فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
با عنایت به اهمیت سرمایه های انسانی و ساختاری به عنوان اجزای سرمایه های فکری درایجاد مزیت رقابتی در بنگاه ها، نقش آنها در تغییرات شاخص های عملکردی موضوع مطالعات بسیاری بوده است. بر این اساس، در تحقیق حاضر، اثر سرمایه های انسانی و ساختاری در صنعت بانکداری ایران و بر دو مولفه بسیارمهم در این صنعت، یعنی کیفیت دارایی ها(ریسک اعتباری) و نسبت تسهیلات به سپرده ها(به عنوان یکی از مولفه های ریسک نقدینگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با توجه به این که شکل تابع نیز می تواند در راهبری متغیر مستقل برای تنظیم متغیر وابسته مورد استفاده قرار گیرد، بررسی شکل تابع نیز از دیگر اهداف این تحقیق است.نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایه های انسانی در دهک های اول، دوم و نهم دارای ارتباط معنادار با کیفیت دارایی ها هستند. شکل تابع بصورت یو معکوس بوده و نقطه تغییر مسیر تابع نیز 4/44 صدم است. درحالی که سرمایه های ساختاری ارتباطی با کیفیت دارایی ها نداشته است. همچنین، سرمایه های انسانی دردهک های اول تا ششم و نهم دارای ارتباطمعنادار با نقدینگی است. شکل تابع بصورت یو بوده و نقطه تغییر مسیر تابع نیز 8/24 است. درخصوص سرمایه های ساختاری، در دهک های اول و دوم بر وضعیت نقدینگی اثرگذار بوده و شکل تابع آن نیز بصورت یو می باشد. نقطه تغییر مسیر تابع نیز 1/39 است.
بررسی نقش تعدیل گری مالکیت نهادی در ارتباط میان مشخصه های هیئت مدیره و عملکرد مالی
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اساسی این پژوهش بررسی رابطه میان برخی مشخصه های هیئت مدیره و عملکرد مالی شرکت با توجه به نقش تعدیلگری مالکیت نهادی است.روش: در این پژوهش، داده های 177 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه سال های 1395 تا 1400، با استفاده از روش رگرسیون چندگانه با کنترل اثرات ثابت سال و صنعت مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته ها: نتایج پژوهش، نشان دهنده ارتباط مثبت و معنادار یکی از مشخصه های هیئت مدیره با سنجه های عملکرد مالی مورد استفاده در این پژوهش است، اما نقش تعدیل گری مالکیت نهادی در این ارتباط تأیید نشد.دانش افزایی: نتایج این پژوهش می تواند شکاف موجود در ادبیات در خصوص تأثیر نقش تعدیل گری مالکیت نهادی در ارتباط میان مشخصه های هیئت مدیره و عملکرد مالی را پوشش داده و پنجره جدیدی برای پژوهش های آتی بگشاید. همچنین این پژوهش با در لحاظ نمودن نظریه های نمایندگی و نظریه وابستگی به منابع، به کاملتر شدن ادبیات در حوزه حاکمیت شرکتی کمک می کند.
تاثیر شرکت های همتا بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد: نقش تعدیلی اندازه شرکت و رقابت بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگهداشت وجه نقد می تواند به مدیریت ریسک، مقابله با رویدادهای غیرمنتظره و افزایش انعطاف پذیری کمک کند. با این حال، نگهداشت بیش ازحد آن ممکن است مشکلات نمایندگی و کاهش ارزش شرکت را به همراه داشته باشد. در تصمیمات نگهداشت وجه نقد، نقش همتایان و رفتار آن ها دارای اهمیت است که این موضوع می تواند تحت تاثیر اندازه شرکت یا محیط رقابتی نیز قرار بگیرد. همتایان، شرکت های مشابه در ساختار صنعتی و فنی هستند که بر عملکرد یکدیگر تأثیر می گذارند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شرکت های همتا بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش اندازه شرکت و رقابت بازار است. نمونه آماری شامل 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1402 است. برای آزمون فرضیه ها از الگوهای رگرسیونی و داده های ترکیبی با کنترل اثرات سال و صنعت استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در شرکت هایی که سطح نگهداشت وجه نقد کمتر از میانگین سطح نگهداشت وجه نقد همتایان است، ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است که با تئوری های مبتنی بر اطلاعات و رقابت انطباق دارد. هم چنین در شرکت های بزرگتر و دارای رقابت بازار پایین تر اثرگذاری همتایان بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است. این یافته ها ضمن تقویت ادبیات نظری، برای مدیران رهنمودی برای بهینه سازی سیاست های نقدینگی و برای سرمایه گذاران ابزار تحلیل فرصت ها و ریسک های نقدی فراهم می آورد.
شناسایی پیشرانه های الگوی کیفیت حسابرسی مالیاتی از منظر قضاوت حرفه ای حسابرسان مالیاتی با رویکرد تلفیقی مدلسازی ساختاری تفسیری و معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش شناسایی پیشرانه های الگوی کیفیت حسابرسی مالیاتی از منظر قضاوت حرفه ای حسابرسان مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور می باشد. روش: این پژوهش جزو پژوهش های کاربردی است که با ترکیب روش کیفی و کمی اجرا می شود. بخش کیفی مبتنی بر شناسایی عوامل مؤثر بر قضاوت حرفه ای حسابرسان مالیاتی با رویکرد تحلیل تم بود. در ادام ه ب ا استفاده از رویکرد مدلس ازی س اختاری تفس یری، عوام ل شناس ایی ش ده س اختاربندی ش دند. ب ه منظ ور اعتبارسنجی مدل مفهومی، از رویکرد معادلات ساختاری اس تفاده گردی د. جامعه آماری این پژوهش در دو گروه، شامل گروه خبرگان و کلیه حسابرسان مالیاتی بوده است، نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری(11 نفر) ادامه داشت. با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری حسابرسان مالیاتی، تعداد نمونه این پژوهش 668 نفر تعیین گردیده است. یافته ها: بر اساس قدرت وابستگی و نفوذ متغیرها، متغیرهای مستقل که بیشترین اثرگذاری را بر اعمال قضاوت های حرفه ای حسابرسان مالیاتی دارند شامل: تحصیلات حسابرس، کیفیت اسناد و مدارک ارائه شده توسط مودی، تعدد و تکثر قوانین و بستر آموزش می باشد. نتیجه گیری: توجه به عوامل شناسایی شده موثر بر قضاوت حرفه ای حسابرسان مالیاتی موجب افزایش کیفیت حسابرسی مالیاتی خواهد گردید. دانش افزایی: اﯾﻦپژوهش ﺑﯿﻨﺶﻫﺎی ارزﺷﻤﻨﺪی را در ﻣﻮرد پیشران های ﻣﻮﺛﺮ بر قضاوت های حرفه ای حسابرسان ارائه می کند که می تواند به مدیران سازمان امور مالیاتی کشور جهت برنامه ریزی برای ارتقای سطح قضاوت های حرفه ای حسابرسان مالیاتی کمک کند.
ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوه های متعدد از گزارشگری مالی امروزه در حال شکل گرفتن می باشد که می تواند به اتکاء پذیری بالاتر ذینفعان حتی با وجودِ انتظارات متفاوت، منتج شود و سطحی از همگرایی را در ادراک از افشاء فراگیرِ اطلاعات در بازار ایجاد نماید. هدف این مطالعه، ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه بود. روش: این مطالعه که از نظر روش شناسی توسعه ای/کاربردی است و برمبنای هدف اکتشافی تلقی می شود، طی دو فاز کیفی و کمّی نسبت به جمع آوری داده ها اقدام نمود. به طوریکه در فاز کیفی مطالعه از طریق تحلیل نظریه داده بنیاد ابتدا، جنبه های نوظهور گزارشگری بشردوستانه را طی سه مرحله کدگذاری و ابزار مصاحبه شناسایی نمود و سپس با انجام تحلیل دلفی، نسبت به تعیین حد اجماع نظری اقدام کرد تا با ایجاد یک پرسشنامه محقق ساخت، مبنایی برای سنجش گزارشگری بشردوستانه ایجاد شود. سپس در فاز کمّی مطالعه از طریق حداقل مربعات جزئی ( ) نسبت به آزمون فرضیه پژوهش اقدام شد. ابزار مورد استفاده در فاز کمّی مطالعه پرسشنامه بود که علاوه بر پرسشنامه ساخته شده متغیر برونزا مطالعه، از پرسشنامه جیا و همکاران (2020) برای سنجشِ متغیر درونزا یعنی مشروعیت بهره برده شد. دوره پرسشگری مطالعه بازه زمانی 6 ماه را در بر می گیرد. یافته ها: نتایج حکایت از تأیید تأثیر مثبت گزارشگری بشردوستانه بر مشروعیت زائی بالاتر شرکت ها در بازار سرمایه دارد. نتیجه گیری: نتیجه کسب شده نشان می دهد، شرکت هایی که از پتانسیل بالاتری در افشاء کارکردهای منابع انسانی، نهادی و اجتماعی برخوردار هستند، معمولاً به واسطه ی مسئولیت پذیری بالاتر در رعایت حقوق ذینفعان، مشروعیت های حرفه ای را در یک بازار رقابتی کسب می نمایند که می تواند مزیت عملکردی نسبت به دیگر رقبای شرکت ها نیز تلقی گردد. دانش افزایی: این مطالعه باتمرکز بر افشاء اطلاعات بشردوستانه و بررسی تأثیر آن بر مشروعیت شرکتی به از جمله مطالعه های نوظهور تلقی می شود که می تواند به توسعه ادبیات نظری و کاربردی صیانت از حقوق ذینفعان در آینده کمک نماید.
واکنش شاخص بازار سهام، ریسک پذیری و احساسات سرمایه گذاران به شوک سیاست پولی با استفاده از رگرسیون انتقال ملایم (STR)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
191-210
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال ارائه الگویی به منظور بررسی واکنش شاخص بازار سهام، ریسک پذیری و احساسات سرمایه گذاران به شوک سیاست پولی در قالب مدل های غیرخطی است. رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، رگرسیون غیرخطی انتقال ملایم (STR) بوده است. بدین منظور از اطلاعات آماری بازه زمانی 1370-1400 بر اساس فراوانی داده های فصلی برای بازده شاخص، متغیرهای اقتصادی و مالی استفاده شده است. در این پژوهش وجود رفتار غیرخطی در ارتباط بین شاخص ریسک پذیری، احساسات سرمایه گذاران و سیاست پولی تأیید گردید. نتایج بدست آمده حاکی از این است که رابطه بازدهی شاخص با شاخص احساسات سرمایه گذاران و سیاست پولی غیرخطی و نامتقارن است و از میان متغیرهای توضیح کلان اقتصادی و مالی، نرخ ارز متغیر انتقال یا عامل تعویض رژیم است. رابطه میان بازدهی شاخص و شاخص احساسات سرمایه گذاران و سیاست پولی در دوران استقرار رژیم اول و دوم که به ترتیب بیانگر نوسان کم نرخ ارز و نوسان بالای نرخ ارز است، متفاوت بوده است.
تأثیر چرخه عمر شرکت بر رابطه بین ویژگی های مدیریت و کارایی سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرکت ها با هدف ارزش آفرینی بیشتر و افزایش سهم خود از بازار با یکدیگر رقابت می کنند و یکی از الزامات موفقیت در بازار رقابتی، استفاده کارا و اثربخش از منابع شرکت است که به توانمندی و عملکرد مدیریت شرکت بستگی دارد؛ مدیریت کارآمد، توانایى استفاده بهینه از منابع موجود را در فرآیند تحقق اهداف سازمانى دارد. علاوه بر این، ویژگی ها و شایستگی های مدیریتی می تواند امکان به کارگیری بهینه راهبردهای متناسب با هر کدام از مراحل چرخه عمر شرکت را فراهم کند. بنابراین، در این پژوهش تأثیر ویژگی های مدیریت بر کارایی سرمایه گذاری شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده و نقش تعدیلی چرخه عمر شرکت بر این رابطه مورد توجه قرار گرفته است. از نظر هدف، نوع پژوهش کاربردی است. از نظر جمع آوری داده نیز، جزو پژوهش های توصیفی-همبستگی محسوب می شود. برای انتخاب حجم نمونه رویکرد غربالگری به کار گرفته شد که در نهایت، 152 شرکت بین سال های 1396 تا 1401 (دوره زمانی شش ساله) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش، از تحصیلات مدیرعامل، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، جنسیت مدیران و تجربه مدیرعامل به عنوان ویژگی های مدیریت استفاده شده است. به منظور آزمون فرضیه ها با به کارگیری داده های تابلویی و روش برآورد اثرات ثابت از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد تحصیلات مدیرعامل و تجربه مدیرعامل بر کارایی سرمایه گذاری شرکت تأثیر معنی داری دارند و چرخه عمر شرکت این روابط را تعدیل می کند؛ اما در حالی که دوگانگی وظیفه مدیرعامل و جنسیت مدیران بر کارایی سرمایه گذاری شرکت تأثیر معنی داری دارند، چرخه عمر شرکت تأثیر بااهمیتی بر این روابط ندارد. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت، همه ویژگی های مدیریتی مورد بررسی بر عملکرد شرکت، موفقیت آن و ارزش شرکت تأثیر دارند، اما شدت اثر برخی از آن ها در چرخه عمر شرکت تعدیل می شود.
بهبود خدمات بانکی مبتنی بر تکنیک های حسابداری مدیریت راهبردی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
43 - 61
حوزههای تخصصی:
ارائه خدمات بانکی با کیفیت بالا یکی از ارکان اساسی در موفقیت و بقای بانک ها در بازار رقابتی امروز است. تکنیک های حسابداری مدیریت راهبردی نقش کلیدی در بهبود مستمر خدمات بانکی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سه تکنیک حسابداری مدیریت راهبردی شامل تکنیک هزینه یابی کیفیت، تکنیک مدیریت کیفیت جامع و تکنیک تئوری محدودیت بر بهبود خدمات بانکی انجام شده است. این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی و پیمایشی است. در این پژوهش، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. نمونه آماری شامل 185 نفر از حسابداران بانک ها، مدیران و اعضای هیات علمی دانشگاه کشور می باشند. جهت سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و آزمون تی جهت آزمون داده ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تکنیک های حسابداری مدیریت راهبردی شامل تکنیک هزینه یابی کیفیت با هشت شاخص، تکنیک مدیریت کیفیت جامع با دوازده شاخص و تکنیک تئوری محدودیت با ده شاخص موجب بهبود خدمات بانکی می گردد. همچنین نتایج پژوهش بر اهمیت تکنیک های حسابداری مدیریت راهبردی در ارتقای کیفیت خدمات بانکی تأکید می کند.
توسعه و تدوین مدلی جهت نقش تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف توسعه و تدوین مدلی جهت نقش تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع پژوهش های کاربردی است و داده های پژوهش به صورت مقطعی و در نیمه اول سال 1403، از طریق پرسشنامه استاندارد خلیل (2023) بین اعضای نمونه توزیع و در مدت زمان مشخصی جمع آوری گردید. از جامعه آماری نامحدود موسسات حسابرسی و شرکت ها، نمونه آماری پژوهش شامل حسابرسان داخلی و مستقل به تعداد 186 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور تعیین روایی پرسشنامه ها، از روایی واگرایی ترکیبی و تحلیل عاملی استفاده شد. به منظور بررسی و تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های متناسب آماری انجام شد. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی نقش قابل توجهی ایفا می کند و باعث می شود عملکرد بهتری در زمینه گزارش حسابرسی داشته باشند. نتیجه گیری: بنابراین، تعامل و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل باعث کاهش عمل غیراخلاقی در حسابرسان داخلی و یا تقویت شجاعت اخلاقی آنها می شود. دانش افزایی: نتایج این مطالعه می تواند برای موسسات حسابرسی و شرکت ها مفید واقع شود به طوری که به تعامل حسابرسان داخلی و مستقل افزوده می شود و از طرفی گزارش حسابرسی و یا کیفیت حسابرسی قوی تری ارائه می دهند.
مدل سازی بازنمایی سیستمی حسابرسی پایداری بر اساس تحلیل کیفی تعاملی (IAQ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
70 - 105
حوزههای تخصصی:
حسابرسی پایداری مزایای متعددی را ارائه می دهد که عملکرد سازمان، نظارت بر محیط زیست و اعتماد ذی نفعان را افزایش می دهد. با ادغام جنبه های زیست محیطی در شیوه های حسابرسی، سازمان ها می توانند خطرات را شناسایی کنند، انطباق را بهبود بخشند و نوآوری را تقویت کنند که در نهایت منجر به نتایج پایداری بهتر می شود. هدف این پژوهش مدل سازی بازنمایی سیستمی حسابرسی پایداری بر اساس تحلیل کیفی تعاملی بود. این مطالعه از نظر روش شناسی اکتشافی و به لحاظ تحلیلی ترکیبی قلمداد می شود. سپس با استفاده از تحلیل دلفی، پایایی ابعاد شناسایی شده مورد تحلیل قرار گرفت تا در نهایت در بخش کمی، بر اساس مدل سازی بازنمایی سیستمی، محرک ها و پیامدهای حسابرسی پایداری تعیین گردند. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی ، دارای تجربه حرفه ای در حوزه حسابرسی و همچنین اعضای کمیته تدوین استانداردهای حسابرسی بودند که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند با رویکرد گلوله برفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش حاضر، نشان دهنده ی 3 مضمون فراگیر ،6 مضمون سازمان دهنده و 31 مضمون پایه بود. یافته های ناشی از کسب نتیجه در بخش کمی نشان داد، محرک ترین بعد حسابرسی پایداری، کارکردهای محیط اجتماعی است که محرکی برآمده از الگوی مکانیزم های ارزشی حسابرسی پایداری قلمداد می شود. یافته های این پژوهش می تواند به نهادهای نظارتی همچون تدوین کنندگان استانداردهای حسابرسی کمک نماید، نسبت به حفظ حسابرسی پایداری، رهنمودهایی را تدوین و اجرا نمایند و با توسعه امکان تغییر شیوه های سنتی در حسابرسی به بلوغ شغلی و حرفه ای حسابرسان کمک نمایند تا از این طریق بتوانند نسبت به ارائه راه کارهای لازم تدابیری را اتخاذ نمایند.
نقش انتظارات خوش بینانه مدیریت در رابطه بین تحول دیجیتال و چسبندگی هزینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
211-240
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر تحول دیجیتال بر چسبندگی هزینه با در نظرگرفتن نقش انتظارات خوش بینانه مدیریت است. در راستای حصول به اهداف پژوهش اطلاعات نمونه ای متشکل از 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که طبق الگوی حذف سیستماتیک انتخاب شده بودند برای یک دوره زمانی 8 ساله سال های 1394 تا 1401 گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از یک الگوی رگرسیون چند متغیره خطی بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد که با افزایش یک درصدی درآمد فروش، هزینه های اداری، عمومی و فروش 11/0 درصد افزایش می یابد، درحالی که با کاهش یک درصدی درآمد فروش، این هزینه ها به میزان 22/5 درصد کاهش پیدا می کند که نشان دهنده وجود چسبندگی هزینه است. همچنین، تحول دیجیتال باعث کاهش رفتار چسبنده هزینه ها شده و با افزایش یک درصدی در استفاده از فناوری های دیجیتال، کاهش هزینه ها به میزان 1/1 درصد بیشتر می شود. نتایج نشان می دهد که شرکت هایی با سرمایه گذاری در تحول دیجیتال و بهره گیری از فناوری های نوین، توانایی کاهش ناکارآمدی ها و بهینه سازی منابع خود را دارند. این امر موجب بهبود سودآوری و ایجاد مزیت رقابتی پایدار می شود. علاوه بر این، انتظارات خوش بینانه مدیریت نقش مهمی در تقویت تأثیر تحول دیجیتال بر مهار چسبندگی هزینه ها دارد. این یافته ها تأکید می کند که سرمایه گذاری در فناوری های دیجیتال و توجه به مدیریت هوشمند، کلید دستیابی به عملکرد مالی بهتر و رقابت پذیری بالاتر در محیط کسب وکار است.
تغییرات دما و هزینه حقوق صاحبان سهام؛ شواهدی از رویکرد پرتفوی ردیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
77 - 104
حوزههای تخصصی:
تغییرات دما نه تنها بر جریانات نقدی بلکه بر نرخ تنزیل نیز اثرگذار است. از آنجاکه نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذار، هزینه سرمایه ناشر است، بازده مورد انتظار بالاتر سرمایه گذار به معنای افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام می باشد. هدف پژوههش حاضر آزمون فرضیه ههایی زیر است. اول؛ صرف ریسک تغییرات دمایی معنادار است. دوم، صنایع حساس، بارعاملی بیشتری نسبت به سایر صنایع دارند. سوم؛ شرکت های کوچک تر بارعاملی بیشتری نسبت به تغییرات دما دارند و چهارم؛ مقدار اثرگذاری تغییرات دما بر هزینه حقوق صاحبان سهام در طول زمان بیشتر شده است. روش شناسی: برای تخمین صرف ریسک دما از رویکرد پرتفوی ردیاب استفاده شده است. آزمون قیمت گذاری صرف ریسک دما در چارچوب رگرسیون فاما مک-بث(1973) انجام می گردد. برای آزمون فرضیه دوم میانگین بارهای عاملی صنایع حساس و سایر صنایع محاسبه گردیده و معناداری آنها با آماره t آزمون می شود. در آزمون فرضیه سوم نیز میانگین بارهای عاملی شرکت های بزرگ و کوچک محاسبه و معناداری اختلاف میانگین بارهای عاملی با آماره t آزمون می گردد. نتایج نشان می دهد صرف ریسک تغییرات دما، مثبت و معنادار بوده و سبب بهبود عملکرد مدل شده است. نتایج رگرسیون فاما مک بث(1973)، حاکی از تاثیر مثبت و معنادار صرف ریسک تغییرات دما در حضور عوامل فراگیر مدل های CAPM و فاما و فرنچ (1993) است. مطابق یافته ها برخی صنایع چون زراعت و کشاورزی، قندو شکر، چاپ و کاغذ حساسیت بیشتری داشته اند. اندازه شرکت ها در میزان اثرگذاری تغییرات دما تاثیر چندانی نداشته است.
مدل سازی پویایی های ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران: چارچوب یکپارچه چندرژیمی مبتنی بر ARIMA، DCC GARCH، GMM و مارکوف سوئیچینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
138 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش، طراحی و ارائه یک چارچوب ترکیبی پیشرفته برای مدل سازی پویایی های ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی ایران مد نظر قرار گرفته است. اقتصاد ایران به دلیل ماهیت ساختاری شکننده، نوسانات شدید سیاسی-اقتصادی و تغییرات ناگهانی در سیاست های پولی و ارزی، زمینه ای ایده آل برای بررسی تأثیر متقابل دارایی های مختلف و نحوه انتقال ریسک در رژیم های رفتاری گوناگون فراهم می کند. در چنین بستری، وابستگی ها و شدت انتقال شوک های مالی در دوره های کم نوسان، نیمه بی ثبات و بحرانی کاملاً متفاوت است. بنابراین، هدف اصلی مطالعه حاضر، تحلیل ساختار وابستگی و انتقال ریسک میان سه دارایی کلیدی(طلا، نرخ ارز آزاد (دلار آمریکا) و شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران)در قالب یک چارچوب چندسطحی و چندمدلی است؛ به طوری که بتوان با دقت بیشتری رژیم های رفتاریِ پنهان را شناسایی و میزان ریسک سیستمیک را تحت شرایط مختلف بازار اندازه گیری کرد. روش : در گام نخست، سری های زمانی بازده روزانه سه دارایی یادشده با استفاده از مدل های ARIMA پالایش شدند تا مؤلفه های روندی و خودهمبستگی های خطی حذف شوند و سری های باقیمانده تنها متغیرهای تصادفی و غیرخطی را در خود جای دهند. سپس برای هر سری از مدل GARCH(1,1) جهت برآورد و پیش بینی نوسانات شرطی (Conditional Volatility) بهره گرفته شد. در مرحله سوم، به منظور استخراج ماتریس همبستگی های شرطی پویا میان دارایی ها، مدل DCC-GARCH به کار رفت. برای شناسایی تغییرات ساختاری رفتار بازار و جدا کردن دوره های کم نوسان از پرنوسان، دو روش مکمل استفاده شد: اول، مدل مارکوف سوئیچینگ با قابلیت تقسیم بندی زمان به رژیم های نوسان پایین و نوسان بالا بر مبنای احتمال های انتقال (Transition Probabilities)، و دوم، مدل ترکیب گاوسی (GMM) که با تحلیل خوشه ای داده ها، هر مشاهده را به صورت احتمالاتی به چند رژیم رفتاری منسوب می سازد. در نهایت، با محاسبه شاخص ارزش در معرض ریسک شرطی (COVAR) برای هر جفت دارایی در هر رژیم رفتاری، شدت ریسک سیستماتیک و میزان انتقال شوک ها به شکلی جامع بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده های روزانه دوره ۱۳۹۴–۱۴۰۳ نشان داد شدت و ساختار انتقال ریسک سیستمیک در بازارهای مالی ایران کاملاً به رژیم رفتاری بازار بستگی دارد. در رژیم های «آرام»، همبستگی های شرطی بین طلا و دلار و نیز میان طلا و شاخص بورس به زیر ۰٫۳ کاهش یافته و متوسط COVARها کمتر از ۰٫۱۵ است، اما با افزایش نوسانات به سطح «نیمه بی ثبات»، این مقادیر به حدود ۰٫۴ تا ۰٫۵ می رسند. در «بحران» ساختار چهاررژیمی، همبستگی طلا–دلار به بیش از ۰٫۸ و طلا–بورس به بیش از ۰٫۳ افزایش یافت و COVAR طلا⇄دلار تا ۰٫۷۸ و طلا⇄بورس تا ۰٫۳۰ بالا رفت که نشانگر پدیده «فرار به ارز» و «فرار به طلا» در اوج تنش هاست. همچنین، روابط دلار⇄بورس و دلار⇄طلا در رژیم های میانی نه تنها سیگنال های هشدار اولیه از افزایش ریسک می دادند، بلکه گاهی در برخی دوره های ظاهراً آرام، COVAR بالاتری نسبت به رژیم های نیمه بی ثبات ثبت می شد؛ پدیده ای که می تواند منعکس کننده انتظارات منفی پنهان یا سیاست گذاری ناپایدار باشد. به طور کلی، ترکیب DCC-GARCH، مارکوف سوئیچینگ و GMM امکان تفکیک دقیق تر رژیم ها و سنجش توانایی ریسک را فراهم ساخت و نشان داد که رفتار غیرخطی و چندلایه انتقال ریسک باید در تحلیل ریسک سیستمیک اقتصادهای ناپایدار مد نظر قرار گیرد. نتیجه گیری: این پژوهش تأکید می کند که در اقتصادهایی با نوسانات ساختاری و سیاسی-اقتصادی شدید، استفاده از چارچوب های رژیم محور و پویا برای تحلیل ریسک سیستمیک الزامی است. این چارچوب نه تنها قابلیت شناسایی زودهنگام دوره های پرخطر و میان بحرانی را دارد، بلکه می تواند به عنوان ابزاری کارا برای سیاست گذاران، نهادهای نظارتی و سرمایه گذاران حرفه ای در طراحی سیاست های کلان، تخصیص بهینه سرمایه و مدیریت ریسک سیستماتیک به کار رود.
نقش فناوری بلاک چین در شفاف سازی زنجیره تأمین و افزایش اعتماد مشتریان
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
226 - 239
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی نقش فناوری بلاک چین در شفاف سازی زنجیره تأمین و افزایش اعتماد مشتریان انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به صورت توصیفی-تحلیلی و از نوع پیمایشی اجرا شده است. روش جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته و بر اساس مقیاس لیکرت 5 درجه ای صورت پذیرفته است. جامعه آماری این تحقیق شامل مدیران و کارشناسان زنجیره تأمین و فناوری اطلاعات در شرکت هایی است که فناوری بلاک چین را در فرآیندهای خود به کار گرفته اند. حجم نمونه در حدود 100 تا 150 نفر بوده و داده ها به صورت کمی جمع آوری و تحلیل شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از فناوری بلاک چین در زنجیره تأمین موجب افزایش شفافیت فرآیندهای تأمین و توزیع کالا، افزایش اعتماد مشتریان، بهبود کارایی، کاهش هزینه ها و در نهایت افزایش رضایت مشتریان می شود. این یافته ها تایید کننده فرضیه های تحقیق هستند که در آن ها شفافیت، اعتماد مشتری، تجربه مشتری و رضایت مشتری به عنوان متغیرهای اصلی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج این تحقیق می تواند برای شرکت ها و سازمان هایی که قصد دارند از فناوری بلاک چین در زنجیره تأمین خود استفاده کنند، مفید واقع شود.
تبیین الگوی بیش اطمینانی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
5 - 22
حوزههای تخصصی:
بیش اعتمادی یکی از مفاهیم مهم رفتاری در تئوری های مالی و روانشناسی است. بیش اعتمادی باعث می شود انسان دانش و مهارت خود را بیش ازحد و ریسک ها را کمتر از حد تخمین زده و احساس کند روی مسائل و رویدادها کنترل دارد در حالی که ممکن است در واقعیت به این صورت نباشد. هدف این پژوهش تبیین الگوی بیش اطمینانی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای هدف پژوهش اطلاعات پژوهش از صورت های مالی شرکت های بورسی در بازه زمانی 1400 – 1389 گردآوری گردید. برای تحلیل های آماری از روش رگرسیون چند متغیره با داده های تابلویی استفاده گردید. یافته های حاصل از آزمون مدل پژوهش نشان می دهد که حاشیه سود خالص، سود هر سهم، بازده دارایی، نسبت جاری، اهرم مالی، نسبت فروش به کل دارایی ها، نسبت فروش به حسابهای دریافتنی، نسبت داراییهای جاری به دارایی ها، نسبت وجه نقد به دارایی ها، نسبت وجه نقد عملیاتی به دارایی ها، اندازه شرکت، نسبت سود عملیاتی از عوامل موثر بر معیارهای بیش اطمینانی مدیران هستند. نتایج این پژوهش اطلاعات مفیدی را برای سیاستگذاران و نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری در خصوص کیفیت گزارشگری مالی در راستای سرمایه گذاران فرآهم آورده و موجب توسعه نتایج تحقیقات رفتاری در حوزه مالی می شود.
طراحی مدل تفسیری ساختاری مولفه های گزارشگری مالی اطلاعات زیست محیطی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
265 - 289
حوزههای تخصصی:
علیرغم اهمیت افشای اطلاعات زیست محیطی در کنار گزارشگری مالی، آثار فعالیت های اقتصادی بر محیط زیست به صورت اختیاری، گزینشی و بدون معیار و استاندارد گزارش می گردد. هدف از این پژوهش تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر افشای اطلاعات زیست محیطی در گزارشگری مالی است. برای این منظور، با استفاده از نظر 15 نفر از متخصصین و با بکارگیری مدل سازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک، مولفه های مورد نظر، سطح بندی و تحلیل شد. حسب نتایج پژوهش، مولفه های کسب مزیت رقابتی، نظارت عمومی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی وکسب قدرت ملی و تسهیل در روابط سیاسی و اقتصادی بین المللی دارای بیشترین نفوذ و به عنوان متغیر مستقل بوده که بر مولفه ارزیابی تداوم فعالیت شرکت ها اثرگذار است. از طرفی مولفه ارزیابی تدوام فعالیت شرکت، به عنوان مولفه خودگردان طبقه بندی و نسبت به استانداردهای گزارشگری مالی بین المللی و استانداردهای گزارشگری پایداری دارای نفوذ است و نهایتاً این دو مولفه به عنوان متغیرهای وابسته، بر مولفه تصویب قانون در خصوص نحوه اندازه گیری و گزارشگری موثر بوده و مولفه تصویب قانون در خصوص نحوه اندازه گیری و گزارشگری دارای بیشترین وابستگی بین مولفه ها است.
The Impact of the COVID-19 Crisis on the Speed of Adjusting the Commercial Credit of Companies, Considering the Ability of Managers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
33-46
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to investigate the impact of the COVID-19 crisis on the speed of adjustment of trade credit among companies listed on the Tehran Stock Exchange (TSE), with particular attention to the moderating role of managerial ability. Methodology/Design/Approach: The research sample includes 131 listed firms observed over a ten-year period (2013–2022), selected using the systematic exclusion method. A multivariable linear regression model was employed to test the research hypotheses. The model developed by Luo (2022) was used to measure the speed of adjustment of trade credit before and after the COVID-19 outbreak, while the model of Demerjian et al. (2012) was applied to evaluate managerial ability. Findings: The results indicate that, on the demand side of trade credit, the speed of adjustment of accounts payable increased by approximately 17% after the COVID-19 outbreak, with capable managers further accelerating this trend. Conversely, on the supply side, the speed of adjustment of accounts receivable declined by nearly 50%. This decline is attributed to rising inflation and economic instability during the post-crisis period, which led managers— including highly capable ones—to deliberately slow the adjustment of credit sales in order to benefit from inventory retention and mitigate risks in inflationary conditions. Innovation: This study extends the literature by demonstrating how crises such as COVID-19 reshape trade credit dynamics in emerging markets. It highlights the asymmetric effects on the supply and demand sides of trade credit and underscores the role of managerial ability in adapting financial policies under conditions of uncertainty and economic instability.
The Effect of Tax Incentives and Tax Services on Taxpayer Compliance and the Moderating Role of Tax Socialization(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
47-60
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study examines the impact of tax incentives and tax services on taxpayer compliance, with a focus on the moderating role of tax socialization. The research aims to clarify whether tax socialization can enhance the effects of incentives and service quality on tax compliance behavior. Methodology/Design/Approach: The study adopts a causal-correlational research design. The statistical population includes tax auditors and taxpayers in Shiraz County. Data were collected through a structured questionnaire and analyzed using partial least squares structural equation modeling (PLS-SEM). Findings: The results show that both tax incentives and improved tax services have a significant positive effect on taxpayer compliance. Tax socialization also directly and positively influences compliance behavior. However, the moderating role of tax socialization is not supported, indicating that it does not significantly alter the relationship between tax incentives or tax services and taxpayer compliance. Innovation: This study contributes to the existing literature by empirically examining the interconnected effects of tax policy tools and social factors on taxpayer behavior. It provides practical insights for policymakers aiming to promote tax compliance through enhanced services and targeted socialization strategies.
بررسی تاثیر تعدیل کنندگی عوامل رقابتی بازار بر رابطه بین اعتبار تجاری و رفتار نامتقارن هزینه ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رفتار هزینه یکی از مسائل مهم و بحث برانگیز در حسابداری مدیریت است که بطور گسترده ای فرآیندهای تصمیم گیری را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین، افزایش رقابت در بازارهای داخلی و جهانی، تولیدکنندگان را وادار ساخته تا ساختار هزینه های خود را بهتر بشناسند. از این رو، در این پژوهش، تاثیر تعدیلی عوامل رقابتی بازار بر رابطه بین اعتبار تجاری و رفتار نامتقارن هزینه ها در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. برای این منظور، اطلاعات صورت های مالی167 شرکت در دوره زمانی 1389 الی1400 گردآوری شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که با استفاده از هر سه معیار اعتبار تجاری، بین اعتبار تجاری و چسبندگی هزینه ها رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین، نتایج نشان می دهد که عوامل رقابتی بازار بر رابطه بین اعتبار تجاری و چسبندگی هزینه ها، با استفاده از هر چهار معیار عوامل رقابتی، تاثیر معنی داری ندارد. بنابراین، شرکت های فروشنده در زمان کاهش فروش، قادر نیستند که مدیران را به کاهش نامتناسب منابع بلااستفاده به منظور افزایش کارایی عملیاتی و کاهش خطر ورشکستگی مشتری، مجبور کنند. در نتیجه، به مدیران توصیه می شود که با کسب اطلاعات خصوصی مشتریان در مورد عملکرد و ثبات عملیاتی آن ها، روابط بلندمدت با مشتریان برقرار کرده و تلاش بیش تری برای نظارت بر شیوه های مدیریت هزینه آن ها داشته باشند. زیرا این امر می تواند موجب اطمینان از مدیریت مؤثر هزینه به وسیله نقش حاکمیت خارجی شرکت های فروشنده گردد.
شناسایی و ارزیابی محتوای اطلاعاتی صورت تغییرات در حقوق مالکانه بر مبنای معیار آنتروپی (عدم اطمینان) شانون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف کلان تحقیق حسابداری بازار سرمایه این است که به نوعی به این سوال پاسخ دهد که آیا فرآیند حسابداری مالی و گزارشگری، اطلاعات غیراضافی را در اختیار فعالان بازار قرار می دهد. اطلاعات ارائه شده توسط گزارش های مالی، زمانی می تواند در تصمیم گیری ها مفید باشد که بنابر گفته بیانیه مفهومی حسابداری مالی شماره یک، قابل اتکا و مربوط باشد. اطلاعاتی مربوط تلقی می شود که بتواند به استفاده کنندگان آن در اتخاذ تصمیمات آتی اقتصادی کمک کند و به نوعی دارای محتوای اطلاعاتی باشد. هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی محتوای اطلاعاتی صورت تغییرات در حقوق مالکانه بر مبنای معیار آنتروپی (عدم اطمینان) شانون می باشد. در راستای هدف پژوهش، داده های 165 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1398 تا 1402 تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در بخش کیفی خبرگان به ترتیب بر اهمیت سود انباشته، افزایش سرمایه و اندوخته قانونی بیش از سایر موارد افشا شده در صورت تغییرات در حقوق مالکانه به اجماع رسیدند و همچنین بر اساس معیار آنتروپی شانون تک تک منغیرها نیز مطابق با ترتیب اولویت خبرگان می توانند دارای محتوای اطلاعاتی باشند. همچنین نسبت ترکیب نااطمینانی سه متغیر سود انباشته، افزایش سرمایه و اندوخته قانونی نسبت به ترکیب های دوتایی محتوای اطلاعاتی بیشتری را ایجاد می کنند که این خود می تواند مزیتی برای سرمایه گذارانی باشد که دارای قدرت تحلیلی کمتری می باشند