فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
116 - 141
حوزههای تخصصی:
انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی شرکت ها می تواند موجب بروز ریسک های اطلاعاتی و عملیاتی شود و با افزایش پیچیدگی های مالی و مدیریتی، هزینه های نمایندگی را نیز افزایش دهد. در این میان، تغییر مدیرعامل به عنوان یکی از پیامدهای رفتار غیربهینه در زمینه مسئولیت اجتماعی، می تواند ریسک درک شده از سوی حسابرسان را تحت تأثیر قرار داده و در نتیجه هزینه حسابرسی را افزایش دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی بر حق الزحمه حسابرسی با تاکید بر نقش میانجی تغییر مدیرعامل انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کمّی و با طرح پژوهش توصیفی-همبستگی صورت گرفته است. به منظور آزمون فرضیه ها، از اطلاعات ۱۴۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ استفاده شد و داده ها با بهره گیری از رگرسیون چندگانه و لجستیک تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که انحراف از سطح بهینه مسئولیت اجتماعی موجب افزایش حق الزحمه حسابرسی و احتمال تغییر مدیرعامل می شود. با این حال، نقش میانجی تغییر مدیرعامل در این رابطه تأیید نشد. این نتیجه احتمالاً ناشی از ضعف ساختاری افشای مسئولیت اجتماعی و نبود استانداردهای کافی گزارشگری در شرکت های ایرانی است، به طوری که اطلاعات لازم درباره تأثیر تغییرات مدیریتی بر فرآیند حسابرسی به شکل شفاف در اختیار حسابرسان قرار نمی گیرد؛ بنابراین حسابرسان بیشتر بر ریسک های عملیاتی و کیفیت گزارشگری مالی تمرکز می کنند. این پژوهش بر ضرورت تعادل در فعالیت های مسئولیت اجتماعی به عنوان عامل کلیدی کاهش ریسک و هزینه های نمایندگی تأکید داشته و توصیه می کند مدیران، حسابرسان و سرمایه گذاران این موضوع را در تصمیم گیری ها لحاظ کنند.
تأثیر پیش زمینه های مالی بر رفتار نوآورانه دانشجویان حسابداری: نقش میانجی روحیه کارآفرینانه و نقش تعدیلگر خلاقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در محیط رقابتی و پویای امروز، نوآوری برای پیشرفت در حرفه هایی نظیر حسابداری امری حیاتی تلقی می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر پیش زمینه های مالی بر رفتار نوآورانه دانشجویان حسابداری در استان یزد انجام شده و نقش میانجی روحیه کارآفرینانه و نقش تعدیلگر خلاقیت را نیز موردبررسی قرار داده است. داده ها با استفاده از یک پرسش نامه استاندارد در چهار بعد گردآوری شد و نمونه ای متشکل از ۱۹۵ نفر به روش در دسترس انتخاب گردید. به منظور سنجش پایایی و روایی ابزار، از شاخص هایی مانند آلفای کرونباخ، روایی همگرا و واگرا بهره گرفته شد. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار Smart PLS صورت پذیرفت. یافته ها حاکی از آن است که پیش زمینه های مالی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار نوآورانه دارند و این رابطه از طریق نقش میانجی روحیه کارآفرینانه تقویت می شود. در مقابل، خلاقیت رابطه میان پیش زمینه های مالی و روحیه کارآفرینانه را به صورت منفی تعدیل می کند، اما در مسیر میان روحیه کارآفرینانه و رفتار نوآورانه نقشی ایفا نمی کند. براین اساس، می توان نتیجه گرفت که ترکیب سرمایه های مالی با ویژگی های روان شناختی، به ویژه روحیه کارآفرینانه، می تواند عاملی کلیدی در تقویت نوآوری در میان دانشجویان حسابداری باشد.
Uncertainty Quantification and Human-Centric Risk Control via Neural–PDE Integration in Complex Volatile Systems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article introduces an integrated approach for addressing uncertainty and improving human-oriented risk control by combining differential equation modeling with neural and fuzzy logic enhancements. Differential equation modeling provides a structured mathematical foundation for capturing price dynamics over time, while neural and fuzzy logic components adaptively adjust the model to account for nonlinear behaviors and uncertain market signals. The proposed framework is applied within volatility-aware trading strategies, comparing fixed-exposure and downside-scaled momentum approaches. Using daily data from five major digital currencies spanning 2016 to 2024, the model demonstrates improved prediction accuracy and controlled exposure under volatile conditions. While the adaptive strategy offers reduced drawdowns and more stable weight distributions, it does not universally outperform in return-to-risk metrics. However, the integrated system consistently shows better alignment with market risk regimes, particularly in directional accuracy, confidence calibration, and drawdown control enhancing its practical viability for real-world deployment.
اثر تجدید ارزیابی بر ریسک سقوط سهام: نقش شایستگی مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه :ارزیابی دارایی ها در گزارشگری ابزارهای مالی است که به شرکت ها اجازه می دهد ارزش دفتر دارایی های خود را به ارزش واقعی آن ها نزدیک کند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی میزان ارزیابی دارایی ها بر کاهش قیمت سهام و نقش شایستگی مالی به عنوان عامل تعدیل گر است. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی می شود. جامعه آماری شامل ۱۶۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ است. برای بررسی فرضیه ها از مدل های رگرسیون لجستیک استفاده شده و داده ها از صورت های مالی و سامانه کدال گردآوری شده است. یافته ها :نتایج نشان می دهد که ارزیابی دارایی ها معناداری بر کاهش یا افزایش میزان سهام ندارد. همچنین شایستگی مالی (به عنوان تغییر تعدیل گر) نیز رابطه بین ارزشی ها را نشان می دهد و سهام را به صورت معنادار تقویت یا تضعیف کند. نتیجه گیری :این یافته ها بیانگر آن است که، انتظارات اولیه، ارزیابی دارایی ها و بازار مالی در محیط سرمایه ایران نقش محوری در کنترل خطر احتمالی وجود دارد. بر این اساس، مدیران شرکت ها و سرمایه گذاران نباید تنها به این دو مؤلفه برای مدیریت و کاهش سهام تکیه کنند. بلکه توجه به سایر عوامل کلیدی از جمله شفافیت اطلاعات و شرایط کلی بازار است.
تدوین چارچوب قضاوت حرفه ای در راستای پیاده سازی استاندارد ارزش منصفانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
30 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف: حرکت به سمت استانداردهای حسابداری بین المللی، نقش ارزش های منصفانه را در گزارشگری مالی، پررنگ کرده است. به منظور تعیین ارزش منصفانه در گزارش های مالی، تهیه کننده این گزارش ها از داده های ورودی قابل مشاهده مبتنی بر بازار و داده های ورودی غیرقابل مشاهده مبتنی بر مفروضات خود واحد گزارشگر، استفاده می کند. با توجه به گستردگی قضاوت در تعیین ارزش منصفانه و اهمیت قضاوت پس از تصویب استاندارد حسابداری ۴۲ ایران و نبود رهنمود عملیاتی درخصوص پیاده سازی آن، هدف پژوهش حاضر، رسیدن به چارچوبی نظام مند در قضاوت در اندازه گیری ارزش منصفانه برای تهیه اطلاعات مالی در محیط گزارشگری ایران است.
روش: در این پژوهش از روش مرور سیستماتیک مطالعات اسنادی و روش میدانی استفاده شد. داده ها با استفاده از دو ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ نفر از خبرگان حرفه حسابداری و حسابرسی ایران، از چهار گروه «ارزش گذاران»، «حسابرسان»، «تهیه کنندگان» و «تدوین کنندگان مقررات»، از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا پایان مرداد ماه ۱۴۰۲ و تحلیل محتوای آن ها و پرسش نامه ساختاریافته بر مبنای منطق فازی از ۳۰ نفر خبره در چهار گروه نام برده، جمع آوری شد. این داده ها با استفاده از روش دلفی فازی و روش بهترین و بدترین معیار، از طریق توزیع پرسش نامه بهترین بدترین به ۸ خبره، تجزیه وتحلیل شدند. از آزمون کروسکال والیس برای مقایسه چهار گروه شرکت کننده در پژوهش و از روش بهترین بدترین نیز، برای تعیین اهمیت و اولویت بندی اجزای چارچوب استفاده شد. همچنین به منظور ارزیابی اعتبار داخلی نتایج نهایی پژوهش با ۵ نفر خبره مصاحبه شد.
یافته ها: تدوین چارچوب قضاوت حرفه ای در به کارگیری استاندارد حسابداری ۴۲ ایران (اندازه گیری ارزش منصفانه)، یافته این پژوهش است. «شناسایی حوزه قضاوت»، «ارزیابی رهنمودهای حسابداری و حسابرسی»، «جمع آوری اطلاعات، تجزیه وتحلیل آن»، «نتیجه گیری و انجام قضاوت» و «مستندسازی آن»، بخش های اصلی چارچوب قضاوت حرفه ای را شامل می شود.
نتیجه گیری: قضاوت حرفه ای یک مهارت اساسی برای تهیه کنندگان، حسابرسان و تنظیم کنندگان صورت های مالی است؛ به ویژه تحت یک سیستم حسابداری مبتنی بر اصول. قضاوت کردن دشوار است و لزوماً یک پاسخ برای آن وجود ندارد. از طرف دیگر، اندازه گیری ارزش منصفانه همواره با قضاوت همراه است و این پتانسیل را دارد که سوگیری را در صورت های مالی وارد کند؛ بنابراین براساس این پژوهش پیشنهاد می شود که به منظور افزایش کیفیت گزارشگری مالی، در تهیه اطلاعات مالی چارچوب قضاوت، یعنی شناسایی حوزه، ارزیابی رهنمودهای حسابداری و حسابرسی، جمع آوری اطلاعات، انجام قضاوت و مستندسازی صورت پذیرد. به عبارت دیگر، اعتبار و سودمندی گزارشگری مالی به قضاوت های درست بستگی دارد؛ به ویژه با پیچیده ترشدن معاملات تجاری. همچنین مهم است که بتوان قضاوت ها را در زمان صدور گزارش و در پرتو واقعیات و شرایط موجود که معقول هستند، ثابت کرد. تهیه کنندگان و حسابرسان نیز پیشنهاد کرده اند که این امر می تواند تا حدی از چالش های نظارتی بعدی با بهره گیری از آیندهنگری محافظت کند. خبرگان معتقدند که یک چارچوب قضاوت حرفه ای، کیفیت و یکپارچگی قضاوت های انجام شده را بهبود می دهد و در نتیجه، اعتماد به عملکرد استانداردهای حسابداری مبتنی بر اصول را تقویت می کند.
چارچوبی مفهومی برای توسعه گزارشگری پایداری در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
213 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت گزارشگری پایداری در بخش عمومی، هدف این پژوهش تبیین و تشریح چارچوب مفهومی گزارشگری پایداری بخش عمومی بر اساس نتایج پژوهش های انجام شده است. روش: در این پژوهش ضمن مرور مبانی گزارشگری پایداری در پژوهش های خارجی و داخلی، فرایند ها و چارچوب نظری ارائه شده برای دستیابی به اهداف زیست محیطی، اجتماعی، انسانی و اقتصادی گزارشگری پایداری بخش عمومی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. یافته ها: در این پژوهش علاوه بر تبیین چیستی و چرایی این شیوه گزارشگری، محرک ها، ابعاد، چارچوب ها و استانداردها، مزایا و چالشها و راهکارها و توصیه ها در قالب یک چارچوب مفهومی ارائه گردیده است. نتیجه گیری: بی شک گزارشگری پایداری ابزاری حیاتی برای افزایش شفافیت، پاسخگویی و کارایی در بخش عمومی است. با پذیرش گزارشگری پایداری، نهادهای عمومی می توانند در دستیابی به اهداف توسعه پایدار، مدیریت موثر منابع و ایجاد آینده ای انعطاف پذیرتر و عادلانه برای همه ذینفعان مشارکت نمایند. پرداختن به ابعاد و اجزاء آن و اجرای توصیه های تحقیقات و مطالعات انجام شده می تواند راه را برای آینده ای پایدارتر از طریق گزارشگری موثر پایداری در بخش عمومی هموار نماید. دانش افزایی: با توجه به اینکه طی چند سال اخیر، حرکت به سمت گزارشگری پایداری در سراسر جهان آغاز شده است اما گزارشگری پایداری در بخش عمومی در پژوهش های داخلی و خارجی به شکل بسیار محدود مورد بررسی قرار گرفته و پژوهش حاضر می تواند اطلاعات مفیدی در اختیار ذینفعان اطلاعات بخش عمومی قرارداده و منجر به توجه بیشتر به موضوع گزارشگری پایداری در بخش عمومی گردد.
بررسی تأثیر تنوع جنسیتی هیئت مدیره بر افشای اطلاعات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی: نقش تعدیلی ویژگی های کمیته حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
101 - 142
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، افشای اطلاعات غیرمالی برای ذینفعان در تصمیم گیری اهمیت بیشتری یافته است. افشای اطلاعات غیرمالی شرکت ها مانند افشای اطلاعات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) می تواند تحت تأثیر ویژگی های مدیران و سایر ارکان حاکمیت شرکتی قرار گیرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تنوع جنسیتی هیئت مدیره بر افشای اطلاعات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی با نقش تعدیلی ویژگی های کمیته حسابرسی است. در این پژوهش داده های 78 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1392 تا 1402 (858 سال-شرکت) جمع آوری شد و فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی و بکارگیری رگرسیون چندگانه مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد تنوع جنسیتی در هیئت مدیره تأثیر مثبت و معناداری بر افشای اطلاعات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی دارد؛ به عبارت دیگر با افزایش حضور زنان در هیئت مدیره، شاخص افشای ESG نیز افزایش می یابد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد استقلال و تخصص مالی کمیته حسابرسی رابطه بین تنوع جنسیتی هیئت مدیره و افشای اطلاعات زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی را تقویت و تعدیل می نماید؛ ولی اندازه اعضای کمیته حسابرسی بر این رابطه اثر تعدیلی ندارند. این پژوهش بینش های ارزشمندی را برای مدیران و سرمایه گذاران فراهم می کند تا نقش تنوع جنسیتی در هیئت مدیره و کمیته های حسابرسی را در افشای ESG ارزیابی کنند و آنها را در تصمیم گیری های بهتر یاری کند. همچنین، قانون گذاران و سیاست گذاران می توانند سازوکارهای حاکمیت شرکتی را بازنگری کنند تا حضور بیشتر زنان را نه تنها در هیئت مدیره های شرکت ها، بلکه در کمیته های فرعی نیز ترویج کنند تا از حقوق ذینفعان، بیشتر محافظت شود.
رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق، توصیفی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1400 – 1396 است. به منظور انتخاب نمونه آماری، از روش حذف هدفمند استفاده شده که پس از اعمال معیارهای مربوطه، تعداد 172 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر به منظور آزمون فرضیه پژوهش از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق R و SPSS است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.
تأثیر ویژگی های شخصیتی بر نگرش و درک ریسک و انتظارات بازده با نقش تعدیل گر سواد مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر برون گرایی و روان رنجوری بر نگرش ریسک، درک ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران با توجه به نقش تعدیلی سواد مالی در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. این پژوهش کاربردی بوده و ماهیت تحقیق توصیفی، از نگاه نوع رویکرد، قیاسی از دید محیط انجام تحقیق از نوع میدانی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش انجام و مطالعه، پیمایشی از منظر واحد تجزیه و تحلیل پژوهش، افراد و افق زمانی انجام پژوهش مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر سرمایه گذاران سازمان بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه گیری به کمک روش نمونه گیری تصادفی انجام شد و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد۳۸۴ نفر تعیین گردید. در رابطه با جمع آوری اطلاعات در این روش، می توان گفت که برای مطالعه سوابق و پیشینه تحقیق و هم چنین مبانی و چهارچوب نظری از روش کتابخانه ای مشتمل برتحقیقات انجام پذیرفته لاتین و فارسی، مقالات و کتب و جستجو در سایت های علمی و تحقیقی داخلی و خارجی استفاده شده است. و جهت گردآوری و جمع بندی اطلاعات و داده ها و بررسی و واکاوی نتایج حاصله، از شیوه میدانی (پرسشنامه) بهره گرفته شد. فرضیه های تحقیق با ملاحظه پاسخ های سوالات و نتایج آن ها از طریق آمار استنباطی و توصیفی و بکارگیری آزمون های مناسب بررسی شد. برون گرایی و روان رنجوری بر درک ریسک، نگرش ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معنی داری دارد. هم چنین سواد مالی بر تاثیر برون گرایی، درون گرایی بر درک و نگرش ریسک و انتظارات بازده سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران نقش تعدیلگر دارد.
فراتحلیل عوامل ومولفه های اثربخش مالی وحسابداری براستراتژی های رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
23 - 42
حوزههای تخصصی:
درحال حاضر رشد قابل توجه سازمانها و رقابت انان برای داشتن سهم بیشتر از بازار، محیطی سخت رابرای تصمیم گیری مدیران به وجود اورده است .در چنین محیطی یک اشتباه یا تصمیم غیر منطقی مدیران ممکن است به نابودی دائم انان منجر شود ، داشتن استراتژی رقابتی امری اجتناب ناپذیر است. تحقیق حاضر نتایج حاصل از 59 پژوهش از تعداد 90 پژوهش شناسایی شده در خصوص کاربرد مولفه های حسابداری در صورتهای مالی بر استراتژی رقابتی طی سالهای 1390 تا 1401 بوده است در بخش کمی تحقیق نیز داده های مربوط به 322 شرکت فعال حاضر در بورس مورد بررسی جهت استراتژی رقابتی قرار گرفتند. هدف تحقیق حاضر بررسی مولفه های مالی و حسابداری موثر بر استراتژی رقابتی بوده تا اندازه اثر هر یک از این مولفه ها را ارزیابی نماید. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش فراتحلیل بوده و محاسبات آماری آن از طریق نرم افزار CMA2 و روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS4 انجام شده است. یافته های تحقیق حاکی از شناسایی 20 مولفه ی اثرگذار در صورتهای مالی و حسابداری بودند که جهت اندازه گیری اثر آنان بر استراتژی های رقابتی از شاخص استاندارد میانگین، انحراف معیار، حجم نمونه و درجه معناداری استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد تحلیل حساسیت و سوگیری انتشار برای تحقیق حاضر مطلوب بوده است و کلیه مولفه های شناسایی شده بر استراتژی رقابتی با درجه معناداری 0.00 اثربخش بوده اند همچنین نتایج نشان داد که تنها شاخص (DAC) اقلام تعهدی اختیاری و اندازه شرکت(SIZE) نسبت به سایر مولفه ها از اثرگذاری واقعی کمتری برخوردار بوده است.
الگوی تبیین کننده کارایی اطلاعاتی قیمت سهام بر اساس انواع رویکردهای سرعت تعدیل قیمت سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی از کارایی اطلاعاتی در بازارهای سهام و سرعتی که بازارهای سهام با آن جریان اطلاعات را در قیمت دارایی ها ترکیب می کنند برای ذینفعان اهمیت فراوانی دارد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر کارایی اطلاعاتی قیمت سهام به بررسی کارایی قیمت سهام و ارائه الگوی تبیین کننده برای آن در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1390 - 1400 انجام گرفته است. برای این منظور با مطالعه عمیق ادبیات خارجی و داخلی موجود و نظرخواهی از خبرگان، تعداد 65 متغیر شناسایی گردید و مطابق نظر خبرگان در 12 گروه (متغیرهای اقتصادی، صنعت، کیفیت اطلاعات مالی، ریسک، بازار، حاکمیت شرکتی، نظارتی، سیاسی، مدیریتی، عملکردی، محدودیت مالی و استراتژی های شرکت) طبقه بندی گردید. برای اندازه گیری کارایی اطلاعاتی قیمت سهام از سرعت تعدیل قیمت سهام در رسیدن به ارزش ذاتی، واکنش به اطلاعات عمومی بازار و اطلاعات خاص شرکتی استفاده شده است. جهت شناسایی متغیرهای تأثیرگذار و ارائه الگوی تبیین کننده کارایی اطلاعاتی قیمت سهام از روش تحلیل مسیر در نرم افزار M_PLUS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، الگوهای مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل قیمت سهام در رسیدن به ارزش ذاتی به ترتیب از توان تبیین 64 و 52 درصد برخوردار هستند. الگوی مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل در واکنش به اطلاعات عمومی بازار و الگوی مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل به اطلاعات خاص شرکتی به ترتیب دارای توان تبیین 74 و 64 درصد می باشند. پژوهش حاضر با کسب شناخت از عوامل تبیین کننده ابعاد مختلف کارایی اطلاعاتی قیمت سهام، گام مهمی برای کمک به بهبود سطح کارایی بازار سهام کشور محسوب می شود.
پیش بینی قیمت سهام با استفاده از تحلیل محتوای احساسات شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
309 - 358
حوزههای تخصصی:
احساسات موجود در شبکه های اجتماعی در پیش بینی بازده سهام موثر بوده و این عامل می تواند به عنوان یکی از عناصر قابل استفاده در پیش بینی ها مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش های پیشین صرفاً از تعداد پیام های منتشره در جهت خرید، فروش یا نگهداری به عنوان عامل تحلیل احساسات استفاده می کرد. در دنیای امروز، گوینده پیام و همچنین اهمیت خود پیام نیز قابل تفکیک و دسته بندی است، لذا تفکیک نمودن پیام های منتشره از سوی اشخاص مهم و پیام هایی که مورد توجه کاربران قرار می گیرند، میتواند در پیش بینی بازدهی سهام کمک کننده تر باشد. محتوای احساسی تعداد 15.736.204 پیام کانال ها و گروه های تلگرامی که دارای محتوای قابل بررسی بودند استخراج شده و پس از برچسب گذاری بر اساس لغتنامه احساسی، موارد در تعداد 19.312 داده مربوط به نماد-روز حاوی بازدهی و محتوای احساسی خلاصه شد. بدین منظور 6 رویکرد داده ای مختلف برای 36 نماد (نمادهای موجود در شاخص 30 شرکت) در بازه زمانی ابتدای سال 1398 لغایت انتهای مرداد سال 1400 به صورت جهتی و پیش بینی مقداری با 1 الی 5 وقفه و 6 الی 10 نرون در لایه پنهان و 10 مرتبه اجرا برای هر حالت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پیش بینی جهتی و بازدهی قیمت با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی نشان داد مدلی که داده های مربوط به شخص ارسال کننده پیام و نیز نوع پیام را تفکیک نموده در پیش بینی جهت به صورت معنی دار عملکرد بهتری نسبت به مدل های دیگر داشته و نیز پیش بینی مقداری بازدهی در روش مورد نظر این پژوهش، به صورت معنی داری دارای خطای RMSE کمتری می باشد.
نقش تعدیلی چرخه عمر شرکت بر رابطه بین خوانایی گزارش حسابرسی و خوانایی صورت های مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: افشای اطلاعاتی که از نظر محتوا پیچیده است، خوانایی گزارش های مالی را کاهش می دهد که این امر سبب می شود تا سرمایه گذاران در پردازش اطلاعات مالی با مشکل مواجه شوند. از این رو، هدف این پژوهش بررسی نقش تعدیلی چرخه عمر شرکت بر رابطه بین خوانایی گزارش حسابرسی و خوانایی صورت های مالی است. روش شناسی: در این پژوهش برای آزمون فرضیه های پژوهش از طریق مراجعه به صورت های مالی، پایگاه اینترنتی بورس اوراق بهادار و دیگر پایگاه های مرتبط و نیز از نرم افزار ره آورد نوین و بانک جامع اطلاعات بورس استخراج شد. بازه زمانی شرکت ها از سال 1394 تا 1401 در نظر گرفته شد. به منظور بررسی رابطه ی بین متغیرها از نرم افزار ایویوز استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که خوانایی گزارش حسابرس تأثیر مثبت و معنادار بر خوانایی صورت های مالی دارد و چرخه عمر شرکت تأثیر منفی و معنادار بر خوانایی صورت های مالی دارد. هم چنین، با توجه به اینکه ضریب اثرات تعاملی منفی و ضریب خوانایی گزارش حسابرس مثبت است، می توان گفت که چرخه عمر شرکت (چرخه رشد) موجب تضعیف اثرات مثبت خوانایی گزارش حسابرس بر خوانایی صورت های مالی می شود. دانش افزایی: با توجه به اینکه با بهبود چرخه عمر در مرحله بلوغ قابلیت مقایسه صورت های مالی بهبود پیدا می کند، از این رو انتظار می رود خوانایی گزارشگری مالی نیز بهبود پیدا کند.
نقش فرهنگ سازمانی بر نتایج سیستم های اطلاعات حسابداری بخش عمومی (مطالعه موردی بیمارستان های دولتی البرز)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی بررسی نقش فرهنگ سازمانی در حمایت از نتایج سیستم اطلاعات حسابداری از دیدگاه مدیران مالی و حسابداری در بیمارستانهای دولتی استان البرز انجام شد. متغیرهای مستقل مطالعه فرهنگ سازمانی شامل (مشارکت، سازگاری، مأموریت و ثبات) و متغیر وابسته نتایج سیستم اطلاعات حسابداری است. در این تحقیق از روش توصیفی- همبستگی از نوع پیمایشی و از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. رویکرد کمی برای این تحقیق اتخاذ شد و با روش نمونه گیری کوکران ۱۵۱ نمونه با توجه به جامعه آماری ۲۵۰ نفره تحقیق انتخاب شد. پرسشنامه استاندارد و سوالهای پرسشنامه دارای پایایی خوب با ضریب آلفای کرونباخ ۸۱۲/0 بود. 151 پرسشنامه بین مدیران مالی و حسابداری 11بیمارستان دولتی استان البرز توزیع گردید. آزمون فرضیه های به وسیله آزمون رگرسیون چند متغیره انجام شده و برای دستیابی به نتایج عددی از SPSS26 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که فرضیه اصلی پذیرفته شد. فرهنگ سازمانی از نظر آماری تأثیر مثبت و معناداری بر دستیابی به نتایج سیستم اطلاعات حسابداری دارد. تمام متغیرهای فرعی فرهنگ سازمانی تاثیرگذاری مثبت و معناداری بر متغیر وابسته نتایج فرهنگ سازمانی دارند. از میان متغیرهای مستقل فرعی فرهنگ سازمانی متغیر مشارکت با مقدار بیشترین ضریب تعیین و به دنبال آن متغیر ماموریت نیز با مقدار بیشتری ضریب تعیین تأثیرگذارترین متغیرها مستقل بر متغیر وابسته نتایج سیستم اطلاعات بودند. سایر متغیرها نیز با مقدارهای پایینتر تأثیرگذار بودند. با توجه به یافته های نتیجه تحقیق حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی به ویژه متغیرهای فرعی مشارکت و ماموریت، تأثیر مثبت و معناداری بر نتایج سیستم اطلاعات حسابداری دارد.
شناسایی و سطح بندی امکان سنجی پذیرش سیستم هزینه یابی هدف در صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
457 - 489
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل ریسک و وابستگی های علی آن در استارتاپ ها: یک مطالعه دلفی - دیمتل در بستر سرمایه گذاری خطرپذیر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
33 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه گذاری خطر پذیر یکی از مفاهیم جدیدی است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از فعالان سرمایه گذاری قرار گرفته است. یکی از چالش های مهم در سرمایه گذاری خطر پذیر، تحلیل ریسک های استارتاپ ها است. مرور ادبیات نشان می دهد تحلیل و ارزیابی شرکت های نوپا و استارتاپ ها در فرآیند سرمایه گذاری خطرپذیر، به دلیل نداشتن سابقه تاریخی کار دشواری است و یکی از موارد اصلی که می تواند بر دقت ارزیابی و درنتیجه انتخاب مورد مناسب برای سرمایه گذاران خطرپذیر کمک کند، شناسایی و تحلیل ریسک های کیفی این کسب و کارها است. مسئله اصلی این پژوهش، اول شناسایی عوامل کلیدی ریسک بر مبنای پژوهش های قبلی و بررسی مدل های ارزیابی ریسک در شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر است و دوم بررسی وابستگی های علی میان عوامل کلیدی ریسک است که در تحلیل، شناخت و اطلاع از وضعیت ریسک کسب و کارهای موجود در سبد سرمایه گذاران خطرپذیر کاربرد دارد. روش: در این پژوهش، با استفاده از روش دلفی، با نظرسنجی از 30 نفر از خبرگان فعال در حوزه سرمایه گذاری خطرپذیر ایران، عوامل کلیدی ریسک شناسایی شد. بر اساس نتایج به دست آمده از مرحله اول دلفی، نظراتی که خارج از بازه ∓2σ بود شناسایی شد و برخی از آنها نظرات خود را اصلاح کردند. در دور دوم دلفی با محاسبه ضریب همستگی درونی و آلفای کرونباخ، میزان همبستگی نتایج بررسی و مهم ترین و اصلی ترین عوامل کلیدی ریسک از طریق روش دلفی تائید شد. سپس با استفاده از روش دیمتل ماتریس روابط بین عوامل کلیدی ریسک از طریق ماتریس دیمتل به دست آمد. در نهایت بر اساس روابط کمی بین عوامل کلیدی ریسک نمودار روابط علی معلولی و هم چنین نقشه شبکه ای روابط دیمتل ترسیم شد. یافته ها: با توجه به نتایج پژوهش؛ 8 شاخص کلیدی با به کارگیری روش دلفی مورد تائید نهایی خبرگان قرار گرفت و بر اساس آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درونی، میزان اتفاق نظر خبرگان مورد تائید قرار گرفت . بر اساس یافته ها شاخص ریسک مالی، ریسک عملیاتی، ریسک بازار، ریسک قانونی و حقوقی، ریسک استراتژیک، ریسک اعتباری، ریسک فناوری و ریسک آینده کسب و کار مورد تائید قرار گرفت. در مرحله دوم که با هدف بررسی روابط میان عوامل کلیدی ریسک انجام شد، نتایج روش دیمتل نشان می دهد؛ عوامل ریسک مالی، ریسک استراتژیک و ریسک عملیاتی به ترتیب دارای بیشترین ضریب تاثیرگذاری بر سایر عوامل کلیدی ریسک است و عوامل ریسک آینده طرح کسب و کار، ریسک اعتباری و ریسک حقوقی و قانونی بیشترین ضریب تاثیرپذیری از سایر عوامل کلیدی ریسک را دارند. نتیجه گیری: این پژوهش با هدف شناسایی و بررسی وابستگی های علی میان عوامل کلیدی ریسک در شرکت های استارتاپی در فصای سرمایه گذاری خطرپذیر ایران انجام شد. از این رو با استفاده از روش دلفی عوامل کلیدی ریسک شناسایی و تائید شدند و سپس با استفاده از روش دیمتل، وابستگی ها و روابط علی میان عوامل کلیدی ریسک شناسایی شد. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد؛ عوامل کلیدی ریسک از طریق ضرایبی که در مدل خروجی دیمتل استخراج و در قالب نمودار علی و معلولی آورده شد، با یکدیگر ارتباط تاثیرپذیری و تاثیرگذاری دارند و نهادهای سرمایه گذاری خطرپذیر برای ارزیابی شرکت های سرمایه پذیر می توانند از این مدل استفاده کنند. نوآوری این پژوهش نسبت به پژوهش های قبلی در دو بعد؛ بررسی ارتباط میان عوامل کلیدی ریسک و هم چنین بررسی روابط معکوس میان عوامل کلیدی ریسک است.
چالش های بکارگیری فناوری های مقرراتی (رگ تک ها) در نقش حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های فناوری محور در سال های اخیر، صنعت حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد. قانون گذاران از فناوری برای دستیابی به اثربخشی حسابرسی و نظارت استفاده کرده اند. فناوری های مقرراتی (رگ تک ها) برای رفع این نیاز قانون گذاران و بهبود ظرفیت های نظارتی توسعه یافته است. رگ تک از زیرشاخه های فناوری های مالی است که برای سازگاری و انطباق کارآمد و کم هزینه با قوانین، به منظور بهبود فرآیندهای نظارتی توسعه یافته است. کسب وکارهای حوزه فناوری های مقرراتی می توانند در قالب حسابرس ایفای نقش نمایند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی چالش های بکارگیری رگ تک ها در نقش حسابرس است. پژوهش کاربردی است و روش نمونه گیری با توجه به خبره محور بودن پژوهش، قضاوتی است. خبرگان شامل 14 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد سازمان حسابرسی و بانک مرکزی، انجمن فین تک، شرکت ملی انفورماتیک و اساتید دانشگاه بوده است. 18 چالش از طریق مطالعه پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. در مرحله اول برای غربال چالش ها، از پرسش نامه خبره سنجی و روش دلفی فازی استفاده شد. سپس چالش های غربال شده، با استفاده از پرسش نامه اولویت سنجی و روش تصمیم گیری ماباک رتبه بندی شدند. در مرحله اول، 11 چالشی که حد آستانه آن ها بزرگتر از 7/0 بود، به عنوان چالش های اصلی انتخاب شدند. رتبه بندی چالش های اصلی با استفاده از روش ماباک نشان داد چالش های پاسخگویی، شکاف قانون گذاری بین شرایط واقعی کسب وکارهای دیجیتال و استانداردهای حسابرسی، استخدام و حفظ متخصص در حوزه رگ تک ، عدم تجهیز سیستم اطلاعاتی حسابداری شرکت ها به فناوری های نوین دیجیتال و اعتماد مخاطبان گزارش حسابرسی به رگ تک ها چالش های کلیدی پژوهش هستند. شناسایی چالش ها زمینه ساز توسعه حسابرسی مبتنی بر فناوری خواهد بود.
بررسی کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی و کیفیت گزارشگری مالی
حوزههای تخصصی:
ضعف در عملکرد نیروی انسانی، که گاه ناشی از آموزش ناکافی و یا گردش بالای نیروی متخصص در حوزه حسابداری است، یکی از ریشه های اصلی این مشکلات معرفی شده است. ادامه این روند در بلندمدت می تواند پیامدهایی چون کاهش شفافیت بازار سرمایه، کاهش اعتماد عمومی، افزایش هزینه سرمایه و کاهش کارایی تخصیص منابع در سطح اقتصاد کلان را به دنبال داشته باشد. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که آیا کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی بر کیفیت گزارشگری مالی سرمایه ایران تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 10 سال متوالی از سال 1393 تا 1402 است که با استفاده از رگرسوین خطی چند متغیره و داده های ترکیبی به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد که نتایج یافته ها نشان داد بین کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی و کیفیت گزارشگری مالی در بازار سرمایه ایران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.به عبارتی با افزایش کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، کیفیت گزارشگری مالی نیز افزایش پیدا می کند.
اثر مالکیت دولتی بر رابطه بین ریسک جریان نقد آزاد شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس نظریه های عدم تقارن اطلاعاتی و نمایندگی، این پژوهش به بررسی اثر مالکیت دولت بر رابطه بین ریسک جریان نقد آزاد شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها پرداخته است. به منظور تعیین حجم نمونه از روش غربالگری منظم استفاده شد و 129 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی هشت ساله 1394 تا 1401 انتخاب گشت. پس از بررسی فرض های رگرسیون چند متغیره، با کمک الگوی داده های تابلویی با اثرات ثابت، فرضیه ها آزمون شده است. نتایج نشان داد ریسک جریان نقد آزاد شرکت با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی دار و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی داری دارد. به علاوه مالکیت دولتی، این روابط مثبت را تشدید می کند. بنابراین، تأثیر مالکیت دولت بر خطای ارزش گذاری سهام با توجه به محیط و شرایط نظیر شیوه های حاکمیتی، خطرات مداخله دولت، انگیزه های سیاسی، کاهش شفافیت و ناکارآمدی در تخصیص منابع، متفاوت است. تقویت چارچوب های راهبری شرکتی و پاسخ گویی، تفکیک نقش های مالکیتی و نظارتی و الزام به رعایت استانداردهای شفافیت و افشا برای تقلیل عدم تقارن اطلاعات، کاهش اثرات منفی مالکیت دولتی بر ریسک جریان نقد آزاد و کاهش خطای ارزش گذاری سهام ضروری است.
تأثیر عدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود فصلی: نقش تعدیلی اطلاعات سطح بازار و اندازه شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
632 - 659
حوزههای تخصصی:
هدف: واکنش سرمایه گذاران به اخبار منتشره در بازار، در تغییرات حجم معاملات یا قیمت سهام مشاهده می شود؛ به نحوی که انتظار می رود پس از انتشار اعلامیه های سود، سهام در حجم غیرعادی معامله شود. عدم اطمینان در بازار نیز، از عواملی است که می تواند تغییرات حجم معاملات سهام در پنجره اعلام سود را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا در شرایط عدم اطمینان، سرمایه گذاران درباره تداوم جریان های نقدی و سودآوری شرکت تردید دارند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیرعدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود با در نظر گرفتن نقش تعدیلی اطلاعات سطح بازار و اندازه شرکت است.
روش: در این مطالعه برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از داده های ترکیبی، روش رگرسیون و نرم افزار ایویوز ۱۲ استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش، ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بوده است.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان داد که عدم اطمینان بازار، بر حجم معاملات غیرعادی، در پنجره اعلام سود تأثیر مثبت و معناداری دارد. به بیان دیگر، در شرایطی که عدم اطمینان زیادی در بازار وجود دارد، انتشار اعلامیه های سود، باعث افزایش حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود می شود. طبق نتایج فرضیه دوم، عدم اطمینان بالای بازار در شرکت های کوچک و بزرگ، بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود، تأثیر معناداری ندارد. نتایج آزمون فرضیه سوم نیز نشان داد که برخلاف انتظار، هنگامی که عدم اطمینان در بازار زیاد است، حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود، در شرکت هایی با اطلاعات سطح بازار بالاتر، از شرکت هایی با اطلاعات سطح بازار پایین، بیشتر نیست.
نتیجه گیری: مطابق با نتایج، زمانی که عدم اطمینان زیادی در بازار وجود دارد، با دریافت اطلاعات از اعلام سود، ارزیابی های سرمایه گذاران از جریان های نقدی آتی به روزرسانی شده و به افزایش حجم معاملات غیرعادی منجر می شود. همچنین، اندازه شرکت ها تأثیرعدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی را تحت تأثیر قرار نمی دهد. این نتیجه می تواند بدین علت باشد که عدم اطمینان بازار بر حجم معاملات غیرعادی، به شکل یکنواختی بین شرکت ها تأثیر می گذارد و شرکت های کوچک و بزرگ ممکن است سطح مشابهی از معاملات غیرعادی را به دلیل واکنش های کلی در بازار، نه به دلیل اندازه شرکت، تجربه کنند. همچنین سوگیری های رفتاری یا وجود عوامل اثرگذار دیگر بر حجم معاملات سهام، می تواند تأثیر اندازه را محدود کند. در شرکت هایی با سطح اطلاعات پایین در بازار، عدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ ولی در شرکت هایی با سطح اطلاعات بالا در بازار، تأثیر معناداری مشاهده نشد. این نتیجه می تواند از این موضوع نشئت گرفته باشد که در شرکت های با سطح اطلاعات بالا در بازار، منابع اطلاعاتی زیادی وجود دارد که قبل از انتشار اعلامیه های سود، اطلاعات به بازار منتقل می شود و اعلام سود شرکت ها، احتمالاً اطلاعات جدیدتری به بازار مخابره نمی کند؛ اما در مقابل، در شرکت هایی که اطلاعات سطح بازار آن ها کم است، اعلامیه های سود در شرایط عدم اطمینان بالای بازار، می تواند دربردارنده اخبار و اطلاعاتی برای به روزآوری انتظارات و تغییر حجم معاملات در پنجره اعلام سود باشد.