فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۷
209 - 253
حوزههای تخصصی:
تخریب محیط زیست و تغییرات اقلیمی منبع مهم ترین تهدیدها برای سلامت انسان، دسترسی به منابع حیاتی و حقوق اولیه بشر است. مددکاری اجتماعی به عنوان حرفه ای که ریشه در حقوق بشر و عدالت اجتماعی دارد می تواند نقش مهمی در موضوعات حقوق بشر و عدالت اجتماعی و زیست محیطی داشته باشد. از این سو طی چند دهه گذشته در خارج از ایران، تغییر گفتمانی در مددکاری اجتماعی به وقوع پیوسته و مددکاران اجتماعی در هر دو عرصه نظریه پردازی و عملی در رابطه با محیط زیست و توسعه پایدار آثار و فعالیت های چشمگیری ارائه کرده اند. در این مطالعه با هدف فهم گستردگی و ماهیت ادبیات مددکاری اجتماعی در رابطه با موضوعات محیط زیستی و توسعه پایدار در عرصه نظریه پردازی و مداخلات عملی، آثار مهم این حوزه بین سال های 2000 تا 2023 به شیوه ای نظام مند بررسی شدند. درمجموع 85 مقاله معیار ورود به این مطالعه را یافتند. داده های این مقالات در دو بخش رویکردهای نظری و مداخلات عملی مددکاری اجتماعی در مسائل محیط زیست و توسعه پایدار استخراج شدند. مفهوم پردازی ها و رویکردهای مختلف چون رویکرد بوم شناختی-اجتماعی، مددکاری اجتماعی سبز، مددکاری بوم شناختی ژرف و مانند آن نشان از تورم مفهومی در حوزه معرفتی رابطه مددکاری اجتماعی با محیط زیست است. در حوزه روش شناختی، مددکاران اجتماعی با توجه به مسائل زیست محیطی و توسعه پایدار به صورت مستقیم یا غیرمستقیم فعالیت هایی چون ترویج عدالت زیست محیطی، توسعه زیرساخت های اجتماعی و فنی، ارزیابی تأثیرات اجتماعی، مشارکت دهی و سازمان دهی مردم، آموزش و بالا بردن آگاهی و سواد زیست محیطی، حفاظت از محیط زیست، مداخلات تاب آوری را به انجام رسانده اند.
علل گسست فرهنگ شنیداری موسیقی از اصالت های فرهنگی و هنری در ایران از دوره ناصری تا پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
133 - 148
حوزههای تخصصی:
گستره وسیع فرهنگ را می توان به فرهنگ رفتاری، دیداری، گفتاری و همچنین شنیداری تقسیم کرد. فرهنگ شنیداری کلیه اصواتی است که افراد جامعه به شکل انتخابی یا غیرعامدانه، در اثر عوامل انسانی یا طبیعی می شنوند. موسیقی بخشی از فرهنگ شنیداری بوده که فرهنگ شنیداری موسیقی نامیده می شود. تا دوره قاجار، فرهنگ شنیداری موسیقی ایرانی ریشه در اصالت های فرهنگی- هنری خود داشته که با ورود مدرنیته به ایران دچار گسست از معیارهای اصیل خود می شود. اطلاق معیار اصیل در حوزه موسیقی ایران شامل ارکان شعر، سازبندی، ساختار موسیقی و چیدمان نغمات می شود که ریشه در فرهنگ و هنر ایرانی داشته باشد. منظور از موسیقی ایرانی (کلاسیک، سنتی یا اصیل) موسیقی است که نمایانگر یک هویت موسیقی واحد و معیاری برای شناسایی موسیقی کشور باشد. پرسش اصلی این مقاله این است که چه عواملی باعث گسست فرهنگ شنیداری موسیقی ایران از معیارهای اصیل خود از دوره ناصری تا پهلوی اول شده است. روش تحقیق از نظر شیوه تحلیل به صورت کیفی و از لحاظ ماهیت از نوع تاریخی و توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات لازم به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد عواملی چون تحولات اجتماعی، سیاست ها و قوانین فرهنگی- هنری و نظام آموزشی در گسست فرهنگ شنیداری موسیقی ایرانی از اصالت های آن دخیل بوده اند که به دلیل تاثیر و تاثر عوامل مذکور و همپوشانی برخی از آنها با یکدیگر، این عوامل در ذیل چهار عامل کلی تجددگرایی، مراسم های مذهبی، حذف آموزش سازهای ایرانی در دوره پهلوی اول و رواج آموزش نت محور طبقه بندی و تحلیل شد.
سالاری در دین زردشتی و مشابهت های آن با انواع سرپرستی در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۳
59 - 72
حوزههای تخصصی:
در هر دو دیانت زردشتی و اسلام، خانواده گروهی اجتماعی به حساب می آمد و همین امر اقتضا می کرد مقامی آن را هدایت کند. این مسئولیت به پدر/شوهر محول شده بود و وی به عنوان سالار یا سرپرست خانواده محسوب می شد. بررسی مسئله فوق در دو دین زردشتی و اسلام نشان می دهد که وجوه مشترک چشمگیری بین دو دیانت یادشده در این زمینه وجود دارد. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی تطبیقی سالاری یا سرپرستی در دین زردشتی و اسلام است. نتایج حاصله از پژوهش نه تنها به تبیین و تحلیل موضوع سالاری یا سرپرستی در هرکدام از این دو دین خواهد انجامید، بلکه وجوه اشتراک و افتراق دو دین را نیز در این زمینه روشن خواهد کرد.
طراحی الگوی ساختار سازمانی مبتنی بر شاخص های بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
287 - 302
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه طراحی الگوی ساختار سازمانی مبتنی بر شاخص های بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا آمیخته بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان دانشگاه فرهنگیان بودند که تعداد 20 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی مدیران، معاونان، اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بودند که تعداد 821 نفر طبق فرمول کوکران با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بودند که شاخص های روانسنجی شامل روایی و پایایی آنها تأیید شد. داده های حاصل از اجرای مصاحبه نیمه ساختاریافته با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA-12 و داده های حاصل از اجرای پرسشنامه محقق ساخته با روش تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزارهای SPSS-22 و Smart PLS-2 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که الگوی ساختار سازمانی مبتنی بر شاخص های بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان دارای 21 مولفه، 7 بعد و 3 مقوله بود. مقوله های آن شامل ساختار سازمانی مبتنی بر بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان (با 3 بعد دانشی، نگرشی و مهارتی)، سازوکارهای ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان (با 2 بعد سازمانی و اجتماعی) و موانع ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان (با 2 بعد اقتصادی و سازمانی) بودند. یافته های بخش کمی نشان داد که ساختار سازمانی در دانشگاه فرهنگیان دارای 32 سوال در 8 بعد و 3 مقوله بود. مقوله های آن شامل پیچیدگی (با 3 بعد عمودی، افقی و جغرافیایی)، رسمیت (با 3 بعد انعطاف پذیری، آزادی عمل و کنترل) و تمرکز (با 2 بعد تمرکزگرایی و عدم تمرکز) بودند که همه سوال ها بار عاملی بالاتر از 60/0 داشتند. بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان دارای 34 سوال در 9 بعد و 3 مقوله بود. مقوله های آن شامل دانشی (با 3 بعد دانش شناختی، دانش موضوعی و دانش عملی)، نگرشی (با 3 بعد نگرش کارآفرینانه، نگرش بالندگی و نگرش اخلاقی) و مهارتی (با 3 بعد مهارت فردی، مهارت فنی و مهارت حرفه ای) بودند که همه سوال ها بار عاملی بالاتر از 70/0 داشتند. همچنین، سازوکارهای ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان دارای 21 سوال در 6 بعد و 2 مقوله بود. مقوله های آن شامل سازمانی (با 3 بعد ساختاری، مدیریتی و قانونی) و اجتماعی (با 3 بعد مشارکت، نفع عمومی و مهارت آموزی) بودند که همه سوال ها بار عاملی بالاتر از 70/0 داشتند. علاوه بر آن، موانع ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان دارای 19 سوال در 6 بعد و 2 مقوله بود. مقوله های آن شامل اقتصادی (با 3 بعد بودجه، اقتصادی و تجهیزاتی) و سازمانی (با 3 بعد برنامه ریزی، سازماندهی و نظارت) بودند که همه سوال ها بار عاملی بالاتر از 50/0 داشتند. الگوی هر یک از سازه های ساختار سازمانی در دانشگاه فرهنگیان، بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان، سازوکارهای ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان و موانع ارتقاء در دانشگاه فرهنگیان در حالت ضرایب استاندارد و معناداری ترسیم شد.بحث و نتیجه گیری: الگوی ساختار سازمانی مبتنی بر شاخص های بهبود و توسعه آموزشی در دانشگاه فرهنگیان می تواند به متخصصان و برنامه ریزان این دانشگاه جهت بهبود آن و ایجاد مزیت رقابتی کمک نماید.
شناسایی بسترها، موانع و راهبردهای سواد دیجیتال به منظور ارتقای سطح صلاحیت حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
455 - 464
حوزههای تخصصی:
هدف: سواد دیجیتال در هر شغلی نقش موثری در میزان صلاحیت حرفه ای دارد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی بسترها، موانع و راهبردهای سواد دیجیتال به منظور ارتقای سطح صلاحیت حرفه ای معلمان انجام شد.
روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه مطالعه حاضر خبرگان دانشگاهی و آموزش وپرورش در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. حجم نمونه این پژوهش طبق اصل اشباع نظری 24 نفر تعیین که این افراد با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. تنها ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی محتوایی آن بر اساس نظر خبرگان تایید شد و پایایی آن با روش ضریب توافق درون موضوعی 84/0 به دست آمد. داده های این مطالعه با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA-10 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج کدگذاری باز، محوری و انتخابی سواد دیجیتال به منظور ارتقای سطح صلاحیت حرفه ای معلمان نشان داد که سازه مذکور دارای 25 شاخص، 8 مولفه در 3 بعد بسترها، موانع و راهبردها بود. در این مطالعه بسترها شامل سه مولفه آموزشی، سازمانی و فردی، موانع شامل دو مولفه آموزشی و مدیریتی و راهبردها شامل سه مولفه مدیریتی، سازمانی و آموزشی بود. در نهایت، الگوی سواد دیجیتال به منظور ارتقای سطح صلاحیت حرفه ای معلمان طراحی شد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه دارای تلویحات کاربردی برای مدیران و مسئولان نظام آموزش وپرورش است. آنان با توجه به نتایج این مطالعه می توانند گام موثری در جهت ارتقای سطح صلاحیت حرفه ای از طریق بهبود سواد دیجیتال بردارند. لذا نتایج نشان داد سواد دیجیتال یکی از فاکتورهایی است که معلمان را به داشتن مهارت های مختلف مجهز می کند.
تحولات آینده بحران هویت جوانان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت به مثابه مفهومی چندوجهی، متغیر و سیال، در وهله اول پرسش از کیستی را می رساند و به باور بسیاری از صاحبنظران، موجب شناسایی افراد، گروه ها و فرهنگ و غیره از یکدیگر می شود. هویت دارای ابعاد متفاوتی است که مهم ترین بعد آن تعلق و تعهد می باشد. تعلق جنبه عاطفی و احساسی نسبت به کشور، دولت، اسلام، تمدن، خانواده، دوستان ...) و تعهد جنبه درگیری دارد، یعنی افراد نسبت به آن تعهدی که دارد، احساس وظیفه می کند. بحران هویت جوانان نیز به این موضوع اشاره دارد که در اثر تحولات نظام جهانی، دگرگونی و تحولات در زمینه های ساختاری، فرهنگی و ارتباطات و درعین حال به رسمیت شناخته نشدن از سوی دولتمردان، جوانان در تشخیص جایگاه خود در محیط پیرامونی، گروه و اجتماع خود دچار مشکل و تعارض شده اند؛ بنابراین سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که پیشران های کلیدی بر آینده بحران هویت جوانان چه عواملی هستند. در این پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق با 21 نفر از خبرگان حوزه بحران هویت، مؤلفه های اصلی مؤثر بر بحران هویت جوانان موردبررسی قرار گرفت. سپس مفاهیم استخراج شده در قالب یک پرسش نامه تدوین گردیده و مجدد برای خبرگان ارسال شد تا میزان اهمیت و تأثیرگذاری هر کدام از آن ها را مشخص نمایند. سپس با استفاده از آزمون فریدمن، 17 مفهوم تأثیرگذار بر بحران هویت جوانان شناسایی شد: 1. ضعف نهاد های فرهنگی؛ 2. تعارض هویت جهانی با گفتمان رسمی حاکمیت؛ 3. سرخوردگی افراد از نادیده انگاشته شدن توسط حاکمیت؛ 4. تک بعدی شدن آموزش و پرورش؛ 5. نابرابری قومی (تقویت تعصبات- احساس تبعیض)؛ 6. گفتمان ایدئولوژیک حاکمت نسبت به هویت؛ 7. جهانی شدن؛ 8. چندگانگی هویت ایرانی و تداخل هویت ملی، دینی و مدرن؛ 9. سیالیت هویت؛ 10. بیگانگی عموم جامعه نسبت به هویت موردنظر نظام سیاسی؛ 11. تغییرات ارزشی و ساختاری (ارزش ها و هنجار های متعدد و متضاد)؛ 12. تکثر و تنوع عمل و مراجع انتخاب شیوه زندگی؛ 13. رشد شهرنشینی؛ 14. کم رنگ شدن ارزش های سنتی و سلطه عقلانیت ابزاری؛ 15. گسترش شبکه های اجتماعی و شکل گیری هویت مجازی؛ 16. عدم توسعه متوازن؛ 17. نابرابری جنسیت.
بررسی و تحلیل ظهور طبقۀ متوسط جدید در نشریات دورۀ پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف، فهم و تحلیل ظهور طبقه متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص ها و مؤلفه های مرتبط با سبک زندگی این طبقه در بازه زمانی سال های 1300 تا 1320ش در نشریات شاخص و مرتبط این دوره است. پرسش های اصلی عبارت اند از: 1. چگونه می توان از طریق مطالعه و برررسی نشریات شاخص دوره پهلوی اول، ظهور طبقه متوسط جدید و سبک زندگی مرتبط با آن را توصیف و تحلیل کرد؟ 2. شاخص ها و مؤلفه های سبک زندگی طبقه متوسط جدید در دوره زمانی سال های 1300 تا 1320ش کدامند؟ به منظور پاسخ گویی به پرسش های فوق از روش های تاریخی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده و نشریات عالم نسوان، بلدیه، شفق سرخ و تجدد ایران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. براساس یافته های این پژوهش، اعضای طبقه متوسط جدید در دوره پهلوی اول از سبک زندگی متمایزی برخوردار بودند که ویژگی ها و ابعاد آن در نشریات این دوره انعکاس یافته است. بر این اساس، فردگرایی، مصرف گرایی، توجه به بدن و مدیریت آن، برجسته شدن اوقات فراغت و مصرف فرهنگی و هنری مهم ترین مؤلفه ها و شاخص های سبک زندگی طبقه متوسط جدید در سال های ذکرشده را مشخص می کند.
پژوهش به مثابه برساخت: چهارچوب روش شناختی نظریه کنشگر-شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
131 - 153
حوزههای تخصصی:
نظریه کنشگرشبکه دلالت های روش شناختی مهمی دارد و در چند سال اخیر به ویژه در رشته های علوم اجتماعی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهشگران زیادی با علایق گوناگون به عناصر روش شناختی (و هستی شناختی) این نظریه توجه کرده اند. با این حال، همواره ابهاماتی در این که این چارچوب دقیقاً چیست و چگونه در پژوهش های کیفی کاربرد دارد، وجود داشته است و به ابهامات و پرسش هایی در این باره دامن زده است. ما در این مقاله سعی می کنیم عناصر این چهارچوب را روشن کنیم. دروهله نخست عناصر هستی شناختی کلیدی نظریه کنشگرشبکه استخراج خواهیم کرد و بر اساس آن برخی از قواعد کلی روش شناختی آن را بر اساس منابع اصلی این نظریه طرح می کنیم. سپس با استفاده از ابزارها یا مفاهیمی از نشانه شناسی، پدیدارشناسی، و قوم نگاری، چارچوبی روش شناختی چهار مرحله ای را برای پژوهش های کیفی مبتنی بر ای ان تی به همراه راهبردها، روش ها و ابزارهای آن ها پیشنهاد می کنیم و به برخی از پرسش های آن ها پاسخ خواهیم داد.
ساختاردهی توسعه الگوی ارزیابی سازمان کارآفرین الکترونیک چابک: با رویکرد جامعه شناختی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۶۳)
148 - 175
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ساختاردهی توسعه الگوی ارزیابی سازمان کارآفرین الکترونیک چابک: با رویکرد جامعه شناختی سازمانی انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، از نوع آمیخته یا ترکیبی (کیفی و کمی) است. که در بخش اول بخش از روش داده بنیاد استراوس کوربین سیتماتیک، در بخش دوم پژوهش از روش مدل سازی ساختاری- تفسیری و در بخش سوم از مدل سازی به روش معادلات ساختاری استفاده شد. در فاز کیفی پژوهش حاضر، برای گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق با صاحب نظران به کار گرفته شد و با استفاده از نتایج این مرحله، نسبت به تدوین نظریه اقدام گردید. در فاز دوم پژوهش از پرسش نامه زوجی ISM و در بخش سوم، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد که از داده های به دست آمده از فاز کیفی پژوهش تهیه و تدوین شد. این پرسش نامه شامل ۳۹ گویه هم وزن بود که با استفاده از مقیاس پنج ارزشی لیکرت (خیلی کم تا خیلی زیاد) طراحی شده بود که، عامل ها در زیر گزارش شده است. جامعه اماری در بخش کیفی تحقیق، مدیران بانک صادرات هستندکه، روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود. بدین منظور تعداد ۱۹ نفر از مدیران بانک صادارت به عنوان نمونه تحقیق مشخص شدند. نمونه گیری در هر بخش تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. همچنین در بخش ISM همان جامعه اماری بخش کیفی، که ۱۹ نفر از مدیران بانک صادرات بود، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. در بخش سوم پژوهش جامعه آماری،کلیه مسئولین و مدیران ارشد و میانی بانک صادرات هستند. به دلیل نامشخص بودن تعداد دقیق جامعه اماری و با توجه به حجم نمونه کوکران در شرایط نامشخص، تعداد ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه اماری در نظر گرفته شد. و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. تمامی روند تجزیه و تحلیل داده های تحقیق حاضر در نرم افزارهای SPSS و Exell و AMOS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان از ایجاد سرمایه گذاری نوآور چابک، بهبود تعالی درونی اقتصادی، ایجاد ساختار حمایت گری چابک ، تصمیم سازی نخبگان ، ساختارسازی و شاخص سازی، پیمایش توسعه چابک دارد. نتایج مدل نشان می دهد که میان مولفه های شناسایی شده، همبستگی وجود دارد که بیشترین همبستگی مربوط به ایجاد سرمایه گذاری نوآور چابک و تصمیم سازی نخبگان با ضریب۰.۷۴۸ و کمترین همبستگی بین ساختارسازی و شاخص سازی و پیمایش توسعه چابک پایدار با ضریب ۰.۵۸۷ است. همچینین نتایج مدل نشان می دهد که تصمیم سازی نخبگان بر پیمایش توسعه چابک با مقدار اثر 88/0 بیشترین تاثیر و پیمایش توسعه چابک بر ایجاد سرمایه گذاری چابک با مقدار اثر 63/0 کمترین اثر را دارا است.
بومی سازی به مثابه یک رویکرد موثر در نیل به گردشگری پایدار مطالعه کیفی در شرق استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۵
301 - 344
حوزههای تخصصی:
از گردشگری به عنوان بزرگترین حرکت صلح آمیز از یک سوی مرزهای فرهنگی به سوی دیگر در تاریخ جهان یاد می نمایند. بومی سازی یکی از گفتمان هایی است که در عرصه پارادایم های جدید توسعه مطرح و مورد توجه قرار گرفته است. بومی سازی در مفهوم خودباوری، حفظ و احیای روش های بومی و اعتبار بخشی به فرهنگ خودی بر اساس شناخت واقعی آن است. تجربه روشن ساخته است که بسیاری از تکنیک ها و روش های بومی به دلیل سازگاری و تطابق با زیست بوم، همان روش هایی هستند که امروزه معرف روش های رسیدن به توسعه پایدار هستند. این امر در عرصه گردشگری در مقوله هایی چون دانش های بومی، اقامتگاه های بوم گردی و گردشگری روستایی نمود می یابند. در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال هستیم: تأثیرات (مثبت) پدیده بومی سازی بر گردشگری شرق استان گستان به چه صورت بوده است؟ در بعد روش شناختی از روش تحقیق کیفی و رویکرد متناسب با کار انسان شناختی یعنی مردم-نگاری به عنوان روش عملیاتی تحقیق بهره برده شد و تکنیک تحلیل موضوعی به منظور تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. با درنظر گرفتن هدف و مسئله محوری پژوهش یعنی بررسی تأثیر رویکرد بومی سازی در فرآیند گردشگری پایدار، و با توجه به تحلیل یافته ها نتیجه گیری می شود که با ایجاد زمینه های بومی سازی در عرصه گردشگری قلمرو تحقیق ، توانبخشی و کارائی جامعه بومی افزایش یافته و این امر با فرآیند توسعه پایدار گردشگری ارتباط مستقیم دارد
مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر انعطاف پذیری شناختی، تحمل پریشانی و توانمندی های منش زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۳
125 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت نگر و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر انعطاف پذیری شناختی، تحمل پریشانی و توانمندی های منش زنان مطلقه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه زنان مطلقه شهر دامغان در سال 1399 بودند که از میان آنان 45 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در یک گروه کنترل و دو گروه آزمایش (تعداد هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس تحمل پریشانی، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی، توانمندی های منش، پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و پروتکل روان درمانی مثبت نگر استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد گروه روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد نسبت به گروه روان درمانی مثبت نگر در تمام مؤلفه های انعطاف پذیری شناختی، به طور معنی داری نمرات بالاتری کسب کردند (01/0>P). همچنین نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد گروه روان درمانی مثبت نگر نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در متغیرهای تحمل پریشانی و توانمندی های منش به طور معنی داری نمرات بالاتری کسب کردند (01/0 >P). با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت روش های روان درمانی مثبت گرا و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، نقش مهمی در ارتقای سلامت روان زنان مطلقه دارند.
مطالعه تأثیر بی سازمانی اجتماعی و اثربخشی جمعی ادراکی بر رفتارهای انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
131 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بی سازمانی اجتماعی و اثربخشی جمعی ادراکی بر رفتارهای انحرافی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران است. روش این پژوهش پیمایشی، شیوه نمونه گیری آن تصادفی طبقه ای متناسب با حجم می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر، پرسش نامه است، که نهایتاً 411 پرسش نامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد میزان رفتار انحرافی براساس گروه های سنی، مقطع تحصیلی، وضعیت تأهل، محل تولد و محل زندگی معنادار نیست. نتایج آزمون تحلیل مسیر نیز نشان می دهد که بین بی نظمی اجتماعی تصوری، بی نظمی فیزیکی تصوری و رفتار انحرافی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ هم چنین بین بی نظمی فیزیکی تصوری و ترس از جرم رابطه مثبت برقرار است؛ و بین ترس از جرم و اثربخشی جمعی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. بنابر یافته های به دست آمده، ادراک افراد از بی نظمی اجتماعی بر جرم اثرگذار است؛ به عبارتی، بی نظمی ترس از جرم را افزایش می دهد، که به نوبه خود کنترل اجتماعی / اثربخشی جمعی را کاهش می دهد و محله ها را در برابر تهاجم مجرمین و بزهکاران آسیب پذیر می کند. نتایج این پژوهش در حمایت از نظریه پنجره های شکسته، دلالت بر این دارد که بی نظمی تصوری، اثربخشی جمعی را کاهش می دهد که این به نوبه خود می تواند به طور غیرمستقیم موجب افزایش جرم شود.
از چاله به چاه (نگاه تطبیقی و تلفیق گرا از منظر جامعه شناسی معاصر به مسأله های بنیادی فقر مضاعف و کیفیت زندگی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
169 - 212
حوزههای تخصصی:
از زمانی که مهاجر فقیر روستایی در چرخه و فرآیند معیوب توسعه نیافتگی، از «چاله روستا برمی خیزد و به چاهی در شهر می افتد»، فقر مضاعف جوانه می زند و انواع کارکردهای منفی خواسته و ناخواسته آن پدیدار و آشکار می شود. براساس ناسازگاری، تعارض و تناقض میان وضع مطلوب کیفیت زندگی شهری با وضع موجود آن در جامعه آماری پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی با رویکرد تطبیقی، تلفیق گرا و بین رشته ای در برخی از مناطق شهر تهران به سامان آمد که بخشی از یافته های آن در پژوهش حاضر تدوین و گزارش می شود. پژوهش مزبور با بهره مندی از روش های آمیخته و با حمایت نظام نظری تلفیقی در قلم رو و دامنه شهری مناطق 10 و 17 شهرداری تهران، انجام یافت و در بخش کمّی و پیمایش پژوهش با شیوه نمونه گیری G.power 400 واحد نمونه/ خانوار شهری انتخاب و با ابزار گردآوری پرسش نامه با میزان روایی حدود 94% آزمون آلفا کرنباخ، سنجش شدند که نتیجه برخی از آن ها در بخش تبیینی نوشتار حاضر، گزارش شده است. فرهنگ فقر شهری، فقرفضای شهری، آسیب های شهری در این مناطق محسوس و در عین حال متفاوت و متمایز است که در فرضیه آزمایی پژوهش، سهم قابل توجه و تعیین کننده ای هرکدام در تبیین میزان کیفیت زندگی شهری محله های این مناطق آزمون شدند. نتایج آزمون مدل نظری پژوهش بیان گر این است که؛ برساخت سازه کیفیت زندگی شهری محله های مناطق 10 و 17 شهری شهرداری تهران از عامل زمینه ای فرهنگ فقر شهری با ضریب تأثیر 46%، از عامل زمینه ای فقر فضای شهری با ضریب تأثیر 26 و از عامل آسیب های شهری (باضریب تأثیر 14%) و در کل حدود 85% متأثر است؛ به عبارت دیگر، عامل پیامدی سازه چندبُعدی، پیچیده و پایدار ساختمان کیفیت زندگی شهری، ترجمان و بازنمایی زنجیره از عامل های ناشی از فرآیند فقر مضاعف و توسعه نامتوازن شهر تهران است که در قالب یک مدل علی به آزمون کشیده شده است.
فراترکیب مدل های توسعه کارآفرینی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
403 - 433
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی در جهان نوین از حوزه صرف کسب و کار فراتر رفته و در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و... نیز معنایافته است. کارآفرینی اجتماعی متضمن خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی در قالبی نوآورانه است. پژوهش حاضر در تلاش است تا با استفاده از پارادایم تفسیری و روش فراترکیب، یافته های مطالعات صورت گرفته در حوزه مدل های کارآفرینی اجتماعی را به صورت نظامند بررسی کرده و به تحلیل آن ها بپردازد. با اتخاذ رویکرد تفسیری نقش کارآفرینی اجتماعی در تحول اجتماعی و عملکرد آن به عنوان نوعی گسست از شیوه های مرسوم و رسیدن به شیوه و مدل های جدید کاهش یا رفع نیاز ها و مسائل با استفاده از خلاقیت و نوآوری، در قالب مدل های کارآفرینی اجتماعی ارزیابی می شود؛ بدین معنا که مطالعه الگوهای مشترک معنایی در پژوهش حاضر ازطریق بررسی مدل های موجود کارآفرینی اجتماعی صورت پذیرفته است؛ بدین ترتیب با مراجعه به سایت های الکترونیکی «گوگل اسکولار» و «اسکوپوس» در بازه زمانی 2000 تا 2022م. ازمیان انبوه مقالات اولیه، تعداد 35مقاله مناسب شناسایی شدند؛ هم چنین اعتبار مفاهیم ارائه شده، خروجی های فراترکیب و مفاهیم پدیدار شده به روش پانل دلفی، توسط گروهی از نخبگان دسته بندی شده و مورد تأیید قرار گرفته است. در راستای تحلیل مقالات منتخب، مفاهیم تشکیل دهنده ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های حاصل از فراترکیب نشانگر تکوین ابعاد کارآفرینی اجتماعی در قال ب پنج دسته کلی «نوآوری چند سطحی»، «ارزش آفرینی اجتماعی»، «بوم شناسی و طراحی مدل کسب و کاراجتماعی»، «تعریف نقش کارآفرین اجتماعی» و «اشتغال و درآمدزایی» می باشد.
خوانش فیلم «زنی به نام نیکیتا» براساس اسطوره شناسی تطبیقی ساخت گرای جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار سینمایی بسیاری در سراسر جهان حول یک شخصیت کلیدی شکل گرفته اند که با ویژگی های مشترکشان در کنار هم، به کهن الگویی رهنمون می شود که جوزف کمبل آن را دست مایه نظریه ای قرار داد که فهم همه آثار و معانی پنهانشان را به سادگی میسر می کند. این کهن الگو که قهرمان نام دارد در غالب آثار به صورت یک مرد رخ می نماید حال آنکه قهرمان می تواند یک زن نیز باشد. نظر به محدودیت حضور قهرمانان زن در آثار سینمایی، این پژوهش بر آن است تا با مبنا قرار دادن فیلم «زنی به نام نیکیتا» به بررسی چند و چون حضور قهرمان زن در آثار سینمایی بپردازد. در این راه برای پاسخ به پرسش های پژوهش نظیر اینکه الگوی شکل دهنده به سرگذشت قهرمان در فیلم «زنی به نام نیکیتا» چیست؟ معنای پنهان در این اثر چیست؟ و شکل گیری معنا در این اثر به رغم شباهت ساختاری اش با سایر آثار قهرمان محور، چگونه انجام می گیرد؟ این نوشتار شیوه ای توصیفی و تحلیلی در پیش گرفت و با ابتنا به روش تحقیق اسطوره شناسی تطبیقی ساختگرا به این نتیجه دست یافت که الگوی شکل دهنده به سرگذشت قهرمان در فیلم «زنی به نام نیکیتا» همان الگوی تبیینی کمبل منتها با در نظر گرفتن جزئیاتی به خاطر تغییر جنسیت قهرمان است. معنای پنهان در این اثر از تقابل دوگانه های طبیعت/فرهنگ، آنیموس/آنیما، محبت/خشونت، بخشش/عدالت حاصل شده و همانا تقابل و تنازع با فرهنگ مرد سالارانه غرب است.
شناسایی عوامل مؤثر در توسعه گردشگری سلامت در استان مازندران با استفاده از نرم افزار مکس کیودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
155 - 182
حوزههای تخصصی:
گردشگری سلامت به عنوان یکی از انواع گردشگری به ویژه در سال های اخیر موردتوجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در استان مازندران مکان های زیادی وجود دارد که گردشگران برای به دست آوردن آرامش و درمان نارسایی های پوستی به آنجا مراجعه می کنند. مازندران از جاذبه های هر سه قسم گردشگری سلامت یعنی درمانی، تندرستی و پزشکی بهره مند است. عواملی در گردشگری سلامت مؤثرند که می توانند فاکتور محوری موفقیت در صنعت گردشگری سلامت باشند. در این پژوهش در نظر است عوامل مؤثر بر گردشگری سلامت در استان مازندران موردبررسی قرار گیرد. به نظر می رسد انجام این تحقیق و نتایج آن می تواند راهگشا برای ارتقای گردشگری سلامت در کشور و ازجمله در مازندران و افزایش تعداد گردشگران سلامت شود. پژوهش پیش رو نظری است و به جهت استفاده مراکز و بنگاه های مربوط کاربردی است. بنا به ماهیت موضوع این پژوهش از نوع علی است. برای این منظور، با استفاده از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و نیز از طریق مصاحبه با 16 نفر از کارشناسان و صاحب نظران در زمینه گردشگری سلامت به تعیین مؤلفه های اصلی پدیده موردبررسی پرداخته شد. در این روش ابتدا به شناسایی عوامل مؤثر و اساسی پرداخته و سپس با استفاده از نرم افزار MAXQDA، عوامل مؤثر رتبه بندی شده است. نتایج نشان می دهد؛ به ترتیب بعد فرهنگی و اجتماعی با 42/4 درصد به عنوان مهم ترین عامل و پس ازآن بعد اقتصادی با 23 درصد در رتبه دوم قرار دارد. پس ازآن بعد خدمات با 21/8 درصد در رده سوم و در آخر بعد سیاسی و اداری با 12/7 درصد قرار دارد.
زنان و آزار جنسی در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تحلیل اجتماعی تجربه زیسته زنان شاغل از آزار جنسی در محیط کار انجام گرفته است. در این مطالعه از روش کیفی استفاده شده است. بدین منظور، 31 زن شاغل در دو حوزه رسمی و غیر رسمی (قضایی و فروشندگی) در شهر رودسر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه استاندارد و عمیق استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفته است. طبق این فرایند، داده های زیر استخراج شد: آزارهای جنسی کلامی: پیشنهادهای مکرر و یک طرفه لفظی و جنسی؛ آزارهای جنسی غیر کلامی: اشارات تبعیض آمیز جنسی؛ آزارهای فیزیکی: لمس کردن ناجور و نامناسب بدن؛ واکنش ها پس از آزار جنسی: شخصی و محافظه کارانه، شخصی و کنشگرانه؛ پیامدهای آن: فشار روحی و روانی، انزوای اجتماعی و بی اعتمادی اجتماعی.
ضرورت صحبت از جایگاه محقق در چیست؟ تحلیل محتوای کیفی مطالعات اخیر علوم اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارزیابی تحقیقات کیفی، به منظور درک بهتر توصیفات یا استدلالات محققان، آشنایی خواننده متن درباره محقق و جایگاه او در تحقیق و شکل گیری مسئله تحقیق ضروری به نظر می رسد. خواننده با شناخت نسبی از محقق می تواند برخی سوگیری ها و پیش فرض هایی را که در تحقیق اثر گذاشتند تشخیص دهد در این مقاله با استفاده از رویکرد مردم نگاری انتقادی و با تحلیل محتوای کیفی هشت مقاله و یک کتاب که در سال های اخیر در ایران منتشر شده است به دنبال پاسخگویی به این سؤال هستیم که چرا صحبت از جایگاه محقق در پژوهش ها و مطالعات اجتماعی اهمیت دارد؟ حذف محقق یا مشخص نبودن جایگاه محقق و اهمیت مسئله برای محقق در حین انجام مطالعات به ویژه در زمان نوشتار گزارش ها و نتایج تحقیق چه آسیب ها و پیامدهایی در پی دارد؟ رعایت نکردن رویکرد بازتابی در تحقیقات و مشخص نبودن جایگاه محقق تبعاتی را همچون پنهان کردن خود و انگیزه های شخصی در تحقیق، حقیقت پنداشتن برخی از اندیشه ها و تفکرات خود، سلب کردن این امکان از خواننده که بتواند سوگیری های ممکن را تشخیص دهد، در پی دارد. مشخص نبودن جایگاه محقق زمینه را برای بروز پیامدهایی همچون خود قهرمان پنداری محقق، ایجاد راهکارهای سریع آماده می کند. محقق با افتادن در این دام ها از مسیر تحقیق و فهم مسئله فاصله می گیرد.
فلسفه فارابی در میانه انتزاعی و انضمامی؛ الگویی برای اندیشیدن فلسفی و سیاستگذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه فارابی به دقیق ترین معنای واژه، فلسفه ای مسئله محور و این جهانی است. این سخن در مقابل ادعایی قرار دارد که فلسفه فارابی را تماماً انتزاعی و بی ارتباط با موضوعات انضمامی دوره حیات فارابی می داند یا حتی اگر به چنین ارتباطی قائل است، الگوی فلسفی پیشنهاد شده را اساساً غیرقابل تحقق در این جهان می داند و آن فلسفه را در شئون متعدد انسان شناسی و سیاست و اخلاق و غیره را ناظر به عالی ترین پاره نفس آدمی، یعنی روح او متصور شده است. در مقابل این ادعا، که طرفداران بسیاری دارد، این نوشتار مدعی است نه تنها فلسفه فارابی اساساً مولود زمینه های انضمامی سیاسی و دینی و فرهنگی و اجتماعی زمانه حیات او است بلکه راه حل او برای مشکلات زمانه، برخلاف دیگر راه حل های تک سویه، بر دوگانه متمایز اما مرتبط ایدئال- واقعی مبتنی است. بنابه وجه اخیر، فارابی تلاش کرده است بین سنت قدمایی و اقتضائات زمانه جمع آورد و عقلای جهان را در حل مسائل جامعه اسلامی زمانه خود به مدد گیرد. در این مقاله تلاش می شود ضمن واکاوی این زمینه ها، و تحلیل پاسخ فارابی به مسائل و بحران های زمانه، این سنخ از اندیشیدن را به عنوان الگویی برای اندیشیدن فلسفی و سیاستگذاری فرهنگی پیشنهاد دهد که هم زمان دو وضعیت واقعی و ایدئال را به رسمیت می شناسد.
اسارت عاملیت: تحلیل روایت زندگی روزمره دوران تحریم در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
111 - 137
حوزههای تخصصی:
مردم اصفهان با زیست در ایران پساانقلابی به طور دائم با چالش تحریم های اقتصادی روبه رو بوده اند. از سال 1390 تحریم ها شدت بیشتری یافت و با هدف فلج کنندگی، خود را بر زندگی روزمره ایرانیان به طورجدی تحمیل کرد. هدف مقاله حاضر تفسیر زندگی روزمره جوانان اصفهانی در دوره تحریم های اقتصادی است. چارچوب مفهومی مقاله ملهم از نظریه برساخت گرایی اجتماعی برگر و لاکمن است. روش مورد استفاده تحلیل روایت است. با 16 مرد جوان 20 تا 35 سال مصاحبه اپیزودیک انجام شده و داده ها به روش تحلیل مضمونیِ روایت، تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که ویژگی اصلی زندگی روزمره در این دوران عاملیتی است که به اسارت رفته است. اگرچه تحریم های اقتصادی بدیهی نمایی امور زندگی روزمره را مورد خدشه قرار داده، ولی درعین حال روال های بدیهی دیگر در جدال کنشگران و تجربه این وضعیت برساخته شده است.