فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
7 - 20
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان، اغلب، زبان های دنیا را در قالب خانواده های بزرگِ زبانی تقسیم بندی کرده اند. در مورد پیوند زبان های ترکی و مغولی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد؛ یکی از دیدگاه ها، بیانگر هم خانواده بودن این دو زبان بوده و دیدگاه دیگر، با نپذیرفتن نگرش نخست، به پیوندی بینازبانی میان این دو زبان معتقد است. پیروان دیدگاهِ نخست، بر این باورند که دو زبان ترکی و مغولی در گذشته های دور از یک زبانِ واحد منشعب شده و به مرور زمان به صورت دو زبان مستقل، پدیدار شده اند. پیروان دیدگاه دوم، نیز معتقدند که دو زبان ترکی و مغولی خویشاوند نبوده، بلکه پیوند عمیقی با یکدیگر داشته اند. با نگاهی به فرهنگ لغت های فارسی، درمی یابیم که گاهی فرهنگ نویس های ایرانی، در شناساییِ واژه های ترکی و مغولی دچار اشتباه گردیده اند. این مقاله، بر آن است تا پیوند میانِ زبان های ترکی و مغولی را به طور کلی بررسی کرده و میزان تفاوت این دو زبان را از جنبه های گوناگون نشان دهد.
نقد و بررسی کتاب «ساخت زبان فارسی » با رویکرد معیارهای نقد و نقدِ بر نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد حاضر، نقدی صورتگرایانه در کنار نقد دانشگاهی است. در یک تعریف کلی و عام، نقد صورتگرایانه (فرمالیستی)، نقدی است که در بررسی یک اثر، اصالت را به صورت (ساخت:فرم) می دهد و عمده توجهش به لزوم وجود رابطه ای انداموار و ارگانیک، میان اجزای مختلف یک اثر است؛ به طوری که تمامی قسمتهای یک نوشته، توانایی پشتیبانی و تقویت یکدیگر را داشته باشند. نقد دانشگاهی نیز که بر اصول استوار است، می کوشد در هر حوزه، پیوندهایی میان نوشته و اصول مرتبط بیابد و بررسی دقیق و موشکافانه ای از موضوع به دست دهد؛ بدین ترتیب شاید بتوان نقد صورتگرایانه را زیرعنوان نقد کل نگر ونقد دانشگاهی را زیرعنوان نقد جزء نگر مطرح کرد که هر دو، نوعی نقد فنی به شمار می آیند.
رویکردی جدید در ترجمه متون مطبوعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر دیدگاهی در باره ترجمه خبر (مطبوعاتی) در ایران را با نام بازآفرینی خبری ارائه می کند. در این دیدگاه، ترجمه به عنوان فرایند تبادل پیام از یک زبان به زبان دیگر تعریف می شود و بر اساس قواعد خبر نویسی این فرایند در مطبوعات انگلیسی زبان کشور بررسی می گردد. محققین حاضر سعی دارند در این مقاله دریابند آیا افرادی که در روزنامه های انگلیسی زبان کشور با عنوان "مترجم" مشغول به ترجمه خبر هستند، واقعا خبرها را ترجمه می کنند یا خود بر پایه متن خبر فارسی و قواعد روزنامه نگاری به آفریدن خبر به زبان انگلیسی می پردازند. بدین منظور با تلفیق اصول ترجمه و خبر نویسی، محققین حاضر به این نتیجه می رسند که مترجمان خبر (فارسی به انگلیسی) در حقیقت دست به نوعی بازآفرینی خبری با استفاده از اصول خبر نویسی می زنند.
تحلیل شیوه های بازنمایی گزینش خبر، بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است، خبر رسانه ها بررسی می شود؛ زیرا رسانه ها بیش از متون دیگر، موضوع تجزیه و تحلیل گفتمان قرار می گیرند. هدف کلی مقاله، پایه ریزی یک چارچوب تحلیلی برای پژوهش در نظم گفتمان رسانه ای معاصر است. نگارندگان می خواهند تأثیر عوامل غیر زبانی را بر گزینش واژگان به کار رفته در خبر رسانه ها، بررسی و تحلیل کنند. داده های پژوهش از اخبار چهار رادیوی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا، فردا و اسرائیل جمع آوری شده اند که خبر فارسی پخش می کنند. این داده ها در چارچوب راهکارهایی مانند تعمیم شدگی واژگانی، عبارات خطابی و واژگانی شدگی افراطی ارزیابی می شوند. روش انجام این پژوهش مقایسه ای است و خبرهای مشترک رادیوهای مورد بررسی با هم مقایسه می شوند.
مبنای طرح واره ای استعاره های موجود در ضرب المثل های شرق گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، مبنای طرح واره ای استعاره های موجود در پیکره ضرب المثل های شرق گیلان بر مبنای مدل «طرح واره های تصوری ایوانز و گرین» در چهارچوب معنی شناسی شناختی بررسی می شود. ضرب المثل ها به دلیل اهمیتی که در فرهنگ ها، انعکاس فرهنگ مردم و هویت فردی اجتماعی آنان دارند مقوله ای مهم در مطالعات زبانی محسوب می شوند. تداوم ضرب المثل ها طی زمان ها و فرهنگ ها حکایت از عملکرد شناختی (و جامعه شناختی) آن ها دارد. از آن جا که طرح واره های تصوری از مهم ترین سازوکارهای زبان در معنی شناسی شناختی محسوب می شوند و نیز در مورد چگونگی عملکرد آن ها در گویش های ایرانی مطالعه چندانی صورت نگرفته است، ضرورت انجام این پژوهش دوچندان می نمود. این پژوهش به روش توصیفی استقرایی است. شواهد به دست آمده نشان می دهند که انواع کلی طرح واره های مشخص شده توسط ایوانز و گرین از جمله طرح واره فضا، طرح واره مهارشدگی، طرح واره جابه جایی (حرکت)، طرح واره نیرو، طرح واره پیوستگی، طرح واره توازن، طرح واره همسانی، و طرح واره موجودیت در ضرب المثل های شرق گیلان یافت می شود.
رویکردی مشخصه بنیاد به فرایندهای مبتداسازی و تاکید در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی، عناصر نحوی درون گروه زمان و از جمله سازه هایی که در جایگاه موضوع قرار دارند، می توانند به دلا یل کلامی و به منظور یافتن خوانش نشاندار، از فراز یکدیگر گذر کنند و به جایگاهی بالاتر از بند خود جابه جا شوند. مقاله حاضر می کوشد تا با رویکردی مشخصه بنیاد، فرایندهای یادشده را در چارچوب مفاهیم نظری برنامه کمینه گرا تبیین کند و تحلیلی همگون از انگیزه حرکت سازه های مؤک د و مبتدا و نیز چراییِ اختیاری بودن جابه جایی آنها در اشتقاق نحوی به دست دهد .در روند ای ن بررسی، استدلال می شود که شاخص گروه زمان جایگاه موضوع است و سازه فاعل برای بازبینی مشخصه تعریف هسته گروه زمان، به این جایگاه ارتقا می یابد.
این موضوع از آن منظر اهمیت دارد که نشان می دهد شاخص زمان در فارسی نمی تواند محل فرود سازه های مبتدا و مؤکد باشد
ویژگیهای آکوستیکی و گفتاری مخارج صوتی زبان روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های آکوستیکی گفتاری مخارج صوتی زبان روسی برای فارسی، به علت متفاوت بودن مخارج صوتی اهمیت بسیاری دارد. دانشجویان رشته های زبان خارجی، با ورود به محیط آموزشی دانشگاه، به مرحله مهمی در شکل دادن زندگی تخصصی خود قدم می گذارند. یادگیری اصول اولیه تلفظ اصوات زبان روسی از جنبه های مختلف در دوره های پایه و میانه حایز اهمیت است. نکته مهمی که دانشجویان کمتر به آن توجه دارند، عدم توجه کافی به اصل و ماهیت زبان که همانا گفتار است. دانشجویان به تفاوت هایی در اصوات روسی و فارسی پی می برند و هر یک به فراخور استعداد خود سعی بر فراگیری تلفظ صحیح زبان روسی دارند. اما تجربه نشان داده است که بی توجه به بعد نظریه شناخت اصوات، به جریان یادگیری عملی آن لطمه می زند، به ویژه آن که برخی اصوات که به نظر در هر دو زبان یکی اند مخارج صوتی یکسانی از نظر محل تولید ندارند. بنابراین ضرورت دارد برای کسب شایسته این مهارت مهم، ماهیت آن، که همانا صوت و گفتار است، در یک برنامه منسجم و به ترتیبی منطقی با برنامه ریزی های مناسب، تحقق و استمرار یابد. در این مقاله سعی شده است ترتیبی منطقی برای پروسه آموزش این موضوع ارایه شود و مراحل این ترتیب منطقی و نحوه وارد کردن دانشجو در برهه یادگیری به تفصیل مورد توجه قرار گرفته است. تجربه نشان داده است که مهارت گفتار و شنیدار نسبت به دو مهارت دیگر زبانی، یعنی نوشتن و خواندن، در نظام آموزشی ایران کمتر مورد توجه قرار می گیرد، در صورتی که اهمیت دو مهارت ذکر شده، به مراتب بیشتر و تسلط بر آن ها دارای پیچیدگی مضاعفی است.
همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی
حوزههای تخصصی:
گویش ها که یکی از ذخایر فرهنگی و ملی ایران محسوب می شوند در شرف زوال و نابودی
قرار گرفته اند؛ بنابراین جا دارد که پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی و فرهنگی آنها را مورد توجه خاص قرار دهند. با توجه به این رویکرد جدید، تلاش مقاله حاضر بر آن است که به مطالعه
و تشریح بعضی از جنبه های فرهنگی و اجتماعی که در زوال گویش مازندارنی نقش دارند بپردازد. پدیده های اجتماعی و فرهنگی بیشتر منجر به دو نوع تغییر در گویش می شوند: 1- تغییر تدریجی،
2- تغییر ناگهانی. در ابتدا با تحلیل مثالهایی از گویش مازندرانی، استدلال شد که عدم به کارگیری بعضی از عناصر واژگانی و اصطلاحات در گویش مازندارنی ناشی از تغییر شرایط زندگی بوده
که مختص به یک گویش یا یک زبان خاص نیست بلکه نشان دهنده تعامل زبان و محیط زندگی می باشد. در واقع، این پدیده تحول تدریجی هر زبان را نشان می دهد. در مرحله بعد با بررسی فرایند همگرا یی و موقعیتهای دوزبانگونگی، نشان داده می شود که بخش اعظم تغییرات گویش مازندرانی در نتیجه همگرایی آن به سمت زبان معیار حادث می شود که در نهایت امر به تغییر زبان یا زوال گویش منجر می گردد. در این رابطه ضمن تحلیل و برشمردن عوامل تغییر مورد بحث چنین نتیجه گیری شد که علاوه بر فرایندهای تجددگرایی، گاهی اِعمال بعضی از سیاستهای فرهنگی نادرست و قضاوتهای ارزشی غیر علمیِ مردم نیز می تواند موجب نابودی گویش ها گردد. با در نظر گرفتن این جنبه های گوناگون می توان امیدوار بود که با تغییر بعضی از نگرشهای کلیشه ای و اتخاذ راهکارها و تمهیدات آموزشی و فرهنگی مناسب بتوان تا حدی مانع بروز این فاجعه زبانی شد.
تعامل تلفظ و نگارش ارتباط بین مشکلات تلفظی و خطاهای نگارشی فارسی آموزان غیر فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
آنچه در پژوهش های انجام شده در حوزة آموزش زبان فارسی بیشتر دیده می شود، جدایی آموزش تلفظ از آموزش نگارش است. در این پژوهش، با تمرکز بر خطاهای زبانی زبان آموزان فارسی در حوزة آواها، به بررسی رابطة بین خطاهای تلفظی موجود در گفتار آنان با خطاهای موجود در نوشتار همان زبان آموزان پرداخته ایم. با این بررسی درصددیم تا نشان دهیم این دو حوزه اندرکنش های فراوانی داشته و تقویت یکی به معنی تقویت دیگری است. ابتدا داده های جمع آوری شده از گفتار شفاهی زبان آموزان را فهرست و موارد تکرار شونده در حوزه های واکه، همخوان و نیز فرایندها را استخراج کرده و برای هر مورد نمونه هایی را به دست داده ایم. سپس در مراحل بعدی از زبان آموزان درخواست کردیم تا انشاهایی در موضوعات مختلف تحریر کنند. خطاهای استخراج شده از این داده ها را با میزان فراوانی در نمودارها ارائه نموده ایم. مقایسة صوری این جداول با انواع خطاهای شفاهی و نیز تحلیل آماری نشان می دهد که خطاهای نوشتاری در حوزة تلفظ ناشی از خطاهای توانشی زبان بوده و تنها یک سهو کنشی در حوزة تولید محسوب نمی شود. اثبات فرضیة ارتباط معنادار بین خطاهای تلفظی و خطاهای نگارشی به این نتیجه رهنمون می شود که املا و تلفظ، دو روی یک سکه هستند. با این نتیجه و با بهره گیری از رویکرد ارتباطی، پیشنهاد می کنیم در آموزش و نگارش کتاب های درسی زبان فارسی به غیر فارسی زبانان، تدریس همزمان تلفظ و نگارش، مورد نظر قرار گرفته و به این دو حوزه به مثابه آیینة یکدیگر توجه شود.
آموزش املا: از دیکته تا پیام کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۸ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
"بررسی اجمالی تاریخچه روشهای آموزش زبان نشان میدهد که در ابتدا روشهای سمعی و بصری با استفاده از زبانشناسی کاربردی نقش زبان گفتاری را پررنگ تر کردند. سپس روش های نوین آموزش زبان تمرین های نوشتاری مناسب تری به زبان آموزان ارایه کرد. اما در این روش ها به آموزش زبان یعنی املا اهمیتی داده نشد.
در جامعه کنونی با توجه به اهمیت ارتباطات الکترونیکی زبان نوشتاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است و نقش اجتماعی - فرهنگی آن باید در تدوین روش ها لحاظ گردد. مقاله حاضر بر آن است که نقایص آموزش املا در روش های مختلف را نشان دهد تا مدرسین با تمرین های مناسب این کمبود را جبران نمایند بدین ترتیب دانشجو قوائد کد نوشتاری را می آموزد و قادر به نوشتن و خواندن پیام های گوناگون (پیام کوتاه - نامه الکترونیکی) خواهد شد.
نقد اسطورهای و جایگاه آن در ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گستردگی دامنه بررسی اسطورهها و مضامین در نقد، تحلیلگران متون ادبی را در برابر تلی از واژگان همسان قرار داده که گاهی تشخیص آنها از یکدیگر دشوار است، چرا که در متون فراوان، منتقدان، اسطوره، مضمون، نماد و بنمایه را در یک چارچوب قرار میدهند و آنچه را برای یکی مضمون محسوب میشود، برای دیگری اسطوره به حساب میآید، در صورتی که تفاوت بسیاری میان این واژههاست. درباره این تفاوت نیز بین منتقدان اتفاق نظر وجود ندارد، همچنانکه گاهی مرز بین اسطورههای باستانی و اسطورههای تاریخی و ادبی مشخص نیست. ولی چگونه یک چهره تاریخی به یک اسطوره تبدیل میشود؟ چه زمانی یک اسطوره در متن ادبی ظاهر میشود؟ آیا درنقد اسطورهای، ریشهیابی اساطیر و در مقایسه بین آنها روش در زمانی راه گشاست یا بررسی هم زمانی؟ در این مقاله سعی بر این است که بارجوع به دیدگاه نظریهپردازان نقد اسطورهای، پاسخی برای این پرسشها ارائه شود
فرایند کوتاه سازی نام های خاص در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوتاه سازی نام های خاص در میان ایرانیان امری متداول است و عوامل گوناگونی در فرایند کوتاه سازی نام ها دخیل اند. این نوشتار بر آن است تا توصیفی از این فرآیند ارائه دهد و از میان متغیرهای دخیل، نقش عامل جنسیت در این فرآیند و محدودیت های واجی در نام های کوتاه شده را بررسی و تحلیل کند. رهیافت این پژوهش به مقولة کوتاه سازی نام ها، می تواند نمونه ای از برهم کنش دو دانش صرف و جامعه شناسی زبان باشد. برای انجام این پژوهش، نمونه ها از میان 790 نام خاص در زبان فارسی انتخاب شده اند که از میان آنها، 330 مورد نام های پسرانه و 460 مورد نام های مربوط به دختران است. نمونه های منتخب، از وب سایت رسمی سازمان ثبت احوال ایران استخراج شد. معیار انتخاب نمونه ها، بسامد بالا و نیز تک بخشی بودن نام ها بود؛ بدین معنا که از نام های نادر و کم کاربرد و نیز نام های دوبخشی که متشکل از دو نام مجزا بودند، در این پژوهش استفاده نشد. چهارچوب نظری به کار رفته در این پژوهش، نظریة بهینگی است. بر اساس این نظریه، نام های کوتاه شده بررسی و تحلیل شده اند. نتایج نشان دهندة آن است که کوتاه سازی نام های خاص در زبان فارسی، برخلاف تصور رایج، کمتر قابل پیش بینی است. همچنین از دیگر یافته های مهم می توان به این نکته اشاره کرد که هر چند کوتاه سازی، فرایندی صرفی است، بیش از واحدهای صرفی، واحدهای واجی را در برمی گیرد. بخش های حذف شده در این فرایند به لحاظ اندازه و جایگاه بسیار متنوع است و واژه هایی که طی فرایند کوتاه سازی در صرف زبان فارسی به وجود می آیند، معمولاً به لحاظ واجی بی قاعده اند. افزون بر موارد پیش گفته، تحلیل داده های این پژوهش نشان می دهد که جنسیت نیز از جمله متغیرهای تأثیرگذار بر کوتاه سازی نام های خاص در زبان فارسی است.
پیوند عمودی و انسجام معنایی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ساختار گسسته تمام شعر حافظ، از همان ابتدا نوآشنایان شعر او را واداشته تا ادبیات و دیگر عنصرهای سازنده ی این زیباترین غزل های فارسی، را جداگانه و بدون پیوند با یکدیگر، بررسی کنند و به این ترتیب، افزون بر آن که خود را از ادراک جان تپنده و معماری ظریف و در عین حال مستحکم این اشعلار محروم ساخته، با گستراندن چندگانگی معنایی و پراکندگیش شعر حافظ، به بخشی از روح و ادبیت آن لطمه وارد کرده اند، زیرا پیام شاعرانه در ادراک انسجام درونی شعر و ارتباط عناصر ادبی آن با یکدیگر عینیت می یابد...
"
بررسی و توصیف طنین معنایی و معنی ضمنی واژه در نظام معنایی واژگان و همنشینی ها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند مطالعات تحلیل گفتمان با زبانشناسی پیکره، زمینه های جدیدی را در مطالعات زبانی فراهم آورده است که قبلاً کمتر مورد توجه قرار می گرفت. یکی از این زمینه های جدید، مطالعه طنین معنایی حاصل از همنشینی های مکرر یک واژه با مجموعه ای از واژه های دیگر است. طنین معنایی به بار مثبت، منفی و یا خنثایی اشاره می کند که یک واژه به ظاهر خنثی پس از هم نشینی مکرر با کلمات مثبت، منفی یا خنثی به خود می گیرد. این مفهوم یکی از مفاهیم بسیار مهم در زبانشناسی پیکره است که اخیراً مورد علاقه زبان شناسان واقع و به آن پرداخته شده است. این مقاله، برای نخستین بار به معرفی طنین معنایی در زبان فارسی، بیان تعاریف و کاربردهای آن و نیز ارائه مثال هایی در یک پیکره از متون فارسی می پردازد. چارچوب نظری این پژوهش، مبتنی بر دیدگاه های سینکلر (1987) و بیل لو (1993) است. بر این اساس با جست و-جوی تعدادی از ترکیب های فعلی در محیط اینترنت، پیکره ای از جمله های فارسی حاوی این ترکیب ها به همراه همایند های آنها استخراج گردید. نتایج این بررسی به لحاظ آماری نشان می دهد که واژه ها و عبارت-های مترادف در زبان فارسی می توانند طنین معنایی متفاوتی داشته باشند.
گفتمان
منبع:
گفتمان بهار ۱۳۷۷ شماره ۰
مبانی نظری روایت شناسی و ترجمه متون روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله رابطه میان روایت شناسی و متون روایی ترجمه شده را بررسی می کند. ابتدا به پیشینه بحث اشاره می شود. سپس، نمودارهای مختلف الگوی ارتباط روایی در متون ترجمه شده بررسی می شوند. این الگو با راوی یعنی با صدایی (voice) که داستان را روایت می کند، رابطه مستقیم دارد. حال وقتی اثری به زبانی دیگر ترجمه می شود، صدایی دیگر نیز به گوش می خورد که از آن مترجم است و به اندازه صدای راوی متن اصلی، اهمیت دارد. این صدا از آن مترجم است و مترجم، راوی متن ترجمه شده خواهد بود. از این رو، ضروری است که در الگوی ارتباط روایی مترجم نیز جزء مولفه های متون ترجمه شده روایی لحاظ شود.
روانشناسی، زبان، و اسپرانتو
حوزههای تخصصی:
کاوشی در تاثیر جنسیت و موضوع بر کنش گفتاری فراگیران زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر مقوله آموزش زبان شاهد دگرگونیهای مهمی در عرصه های نظری و عملی بوده است که در نتیجه این دگرگونیها، مهارتهای ارتباطی و کاربردی زبان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته اند. نمونه بارز این تحولات، رویکرد فعلیت محور به امر زبان آموزی است که در چهارچوب آن ابعاد مختلف رفتار زبانی فراگیران مورد توجه قرار می گیرد. از جمله این ابعاد می توان به تاثیر ماهیت فعلیت زبانی و گفتار زبان آموزان اشاره نمود. هدف عمده این مقاله بررسی تاثیر متغیر های جنسیت فراگیر، جنسیت معلم و موضوع گفتار بر کنش گفتاری فراگیران زبان انگلیسی است. جمعیت آماری مطالعه، شامل 20 مرد و 20 زن فراگیر زبان بوده است که تنوع پذیری گفتار آنان از لحاظ روانی کلام، پیچیدگی و درستی دستوری گفتار آنان در ارتباط با جنسیت معلم، جنسیت خود فراگیر و موضوع گفتار بررسی شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان دهنده تفاوتهای معنادار آماری در موارد زیر است: الف) هریک از متغیرهای جنسیت معلم و نوع موضوع بر روان بودن کلام تاثیرگذار است؛ ب) نوع موضوع در پیچیدگی گفتار زبان آموزان مؤثر است و ج) هر یک از متغیرهای جنسیت معلم و جنسیت فراگیر به طور جداگانه، هر دو عامل اخیر در ارتباط با یکدیگر و هر سه متغیر جنسیت معلم، جنسیت فراگیر و نوع موضوع بر درستی گفتاری زبان آموزان تاثیر دارد. نتایج تحقیق و کاربرد آن در امر فراگیری و آموزش زبان انگلیسی مورد بحث و بررسی قرارگرفته است.
دوگانگی زبان خانه و آموزشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران سرزمین نیاکانی گروه های فرهنگی / زبانی چندی است که به زبان های اردو، بلوچی، کردی، عربی و ... گویش می کنند. ولی زبان رسمی آموزشگاه ها فارسی، یا زبان گروه پیشینه شمار (اکثریت) است، که زمینه ساز دشواری دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه برای هزاران هزار کودکی می شود که زبان ماردی شان فارسی نیست. میزان در پایه مانی (مردودی) در میان این گروه ها بیشتر از گروه فارسی زبان است، همان گونه که در میزان آموزش گریزی (ترک تحصیل) هم آنها بر این گروه فزونی دارند. در راستای بازشناخت این دشواری، وزارت آموزش و پرورش کشور یک دوره آماده سازی یک ماهه برای کودکانی که زبان ماری شان فارسی نیست، برنامه ریزی کرده است که درست یک ماه پیش از آغاز پایه یکم برگزار می شود. افزون بر این در برخی از استانها دوره های یک ساله پیش دبستانی برگزار می شود که بی آن هیچ گونه برنامه ویژه ای برای نافارسی زبانان داشته باشند پذیرایی هر دو گروه می شوند.آماج پژوهشی کنونی این است که نیاز به پرداختن به این دشواری را برجسته کند و پی جوی راه کاری بخردانه برای از میان برداشتن آن از راه یکی از گونه های آموزش دو زبانه شود. تنها شمار چشم گیر دانش آموزانی که دچار این دشواری هستند، و پیامدهای زیان بار آن که گریبان گیر دانش آموزان دیگر زبان هستند، نشان دهنده ارزندگی آموزشی برای پرداختن به این دشواری است. از این رو دیدگاه سازایی گری پادآمیزانه (دیلکتیک کانستراکتیویزم) و پیشینه پژوهشی آموزش دو زبانه چارچوب نظریه پژوهش کنونی را پدید می آورند که در آن با به کارگیری داده های گردآوری شده با پرسش نامه دانش آموزی در «بررسی جهانی پیشرفت در خواندن» (پرلز) وابستگی گوناگونی در ارزه های خواندن به میزان هم سایی (تماس) با -زبان فارسی نشان داده می شود. چنین گوناگونی در ارزه های خواندن همراه با جایگاه بسیار پایین دانش آموزان ایرانی در این بررسی جهانی گویای نیاز به بازنگری بنیادی در سامانه آموزشی کشور و گشایش گره های شناسایی شده (دو گانگی زبان خانه و آموزشگاه) است.