ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۵۶ مورد.
۸۱.

تحلیل قابلیت گردشگری طبیعت محور و راهبردهای مدیریت پایدار پهنه های شناسایی شده (مطالعه موردی: استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
زمینه و هدف: گردشگری طبیعت محور به عنوان رکنی اساسی در توسعه پایدار، نقش بسزایی در حفاظت از محیط زیست و توانمندسازی جوامع محلی ایفا می کند. روش شناسی: این پژوهش با به کارگیری رویکردی ترکیبی مبتنی بر تحلیل فضایی و منطق فازی، به ارزیابی قابلیت های تفرج طبیعی در استان زنجان پرداخته است. پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب طیف فرصت های گردشگری (ROS) و تلفیق نظام مند معیارهای فیزیکی، اجتماعی و مدیریتی، لایه های اطلاعاتی (شامل پوشش اراضی، فاصله از جاده، رودخانه، سکونتگاه های انسانی و مناطق تحت حفاظت) را در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش نموده است. همچنین با بهره گیری از تحلیل چندمعیاره و توابع فازی، عدم قطعیت ذاتی معیارهای کیفی، مدلسازی و نقشه نهایی قابلیت تفرج طبیعی در پنج طبقه تولید شد. یافته ها: یافته ها الگوی فضایی نامتوازنی را نشان دادند به طوری که پهنه های با قابلیت بالا و بسیار بالا، عمدتاً در مناطق شمالی استان (شهرستان های طارم، ماهنشان و زنجان) و در مجاورت ارتفاعات جنگلی، رودخانه های دائمی و مناطق تحت حفاظت متمرکز شده اند. در مقابل، مناطق مرکزی و جنوبی، عمدتاً در طبقات کم و متوسط قرار گرفتند. نتیجه گیری و پیشنهادات: بر این اساس، راهبردهای مدیریتی تفکیک شده و مکان مندی برای پهنه های مدیریتی مختلف پیشنهاد شد: اعمال «حفاظت فعال و تفرج مدیریت شده» در پهنه های با قابلیت بالا، «توسعه متعادل و احیای اکولوژیکی» در پهنه های متوسط و «تمرکز بر کارکردهای دیگر سرزمین و عدم سرمایه گذاری در حوزه تفرج طبیعی» در پهنه های کم قابلیت. نوآوری و اصالت: این مطالعه چارچوبی عملیاتی برای برنامه ریزی فضایی و مدیریت پایدار گردشگری طبیعت محور ارائه می دهد.
۸۲.

مطالعه تطبیقی حکمرانی و حکمروایی: بررسی تفاوت های معنایی و پیامدها در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
مفاهیم «حکمرانی» و «حکمروایی» به دلیل تفاوت های معناشناختی و کارکردی، در نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری معاصر ایران چالش های نظری و عملی متعددی ایجاد کرده اند. این پژوهش با هدف تبیین تمایزهای مفهومی میان حکمرانی به عنوان ساختار رسمی، سلسله مراتبی و دولت محور، در کنار حکمروایی به منزله فرایندی شبکه ای، مشارکتی و چند بازیگری انجام شده است. مسئله اصلی، شناسایی تفاوت های ماهوی این دو پارادایم در ابعاد منبع مشروعیت، ساختار تصمیم گیری، دامنه ذی نفعان، نقش دولت، هدف غایی سیاست گذاری و تأثیر این ابهامات بر کارایی سیاست های شهری است. پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد مقوله ای، متون تخصصی در این زمینه، به همراه اسناد سیاستی دو دهه اخیر ایران (1384 1404) را بررسی کرده و از ترکیبی از رویکردهای قیاسی مبتنی بر چارچوب نظری و استقرایی مبتنی بر داده های متنی بهره برده است. جامعه آماری شامل اسناد بالادستی برنامه ریزی شهری بوده و نمونه گیری هدفمند با معیار حداکثر تنوع برای انتخاب اسناد شاخص انجام شده است. یافته ها نشان می دهند سردرگمی میان این دو مفهوم، به طراحی سیاست های ناکارآمد، کاهش مشارکت عمومی و تضعیف اثربخشی نهادی منجر شده است، زیرا راه حل های مبتنی بر حکمروایی مانند توسعه مشارکتی در چارچوب های سنتی حکمرانی و تصمیم گیری از بالابه پایین ناسازگار هستند. تمایز کلیدی در گذار از واپایش انحصاری دولت در حکمرانی به هماهنگی و تسهیل گری در شبکه ای از بازیگران دولتی، خصوصی و مدنی در حکمروایی نهفته است. این پژوهش با ارائه چارچوبی مفهومی برای رفع ابهامات، پیشنهادهایی برای بهبود کاربرد این مفاهیم در سیاست گذاری شهری ارائه می دهد تا زمینه ساز تحقق حکمروایی مطلوب شهری شود.
۸۳.

واکاوی آب و هوایی درصد ابرناکی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
در این پژوهش، از داده های درصد ابرناکی سنجندهای مودیس تررا برای صبح و مودیس آکوا برای بعدازظهر در بازه زمانی 20 ساله، استفاده شد. برای پردازش داده ها از روش تحلیل مؤلفه اصلی و روش تحلیل خوشه ای، بهره برده شد. میانگین بلندمدت درصد ابرناکی ایران در پیش ازظهر 3/26، بعدازظهر 6/28 و میانگین روزانه 4/27 درصد می باشد که کمتر از نصف متوسط جهانی است. ابرناکی از توزیع فصلی برخوردار بوده و در ماه های سرد بیش از 40 درصد است. در ماه می به شدت از میزان ابرناکی کاسته شده و از ژوئن تا اکتبر در حدود 10 درصد است. در دوره سرد به ویژه ماه های ژانویه و فوریه ابرناکی صبح بیشتر است در حالی که در دوره گرم سال ابرناکی بعدازظهر بیشتر از صبح است. مؤلفه اول، نماینده اقلیم شناسی ابرناکی در ایران است. سواحل و پسکرانه های دریای خزر از سایر بخش های کشور متمایز است. نقش ارتفاعات، به ویژه البرز از طریق سد کنندگی و زاگرس از طریق اروگرافیک، در شکل گیری تراکم ابری، آشکار است. مؤلفه دوم، نماینده فعالیت های همرفتی است. الگوی ابرناکی تابستانه در ناحیه خزری تحت تأثیر اثر دریاچه ای و در منطقه جنوب شرق کشور تحت تأثیر موسمی هند، فعال است. مؤلفه سوم حاکمیت ابرناکی در دوره گذار است. این دوره حاکمیت ابرناکی در منطقه خزری، شمال آذربایجان، کوهستان سهند، سبلان و ارتفاعات مرزی ایران و ترکیه است. الگوی بهاره در ماه می و الگوی پاییزه در اکتبر به اوج می رسد. مؤلفه چهارم بیشتر ماهیت محلی دارد و شکل دیگری از الگوی ابرناکی بهاره را در قلل واقع در خط الرأس کوهستان های البرز مرکزی، حوضه دریاچه ارومیه، سهند، سبلان، چهل چشمه کردستان و ارتفاعات مرزی ایران و ترکیه را نمایش می دهد. درصد ابرناکی از نظر زمانی به سه دوره؛ سرد، گذار و گرم و به لحاظ مکانی به هفت ناحیه قابل افراز است. مقدار ابرناکی در ایران از شمال غرب به جنوب شرق کاهش می یابد .
۸۴.

پاکسازی خطای برف پنداری داده های مودیس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
زندگی در ایران و تمدن ایرانی وابسته به برف خوان های کوهستانی است. آگاهی از وضعیت و تغییرات این برف خوان ها نیازی است که نیازمند گفتگو نیست. با گرمایش جهانی و تباه شد ن این برفخوان ها، تمدن ایرانی هم رو به خاموشی می گذارد. دورسنجی راهی کم هزینه و سریع برای دستیابی به این آگاهی است. با این حال سنجنده ها، پدیده هایی که ویژگی های طیفی نزدیکی با برف دارند (مانند کفه های نمکی) را به خطا برف گزارش می کنند (خطای گمارش یا خطای برف پنداری ). در ایران به دلیل فراوانی رویه های درخشان(کفه های نمکی، آبگیرها، بستر دریاچه های باستانی و مانند آن) خطای برف پنداری فراوان است. در این پژوهش حدود 21 سال داده های نمایه تفاضل هنجاری برف (نتهب) مودیس آکوا و تررا برای پاکسازی خطای برف پنداری به کار گرفته شد. یک واکاوی مؤلفه اصلی بر روی آرایه میانگین بلندمدت روزانه مقادیر نتهب 23960 یاخته از برف خوان ها و رویه های برف نما به ابعاد 365×23960 انجام شد. این بررسی نشان داد که فصل بندی برف پوش در ایران در مقابل درخشش رویه های برف نما در سراسر سال می تواند اساس تمیز برف خوان ها از رویه های برف نما قرارگیرد. بر روی برف خوان ها مقدار نتهب تنها در دوره برف گیری؛ یعنی دوره سرد سال بزرگ است اما بر روی پهنه های برف نما نتهب در سراسر سال بزرگ است. این ویژگی چنان برجسته است که اولین مؤلفه اصلی این دو پهنه را از یکدیگر متمایز ساخت.
۸۵.

بررسی عوامل محیطی و الگوهای فضایی جمعیتی مؤثر بر روستاهای شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
تحلیل الگوهای فضایی جمعیت در ارتباط با عوامل محیطی، نقش مهمی در درک پویایی های توسعه روستایی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل محیطی و فضایی مؤثر بر الگوهای جمعیتی روستاهای شهرستان شیراز انجام شده است. در این راستا، از مجموعه داده های گوناگون شامل؛ جمعیت روستاها، ارتفاع، شیب، جهت جغرافیایی، بارش، دما، فاصله از گسل ها و رودخانه ها بهره گیری شد. داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)  پردازش و لایه های مختلف محیطی و فضایی تولید گردید. سپس به کمک تکنیک های تحلیل آماری فضایی از جمله شاخص موران، تحلیل خوشه ای G ، خوشه بندی بالا و پایین و روش نزدیک ترین همسایه، الگوی پراکنش جمعیت مورد ارزیابی قرارگرفت . یافته ها نشان می دهد که توزیع فضایی جمعیت روستایی شهرستان شیراز به صورت خوشه ای بوده و از یک الگوی تصادفی فاصله دارد. همچنین مشخص شد که ارتفاع، شیب و دشت های هموار در کنار برخی ویژگی های اقلیمی مانند دما و بارش نقش بسزایی در شکل گیری این الگوها دارند. از سوی دیگر، خوشه بندی معنادار در مناطق خاص نشان دهنده توزیع نامتوازن زیرساخت ها و خدمات است که منجر به تمرکز جمعیت در نواحی دارای امکانات بهتر و کاهش جمعیت در مناطق کم برخوردار شده است. این نتایج می تواند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی فضایی و توسعه پایدار روستایی در شهرستان شیراز باشد.
۸۶.

پدافند غیر عامل و ارزیابی زلزله در مراکز شهری با استفاده از مدل ویکور و تاپسیس فازی (مطالعه موردی مناطق شهرداری کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
شهر تنها یک مجموعه از ساختمان ها نیست، بلکه پدیده ای فراتر از یک مجموعه ساختمانی است. لذا نمی توان به هیچ عنوان شهر را تنها در مجموعه ساختمان ها منحصر دانست یکی از خطراتی که بسیاری از شهرهای جهان را تهدید می کند زمین لرزه یا همان زلزله است. زلزله از دیر باز جزء پر خطرترین مخاطرات طبیعی بوده و از ریسک بالایی برخوردار است. ریسک زلزله، خسارت قابل انتظاری است که در اثر آن به عناصری از جامعه یا محیط آسیب هایی وارد می شود. به همین دلیل ایمن سازی شهر در برابر زلزله را نمی توان تنها در مقاوم سازی و ساختن بناهای مقاوم در برابر زلزله دانست در این مقاله در مورد چگونگی وضعیت خطرپذیری زلزله در سطح مناطق کلان شهر تبریز به عنوان یک شهر تاریخی- فرهنگی و قطب اقتصادی- ارتباطی شمال غرب کشور انجام گرفته است پس از اخذ نظرات متخصصان زلزله و پدافندغیرعامل و برنامه ریزی شهری، بررسی و تحلیل های لازم با استفاده از مدل های ویکور و تاپسیس فازی انجام و نتیجه مدل به وسیله نرم افزار GIS بصورت نقشه آسیب پذیری مناطق نمایش داده شده است و در نهایت منطقه 2، 3، 7 ، 4، شهرداری کلان شهر تبریز با آسیب پذیری کمتر و مناطق 10، 5 ، 1، 9 و 6 و 8 واقع در محدوده های شمال شرقی، شمالی شهر نامناسب و بحرانی تشخیص داده شدند و علل آسیب پذیری بیان و راهکارهای مهار آسیب پذیری با استفاده از داده ها و تطبیق نتایج مدل ها ارائه شد.
۸۷.

واکاوی و تحلیل پیشران های مؤثر بر توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تأکید بر رویکرد هم آفرینی (مورد مطالعه: محله های اسکان غیر رسمی شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
هدف: رویکرد هم آفرینی در توانمندسازی می تواند به بهبود شرایط زندگی ساکنان مناطق غیررسمی و حاشیه نشین کمک کند و به آن ها این امکان را می دهد که در فرآیندهای تصمیم گیری و طراحی خدمات نقش فعالی ایفا کنند. این رویکرد نه تنها به تقویت ظرفیت های فردی و اجتماعی کمک می کند، بلکه می تواند به ایجاد راه حل های پایدار و مؤثر برای چالش های موجود منجر شود. روش: تحقیق حاضر با استفاده از مدل ساختاری-تفسیری بدنبال تحلیل پیشران های موثر بر توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی در محله های اسکان غیررسمی شهر زنجان است. گردآوری داده ها بصورت مطالعات پیمایشی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری تحقیق در قالب پنل نخبگان شامل 20 نفر از اساتید و دانشجویان دکتری شهرسازی، برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری هستند، که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد با کمک نرم افزار MAXQDI و رویکرد تحلیل اثرات متقابل تعادلی با کمک نرم افزار Scenario Wizard استفاده شد. نتایج: یافته های تحقیق براساس مدل گرندد تئوری نشان داد که مهم ترین مولفه های توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی شامل ظرفیت سازی، هم افزایی نهادی، مشارکت اجتماعی، آموزش، گفت وگو، دسترسی، انعطاف پذیری و شفافیت اطلاعات هستند. همچنین، طبق رویکرد تحلیل متقابل تعاملی مهمترین راهبرد برای توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی شامل مطلوبیت شبکه معابر و بافت کالبدی محله با ضریب تاثیر 2+؛ ایجاد فرصت برای به اشتراک گذاری ایده های ساکنین با همدیگر در رسانه های اجتماعی با ضریب تاثیر 3+؛ حمایت از ایده های مطرح شده توسط ساکنین با ضریب تاثیر 2+؛ و به موقع در اختیار گذاشتن اطلاعات شفاف با ضریب تاثیر 3+ است.
۸۸.

سنجش مکانی احساس بیگانگی زنان در فضاهای شهری اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
یکی از منفی ترین پیامدهای دنیای مدرن بیگانگی شهروندان با فضای شهر می باشد. تفاوت های فردی به خصوص تفاوت های جنسیتی، در همه ابعاد اجتماعی و فردی نمود دارد. این پژوهش که به صورت آمیخته طراحی شده است، قصد دارد به سنجش پراکنش فضایی احساس بیگانگی در زنانی بپردازد که در شهر اهواز ساکن هستند. پژوهش حاضر، ابتدا ابعاد مختلف احساس بیگانگی در فضاهای شهری را تبیین کرد، و مدل ساختاری آن به کمک تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد، شاخص برازش داده های تجربی و مدل همگی بیش از 9/0 به دست آمده میانگین خطای استاندارد بارهای عاملی کمتر از 03/0 است. به کمک روش تخمین تراکم کرنل مناطق شهری اهواز را که بیشترین احساس بیگانگی از سوی شهروندان بروز می یابد شناسایی شدند. یافته های نقشه های تراکم کرنل نشان داد فضاهایی از شهر اهواز که با کاهش سرزندگی برای زنان، ناامنی برای زنان، ناکارآمدی فضا برای زنان، و بی هویتی همراه هستند از داغ ترین کانون ها برای تشدید احساس بیگانگی به شمار می روند. تشدید احساس بیگانگی در مناطق مختلف شهری اهواز جنسیت زدگی فضا را به دنبال داشته و زنان بیشترین قربانی این احساس هستند و موجب کاهش مشارکت اجتماعی و دل بستگی آنان به شهر شده است. ایجاد فضاهای سرگرمی و تفریحی به صورت غیرمتمرکز و محله ای، استفاده از فضای سبز برای افزایش حس سرزندگی، توجه به طراحی شهر به لحاظ زیبایی مکان و عناصر فرهنگی و قومی، هم می تواند سرزندگی شهر را افزایش دهد و هم موجب زیست پذیری بهتر آن شود که خود موجب تضعیف احساس بیگانگی در فضای شهر خواهد شد.
۸۹.

ارزیابی درجه موفقیت در ارائه خدمات شهری بر اساس میزان رضایتمندی شهروندان (مطالعه موردی منطقه 4 اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
یکی از راه های دستیابی به توسعه پایدار شهری، فراهم نمودن امکانات و خدمات موردنیاز شهروندان ساکن در مناطق شهری است. سازمان فضایی متعادل در شهرها نوعی از پایداری شهری است و زمانی محقق خواهد شد که هماهنگی و سازگاری منطقی بین پراکنش جمعیت و توزیع خدمات در شهرها به وجود آید. این پژوهش باهدف ارزیابی درجه موفقیت در ارائه خدمات شهری بر اساس میزان رضایتمندی شهروندان (مطالعه موردی منطقه4 اهواز) انجام شد. پژوهش حاضر بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی، تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار spss ، ارزیابی شاخص های موردنظر جهت آزمون فرضیه ها از آزمونT تک نمونه ای،ضریب همبستگی پیرسون و آزمون نابرابری واریانس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که شاخص مبلمان شهری با میانگین (26/1)، شاخص محیط زیست با میانگین (13/1) و شاخص مبلمان شهری با میانگین (12/1) به طور معناداری کمتر از میانگین مورد انتظار(3) بودند این امر نشان دهنده عدم ارائه مناسب خدمات بو ده که منجر به عدم رضایت ساکنان محدوده مورد مطالعه گردیده است .نتایج آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان داد که اختلاف معناداری میان سه شاخص نیست و این منطقه از همه جهات دچار معضل (خدمات شهری ضعیف و رضایتمندی بسیار کم) می باشد. تحلیل آزمون نابرابری واریانس(Anova) نیز نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای را تایید کرد.
۹۰.

تحلیل پیشران های ژئواکونومیکی توسعه استان هرمزگان با رویکرد اقتصاد دریامحور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
مکان ها و فضاهای جغرافیایی بسته به موقعیت، مشخصات و عناصر ساختاری و کارکردی خود دارای ارزش های متفاوتی هستند. بر این بنیان، امروزه نقش و اهمیت دریا در اقتصاد انکار ناپذیر است ؛زیرا ارتباط مستقیم آن با نیازها و توانمندی های منافع کشورهای صاحب دریا حائز اهمیت است که سیاست های دریایی این کشورها بر اساس این منافع شکل می گیرد. از این رو، توسعه دریا محور فرصت استثنایی برای رشد و پیشرفت روز افزون مناطق ساحلی به ویژه استان هرمزگان است. پژوهش حاضر با روش آینده پژوهی به دنبال پاسخ به این پرسش است که پیشران های ژئواکونومیکی توسعه استان هرمزگان با رویکرد اقتصاد دریامحور چه خواهد بود؟ روش پژوهش در این طرح، روش آمیخته (کمی- کیفی) می باشد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار MICMAC انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که شاخصGE7 (حضور و جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی) در رتبه اول تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص GE8 (مناطق آزاد، بنادر و گمرکات) در رتبه دوم تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص GE9 (ظرفیت های جزایری استان) در رتبه سوم تأثیرگذاری مستقیم و رتبه چهارم غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص GE10 (میزان قابل توجه صادرات، تخلیه و بارگیری کالا) در رتبه چهارم تأثیرگذاری مستقیم و رتبه سوم غیرمستقیم قرار گرفته است. شاخص GE6 (زیرساخت های دریایی، ریلی، هوایی و جاده ای) در رتبه پنجم تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته است.
۹۱.

ارائه مدلی برای جذب منابع مالی پروژه های شهر هوشمند (مطالعه موردی: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
با توجه به گسترش نیاز به توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات در مسیر تحقق شهر هوشمند، تأمین مالی پایدار برای پروژه های فناوری اطلاعات در نهادهای عمومی نظیر شهرداری ها به یک چالش کلیدی تبدیل شده است. این تحقیق با هدف طراحی مدلی برای انتخاب مناسب ترین روش های تأمین مالی پروژه های فناوری اطلاعات در شهرداری تهران انجام شده است. در گام نخست، شاخص های کلیدی مؤثر بر انتخاب روش های تأمین مالی با مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. سپس، با بهره گیری از روش بهترین بدترین وزن شاخص ها تعیین شد. در ادامه با استفاده از مدل تصمیم گیری برناردو و لحاظ کردن محدودیت های مالی، نهادی، حقوقی و فناوری، هفت گزینه اصلی تأمین مالی شامل خصوصی سازی، منابع داخلی، منابع عمومی، مشارکتی، بدهی سنتی و خدمات محور و نتیجه گرا شناسایی شدند. به منظور بررسی پایداری و انطباق مدل با شرایط واقعی، شبیه سازی مونت کارلو بر پایه داده های واقعی انجام شد. نتایج 1000 بار شبیه سازی نشان داد روش های منابع داخلی، منابع عمومی و روش های مشارکتی بالاترین نرخ انتخاب را دارند و با عملکرد فعلی شهرداری تهران نیز هم راستا هستند. از جمله نوآوری های این تحقیق می توان به ترکیب روش های بهترین بدترین، برناردو و شبیه سازی مونت کارلو، تمرکز بر حوزه فناوری اطلاعات و استفاده از شاخص های نوینی همچون زنجیره بلوکی اشاره کرد.
۹۲.

تحلیل و ارزیابی نقش کافه های خیابانی در کیفیت بخشی به فضاهای شهری (نمونه موردی: بلوار ارم شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
کافه های خیابانی به عنوان فضاهای اجتماعی اقتصادی در شهرهای ایران به تدریج ظهور یافته اند و دارای پتانسیل قابل توجهی برای ارتقای کیفیت فضاهای عمومی هستند. با این حال، گسترش این فضاها غالباً بدون برنامه ریزی دقیق و هماهنگی با ساختار کالبدی اجتماعی شهر رخ داده است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط حضور کافه های خیابانی با ابعاد مختلف کیفیت فضاهای شهری در بلوار ارم همدان است. روش این مطالعه توصیفی تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری شامل کارکنان کافه ها و استفاده کنندگان مداوم بلوار ارم شامل افرادی که مسیر تردد روزانه یا محیط کارشان در این بلوار قرار دارد و نیز کسانی که برای فعالیت های ورزشی یا پیاده روی از آن استفاده می کنند بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس انجام شد و پرسشنامه ای با روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ 0/94 میان ۳۸۰ نفر توزیع و تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ناپارامتریک مناسب مانند کای اسکوئر و فریدمن در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد شاخص «سرزندگی و نشاط شهری» با میانگین 3/44 بالاترین مقدار را داشته و بیانگر نقش کافه های خیابانی در افزایش پویایی فضایی، تعاملات اجتماعی و امنیت روانی است. همچنین، شاخص های «اقتصاد محلی» (میانگین 3/40) و «زیبایی شناسی» (میانگین 3/33) عملکرد مطلوبی داشتند. در مقابل، ابعاد «پیاده مداری» (میانگین 3/09) و «محیط زیست شهری» (میانگین 2/88) ضعیف تر ارزیابی شدند و نیازمند توجه بیشتری هستند. یافته ها نشان می دهند کافه های خیابانی فراتر از کارکرد فقط مصرفی می توانند بستری برای تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش پویایی شهری و ارتقای کیفیت زندگی فراهم کنند. نوآوری این مطالعه در ارزیابی هم زمان شاخص های اجتماعی، روان شناختی، زیبایی شناختی، اقتصادی و محیط زیستی است که تصویری جامع از نقش کافه های خیابانی در کیفیت فضاهای عمومی ارائه می دهد و می تواند به عنوان مرجع برای سیاست گذاری و برنامه ریزی انسان محور در شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۹۳.

تدوین مدل راهبردهای مدیریت استعداد در ورزش مدارس محدوده جغرافیایی شهر اهواز یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
این پژوهش با هدف مدلسازی راهبردهای مدیریت استعداد در ورزش مدارس محدوده جغرافیایی شهر اهواز با استفاده از روش داده بنیاد انجام شد. مرحله کیفی اساتید دانشگاه را هدف گرفت، در حالی که مرحله کمی شامل 460 معلم تربیت بدنی بود. از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رسیدن به اشباع نظری، شرایط علی مؤثر بر رشد استعداد شناسایی شد: ظرفیت سازمانی، مسائل مالی و مدیریتی و فرآیند استعدادیابی. شرایط پس زمینه شامل رفتارهای معلم و دانش آموز و همچنین تأثیرات والدین بود، در حالی که شرایط مداخله شامل سخت افزار و کیفیت خدمات آموزشی بود. راهبردهای موثر پیشنهاد شده عبارتند از: هدایت استعداد، مدیریت منابع کارآمد، تعیین هدف مناسب، تهیه تجهیزات و امکانات لازم، دسترسی به داده ها برای اطلاعات مربوط به استعداد، و توانمندسازی معلمان در شناسایی و توسعه استعدادها. اجرای این استراتژی ها برای پرورش و شناسایی استعدادها، بهبود بهره وری در استعدادیابی و ارتقای مدیریت کلی استعداد بسیار مهم است. موفقیت منوط به پرداختن به شرایط شناسایی شده و به کارگیری استراتژی های توصیه شده برای نتایج بهینه در مدیریت استعدادهای ورزشی مدارس است.
۹۴.

بررسی نقش سرمایه انسانی پلیس در رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
شهرهای ساحلی مازندران به دلیل پذیرش گردشگری انبوه، با چالش های متعددی در رعایت هنجارهای اجتماعی مواجه اند. این پژوهش با هدف بررسی نقش سرمایه انسانی پلیس در رعایت هنجارهای اجتماعی گردشگران در شهرهای ساحلی استان مازندران انجام شده است. روش شناسی: تحقیق از نوع کمی و اثبات گرا بوده و جامعه آماری شامل 126 مدیر و افسر پلیس فرماندهی انتظامی استان مازندران است که 100 نفر از آن ها با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای با 34 سؤال در مقیاس لیکرت بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS تجزیه وتحلیل شدند. تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی های روان شناختی و اخلاقی پلیس بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران دارند. دانش پلیس نیز با ضریب تأثیر 0.123 معنادار بود، اما مهارت های حرفه ای تأثیر معناداری بر رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران نداشت. مدل تحقیق توانست 26 درصد از واریانس هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران را تبیین کند. سرمایه انسانی پلیس به ویژه در ابعاد روان شناختی و اخلاقی، نقش مؤثری در رعایت و تقویت هنجارهای اجتماعی گردشگران دارد. پیشنهاد می شود آموزش های حرفه ای در حوزه روان شناسی، اخلاق و مهارت های ارتباطی برای کارکنان پلیس گسترش یابد. همچنین، همکاری میان نیروی انتظامی و نهادهای گردشگری برای ارتقای آگاهی گردشگران از هنجارهای محلی ضروری است. این پژوهش نخستین مطالعه ای است که به بررسی جامع تأثیر سرمایه انسانی پلیس بر رعایت هنجارهای اجتماعی گردشگران در ایران پرداخته و چارچوبی عملی برای مدیریت رفتار گردشگران و تقویت تعاملات مثبت در مقاصد گردشگری ارائه می دهد.
۹۵.

طراحی مدل خط مشی گذاری توسعه تولید در بستر هوش مصنوعی در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدلی جامع برای خط مشی گذاری در فرآیند توسعه تولید مبتنی بر هوش مصنوعی، صورت پذیرفته است. از نظر روش رویکرد تحقیق ترکیبی، شامل مطالعات اسنادی، تحلیل محتوا و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه صنعت، فناوری و آموزش خواهد بود. ابتدا، مبانی نظری و تجربی مرتبط با هوش مصنوعی در تولید، مدل های خط مشی گذاری و اهمیت آموزش در تحولات فناورانه مورد بررسی قرار می گیرد. سپس، با شناسایی چالش ها و فرصت های موجود، چارچوب مفهومی مدل تدوین و در نهایت، مولفه های عملیاتی آن با تکیه بر نقش آموزش، تشریح خواهد شد.یافته ها: انتظار می رود یافته های این تحقیق نشان دهد که پیاده سازی موفقیت آمیز هوش مصنوعی در صنایع تولیدی، مستلزم یک رویکرد یکپارچه در خط مشی گذاری است که آموزش را در اولویت قرار دهد. این آموزش ها باید طیف وسیعی از کارکنان، از مدیران تا نیروی کار خط تولید را پوشش دهد و مهارت های لازم برای کار با سیستم های هوشمند، تحلیل داده ها و همچنین تفکر انتقادی و حل مسئله در محیط های فناورانه را تقویت کند. همچنین، مشخص خواهد شد که سرمایه گذاری در آموزش، نه تنها به افزایش بهره وری و کیفیت تولید منجر می شود، بلکه نوآوری و ایجاد مزیت رقابتی پایدار را نیز تسهیل می نماید.مدل پیشنهادی، با برجسته کردن نقش آموزش در تمامی مراحل خط مشی گذاری توسعه تولید مبتنی بر هوش مصنوعی، چارچوبی جامع و منعطف را ارائه می دهد.
۹۶.

بررسی تأثیر احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی: ایستگاه 45 متری گلشهر کرج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف : مترو، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از زﻳﺮﺳﺎﺧﺖ ﻫﺎی اﺻﻠﻲ ﺷﻬر می تواند تاثیرات شگرفی در نظام ﺗﻮﺳﻌه ﺷﻬﺮی به همراه داشته باشد. پژوهش حاضر ﻧﯿﺰ در پی آن اﺳت ﺗﺎ به بررسی اثرات احداث شبکه مترو بر الگوی عرضه زمین (مطالعه موردی:ایستگاه 45 متری گلشهر کرج) بپردازد چرا که ﮐﻪ سیستم حمل ونقل عمومی مترو یکی از ﮐﺎرآﻣﺪﺗﺮﯾﻦ اشکالﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ در ﺷﻬﺮﻫﺎی اﻣﺮوزی است. روش شناسی: ﭘﮋوﻫﺶ حاضر در قالب دو بخش آمار استنباطی و تصمیم گیری چندمعیاره مورد ارزیابی قرار گفته است. الگوی حاکم بر پژوهش به لحاظ رویکرد، راهبردی؛ از نظر ماهیت، شناختی؛ به لحاظ هدف، کاربردی؛ از نظر روش، توصیفی تحلیلی؛ به لحاظ زمان، مقطعی؛ و از نظر نوع داده، کمی و کیفی است. با توجه به پرسش های پژوهش که از نوع علی معلولی هستند، چهار فرضیه معرفی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل ساکنان محله گلشهر کرج است و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران به شیوه محاسبه آنلاین استفاده شد و به تعداد 384 نفر تعیین گردید. همچنین برای بخش تصمیم گیری چندمعیاره با 20 متخصص رایزنی شد. نتایج و یافته ها: در گام نخست به تعیین و رتبه بندی اهمیت معیارهای کیفیت بنا و فضا، دسترس پذیری، مطلوبیت منظره های محیطی، بهره اقتصادی و ارزش زمین با استناد به آرای شهروندان ساکن در محله گلشهر کرج پرداخته شده و براساس ضریب طیف لیکرت و شناسایی شاخص های اثرگذار بر آن ها، معیار کیفیت فضا و بنا در رتبه نخست قرار گرفت که ناشی از اهمیت شاخص های "رضایتمندی کلی از تأسیسات زیربنایی و روابط همسایگی" در محله گلشهر است؛ ضمن آنکه شاخص تأثیر مترو بر کاربری تجاری نیز دارای بیشترین اهمیت از نگاه پاسخگویان است. همچنین بررسی فرضیه ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه نشان داد که در چهار معیار مذکور، در محله گلشهر کرج می توان به اثر مثبت احداث ایستگاه متروی 45 متری بر عرصه های پیرامونی پی برد. در گام بعد، عناصر اثرگذار بر یکپارچگیِ اثربخشیِ سامانه های حمل ونقل همگانی و عرصه های زمین و کاربری های مرتبط، با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی برای اولویت بندی معیارها و شاخص ها، مورد ارزیابی قرار گرفتند. براساس نتایج، معیارهای حمل ونقل، اقتصادی، اجتماعی و محیطی به ترتیب دارای بیشترین تا کمترین اهمیت هستند.
۹۷.

تبیین رابطه بین تنش های آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: استان خوزستان به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود، همواره با چالش های متعددی در زمینه منابع آب روبرو بوده است. این چالش ها، که به عنوان تنش های آبی شناخته می شوند، می توانند تأثیرات گسترده ای بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی داشته باشند و تاب آوری جامعه را در برابر بحران ها کاهش دهند. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین تنش های آبی و تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. روش شناسی: پژوهش حاضر با جامعه آماری ۴,۷۱۰,۵۰۹ نفر از شهروندان استان خوزستان، نمونه ای ۳۸۶ نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه ای تأیید شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده ها با روش های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری حاکی از وجود رابطه قوی و معنادار (p<0.05) بین شاخص های تنش های آبی و تاب آوری اجتماعی است. به عبارت دیگر، این یافته ها نشان می دهد که با افزایش تنش های آبی، تاب آوری اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کاهش می یابد. علاوه بر این، شاخص های برازش مدل نیز نشان می دهند که داده ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج حاصل از مدل سازی را تقویت می کند و مؤید آن است که مدل پیشنهادی به درستی قادر به تبیین رابطه بین متغیرهای مورد مطالعه است و در نهایت مقایسه ضرایب همبستگی نشان می دهد که شاخص زیست محیطی و سپس شاخص نهادی قوی ترین رابطه را با شاخص تاب آوری اجتماعی و تنش های آبی دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون pls نشان داد که در بین شاخص های تنش آبی به ترتیب شاخص های زیست محیطی با امتیاز 828/24، شاخص های اقتصادی با امتیاز 762/21 و سپس در بین شاخص های تاب آوری اجتماعی شاخص نهادی با امتیاز 677/21 و شاخص اجتماعی با امتیاز 145/20 رتبه اول تا چهارم را به خود اختصاص داده اند و این امر نشان دهنده تأثیر شاخص های تنش آبی بر تاب آوری اجتماعی در استان خوزستان است.
۹۸.

ارزیابی تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آب های سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز بابلرود)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
زمینه و هدف: در سال های اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شده اند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار داده اند. روش شناسی: به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آب های سطحی حوضه بابلرود ابتدا داده های هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمع آوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف داده های پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیش بینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره آینده (2100-2020) بر اساس داده های گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیه سازی دبی جریان در دوره آینده از داده های ریزمقیاس نمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در داده های آینده از آزمون های ناپارامتری من کندال و تخمین گر شیب سن در محیط نرم افزار R استفاده شد. نتایج و یافته ها: تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 2021–2100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمون های آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید می کند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافته ها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهره گیری از مدل های هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیل های منطقه ای در مطالعات آینده را برجسته می سازد.
۹۹.

تحلیل دیفرانسیل شهری و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی شهر شاندرمن در استان گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: دیفرانسیل شهری به پدیده ای کلیدی در جغرافیای شهری اشاره دارد که بیانگر تفاوت ها,نابرابری ها و گسست های فضایی-اجتماعی –اقتصادی درون یک شهر یا بین مناطق مختلف یک منطقه شهری است .شهر شاندرمن ،واقع در استان گیلان در شمال ایران با ویژگی های منحصر به فردی که دارد به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاریخی این منطقه شناخته می شود. روش شناسی: پژوهش حاضر با هدف بررسی دیفرانسیل شهری در شاندرمن از سال های 1365 تا 1400 از ترکیب داده های کمّی و کیفی بهره برده است . دراین پژوهش روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده که مبتنی بر داده های کمی مانند جمعیت ,دسترسی به خدمات عمومی – مهاجرت – نرخ بیکاری و همچنین به بررسی نظام سلسله مراتبی رتبه – اندازه جایگاه شهر شاندرمن در بین شهرهای استان گیلان پرداخته شده است ,داده های کیفی که عمق مسئله را نشان می دهد شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از کارشناسان و صاحبنظران و همچنین مدل پارادایمی جهت شناسایی شرایط علی ,زمینه ای و مداخله گر مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج و یافته ها: تلفیق داده ها نشان می دهد سرمایه گذاری ها در زمینه های بهداشتی آموزشی و خدماتی ناکافی بوده است که حکمرانی محلی به عنوان یک عامل موثر در این زمینه به علت عدم تخصیص متوازن بودجه موجب عمیق تر شدن مسائل اجتماعی – اقتصادی برای این منطقه گشته است به طوریکه این عدم تعادل موجب شده تا قسمت های مرکزی شهر از لحاظ خدمات آموزشی-بهداشتی و سطح رفاه در بالای هرم و مناطق پیرامونی و روستایی این شهر در جهت دسترسی به امکاناتی مانند صنایع کوچک مولد, خدمات رفاهی و آموزشی در وضعیت ضعیف تری قرار بگیرند.
۱۰۰.

مدلسازی توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیت ها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعه ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است. روش شناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمان های دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشان دهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمع بندی عوامل، ابعاد و مؤلفه های مدل توسعه ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان