمینه ها و مقوله های موجود و نقش آن ها در رابطه کارکن و کارفرما از اهداف این پژوهش است. پژوهش میدانی با راهبرد استقرایی با رویکرد تئوری زمینه ای بوده و از ابزارهای مشاهده غیررسمی و به صورت مشارکت کامل پژوهشگر، هم چنین تکنیک مصاحبه رسمی و غیر رسمی بهره گرفته شده و در تحلیل داده ها از تحلیل موقعیت و تحلیل گفتمان استفاده شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که فهمِ نقش ها در روابط کارکن و کارفرما و از بین رفتن نگاه تناقضی هر یک از طرفین باعث هم فهمی بین کارکن و کارفرما خواهد شد، به معنای دیگر، بوجود آمدن دیالکتیک چند اسلوبی به جای دیالکتیک تک اسلوبی یا قطبی که تضادها و تفاوت ها را به رسمیت شناخته و با درک آن می توان از استراتژیِ مبارزات دایمی فاصله گرفته و استراتژی چانه زنی را جایگزین آن نمود که این استراتژی می تواند باعث تسهیل در منافع و مطالبات هر دو گروه شود
آزار خیابانی: تفسیری از تلقی زنان شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۵
41 - 77
حوزههای تخصصی:
مسأله اصلی این مکتوب فهم تفسیری تلقی زنان کرمانشاه از چرایی پدیده آزار خیابانی در این شهر است. این مسأله وجهی اکتشافی دارد و چارچوب کلان تحلیل توجه به مناسبات کلان محاط بر این پدیده بوده است. روش تحقیق متناظر با موضوعات اکتشافی و متکی بر نظریه زمینه ای است. جمع آوری داده ها با تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و انتخاب نمونه با رویکرد نظری و ابعاد مسأله انجام شده است. داده های تحقیق با کدگذاری سه مرحله ای دسته بندی شده تا دلالت های پنهان داده ها را آشکار کند.نتیجه تحقیق با مقولات چیستی آزار، ابعاد و اوصاف آن، چرایی پدیده، تیپ مزاحمین و راهکارهای رفع آن، آزار را پدیده ای حاصل تفاوت جایگاه اقتصادی-اجتماعی عاملان و قربانیان آزار معرفی می کند. از نظر پاسخگویان مزاحمین افرادی هستند با سطح اجتماعی پایین، فاقد آموزش، فاقد مهارت و دارای کمبودهایی که با آزار خیابانی درصدد جبران آن هستند. آزار بر اساس زمینه ی وقوع و تیپ اجتماعی عاملان با رعایت احترام متقابل و هم سنخی دو طرف می تواند نوعی تعامل باشد. مناسبات اجتماعی فراتر از جنسیت و رابطه دو جنس علت اصلی پدیده آزار خیابانی است و راهکار کاهش آن برابری همگان در دسترسی به نیازهای اساسی از جمله ازدواج است.
تحلیل راهبردی رویکردهای توسعه اجتماعی- فرهنگی شهرها (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
1 - 41
حوزههای تخصصی:
شهرها به دنبال تقویت مسائل اجتماعی-فرهنگی خود رویکردهای متنوعی ازجمله توسعه پایدار و تاب آوری و... را اتخاذ می کنند. هدف پژوهش حاضر گزینش بهترین رویکرد توسعه اجتماعی-فرهنگی در شهر اصفهان است که ازنظر هدف توسعه ای-کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی -تحلیلی و علی-پیمایشی است. بدین منظور پیمایشی در شهر اصفهان انجام شد. داده ها با استفاده از روش اسنادی-کتابخانه ای و پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری کارشناسان و متولیان برنامه ریزی و توسعه امور شهری در شهر اصفهان هستند که از بین آنها، 62 نفر از مسئولان برنامه ریزی و توسعه امور شهری و 50 نفر از کارشناسان به روش گلوله برفی انتخاب و پرسشنامه بین آنها توزیع گردید. با استفاده از تکنیک های تاپسیس، کوپراس فازی، آرآس فازی مناطق پانزده گانه اصفهان اولویت بندی شدند و با تکنیک SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید پیش روی توسعه اجتماعی-فرهنگی شناسایی شد. یافته های حاصل از تکنیک های تاپسیس، کوپراس فازی و آرآس فازی نشان می دهد که باید مناطق 2، 7، 9، 11، 13، 14 و 15 در اولویت برنامه ریزی قرار گیرد و در تکنیک سوات راهبردهای گسترش فعالیت های بشردوستانه و حس انسان دوستی، حمایت از اقشار آسیب پذیر، ایجاد اشتغال پایدار، تأمین زیرساخت های موردنیاز در مناطق شهری، به کارگیری سیاست های تشویقی مسکن و بازنگری در طرح ها و برنامه های توسعه شهری تأثیرگذارترین راهبرد ها هستند.
رتبه بندی محلات شهر تهران با تأکید بر تحقق شهر خلاق با استفاده از نظریه ریچارد فلوریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
81-106
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد توصیف و تبیین ارائه الگوی شهر خلاق در کلان شهر تهران است. چارچوب نظری پژوهش، متأثر از نظریه ریچارد فلوریدا است. با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، نوع تحقیق، کاربردی و روش بررسی آن توصیفی - تحلیلی بوده و داده های مربوط به شاخص های شهر خلاق به طور نمونه و محدود (150)نفر از کارشناسان با استفاده از داده های ثانویه، تهیه پرسش نامه و مصاحبه از شهروندان با 19 فاکتور از شاخص های شهر خلاق رتبه بندی و سطح بندی شده اند. جمعیت آماری مناطق 22 گانه شهر تهران است. با توجه به نتایج به دست آمده از مدل تاپسیس، مناطق در سه سطح برخوردار، نیمه برخوردار، فرو برخوردار مورد سنجش قرار گرفت که نتایج نشان می دهد: مناطق 4، 5، 6، 2، 22 با میانگین ضریب 0.695 سطح اول یعنی سطح برخورداری از میزان تحقق پذیری شهر خلاق را به خود اختصاص دادند. مناطق 1، 14، 15، 8، 3، 12، 11، 10، 20،21 با میانگین ضریب 0.404 سطح دوم؛ یعنی متوسط (نیمه برخوردار) را کسب کردند. مناطق 7، 18، 16، 13، 19، 17، 9 با میانگین ضریب 0.223 در سطح سوم (محروم) قرار گرفتند همچنین بر اساس نتایج مدل تحلیل شبکه، شاخص نوآوری با میزان (0.265) بیشترین تأثیر را در حرکت یک محله به سمت محله خلاق در شهر تهران را داراست. اما در میان شاخص های تأثیرگذار در حرکت به سمت شهر خلاق، شاخص های کیفیت زندگی و سرمایه اجتماعی به ترتیب با میزان 0.035 و 0.032 کمترین نقش و تأثیرگذاری را در تحقق شهر خلاق تهران دارا هستند.
Identifying the Antecedents and Consequences of Accepting Ethical Responsibility Based on Online Education for Teenagers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this research was to identify the antecedents and consequences of moral responsibility based on online training for teenagers. Methodology: This research is fundamental-applied in terms of its purpose; And in terms of the type of data, it was qualitative. The statistical population included the first group, academic experts: professors of Islamic Azad University and Farhangian University and teacher training centers, and the second group, organizational experts: managers, assistants, and educational and research experts of education departments in Tehran. In order to determine the samples, a targeted non-probability sampling method was used, and 20 people were considered as the sample size using the principle of saturation. The data collection tool was semi-structured interviews. The method of data analysis in the qualitative part of theoretical coding was derived from the data theorizing method of Nizamand Foundation. Findings: The results of the analysis showed that among the 101 indicators (items) available, 18 main components could be identified; Also, the results showed that ethical responsibility includes the components of ethical attitude in education, satisfaction with education, control and accountability. In addition, the factors affecting moral responsibility included culture, structure, teacher, and curriculum. Conclusion: improving the quality of learning, moral diversity, were introduced as consequences; Management, technological and behavioral mechanisms, including environmental, social and educational platforms and obstacles including technological and educational obstacles were introduced as the results of the research.
روان شناسی سازی در تلویزیون (تحلیل گفتمان برنامه «کتاب باز»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله اصلی این مقاله توصیف سازوکارها و پیامدهای فرایند روان شناسی سازی است. مقاله استدلال می کند این فرایند حاصل مناسبات اقتصادسیاسی کلان است اما مکانیسم ها و پیامدهای آن با استفاده از سازوکارهای روان شناسی پنهان می شود. برای نشان دادن اوصاف این پدیده، برنامه گفتگو محور «کتاب باز» تلویزیون مورد تحلیل گفتمان قرار گرفته است. گزاره های مرکزی شش برنامه ی پایانی معرفی کتاب در این برنامه، پذیرش وضع موجود و تحمل آن، تشویق افراد برای رفع از خودبیگانگی، انعطاف ذهنی برای همراهی با تغییرات جهان، کاستن از حرص و طمع برای مهار سرمایه داری، نافرمانی برای گسترش بازار و رفع موانع ذهنی سازگاری با وضع موجود، همگی در راستای روان شناسی سازی و تغییر فردی برای انطباق با جریان های سیال بازار است. این مقاله نتیجه می گیرد تقلیل مشکلات کلان به فرد با سیاست زدایی و اقتصادزدایی از وضع موجود، پدیده ها را به فرد تقلیل می دهد و مناسبات کلان را توجیه کرده و مشروعیت می بخشد که در خدمت نئولیبرالیسم به مثابه نظم مسلط جهان است. از این رهگذر فرایند سلطه بدیهی انگاشته شده و تعمیق می شود و تنها راه مواجهه با آن تجهیز فرد به مهارت های بقا در این رقابت فرساینده و در نتیجه تبرئه سیستم است.
ارائه مدلی برای ارتقاء رهبری مثبت گرا در بین مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
107 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف: رهبری مثبت گرا در بین مدیران مدارس می تواند برای نظام آموزش وپرورش مزیت رقابتی ایجاد نماید. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای ارتقاء رهبری مثبت گرا در بین مدیران مدارس انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این مطالعه همه مدیران مدارس استان فارس به تعداد 950 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 365 مدیر از میان آنها با روش نمونه ای تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه محقق ساخته ارتقاء رهبری مثبت گرا در مدیران مدارس (30 گویه) گردآوری که روایی و پایایی آن مناسب ارزیابی شد و برای تحلیل آنها از روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که ارتقاء رهبری مثبت گرا در مدیران مدارس 30 گویه در 3 بعد فردی (11 گویه)، سازمانی (13 گویه) و محیطی (6 گویه) داشت؛ به طوری که بار عاملی هر 30 گویه و همه ابعاد بالاتر از 40/0، میانگین واریانس استخراج شده آنها بالاتر از 50/0 و آلفای کرونباخ و ترکیبی آنها بالاتر از 70/0 بود. همچنین، شاخص های برازش مدل ارتقاء رهبری مثبت گرا در بین مدیران مدارس حاکی از برازش قابل قبول مدل مذکور بود و این مدل بر هر سه بعد فردی، سازمانی و محیطی اثر معنادار مستقیم داشت (001/0P<).بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، نظام های آموزشی و مدارس جهت تحقق اهداف و دستیابی به مزیت رقابتی می تواند زمینه را برای بهبود جنبه های فردی، سازمانی و محیطی رهبری مثبت گرا در بین مدیران مدارس از طریق گویه های هر یک از آنها فراهم نمایند.
ارائه مدل علّی سوگیری به مواد مخدر در دانش آموزان بر اساس افت تحصیلی و بیش فعالی و کاستی توجه با نقش میانجی گری لذت جویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
408 - 417
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به پایین آمدن سن اعتیاد و مشکلات فراوانی که مبتلایان به اعتیاد با آن مواجه هستند، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی سوگیری به مواد مخدر در دانش آموزان بر اساس افت تحصیلی و بیش فعالی و کاستی توجه با نقش میانجی گری احساس ناامیدی انجام شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دوره اول و دوم متوسطه ناحیه یک شهر مشهد در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که تعداد 310 نفر از آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش حاضر، پرسشنامه های استعداد اعتیاد، افت تحصیلی، بیش فعالی و کاستی توجه و ناامیدی بودند که شاخص های روانسنجی آن در پژوهش های قبلی و این مطالعه تایید شد. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مدل علّی سوگیری به مواد مخدر در دانش آموزان بر اساس افت تحصیلی و بیش فعالی و کاستی توجه با نقش میانجی گری احساس ناامیدی برازش مطلوبی داشت. همچنین، متغیر افت تحصیلی بر احساس ناامیدی و سوگیری به مواد مخدر، متغیر بیش فعالی و کاستی توجه بر احساس ناامیدی و متغیر احساس ناامیدی بر سوگیری به مواد مخدر تاثیر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<)، اما متغیر بیش فعالی و کاستی توجه بر سوگیری به مواد مخدر تاثیر مستقیم و معنادار نداشت (05/0P>). علاوه بر آن، افت تحصیلی و بیش فعالی و کاستی توجه با میانجی گری احساس ناامیدی بر سوگیری به مواد مخدر تاثیر غیرمستقیم و معنادار داشت (05/0P<).نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش موثر افت تحصیلی و بیش فعالی و کاستی توجه با میانجی گری احساس ناامیدی بر سوگیری به مواد مخدر بود. بنابراین، برنامه ریزان و متخصصان فعالیت های فرهنگی تربیتی نوجوانان برای کاهش سوگیری به مواد مخدر می توانند به دنبال طراحی و اجرای برنامه هایی برای کاهش افت تحصیلی، بیش فعالی و کاستی توجه و احساس ناامیدی باشند.
سرمایه اجتماعی خانواده، حلقه مفقوده در فهم تجارب زیسته زنان در مواجهه با سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۴
287 - 316
حوزههای تخصصی:
علی رغم گسترش کمی اسناد، مقالات و محافلی که بطور روزافزونی از مفهوم سرمایه اجتماعی بعنوان راهکاری برای ارتقاء سلامتی یاد می کنند، سرمایه اجتماعی خانواده، حلقه گمشده در مطالعات این حوزه می باشد. خانواده، بستر شکل گیری تجارب و فهم افراد بوده، بروز بیماری می تواند این فضا، پیوندها و معانی هم بسته به آن را متاثر سازد. معانی و تجارب زنان بیش از مردان، در مقایسه با فضای بیرونی، در ارتباط با این فضا شکل گرفته، لذا، سرمایه اجتماعی خانواده، مهمترین منبع حمایتی آنان بویژه در مواجهه با چالش هایی چون بیماری می باشد. در این پژوهش، برای فهم ادراک و تجارب زیسته زنان مبتلا به سرطان و خانواده آنها از پیوندهای خانوادگی در مواجهه با سرطان، از رویکرد کیفی با تاکید بر روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. داده های میدانی با استفاده از تکنیک مصاحبه و معیار اشباع داده از زنان مبتلا به سرطان مراجعه کننده برای درمان به بیمارستان امید شهر ارومیه و مراقب و همراه خانوادگی بیمار گردآوری گردید. تحلیل و کدگذاری داده ها نشان می دهد، مضامینی مانند گسست در ارکان سرمایه اجتماعی خانواده؛ اول مادر، آخر همسر و سرمایه اجتماعی منفی در تجارب مشارکت کنندگان، بیانگر نتایج نامطلوب سرمایه اجتماعی درون خانواده بر سلامتی زنان مبتلا به سرطان می باشد. مضمونهای قاعده خاموشی/ اعتراض، انسجام در وضعیت اضطراری و میانجیگری پنهان نیز، نشان می دهد، سرمایه اجتماعی نیز متقابلا از بیماری تاثیر پذیرفته و تحت تاثیر آن، تا حدودی نیز تقویت گردیده است.
مصرف شبکه های اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: جوانان 18 تا 29 ساله شهرستان ایذه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع رفتارهای پرخطر یکی از موضوعات جدّی تهدیدکننده سلامت جامعه است که در سال های اخیر با توجّه به تغییرات سریع اجتماعی از سوی سازمان های بهداشتی، مجریان قانون به عنوان یکی از مشکلات موجود در جامعه مورد توجّه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی بر گرایش به رفتارهای پرخطر در بین جوانان شهرستان ایذه بوده است. این پژوهش با روش کمی به شیوه پیمایشی انجام شده است. در این تحقیق 400 نفر گروه سنی 18 تا 29 سال شهر ایذه به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری خوشه ای مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که میانگین رفتارهای پرخطر در سطح متوسط رو به بالا قرار داشته است. همچنین نتایج آزمون فرضیه های تحقیق حاکی از آن بود که میزان استفاده از شبکه های مجازی و مدت زمان عضویت در شبکه های مجازی بر میزان خشونت، گرایش به مصرف موادمخدر و گرایش به رفتارهای جنسی پرخطر رابطه مثبت و مستقیمی داشته اند. در حالی که رابطه میان میزان استفاده از شبکه های مجازی و سرقت و همچنین نوع استفاده از این شبکه ها بر گرایش به رفتارهای پرخطر مورد تأیید قرار نگرفت. از میان متغیرهای جمعیت شناختی، در حالی که متغیر جنس دارای ارتباط معنادار بر گرایش به رفتارهای پرخطر بوده است، رفتارهای پرخطر بین زنان و مردان تفاوت معنادار داشته ولی بین قومیت های مختلف و سنین مختلف تفاوتی مشاهده نشد.
فلسفه وجودی حقوق خانواده از منظر اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۶
702 - 717
حوزههای تخصصی:
ازدواج و تشکیل خانواده از مهم ترین انتخاب های غیربازاری افراد در طول زندگی است که آثار اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی خاص خود را به همراه دارد. این انتخاب غیربازاری در بستری از نهادهای رسمی و غیررسمی صورت می پذیرد. منظور از نهاد، قاعده ی بازی است. این مقاله به دنبال آن است تا با استفاده از ادبیات علمی «اقتصاد خانواده» و «تحلیل اقتصادی حقوق»، به بررسی فلسفه وجودی حقوق خانواده بپردازد. از منظر اقتصادی، ازدواج را می توان به مثابه ی قرارداد بلندمدتی تلقی کرد که در آن، زوج و زوجه ملزم به انجام تعهداتی در قبال یکدیگرند و در نتیجه ی ایفای تعهدات خود، منافعی به دست می آورند. البته کسب این منافع، بستگی به سرمایه گذاری طرفین در رابطه دارد و ازهمین رو، هزینه ها و ریسک هایی را در پی خواهد داشت. نبودِ تقارن میان هزینه های ایجاد منافع در ازدواج و ریسک بهره مندی از آن ها در طول زمان، زمینه ی رفتار فرصت طلبانه را که همان مصادره منافع ناشی از ازدواج است، در زوج فراهم خواهد کرد (به ویژه در سال های آغازین ازدواج). در همین راستا، نهادهای متفاوتی در گذر زمان به منظور پوشش ریسک زوجه و جلوگیری از رفتار فرصت طلبانه ی زوج در جوامع مختلف ایجاد شده اند. از منظر اقتصادی، فلسفه ی وجودی حقوق خانواده، ایجاد سازوکار مناسب برای مدیریت و پوشش ریسک مزبور برای زوجه و ایجاد مانع بر سر راه رفتار فرصت طلبانه در زوج است که به طور مشخص در بسیاری از نظام های حقوقی در قوانین مربوط به طلاق تبلور می یابد.
تحلیل زیبایی شناسی پوسترهای سینمایی مرتضی ممیز بر اساس نظریه مولی-مولکولی فلیکس گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: فلیکس گتاری در نظریه مولی-مولکولی خود، به ارتباط میان جامعه و افراد پرداخته که از منظر او این ارتباط خود به نوعی انقلاب منجر می شود. گتاری که خود فیلسوفی پسامدرن، محسوب می شود، به ساختارشکنی اعتقاد داشته و در نظریه رویزومی خود به حرکت هایی با بی نهایت آغاز و پایان اشاره می کند. در این گفتار تلاش شده با انتخاب پنج پوستر سینمایی از مرتضی ممیز، به تحلیل رویکرد مولی-مولکولی آن ها و گفتمان حاکم دوران پرداخته شود. ممیز که خود هنرمندی ساختارشکن و جریان ساز در ایران است، به خوبی این دیدگاه را در آثارش به معرض دید قرار داده است. پرسش اصلی در این پژوهش این است که این نظریه چگونه خود را در پوسترهای سینمایی ممیز نشان داده است؟ برای پاسخ به این سوال، باید به شرایط آن دوران جامعه و مردم پرداخت.
روش پژوهش: در این نوشتار با انتخاب پنج پوستر از آثار سینمایی ممیز به تحلیل آثار او پرداخته شده است. انتخاب پوستر، براساس شرایط ایران در آن دوران بوده و سعی بر آن بود که از دوران قبل از انقلاب اسلامی ایران، دوران جنگ تحمیلی عراق با ایران و هم چنین دوران پس از جنگ، پوسترها انتخاب شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتاب خانه ای می باشد. در این پژوهش، تلاش بر معرفی تعدادی از مفاهیم گتاری ذیل نظریه مولی- مولکولی او بوده که تعدادی از این مفاهیم با همراهی ژیل دلوز مطرح گردیده است.
یافته ها: با توجه به دیدگاه مولی-مولکولی گتاری، هنر بازتاب دهنده و آیینه جامعه و روان بوده؛ بنابراین خوانش این پوسترها براساس توجه به رویداد سال های بیان شده که از دوران قبل از انقلاب اسلامی ایران تا دوران سازندگی پس از انقلاب 1357 بوده را شامل می شود. ساختارشکنی و عدم پیروی از قوانین طراحی پوستر در آثار پوستر سینمایی ممیز نمایان گر بوده و در هر پنج پوستر ویژگی هایش ذکر گشته است.
نتیجه گیری: در این نوشتار پس از توصیف هر پنج پوستر براساس رخدادهای زمان و دیدگاه هنری مرتضی ممیز، قرابت نظریه مولی- مولکولی گتاری با آنان مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت. پوسترهای منتخب امکان خوانش با دیدگاه مورد نظر را داشته و همگی بازتابی از دوران و خلاقیت ممیز بودند. نگارندگان سعی برآن داشتند که در این پوسترها مفاهیم دیگری از فلسفه گتاری و دلوز را مورد خوانش قرار دهند. در نهایت این مقاله نشان می دهد که پوسترهای سینمایی مرتضی ممیز با رویکرد مولی-مولکولی گتاری مطابقت دارد. این پوسترها، علاوه بر تبلیغ فیلم و جذب مخاطب، آیینه ای برای نمایش رویدادهای دوران خود و هم بستگی میان آحاد مردم است.
شناسایی سبک های مدیریتی دانشگاه خلاق و نقش آن در ایجاد کسب و کارهای نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
471 - 486
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی سبک های مدیریتی خلاق در دانشگاه ها و بررسی نقش آن ها در ایجاد کسب و کارهای نوآورانه است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش، توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل ۱۸۰ نفر از مدیران، اساتید و کارکنان دانشکده های کارآفرینی دانشگاه تهران و دانشکده های مدیریت و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج بود. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام شد و بر اساس جدول کرجسی-مورگان، ۱۵۲ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس پرسشنامه های استاندارد طراحی و تدوین شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS-27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های مدیریتی مشارکتی (r = 0.67, p < 0.01) و مربیگری (r = 0.83, p < 0.01) به طور معناداری با نوآوری در کسب وکارهای نوآورانه مرتبط هستند. مدل رگرسیون نشان داد که هر دو سبک مدیریتی به طور معناداری نوآوری را پیش بینی می کنند (F = 56.78, p < 0.01, R² = 0.79). نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که سبک مدیریت مشارکتی (B = 0.55, β = 0.46, p < 0.01) و سبک مدیریت مربیگری (B = 0.73, β = 0.62, p < 0.01) تاثیر معناداری بر نوآوری در کسب وکار دارند. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت سبک های مدیریتی مشارکتی و مربیگری در تقویت نوآوری و خلاقیت در محیط های دانشگاهی است. مدیران دانشگاه ها می توانند با اتخاذ این سبک های مدیریتی، محیطی خلاق و نوآورانه ایجاد کنند که به توسعه کسب وکارهای نوآورانه کمک می کند.
نقدی بر اجرای نظریه زندگی همگانی یان گل در ایران از منظر اندیشه اسلامی با تکیه بر نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه زندگی همگانی یان گل از نظریه های مطرح درباره برنامه ریزی و طراحی فضاهای شهری است که تجارب اجرایی موفقی را در کشورهای غربی داشته است؛ از این رو این نظریه پرداز در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران مدنظر قرار گرفته و آثار برجسته وی، ترجمه و منتشر شده است. اگرچه اجرای نظریه زندگی همگانی گل می تواند آثار مثبتی برای کیفیت زندگی شهری مانند افزایش سرزندگی، امنیت، سلامت و پایداری داشته باشد، به دلیل تفاوت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی میان کشورهای غربی و کشور ایران، امکان سنجی و بومی سازی آن بسیار ضروری به نظر می رسد. به همین علت این پژوهش با تأکید بر بعد فرهنگی و با بهره گیری از اندیشه های اسلامی به دنبال نقد این نظریه است. این عمل در پژوهش حاضر با محوریت اندیشه های علامه طباطبایی، از فیلسوفان اسلامی برجسته معاصر و صاحب نظریه ارزشمند ادراکات اعتباری صورت گرفته است. روش پژوهش براساس نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی تدوین شده است. با توجه به این نظریه مفاهیم جهان اجتماعی را مفاهیم اعتباری و تغییرپذیر تشکیل می دهند؛ از این رو برای تحلیل اعتباریات باید هستی شناسی و انسان شناسی شکل دهنده به این مفاهیم شناسایی و تحلیل شوند تا علل پیدایش و کارایی آن ها روشن شود. یافته های پژوهش نشان می دهد اعتباریات اصلی تشکیل دهنده نظریه زندگی همگانی گل، مغایرت هایی با اندیشه اسلامی دارد. با این حال می توان با مدنظر قراردادن اعتباریات تغییریافته بر مبنای اندیشه اسلامی برای اصلاح نظریه موجود سبب رفع پیامدهای منفی فرهنگی آن شد و از این نظریه برای پاسخ گویی توأمان به نیازهای مادی و معنوی شهروندان استفاده کرد.
واکاوی کیفی عوامل و زمینه های خشونت علیه زنان با روش نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
371 - 398
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به صورت کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای به بررسی عوامل و زمینه های خشونت علیه زنان در خانواده پرداخته شده؛ لذا برای گردآوری اطلاعات و انتخاب مشارکت کنندگان برای انجام مصاحبه از نمونه گیری هدفمند استفاده شده، که برای رسیدن به موارد مطلوب و اشباع نظری با ۲۱ نفر از زنان مورد خشونت قرار گرفته که به مرکز اورژانس اجتماعی بهزیستی شهرستان نهاوند مراجعه کرده اند، مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. بعد از بررسی محتوای اظهارات مشارکت کنندگان با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی، ۲۰ مقوله عمده و یک مقوله مرکزی یا هسته تحت عنوان «خشونت خانوادگی بازتاب ساختار نابرابری جنسیتی و اجتماعی» انتخاب و استخراج گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل و زمینه هایی نظیر: اعتیاد شوهر، نگرش مردسالاری، بیکاری همسر و جامعه پذیری نقش های جنسیتی، به عنوان شرایط علّی و عواملی نظیر مشکلات و اختلالات شخصیتی شوهر، ازدواج اجباری و زودهنگام، مشاهده و تجربه خشونت و عدم حمایت خانواده و اطرافیان به عنوان شرایط زمینه ای و عواملی نظیر دخالت خویشاوندان و اطرافیان و تحصیلات پایین شوهر به عنوان شرایط مداخله گر در بروز و افزایش خشونت علیه زنان تأثیر داشته اند؛ هم چنین راهبردها و عکس العمل های مختلفی ازسوی مشارکت کنندگان در برابر خشونت شوهران، نظیر: تحمل خشونت، طلاق عاطفی، مقاومت و اقدام تلافی جویانه، درخواست طلاق و مراجعه به مراکز مشاوره و اورژانس اجتماعی اتخاذ گردید..