فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
33 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: سرمایه گذاری خطر پذیر یکی از مفاهیم جدیدی است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از فعالان سرمایه گذاری قرار گرفته است. یکی از چالش های مهم در سرمایه گذاری خطر پذیر، تحلیل ریسک های استارتاپ ها است. مرور ادبیات نشان می دهد تحلیل و ارزیابی شرکت های نوپا و استارتاپ ها در فرآیند سرمایه گذاری خطرپذیر، به دلیل نداشتن سابقه تاریخی کار دشواری است و یکی از موارد اصلی که می تواند بر دقت ارزیابی و درنتیجه انتخاب مورد مناسب برای سرمایه گذاران خطرپذیر کمک کند، شناسایی و تحلیل ریسک های کیفی این کسب و کارها است. مسئله اصلی این پژوهش، اول شناسایی عوامل کلیدی ریسک بر مبنای پژوهش های قبلی و بررسی مدل های ارزیابی ریسک در شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر است و دوم بررسی وابستگی های علی میان عوامل کلیدی ریسک است که در تحلیل، شناخت و اطلاع از وضعیت ریسک کسب و کارهای موجود در سبد سرمایه گذاران خطرپذیر کاربرد دارد. روش: در این پژوهش، با استفاده از روش دلفی، با نظرسنجی از 30 نفر از خبرگان فعال در حوزه سرمایه گذاری خطرپذیر ایران، عوامل کلیدی ریسک شناسایی شد. بر اساس نتایج به دست آمده از مرحله اول دلفی، نظراتی که خارج از بازه ∓2σ بود شناسایی شد و برخی از آنها نظرات خود را اصلاح کردند. در دور دوم دلفی با محاسبه ضریب همستگی درونی و آلفای کرونباخ، میزان همبستگی نتایج بررسی و مهم ترین و اصلی ترین عوامل کلیدی ریسک از طریق روش دلفی تائید شد. سپس با استفاده از روش دیمتل ماتریس روابط بین عوامل کلیدی ریسک از طریق ماتریس دیمتل به دست آمد. در نهایت بر اساس روابط کمی بین عوامل کلیدی ریسک نمودار روابط علی معلولی و هم چنین نقشه شبکه ای روابط دیمتل ترسیم شد. یافته ها: با توجه به نتایج پژوهش؛ 8 شاخص کلیدی با به کارگیری روش دلفی مورد تائید نهایی خبرگان قرار گرفت و بر اساس آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درونی، میزان اتفاق نظر خبرگان مورد تائید قرار گرفت . بر اساس یافته ها شاخص ریسک مالی، ریسک عملیاتی، ریسک بازار، ریسک قانونی و حقوقی، ریسک استراتژیک، ریسک اعتباری، ریسک فناوری و ریسک آینده کسب و کار مورد تائید قرار گرفت. در مرحله دوم که با هدف بررسی روابط میان عوامل کلیدی ریسک انجام شد، نتایج روش دیمتل نشان می دهد؛ عوامل ریسک مالی، ریسک استراتژیک و ریسک عملیاتی به ترتیب دارای بیشترین ضریب تاثیرگذاری بر سایر عوامل کلیدی ریسک است و عوامل ریسک آینده طرح کسب و کار، ریسک اعتباری و ریسک حقوقی و قانونی بیشترین ضریب تاثیرپذیری از سایر عوامل کلیدی ریسک را دارند. نتیجه گیری: این پژوهش با هدف شناسایی و بررسی وابستگی های علی میان عوامل کلیدی ریسک در شرکت های استارتاپی در فصای سرمایه گذاری خطرپذیر ایران انجام شد. از این رو با استفاده از روش دلفی عوامل کلیدی ریسک شناسایی و تائید شدند و سپس با استفاده از روش دیمتل، وابستگی ها و روابط علی میان عوامل کلیدی ریسک شناسایی شد. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد؛ عوامل کلیدی ریسک از طریق ضرایبی که در مدل خروجی دیمتل استخراج و در قالب نمودار علی و معلولی آورده شد، با یکدیگر ارتباط تاثیرپذیری و تاثیرگذاری دارند و نهادهای سرمایه گذاری خطرپذیر برای ارزیابی شرکت های سرمایه پذیر می توانند از این مدل استفاده کنند. نوآوری این پژوهش نسبت به پژوهش های قبلی در دو بعد؛ بررسی ارتباط میان عوامل کلیدی ریسک و هم چنین بررسی روابط معکوس میان عوامل کلیدی ریسک است.
چالش های بکارگیری فناوری های مقرراتی (رگ تک ها) در نقش حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های فناوری محور در سال های اخیر، صنعت حسابرسی را تحت تاثیر قرار می دهد. قانون گذاران از فناوری برای دستیابی به اثربخشی حسابرسی و نظارت استفاده کرده اند. فناوری های مقرراتی (رگ تک ها) برای رفع این نیاز قانون گذاران و بهبود ظرفیت های نظارتی توسعه یافته است. رگ تک از زیرشاخه های فناوری های مالی است که برای سازگاری و انطباق کارآمد و کم هزینه با قوانین، به منظور بهبود فرآیندهای نظارتی توسعه یافته است. کسب وکارهای حوزه فناوری های مقرراتی می توانند در قالب حسابرس ایفای نقش نمایند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی چالش های بکارگیری رگ تک ها در نقش حسابرس است. پژوهش کاربردی است و روش نمونه گیری با توجه به خبره محور بودن پژوهش، قضاوتی است. خبرگان شامل 14 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد سازمان حسابرسی و بانک مرکزی، انجمن فین تک، شرکت ملی انفورماتیک و اساتید دانشگاه بوده است. 18 چالش از طریق مطالعه پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. در مرحله اول برای غربال چالش ها، از پرسش نامه خبره سنجی و روش دلفی فازی استفاده شد. سپس چالش های غربال شده، با استفاده از پرسش نامه اولویت سنجی و روش تصمیم گیری ماباک رتبه بندی شدند. در مرحله اول، 11 چالشی که حد آستانه آن ها بزرگتر از 7/0 بود، به عنوان چالش های اصلی انتخاب شدند. رتبه بندی چالش های اصلی با استفاده از روش ماباک نشان داد چالش های پاسخگویی، شکاف قانون گذاری بین شرایط واقعی کسب وکارهای دیجیتال و استانداردهای حسابرسی، استخدام و حفظ متخصص در حوزه رگ تک ، عدم تجهیز سیستم اطلاعاتی حسابداری شرکت ها به فناوری های نوین دیجیتال و اعتماد مخاطبان گزارش حسابرسی به رگ تک ها چالش های کلیدی پژوهش هستند. شناسایی چالش ها زمینه ساز توسعه حسابرسی مبتنی بر فناوری خواهد بود.
بررسی کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی و کیفیت گزارشگری مالی
حوزههای تخصصی:
ضعف در عملکرد نیروی انسانی، که گاه ناشی از آموزش ناکافی و یا گردش بالای نیروی متخصص در حوزه حسابداری است، یکی از ریشه های اصلی این مشکلات معرفی شده است. ادامه این روند در بلندمدت می تواند پیامدهایی چون کاهش شفافیت بازار سرمایه، کاهش اعتماد عمومی، افزایش هزینه سرمایه و کاهش کارایی تخصیص منابع در سطح اقتصاد کلان را به دنبال داشته باشد. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که آیا کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی بر کیفیت گزارشگری مالی سرمایه ایران تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 10 سال متوالی از سال 1393 تا 1402 است که با استفاده از رگرسوین خطی چند متغیره و داده های ترکیبی به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد که نتایج یافته ها نشان داد بین کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی و کیفیت گزارشگری مالی در بازار سرمایه ایران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.به عبارتی با افزایش کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، کیفیت گزارشگری مالی نیز افزایش پیدا می کند.
اثر مالکیت دولتی بر رابطه بین ریسک جریان نقد آزاد شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس نظریه های عدم تقارن اطلاعاتی و نمایندگی، این پژوهش به بررسی اثر مالکیت دولت بر رابطه بین ریسک جریان نقد آزاد شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها پرداخته است. به منظور تعیین حجم نمونه از روش غربالگری منظم استفاده شد و 129 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی هشت ساله 1394 تا 1401 انتخاب گشت. پس از بررسی فرض های رگرسیون چند متغیره، با کمک الگوی داده های تابلویی با اثرات ثابت، فرضیه ها آزمون شده است. نتایج نشان داد ریسک جریان نقد آزاد شرکت با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی دار و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی داری دارد. به علاوه مالکیت دولتی، این روابط مثبت را تشدید می کند. بنابراین، تأثیر مالکیت دولت بر خطای ارزش گذاری سهام با توجه به محیط و شرایط نظیر شیوه های حاکمیتی، خطرات مداخله دولت، انگیزه های سیاسی، کاهش شفافیت و ناکارآمدی در تخصیص منابع، متفاوت است. تقویت چارچوب های راهبری شرکتی و پاسخ گویی، تفکیک نقش های مالکیتی و نظارتی و الزام به رعایت استانداردهای شفافیت و افشا برای تقلیل عدم تقارن اطلاعات، کاهش اثرات منفی مالکیت دولتی بر ریسک جریان نقد آزاد و کاهش خطای ارزش گذاری سهام ضروری است.
تأثیر عدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود فصلی: نقش تعدیلی اطلاعات سطح بازار و اندازه شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
632 - 659
حوزههای تخصصی:
هدف: واکنش سرمایه گذاران به اخبار منتشره در بازار، در تغییرات حجم معاملات یا قیمت سهام مشاهده می شود؛ به نحوی که انتظار می رود پس از انتشار اعلامیه های سود، سهام در حجم غیرعادی معامله شود. عدم اطمینان در بازار نیز، از عواملی است که می تواند تغییرات حجم معاملات سهام در پنجره اعلام سود را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا در شرایط عدم اطمینان، سرمایه گذاران درباره تداوم جریان های نقدی و سودآوری شرکت تردید دارند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیرعدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود با در نظر گرفتن نقش تعدیلی اطلاعات سطح بازار و اندازه شرکت است.
روش: در این مطالعه برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از داده های ترکیبی، روش رگرسیون و نرم افزار ایویوز ۱۲ استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش، ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ بوده است.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان داد که عدم اطمینان بازار، بر حجم معاملات غیرعادی، در پنجره اعلام سود تأثیر مثبت و معناداری دارد. به بیان دیگر، در شرایطی که عدم اطمینان زیادی در بازار وجود دارد، انتشار اعلامیه های سود، باعث افزایش حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود می شود. طبق نتایج فرضیه دوم، عدم اطمینان بالای بازار در شرکت های کوچک و بزرگ، بر حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود، تأثیر معناداری ندارد. نتایج آزمون فرضیه سوم نیز نشان داد که برخلاف انتظار، هنگامی که عدم اطمینان در بازار زیاد است، حجم معاملات غیرعادی در پنجره اعلام سود، در شرکت هایی با اطلاعات سطح بازار بالاتر، از شرکت هایی با اطلاعات سطح بازار پایین، بیشتر نیست.
نتیجه گیری: مطابق با نتایج، زمانی که عدم اطمینان زیادی در بازار وجود دارد، با دریافت اطلاعات از اعلام سود، ارزیابی های سرمایه گذاران از جریان های نقدی آتی به روزرسانی شده و به افزایش حجم معاملات غیرعادی منجر می شود. همچنین، اندازه شرکت ها تأثیرعدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی را تحت تأثیر قرار نمی دهد. این نتیجه می تواند بدین علت باشد که عدم اطمینان بازار بر حجم معاملات غیرعادی، به شکل یکنواختی بین شرکت ها تأثیر می گذارد و شرکت های کوچک و بزرگ ممکن است سطح مشابهی از معاملات غیرعادی را به دلیل واکنش های کلی در بازار، نه به دلیل اندازه شرکت، تجربه کنند. همچنین سوگیری های رفتاری یا وجود عوامل اثرگذار دیگر بر حجم معاملات سهام، می تواند تأثیر اندازه را محدود کند. در شرکت هایی با سطح اطلاعات پایین در بازار، عدم اطمینان بالای بازار بر حجم معاملات غیرعادی تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ ولی در شرکت هایی با سطح اطلاعات بالا در بازار، تأثیر معناداری مشاهده نشد. این نتیجه می تواند از این موضوع نشئت گرفته باشد که در شرکت های با سطح اطلاعات بالا در بازار، منابع اطلاعاتی زیادی وجود دارد که قبل از انتشار اعلامیه های سود، اطلاعات به بازار منتقل می شود و اعلام سود شرکت ها، احتمالاً اطلاعات جدیدتری به بازار مخابره نمی کند؛ اما در مقابل، در شرکت هایی که اطلاعات سطح بازار آن ها کم است، اعلامیه های سود در شرایط عدم اطمینان بالای بازار، می تواند دربردارنده اخبار و اطلاعاتی برای به روزآوری انتظارات و تغییر حجم معاملات در پنجره اعلام سود باشد.
Investigating the Relationship between the Uncertainty of Economic Policies and the Fulfillment of Social Responsibilities, Considering the Role of Government Ownership(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
19-31
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to investigate the relationship between economic policy uncertainty and corporate social responsibility (CSR) practices, considering the moderating role of government ownership among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). Methodology/Design/Approach: The research is applied in nature, covering the period 2017–2022. A sample of 100 companies was selected using the targeted elimination method. The hypotheses were tested using multiple regression analysis to examine the impact of both direct and indirect indicators of economic uncertainty on CSR activities. Findings: The results reveal that the inflation rate (a direct indicator of economic uncertainty) has a positive and significant relationship with CSR participation, while GDP (an indirect indicator) shows a negative and significant relationship. These findings suggest that as economic uncertainty increases, firms tend to engage more in CSR activities. However, in government-owned companies, greater economic uncertainty leads to reduced CSR participation. Innovation: This study contributes to the literature by highlighting how economic uncertainty shapes CSR practices and demonstrating the contrasting effects in private versus government-owned firms. The findings offer practical implications for policymakers and corporate managers seeking to balance economic conditions with social responsibility commitments.
تحلیل موانع شفافیت مالی در نظام زمامداری امور کشور: کاربرد مدل درخت مسأله/راه حل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
239 - 264
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل موانع شفافیت مالی در نظام زمامداری ایران و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای آن و با رویکرد کیفی با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با خبرگان، تحلیل اسناد و برگزاری جلسات گروه کانونی گردآوری شده و با استفاده از مدل درخت مسأله/راه حل مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که موانع شفافیت مالی در سه سطح قابل دسته بندی هستند: موانع مستقیم (مانند ضعف سیستم های اطلاعاتی و نبود استانداردهای یکپارچه)، موانع میانی (مانند تعارض منافع و ضعف نظارت) و موانع ریشه ای (مانند فرهنگ محرمانگی و ضعف قوانین). پیامدهای این موانع شامل کاهش اعتماد عمومی، گسترش فساد، ناکارآمدی در تخصیص منابع و افزایش هزینه های عمومی است. دستیابی به شفافیت مالی نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است که همزمان به ابعاد فنی، سازمانی، قانونی و فرهنگی توجه کند. برنامه پیشنهادی پنج ساله ارائه شده با سه مرحله آماده سازی، استقرار و تثبیت می تواند مسیر حرکت به سمت شفافیت مالی را هموار سازد. یافته های این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران و مدیران ارشد در طراحی و اجرای برنامه های ارتقای شفافیت مالی کمک کند.
بررسی تأثیر پایداری شرکتی بر عملکرد مالی شرکت ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده ویژگی های مدیرعامل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین پایداری شرکتی و عملکرد شرکت با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده دوره تصدی و تحصیلات مدیرعامل می پردازد. روش: این پژوهش از نوع همبستگی-علی بوده و داده های ترکیبی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ را با استفاده از مدل های رگرسیونی ترکیبی تحلیل می کند. انتخاب مدل مناسب با استفاده از آزمون های F لیمر و هاسمن انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان دهنده وجود رابطه معنادار بین پایداری شرکتی و عملکرد شرکت است. همچنین دوره تصدی مدیرعامل به صورت معنادار این رابطه را تعدیل می کند، به این معنا که مدت زمان تصدی مدیرعامل بر تأثیر پایداری شرکتی بر عملکرد اثرگذار است. در مقابل، تحصیلات مدیرعامل تأثیر معناداری در این رابطه ندارد. نتیجه گیری: یافته ها اهمیت ویژگی های مدیریتی، به ویژه دوره تصدی مدیرعامل، را در تصمیم گیری های استراتژیک و تحلیل های مالی شرکت ها نشان می دهد و می تواند راهنمای مفیدی برای مدیران و سرمایه گذاران باشد.
طراحی الگوی عوامل کلیدی موفقیت شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر (س.خ.)، موفقیت سرمایه گذاری و رسیدن به سودآوری باتوجه به مشکلات و نرخ شکست بالای سرمایه گذاری های انجام شده در شرکت های نوپا است. هدف از این پژوهش ارائه چارچوبی از عوامل کلیدی موفقیت (KSFs) شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در زیست بوم نوآوری ایران و ارائه روشی جامع برای احصا این عوامل بوده است. برای این منظور مطابق با روش فراترکیب در تکمیل پژوهش رشیدی و همکاران (۱۴۰۲) پس از جست وجو و پالایش منابع انگلیسی و فارسی در کنار ۱۲ مصاحبه انجام شده از خبرگان سرمایه گذاری خطرپذیر، ازطریق روش تحلیل مضمون و دسته بندی مجدد کدهای اولیه درمجموع 139 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان دهنده و 11 مضمون فراگیر در 3 مضمون کلان احصا شد. سپس با ارائه پرسش نامه به خبرگان و استفاده از دیمتل، الگوی روابط معنادار بین مضامین سازمان دهنده شناسایی شد. درنهایت با استفاده از روش تاپسیس عوامل منتخب خبرگان از مضامین پایه اولویت بندی شد و پنج عامل سرمایه گذاری بر روی بنیان گذاران پرانگیزه و توانمند، شبکه ارتباطی درون و بیرون از صنعت سرمایه گذاری شده، وجود اعتماد و صداقت بین بنیان گذاران و شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر، ورود به بازارهای بزرگ و رشدپذیر و مهارت های نرم مدیران شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر به عنوان عوامل کلیدی موفقیت شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران معرفی شد.
بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر چسبندگی موجودی کالا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
77 - 101
حوزههای تخصصی:
هدف:: پژوهش های پیشین عمدتاً بر پیامدهای چسبندگی موجودی کالا تمرکز کردند و مطالعات محدودی به بررسی عوامل موثر بر چسبندگی موجودی کالا پرداخته است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ویژگی های کمیته حسابرسی با معیارهایی مانند (اندازه کمیته حسابرسی، استقلال کمیته حسابرسی، و تخصص مالی کمیته حسابرسی) بر چسبندگی موجودی کالا صورت گرفته است. روش شناسی: در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مرتبط با مبانی نظری از روش کتابخانه ای استفاده شد، همچنین داده های پژوهش برای آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از اطلاعات 150 شرکت تولیدی از شرکت های بازار سهام در دوره زمانی 9 ساله (یعنی از سال مالی 1394 تا 1402) صورت گرفته است. از سوی دیگر برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داده است که در بازار سهام ایران استقلال کمیته حسابرسی و تخصص مالی کمیته حسابرسی بر چسبندگی موجودی کالای شرکت ها تأثیر منفی معناداری دارند و اندازه کمیته حسابرسی تأثیر معناداری بر چسبندگی موجودی کالای شرکت ها ندارد. دانش افزایی: بر اساس نتایج پژوهش زمانی که اعضای کمیته حسابرسی مستقل باشند، آن ها تمایل بیشتری برای نظارت بر تصمیم های مدیران دارند و با همراستا کردن منافع مدیران با سرمایه گذاران، منجر به بهبود مدیریت موجودی کالا می شوند و در نتیجه چسبندگی موجودی کالا کاهش پیدا می کند. از سوی دیگر وجود افراد دارای تخصص مالی در کمیته حسابرسی منجر به نظارت تخصصی کمیته حسابرسی بر تصمیم های خرید مواد اولیه و مدیریت موجودی کالا می شود و مدیران کمتر به سمت رفتار فرصت طلبانه رفته و سوء استفاده از موجودی ها رفته و در نتیجه چسبندگی موجودی کالا کاهش پیدا می کند.
تاثیر انقلاب صنعتی 4.0 و قصد استفاده از هوش مصنوعی بر وظایف حسابداری: مطالعه موردی شرکت افق کوروش
حوزههای تخصصی:
ظهور انقلاب صنعتی چهارم با فناوری هایی مانند هوش مصنوعی تحولات چشمگیری در صنایع مختلف، از جمله حسابداری، ایجاد کرده است. این فناوری ها با اتوماسیون فرآیندها و بهبود بهره وری و اثربخشی، نقش کلیدی در کسب وکارهای سنتی ایفا می کنند. با این حال، آمادگی سازمان ها و افراد برای پذیرش این نوآوری ها، عاملی تعیین کننده در موفقیت آن هاست. این مقاله به بررسی نقش آمادگی برای صنعت 4.0 و مدل پذیرش فناوری در وظایف حسابداری می پردازد. پژوهش حاضر به روش مطالعه موردی روی کارشناسان حسابداری و مالی شرکت افق کوروش انجام شده و از نرم افزار SMART PLS برای تحلیل داده ها استفاده کرده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی و صنعت 4.0 می توانند عملیات حسابداری را بهبود بخشند، هرچند طبق نظرسنجی گارتنر (2023)، 73 درصد از حسابداران هنوز از هوش مصنوعی استفاده نمی کنند که نشان دهنده فرصت های این حوزه است. این پژوهش به درک تأثیر پذیرش هوش مصنوعی در حسابداری ایران کمک می کند و بینشی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران فراهم می آورد تا استراتژی های مناسبی برای ادغام این فناوری طراحی کنند. همچنین، یافته ها می توانند به کسب وکارها در بهینه سازی عملیات حسابداری و به سیاست گذاران در تدوین چارچوب های حمایتی کمک نمایند. این مطالعه شواهدی از مزایای هوش مصنوعی در حسابداری در ایران ارائه می دهد و دانش موجود در این حوزه را گسترش می دهد.
بررسی تاثیر هویت فرهنگی و شخصیت بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی برای کیفیت حسابرسی با تمرکز بر مدل برنامه ریزی شده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به تغییرات چشمگیر در حوزه حسابرسی، رفتار استفاده از هوش مصنوعی برای کیفیت حسابرسی با تأکید بر هویت فرهنگی و شخصیت حسابرسان، هدف این پژوهش است.
تحلیل ارتباط حق الزحمه حسابرسی و کارایی سرمایه گذاری با تأکید بر نقش حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک بنگاه
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل ارتباط حق الزحمه حسابرسی و کارایی سرمایه گذاری با تأکید بر نقش حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک بنگاه می پردازد. بدین منظور؛ اطلاعات 108 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه مسیر؛ به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن بود که میان حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود دارد، میان تعامل حاکمیت شرکتی و حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود داشته و میان تعامل مدیریت ریسک بنگاه و حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود ندارد.
ریسک سیستمی بخش غیرمالی و کاربرد آن در مدیریت ریسک پرتفو: رویکرد ریزش مورد انتظار نهایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
877 - 904
حوزههای تخصصی:
هدف: ریسک سیستمی با سرایت بین بخش های مختلف بازار، باعث ایجاد بحران و بی ثباتی مالی در اقتصاد می شود؛ از این رو شناخت، اندازه گیری، کنترل و مقابله با ریسک سیستمی ضرورت دارد. از آنجا که نهادهای مالی با تمامی نهادها ارتباط وسیعی دارند و می توانند ریسک را انتقال و گسترش دهند، عمده پژوهش های انجام شده در حوزه ریسک سیستمی، به بخش مالی اختصاص پیدا کرده است و ریسک سیستمی بخش غیرمالی کمتر در کانون توجه بوده است. از سوی دیگر نهادهای غیرمالی نیز با یکدیگر و با بخش مالی ارتباطات وسیعی دارند، در نتیجه اهمیت سیستمی برای بخش غیرمالی نیز به صورت بالقوه موضوعیت دارد. با توجه به اهمیتی که ریسک سیستمی در ثبات و پایداری اقتصاد دارد و نظر به جایگاه نهادها و صنایع غیرمالی در اقتصاد جامعه، بایستی اهمیت سیستمی نهادها و صنایع غیرمالی ارزیابی و تبیین شود. همچنین شناخت محرک های ریسک سیستمی در شرکت های غیرمالی به شناخت بهتر شرکت های غیرمالی مهم سیستمی، اخذ تصمیمات اقتصادی و تدوین قوانین مناسب متعاقب کمک می کند. از طرفی، در تصمیمات مدیریت ریسک پرتفو، اغلب از معیارهای ریسک انفرادی نهادها استفاده شده و سرایت ریسک بین نهادها در نظر گرفته نشده است؛ بنابراین مقتضی است که برای مدیریت بهتر ریسک پرتفو، ریسک سیستمی نیز در تصمیم ها لحاظ شود. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر، بررسی جامع ریسک سیستمی بخش غیرمالی از چهار منظر متفاوت است؛ بدین منظور اهمیت سیستمی شرکت های غیرمالی بررسی شد و شرکت ها از نظر ریسک سیستمی رتبه بندی شدند؛ همچنین اهمیت سیستمی صنایع مختلف بازار سرمایه ایران نیز بررسی و رتبه تمامی صنایع از نظر ریسک سیستمی مشخص شد. به علاوه، ویژگی های خاص شرکتی مرتبط با ریسک سیستمی شرکت های غیرمالی شناسایی و در پایان کاربست ریسک سیستمی توسط سبدگردانان، سرمایه گذاران و سیاست گذاران در مدیریت ریسک پرتفو تبیین شد. روش: ریسک سیستمی در پژوهش حاضر، توسط معیار ریزش مورد انتظار نهایی (MES) اندازه گیری شد و تحلیل ها در سطح شرکت، صنعت و پرتفوهای تصادفی صورت پذیرفت؛ بدین منظور ۲۸۴ شرکت مالی و غیرمالی، به علاوه صنعت مالی و صنایع غیرمالی و ۳ گروه پرتفو جداگانه که هر گروه پرتفو، مشتمل بر ۱۰۰ پرتفو تصادفی است، در دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۱ بررسی شدند. اهمیت سیستمی شرکت ها و صنایع غیرمالی، به ترتیب از طریق مقایسه میانه معیار MES بین شرکت های غیرمالی و شرکت های مالی و همچنین، صنایع غیرمالی و صنعت مالی مشخص شد. با انجام رتبه بندی، بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین شرکت ها و صنایع از نظر سیستمی تعیین شدند. به علاوه، به منظور شناخت ویژگی های خاص شرکتی مرتبط با MES در شرکت های غیرمالی در سطح مقطعی و در طول زمان، از روش رگرسیونی جدید اثرهای تصادفی درونی بینابینی استفاده شد که اثر هر ویژگی خاص شرکتی را به طور هم زمان، در دو بُعد مقطع و زمان بر ریسک سیستمی ارزیابی می کند و در پایان، به منظور ارزیابی تأثیر اهمیت سیستمی شرکت ها و وزن تخصیص یافته به شرکت های مهم سیستمی بر ریسک پرتفو، میانه معیارهای ریسک نامطلوب بین گروه های مختلف پرتفویی مقایسه شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که شرکت های غیرمالی و صنایع غیرمالی دارای اهمیت سیستمی هستند؛ همچنین نتایج تحلیلی جداگانه روی شرکت های بزرگ بازار سرمایه، حاکی از آن است که اهمیت سیستمی شرکت های غیرمالی بزرگ با اهمیت سیستمی شرکت های مالی بزرگ، تقریباً برابری می کند. به علاوه در دوره زمانی پژوهش شرکت های فولاد مبارکه اصفهان و معدنی دماوند، به ترتیب بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین شرکت از نظر سیستمی بوده اند و صنعت لاستیک و پلاستیک و صنعت دارو نیز، به ترتیب بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین صنعت از نظر سیستمی بوده اند. از طرفی، ویژگی های خاص شرکتی بتا، ارزش در معرض خطر، حساب های دریافتنی، اندازه، نگهداشت نقدینگی، تقسیم سود نقدی، دارایی های ثابت مشهود و وابستگی مالی خارجی، به صورت مستقیم و معناداری با MES مرتبط هستند. همچنین، نتایج نشان می دهد که اهمیت سیستمی شرکت ها و میزان سرمایه گذاری در شرکت های مهم سیستمی، بر ریسک نامطلوب پرتفوهای سرمایه گذاری تأثیرگذار است. نتیجه گیری: به منظور حفظ ثبات اقتصادی، بایستی ریسک سیستمی بخش غیرمالی همچون بخش مالی مدنظر قرار گیرد. به طور مثال با شناخت محرک های ریسک سیستمی در شرکت های غیرمالی، می توان به کنترل ریسک سیستمی کمک کرد. سرمایه گذاران، متولیان و قانون گذاران صندوق های سرمایه گذاری با لحاظ کردن ریسک سیستمی تمامی شرکت ها در تصمیم های خود، باعث مدیریت بهتر ریسک پرتفو می شوند.
ارائه راهکارهای چالش های مالی- اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
77 - 138
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف تکافل در سال های اخیر در کشورهای اسلامی رشد چشمگیری داشته است. در ایران نیز گام هایی در جهت اجرای آن برداشته شده، اما پیاده سازی تکافل با چالش هایی روبه رو است. با این حال، تکافل از فواید متعددی برخوردار است. هدف این پژوهش، ارائه راهکارهایی برای حل چالش های مالی– اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران است. 2. مواد و روش ها برای شناسایی چالش ها، ابتدا از روش پرسشنامه باز اکتشافی و تحلیل مضمون استفاده شد. بدین منظور، پرسشنامه های باز میان خبرگان توزیع شد و نظرات آنان درباره چالش های مالی– اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران جمع آوری شد. سپس پاسخ های خبرگان تحلیل مضمون و کدگذاری گردید. در ادامه، با بهره گیری از روش دلفی، چالش های استخراج شده بررسی، طبقه بندی و اعتبارسنجی شد و مهم ترین چالش ها مورد شناسایی قرار گرفت. برای ارائه راهکارهای سیاستی، ابتدا از مصاحبه عمیق و تحلیل تم استفاده شد. در مرحله نهایی، برای ارزیابی راهکارهای ارائه شده، ابتدا از روش دلفی و سپس از گروه کانونی بهره گرفته شد تا راهکارها اعتبارسنجی شده و راهکار نهایی برای رفع چالش ها به دست آید. 3. یافته های تحقیق بر اساس یافته های پژوهش، مهم ترین راهکار از دیدگاه خبرگان در روش دلفی، استفاده از متکافلان و مشارکت کنندگان کم ریسک و حذف متکافلان پرریسک از طریق طبقه بندی ریسک افراد است. 4. بحث و نتیجه گیری با وجود چالش های مالی– اقتصادی در مسیر پیاده سازی تکافل در ایران، راهکارهایی وجود دارد که قابلیت اجرایی دارند. به طور کلی می توان از انتشار اوراق تضمین و بهره گیری از کمک های دولتی و خیریه ای برای رفع چالش های مربوط به سرمایه پشتیبان استفاده کرد. همچنین پرداخت خسارت ها در بازه زمانی طولانی تر و طراحی کارآمد محصولات و پرداخت خسارت از لایه های بالاتر موجب افزایش توانگری صندوق تکافل می شود. بهره گیری از سازوکار سهمیه بندی در حق بیمه ها و خسارت ها و اجرای تکافل بر بستر بلاک چین نیز می تواند در ایجاد شفافیت و کاهش تقلبات بیمه ای مؤثر باشد.
عمل گرایی در حسابرسی: تحلیلی عمیق بر تأثیر تفکر پراگماتیسم بر حرفه ای گرایی حسابرسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حرفه حسابرسی به دلیل ماهیت حساس و تأثیرگذار خود، همواره نیازمند حفظ و تقویت اعتبار و اعتماد عمومی است. این اعتبار تنها از طریق پایبندی فکری و عملی حسابرسان به اصول اخلاقی و حرفه ای قابل تحقق است. در این راستا، تفکر پراگماتیسمی به عنوان رویکردی عمل گرا و نتیجه محور، می تواند نقش مؤثری در ارتقای حرفه ای گرایی حسابرسان ایفا کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تفکر پراگماتیسمی بر حرفه ای گرایی حسابرسان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد جمع آوری شده اند. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات بخش خصوصی در سال 1403 است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۹۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که تفکر پراگماتیسمی تأثیر مثبت و معناداری بر حرفه ای گرایی حسابرسان دارد. همچنین، این پژوهش، با ارائه چارچوبی نوآورانه، نه تنها به غنای نظری این حوزه می افزاید، بلکه راهکارهای عملی برای نهادهای حرفه ای و سیاست گذاران فراهم می کند تا با به کارگیری اصول پراگماتیسمی، گامی بلند در جهت تحول حرفه حسابرسی بردارد.
تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضعف در کنترل های داخلی، با فراهم کردن زمینه ای برای کاهش شفافیت و تسهیل تخلفات مالی، موجب می شود مدیران در گزارش های توضیحی خود از زبانی مبهم و غیرعادی بهره گیرند تا نواقص سیستماتیک و اقدامات نادرست را پنهان کنند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت است. این پژوهش از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار می گیرد. از لحاظ روش شناخت، توصیفی-همبستگی و از نظر ماهیت، علّی-پس رویدادی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1398 تا 1402 است که در مجموع 640 مشاهده را شامل می شود. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون چندگانه با بهره گیری از داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که ضعف کنترل های داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران دارد. با این حال، سوء رفتار مالی شرکت نه تنها تأثیر مستقیمی بر لحن غیرعادی این گزارش ها ندارد، بلکه بر رابطه میان ضعف کنترل های داخلی و لحن گزارش های توضیحی نیز بی تأثیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که کیفیت کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در نحوه نگارش گزارش های مدیریتی دارد و کاهش آن ممکن است باعث گسترش فضای تفسیرپذیر در گزارشگری شود. بنابراین، طراحی و بهبود سازوکارهای کنترل داخلی، برای ارتقای شفافیت، پاسخگویی و افزایش اعتماد سرمایه گذاران، امری ضروری در تقویت کارایی بازار سرمایه است.
بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت: مطالعه موردی شرکت های تولیدی استان تهران
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت است. روش های سنتی پیش بینی مالی و بودجه ریزی غالباً با محدودیت هایی چون خطاهای انسانی، ناکارآمدی در مدیریت منابع، و ناتوانی در تحلیل داده های پیچیده مواجه هستند. در این پژوهش، نقش هوش مصنوعی از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و شبکه های عصبی به کمک نرم افزار متلب مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل شرکت های تولیدی استان تهران بوده و داده ها از طریق پرسشنامه های بسته، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، و تحلیل گزارش های مالی جمع آوری شدند. نتایج آماری نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی باعث کاهش خطاهای پیش بینی مالی شده و فرآیند بودجه ریزی را بهینه می کند. همچنین، فناوری های هوش مصنوعی توانسته اند شناسایی الگوهای مالی پیچیده، مدیریت بهتر ریسک ها، افزایش سرعت پردازش داده ها، و تحلیل دقیق تری از روندهای مالی شرکت ها فراهم کنند. یافته ها نشان دادند که دقت پیش بینی در شرکت های استفاده کننده از هوش مصنوعی تا 88 درصد افزایش یافته و عملکرد بودجه ریزی نیز با میانگین امتیاز 4.5 از 5 بهتر از شرکت های دیگر ارزیابی شده است. این پژوهش نتیجه گیری می کند که سرمایه گذاری در فناوری های هوش مصنوعی می تواند تحولی اساسی در مدیریت مالی و عملیاتی سازمان ها ایجاد کند. به ویژه در صنایع تولیدی، این فناوری علاوه بر افزایش دقت و بهره وری، به مدیران مالی امکان ارائه پیش بینی های مبتنی بر اطلاعات دقیق تر و تصمیم گیری با ریسک کمتر را می دهد. پیشنهاد می شود تحقیقات آینده به بررسی چالش ها و موانع اجرایی این فناوری در صنایع مختلف بپردازد.
حمایت از مالکیت معنوی و نوآوری شرکتها : تحلیل نقش میانجی مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
123 - 170
حوزههای تخصصی:
امروزه دانش، نوآوری و تکنولوژی نقش غیرقابل انکاری در فرایند رشد و توسعه اقتصادی دارند و امنیت حقوق مالکیت معنوی از مهم ترین و چالش برانگیزترین عوامل مؤثر بر نوآوری است. بر همین اساس، در این پژوهش تأثیر حمایت از مالکیت معنوی بر نوآوری با توجه به نقش میانجی مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی در ۱۱۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۷–1401 با روش تحلیلی- همبستگی موردبررسی قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها مبتنی بر الگوی رگرسیونی نشان می دهد که حمایت از مالکیت معنوی سبب توسعه نوآوری در شرکت ها می شود و مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی نقش میانجی دراین ارتباط دارند. نتیجه گیری می شود که با افزایش حمایت از مالکیت معنوی از نوآوران در برابر تقلید و سرقت ایده و اختراع، شرکت ها برای سرمایه گذاری در فعالیت های نوآورانه بیشتر ترغیب شده و با دریافت حقوق انحصاری، سود و بازده سرمایه گذاری بیشتری کسب می نمایند. همچنین، تأیید اثر میانجی گری مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت مالی نشان داد که با افزایش حمایت از مالکیت معنوی و ایجاد بازخورد مثبت برای سرمایه گذاران، محدودیت های مالی کاهش یافته و این خود باعث اختصاص بودجه بیشتری به فعالیت های نوآورانه می شود. نتایج این مطالعه می تواند به سیاست گذاران، تدوین کنندگان استانداردها و قانون گذاران کمک نماید تا با شناخت بیشتر از ابعاد و پیامدهای مثبت و منفی حمایت از مالکیت معنوی، نسبت به تقویت کارکردهای ملی آن اقدام نمایند و بر اساس آن، سیاست های تشویقی لازم برای ترغیب شرکت های حاضر در بازار سرمایه اتخاذ نموده و بدین ترتیب، فعالیت های نوآوری در شرکت ها را ترویج دهند .
بررسی رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
107 - 126
حوزههای تخصصی:
در اقتصادهای مدرن، مالیات مهم ترین منبع درآمد دولت است. از طرفی با توجه به اینکه مالیات کاهنده ثروت و ارزش شرکت ها محسوب می شود، شرکت ها همواره در پی یافتن خلأهای قانونی هستند تا از پرداخت مالیات سر باز زنند. به تازگی برخی از پژوهشگران احتمال رابطه عملکرد شرکت های همتا و فعال در یک منطقه جغرافیایی با اجتناب مالیاتی شرکت را بررسی و معتقدند شرکت ها غالباً از رفتارهای مالیاتی سایر شرکت های همان صنعت و یا منطقه الگو می گیرند. با توجه به مطالب فوق، این پژوهش رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان را مورد بررسی قرار داده است. پژوهش حاضر، از نوع توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت توصیفی- همبستگی است. روش این پژوهش از نظر فرایند اجرا؛ کمی و از بعد زمانی پس رویدادی است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیونی چندگانه و به کمک نرم افزار ایویوز انجام شد. در این پژوهش برای بررسی فرضیه اول 31 شرکت پتروشیمی فعال در صنعت شیمیایی بورس اوراق بهادار و برای بررسی فرضیه دوم از 9 شرکت پتروشیمی فعال در منطقه آزاد اقتصادی اروند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است و دوره زمانی این پژوهش نیز در طی سال های 1390 تا 1400 است. نتیجه حاصل از فرضیه اول نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در یک منطقه جغرافیایی همسان رابطه مثبت و معنادار دارد.