ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۱۸۱.

ارزیابی فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه و هدف: سلامت روان زنان به عنوان یکی از ابعاد اساسی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فضاهای عمومی شهری بر سلامت روان زنان در شهر اردبیل و در چارچوب شاخص های شهر دوستدار زنان انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع ۴۰۰ پرسش نامه در میان زنان ساکن شهر اردبیل و با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل 40 گویه در قالب پنج شاخص اصلی (کالبدی–فضایی، فرهنگی–اجتماعی، امنیت، دسترس پذیری و سلامت روان) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار AMOS استفاده شد. یافته ها و نتایج: نتایج نشان داد که شاخص های کالبدی - فضایی (میانگین 17/3) و فرهنگی–اجتماعی (میانگین 05/3) در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند. همچنین، بر اساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص کالبدی–فضایی با ضریب تأثیر 89/0 بیشترین نقش را در ارتقاء سلامت روان زنان داشته است. پس از آن، شاخص های امنیت محیطی، فرهنگی–اجتماعی، دسترس پذیری و سلامت روان در رتبه های بعدی قرار گرفتند. این یافته ها بر اهمیت طراحی فضاهای عمومی با تأکید بر مؤلفه های کالبدی و محیطی در راستای ارتقاء سلامت روان بانوان تأکید دارد و لزوم توجه برنامه ریزان شهری به این ابعاد را یادآور می شود . نوآوری این پژوهش در تحلیل هم زمان پنج شاخص کلیدی شهر دوستدار زنان با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تمرکز بر شهر اردبیل به عنوان یک نمونه بومی است که کمتر در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته است.
۱۸۲.

واکاوی ابعاد هویتی در توسعه مراکز خرید از منظر شهر ایرانی - اسلامی با رویکرد تحلیل ساختاری؛ نمونه موردی مراکز خرید شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۸
در دهه های اخیر، توسعه شتابان مراکز خرید شهری در ایران به ویژه در کلان شهرها، سیمای فضایی شهرها را به طور بنیادین دگرگون کرده است. این روند با وجود کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خود، در بسیاری موارد با غفلت از بسترهای هویتی و فرهنگی همراه بوده و به شکل گیری فضاهایی انجامیده که بیشتر بازتابی از الگوهای مصرفی و تجاری جهانی هستند تا ریشه های هویتی شهرهای ایرانی اسلامی. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف «شناخت آینده و شناسایی پیشران های کلیدی توسعه مراکز خرید از منظر ابعاد هویت اسلامی ایرانی» تألیف شده است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: «هویت شهر اسلامی ایرانی در مراکز خرید سنتی و معاصر شهرهای امروز چگونه نمود می یابد؟» و «پیشران های کلیدی توسعه آتی مراکز خرید در شهرهای امروز به ویژه تبریز بر اساس تحلیل ساختاری کدام اند؟». در مجموع، ۲۶ متغیر به عنوان شاخص های مؤثر بر هویت مراکز خرید شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد از میان ۲۶ متغیر، ۱۰ متغیر به عنوان پیشران های کلیدی در شکل دهی آینده مراکز خرید تبریز نقش اساسی ایفا می کنند. این پیشران ها شامل رؤیت پذیری، بهره گیری از نشانه های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، سرزندگی، تصویر ذهنی قوی، اوقات فراغت و تفریح، جلوه های تبلیغاتی، خوانایی، ایمنی و امنیت هستند. نتایج بیانگر آن است که توجه به این مؤلفه ها می تواند زمینه ساز تقویت هویت اسلامی ایرانی در مراکز خرید معاصر شده و مانع از تبدیل آن ها به صرفاً عرصه های مصرفی شود. در مقابل، غفلت از این پیشران ها خطر تعمیق بحران هویتی و سلطه الگوهای مصرف گرایانه بر فضای شهری را به همراه خواهد داشت.
۱۸۳.

تحلیل پیامدهای فضایی ادغام روستایی در شهر (مورد مطالعه: روستای ملکش در شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
پدیده ادغام روستاها در شهر، که در برخی مناطق به عنوان دهکده های شهری شناخته می شود، ناشی از شهرنشینی سریع و توسعه بی برنامه شهری است. این ادغام اغلب پیامدهای متنوعی را در حوزه های زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. پژوهش حاضر به تحلیل پیامدهای فضایی ناشی از ادغام روستای ملکش در شهر بجنورد پرداخته و این موضوع را در چارچوب تعاملات بین دو نظام سکونتگاهی شهری و روستایی بررسی کرده است. برای این منظور، از تحلیل های آماری و فضایی بهره گیری شده است. در این تحقیق، داده های مربوط به شاخص های منتخب در محدوده بافت روستایی و شهری تجمیع و به صورت فضایی تحلیل شده اند. روش های آماری مورداستفاده شامل آزمون t، همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل لکه های داغ و سرد و شاخص موران بوده اند. نتایج نشان می دهد که پیامدهای کالبدی و فضایی ادغام این روستا در دو سطح بررسی شده است: تأثیر مورفولوژی زراعی و باغی روستا بر گسترش شهری و چالش های ناشی از تقابل بافت روستایی و شهری. هسته های روستایی علاوه بر کمک به هویت سازی در بافت جدید شهری، به دلیل توسعه غیرمنظم و تأثیر ساختار فضایی مورفولوژی های زراعی و باغی، باعث شکل گیری بافت های نامنظم و نفوذناپذیر شده اند. این نفوذناپذیری، همراه با جمعیت پذیری و تراکم ساختمانی بالای شهر بجنورد، مشکلاتی مانند ترافیک و موانع امدادرسانی در مواقع بحران را به وجود آورده است. همچنین، تقابل بافت شهری و روستایی، تعادل کالبدی-فضایی را در منطقه بر هم زده و کانون های ناهمگونی ایجاد کرده است. براساس تحلیل لکه های داغ و سرد و شاخص موران، تأثیر عوامل کالبدی بیش از سایر ابعاد بوده و این عوامل نقشی کلیدی در روند ادغام روستا به شهر ایفا کرده اند.
۱۸۴.

بررسی چند بعدی امنیت اجتماعی در محیط های شهری با تأکید بر عوامل کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی (مطالعه موردی: شهرک آزادشهر یزد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: تحولات سریع کالبدی و اجتماعی در شهرهای ایران طی دهه های اخیر، امنیت محلات شهری را به پدیده ای چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است که بررسی آن مستلزم توجه هم زمان به ویژگی های فضایی، روابط اجتماعی و سازوکارهای نهادی–حکمرانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندبعدی امنیت اجتماعی و سنجش میزان تأثیر و قدرت تبیین ابعاد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی در شهرک آزادشهر یزد است. روش شناسی: . این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی–تبیینی و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان، کارشناسان امنیتی و متخصصان شهری و به کارگیری تحلیل مضمون، شاخص های بومی امنیت اجتماعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و از ۳۶۷ نفر از ساکنان گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته و نتایج: نتایج نشان داد که هر سه بعد کالبدی، اجتماعی و نهادی–حکمرانی تأثیر مثبت و معناداری بر امنیت اجتماعی دارند و مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. در این میان، بعد اجتماعی بیشترین قدرت تبیین امنیت اجتماعی را دارا بود (β = 0.56، t = 11.74، p < 0.001؛ R² = 0.57)، که شاخص هایی مانند روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی و حس تعلق نقش برجسته تری در آن ایفا می کنند. بعد کالبدی نیز با تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی (β = 0.31، t = 4.21، R² = 0.23) بیشترین ارتباط را با کیفیت فضاهای عمومی و نورپردازی نشان داد. بعد نهادی–حکمرانی نیز اگرچه تأثیر معناداری داشت (β = 0.29، t = 3.98، R² = 0.19)، اما در مقایسه با دو بعد دیگر از قدرت تبیین کمتری برخوردار بود. در مجموع، این سه بعد در قالب مدل یکپارچه توانستند 63 درصد از واریانس امنیت اجتماعی را تبیین کنند. بر این اساس، نتایج پژوهش بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، کالبدی و نهادی در برنامه ریزی و سیاست گذاری ارتقای امنیت اجتماعی محلات شهری، به ویژه در شهرهای متوسط ایران، تأکید دارد.
۱۸۵.

عوامل مؤثر بر کنترل و مدیریت مرزها متاثر از گسترش گروه قومی ترکمن در دو سوی مرز ایران و ترکمنستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۵
موضوع تحقیق حاضر به بررسی اهمیت و تأثیر استقرار گروه واحد قومی در دو سوی مرز در کنترل مرز با تأکید بر قوم ترکمن پرداخته است. این تحقیق از طریق روش توصیفی-تحلیلی با جمع آوری داده ها از دو بخش کتابخانه ای و میدانی به ارزیابی و تحلیل اثرات و تأثیرات استقرار گروه های قومی در کنترل مرز می پردازد. تأمین امنیت ملی و جلوگیری از ناامنی و جنگ از جمله اهداف مهم کنترل مرزها است و به این منظور، اهمیت استقرار گروه های قومی در دو سوی مرز به ویژه با تأکید بر قوم ترکمن به عنوان جزء از جامعه محلی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق به دو بخش نظری و میدانی تقسیم می شوند. در بخش نظری، با تکیه بر نظریات مرتبط با کنترل مرز و قومیت، شش مؤلفه و 27 متغیر به عنوان گویه های اصلی تحقیق معرفی شده اند. در بخش میدانی نیز با استفاده از پرسش نامه و با مشارکت 30 نفر از متخصصان مرز از جمله اساتید دانشگاه و دانشجویان دکتری در حوزه های جغرافیای سیاسی، برنامه ریزی شهری و علوم سیاسی، داده ها جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SMART-PLS تحلیل و بررسی شده اند.نتایج نشان می دهد که بعد سیاسی با ضریب 0.898 به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کنترل مرز تأثیرگذار است. در این متغیر، تبعیضات سیاسی و قومی و عدم بازیگری سیاسی تأثیر مهمی در اهمیت بعد سیاسی در کنترل مرز ایران و ترکمنستان دارد. این یافته ها نشان می دهند که در تدوین سیاست ها و برنامه های مرتبط با کنترل مرز، نیاز به توجه به عوامل سیاسی و قومی از اهمیت بالقوه برخوردار است.
۱۸۶.

پیش نگری شاخص های بارش حدی تحت سناریوهای تغییر اقلیم در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۸
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات شاخص های حدی بارش در تهران تحت تأثیر سناریوهای مختلف تغییر اقلیم انجام شد. برای این منظور داده های روزانه بارش و دما از سه ایستگاه سینوپتیک آبعلی، دوشان تپه و مهرآباد طی دوره ی ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۵ و خروجی پنج مدل منتخب از مجموعه مدل های اقلیمی CMIP6 شامل CAN-ESM2-0، FGOALS-G3، IPSL-CM6A-LR، MIROC6 و MRI-ESM2-0 در سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 مورد استفاده قرار گرفت. داده ها پس از ریزمقیاس نمایی و تصحیح بایاس با روش Linear Scaling، برای محاسبه شش شاخص حدی بارش (CDD، CWD، PRCPTOT، R20mm، R99p و SDII) در نرم افزار RClimDex و تحلیل روند با آزمون های Mann–Kendall و شیب سن به کار گرفته شدند. نتایج نشان داد که عملکرد مدل ها در شبیه سازی دما مطلوب اما در بازسازی بارش محدود است و در میان آن ها، مدل های FGOALS-G3 و IPSL-CM6A-LR دقت بالاتری دارند. تحلیل روندها نشان داد که در ایستگاه آبعلی، بارش سالانه و شاخص های شدید بارش در سناریوی خوش بینانه SSP1-2.6 کاهش و در سناریوی بدبینانه SSP5-8.5 افزایش می یابند؛ در حالی که دو ایستگاه دوشان تپه و مهرآباد عمدتاً روندهای پایدار یا افزایشی خفیف را در سناریوهای با انتشار بالا تجربه می کنند. این یافته ها بیانگر تفاوت مکانی و وابستگی شدید تغییرات بارش های حدی به نوع سناریو است. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که افزایش شدت و فراوانی بارش های سنگین در سناریوهای پرانتشار می تواند خطر وقوع سیلاب های شهری را افزایش دهد، در حالی که کاهش بارش در سناریوهای کم انتشار، ریسک خشکسالی در مناطق کوهستانی را تقویت می کند. این نتایج اهمیت بررسی تفصیلی تغییرات حدی اقلیمی را در مدیریت منابع آب و برنامه ریزی سازگاری شهری تهران برجسته می سازد.
۱۸۷.

بررسی تحولات پژوهش های جهانی تاب آوری شهری و هم پیوندی آن با انرژی های تجدیدپذیر و تغییر اقلیم: یک مطالعه علم سنجی (2000- 2025)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
تاب آوری شهری در قرن بیست ویکم به عنوان پارادایمی کلیدی برای مقابله با تنش ها و مخاطرات ناشی از تغییرات اقلیمی مطرح شده است. پیوند آن با انرژی های تجدیدپذیر ضرورتی بنیادین دارد، زیرا زیرساخت های انرژی پاک فرایند کربن زدایی را تسهیل می کنند. این پژوهش با هدف ترسیم تحول علمی در پیوند سه گانه «تاب آوری شهری انرژی های تجدیدپذیر تغییر اقلیم» طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. داده ها از پایگاه Scopus با جست وجوی (TITLE-ABS-KEY) پیرامون urban resilience، renewable energy و climate change استخراج و پس از یکپارچه سازی هم معناها (نظیر PV/photovoltaic و NBS/green infrastructure) و حذف تکراری ها پاک سازی شدند. مجموعه نهایی شامل ۴۶۰ رکورد است؛ توزیع موضوعی نشان می دهد علوم محیطی (>۴۰۰)، علوم اجتماعی (۲۸۰~) و انرژی (۱۵۰~) بیشترین سهم را دارند. روند انتشارات از ۲۰۱۵ بیش از سه برابر رشد یافته و در ۲۰۲۴ به حدود ۸۰ و در ۲۰۲۵ به بیش از ۱۱۰ مقاله رسیده است. از نظر جغرافیایی، چین و ایالات متحده پیشتاز هستند و هند و ایران به عنوان بازیگران نوظهور نقش فزاینده ای یافته اند. تحلیل هم رخدادی کلیدواژه ها در VOSviewer سه خوشه غالب را آشکار کرد: (۱) تاب آوری تغییر اقلیم و مدیریت ریسک، (۲) حکمرانی، عدالت و سیاست انرژی، (۳) ریزاقلیم شهری، سنجش ازدور و ریخت شناسی شهری. این حوزه از مباحث مفهومی به کاربردهای اجرایی همچون زیرساخت های سبز و اقلیم شناسی داده محور تغییر جهت داده است. شکاف های موجود شامل فقدان شاخص های یکپارچه «تاب آوری انرژی اکوسیستم»، گسست مقیاسی ساختمان شهر و کم نمایی عدالت انرژی است. این مطالعه نقشه ای کمی و بازتولیدپذیر ارائه کرده و در سطح سیاست گذاری، بر ادغام راهکارهای مبتنی بر طبیعت با سامانه های انرژی تجدیدپذیر، استقرار شبکه پایش ریزاقلیم شهری و نهادینه سازی عدالت انرژی در برنامه ریزی شهری تأکید دارد.
۱۸۸.

نظریه خلاقیت منطقه ای و نشانه های جغرافیایی (نقش نوآوری و پیشرفت اقتصادی در پویایی محیطی و هویت مکانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
   هنگامی که فضا شکل می گیرد و مکان به مرتبت و شأن سکونت توصیف می شود، نیازها و اهداف بشر در آن تحت تأثیر عوامل متعدد تعریف می شوند. هر مکانی به واسطه ویژگی های منحصر به فرد خود دارای پتانسیل های خلاقیت سرزمینی است. این پتانسیل ها زمینه ای را فراهم می کنند که انسان ها بتوانند ارزش های فرهنگی و اجتماعی خود را شکل داده و توسعه دهند. به بیان دیگر، خلاقیت های هر مکان و سرزمینی به عنوان بستر اولیه عمل می کنند و انسان ها از طریق تعامل با این پتانسیل ها، آن ها را به ارزش ها و نوآوری های فرهنگی تبدیل می نمایند . هویتی که از این فرایند به دست می آید، می تواند مناطق خاص با نشانه های جغرافیایی را ایجادکند. نشانه های جغرافیایی، عناصری هستند که هویت جغرافیایی یک منطقه را تعریف کرده و خلاقیت های سرزمینی را شکل می دهند و حفاظت از آن ها نقش مهمی در پویایی و پایداری محیطی داشته و بروز خلاقیت محیطی می تواند به پیشرفت مناطق منجرشود. رابطه بین جغرافیا و درک خلاقیت های مکانی و حفاظت از نشانه های جغرافیایی، اولین گام حرکت انسان ها با هارمونی محیطی است. بر این اساس، حفاظت از نشانه های جغرافیایی به عنوان معرّف شناسه محیط و شناخت خلاقیت ها، راهبرد های پیشرفت های اجتماعی را به گونه ای تنظیم خواهدکرد که با طبیعت و هویت مکانی در تضاد و تقابل قرارنگیرد و در این مرحله است که با شناخت چنین رمز زیستی، پایداری هردینگ های اجتماعی شکل خواهدگرفت. هدف این مقاله که با روش فراتحلیل انجام شده، بیشتر طرح مفاهیم جدیدی تحت عنوان خلاقیت سرزمینی و خلاقیت منطقه ای، جغرافیای مالکیت فکری و نشانه های جغرافیایی است بدان گونه که بتواند پنجره جدیدی از شناخت محیط و آمودن آن برای سیاست گزاران کلان برنامه ریزی های ملی، منطقه ای و محلی بگشاید .  
۱۸۹.

امکان سنجی توسعه فتوتوریسم در استان گیلان با تأکید بر ظرفیت های محیطی و تحلیل " PESTEL

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۷۹
هدف این پژوهش، امکان سنجی توسعه گردشگری عکاسی (فتوتوریسم) در استان گیلان با تمرکز بر سنجش ظرفیت های محیطی و پیش شرط های لازم برای ترویج آن می باشد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) و در قالب یک طرح سه مرحله ای (مطالعه اسنادی، مصاحبه با متخصصان و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته) انجام شده است. داده ها با استفاده از مدل PESTEL و ارزیابی شش شاخص کلیدی ظرفیت محیطی (تنوع منظر، پدیده های طبیعی، عکاسی نجومی، معماری تاریخی، سازه های مهندسی و پویایی فرهنگی-اقتصادی) تحلیل شده اند. یافته ها پژوهش نشان می دهد، استان گیلان از ظرفیت های محیطی استثنایی (مانند چشم اندازهای متنوع، پدیده های طبیعی منحصربه فرد و غنای فرهنگی) برخوردار می باشد. از سوی دیگر تحلیل مدل PESTEL نشان داد که در ارتباط با توسعه گردشگری عکاسی، بُعد اجتماعی (با میانگین 3/14) به عنوان نقطه قوت اصلی و بستر مساعد برای توسعه عمل خواهد کرد، در حالی که ابعاد فناوری (1/96) و سیاسی (1/94) به عنوان اصلی ترین چالش های توسعه فتوتوریسم می باشند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد وجود همبستگی قوی بین فناوری و قوانین (0/82) بر ضرورت اصلاح همزمان این دو حوزه تأکید دارد. در مجموع نتایج این پزوهش نشان داد، با وجود ظرفیت های بی نظیر محیطی، توسعه پایدار فتوتوریسم در استان گیلان مستلزم تقویت فوری زیرساخت های فناورانه، ثبات در سیاست گذاری و تدوین چارچوب های قانونی شفاف است.
۱۹۰.

تحلیل پیشران های کلیدی اثرات هوشمندسازی بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: شهرستان های فردوس، بشرویه و سرایان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
هوشمندسازی روستاها به عنوان رویکردی نوین در توسعه زیرساخت های روستایی، نقشی کلیدی در توانمندسازی اقتصادی و کاهش آسیب پذیری خانوارهای روستایی ایفا می کند. از همین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی و پیشران های اثرگذار بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی–تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. داده ها به شیوه اسنادی و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 3۵ نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه توسعه روستایی است. جهت اعتباربخشی، روایی و پایایی پرسشنامه از نظرات اساتید دانشگاه استفاده گردید. و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MICMAC انجام گرفته است. یافته ها نشان داد که از میان ۵۰ شاخص بررسی شده، ۱۶ پیشران کلیدی شناسایی شدند. در بُعد سیاست های حمایتی، مهم ترین عوامل شامل دسترسی بهتر به بازارهای مالی (44)، افزایش درآمد فعالیت های وابسته به کشاورزی (53)، حمایت دولت و دسترسی مناسب به امکانات پشتیبانی (55) و غیره می باشند. همچنین در بُعد سیاست های بازگشت به شرایط مناسب پس از شوک های اقلیمی، متغیرهایی چون اعطای وام و تسهیلات به آسیب دیدگان (35)، توانایی ایجاد و توسعه کسب وکار (42)، و دسترسی به شغل مناسب در روستا و شهرهای پیرامونی (40) و غیره می باشند.
۱۹۱.

ارزیابی و اولویت بندی جاذبه های گردشگری در راستای توسعه اقتصادی استان قم با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۸
ظهور فناوری های نوین باعث پویایی و پیچیدگی فضای اجتماعی به خصوص در زمینه تعیین و تبیین گردشگری و جاذبه های بر اساس سلایق و نیازهای آن شده است. در این راستا، هدف اصلی این مطالعه شناسایی پیشران های گردشگری استان قم و سناریوسازی با رویکرد آینده پژوهی است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش توصیفی است و با توجه به ماهیت آن رویکردی آمیخته دارد. جامعه مشارکت کنندگان این طرح در مرحله کیفی و کمی شامل خبرگان، اساتید دانشگاهی، فعالان حوزه گردشگری با حداقل پنج سال سابقه مفید و درنهایت مسئولان دستگاه های اجرایی متولی امور گردشگری بوده که در مرحله کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه با 25 نفر اشباع نظری و در مرحله کمی با توزیع پرسشنامه بین 46 نفر اولویت بندی انجام شد. در این تحقیق برای تجزیه وتحلیل یافته ها در مرحله کیفی از رویکرد آینده پژوهی و در مرحله دوم با روش میانگین استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که برای تدوین سناریوهای جاذبه های گردشگری استان قم باید دو پیشران «تغییرات نسلی و سبک زندگی در مقابل ثبات نسلی و سبک زندگی» و «گرایش به آثار تاریخی و مذهبی در مقابل گرایش به آثار طبیعی و جدید» مدنظر قرار گیرد. بر اساس یافته های این طرح سناریوهایی مانند اصالت در ریشه، تمایل به ریشه، آشوب در ریشه و درنهایت تغییر در ریشه به عنوان سناریوهای محتمل برای جاذبه های گردشگری قم محتمل و برچسب گذاری گردید.
۱۹۲.

تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهری با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند (نمونه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۳
شهرهای میانی ایران، با ساختار فضایی خاص و چالش های نهادی زیرساختی، به الگوهای بومی برای تحقق پذیری هوشمند نیاز دارند. این پژوهش با هدف تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهر سقز با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند، به ویژه در حوزه حمل ونقل، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) و مبتنی بر تحلیل پیکربندی فضا و روش دلفی است. تحلیل شبکه معابر با نرم افزار DepthmapX و استخراج ۳۸۶۳ گره و ۴۸۴۸ یال نشان داد ساختار فضایی شهر از ناهمگونی و تمرکز شدید بر گره های مرکزی رنج می برد. شاخص میانگین عمق در هسته مرکزی 0/0232 (نشان دهنده پیوستگی نسبی) است، در حالی که ضریب تغییرات شاخص دسترسی با 68/7 درصد بیانگر نابرابری شدید فضایی در دسترسی به خدمات است. همچنین، شاخص ارتباط با میانگین 0/01705 و انحراف معیار 0/02680، الگوی مرکز پیرامون و وابستگی شبکه به تعداد محدودی از گره های حیاتی را آشکار ساخت. از سوی دیگر، فرایند دلفی دومرحله ای با ۱۵ خبره به بومی سازی و اجماع نهایی روی 40 گویه در پنج شاخص کلیدی منجر شد. ضریب هماهنگی کندال از 0/372 در دور اول به 0/786 در دور دوم رسید که حاکی از اجماع قوی خبرگان بوده است. یافته های تلفیقی نشان داد گره های با مقادیر هم زمان بالا در شاخص های بینابینی و دسترسی (مانند گره های مرکزی محلات 10 و 11)، نقاط کلیدی برای استقرار بهینه زیرساخت های هوشمند هستند. در مقابل، نواحی پیرامونی (محلات 16 و 17) با عمق فضایی بالا و دسترسی پایین، نیازمند مداخلات هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال و عدالت فضایی هستند.
۱۹۳.

کاربرد رویکرد شبکه های بیزی در مدل سازی شدت فرسایش بادی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش با هدف مدل سازی و پهنه بندی شدت فرسایش بادی در استان گلستان انجام شده است. بدین منظور، نخست متغیرهای تأثیر گذار بر شدت فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه بر اساس مرور منابع و نظر کارشناسان، شناسایی و انتخاب شد. در مرحله بعد با استفاده از نمودار تأثیر، روابط علّی و معلولی بین این متغیرها مشخص شد. پس از تشکیل جدول های احتمالات شرطی برای متغیرهای مدل، نمودار تأثیر با استفاده از نرم افزار « Netica »   به یک مدل بیزی اولیه تبدیل شد. شدت فرسایش بادی بر اساس مدل طراحی شده به صورت تصادفی در 100 نقطه در سطح استان گلستان شبیه سازی شد. همچنین جهت صحت سنجی نتایج مدل بیزی از مدل تجربی «اریفر» و شواهد میدانی استفاده شد. براساس حساسیت سنجی مدل بیزی، فرسایش بادی در منطقه بیشتر تحت تأثیر، فرسایش پذیری، فرسایندگی و پوشش سطح زمین است. نتایج مدل بیزی نشان داد آسیب پذیرترین نقاط از نظر خطر فرسایش بادی نواحی شمالی (شمال شهرستان گنبد)، شمال شرقی (شهرستان مراوه تپه) و شمال غرب (شهرستان های آق قلا و گمیشان) محسوب می شوند. براین اساس، احتمال خطر فرسایش بادی در 607176 هکتار از منطقه در کلاس 0 تا 25 درصد، 499910 هکتار در کلاس 25 تا 50 درصد، 437195 هکتار در کلاس 50 تا 75 درصد و 486367 هکتار در کلاس 75 تا 100 درصد قرارگرفت. همچنین نتایج نشان دهنده ضریب تبیین مناسب (R2 =0.7) بین احتمالات طبقه "زیاد" خروجی مدل شبکه باور بیزی و امتیاز مدل « IRIFR » بود که نشان از دقت قابل قبول مدل در پیش بینی سطوح تحت تأثیر فرسایش بادی است. بر اساس نتایج به دست آمده از مدل بیزی و نقشه احتمالاتی ارائه شده در این پژوهش می توان به بررسی و اولویت بندی کانون های بحرانی فرسایش بادی در استان گلستان پرداخت که برای برنامه ریزی و مدیریت از اهمیت زیادی برخوردار است .
۱۹۴.

تحولات شهرنشینی در ایران از 1355 تا 1395 و روندهای آینده در الگوهای رشد شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: این مطالعه با استفاده از داده های سرشماری تاریخی، تحلیل فضایی کمی از بازسازی شهری ایران را از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ انجام می دهد تا سیر تحول مراکز شهری و تغییرات جمعیتی را در یک چشم انداز پیچیده اجتماعی-اقتصادی و سیاسی بررسی کند. بیضی های انحراف معیار و تکنیک های آمار فضایی به بررسی الگوهای شهرنشینی، تمرکز و دگرگونی اشکال شهری کمک می کنند و بر پیشرفت منظم شرق به سمت تهران به عنوان یک محور شهری تاکید می کنند. روش پژوهش: این روش مجموعه های داده های جغرافیایی و آمار سرشماری را با استفاده از تجزیه و تحلیل نقاط داغ و آمار جهانی موران Iبرای شناسایی روندها در خوشه بندی شهری و همبستگی فضایی یکپارچه می کند. همچنین چالش های ناشی از رشد سریع شهری مانند شکاف های توسعه و پایداری مناطق شهری و روستایی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج: یافته های تحلیل نه تنها نشان دهنده دوره های بحرانی بازسازی شهری است که به طور قابل توجهی تحت تأثیر انقلاب اسلامی پس از سال ۱۳۵۵ و جنگ ایران و عراق قرار گرفته اند، بلکه تأثیر رویدادهای سیاسی-اجتماعی بر توسعه شهری ایران را نیز مورد تأکید قرار می دهند. این تحقیق نیاز فوری به اجرای رویه های برنامه ریزی شهری پایدار و سیاست های توسعه منطقه ای عادلانه برای پرداختن به پیچیدگی های ناشی از شهرنشینی را برجسته می کند. نتیجه گیری: این مطالعه با تحلیل شش دهه تحولات شهری در ایران نشان داد که سیاست های متمرکز دولتی، تمرکزگرایی جمعیتی و توزیع نامتوازن منابع را تشدید کرده و به نابرابری فضایی و چالش های زیست محیطی منجر شده است. یافته ها حاکی از تغییر الگوی توسعه شهری از پراکندگی به تمرکز، به ویژه در تهران، هستند. پیشنهاد می شود با تقویت زیرساخت ها در شهرهای کوچک و سیاست های تمرکززدایی، مسیر توسعه پایدار و متعادل شهری در ایران فراهم شود. ادامه روند فعلی می تواند نابرابری فضایی و فشار بر منابع را تشدید کند.
۱۹۵.

تحلیل تأثیر فناوری های واقعیت افزوده و واقعیت مجازی بر فرآیند پرورش ایده در طراحی معماری با تأکید بر طراحی کیفیت فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوری های واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی در ارتقای کیفیت طراحی شهری تبیین سازوکار تأثیر این فناوری ها بر فرآیندهای شناختی و خلاقانه طراحی انجام شد. رویکرد پژوهش کمی، از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته اند. در مدل پژوهش، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده اند. متغیرهای واقعیت ترکیبی، تجسم فضایی، تجربه غوطه ور و تعامل طراحی به عنوان سازه های میانجی، نقش انتقال اثر فناوری ها به فرآیندهای خلاقانه طراحی را بر عهده دارند. همچنین خلاقیت در طراحی و پرورش ایده به عنوان متغیرهای پیش بین نهایی در ارتقای کیفیت طراحی شهری در نظر گرفته شده اند. براساس یافته های پژوهش، واقعیت مجازی دارای اثر کل ۰٫۴۴ و واقعیت افزوده دارای اثر کل ۰٫۳۹ بر کیفیت طراحی شهری هستند که بخش مهمی از این تأثیر از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. در میان متغیرهای مدل، خلاقیت در طراحی با ضریب مسیر ۰٫۵۳ قوی ترین اثر مستقیم را بر کیفیت طراحی شهری نشان داد، در حالی که تعامل طراحی نیز با ضریب ۰٫۴۲ نقش مهمی در بهبود فرآیند طراحی ایفا می کند. نتایج نشان داد که حدود ۰٫۷۳ از واریانس کیفیت طراحی شهری توسط متغیرهای مدل تبیین می شود که بیانگر قدرت تبیین مناسب مدل پژوهش است. به طور کلی، یافته های این تحقیق نشان می دهد که به کارگیری فناوری های واقعیت توسعه یافته از طریق تقویت تجربه غوطه ور، تجسم فضایی، تعامل طراحی و پرورش ایده های خلاقانه می تواند به ارتقای کیفیت تصمیم گیری های طراحی و بهبود کیفیت محیط های شهری منجر شود.
۱۹۶.

تحلیل الگوی نیمرخ های طولی نرمال شده رودخانه در حوضه های منتخبِ منشور بَراَفزایشی مکران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۹
نیمرخ های طولی رودخانه، از رایج ترین شیوه های تحلیل واکنش های کوتاه مدت چشم انداز می باشند. نیمرخ های طولی نرمال شده نسبت به نیمرخ های سنتی، تفسیر آسان تری دارند و شکست شیب را برجسته تر می کنند. افزونه NProfiler امکان نمایش نیمرخ های نرمال شده و شاخص های مرتبط با آن ها را فراهم می کند. در این پژوهش، به منظور بررسی الگوهای واکنش ژئومورفیک آبراهه های منتخب در حوضه های باهوکلات، کهیر، سدیچ، گابریک و جگین واقع در منشور بَراَفزایشی مکران، به طورویژه از نیمرخ های نرمال شده و افزونه NProfiler مبتنی بر DEM استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند بیشتر آبراهه ها، نیمرخ طولی مقعر دارند. دامنه نوسانی پارامتر CT برای آبراهه های اصلی بین 89/29% و 47/52% و در آبراهه های فرعی از 38/1% تا 39/64% متغیر است. بیشترین و کم ترین میزان CT در آبراهه های اصلی به ترتیب متعلق به کهیر و جگین؛ و در آبراهه های فرعی متعلق به B6 و J1 می باشند. خطی ترین و محدب ترین نیمرخ طولی نیز، متعلق به آبراهه J1 (CT = 1.38%) و B7 (CT = -11.36%) می باشد. مشاهده نیمرخ های مقعر در بسیاری از آبراهه های منتخب، نشان دهنده وجود حالتی از تعادل نسبی است. علاوه برآن، تنها در دو نیمرخ مقدار تقعر منفی و منحنی محدب دارند. نیمرخ های محدب، بر حوضه های کوچک، بخش سرچشمه و مناطق گسل خورده ارتفاعات مکران انطباق دارند و گویای وجود حالت گذار چشم انداز در ارتباط با فراخاست محلی است.
۱۹۷.

بررسی نقش عوامل اقتصادی مؤثر در توسعه گردشگری پایدار (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
امروزه صنعت گردشگری صنعتی پویا با ویژگی های منحصربه فرد است که بخش مهمی از فعالیت های اقتصادی و غیراقتصادی کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه را به خود اختصاص داده است و توسعه گردشگری در چهارچوب پایداری به درآمد اقتصادی پایدار منجر می شود. به همین منظور، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل اقتصادی مؤثر در توسعه گردشگری پایدار (مورد مطالعه: شهر تهران) است. مطالعه از نوع توصیفی – پیمایشی است. از منظر متدولوژیک این تحقیق براساس روش «تحقیق آمیخته» است. نمونه آماری شامل 65 نفر از شاغلان صنعت گردشگری در شهر تهران هستند که به صورت غیرتصادفی انتخاب شدند. داده ها و سناریوها با استفاده از تکنیک نگاشت شناختی فازی تحلیل و مدل پژوهش با استفاده از تحلیل شبکه های اجتماعی طراحی شدند. در این راستا، عوامل متعددی دخیل هستند که از میان این عوامل، افزایش حجم مبادلات اقتصادی، اشتغال زایی برای ساکنان محلی و برنامه ریزی در راستای سیاست گذاری های مناسب اقتصادی به ترتیب بیشترین اهمیت را داشتند؛ زیرا مرکزیت بیشتری داشتند. درنهایت با استناد به نتایج به دست آمده، پیشنهاداتی مبنی بر توسعه گردشگری پایدار در شهر تهران ارائه شد .
۱۹۸.

شناسایی پیشران های توسعه گردشگری با رویکرد آینده پژوهی مطالعه موردی: شهر مرند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۹
گردشگری شهری به عنوان یکی از پیچیده ترین و پویاترین بخش های اقتصاد جهانی، نیازمند برنامه ریزی آینده نگرانه و شناسایی پیشران های کلیدی توسعه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه صنعت گردشگری شهر مرند و تحلیل نحوه اثرگذاری و اثرپذیری آن ها با رویکرد آینده پژوهی انجام شده است. مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت اکتشافی با ترکیب روش های کمی و کیفی (آمیخته) صورت گرفته است. داده های تحقیق از طریق مطالعات اسنادی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک دلفی گردآوری و با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل شدند. یافته ها نشان داد از میان ۴۰ پیشران اولیه در شش گروه کالبدی فضایی، طبیعی زیست محیطی، فرهنگی اجتماعی، مدیریتی اقتصادی، فناوری و منطقه ای، ده پیشران کلیدی شامل زیرساخت های حمل ونقل، جاذبه های طبیعی (کوه های میشو)، دسترسی بین منطقه ای، موقعیت مرزی، سرمایه گذاری بخش خصوصی، سیاست های ملی گردشگری، حمایت دولت محلی، توسعه اکوتوریسم، حفاظت از آثار تاریخی و برنامه ریزی شهری پایدار بیشترین نقش را در آینده گردشگری مرند ایفا می کنند. تحلیل ماتریس اثرات متقاطع نشان داد سیستم موردمطالعه از نوع «ساختار خاص با قابلیت کنترل پایین توسط بازیگران» است و پیشران های دو وجهی (تأثیرگذار و تأثیرپذیر بالا) مهم ترین نقش را در شکل دهی به سناریوهای آینده دارند. به طورکلی، توسعه گردشگری مرند بیش از هر چیز به شاخص های فضایی کالبدی و مدیریتی گرایش دارد و سناریوهای مطلوب مستلزم تقویت هماهنگی میان نهادهای محلی، ملی و خصوصی است.
۱۹۹.

سنجش وضعیت و شناسایی عوامل مؤثر بر مطلوبیت میادین و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۲
مطلوبیت میادین شهری و المان های وابسته به آن، به عنوان یکی از اثرگذارترین سازه های مؤثر بر کیفیت فضاهای عمومی و سرزندگی شهری، نیازمند هماهنگی کمّی و کیفی مؤلفه های مختلفی است که بایستی در یک مجموعه هماهنگ توسط مدیران شهری درنظرگرفته شوند. پژوهش حاضر نیز با این هدف در شهر مریوان با دیدی زمینه محور به منظور ترسیم وضعیتی شفاف از مطلوبیت این عناصر، جهت تبدیل شدن به مبنای سیاست گذاری و برنامه ریزی مدیران شهری در راستای ارتقای کیفیت محیطی، انجام گرفته است. پژوهش کاربردی حاضر برمبنای روش، توصیفی-تحلیلی و از لحاظ نوع، کمّی–کیفی بوده و جهت گردآوری داده ها، در بخش نظری از منابع اسنادی و در بخش عملی از پیمایش مبتنی بر مصاحبه، مشاهده و توزیع پرسش نامه بهره گرفته شده است. در بخش کمّی با توزیع پرسش نامه و تجزیه وتحلیل آن ها با آزمون های آمار استنباطی و شاخص های توصیفی(t نمونه ای و میانگین و مد پاسخ ها) سعی بر شناسایی مطلوبیت میادین و المان های وابسته بر مبنای شاخص های تعریف شده و در بخش کیفی بر مبنای مصاحبه نیمه ساختاریافته و تجزیه وتحلیل آن با تکنیک کدگذاری باز و سپس، بهره گیری از توزیع پرسش نامه استخراج شده در راستای تأیید و تعمیم مبتنی بر بهره گیری از معادلات ساختاری، سعی بر شناسایی علل و عوامل مؤثر بر وضعیت موجود مطلوبیت و کارایی این عناصر در محیط شهری است. همچنین، جامعه آماری پژوهش مبتنی بر مدیران شهری، متخصصان علمی و آگاهانی از میان شهروندان شهر مریوان می باشد که به روش هدفمند تعیین گردیدند. یافته های پژوهش نشان دادند که مطلوبیت میادین شهری شهر مریوان و المان های وابسته به آن ها از لحاظ هر سه شاخص مورد بررسی مبتنی بر کیفیت طراحی، معماری و عملکرد(میانگین 2.58)، اجتماعی- اقتصادی(میانگین 2.42) و زیست محیطی(میانگین 2.19) و 33 متغیر وابسته به آن ها در وضعیت نامناسبی قراردارد. همچنین، مجموعه ای از عوامل، مبتنی بر ضعف مدیریت تخصص گرا و کارآمد در حوزه شهری، ضعف در تأمین و کمبود منابع مالی مدیریت سیما و منظر شهری(مؤثرترین عوامل)، تأکید بر فرم و غفلت از معنا و مفهوم در طراحی میادین و المان ها، درهم ریختگی بافت کالبدی فضاهای عمومی و ضعف در مدیریت مشارکتی و مشارکت گرایی شهروندان در ارتقای کیفیت محیطی فضاهای عمومی شهری، بر ناپایداری و ناکارآمدی میادین و المان های وابسته به آن ها در ارتقای حس سرزندگی و عملکرد مطلوب، اثرگذار هستند.
۲۰۰.

کاربرد الگوریتم های یادگیری ماشین در مدیریت خطر سیلاب با تأکید بر سکونتگاه های روستایی گردشگرپذیر (مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری بیستون، استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۳
با توجه به حضور گردشگران در فضاهای گردشگرپذیر، وقوع مخاطرات محیطی در این فضاها می تواند نسبت به دیگر مناطق، آسیب ها و خسارات زیست محیطی، جانی و مالی بیشتری را به همراه داشته باشد. از این رو هدف پژوهش کاربردی حاضر، پهنه بندی خطر سیل و شناسایی روستاهای در معرض خطر سیل است که به صورت مطالعه موردی در منطقه نمونه گردشگری بیستون (شامل 60 روستا) انجام گرفته است. در راستای دستیابی به هدف اصلی پژوهش از 13 معیار و دو الگوریتم Cart و Simple RF استفاده شده است. نتایج الگوریتم Cart نشان داد 5/39 درصد از مساحت و 80 درصد از روستاها، در پهنه های خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفته است. نتایج الگوریتم Simple RF نشان داد 1/36 درصد از مساحت و 75 درصد از روستاها در پهنه های خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفته اند. مقایسه پهنه بندی ها نشانگر شباهت زیاد نتایج آن ها است با این تفاوت که الگوریتم Cart در شناسایی محدوده های پر خطر تاحدی سختگیرانه تر عمل کرده است. با این تفاوت که الگوریتم Cart در شناسایی محدوده های پر خطر تاحدی سختگیرانه تر عمل کرده است. نتایج صحت سنجی عملکرد الگوریتم ها نشان داد علی رغم دقت بالای دو الگوریتم، الگوریتم Simple RF دقت بیشتری را نسبت به الگوریتم Cart داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان