طاهره خبازی

طاهره خبازی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

توسعه گردشگری ادبی همدان و نقش باباطاهر عریان در گسترش آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
باباطاهر عریان، شاعر و عارف برجسته قرن چهارم و پنجم هجری، نماد ادبی همدان است که در توسعه گردشگری، به ویژه گردشگری ادبی، نقش مهمی دارد. بقعه باباطاهر، واقع در میدان باباطاهر همدان، توسط محسن فروغی (۱۳۴۴) طراحی و در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. معماری این بنا، تلفیقی از سبک های سنتی (قرن 7 و 8 ه ) و مدرن، از پربازدید ترین جاذبه های همدان است و سالانه گردشگران بسیاری را جذب می کند. دوبیتی های حک شده بر سنگ های مرمر و فضای معنوی، تجربه ای ادبی و عرفانی فراهم می آورد. این بنا هویت فرهنگی همدان را تقویت کرده و با جذب گردشگر، به اقتصاد محلی از طریق فرصت های شغلی مانند فروش صنایع دستی کمک می کند. نزدیکی به جاذبه هایی مانند گنبد علویان و تپه هگمتانه، آن را مقصدی مکمل در گردشگری تبدیل کرده است. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، اهمیت بنا در گردشگری ادبی، چالش ها و فرصت ها بررسی می شود. یافته ها نشان می دهد توسعه زیرساخت های گردشگری، برگزاری جشنواره های ادبی و بهره گیری از فناوری هایی مانند واقعیت مجازی می تواند تأثیر این جاذبه را تقویت کند.
۲.

ظرفیت ها و راه کارهای بهره گیری از آستانه شاه نعمت الله ولی در توسعه گردشگری ادبی و تقویت هویت فرهنگی استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاه نعمت الله ولی گردشگری ادبی هویت فرهنگی ماهان کرمان

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
شاه نعمت الله ولی (۷۳۱-۸۳۴ ه )، عارف و شاعر برجسته ایرانی، یکی از چهره های کلیدی تاریخ تصوف است و آستانه او در ماهان کرمان، به عنوان کانون مهم پیوند میراث عرفانی، ادبی و آیینی شناخته می شود. این مکان نمونه ای از پیوند میان متن ادبی- عرفانی، مکان مقدس و جاذبه گردشگری است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی میان رشته ای، کارکردهای گردشگری ادبی آستانه شاه نعمت الله ولی را در سه سطح بررسی کرده است: بازنمایی میراث عرفانی، الگوی مواجهه بازدیدکنندگان با مکان و پیامدهای اقتصادی- اجتماعی محلی. داده ها ازطریق مطالعات میدانی شامل مشاهده و گفت وگو با فعالان و بازدیدکنندگان گردآوری شده اند. ترکیب عناصر معماری، آیین های زیارتی و ارجاعات ادبی- عرفانی، آستانه را از یک مقصد صرفاً تاریخی فراتر برده و به فضایی برای تجربه عمیق ادبی- فرهنگی تبدیل کرده است. به ویژه، چله خانه (به عنوان بخشی کمتر شناخته شده) نقشی کلیدی در تعمیق تجربه گردشگری عرفانی ایفا می کند و آشنایی با آن، ماندگاری تجربه را افزایش می دهد. ازسویی دیگر، مکان مذکور الگوهای خاصی از تعاملات اجتماعی میان زائران و گردشگران ایجاد کرده است؛ ازجمله پیوند آیین های زیارتی با فعالیت های فرهنگی و تقویت صنایع دستی بومی مانند پته دوزی. گردشگری مبتنی بر این مجموعه، کنار ایجاد فرصت های شغلی مستقیم در بخش خدمات، به طور غیرمستقیم محرک توسعه کسب وکارهای محلی است و جایگاه ماهان را در گردشگری ادبی تثبیت می کند. این تأثیر را می توان با برگزاری برنامه های ادبی و فرهنگی ازجمله همایش های ادبی با محوریت شاه نعمت الله ولی، تقویت کرد. نتیجه گیری پژوهش بر ضرورت بازنگری در الگوی معرفی و مدیریت محتوای فرهنگی آستانه تأکید دارد و آن را نمونه ای ممتاز از ظرفیت گردشگری ادبی در پیوند میراث ناملموس با توسعه پایدار محلی می داند.
۳.

بوم گرایی در ذهن و زبان نیما یوشیج و منوچهر آتشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان ادبی نقد بوم گرایی نیما یوشیج منوچهر آتشی شعر نو زبان بومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
طبیعت و جلوه های آن از دیر باز در اشعار فارسی با زبانی که بازتاب دهنده پیوند تنگاتنگ جلوه های طبیعت و اندیشه شُعراست، بازتاب داشته اند. شیوه بیان، این رابطه را با توصیف طبیعت، نمادها و تمثیل های برگرفته از آن آشکار می سازد. پیوند انسان و طبیعت بعد از انقلاب صنعتی و تسلط ماشین بر ابعاد مختلف زیستِ بشری دچار تغییر شد؛ انسان در برابر طبیعت دست بالا را گرفت و رابطه متناظر انسان و طبیعت رابطه ای نابرابر و یک سویه گشت. نقد بوم گرا در پی بررسی روابط میان ادبیات و طبیعت اطراف است و منتقدان بوم گرا با رو ش های گوناگون بازتاب طبیعت در متون ادبی را بررسی می کنند. در این مقاله ویژگی های زبانی نیما یوشیج و منوچهر آتشی در بازتاب طبیعت و جلوه های آن بررسی شده است. در نگاه نیما هیچ واژه ای به خودی خود شاعرانه نیست، فقط کاربرد و کارکرد آن تعیین کننده شاعرانگی آن خواهد بود. منوچهر آتشی نیز با بیانی غنی، نیرومند، و لبریز از عواطف گرم اقلیمی؛ تعبیرهای زیبای شاعرانه، ترکیب های تازه، مضامین و استعارات بدیع را در شعر خود وارد کرده که تجلی گاه زندگی مردم جنوب با عناصر زنده آن است. واژه های کهن به زبان او استحکام می بخشند و واژه های عربی آهنگ طبیعی کلامِ محاوره را ظاهر می کنند. هر دو شاعر با بهره گیری از زبان بومی اشعاری نو خلق کرده اند. عناصر طبیعی بازتاب یافته در اشعار نیما نمادی از مفاهیم فرهنگی و اجتماعی هستند؛ اما واژگان بومی در شعر آتشی، آشنایی مخاطب با محیط جنوب و شرایط آن را در پی دارد. در شعر آتشی خشونت بومی و لطافت شاعرانه در کنار هم به کاررفته اند، واژگانی چون سبخ زار، کهره، و تیترموک به نحوی یادآور داروگ و ماخ اولا در شعر نیماست؛ اما دیگر عناصر فضای جنوب را در ذهن مخاطب ترسیم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان