فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۴۱ تا ۴٬۷۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نقش شفافیت معنایی در پردازش اسامی ساده و اسامی مرکب غیرفعلی متشکل از سازه های «اسم+ اسم» که پربسامدترین اسامی مرکب در زبان فارسی هستند، در دو بیمار زبان پریش بروکا و دو بیمار زبان پریش ترانس کرتیکال حرکتی از طریق آزمون های «نامیدن در مواجهه» و «تکرار» مورد بررسی قرار می گیرد. مقایسه عملکرد بیماران زبان پریش بروکا و ترانس کرتیکال حرکتی نشان می دهد که بیماران ترانس کرتیکال حرکتی کنش بهتری در هر دو تکلیف نامیدن و تکرار داشتند، در حالی که برای هر دو گروه از بیماران، نامیدن مشکل تر از تکرار بود که مؤید گسستگی و سازمان یابی مستقل این دو فرایند در مغز می باشد. به لحاظ شفافیت معنایی، اسامی شفاف، بیشترین و اسامی نیم شفاف کمترین خطا را نشان دادند که تأییدی بر پردازش راحت تر اسامی نیم شفاف است. تحلیل داده ها مؤید آن است که پردازش فرایند های نامیدن و تکرار اسامی مرکب از طریق مسیر دوگانه (کلی و تجزیه ای) صورت می گیرد، اما در فرایند نامیدن، مسیرِکلی و در فرایند تکرار مسیرِتجزیه ای، رویکرد های غالب بوده اند. تحلیل خطاها نشان می دهد که پردازش اسامی ساده از طریق مسیر کلی صورت می گیرد. علاوه بر این، تحلیل کنش بیماران زبان پریش ناروان فارسی زبان تأییدی است بر اینکه شفافیت معنایی نقشی در پردازش اسامی مرکب غیرفعلی در این بیماران ندارد.
The Effect of Eliciting Tasks on Listening Comprehension among Iranian Pre-Intermediate EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effects of eliciting tasks on listening comprehension among Iranian pre-intermediate English as a foreign language (EFL) learners. To do the current study, 30 participants out of 40 were selected through administering an Oxford Quick Placement Test (OQPT). After that, the participants were divided into two equal groups; one experimental and one control group. Then, a listening comprehension pre-test was administered to assess the participants’ listening comprehension at the beginning of the course. The experimental group received the treatment through eliciting tasks. Then, the control group received common instruction and was engaged in the ordinary program of the classroom. After twelve sessions of instruction, a post-test of listening comprehension was administered to gather the sufficient data. Data were analyzed through independent and paired samples t-tests and the results indicated that both experimental and control groups had better performance on their post-test compared to their pre-test. More importantly, the results showed that there was a significant difference between the post-tests of both groups. In fact, the experimental group outperformed the control group on the post-test thanks to eliciting tasks activities. The study has implications for language teachers and learners; e.g., Eliciting tasks help to develop a learner-centered classroom and a simulating environment while making learning memorable by linking new and old information.
درون مایه های هویت ملی در«فارسی بخوانیم»
منبع:
رخسار زبان سال سوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۱
۱۱۱-۱۰۰
حوزههای تخصصی:
تحلیل نحوی حالت دهی کنائی در منتخبی از زبانهای ایرانی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۱
77 - 108
حوزههای تخصصی:
بررسی حاضر، به صورت بندی حالت دهیِ کنائی در زبان های تاتی، تالشی و وفسی بر پایه چارچوبی کمینه گرا می پردازد. انطباق در زبان های مورد اشاره دوگانه است. به این مفهوم که در بندهای لازم و بند متعدیِ زمانِ حال، فاعل در حالت مستقیم بوده و فعل با فاعل مطابقه می کند. این در حالی است که در بندهای متعدی زمان گذشته، فاعل در حالت غیرفاعلی بوده و فعل با فاعل مطابقه وندی ندارد. در عوض، واژه بست، وظیفه ارجاع به فاعل متعدی را بر عهده دارد. در این راستا، پس از معرفی دیدگاه های مطرح در پیوند با حالت دهی کنائی نشان خواهیم داد که این نوع حالت دهی در زبان های ایرانی نوعی حالت دهی ساختاری است و در قالب حالت دهی ذاتی، قابل صورت بندی نیست. در این راستا، مبانی نظری مارک بیکر (Baker, 2015) که با تکیه بر مفاهیم نحوی، نسخه جدیدی از نظام حالت دهی وابسته (Marantz, 1991) را ارائه می دهد، به کار گرفته شده است. این رویکرد، قادر است بر پایه نظریه فازها به نحو کمینه ای، حالت دهی کنائی در بندهای متعدی زمان گذشته را صورت بندی کند.
بررسی جامعه شناختی تنوع گویش گیلکی در مقایسه با زبان فارسی
منبع:
رخسار زبان سال سوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹
۱۴۰-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی رده شناسی و طبقه بندی استعاره با رهیافتی زیباشناختی در زبان های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کندوکاو در پیشینه تاریخی بلاغت در زبان های فارسی و انگلیسی، ما را با برخی همانندی ها و تمایزها و در نتیجه طبقه بندی بلاغی آشنا می کند. در این مقاله، می کوشیم به واکاوی تطبیقی یکی از شاخه های اساسی بلاغت در حوزه های زبانی و ادبی در علم «بیان» یعنی «استعاره» و طبقه بندی انواع آن در زبان های فارسی و انگلیسی بپردازیم تا به این ترتیب به زمینه ها و خاستگاه های جهان نگری و زیباشناختی این دو زبان دست یابیم. استعاره از تخییل آمیزترین صناعات مطرح در قلمرو علم بیان است که در بلاغت فارسی و انگلیسی در کنار وجوه تمایز، همانندی های بسیاری نیز دارند. استعاره در زبان انگلیسی به گستردگی و جزنگری زبان فارسی بحث نشده و کلی تر و در عین حال، دقیق تر و منظم تر بررسی شده است. در زبان بلاغی انگلیسی ذکر هر دو طرف اصلی تشبیه (مشبه و مشبّه به) که در زبان بلاغی فارسی جز تشبیهات طبقه بندی می شود استعاره صریح خوانده شده است. استعاره در فارسی و انگلیسی دارای طبقه بندی هایی است که می توان نمونه هایی از استعاره را در میان این دو زبان یافت. ضمن آن که در بلاغت انگلیسی گونه ای استعاره وجود دارد که در آن هر دو رکن اصلی استعاره حذف می شوند که این نوع در بلاغت فارسی نمونه ای ندارد.
اثربخشی آموزش آگاهی تکواژی از طریق بازی بر نارساخوانی افراد با ناتوانی یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
7 - 26
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر بر آن است تا به بررسیِ اثربخشیِ آموزشِ آگاهی تکواژی با بازی، بر مشکلات خواندن و نارساخوانی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه بپردازد. این مقاله، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمونِ همراهِ گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان دختر نارساخوان را شامل می شود که در سال تحصیلی 96-95 در پایه ی تحصیلی دوم ابتدایی مدارس شهر درچه استان اصفهان مشغول به تحصیل بودند. از جامعه مذکور، با روش تصادفی ساده 30 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه و هر هفته 3 جلسه تحت مداخله آگاهی تکواژی با بازی، قرار گرفتند. در این زمان، گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، آزمون خواندن و نارساخوانی نما (Kormi-Nori et al., 2008) و آزمون محقق ساخته بود. داده های پژوهش، با آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر مداخله ی آگاهی تکواژی بر نارساخوانی دانش آموزان (در مؤلفه های زنجیره واژه ها، زمان خواندن و درستیِ خواندن) در سطح 0.05=α معنا دار بود. بر پایه یافته های پژوهش یابد اشاره نمود که آگاهی تکواژی با شناخت و درک ساختار کلمات مرتبط بوده و در معنادهی به واژه ها مؤثر است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از مداخله آگاهی تکواژی به منظور افزایش مهارت های خواندن دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه استفاده گردد.
حالت در زبان های روسی و فارسی و مشکلات فراگیری آن برای فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالۀ حاضر حالت در زبان روسی و مشکلات فراگیری آن برای فارسی زبانان بررسی شده است. در زبان روسی پیوند بین اعضای جمله با انتخاب درست حالت بیان می شود. این پیوند ممکن است بین اجزای مختلف کلام (فعل، اسم، صفت، قید و عدد) برقرار شود.در مقایسه با زبان روسی، در زبان فارسی مقولۀ حالت وجود ندارد و پیوند بین واژگان در جملات و ترکیب واژه ها به کمک حروف اضافه، نشانه های اضافه، ترتیب اجزای کلام یا حروف ربط برقرار می شود. حالت های زبان روسی معمولاً چند معنایی هستند. هر نوع حالت دارای مجموعه ای از معانی لغوی است. با توجه به مفهومی که هر حالت در زبان روسی دارد، به صورت معینی به زبان فارسی بیان می شود. بنابر این، بین نوع حالت در زبان روسی و ساختارهای نحویِ زبان فارسی رابطۀ یک به یک کاملی وجود ندارد. همچنین در این مقاله تلاش شده است ضمن بیان نحوۀ این گونه روابط و حالت های مختلف به زبان فارسی، به یافتن قوانین، قواعد کلی و بیان مشکلاتی که برای زبان آموزان ایرانی در فراگیری حالت زبان روسی وجود دارد اشاره و علل به وجود آمدن این گونه خطاها برای فارسی زبانان را با رویکردی تحلیلی بررسی کنیم.
ارتباط زبان های ترکی و مغولی و خطا در تشخیص واژه های دخیل ترکی و مغولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
7 - 20
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان، اغلب، زبان های دنیا را در قالب خانواده های بزرگِ زبانی تقسیم بندی کرده اند. در مورد پیوند زبان های ترکی و مغولی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ یکی از دیدگاه ها، بیانگر هم خانواده بودن این دو زبان بوده و دیدگاه دیگر، با نپذیرفتن نگرش نخست، به پیوندی بینازبانی میان این دو زبان معتقد است. پیروان دیدگاهِ نخست، بر این باورند که دو زبان ترکی و مغولی در گذشته های دور از یک زبانِ واحد منشعب شده و به مرور زمان به صورت دو زبان مستقل، پدیدار شده اند. پیروان دیدگاه دوم، نیز معتقدند که دو زبان ترکی و مغولی خویشاوند نبوده، بلکه پیوند عمیقی با یکدیگر داشته اند. با نگاهی به فرهنگ لغت های فارسی، درمی یابیم که گاهی فرهنگ نویس های ایرانی، در شناساییِ واژه های ترکی و مغولی دچار اشتباه گردیده اند. این مقاله، بر آن است تا پیوند میانِ زبان های ترکی و مغولی را به طور کلی بررسی کرده و میزان تفاوت این دو زبان را از جنبه های گوناگون نشان دهد.
گسترش پذیری واژه بست های مطابقه در گزاره های تک مفعولی کُردی اردلانی (نظریّه فاز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه فاز به عنوان آخرین دستاورد برنامه کمینه گرا در جهت بهینه ساختن محاسبات و اقتصاد اشتقاق زبانی مطرح شده است. چامسکی برای اطمینان از کاهش بار محاسباتی حافظه معتقد است که اشتقاق ساخت های زبانی برمبنای عملکرد فازهای مختلف انجام می شود و هرساخت نحوی در یک فازمشخص شکل می گیرد. به اعتقاد وی فازها باید تا حد امکان کوچک باشند تا بارحافظه کاهش یابد. در این نظریه، اشتقاق نحوی ساخت های زبانی به صورت مرحله به مرحله انجام می شود و پس از کامل شدن هر فاز، اشتقاق حاصل به دو سطح صورت آوایی و صورت منطقی جهت خوانش آوایی و معنایی منتقل می شود و در نهایت براساس شرط نفوذناپذیری چامسکی(2000)، تنها هسته فاز و مشخص گرهای آن برای ادامه محاسبات قابل دسترسی خواهند بود. بسیاری از زبان شناسان بر این باورند که فرآیندهای نحوی ادغام و مطابقه از شرط نفوذناپذیری فاز تبعیت می کنند. از آنجائی که نظام واژه بست افزایی ضمیری اغلب در طول تاریخ با نظام مطابقه مورد در ارتباط بوده اند ، لذا نویسندگان این مقاله برآنند تا شیوه میزبان گزینی واژه بست ها رادر زبان کردی اردلانی بر اساس نظام مطابقه مطالعه کنند. در این مقاله با بررسی داده های زبان کردی اردلانی و توصیف و تحلیل نظری میزبان گزینی واژه بست های مطابقه در آن نشان خواهیم داد که تبیین مطابقه ای واژه بست ها با اصل شرط نفوذناپذی فاز در ارتباط است.
بررسی استعاره قدرت و دانش در نمایشنامه کارنامه بندار بیدخش
منبع:
رخسار زبان سال سوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸
۳۹-۲۵
حوزههای تخصصی:
نگاهی نو به آموزش دستور زبان: معرفی آموزش «فکربردی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
101-127
حوزههای تخصصی:
آموزش دستور یکی از فرایندهای مهم آموزش زبان است که با فراز و نشیب های بسیاری روبه رو بوده است. در روش های سنتی تأکید را روی به خاطرسپاری قواعد دستوری می گذارند؛ اما رویکردهای نوین آموزشی به ارتقای توانایی ارتباطی از طریق دستور نیز توجه می کنند. پژوهش حاضر می کوشد پس از بررسی سیر تاریخی آموزش دستور، رویکردهای نوین آموزشی بر اساس حس و تفکر را پیشنهاد دهد. نگارندگان بر اساس سطوح تفکر بالا و پایین و درگیری حواس زیاد (حواس افزوده) و حواس کم (حواس کاسته) ، چهار آموزش «نظری»، «کاربردی»، «فکرورزی» و «فکربردی» را معرفی کرده و بدین نتیجه دست یافته اند که آموختن قواعد دستوری به تنهایی کافی نیست؛ بلکه مدرس باید تلاش کند آموزش دستور را به گونه ای انجام دهد که قواعد دستوری در حافظه بلندمدت زبان آموز ثبت شود. بنابراین، دستور را می توان به شیوه فکربردی انجام داد و انواع تفکرهای انتقادی، خلاقانه و آینده نگر او را نیز پرورش داد. در این روش، با افزایش قدرت تفکر و درگیری حواسِ بیشتر، میزان توجه زبان آموز بیشتر می شود و خلاقیت و توانش ارتباطی او نیز افزایش می یابد و این امر میزان یادگیری نکات دستوری را افزایش می دهد. در این راستا، استفاده از تمرین های دستوری تکلیف محور و تمرین هایی که به تفکرهای انتقادی و خلاقانه می انجامد ، مؤثر به نظر می رسد و مدرس می تواند از طریق آن ها دستور را به شکل کاربردی و فکربردی آموزش دهد.
انتقال آوایی شعر فرانسه در رسم الخط فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1167 - 1180
حوزههای تخصصی:
شعر هنری زبانی است که از دو توانایی توصیفی و موسیقایی بهره می برد. معمولاً در ترجمه شعر یکی از این دو توانایی به نفع دیگری نادیده گرفته می شود. آنچه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد دقت در انتقال معنا و وفاداری به تصویرپردازی های شاعر است. افیم اتکیند، زبان شناس و ادیب روس در پژوهش های خود در حوزه ترجمه شعر به شش نمونه از ترجمه اشاره کرده و معتقد است که هرگونه تلاش برای ترجمه شعر و به ویژه اشعار با شکل ثابت به یکی از این نمونه ها محدود می شود. امّا آنچه اتکیند به آن می رسد در نهایت آن کلیتی نیست که او اصرار دارد در ترجمه از زبان مبداء به زبان مقصد حفظ شود. به نظر ما اصلی ترین قسمت شعر که لفظ یا موسیقی کلمات است در ترجمه شعر از دست می رود. از این رو مقاله حاضر بر آن است که پیشنهادی در جهت امکان پذیر ساختن انتقال موسیقی شعر از زبان مبداء به زبان مقصد ارائه دهد. پیشنهاد ما انتقال آوایی در رسم الخط زبان مقصد است که می تواند جنبه های موسیقایی شعر فرانسه را در خوانش خوانندگان فارسی زبان ناآشنا به زبان فرانسه برجسته کند. بدین ترتیب خواننده فارسی زبان شعر فرانسه نه تنها از جذابیت های معناشناختی شعر بهره می شود بلکه می تواند از موسیقی شعر که جزء جدایی ناپذیر آن است نیز لذت ببرد.
بررسی مهارت حل مساله در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
تاثیر آموزش راهبرد-محور و فرایند-محور بر راهبردهای نگارش خودتنظیم راهبردی در مهارت نگارش فراگیران زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
299 - 323
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مقایسه و بررسی میزان تاثیر روشهای آموزش نگارش راهبرد-محور و فرایند-محور بر راهبردهای نگارش خودتنظیم راهبردی در مهارت نگارش است. بدین منظور، 60 نفر فراگیر زبان انگلیسی در دو گروه 30 نفری با استفاده از آزمون بسندگی تافل انتخاب شدند. قبل از آموزش، تمامی فراگیران یک مقاله (پیش آزمون) در مورد نموداری نوشتند. سپس یک مربی راهبردهای نگارش خودتنظیم راهبردی را با روش نگارش راهبرد-محور به گروه آزمایش و فرایند-محور به گروه معیار طی شانزده جلسه آموزش داد. سرانجام، فراگیران همراه با یک پرسشنامه یک مقاله و پس ازدو هفته مقاله ی دیگری مانند پیش آزمون نوشتند. دو مربی با استفاده از معیار نمره ی آیلتس مقالات را ارزشیابی کردند. با استفاده از تجزیه و تحلیل واریانس مرکب (SPANOVA) مشخص شد که روش راهبرد-محور در استفاده از راهبردهای نگارش خودتنظیم راهبردی در نگارش مقاله موثرتر و از میان سه متغیر سن، جنسیت و سطح دانش، سن در ایجاد این اثر نقش مهم تری داشته است. بنابراین، آموزش راهبردهای نگارش با استفاده از روش راهبرد-محور باید بخشی از آموزش نگارش باشد.
تقویت یادگیری خودتنظیمی زبان آموزان ایرانی: بررسی تاثیر خودسنجی و همسال سنجی در مهارت نگارش در زبان دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
123 - 146
حوزههای تخصصی:
خود-تنظیمی به عنوان توانایی افراد در تنظیم و هدایت احساسات، عواطف، افکار و رفتارخود و یادگیری مفهومی است که در روانشناسی تربیتی و آموزش توجه زیادی را به خود جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دو روش خودسنجی و همسال سنجی در یک دوره آموزش مهارت نوشتاری در بهبود یادگیری خود-تنظیمی بوده است. بدین منظورهفتاد و نه زبان آموز با مهارت زبانی متوسط در قالب سه کلاس دست نخورده در این مطالعه شرکت نمودند. یکی از کلاسها به عنوان گروه خودسنجی، کلاس دیگر گروه همسال سنجی و گروه سوم هم به عنوان گروه کنترل که در آن سنجش توسط خود معلم انجام می شد در نظر گرفته شد. پس از انجام مداخله و آموزش مربوط به هر گروه وبا توجه به نمرات پیش آزمون و پس آزمون هر سه گروه در آزمون یادگیری خود-تنظیمی، نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که خود-سنجی و همسال سنجی تاثیر مثبتی بر افزایش میزان یادگیری خودتنظیمی داشتند. بررسی بیشتر داده ها بیانگر این بود که تفاوت معنی داری بین گروه خودسنجی و همسال سنجی وجودنداشت.
مطابقه، ساخت اطلاع و مفعول نمائی افتراقی در کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان ها از ابزار حالت نمائی و مطابقه بهره می برند تا مفعول ها را نشان دار کنند. پژوهش حاضر صرفاً ابزار مطابقه را به عنوان جلوه ای از مفعول نمائی افتراقی در کردی کلهری بررسی می نماید. برای انجام این کار، رویکرد نقش گرایانه ساخت اطلاع به عنوان چارچوب نظری پژوهش به دیگر رویکردها ترجیح داده شد (لامبرکت، 1994 و 2000؛ دالریمپل و نیکولاوا، 2010؛ نیکولاوا، 2001). پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. داده ها به شیوه میدانی و با ابزار مصاحبه، مشاهده و مشاوره با منابع معتبر کتابخانه ای استخراج شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در کردی کلهری مطابقه مفعولی به عنوان جلوه ای از مفعول نمائی افتراقی با مفعول هائی که دارای برجستگی کلامی باشند و مصداق آنها قبلاً در کلام آمده باشد انجام می گیرد. این مطابقه از لحاظ شخص و شمار است که به وسیله گروهی از پی بست های مفعولی که بر روی فعل ظاهر می شوند صورت می گیرد. نتیجه دیگر این که ساخت اطلاع برای مطابقه فاعلی عامل تأثیرگذار قلمداد نمی شود. همچنین، نتایج نشان می دهند که مفعول غیرمستقیم و افزوده ها نمی توانند محرک یا مبنای مطابقه باشند، حتی اگر مبتدائی باشند. نهایتاً، این که اگر مفعول (و یا فاعل) مبتدائی باشند، هم می توان آنها را حذف کرد و هم می توان به جایگاه پسافعلی منتقل کرد.
بررسیِ واج های گونه براهوییِ رودبارِ جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان فارسی و گویش های ایرانی سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱ (شماره ۷)
10.22124/plid.2019.8779.1197
حوزههای تخصصی:
براهویی، زبانی غیرایرانی و از خانواده زبان های دراویدی است که محل اصلی رواج آن، کشور پاکستان است اما در ایران نیز گویشورانی دارد. گروهی از براهویی های ایران با جمعیت کمتر از دو هزار نفر در جنوب کرمان زندگی می کنند که بخشی از آنها در روستای تُم مِیری شهرستان رودبار جنوب و بخشی درشهرستان فاریاب ساکن اند و علاوه بر براهویی، به فارسی و نیز گویش رودباری که گویش مسلط منطقه است تکلم می کنند. دو قرن مجاورت و همزیستی با بومیان منطقه، باعث به وجود آمدن گونه ای جدید از زبان براهویی شده است که آن را می توانیم براهوییِ رودبار جنوب بنامیم. موضوع این مقاله، بررسی واج های این گونه زبانی، و هدف از آن، استخراج و توصیف آوایی واج ها و نیز بررسی و شناخت منشأِ واج های این گونه زبانی است. منطقه پژوهش، روستای تم میریِ شهرستان رودبار جنوب است. داده ها به شیوه میدانی و با مصاحبه با گویشوران مرد و زن، از سطوح مختلف سنی و تحصیلی گردآوری شده است.
تحلیل روایت موسی(ع) و سامری بر پایه نشانه معناشناسی گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تحلیل روایت موسی (ع) و سامری در چارچوب نشانه معناشناسی گفتمانی با استفاده از الگوی کنشی گرمس و معناهای محوری ، با توجه به مربع معناشناختی در ژرف ساخت روایت و انواع نظام های گفتمانی به کار رفته در تولید گفتمان روایی بحث و بررسی شد. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی آن است تا با تحلیل روایت موسی (ع) و سامری، بر اساس نظریۀ نشانه معناشناسی گرمس، ضمن کشف انواع نظام های گفتمانی حاکم بر این روایت، الگوی کنشی موجود در آن را مشخص و معانی محوری در ژرف ساخت این روایت را به منظور فهم شیوۀ گفتمان سازی قرآن دریابد. نتایج به دست آمده نشان خواهد داد، هستۀ مرکزیِ این روایت مبتنی بر دو نظام کنشی و شوشی به دنبال اثبات گفتمان هدایت و نفی گفتمان بت پرستی است. به علاوه، تحلیل ها نشان می دهند روند پیوست قوم به ابژۀ ارزشی، ابتدا با گفتمانی تجویزی شکل می گیرد و سپس این گفتمان تجویزی به شکل گیری شوش در وجود کنشگر و نهایتاً توانش و پیوست قوم به گفتمان هدایت منجر می شود؛ اما در گفتمان، ضلالت روند با نظامی شوشی در درون کنشگر آغاز شده است و این شوش تبدیل به کنش و گسست قوم از ابژۀ ارزشی می شود که این امر حاکی از ساز و کار تولید معنا در دو خط متضاد، بر اساس نظام های گفتمانی است.
ساخت مجهول در گویش تالشی (سه سار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
311 - 330
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، به بررسی ساختِ مجهول، در گویش تالشی می پردازد. این گویش، در برخی نواحی استان گیلان رواج دارد و به سه گونه مرکزی، شمالی و جنوبی دسته بندی می شود. روش پژوهش، تلفیقی از میدانی و کتابخانه ای است. داده های پژوهش، به روش میدانی و از طریق مصاحبه با 30 گویشور بومی روستای سه سار گردآوری شده اند. در چارچوب نظری، از یافته های مرتبطِ سایر پژوهشگران نیز استفاده شد. گونه مورد بررسی در این مقاله، از نوع جنوبی بود که در روستای سه سار رایج است. این گویش دارای دو نظام حالت فاعلی - مفعولی و کنایی - مطلق است. بر این مبنا، مقاله حاضر، به بررسی چگونگی ساخت مجهول در این دو نظام حالت می پردازد تا به پرسش هایی پاسخ دهد. آیا در این گویش ساخت مجهول وجود دارد؟ همچنین، با وجود این دو نظام حالت، مجهول سازی در آن چگونه انجام می گیرد؟ یافته های پژوهش نشان داد که در گویش تالشی سه سار، ساخت مجهول وجود دارد. هر چند در این گویش ساخت مجهول با حذف عامل صورت می گیرد، اما در مواردی نیز عامل از جمله حذف نمی شود. بلکه، با تغییر جایگاه بعد از مفعول به صورت شناسه مبهم متصل می آید. همچنین ساخت مجهول فقط در صورتی به صورت همزمان در ساخت های کنایی رخ می دهد که عامل از جمله حذف نشود.