فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
19-31
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to investigate the relationship between economic policy uncertainty and corporate social responsibility (CSR) practices, considering the moderating role of government ownership among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). Methodology/Design/Approach: The research is applied in nature, covering the period 2017–2022. A sample of 100 companies was selected using the targeted elimination method. The hypotheses were tested using multiple regression analysis to examine the impact of both direct and indirect indicators of economic uncertainty on CSR activities. Findings: The results reveal that the inflation rate (a direct indicator of economic uncertainty) has a positive and significant relationship with CSR participation, while GDP (an indirect indicator) shows a negative and significant relationship. These findings suggest that as economic uncertainty increases, firms tend to engage more in CSR activities. However, in government-owned companies, greater economic uncertainty leads to reduced CSR participation. Innovation: This study contributes to the literature by highlighting how economic uncertainty shapes CSR practices and demonstrating the contrasting effects in private versus government-owned firms. The findings offer practical implications for policymakers and corporate managers seeking to balance economic conditions with social responsibility commitments.
تحلیل موانع شفافیت مالی در نظام زمامداری امور کشور: کاربرد مدل درخت مسأله/راه حل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
239 - 264
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل موانع شفافیت مالی در نظام زمامداری ایران و ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای آن و با رویکرد کیفی با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با خبرگان، تحلیل اسناد و برگزاری جلسات گروه کانونی گردآوری شده و با استفاده از مدل درخت مسأله/راه حل مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که موانع شفافیت مالی در سه سطح قابل دسته بندی هستند: موانع مستقیم (مانند ضعف سیستم های اطلاعاتی و نبود استانداردهای یکپارچه)، موانع میانی (مانند تعارض منافع و ضعف نظارت) و موانع ریشه ای (مانند فرهنگ محرمانگی و ضعف قوانین). پیامدهای این موانع شامل کاهش اعتماد عمومی، گسترش فساد، ناکارآمدی در تخصیص منابع و افزایش هزینه های عمومی است. دستیابی به شفافیت مالی نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است که همزمان به ابعاد فنی، سازمانی، قانونی و فرهنگی توجه کند. برنامه پیشنهادی پنج ساله ارائه شده با سه مرحله آماده سازی، استقرار و تثبیت می تواند مسیر حرکت به سمت شفافیت مالی را هموار سازد. یافته های این پژوهش می تواند به خط مشی گذاران و مدیران ارشد در طراحی و اجرای برنامه های ارتقای شفافیت مالی کمک کند.
طراحی الگوی عوامل کلیدی موفقیت شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر (س.خ.)، موفقیت سرمایه گذاری و رسیدن به سودآوری باتوجه به مشکلات و نرخ شکست بالای سرمایه گذاری های انجام شده در شرکت های نوپا است. هدف از این پژوهش ارائه چارچوبی از عوامل کلیدی موفقیت (KSFs) شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در زیست بوم نوآوری ایران و ارائه روشی جامع برای احصا این عوامل بوده است. برای این منظور مطابق با روش فراترکیب در تکمیل پژوهش رشیدی و همکاران (۱۴۰۲) پس از جست وجو و پالایش منابع انگلیسی و فارسی در کنار ۱۲ مصاحبه انجام شده از خبرگان سرمایه گذاری خطرپذیر، ازطریق روش تحلیل مضمون و دسته بندی مجدد کدهای اولیه درمجموع 139 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان دهنده و 11 مضمون فراگیر در 3 مضمون کلان احصا شد. سپس با ارائه پرسش نامه به خبرگان و استفاده از دیمتل، الگوی روابط معنادار بین مضامین سازمان دهنده شناسایی شد. درنهایت با استفاده از روش تاپسیس عوامل منتخب خبرگان از مضامین پایه اولویت بندی شد و پنج عامل سرمایه گذاری بر روی بنیان گذاران پرانگیزه و توانمند، شبکه ارتباطی درون و بیرون از صنعت سرمایه گذاری شده، وجود اعتماد و صداقت بین بنیان گذاران و شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر، ورود به بازارهای بزرگ و رشدپذیر و مهارت های نرم مدیران شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر به عنوان عوامل کلیدی موفقیت شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران معرفی شد.
بررسی تأثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر چسبندگی موجودی کالا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
77 - 101
حوزههای تخصصی:
هدف:: پژوهش های پیشین عمدتاً بر پیامدهای چسبندگی موجودی کالا تمرکز کردند و مطالعات محدودی به بررسی عوامل موثر بر چسبندگی موجودی کالا پرداخته است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر ویژگی های کمیته حسابرسی با معیارهایی مانند (اندازه کمیته حسابرسی، استقلال کمیته حسابرسی، و تخصص مالی کمیته حسابرسی) بر چسبندگی موجودی کالا صورت گرفته است. روش شناسی: در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات مرتبط با مبانی نظری از روش کتابخانه ای استفاده شد، همچنین داده های پژوهش برای آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از اطلاعات 150 شرکت تولیدی از شرکت های بازار سهام در دوره زمانی 9 ساله (یعنی از سال مالی 1394 تا 1402) صورت گرفته است. از سوی دیگر برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داده است که در بازار سهام ایران استقلال کمیته حسابرسی و تخصص مالی کمیته حسابرسی بر چسبندگی موجودی کالای شرکت ها تأثیر منفی معناداری دارند و اندازه کمیته حسابرسی تأثیر معناداری بر چسبندگی موجودی کالای شرکت ها ندارد. دانش افزایی: بر اساس نتایج پژوهش زمانی که اعضای کمیته حسابرسی مستقل باشند، آن ها تمایل بیشتری برای نظارت بر تصمیم های مدیران دارند و با همراستا کردن منافع مدیران با سرمایه گذاران، منجر به بهبود مدیریت موجودی کالا می شوند و در نتیجه چسبندگی موجودی کالا کاهش پیدا می کند. از سوی دیگر وجود افراد دارای تخصص مالی در کمیته حسابرسی منجر به نظارت تخصصی کمیته حسابرسی بر تصمیم های خرید مواد اولیه و مدیریت موجودی کالا می شود و مدیران کمتر به سمت رفتار فرصت طلبانه رفته و سوء استفاده از موجودی ها رفته و در نتیجه چسبندگی موجودی کالا کاهش پیدا می کند.
تاثیر انقلاب صنعتی 4.0 و قصد استفاده از هوش مصنوعی بر وظایف حسابداری: مطالعه موردی شرکت افق کوروش
حوزههای تخصصی:
ظهور انقلاب صنعتی چهارم با فناوری هایی مانند هوش مصنوعی تحولات چشمگیری در صنایع مختلف، از جمله حسابداری، ایجاد کرده است. این فناوری ها با اتوماسیون فرآیندها و بهبود بهره وری و اثربخشی، نقش کلیدی در کسب وکارهای سنتی ایفا می کنند. با این حال، آمادگی سازمان ها و افراد برای پذیرش این نوآوری ها، عاملی تعیین کننده در موفقیت آن هاست. این مقاله به بررسی نقش آمادگی برای صنعت 4.0 و مدل پذیرش فناوری در وظایف حسابداری می پردازد. پژوهش حاضر به روش مطالعه موردی روی کارشناسان حسابداری و مالی شرکت افق کوروش انجام شده و از نرم افزار SMART PLS برای تحلیل داده ها استفاده کرده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی و صنعت 4.0 می توانند عملیات حسابداری را بهبود بخشند، هرچند طبق نظرسنجی گارتنر (2023)، 73 درصد از حسابداران هنوز از هوش مصنوعی استفاده نمی کنند که نشان دهنده فرصت های این حوزه است. این پژوهش به درک تأثیر پذیرش هوش مصنوعی در حسابداری ایران کمک می کند و بینشی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران فراهم می آورد تا استراتژی های مناسبی برای ادغام این فناوری طراحی کنند. همچنین، یافته ها می توانند به کسب وکارها در بهینه سازی عملیات حسابداری و به سیاست گذاران در تدوین چارچوب های حمایتی کمک نمایند. این مطالعه شواهدی از مزایای هوش مصنوعی در حسابداری در ایران ارائه می دهد و دانش موجود در این حوزه را گسترش می دهد.
بررسی تاثیر هویت فرهنگی و شخصیت بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی برای کیفیت حسابرسی با تمرکز بر مدل برنامه ریزی شده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به تغییرات چشمگیر در حوزه حسابرسی، رفتار استفاده از هوش مصنوعی برای کیفیت حسابرسی با تأکید بر هویت فرهنگی و شخصیت حسابرسان، هدف این پژوهش است.
ریسک سیستمی بخش غیرمالی و کاربرد آن در مدیریت ریسک پرتفو: رویکرد ریزش مورد انتظار نهایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
877 - 904
حوزههای تخصصی:
هدف: ریسک سیستمی با سرایت بین بخش های مختلف بازار، باعث ایجاد بحران و بی ثباتی مالی در اقتصاد می شود؛ از این رو شناخت، اندازه گیری، کنترل و مقابله با ریسک سیستمی ضرورت دارد. از آنجا که نهادهای مالی با تمامی نهادها ارتباط وسیعی دارند و می توانند ریسک را انتقال و گسترش دهند، عمده پژوهش های انجام شده در حوزه ریسک سیستمی، به بخش مالی اختصاص پیدا کرده است و ریسک سیستمی بخش غیرمالی کمتر در کانون توجه بوده است. از سوی دیگر نهادهای غیرمالی نیز با یکدیگر و با بخش مالی ارتباطات وسیعی دارند، در نتیجه اهمیت سیستمی برای بخش غیرمالی نیز به صورت بالقوه موضوعیت دارد. با توجه به اهمیتی که ریسک سیستمی در ثبات و پایداری اقتصاد دارد و نظر به جایگاه نهادها و صنایع غیرمالی در اقتصاد جامعه، بایستی اهمیت سیستمی نهادها و صنایع غیرمالی ارزیابی و تبیین شود. همچنین شناخت محرک های ریسک سیستمی در شرکت های غیرمالی به شناخت بهتر شرکت های غیرمالی مهم سیستمی، اخذ تصمیمات اقتصادی و تدوین قوانین مناسب متعاقب کمک می کند. از طرفی، در تصمیمات مدیریت ریسک پرتفو، اغلب از معیارهای ریسک انفرادی نهادها استفاده شده و سرایت ریسک بین نهادها در نظر گرفته نشده است؛ بنابراین مقتضی است که برای مدیریت بهتر ریسک پرتفو، ریسک سیستمی نیز در تصمیم ها لحاظ شود. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر، بررسی جامع ریسک سیستمی بخش غیرمالی از چهار منظر متفاوت است؛ بدین منظور اهمیت سیستمی شرکت های غیرمالی بررسی شد و شرکت ها از نظر ریسک سیستمی رتبه بندی شدند؛ همچنین اهمیت سیستمی صنایع مختلف بازار سرمایه ایران نیز بررسی و رتبه تمامی صنایع از نظر ریسک سیستمی مشخص شد. به علاوه، ویژگی های خاص شرکتی مرتبط با ریسک سیستمی شرکت های غیرمالی شناسایی و در پایان کاربست ریسک سیستمی توسط سبدگردانان، سرمایه گذاران و سیاست گذاران در مدیریت ریسک پرتفو تبیین شد. روش: ریسک سیستمی در پژوهش حاضر، توسط معیار ریزش مورد انتظار نهایی (MES) اندازه گیری شد و تحلیل ها در سطح شرکت، صنعت و پرتفوهای تصادفی صورت پذیرفت؛ بدین منظور ۲۸۴ شرکت مالی و غیرمالی، به علاوه صنعت مالی و صنایع غیرمالی و ۳ گروه پرتفو جداگانه که هر گروه پرتفو، مشتمل بر ۱۰۰ پرتفو تصادفی است، در دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۱ بررسی شدند. اهمیت سیستمی شرکت ها و صنایع غیرمالی، به ترتیب از طریق مقایسه میانه معیار MES بین شرکت های غیرمالی و شرکت های مالی و همچنین، صنایع غیرمالی و صنعت مالی مشخص شد. با انجام رتبه بندی، بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین شرکت ها و صنایع از نظر سیستمی تعیین شدند. به علاوه، به منظور شناخت ویژگی های خاص شرکتی مرتبط با MES در شرکت های غیرمالی در سطح مقطعی و در طول زمان، از روش رگرسیونی جدید اثرهای تصادفی درونی بینابینی استفاده شد که اثر هر ویژگی خاص شرکتی را به طور هم زمان، در دو بُعد مقطع و زمان بر ریسک سیستمی ارزیابی می کند و در پایان، به منظور ارزیابی تأثیر اهمیت سیستمی شرکت ها و وزن تخصیص یافته به شرکت های مهم سیستمی بر ریسک پرتفو، میانه معیارهای ریسک نامطلوب بین گروه های مختلف پرتفویی مقایسه شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که شرکت های غیرمالی و صنایع غیرمالی دارای اهمیت سیستمی هستند؛ همچنین نتایج تحلیلی جداگانه روی شرکت های بزرگ بازار سرمایه، حاکی از آن است که اهمیت سیستمی شرکت های غیرمالی بزرگ با اهمیت سیستمی شرکت های مالی بزرگ، تقریباً برابری می کند. به علاوه در دوره زمانی پژوهش شرکت های فولاد مبارکه اصفهان و معدنی دماوند، به ترتیب بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین شرکت از نظر سیستمی بوده اند و صنعت لاستیک و پلاستیک و صنعت دارو نیز، به ترتیب بااهمیت ترین و کم اهمیت ترین صنعت از نظر سیستمی بوده اند. از طرفی، ویژگی های خاص شرکتی بتا، ارزش در معرض خطر، حساب های دریافتنی، اندازه، نگهداشت نقدینگی، تقسیم سود نقدی، دارایی های ثابت مشهود و وابستگی مالی خارجی، به صورت مستقیم و معناداری با MES مرتبط هستند. همچنین، نتایج نشان می دهد که اهمیت سیستمی شرکت ها و میزان سرمایه گذاری در شرکت های مهم سیستمی، بر ریسک نامطلوب پرتفوهای سرمایه گذاری تأثیرگذار است. نتیجه گیری: به منظور حفظ ثبات اقتصادی، بایستی ریسک سیستمی بخش غیرمالی همچون بخش مالی مدنظر قرار گیرد. به طور مثال با شناخت محرک های ریسک سیستمی در شرکت های غیرمالی، می توان به کنترل ریسک سیستمی کمک کرد. سرمایه گذاران، متولیان و قانون گذاران صندوق های سرمایه گذاری با لحاظ کردن ریسک سیستمی تمامی شرکت ها در تصمیم های خود، باعث مدیریت بهتر ریسک پرتفو می شوند.
ارائه راهکارهای چالش های مالی- اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
77 - 138
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف تکافل در سال های اخیر در کشورهای اسلامی رشد چشمگیری داشته است. در ایران نیز گام هایی در جهت اجرای آن برداشته شده، اما پیاده سازی تکافل با چالش هایی روبه رو است. با این حال، تکافل از فواید متعددی برخوردار است. هدف این پژوهش، ارائه راهکارهایی برای حل چالش های مالی– اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران است. 2. مواد و روش ها برای شناسایی چالش ها، ابتدا از روش پرسشنامه باز اکتشافی و تحلیل مضمون استفاده شد. بدین منظور، پرسشنامه های باز میان خبرگان توزیع شد و نظرات آنان درباره چالش های مالی– اقتصادی پیاده سازی تکافل در ایران جمع آوری شد. سپس پاسخ های خبرگان تحلیل مضمون و کدگذاری گردید. در ادامه، با بهره گیری از روش دلفی، چالش های استخراج شده بررسی، طبقه بندی و اعتبارسنجی شد و مهم ترین چالش ها مورد شناسایی قرار گرفت. برای ارائه راهکارهای سیاستی، ابتدا از مصاحبه عمیق و تحلیل تم استفاده شد. در مرحله نهایی، برای ارزیابی راهکارهای ارائه شده، ابتدا از روش دلفی و سپس از گروه کانونی بهره گرفته شد تا راهکارها اعتبارسنجی شده و راهکار نهایی برای رفع چالش ها به دست آید. 3. یافته های تحقیق بر اساس یافته های پژوهش، مهم ترین راهکار از دیدگاه خبرگان در روش دلفی، استفاده از متکافلان و مشارکت کنندگان کم ریسک و حذف متکافلان پرریسک از طریق طبقه بندی ریسک افراد است. 4. بحث و نتیجه گیری با وجود چالش های مالی– اقتصادی در مسیر پیاده سازی تکافل در ایران، راهکارهایی وجود دارد که قابلیت اجرایی دارند. به طور کلی می توان از انتشار اوراق تضمین و بهره گیری از کمک های دولتی و خیریه ای برای رفع چالش های مربوط به سرمایه پشتیبان استفاده کرد. همچنین پرداخت خسارت ها در بازه زمانی طولانی تر و طراحی کارآمد محصولات و پرداخت خسارت از لایه های بالاتر موجب افزایش توانگری صندوق تکافل می شود. بهره گیری از سازوکار سهمیه بندی در حق بیمه ها و خسارت ها و اجرای تکافل بر بستر بلاک چین نیز می تواند در ایجاد شفافیت و کاهش تقلبات بیمه ای مؤثر باشد.
تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضعف در کنترل های داخلی، با فراهم کردن زمینه ای برای کاهش شفافیت و تسهیل تخلفات مالی، موجب می شود مدیران در گزارش های توضیحی خود از زبانی مبهم و غیرعادی بهره گیرند تا نواقص سیستماتیک و اقدامات نادرست را پنهان کنند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت است. این پژوهش از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار می گیرد. از لحاظ روش شناخت، توصیفی-همبستگی و از نظر ماهیت، علّی-پس رویدادی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1398 تا 1402 است که در مجموع 640 مشاهده را شامل می شود. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون چندگانه با بهره گیری از داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که ضعف کنترل های داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران دارد. با این حال، سوء رفتار مالی شرکت نه تنها تأثیر مستقیمی بر لحن غیرعادی این گزارش ها ندارد، بلکه بر رابطه میان ضعف کنترل های داخلی و لحن گزارش های توضیحی نیز بی تأثیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که کیفیت کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در نحوه نگارش گزارش های مدیریتی دارد و کاهش آن ممکن است باعث گسترش فضای تفسیرپذیر در گزارشگری شود. بنابراین، طراحی و بهبود سازوکارهای کنترل داخلی، برای ارتقای شفافیت، پاسخگویی و افزایش اعتماد سرمایه گذاران، امری ضروری در تقویت کارایی بازار سرمایه است.
بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت: مطالعه موردی شرکت های تولیدی استان تهران
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از هوش مصنوعی بر بهینه سازی بودجه ریزی و دقت پیش بینی مالی در حسابداری مدیریت است. روش های سنتی پیش بینی مالی و بودجه ریزی غالباً با محدودیت هایی چون خطاهای انسانی، ناکارآمدی در مدیریت منابع، و ناتوانی در تحلیل داده های پیچیده مواجه هستند. در این پژوهش، نقش هوش مصنوعی از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین و شبکه های عصبی به کمک نرم افزار متلب مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل شرکت های تولیدی استان تهران بوده و داده ها از طریق پرسشنامه های بسته، مصاحبه های نیمه ساختاریافته، و تحلیل گزارش های مالی جمع آوری شدند. نتایج آماری نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی باعث کاهش خطاهای پیش بینی مالی شده و فرآیند بودجه ریزی را بهینه می کند. همچنین، فناوری های هوش مصنوعی توانسته اند شناسایی الگوهای مالی پیچیده، مدیریت بهتر ریسک ها، افزایش سرعت پردازش داده ها، و تحلیل دقیق تری از روندهای مالی شرکت ها فراهم کنند. یافته ها نشان دادند که دقت پیش بینی در شرکت های استفاده کننده از هوش مصنوعی تا 88 درصد افزایش یافته و عملکرد بودجه ریزی نیز با میانگین امتیاز 4.5 از 5 بهتر از شرکت های دیگر ارزیابی شده است. این پژوهش نتیجه گیری می کند که سرمایه گذاری در فناوری های هوش مصنوعی می تواند تحولی اساسی در مدیریت مالی و عملیاتی سازمان ها ایجاد کند. به ویژه در صنایع تولیدی، این فناوری علاوه بر افزایش دقت و بهره وری، به مدیران مالی امکان ارائه پیش بینی های مبتنی بر اطلاعات دقیق تر و تصمیم گیری با ریسک کمتر را می دهد. پیشنهاد می شود تحقیقات آینده به بررسی چالش ها و موانع اجرایی این فناوری در صنایع مختلف بپردازد.
حمایت از مالکیت معنوی و نوآوری شرکتها : تحلیل نقش میانجی مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
123 - 170
حوزههای تخصصی:
امروزه دانش، نوآوری و تکنولوژی نقش غیرقابل انکاری در فرایند رشد و توسعه اقتصادی دارند و امنیت حقوق مالکیت معنوی از مهم ترین و چالش برانگیزترین عوامل مؤثر بر نوآوری است. بر همین اساس، در این پژوهش تأثیر حمایت از مالکیت معنوی بر نوآوری با توجه به نقش میانجی مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی در ۱۱۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۹۷–1401 با روش تحلیلی- همبستگی موردبررسی قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها مبتنی بر الگوی رگرسیونی نشان می دهد که حمایت از مالکیت معنوی سبب توسعه نوآوری در شرکت ها می شود و مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت های مالی نقش میانجی دراین ارتباط دارند. نتیجه گیری می شود که با افزایش حمایت از مالکیت معنوی از نوآوران در برابر تقلید و سرقت ایده و اختراع، شرکت ها برای سرمایه گذاری در فعالیت های نوآورانه بیشتر ترغیب شده و با دریافت حقوق انحصاری، سود و بازده سرمایه گذاری بیشتری کسب می نمایند. همچنین، تأیید اثر میانجی گری مخارج تحقیق و توسعه و محدودیت مالی نشان داد که با افزایش حمایت از مالکیت معنوی و ایجاد بازخورد مثبت برای سرمایه گذاران، محدودیت های مالی کاهش یافته و این خود باعث اختصاص بودجه بیشتری به فعالیت های نوآورانه می شود. نتایج این مطالعه می تواند به سیاست گذاران، تدوین کنندگان استانداردها و قانون گذاران کمک نماید تا با شناخت بیشتر از ابعاد و پیامدهای مثبت و منفی حمایت از مالکیت معنوی، نسبت به تقویت کارکردهای ملی آن اقدام نمایند و بر اساس آن، سیاست های تشویقی لازم برای ترغیب شرکت های حاضر در بازار سرمایه اتخاذ نموده و بدین ترتیب، فعالیت های نوآوری در شرکت ها را ترویج دهند .
بررسی رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
107 - 126
حوزههای تخصصی:
در اقتصادهای مدرن، مالیات مهم ترین منبع درآمد دولت است. از طرفی با توجه به اینکه مالیات کاهنده ثروت و ارزش شرکت ها محسوب می شود، شرکت ها همواره در پی یافتن خلأهای قانونی هستند تا از پرداخت مالیات سر باز زنند. به تازگی برخی از پژوهشگران احتمال رابطه عملکرد شرکت های همتا و فعال در یک منطقه جغرافیایی با اجتناب مالیاتی شرکت را بررسی و معتقدند شرکت ها غالباً از رفتارهای مالیاتی سایر شرکت های همان صنعت و یا منطقه الگو می گیرند. با توجه به مطالب فوق، این پژوهش رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان را مورد بررسی قرار داده است. پژوهش حاضر، از نوع توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت توصیفی- همبستگی است. روش این پژوهش از نظر فرایند اجرا؛ کمی و از بعد زمانی پس رویدادی است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیونی چندگانه و به کمک نرم افزار ایویوز انجام شد. در این پژوهش برای بررسی فرضیه اول 31 شرکت پتروشیمی فعال در صنعت شیمیایی بورس اوراق بهادار و برای بررسی فرضیه دوم از 9 شرکت پتروشیمی فعال در منطقه آزاد اقتصادی اروند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است و دوره زمانی این پژوهش نیز در طی سال های 1390 تا 1400 است. نتیجه حاصل از فرضیه اول نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در یک منطقه جغرافیایی همسان رابطه مثبت و معنادار دارد.
کاربرد یادگیری مشارکتی در آموزش حسابداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: یادگیری مشارکتی رویکردی نوین در تدریس است که مهارت های حل مسئله و تفکر انتقادی را از طریق فعالیت های گروهی تقویت می نماید. در پژوهش حاضر سعی بر این است تا ضمن معرفی یادگیری مشارکتی و تکنیک های آن به عنوان رویکردی جدید در تدریس دروس حسابداری و بیان تأثیرات آن، با استفاده از مثال هایی کاربردی این رویکرد در تدریس دروس حسابداری تشریح گردد. روش: در این پژوهش روش کار مرور چندین مقاله از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است و از رویکرد توصیفی تحلیلی برای توصیف و ارزیابی محتوای مقالات استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که رویکرد مبتنی بر یادگیری مشارکتی در آموزش دروس حسابداری منجر به افزایش خلاقیت و پیشرفت تحصیلی فراگیران می گردد. چنانچه هدف نظام آموزشی در رشته حسابداری رشد و پرورش خلاقیت و یادگیری پایدار و مادام العمر در فراگیران باشد از رویکرد یادگیری مشارکتی به عنوان یکی از روش های نوین آموزش باید استفاده گردد. نتیجه گیری: گنجاندن این رویکرد در کلاس های دروس حسابداری می تواند تجربه رضایت بخشی را برای فراگیران از یادگیری در یک زمینه اجتماعی فراهم کند. این پژوهش از منظر معرفی نحوه به کارگیری روش های نوینی همانند یادگیری مشارکتی در تدریس دروس حسابداری دارای نوآوری است و می تواند رهنمودی برای علاقه مندان فراهم سازد.
تدوین معیارهای ارزش گذاری دارایی های دیجیتال و ارزیابیِ محورهای شناسایی شده براساس ماتریس های متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۷
135 - 178
حوزههای تخصصی:
اکوسیستم پیچیده ای از دارایی های سوداگرانه با بازده بالا و غیرقابل شناسایی همچون رمز ارزها و سایر دارایی ها با ویژگی های مشابه، در بستر شبکه ای از تبادلات تجاری مجازی در یک دهه اخیر شکل گرفته است که نیازمندِ توجه جدی مبنی بر ارتقاء سطح نظارت های نهادی در بُعد کلان و پیاده سازی رویه های حسابداری جهت افشای جزئیات آن، در بُعد خرد در هر نظام اقتصادی می باشد. هدف این مطالعه تدوین معیارهای ارزش گذاری دارایی های دیجیتال و ارزیابیِ محورهای شناسایی شده بر اساس ماتریس های متقابل بر اساس ماتریس های متقابل می باشد. روش شناسی این مطالعه در دسته پژوهش های اکتشافی و توسعه ای قرار می گیرد که با ترکیب فرآیند جمع آوری داده ها در بخش کیفی و کمّی، اول به دنبال ارائه یک چارچوب نظری بر اساس رویکرد گلیزر (1992) در فرآیند نظریه داده بنیاد می باشد و دوم به منظور تعیینِ مؤثرترین مؤلفه محوری پیاده سازی حسابداری دارایی های دیجیتال نیز از فرآیند رتبه بندی تفسیری بهره برده می شود. ابزار مورداستفاده در بخش کیفی مصاحبه با خبرگانی می باشد که از طریق نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب می شوند و ابزار بخش کمّی مطالعه نیز، چک لیست های مقایسه زوجی سطری « » و ستونی « » می باشد. نتایج بخش کیفی مطالعه طی 12 مصاحبه انجام شده، حکایت از شناسایی 4 مقوله، 5 مؤلفه و 25 مضمون مفهومی دارد که با تأیید پایایی محورهای اصلی مطالعه از طریق تحلیل دلفی فازی، چارچوب نظری پدیده موردبررسی ارائه شد. نتایج بخش کمّی مطالعه نیز نشان داد، مؤلفه محوریِ رعایت کنترل های داخلی دارایی های دیجیتال « » به دلیل مجموع امتیازهای ماتریسی، مهم ترین سازوکار پیاده سازی حسابداری دارایی های دیجیتال در بستر شرکت های بازار سرمایه می باشد که می تواند ظرفیت های اطلاعاتیِ استفاده کنندگان را تقویت نماید. نتیجه کسب شده بیان می کند پایبندی به رعایت ارزش منصفانه از طریق کنترل داخلی در رویه های حسابداری دارایی های دیجیتال، با جلوگیری از جریان سود یا زیانِ ناشی از نوسانات ارزش منصفانه در صورت سود و زیان، دقت اعداد این دارایی ها را از منظر افشای بهبود می بخشد و درعین حال ارتباط مقادیر حاصل با سایر جنبه های سود عملیاتی را ممکن می سازد و به ایجاد توازن بهتر صورت های مالی کمک می کند.
تحلیل نظام مند نظریات خلق پول در بانکداری متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
875 - 908
حوزههای تخصصی:
۱. مقدمه و هدف درک فرایند خلق پول در نظام بانکی از منظر سیاست گذاری پولی و احکام فقهی اهمیتی بنیادین دارد. آگاهی از نظریه های خلق پول، به شناخت دقیق تر نظام بانکداری متعارف و استخراج استنباط های فقهی و حقوقی مرتبط با آن کمک می کند. پس از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۹ میلادی، ضرورت بازنگری در نظریه های مرسوم و تحلیل انطباق آن ها با واقعیت های عملی بانکداری بیش از پیش احساس شد. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل میزان پذیرش نظریه های خلق پول در مطالعات علمی منتشرشده پس از بحران مالی جهانی و شناسایی نظریه ای است که با واقعیت های بانکداری مدرن سازگاری بیشتری دارد. ۲. مواد و روش ها پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شده است. در این چارچوب، ۱۷۸ مقاله منتشرشده در فاصله ی سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ از پایگاه های داده علمی بین المللی مورد بررسی قرار گرفت. مقالات منتخب شامل پژوهش های نظری و تجربی در حوزه بانکداری و خلق پول بودند و بر اساس میزان انطباق با پرسش پژوهش، تحلیل و دسته بندی شدند. ۳. یافته های تحقیق نتایج تحلیل نشان داد که اگرچه نظریه های واسطه گری مالی و ذخیره جزئی همچنان در برخی متون و محافل علمی مورد اشاره اند، اما پذیرش آن ها پس از سال ۲۰۰۹ میلادی به طور چشم گیری کاهش یافته است. کمتر از ده درصد از مقالات بررسی شده این دو نظریه را پذیرفته اند؛ در حالی که بیش از نود درصد از مطالعات، نظریه خالق اعتبار را به عنوان تبیینی دقیق تر از واقعیت فرایندهای بانکی معرفی کرده اند. ۴. بحث و نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد که نظریه خالق اعتبار به دلیل انطباق بیشتر با شواهد تجربی و واقعیت های نظام بانکی، از سوی اکثر پژوهشگران مورد تأیید قرار گرفته است. این امر بیانگر آن است که در بانکداری مدرن، بانک ها نقش فعالی در خلق پول دارند و صرفاً واسطه نیستند. نتایج این مطالعه بر لزوم بازنگری در سیاست گذاری های پولی و احکام فقهی مرتبط با خلق پول تأکید دارد و می تواند به اصلاح مبانی نظری و تقویت چارچوب های تحلیلی در حوزه بانکداری اسلامی منجر شود.
بررسی رابطه هوش معنوی مدیران مالی و غیر مالی شهرداری ها در تامین مالی شهرداری ها (مطالعه موردی: شهرداری های استان بوشهر)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رابطه هوش معنوی مدیران مالی و غیر مالی شهرداری ها در تامین مالی شهرداری
ها(مطالعه موردی: شهرداری های استان بوشهر) از نظر هدف تحقیقی توصیفی با نتایج کاربردی و روش کمی است.
جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مدیران مالی و غیرمالی شهرداری استان بوشهر در سال 1399 به تعداد 80 نفر
(40 نفر مدیر مالی و 40 نفر مدیر غیرمالی) بود. با توجه به محدود بودن تعداد جامعه، نمونه را به شیوه سرشماری
انتخاب کردیم. شامل (40 نفر مدیر مالی و 40 نفر مدیر غیرمالی) به تعداد 80 نفر بود. جهت جمع آوری اطلاعات
از پرسشنامه هوش معنوی کینگ و روش های تامین مالی بهروزی، استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که تفکر
وجودی انتقادی، تولید معنای شخصی مدیران، آگاهی متعالی، مدیران مالی و غیر مالی رابطه معناداری با شیوه های
تامین منابع مالی در شهرداری بوشهر دارد. اما مولفه بسط حالت هشیاری مدیران مالی و غیر مالی حقیقت رابطه
معناداری با شیوه های تامین منابع مالی در شهرداری بوشهر ندارد.
بررسی تأثیر هوش هیجانی بر ریسک پذیری سرما یه گذاران با نقش میانجی خُلق وخوی سرمایه گذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
931 - 959
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه سرمایه گذاران در بازارهای مالی با مجموعه متنوع و گسترده ای از ابزارهای مالی روبه رو هستند که هر یک، ویژگی ها و مزیت های خاص خود را دارد. این ابزارها به سرمایه گذاران این امکان را می دهند تا بر اساس اهداف مالی، سطح تحمل ریسک و بازدهی مورد انتظارشان، مناسب ترین گزینه ها را انتخاب کنند. در این میان، نقش شخصیت و ویژگی های روان شناختی افراد، به ویژه هوش هیجانی، در انتخاب ها و تصمیم گیری های مالی بسیار پُررنگ است. توانایی مدیریت احساسات و رفتارهای هیجانی، می تواند روی میزان ریسک پذیری و انتخاب ابزارهای مالی مناسب تأثیر شایان توجهی داشته باشد. علاوه براین، خُلق وخوی سرمایه گذاران هنگام مواجهه با فرصت ها و چالش های مالی، در میزان ریسک پذیری سرمایه گذاران عاملی تعیین کننده است. به این سبب، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش هیجانی بر ریسک پذیری سرمایه گذاران با نقش میانجی خُلق وخوی سرمایه گذاران می پردازد.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع هم بستگی است. در این پژوهش، از پرسش نامه برای جمع آوری داده ها بهره گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش، سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران است که از میان آن ها، ۳۸۲ سرمایه گذار به طور داوطلبانه و با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب و آزمون شدند. در این پژوهش از پرسش نامه هوش هیجانی سالووی و مایر (۱۹۹۰) با ۳۳ گویه، پرسش نامه پاناس (۱۹۸۸) برای خُلق وخوی سرمایه گذاران با ۲۰ گویه و پرسش نامه ریسک پذیری سرمایه گذاران گربل (۲۰۰۰) با ۱۸ گویه برای سنجش متغیرها استفاده شده است. در راستای تأیید اعتبار پرسش نامه ها، علاوه بر روایی صوری و محتوایی، روایی سازه نیز ارزیابی شد. برای بررسی پایایی متغیرهای پژوهش، از شاخص های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج شده استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی برای همه متغیرها بیشتر از آستانه 7/0 و مقدار میانگین واریانس استخراج شده نیز بالاتر از 5/0 بود که این موضوع پایایی مطلوب متغیرها را نشان می دهد. همچنین فرضیه های پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس آزمون شدند.
یافته ها: ابتدا مدل اندازه گیری بررسی شد تا اطمینان حاصل شود که سؤال های پرسش نامه، متغیرهای پنهان را به درستی اندازه گیری می کنندنتایج تحلیل عاملی نشان داد که ساختار عاملی مدل پیشنهادی، از روایی مناسبی برخوردار است. تمامی شاخص ها، بار عاملی بالای 5/0 داشتند که نشان دهنده ارتباط قوی بین شاخص ها و متغیرهای پنهان مربوطه است. براساس یافته ها، هوش هیجانی بر ریسک پذیری سرمایه گذاران با ضریب مسیر 443/0 و آماره تی 661/8 تأثیر معناداری دارد. خُلق وخو بر ریسک پذیری سرمایه گذاران نیز با ضریب مسیر 217/0 و آماره تی191/4 تأثیر معناداری دارد. همچنین هوش هیجانی بر خُلق وخو هم با ضریب مسیر 534/0 و آماره تی 606/13 تأثیر معناداری دارد. در این پژوهش برای بررسی نقش میانجیگری متغیر خُلق وخو در رابطه بین متغیرهای هوش هیجانی و ریسک پذیری مالی، از آزمون سوبل استفاده شد. مقدار آزمون سوبل پس از آزمون 99/3 به دست آمد. برای بررسی قدرت پیش بینی ریسک پذیری مالی توسط مدل نیز از شاخص های ضریب تعیین تنظیم شده، میزان اثر، شاخص برازش و شاخص اشتراک (افزونگی) استفاده شد. ضریب تعیین تنظیم شده قدرت مدل را 342/0 (کیفیت پیش بینی قوی) برآورد کرد. میزان اثرپذیری ریسک پذیری مالی از هوش هیجانی و خُلق وخو، به ترتیب 215/0 (کیفیت پیش بینی متوسط) و 051/0 (کیفیت پیش بینی متوسط) ارزیابی شد. شاخص کلی برازش برای مدل 436/0 (کیفیت سنجی قوی) و شاخص اشتراک مدل نیز 86/0(بسیار خوب) به دست آمد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش هیجانی و خُلق وخو بر ریسک پذیری مالی پرداخته است. نتایج نشان داد که هوش هیجانی با ریسک پذیری مالی رابطه مثبت و معناداری دارد. افراد با هوش هیجانی بیشتر، ریسک ها را بهتر شناسایی می کنند و به پذیرش ریسک تمایل بیشتری دارند. همچنین، خُلق وخو بر ریسک پذیری مالی تأثیر چشمگیری دارد؛ به ویژه خُلق مثبت که می تواند ادراک ریسک را بهبود بخشد. افراد با خُلق مثبت، ریسک ها را به عنوان فرصت های رشد می بینند و تمایل بیشتری به پذیرش آن ها دارند. هوش هیجانی همچنین تأثیر معناداری بر خُلق وخو دارد؛ به طوری که افراد با هوش هیجانی بیشتر، خلق مثبت تری از خود نشان می دهند. در نهایت یافته ها نشان می دهند که خُلق وخو به عنوان یک عامل میانجی در تأثیر هوش هیجانی بر ریسک پذیری مالی عمل می کند. این نتایج می توانند به بهبود تصمیم گیری های مالی و کاهش خطاهای رفتاری در سرمایه گذاران کمک کنند.
مقایسه پذیری حسابداری و انحراف از ارزش بنیادی شرکت: تأکید بر نقش میانجی رقابت پذیری صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی اثر مقایسه پذیری حسابداری بر انحراف ارزش بازار شرکت ها از ارزش بنیادی آن ها و تحلیل نقش میانجی رقابت پذیری صنعت بر این رابطه است. برای این منظور از داده های 144 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1402-1387 استفاده گردیده که در قالب 11 صنعت، رده بندی شده اند. نتایج پژوهش بیان می کند که افزایش در مقایسه پذیری حسابداری منجر به کاهش میزان انحراف از ارزش بنیادی شرکت می شود، مقایسه پذیری حسابداری اثر مثبت و معناداری بر رقابت پذیری صنعت دارد و افزایش در رقابت پذیری صنعت موجب کاهش انحراف از ارزش بنیادی شرکت می شود. به بیان دیگر، نتایج پژوهش مؤید آن است که در رابطه بین مقایسه پذیری حسابداری و انحراف از ارزش بنیادی شرکت، رقابت پذیری صنعت نقش میانجی را بازی می کند. نتایج تحلیل های تکمیلی با به کارگیری رگرسیون عملگر گزینش و انقباض کمترین قدرمطلق (لاسو) جهت سنجش معیار جایگزین برای ارزش بنیادی شرکت و انحراف آن، با یافته های اصلی پژوهش همخوانی دارد.
الگوی تصمیم گیری برای تعیین ساختار مالکیت واحدهای پارک شیمیایی؛ تلفیق فنون تصمیم و تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت بازارهای جهانی و رشد رقابت، منجر به تقسیم کار جدیدی در اقتصاد جهانی و ملی شده است. این گونه تغییرات توجه به مسائل خاص کسب و کار را باعث شده است؛ مانند دستیابی به منابع، به اشتراک گذاری اطلاعات و شکل دهی روابط زنجیره تأمین برای شرکت های کوچک و حتی شرکت های بزرگ که اقدام به تشکیل پارک های صنعتی می کنند. یکی از این تغییرات ادغام و اکتساب است که به عنوان مبنایی نظری در شکل گیری پارک محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای شناسایی و کاربرد عوامل پیش برنده اکتساب در بین واحدهای تولیدی یک پارک شیمیایی انجام گرفته است. روش پژوهش از ن وع توصیفی- اکتشافی است. جامعه و نمونه آماری پژوهش را مدیران و کارشناسان خبره شاغل در شرکت سرمایه گذاری صنایع شیمیایی ایران تشکیل دادند. در مطالعه حاضر گزینه های مالکیت (ادغام و اکتساب) شرکت توسعه گر پارک، در قالب ماتریس های تصمیم و توسط گروه خبره با استفاده از روش های تاکسونومی و تاپسیس ارزیابی، تفکیک و رتبه بندی شد. از کارایی نسبی نیز به عنوان مبنایی برای تعیین سهم سرمایه گذاری منابع تأمین مالی پارک استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان سرمایه گذاری شرکت سرمایه گذار در واحدهای تولیدی پارک، در پیوستاری از صفر تا 100درصد متغیر است؛ درحالی که این شرکت باید در واحدهایی همچون «الکل شوینده» و «الکل اتوکسیلات (مخازن ذخیره)» به میزان 100درصد سرمایه گذاری کند. در واحدهایی نظیر «شوینده مایع (مایع ظرفشویی)» و«گوگرد تری اکساید» و «گاز سنتز و کربن دی اکساید» نباید سرمایه گذاری کند و در جایی که ترکیبی از سرمایه گذاران حضوردارند، تعیین میزان سرمایه گذاری در واحدهای تولیدی پارک توسط سه منبع تأمین مالی (توسعه گر، بخش خصوصی و بانک) نیز با به کارگیری روش تحلیل پوششی داده ها میسر شد.
ارائه چارچوب تحلیلی و تبیینی ایجاد بانک برون مرزی در مناطق آزاد تجاری صنعتی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
409 - 437
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی وضعیت اقتصادی کشور، به ویژه نظام مالی در دهه های اخیر، نشان دهنده سهم بسیار اندک ایران در حوزه بانکداری بین الملل است. مشکلات دسترسی به بازارهای مالی برای سرمایه گذاری و تجارت، ارائه خدمات محدود بانک های داخلی، ناتوانی بانک های کشور برای رقابت در بازارهای مالی و تحریم های اقتصادی، مشکلات و دغدغه های فراوانی را در مبادله با نظام اقتصاد بین الملل ایجاد کرده است. تأسیس بانک برون مرزی در مناطق آزاد تجاری صنعتی ایران، می تواند به عنوان نخستین گام و حلقه اتصال، به همگامی با اقتصاد جهانی و ورود به بازارهای مالی بین المللی منجر شود. این بانک ها با ارائه خدمات گسترده تر، می توانند جریان سرمایه را تسهیل و سرمایه گذاری خارجی را تشویق کنند و توان رقابتی مؤسسه های مالی ایران را بهبود بخشند. علاوه براین، چنین بانک هایی می توانند به توسعه تجارت بین المللی و کاهش فشارهای اقتصادی کمک کنند. طراحی و ایجاد یک الگوی عملیاتی برای استفاده از هر ابزار اقتصادی و مدیریتی، از ضرورت های هر طرحی است. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب تحلیلی و تبیینی برای ایجاد چنین بانکی در مناطق آزاد مذکور صورت گرفته است.
روش: روش تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بوده است؛ به گونه ای که در بخش کیفی، از استراتژی نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. مشارکت کنندگان از میان استادان متخصص در حوزه های مالی دانشگاه های برتر، مدیران بانک های مناطق آزاد تجاری و صنعتی و فعالان تجاری و صاحبان شرکت ها و بنگاه های اقتصادی فعال در مناطق مذکور انتخاب شدند. این افراد که ۱۱ نفر بودند، به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش کمّی، از روش توصیفی پیمایشی برای تحلیل و تبیین چارچوب پیشنهادی استفاده شد. در این مرحله نیز ۹۰ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای جمع آوری داده در بخش کمّی، پرسش نامه ای با ۳۰ سؤال به دست آمده از روش داده بنیاد میان مشارکت کنندگان توزیع شد و پس از گردآوری داده ها، بررسی و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام گرفت.
یافته ها: در بخش کیفی پژوهش، پس از تجزیه وتحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، الگویی مشتمل بر ۶ مقوله اصلی (پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ای، راهبردها و پیامدهای تأسیس بانک برون مرزی)، ۳۰ مقوله فرعی و ۱۵۳ مفهوم به دست آمد. در بخش کمّی اعتبار الگوی تحقیق، از طریق شاخص های مدل معادلات ساختاری سنجیده شد که حاکی از برازش قابل قبول برای همه شاخص های به دست آمده بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش و مطالعات، چارچوب تبیینی مناسبی برای تأسیس بانک در مناطق آزاد تجاری و صنعتی جمهوری اسلامی ایران ارائه شد. از مهم ترین دستاوردهای این چارچوب، می توان به اتصال نهادهای مالی کشور به بازارهای مالی بین المللی و در نتیجه، رشد و توسعه اقتصادی کشور، از طریق این نهاد اشاره کرد.