فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
197 - 212
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله:امروزه هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوظهور، تأثیر بسزایی بر حرفه حسابرسی دارد و می تواند به بهبود کیفیت حسابرسی منجر شود. هدف این پژوهش، طراحی الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط حسابرسی ایران است. روش پژوهش: این مطالعه، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد، ابتدا عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی شناسایی شده و سپس نقش فناوری های هوش مصنوعی در بهبود این عوامل مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های عمیق با خبرگان حوزه حسابرسی و فناوری اطلاعات گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردیده اند. یافته های پژوهش: بر اساس یافته های پژوهش، الگویی مفهومی ارائه شده که به حسابرسان و نهادهای نظارتی در ایران کمک می کند تا با بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی، کیفیت حسابرسی را بهبود بخشند، و ضمن شناخت فرصت ها و چالش های فراروی حرفه حسابرسی در محیط ایران و مؤلفه های مؤثر بر آن ضرروت استفاده از هوش مصنوعی را در جهت توسعه کیفیت گزارش حسابرسی های خود مورد توجه قرار دهند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای حسابرسی، از طریق افزایش دقت، کاهش ریسک تقلب، بهبود کشف ناهنجاری ها و تسریع تحلیل داده ها، تأثیر مثبتی بر کیفیت حسابرسی دارد. همچنین، چالش هایی مانند هزینه های پیاده سازی، مقاومت در برابر تغییر و نیاز به آموزش متخصصان، به عنوان موانع اصلی شناسایی شدند.
مدل ارزیابی مالی شرکت های بیمه در مدیریت ریسک خسارت های ادعا شده در شرایط عادی و بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
1036 - 1058
حوزههای تخصصی:
هدف: شرکت های بیمه از جنبه بازرگانی، مانند سایر بخش های اقتصاد، برای حداکثرسازی سود خود فعالیت می کنند؛ اما شرکت های بیمه با دیگر شرکت ها و بنگاه های مالی تفاوت هایی دارند. به دلیل پوشش ریسک سایر بخش ها توسط این شرکت ها و درنتیجه، تمرکز ریسک در این بخش، عملکرد آن ها برای ماندگاری در فعالیت های اقتصادی آسیب پذیرتر می شود. بنابراین، حساسیت ارزیابی عملکرد این شرکت ها از منظر ریسک و مدیریت آن، در مقایسه با سایر بنگاه های اقتصادی و مالی دو چندان است. نسبت های سنتی توانگری مالی کفایت سرمایه را می سنجند؛ اما لزوماً تضمین کننده نقدینگی لحظه ای در زمان وقوع خسارت های فاجعه بار و دارای دم کلفت (Fat-tail) نیستند. هدف این پژوهش، توسعه مدلی برای ارزیابی تاب آوری شرکت های بیمه در مواجهه با ریسک خسارت های ادعا شده، تحت دو سناریو شرایط عادی و بحرانی، بدون پیش فرض های اولیه، روی توزیع خسارت های شرکت است.
روش: رویکرد این پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، تمامی شرکت های بیمه عمومی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ است. نمونه آماری، براساس امکان دسترسی به داده ها و صورت های مالی فصلی شرکت ها انتخاب شد. داده های استفاده شده در این پژوهش، عبارت اند از: صورت های مالی ۳ ماهه شرکت های بیمه و اطلاعات داخلی شرکت های بیمه، شامل تعداد کل بیمه نامه های صادره، کل مبلغ حق بیمه های صادره و دریافتی، تعداد کل و مبلغ کل خسارت پرداختی با تواتر فصلی. برای حذف اثر تورم، مقادیر متغیرهای مربوط به مبالغ خسارت و همچنین دارایی ها با استفاده از شاخص قیمت مصرف کننده، حقیقی سازی و سپس با فیلتر تفاضل گیری لگاریتمی، روندزدایی شدند. در مرحله بعد، توزیع های آماری مناسب به داده ها برازش شد و درنهایت با تعریف و محاسبه سه شاخص وضعیت خطر شرکت بیمه، نسبت پوشش ریسک در شرایط عادی و نسبت پوشش ریسک در شرایط بحرانی، وضعیت شرکت ها بررسی شد.
یافته ها: نتایج تحلیل از برتری قدرت توضیح دهندگی شاخص های پیشنهادی، در مقایسه با نسبت توانگری ساده حکایت می کند. بر اساس یافته ها، حتی در شرایط دستیابی به نسبت توانگری استاندارد (سطح یک)، ناتوانی در مدیریت کیفیت دارایی های نقدشونده می تواند به ورشکستگی پنهان منجر شود.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی اثبات می کند که مدیریت ریسک نقدینگی باید به عنوان یک مکمل ضروری برای نسبت توانگری در نظر گرفته شود. به کارگیری این مدل به نهادهای ناظر اجازه می دهد تا پیش از وقوع ورشکستگی، هشدارهای اولیه را شناسایی کنند.
بررسی و تطبیق قدرت تخمین مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری در پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود و انتخاب مدل بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
31 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پیش بینی تغییرات سود، آگاهی دادن به سرمایه گذاران، تحلیلگران مالی، مدیران، مسئولان بازار سهام، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان، به منظور قضاوت کردن واحد تجاری، تصمیم گیری برای خرید یا فروش سهام و اعطا یاعدم اعطای وام و اعتبارات است. این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد و مقایسه دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری، برای پیش بینی جهت تغییرات سه مؤلفه سود، از جمله سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی اجرا شده است.روش: در این پژوهش با استفاده از اطلاعات مالی ۱۳۹ شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی ۱۵ ساله، طی سال های ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۱ و با به کارگیری ۲۵ مدل یادگیری ماشین و ۱۰ مدل آماری، به بررسی مقایسه کارایی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود از جمله سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی پرداخته شده است. در پژوهش حاضر از نرم افزار اکسل برای مرتب سازی داده ها، نرم افزار ایویوز برای استخراج آمار توصیفی و از نرم افزارهای داده کاوی اس پی اس اس مدلر و رپیدماینر برای مدل سازی پیش بینی جهت تغییرات سود استفاده شده است. ارزیابی عملکرد مدل های یادگیری ماشین، از طریق دو معیار دقت پیش بینی مدل (accuracy) و ناحیه زیر منحنی (AUC) و ارزیابی عملکرد مدل های آماری تنها با معیار دقت پیش بینی مدل انجام شده است. در نهایت، به منظور انتخاب مدلی که بهترین عملکرد را برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی دارد، از میان مدل های یادگیری ماشین، به انتخاب مدل بهینه با استفاده از منحنی راک پرداخته شده است.یافته ها: پس از محاسبه متوسط دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری، مشخص شد که متوسط دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین برای متغیرهای وابسته (درصد تغییرات سود (زیان) خالص، درصد تغییرات سود (زیان) ناخالص و درصد تغییرات سود (زیان) عملیاتی)، از ۸۳ درصد تا ۹۳ درصد و متوسط دقت پیش بینی مدل های آماری برای هر سه مؤلفه سود، از ۷۶ درصد تا ۸۳ درصد متغیر است. پس از احراز نرمال نبودن متوسط دقت مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای اجزای سود توسط آزمون کلموگروف اسمیرنف، از آزمون ناپارامتریک یومن ویتنی برای مقایسه دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود استفاده شد.نتیجه گیری: نتایج آزمون فرضیه های پژوهش، بیانگر کارایی بالای مدل های یادگیری ماشین برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی نسبت به مدل های آماری است. نتایج منحنی راک نیز نشانگر آن است که مدل درخت تصمیم با دقت پیش بینی معادل ۱۰۰ درصد، برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص و دقت پیش بینی معادل ۳۸/۹۹ درصد برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) ناخالص و مدل استنتاج قوانین با دقت پیش بینی معادل ۷۶/۸۶ درصد در پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) عملیاتی، بهترین عملکرد را داشتند و به عنوان مدل بهینه انتخاب شدند.
افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت: تعدیلگری استراتژی تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
63 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف: کمبود منابع و استفاده بهینه از آن، چالش اصلی جهان در قرن حاضر است، این چالش توجه همگان را به سوی مفهوم پایداری و تأثیرهای آن و به طور کلی، مفهوم توسعه پایدار جلب کرده است. توسعه پایدار مستلزم آن است که شرکت ها راهبردهایی را پیاده سازی کنند که علاوه بر اهداف و عملکرد اقتصادی، سایر ابعاد توسعه پایدار، از جمله زیست محیطی و اجتماعی را نیز دربرگیرد. همچنین شرکت ها به عنوان یکی از ارکان اصلی جامعه، از تأثیرگذاران مهم روی روند توسعه پایدار هستند و بدون همکاری آن ها، هیچ اقدامی در مسیر پایداری به سرانجام نخواهد رسید. از آنجایی که انجام فعالیت های پایداری، مقدمه ای برای افشای اطلاعات پایداری، جهت بهره مند شدن شرکت ها از مزایای اجرا و افشای پایداری است، هدف پژوهش حاضر، بررسی افشای اطلاعات بااهمیت پایداری بر عملکرد شرکت با نقش تعدیلگری استراتژی تجاری است.
روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، در زمره پژوهش های توصیفی هم بستگی قرار دارد. اطلاعات و مبانی نظری با استفاده از روش کتابخانه ای و داده های مالی نیز با استفاده از روش اسنادکاوی از صورت های مالی حسابرسی شده و اطلاعات پایداری با روش تحلیل محتوا و عمل مپینگ از گزارش های هیئت مدیره (یا پایداری) شرکت ها جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش، ۱۰۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، استراتژی تجاری، در رابطه بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، نقش تعدیل کننده دارد و باعث تقویت این رابطه مثبت می شود.
نتیجه گیری: هدف مدیر افزایش ثروت سهام داران است، به این منظور برای حداکثر کردن سود تلاش می کند. در این راستا مدیر می تواند علاوه بر سرمایه گذاری های مالی سنتی، به نوع جدیدی از سرمایه گذاری که سرمایه گذاری در فعالیت های پایداری نامیده می شود، اقدام کند. به همین دلیل است که سرمایه گذاران با افق بلندمدت تر، شرکت هایی را ترجیح می دهند که از لحاظ محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بهتر باشند. در حالی که سرمایه گذاران با افق کوتاه مدت، برعکس آن را ترجیح می دهند. نتایج به دست آمده نشان داد شرکت هایی که به میزان بیشتری به افشای اطلاعات بااهمیت پایداری اقدام کرده اند، عملکرد و ارزش بالاتری نسبت به شرکت هایی دارند که کمتر به افشای این گونه اطلاعات اقدام کرده اند. به عبارت دیگر، شرکت با افشای اطلاعات بااهمیت پایداری، باعث ایجاد و بهبود مزیت رقابتی و در نهایت باعث افزایش ارزش و عملکرد شرکتی می شود. همچنین با توجه به یافته ها، استراتژی تجاری در رابطه افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، نقش تعدیلگری دارد. به عبارت دیگر، شرکت ها با انتخاب راهبرد تجاری مناسب و سازگار با عملیات خود، تلاش کرده اند تا رابطه بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت را تقویت کنند؛ بنابراین شرکت هایی که اهمیت بیشتری برای افشاهای پایداری قائل شده اند و افشای این اطلاعات را در اولویت قرار داده اند، از ارزش و عملکرد بالایی برخوردارند. از سوی دیگر، با توجه به استفاده از الگوی مایلز و اسنو و تقسیم بندی استراتژی تجاری به دو دسته تدافعی و تهاجمی، نتایج نشان داد شرکت هایی که استراتژی تجاری تهاجمی را اتخاذ کرده اند، نسبت به شرکت هایی که استراتژی تجاری تدافعی را در پیش گرفته اند، بیشتر به افشای اطلاعات بااهمیت پایداری اقدام می کنند. پیشنهاد می شود که سرمایه گذاران، به منظور ارزیابی عملکرد شرکت، علاوه بر توجه به افشاهای مالی، افشاهای غیرمالی (پایداری) را نیز مد نظر قرار دهند تا سرمایه گذاری بهینه انجام و از اتلاف منابع جلوگیری شود. پژوهش حاضر بینش های جدیدی را در باب تأثیر افشای اطلاعات بااهمیت پایداری بر عملکرد شرکت با نقش تعدیلگری استراتژی تجاری و اجرای آن در بازارهای نوظهور ارائه می دهد که به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است.
Investigating the Effects of Cost Leadership Strategy and Product Differentiation on the Comparability of Financial Statements of Firms(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۲, Summer ۲۰۲۵
1-12
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to investigate the impact of cost leadership and product differentiation strategies on the comparability of financial statements among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). As two major strategic approaches, these methods are expected to reduce costs, diversify products, and enhance the evaluation of firms by users of financial information. Methodology/Design/Approach: A sample of 142 firms listed on the TSE during the period 2014–2022 was analyzed. The research hypotheses were tested using multivariate regression and panel data methodology, implemented through EViews-13 software. Findings: The empirical results reveal that both product differentiation and cost leadership strategies are positively and significantly associated with financial statement comparability. Specifically, product differentiation enhances comparability by emphasizing unique characteristics, while cost leadership improves comparability through systematic cost reduction. Innovation: This study contributes to the accounting literature by demonstrating how strategic management choices influence financial reporting quality. The findings highlight that cost leadership and product differentiation strategies not only strengthen operational efficiency but also provide measurable benchmarks that facilitate comparability in financial statements.
چارچوبی برای کارزار های موفق تأمین مالی جمعی: بینش هایی از رسانه های اجتماعی (مروری سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای کارآفرینان به منظور جمع آوری سرمایه و جلب حمایت برای پروژه هایشان تبدیل شده اند؛ بااین حال، موفقیت این کارزار ها تضمینی نیست و فقدان یک چارچوب جامع برای راهنمایی متخصصان در توسعه کارزار های مؤثر وجود دارد؛ ازاین رو هدف اصلی توسعه یک چارچوب موفقیت برای کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی با بررسی سیستماتیک ادبیات هست. روش پژوهش از نوع کیفی و مرور سیستماتیک ادبیات است. در این پژوهش ۱۳۳۰ مقاله بررسی و درنهایت بعد از چند مرحله غربالگری ۲۹ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. یافته ها چارچوبی برای موفقیت های کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی ارائه کرد که شامل مؤلفه هایی است؛ ازجمله: موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی در رسانه های اجتماعی (اهداف پروژه، آگاهی برند و میزان جمع آوری سرمایه)، عوامل مؤثر بر موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی (ویژگی های پروژه، ویژگی های کارآفرین، راهبرد کارزار، فعالیت در شبکه های اجتماعی و عوامل روان شناختی)، پیامدهای موفقیت کارزار های تأمین مالی جمعی (پیامدهای مالی، اجتماعی و شبکه) و عوامل مداخله گر (ویژگی های سکو و محدودیت زمانی). این چارچوب می تواند کارآفرینان، سکوها و سیاست گذاران را در توسعه راهبردهای مؤثر برای ترویج ابتکارات تأمین مالی جمعی موفق راهنمایی کند.
رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
133 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تشدید سیاست پولی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام این پژوهش، دو فرضیه تدوین و 138 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 8 ساله بین 1396 تا 1401 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد بین تشدید سیاست پولی (نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز و رشد اقتصادی) با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری و سرمایه گذاری کمتر از حد رابطه مستقیم معناداری وجود دارد.
قیاس رویکردی الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
173-200
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه رویکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش جمع آوری داده ها، در دسته تحقیقات غیرآزمایشی قرار می گیرد و روابط بین متغیرها را بررسی و توصیف می کند و در نهایت، یک مدل ارائه می دهد که با استفاده از روش استقرایی قابل تعمیم به کل جامعه آماری خواهد بود. در این تحقیق، برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شده است و با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار، داده های شرکت های نمونه جمع آوری شده است. با استفاده از روش حذف سیستماتیک، 150 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای توصیف و خلاصه داده های جمع آوری شده، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش های غیرخطی مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی استفاده و برای تایید یا رد فرضیه های تحقیق، از نرم افزارهای Excel 2016، Weka 9 و Matlab 2019 استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که الگوریتم های یادگیری ماشین مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی، توانایی بالایی در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی دارند. همچنین، توانایی این الگوریتم ها از لحاظ آماری برابر است و تفاوت معنی داری بین آن ها مشاهده نشده است
بررسی الگوهای فضایی چند بعدی اثرات کمیته حسابرسی بر مدیریت سود با توجه به نقش بحران مالی و اندازه شرکت: مطالعه موردی شرکت های بورسی ایران و عراق با استفاده از مدل هیبریدی MSPAHM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
131-176
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر کمیته حسابرسی و اندازه شرکت بر مدیریت سود در دوران بحران مالی کووید-19 برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران و عراق با رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی پرداخته است. از رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی برای دوره زمانی اواخر 2018 الی اوایل 2023 استفاده شده است. وجود وابستگی فضایی با آزمون های تشخیصی اقتصادسنجی فضایی تأیید و با مدل هیبریدی فضایی چندبعدی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که کمیته حسابرسی تأثیر منفی و معناداری بر مدیریت سود در هر دو کشور دارد، درحالی که اندازه شرکت تأثیر مثبت و معناداری بر آن دارد. همچنین، بازده دارایی قوی ترین تأثیر مثبت را بر مدیریت سود نشان داد، در حالی که اهرم مالی تأثیر منفی معناداری داشت. وابستگی فضایی معناداری بین شرکت ها در هر کشور و همچنین ارتباط فضایی بین کشوری در مدیریت سود مشاهده شد. شدت تأثیر تمامی متغیرها در ایران به طور معناداری بیشتر از عراق بود.کمیته حسابرسی نقش مهمی در کاهش مدیریت سود فرصت طلبانه در دوران بحران ایفا می کند، در حالی که شرکت های بزرگ تر و سودآورتر انگیزه بالاتری برای مدیریت سود دارند. وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری بر رفتار مدیریت سود تأثیرگذار است، که نشان می دهد رفتار مدیریت سود در یک شرکت تحت تأثیر رفتار شرکت های مرتبط داخلی و خارجی قرار دارد. این نتایج اهمیت تقویت ساختارهای نظارتی مانند کمیته های حسابرسی، توجه به ویژگی های شرکت در ارزیابی ریسک مدیریت سود و در نظر گرفتن وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری را در سیاست گذاری های حسابداری و نظارتی برجسته می سازد
خستگی ذهنی، کنترل فکر و توانایی حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
459 - 485
حوزههای تخصصی:
هدف: خستگی ذهنی به عنوان یکی از عوامل شناختی تأثیرگذار، می تواند به طور شایان توجهی توانایی حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده که از مواجهه طولانی مدت با فشارهای شناختی نشئت می گیرد، ممکن است باعث کاهش تمرکز، اختلال در ارزیابی دقیق ریسک ها و ضعف در تصمیم گیری شود. در مقابل، کنترل افکار به عنوان یک توانایی شناختی، امکان مدیریت و هدایت فرایندهای ذهنی را در شرایط استرس زا فراهم می کند و می تواند در حفظ دقت و کارآمدی حسابرسان نقش مؤثری ایفا کند. از آنجا که شناسایی تقلب، یکی از مهارت های کلیدی حسابرسان در ارتقای شفافیت مالی و جلوگیری از سوءمدیریت منابع محسوب می شود، انتظار می رود که کنترل افکار توانایی حسابرسان را در محیط های کاری پُرچالش ارتقا دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی ذهنی و کنترل افکار بر توانایی حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب انجام شده است و تلاش دارد تا نقش این عوامل شناختی را در بهبود عملکرد حسابرسان در مواجهه با چالش های حرفه ای ارزیابی کند. روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا مقطعی و از نظر روش تحلیل، مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه های استاندارد گردآوری و پس از آن، تجزیه وتحلیل شدند. متغیرهای مورد مطالعه با استفاده از ابزارهای معتبر سنجش شده اند تا از روایی و پایایی داده ها اطمینان حاصل شود. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی وابسته به جامعه حسابداران رسمی در سال ۱۴۰۲ بوده است. ۱۶۶ نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند تا امکان بررسی تأثیر متغیرهای شناختی بر عملکرد حسابرسان فراهم شود. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که خستگی ذهنی، بر دقت حسابرسان در شناسایی نشانه های تقلب، تأثیر منفی و معناداری دارد. به بیان دیگر، افزایش خستگی ذهنی، به کاهش توانایی حسابرسان در تشخیص دقیق موارد تقلب منجر می شود. در مقابل، کنترل افکار، به عنوان یک متغیر دو سویه عمل می کند. برخی از ابعاد کنترل افکار توانسته اند به دقت حسابرسان در تشخیص تقلب کمک کنند. با این حال، برخی دیگر از ابعاد کنترل افکار، باعث کاهش عملکرد حسابرسان شده اند. این یافته ها نشان دهنده پیچیدگی های موجود در سازوکارهای شناختی مؤثر بر عملکرد حرفه ای حسابرسان و نقش چندبُعدی کنترل افکار در شناسایی نشانه های تقلب است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر بر اهمیت استراتژی های تقویت کننده کنترل افکار در حسابرسان تأکید دارد تا این افراد بتوانند اثرهای منفی خستگی ذهنی را کاهش دهند و عملکرد خود را در شناسایی تقلب بهبود بخشند. در چارچوب نظری، این یافته ها با مبانی بار شناختی هم خوانی دارد و نشان می دهد که مدیریت شناختی مناسب، می تواند دقت تصمیم گیری را افزایش دهد. از نظر عملی، با توجه به فشارهای کاری و شرایط پُرتنش حرفه حسابرسی، توسعه و اجرای برنامه های آموزشی و تمرین های شناختی، مانند راهبردهای تنظیم هیجانی و تکنیک های کاهش استرس، می تواند به افزایش توانایی کنترل افکار و حفظ کارایی حسابرسان در شرایط خستگی کمک کند. این پژوهش با شفاف سازی عوامل روان شناختی مؤثر بر قضاوت حرفه ای، برای ارتقای توانمندی های حسابرسان در حفظ یکپارچگی مالی و افزایش شفافیت سازمانی دیدگاه های کاربردی ارائه می دهد. افزون براین، نتایج مطالعه می تواند مبنایی برای پژوهش های آتی در زمینه بهبود شرایط کاری، کاهش فشارهای شناختی و تدوین سیاست های حمایتی برای بهینه سازی عملکرد حسابرسان باشد.
بررسی تاثیر یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی در شعبه های بانک دی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۷
119 - 134
حوزههای تخصصی:
امروزه، تغییرات و اصلاحات سریع عناصر محیطی، میزان پیچیدگی و عدم قطعیت را افزایش داده و موانع قابل توجهی را برای مدیریت سازمانی ایجاد کرده است. در این سناریو، نوع جدیدی از سازمان به نام سازمان یادگیرنده در حال ظهور است تا به طور موثر با چالش ها مقابله کند و رقابت و مزیت رقابتی را حفظ کند. این تحقیق با هدف مشخص کردن اثرات یادگیری سازمانی بر کارکرد سازمانی در بانک دی با روش تحقیق حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از حیث روش نیز میدانی و توصیفی – پیمایشی می باشد. جامعه آماری این مقاله نیز دربرگیرنده تمامی کارمندان بانک دی در سطح شهر تهران در سال 1395 با تعداد 750 نفر می باشند. حجم نمونه با توجه به فرمول کوکران 255 نفر به دست آمد. برای جمع آوری داده های لازم از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. پرسشنامه پس از ارزیابی روایی و پایایی آن از بین شرکت کنندگان منتخب توزیع و جمع آوری شد. برای تایید توزیع نرمال داده های جمع آوری شده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف استفاده شد. از آنجایی که داده ها در توزیع خود نرمال بودند، فرضیه های تحقیق از طریق تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق حاضر شامل یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی می باشد . فضیه اصلی نشان می دهد که یادگیری سازمانی به طور مثبت بر عملکرد بانک دی تأثیر می گذارد و میزان این تاثیر ( بتا ) برابر 804/0می باشد که حاکی از تاثیر بالای یادگیری سازمانی بر کارکرد سازمانی در بانک دی را خواهد داشت.
بیش اطمینانی مدیران و مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی: نقش تعدیلگر توانایی مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
284 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های قبل، پژوهشگران حسابداری، بیشتر مدیریت اقلام تعهدی اختیاری و دست کاری در فعالیت های تجاری واقعی را بررسی کرده اند و به مدیریت سود با تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان، توجه چندانی نداشته اند. با آنکه در سال های اخیر، موضوع مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی، در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است و پژوهش های داخلی انگشت شماری نیز به آن پرداخته اند، در این خصوص که تغییر طبقه بندی می تواند از باورهای مدیریتی اثر بپذیرد، شواهد تجربی اندکی ارائه شده است. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بیش اطمینانی مدیران با تغییر طبقه بندی و بررسی نقش تعدیلگر توانایی مدیریتی بر این رابطه است.
روش: برای آزمون فرضیه های پژوهش، از داده های ۱۳۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۲ (۱۶۵۶ سال صنعت) استفاده شده است. در برازش مدل ها، ضمن کنترل اثرهای ثابت سال ها و صنایع، رویکرد حداقل مربعات تعمیم یافته به کار رفته است. افزون برآن، برای تخفیف اثر ناهمسانی واریانس و هم بستگی خطاها، در محاسبه خطای استاندارد ضرایب، از تصحیح خوشه ای در سطح شرکت ها استفاده شده است. همچنین، مدل های به کاررفته برای سنجش سود اصلی غیرمنتظره و تغییرات غیرمنتظره سود اصلی، به صورت مقطعی و در سطح هر صنعت (۱۲۰ سال صنعت)، برازش شده اند.
یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که کاهش در سود غیراصلی واحدهای تجاری، موجب افزایش سود اصلی غیرمنتظره و کاهش تغییرات غیرمنتظره سود اصلی آن ها می شود. این نتایج نشان دهنده رواج پدیده تغییر طبقه بندی در شرکت های ایرانی است. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که بیش اطمینانی مدیران رابطه مثبت (منفی) بین اندازه کاهش در سود غیراصلی و سود اصلی غیرمنتظره (تغییرات غیرمنتظره سود اصلی) را تقویت می کند و با افزایش در توانایی مدیریتی، از شدت اثر بیش اطمینانی مدیران، بر رابطه بین اندازه کاهش در سود غیراصلی و دو متغیر سود اصلی غیرمنتظره و تغییرات غیرمنتظره سود اصلی، کاسته می شود. افزون برآن، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش، به استفاده از تعریفی جایگزین برای سنجش بیش اطمینانی مدیران، حساس نیست.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان دریافت که با افزایش در بیش اطمینانی مدیران، مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان شدت می یابد؛ زیرا مدیران بیش اطمینان به قابلیت های فردی خود اعتماد بیش از واقع دارند؛ ازاین رو به صورت آگاهانه، برخی هزینه های اصلی واحد تجاری را در ردیف هزینه های غیراصلی رده بندی می کنند تا سود اصلی شرکت را بیش از واقع، گزارش کنند. افزون برآن، نتایج پژوهش بیان می کند که با افزایش در توانایی مدیریتی، بیش اطمینانی مدیران بر تغییر طبقه بندی تأثیر کمتری خواهد داشت؛ زیرا در مقایسه با مدیران بیش اطمینان با توانایی مدیریتی ضعیف، مدیران بیش اطمینانی که از توانایی بیشتری برخوردارند، ارزیابی واقع بینانه تری از قابلیت های خود دارند و از توان کافی برای برآورده ساختن پیش بینی های خویش درباره شرکت برخوردارند؛ بنابراین انگیزه و نیاز کمتری برای تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان دارند.
بررسی عوامل مؤثر در تغییر ساختار مؤسسات حسابرسی با تاکید بر حفظ رویکرد اخلاق حرفه ای و کنترل کیفیت کار حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: در مطالعه حاضر به بررسی عوامل مؤثر در تغییر ساختار مؤسسات حسابرسی با تأکید بر حفظ رویکرد اخلاق حرفه ای و تأکید بر کنترل کیفیت کار حسابرسی پرداخته شده است. روش شناسی: این مطالعه یک تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری روش کیفی شامل حسابداران رسمی کشور است. برای مصاحبه افرادی انتخاب شدند که دانش، تجربه و شناخت کافی از موضوع دارند. در مصاحبه 11 نفر از اشخاص صاحب نظر و دارای تحصیلات و تجربه کافی مرتبط با موضوع، انتخاب شدند. در بخش کمی، مؤلفه های به دست آمده از مصاحبه با خبرگان در قالب پرسشنامه دسته بندی شد و سپس برای جامعه آماری شامل جامعه آماری حسابداران رسمی ارسال گردید. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد؛ که 342 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که استانداردسازی ساختار مؤسسات حسابرسی، الزامات قوانین محیطی، ساختارهای سازمانی واحد، انتصاب و پاداش های حسابرسان و تحولات فنی و توسعه ای بر خط مشی های عملیاتی مؤسسات حسابرسی، مهارت و تخصص اعضای مؤسسات حسابرسی و نیازها و خواسته های ساختار مؤسسات حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری دارد. در این راستا به تدوین کنندگان قوانین و خط مشی گذاری ساختار مؤسسات پیشنهاد می گردد که در جهت تغییر مؤسسات حسابرسی، اصول رفتاری و اخلاقی حرفه را در نظر بگیرند و در این امر از حسابرسان باتجربه و متخصص غافل نشوند. دانش افزایی: برای تغییر مؤسسات حسابرسی، نیازمند به خط مشی ها و قوانینی است که اصول حرفه ای و سازمانی و همچنین اخلاقی را در نظر بگیرید.
شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی مؤثر بر ارائه خدمات مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
126 - 155
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدلی مفهومی برای شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی اثرگذار بر خدمات مالی است. روش شناسی: این پژوهش از لحاظ رویکرد، استقرایی و از لحاظ روش شناسی آمیخته با استفاده از رویکرد فراترکیب و تحلیل آنتروپی شانون است. شیوه گردآوری داده ها میدانی و کتابخانه ای است و از نظر راهبرد، پیمایشی و از لحاظ هدف، توصیفی می باشد. در فاز کیفی، با بهره گیری از مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو (2007)، مطالعات داخلی و خارجی بین سال های 2013 تا 2024 بررسی و تحلیل شدند و از طریق مصاحبه با 12 نفر از خبرگان، پرسشنامه استخراج شده مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت تا در نهایت مولفه های موثر در مدل مفهومی شناسایی و استخراج شد. در فاز کمی نیز، عوامل شناسایی شده با روش آنتروپی شانون رتبه بندی شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل مفهومی خدمات مالی شامل شش بعد اصلی و 39 معیار است که مهم ترین آن ها شامل یکپارچگی و تعامل پذیری، تجربه مشتری و شخصی سازی خدمات و دسترسی و شمول مالی هستند. این عوامل از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند. دانش افزایی: این پژوهش با شناسایی مولفه های اصلی مدل شامل دسترسی و شمول مالی، سرعت و کارایی خدمات، امنیت و مدیریت ریسک، تجربه مشتری و شخصی سازی خدمات، یکپارچگی و تعامل پذیری، نوآوری و توسعه محصولات مالی از منظر دانشی به تبیین خدمات مالی در بازار ایران پرداخته است که می تواند به سیاست گذاران و مدیران در بهبود کارایی خدمات مالی و افزایش رضایت مشتریان کمک کند.
تأثیر پیچیدگی صورت های مالی بر بازده سهام:مطالعه ای تجربی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی در پژوهش حاضر بررسی تأثیر پیچیدگی های صورت های مالی بر بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد. مطالعه حاضر بر مبنای هدف اجرا، از نوع پژوهش کاربردی است و از منظر زمان بصورت مقطعی است که به شیوه همبستگی صورت گرفته است اطلاعات مورد نیاز جهت آزمون و تحلیل فرضیه ها از صورت های مالی و یادداشت های توضیحی همراه این صورت ها استخراج شده است که در واقع تعداد 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه ی آماری تعیین و در بازه زمانی سال های 1393 تا 1399 تدوین شده است. در این مطالعه به منظور تعیین حجم نمونه از روش حذف سیستماتیک (غربالگری) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد فرضیه اول یعنی پیچیدگی در صورت های مالی بر بازده سهام تأثیر مثبت دارد و فرضیه دوم یعنی تقلب در صورت های مالی بر بازده سهام تأثیری ندارد.
نمایش دانش سرمایه گذاری برحسب بازده در بازار سهام ایران با بهره گیری از مدل های عصبی عمیق در شرایط نااطمینانی محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
531 - 565
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت رفتار بازار سرمایه و سوی گیری های آن ها، پیش زمینه ای برای تحلیل رفتار بازده در زمان وقوع رخدادهای حاکم بر جامعه است. مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز دنیا، به راحتی می توانند پارامترهای چرخه اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهند. بازار سهام نیز به عنوان بخش مهمی از اقتصاد، از این امر مستثنا نخواهد بود. دقت زیاد پیش بینی و شناخت نوسان ها، اطمینان سرمایه گذار را افزایش می دهد و به تصمیم گیری های صحیح و به موقع برای مدیریت دارایی منجر خواهد شد. شناخت کارآمدترین ابزار برای پیش بینی بازده نیز، لازمه تحلیل رفتار این بازار است. هدف پژوهش حاضر، خوشه بندی شرکت های موجود در بازار بورس، برحسب میزان تأثیرپذیری آن ها از پیشامدهای دوره تحریم با استفاده از روش برتر هوش مصنوعی برای پیش بینی است. روش: داده های بازده هفتگی ۲۰۰ شرکت فعال در بازار سهام ایران، اطلاعات مربوط به متغیرهای نوع صنعت، اندازه، نقدینگی و سودآوری شرکت های منتخب در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ به همراه پیشامدهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی برگزیده، در این پژوهش استفاده شده است. در مرحله نخست، چهار مدل LSTM ، DQN ، RF و مدل SVR، به عنوان مدل های برتر یادگیری عمیق و یادگیری ماشین، مقایسه شده است و در ادامه، پیش بینی بازده سهام براساس مدل برتر صورت می پذیرد. در گام دوم، روی سناریوهای حاصل از تأثیرپذیری تغییرات بازده نسبت به هر یک از ورودی های نوع صنعت، اندازه، نقدینگی و سودآوری شرکت ها تحلیل حساسیت انجام می شود و در آخر نیز، به منظور تحلیل دستاوردها، به خوشه بندی نتایج در سه دسته پیشامدهای اقتصادی، سیاسی اقتصادی و اقتصادی اجتماعی با استفاده از روش خوشه بندی تفکیکی پرداخته شده است. یافته ها: پس از مقایسه مدل های یادگیری عمیق (LSTM، DQN) و یادگیری ماشین (SVR، RF)، مشخص شد که برای پیش بینی بازده سهام، مدل LSTM (حافظه کوتاه مدت طولانی)، نسبت به سایر مدل ها برتر است. نتایج حاصل از خوشه بندی نیز، طیف وسیعی از تحلیل ها را بسته به نیاز، در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد که می تواند هنگام مواجهه با رخدادها، مبنایی برای تحلیل روند بازده قرار گیرد؛ اما به طور کل می توان گفت که پیشامدهای سیاسی روی بازده سهام شرکت ها بیشترین تأثیر را می گذارند. پس از آن، پیشامدهای اقتصادی و در آخر پیشامدهای اجتماعی، روی بازده سهام شرکت ها کمترین تأثیر را دارند. در راستای ارزیابی معیارها نیز، به ترتیب معیار اندازه شرکت، نوع صنعت، نقدینگی و در نهایت سودآوری، در آخرین جایگاه رتبه بندی عوامل مؤثر در نوسان ها قرار گرفتند. نتیجه گیری: بازار سهام ایران تحت تأثیر اخبار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همچنین اقدامات و بیانیه های دولتی قرار دارد؛ اما بسته به نوع خبر، میزان تأثیرپذیری آن ها متفاوت خواهد بود. تأثیر پیشامدها بر بازده سهام، به صورت مستقیم است و صدق این عبارت که طی وقوع پیشامدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بازده شرکت های بورسی بسته به نوع صنعت، اندازه، نقدینگی و سودآوری شرکت ها دچار نوسان می شوند، به تأیید می رسد. در این میان، پیشامدهای سیاسی بیشترین تأثیر را بر بازده سهام شرکت ها دارند و باید در کانون توجه فعالان بازار سرمایه قرار گیرند.
بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر، مرور سیستماتیک تاثیر ساختار مالکیت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی با استفاده از روش فراتحلیل می باشد. در این راستا، از مجلات داخلی ارائه شده در لیست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مجلات خارجی ارائه شده در لیست پایگاه های جی سی آر و اسکوپوس استفاده شده است. در نهایت طبق پروتکل فراتحلیل با بررسی و کنار گذاشتن مقالات نامرتبط 55 پژوهش شامل 12 پژوهش داخلی تا سال1400 و 43 پژوهش خارجی طی سال های 2002 تا 2021 جمع آوری گردید. جهت دستیابی به هدف پژوهش از تکنیک لیپسی و ویلسون و برای بررسی ناهمگنی مطالعات از آزمون Q کوکران و مجذورI استفاده شده است. در صورتی که خطای اندازه گیری آزمون ناهمگنی کمتر از 05/0 باشد از مدل اثرات تصادفی استفاده می شود؛ لذا برای بیشتر متغیرهای پژوهش از این مدل استفاده شده است. با توجه به شاخص اندازه اثر، یافته های پژوهش حاکی از تاثیر مثبت مالکیت دولتی، مالکیت خارجی و مالکیت سهامداران نهادی بلندمدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی و تاثیر منفی تمرکز مالکیت، مالکیت مدیران اجرایی و مالکیت سهامداران نهادی کوتاه مدت بر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی می باشد. یافته های این پژوهش با شناسایی معیارهای اثرگذار حاکمیت شرکتی خارجی به قانون گذاران و تمامی ذینفعان در جهت بهبود و تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی کمک می نماید.
نقش واسطه ای مدیریت ریسک در رابطه بین اثربخشی کمیته حسابرسی و عملکرد پایداری شرکت
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
198 - 209
حوزههای تخصصی:
کمیته های حسابرسی ابزاری مؤثر برای نظارت و کنترل کیفیت افشا هستند . به ویژه در افزایش عملکرد پایداری شرکت. یک کمیته حسابرسی مؤثر، حاکمیت شرکتی مؤثر را تضمین می کند که می تواند توانایی شرکت را در نظر گرفتن جنبه های اجتماعی و زیست محیطی افزایش دهد.این مطالعه به نقش واسطه ای مدیریت ریسک در رابطه بین اثربخشی کمیته حسابرسی و عملکرد پایداری شرکت می پردازد. لذا به منظور آزمون فرضیه تحقیق، نمونه ای متشکل از 110 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی1398 تا 1402 انتخاب شد. نتایج فرضیه نشان داد که اثربخشی کمیته حسابرسی (استقلال و تخصص مالی اعضای کمیته حسابرسی )تأثیر مثبتی بر عملکرد پایداری شرکت دارد. همچنین نتایج فرصیه سوم نشان داد که مدیریت ریسک، تأثیر مثبتی بر رابطه بین اثربخشی کمیته حسابرسی و عملکرد پایداری شرکت دارد.
نقش فناوری اطلاعات در توانمندسازی روابط عمومی و کارآمدسازی نظام مالی شهرداری ها
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات به عنوان یکی از عوامل کلیدی تحول در ساختارهای سازمانی، نقش مهمی در توانمندسازی روابط عمومی و بهبود نظام مالی شهرداری ها ایفا می کند. این مطالعه مروری به بررسی اثرات کاربرد فناوری اطلاعات در افزایش کارآمدی ارتباطات میان شهرداری و شهروندان، بهبود شفافیت، و تسهیل فرآیندهای مالی می پردازد. استفاده از فناوری های نوین اطلاعاتی مانند سامانه های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، پورتال های الکترونیکی و سیستم های مدیریت مالی هوشمند، امکان پاسخگویی بهتر به نیازهای شهروندان و بهینه سازی هزینه ها را فراهم می آورد. همچنین، فناوری اطلاعات موجب افزایش دقت در ثبت و گزارش دهی مالی، کاهش فساد و افزایش اعتماد عمومی می شود. مرور ادبیات نشان می دهد که به کارگیری فناوری اطلاعات در روابط عمومی و نظام مالی شهرداری ها، زمینه ساز ارتقای کارایی، شفافیت و رضایت شهروندان است. این مطالعه بر اهمیت توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و آموزش نیروی انسانی شهرداری ها تأکید کرده و مسیر را برای تحقیقات آینده در این حوزه هموار می سازد.
بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
65 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد است تا به بررسی تأثیر سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی مستقل صورت های مالی سالانه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بپردازد. روش: برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چندگانه با روش های برآورد حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است، همچنین با توجه به نوع داده های مورد استفاده (داده های ترکیبی) آزمون های خاص این داده ها مانند آزمون های پایایی، آزمون های تشخیصی لیمر و هاسمن، آزمون های نقض فروض کلاسیک و آزمون های معناداری مدل و ضرایب نیز انجام شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد سابقه حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی تأثیر مستقیم معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد، به این معنی که سابقه فعالیت حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل می شود. نتیجه گیری: سابقه کاری حسابرسی مستقل رئیس کمیته حسابرسی بدین معناست که رئیس کمیته با فرآیند حسابرسی مستقل آشنایی دارد، به همین دلیل این فرد احتمالاً حساسیت بیشتری نسبت به نقاط ضعف کنترل های داخلی، ریسک های تقلب و پیچیدگی های حسابداری نشان می دهد و بنابراین از حسابرس مستقل بهترین استفاده را برای افزایش کیفیت اطلاعات و گزارش های مالی می نماید و در بخش هایی که احتمال ریسک حسابرسی بالاتر است با در میان گذاشتن نقاط ضعف باعث می شود حسابرسان مستقل تمرکز بیشتری بر آن بخش ها نمایند و در نتیجه خواهان انجام رسیدگی های گسترده تر، آزمون های تحلیلی عمیق تر و استفاده از یک حسابرس متخصص و معتبر است که این موارد منجر به افزایش ساعات کاری حسابرسان و در نتیجه افزایش حق الزحمه حسابرسی مستقل خواهد شد، این یافته همچنین تأیید می کند کیفیت بالاتر در نظارت هیئت مدیره می تواند با افزایش هزینه های نظارت رابطه ای مستقیم داشته باشد، بنابراین نتیجه به دست آمده منطقی به نظر می رسد.