فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
89 - 104
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: با گسترش صنعت و افزایش نیاز به حمل کالاهای خطرناک، مدیریت ریسک در این حوزه نه تنها از منظر ایمنی، بلکه از جنبه های مالی و اقتصادی نیز اهمیت بسزایی یافته است. هزینه های مرتبط با حمل ونقل این کالاها شامل بیمه، خسارات ناشی از حوادث، جریمه های قانونی و هزینه های غیرمستقیم زیست محیطی می شود. هدف این پژوهش، بررسی و دسته بندی تکنیک های مالی در مدل سازی مدیریت ریسک حمل ونقل کالاهای خطرناک، با تمرکز بر حمل ونقل ریلی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد مروری-تحلیلی، ادبیات مرتبط را مورد بررسی قرار داده و مطالعات مختلف را در چهار حوزه اصلی شامل ارزیابی ریسک، مسیریابی، مکان یابی و طراحی شبکه طبقه بندی کرده است. همچنین، در بخش روش شناسی، مدل های مالی به کاررفته در مدیریت ریسک بر اساس پژوهش های پیشین تحلیل و دسته بندی شده اند. یافته های پژوهش: مرور مطالعات نشان می دهد که بهره گیری از مدل های مالی مانند ارزش در معرض ریسک ، تحلیل هزینه-اثربخشی و بودجه بندی بهینه می تواند در کاهش هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با حمل کالاهای خطرناک مؤثر باشد. علاوه بر این، استفاده از داده های واقعی در تحلیل های مالی، امکان بهبود تصمیم گیری در تخصیص منابع برای کاهش ریسک را فراهم می کند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های این پژوهش، چارچوب جامعی برای درک بهتر چالش های مالی در مدیریت ریسک حمل ونقل کالاهای خطرناک ارائه می دهد. همچنین، به کارگیری مدل های مالی در کنار روش های بهینه سازی ریسک، می تواند به تصمیم گیری های کارآمدتر در جهت کاهش هزینه ها و افزایش ایمنی منجر شود. نتایج این مطالعه برای سیاست گذاران، مدیران مالی در صنعت حمل ونقل و محققان حوزه مدیریت ریسک می تواند کاربردی و ارزشمند باشد.
بررسی تعیین کننده های خوانایی گزارشگری مالی با استفاده از روش مرور سیستماتیک (مورد مطالعه: بازار سرمایه ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تعیین کننده های خوانایی گزارشگری مالی با استفاده از روش مرور سیستماتیک (مورد مطالعه: بازار سرمایه ایران) است. این پژوهش از منظر هدف جزو پژوهش های کاربردی است و پارادایم حاکم بر آن پارادایم تفسیری می باشد. نمونه پژوهش شامل 31 مقاله منتشر شده در مجلات حوزه کسب و کار، مدیریت و حسابداری منتشر شده در پایگاه داده اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پایگاه داده استنادی جهان اسلام برای بازه زمانی 1396-1402 است. برای تدوین پروتکل مرور از چک لیست پریزما استفاده شده و برای ارزیابی کیفیت مطالعات حاضر در نمونه از روبریک برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی استفاده شده است. یافته ها نشان داد عواملی نظیر راهبری شرکتی، ویژگی های مدیریتی، مدیریت سود، مدیریت سود، عملکرد مالی و اقتصادی و مشخصه های حسابرسی، از تعیین کننده های مهم خوانایی گزارشگری در ایران است. می توان نتیجه گرفت علارغم محدودیت های "شاخص فوگ" برای اندازه گیری خوانایی این شاخص در بازار سرمایه ایران نیز قابل استفاده است. ارائه مدل ایرانی عوامل موثر بر خوانایی گزارشگری مالی با در نظر گرفتن عوامل مهم شناسایی شده در این پژوهش قابل توجه است. پیوند یافته ها با تئوری ها که اغلب در پژوهش های موجود یا وجود ندارد و یا به صورت ناقص به آن اشاره شده است، دانش افزایی این پژوهش است.
الگوی رفتاری حسابداران مدیریت با رویکرد نظریه بنیاد چندوجهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت نقش حسابداران مدیریت در فرایندهای تصمیم گیری و کنترل های مالی شرکت های تولیدی، درک الگوی رفتاری آن ها می تواند به بهبود عملکرد و مدیریت مؤثرتر سازمان کمک نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر، الگوی رفتاری حسابداران مدیریت شرکت های تولیدی با رویکرد نظریه بنیاد چندوجهی بود. پژوهش با رویکرد ترکیبی اکتشافی در بخش کیفی و رتبه بندی ابعاد و مؤلفه های الگو در بخش کمی انجام می گردد. روش تحقیق، نظریه داده بنیاد چندوجهی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل حسابداران مدیریت و مدیران مالی شرکت های تولیدی و اعضای هیئت علمی دانشگاه که به صورت گزینشی و هدفمند تعداد 12 خبره انتخاب شدند. جهت رتبه بندی ابعاد و مؤلفه ها از آزمون فریدمن استفاده گردید. در ارتباط با الگوی رفتاری حسابداران مدیریت با رویکرد نظریه داده بنیاد چندوجهی دو بُعد، هفت مؤلفه و چهل شاخص شناسایی گردید. در بُعد رفتار سازمانی، 1) مؤلفه اخلاق حرفه ای و مسئولیت پذیری، 2) مؤلفه دانش و مهارت های تخصصی، 3) مؤلفه توانمندسازی و آگاهی شناختی، 4) مؤلفه مهارت های تحلیلی که شامل شاخص های و 5) مؤلفه تصمیم گیری و مدیریت و در بُعد رفتار اجتماعی، 1) مؤلفه ارتباط اجتماعی و 2) مؤلفه ارزش ها و تعهد اجتماعی شناسایی گردید. در بُعد رفتار سازمانی مؤلفه اخلاق حرفه ای و مسئولیت پذیری در رتبه اول، مؤلفه دانش و مهارت های تخصصی در رتبه دوم و مؤلفه مهارت های تحلیلی در رتبه سوم و در بُعد رفتار اجتماعی مؤلفه ارزش ها و تعهد اجتماعی در رتبه اول و مؤلفه ارتباط اجتماعی در رتبه دوم قرار گرفت.
ترسیم و تحلیل نقشه علمی پژوهش های حوزه کووید19 و بازار سهام: مطالعه کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
167 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف: همه گیری کووید ۱۹ علاوه بر تهدید سلامت عمومی، اقتصاد کشورها و به ویژه بازارهای سهام را با چالش های جدی مواجه کرد. از این رو، پژوهشگران کشورهای مختلف، هریک به سهم خود تلاش کردند تا موضوع را از جنبه های مختلف در این زمینه مطالعه و بررسی کنند. هدف این مقاله، مطالعه بیبلیومتریک پژوهش های انجام گرفته در حوزه کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، از طریق ترسیم و تحلیل نقشه های علمی است.روش: پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از فنون کتاب سنجی اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مقالات منتشر شده در حوزه موضوعی کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران از بهمن ماه ۱۳۹۸ تا فروردین ماه ۱۴۰۲ است. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزارهای اکسل، راور پریمپ و وس ویور انجام شده است.یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که روند انتشار مقاله های این حوزه در ایران، صعودی بوده است و بیشترین تعداد مقاله های منتشر شده نیز، به سال ۱۴۰۱ با ۲۶ عنوان و ۵۰ درصد از کل مقاله ها مربوط می شود. ارزیابی ساختار فکری پژوهش ها در تحلیل های کتاب سنجی، معمولاً از طریق بررسی پُرتکرارترین کلیدواژه ها و همچنین، هم رخدادی واژگان انجام می پذیرد. پُرتکرارترین کلیدواژه ها در شناسایی هسته اصلی موضوعات تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش ها و هم رخدادی واژگان در شناسایی خوشه ها، روند زمانی و همچنین، چگالی واژگان کلیدی تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش ها، از نکته نظر معرفی موضوعات غالب، توسعه یافته، اشباع شده، از بین رفته یا در حال ظهور مورد استفاده قرار می گیرند. در این پژوهش به منظور بررسی پُرتکرارترین کلیدواژه ها، از واژه های اصلی استفاده شده در عنوان، چکیده و همچنین، واژگان کلیدی منتخب نویسندگان در هریک از مقالات استفاده شد. در هر حال، پژوهشگران حوزه پژوهش های کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، از ۳۱۲ کلیدواژه اصلی در مقاله های خود استفاده کرده اند. کلیدواژه های کووید ۱۹ با ۴۷ و بازار سهام با ۴۲ بار تکرار، پُرتکرارترین کلیدواژه های این حوزه هستند و بعد از آن ها کلیدواژه های بازارهای مالی، همه گیری، بحران، شاخص بازار سهام، بازده بازار سهام و بازده سهام قرار دارند. این کلیدواژه ها هسته اصلی موضوعات تشکیل دهنده ساختار فکری پژوهش های این حوزه در ایران هستند. به منظور بررسی هم رخدادی میان واژگان نیز از نقشه شبکه های اجتماعی استفاده شد. تجزیه وتحلیل نقشه شبکه های اجتماعی هم رخدادی واژگان، از طریق سه روش انجام می شود: ۱. تحلیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها؛ ۲. بررسی روند زمانی تشکیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها؛ ۳. تحلیل چگالی پُرتکرارترین کلیدواژه ها. اما به علت جدید بودن و همچنین، تعداد کم مقاله های این حوزه در ایران، تجزیه وتحلیل مقاله ها از طریق بررسی روند زمانی و همچنین، چگالی پُرتکرارترین کلیدواژه ها معنادار نخواهد بود. بنابراین، هم رخدادی واژگان تنها از طریق تحلیل خوشه های پُرتکرارترین کلیدواژه ها انجام پذیرفت. در هر حال، ترسیم نقشه هم رخدادی واژگان کلیدی حوزه پژوهش های کووید ۱۹ و بازار سهام در ایران، فقط به شناسایی یک خوشه موضوعی منجر شد. این خوشه مشتمل بر ۸ کلیدواژه اصلی است که عبارت اند از: کووید ۱۹، بازار سهام، بازارهای مالی، همه گیری، بحران، شاخص بازار سهام، بازده بازار سهام و بازده سهام. بدین ترتیب می توان گفت که کلیدواژه های تشکیل دهنده این خوشه، مسیر مطالعات حوزه کووید ۱۹ و بازار سهام را در ایران نشان می دهد که در سال های اخیر آغاز شده است. بررسی ها نشان می دهد که همکاری های خوبی بین دانشگاه ها در این حوزه صورت گرفته است؛ اما همکاری های بیشتری، به ویژه با دانشگاه های سایر کشورها در این زمینه مورد انتظار است.نتیجه گیری: انتظار می رود که نتایج و پیشنهادهای این پژوهش، ضمن تسهیل روند انتشار مقاله های این حوزه در ایران، به عنوان نقشه راهی برای پژوهشگران، به منظور بهره بردن از فرصت های تحقیقاتی بالقوه در این زمینه استفاده شود.
تأثیر اخلاق حرفه ای و هوش معنوی بر کمال گرایی حسابداران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اخلاق حرفه ای بر کمال گرایی حسابداران و نقش تعدیلی هوش معنوی است.
تأثیر حسابداری مدنی بر ارتقاء پاسخگویی شرکت به ذینفعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه حسابداری فراتر از وظایف قانونی، طبق نظریه هایی همچون حسابداری اجتماعی، به عنوان یک فرآیند کنشگر در مقابل انتظارات مطرح در بسترهای اجتماعی و بازار سرمایه مسئولیت فراساختاری دارد و در تقابل با ایدئولوژی هایی همچون سرمایه داری، درصدد توسعه برابری و رعایت حقوق ذینفعان در هر سطح و جایگاهی می باشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل حسابداری مدنی به عنوان یک رویه حسابداری اجتماعی و بررسی تأثیر آن بر ارتقاء پاسخگویی شرکت به ذینفعان می باشد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا کمّی است. داده های جمع آوری شده با روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش در قلمرو زمانی سال 1404 شامل کارشناسان، روسای حسابداری و مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است که با استفاده از شیوه نمونه گیری کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استاندارد است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد الگوی 6 بُعدی حسابداری مدنی با ابعاد شناخت، مشارکت، سیستم اطلاعات، استراتژی ها، مشروعیت و آینده نگری بر پاسخگویی شرکت ها به ذینفعان در ابعاد قانونی، حرفه ای و فردی به صورت مستقیم و مثبت تاثیرگذار خواهد بود. نتیجه گیری: محرک اولیه توسعه حسابداری مدنی در احیای حقوق ذینفعان، زیرساخت های سیستم اطلاعات حسابداری می باشد که به واحدهای حسابداری کمک می کند تا شناخت فراگیرتری از بازار و تغییرات آن در راستای نیاز ذینفعان داشته باشند. بر این اساس، پژوهش حاضر به عنوان اولین پژوهش در حوزه پیاده سازی حسابداری مدنی نشان داد، پاسخگویی شرکت به ذینفعان در سایه چنین الگویی ارتقاء خواهد یافت که حصول مشروعیت اجتماعی بازار سرمایه از مهم ترین پیامدهای آن خواهد بود.
ارائه چارچوبodel حسابداری خلاق و ارزیابی محورهای آن در بستر شرکت های بازار سرمایه: الگوریتم فازی تودیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۷
27 - 50
حوزههای تخصصی:
استفادهکنندگان صورتهای مالی شرکتها در سطح بازار سرمایه همواره نیازمند قابلیت اتکاء و به موقع بودن افشاء اطلاعات حسابداری یه منظور اتخاذ تصمیمهای مناسب برای سرمایهگذاری هستند. اما حسابداری خلاق به عنوان یکی از رویههای تحریف اطلاعات در حسابداری، میتواند چنین انتظاری در بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد. لذا در این مطالعه، تلاش میشود تا با شناسایی ابعاد حسابداری خلاق، کارکرد محوریهای آن در سطح شرکتهای بازار سرمایه در بازه زمانی سال 1402مورد کنکاش قرار گیرد. این مطالعه به لحاظ روش شناسی اکتشافی و توسعهای تلقی میشود که مبتنی بر فرآیندهای جمعآوری دادهها به صورت ترکیبی میباشد. لذا در بخش کیفی از طریق تحلیل تماتیک نسبت به شناسایی ابعاد حسابداری خلاق اقدام گردید و براساس تحلیل دلفی فازی، پایایی ابعاد شناسایی شده مورد بررسی قرار گرفت. سپس در بخش کمی از طریق استنتاج فازی تودیم، محوریترین بعد حسابداری خلاق در سطح شرکتهای بازار سرمایه شناسایی شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی براساس حد تعیین نقطه اشباع تئوریک، 12 نفر از خبرگان حسابداری بودند و در بخش کمی، 25 نفر از مدیران مالی شرکتهای بازار سرمایه مشارکت نمودند. نتایج این مطالعه در بخش کیفی نشان داد، طی 12 مصاحبه، 3 مضمون فراگیر، 6 مضمون سازمان دهنده و 29 مضمون پایه تعیین شدند. نتایج در بخش کمی نیز براساس تحلیل فازی تودیم مشخص نمود، معیار کارکرد مالکیتی مهمترین محور حسابداری خلاق تلقی میشود که میتواند زمینه بروز تحریف و دستکاری حسابها در صورتهای مالی شرکتهای بازار سرمایه ممکن نماید. نتیجه کسب شده گویایی این واقعیت است که، به دلیل ضعف در اثربخشی هیئت مدیره همچون اندازه و عدم استقلال، معمولاً نظارتهای تخصصی بر واحد حسابداری مبنی بر رعایت حقوق ذینفعان صورت نمیپذیرد و تحت چنین شرایطی، معمولاً وقوع حسابداری خلاق جهت تأمین نیازهای صاحبان قدرت و تضییع حقوق سایر ذینفعان محتمل میباشد.
بازارها و ظهور خود به خود حسابداری دو طرفه
حوزههای تخصصی:
حسابداری دوطرفه یکی از مهم ترین نوآوری های تاریخ حسابداری است که به طور خودجوش در تعامل با رشد بازارها ظهور کرد. این سیستم ابتدا در قرن سیزدهم در شمال ایتالیا شکل گرفت و به دلیل نیازهای در حال افزایش بازرگانان برای ثبت دقیق مبادلات، در میان طبقه تجاری رواج یافت. در این روش، هر تراکنش مالی هم زمان از دو منظر ثبت می شود: آنچه داده می شود و آنچه دریافت می شود، که نمایانگر دوگانگی ذاتی مبادلات بازار است. علاوه بر این، قابلیت تشخیص خطاها و بهبود فرایند گزارشگری مالی باعث شد حسابداری دوطرفه در طول قرن ها، روش غالب در حسابداری باقی بماند. رابطه تنگاتنگ میان رشد بازارها و شکل گیری این سیستم به خوبی نشان می دهد که حسابداری دوطرفه پاسخی کارآمد به پیچیدگی فزاینده مبادلات تجاری و نیازهای نهادی زمان خود بوده است. امروزه نیز، اصول حسابداری دوطرفه مبنای بسیاری از نوآوری های جدید در حسابداری و مدیریت مالی، از جمله حسابداری سه طرفه، محسوب می شود. این نوآوری ها تحولی در نظام های مالی و اقتصادی آن دوران ایجاد کرد.
Determinants of Corporate Sustainability in Emerging Markets: Evidence from the Tehran Stock Exchange(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
69-84
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study investigates the determinants of corporate sustainability among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE), focusing on firm-specific, market-specific, and institutional factors shaping environmental, social, and governance (ESG) performance. Methodology/Design/Approach: Data from 150 firms over the period 2013–2022 were analyzed using a fixed effects panel data regression model. Subgroup analyses were also conducted to explore variations across industries, firm sizes, and firm ages. Findings: The results highlight innovation capacity (β=0.030, p<0.01) as the most significant driver of ESG performance, underscoring the critical role of research and development in advancing sustainability practices. Institutional ownership and political stability also exhibit strong positive effects, reflecting the importance of governance structures and stable institutional environments in shaping corporate behavior. Firm size and regulatory quality further emerge as significant determinants, with heterogeneity observed across subgroups: innovation capacity is particularly impactful in resource-intensive industries and younger firms, while institutional ownership and regulatory quality play stronger roles in service-oriented sectors and larger firms. Innovation: This research contributes to the sustainability literature by providing evidence on how firm-level capabilities, governance mechanisms, and institutional conditions jointly influence ESG outcomes. The findings offer actionable insights for policymakers—such as enhancing regulatory quality, fostering political stability, and incentivizing innovation—and for managers seeking to strengthen R&D investment and governance practices to improve ESG performance and competitive positioning.
تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی بر اساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
43 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی براساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی بوده است. پژوهش حاضر ازنظر رویکرد جزو تحقیقات آمیخته و ازلحاظ روش از ترکیب تحلیل مضمون و مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. در بخش کیفی جامعه موردمطالعه این پژوهش اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت مالی و برنامه ریزی مالی در صنعت بانکداری بودند. از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه ی موردنظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. ازاین رو مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 22 نفر از اساتید و مدیران بود. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل مضمون آتراید-استرلینگ، هم زمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در ادامه به منظور طراحی مدل از روش خبره کمی مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. جامعه مورد استفاده در این تکنیک نیز با جامعه کیفی مشترک است. این تکنیک در نرم افزار MICMAC انجام شد.نتایج نشان دادند در تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی، تأثیر مولفه های مختلف، از جمله ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی، بسیار با اهمیت است. شوک های سیاست اعتباری می توانند تأثیر گذاری با اهمیت بر بازده سهام بانک ها داشته باشند. تغییرات ناگهانی در نرخ رشد پایه پولی و نرخ ارز نیز می توانند عوامل مهمی در شکل گیری بازده سهام باشند.
بررسی رابطه بین فقر انرژی و رشد اقتصادی در کشور های عضو منا
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
277 - 301
حوزههای تخصصی:
فقر انرژی یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر رشد اقتصادی کشورها به شمار می رود. در کشورهای عضو منا (MENA)، سطح دسترسی به انرژی و هزینه های مرتبط با آن می تواند مسیر توسعه اقتصادی را تعیین کند. تبیین ارتباط میان فقر انرژی و رشد اقتصادی، به دولت ها کمک می کند تا سیاست های مؤثرتری در حوزه انرژی تدوین کنند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی رابطه فقر انرژی و رشد اقتصادی در 14 کشور عضو منا طی دوره زمانی 2010 تا 2022 با تمرکز ویژه بر تحلیل اثرات کوتاه مدت و بلندمدت این رابطه می پردازد. روش تحقیق به صورت کمی بوده و از داده های سالانه کشورهای مورد مطالعه استفاده شده است. برای تحلیل داده ها، از الگوهای برداری خودرگرسیونی پانلی (PVAR) و حداقل مربعات معمولی کاملاً اصلاح شده (FMOLS) بهره گرفته شده است. همچنین، اثرات شوک های ناگهانی در متغیرهای فقر انرژی، آموزش، نرخ تورم و نرخ بیکاری بر رشد اقتصادی، از طریق توابع عکس العمل آنی و تجزیه واریانس خطاها بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که یک شوک ناگهانی در فقر انرژی در کوتاه مدت رشد اقتصادی را طی دو سال ابتدایی افزایش می دهد، اما این اثر از سال سوم به بعد کاهش یافته و در سال ششم کاملاً خنثی می شود. در بلندمدت، فقر انرژی اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی دارد؛ به طوری که یک درصد افزایش در شاخص فقر انرژی موجب کاهش 0.811 درصدی رشد اقتصادی می شود. همچنین شوک های ناشی از افزایش آموزش، تورم و نرخ بیکاری نیز آثار منفی و معناداری بر رشد اقتصادی بر جای گذاشته اند. در نهایت، یافته ها بر لزوم مدیریت صحیح مخارج انرژی، سرمایه گذاری هدفمند در آموزش، کنترل نرخ تورم و اصلاح بازار کار جهت دستیابی به رشد اقتصادی پایدار در منطقه منا تأکید می کنند.
الگوی مفهومی رتبه بندی ارزشی شرکت ها در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
145-162
حوزههای تخصصی:
تأکید فقه اسلامی مبنی بر وجود شفافیت اقتصادی و نهی غرر در معاملات اقتصادی و گسترش دامنه فعالیت مؤسسات رتبه بندی اعتباری در کشورهای اسلامی، منجر به شکل گیری نوع خاصی از گزارش های اطلاعاتی در بین مؤسسات رتبه بندی اعتباری در این کشورها شده است که از آن تحت عنوان رتبه بندی ارزشی یا امانتی یاد می گردد که خروجی آن ترسیم وضعیت یک شرکت در بکارگیری منابع اقتصادی و سلامت جریان سودآوری آن می باشد.هدف از پژوهش پیش رو تشریح ابعاد و مولفه های انجام رتبه بندی ارزشی است که به عنوان یکی از خدمات مؤسسات رتبه بندی اعتباری در کشور قابل ارائه خواهد بود.بر اساس همین موارد، با توجه به فعالیت مؤسسات رتبه بندی در کشور و ضرورت ارائه گزارش های رتبه بندی استاندارد و مورد نیاز حرفه، در پژوهش حاضر با بررسی رویه های مؤسسات رتبه بندی اسلامی و رهنمودهای مؤسسات مالی بین المللی و اسلامی، اقدام به ترسیم الگویی مفهومی رتبه بندی ارزشی در بازار سرمایه کشور شد سپس، الگوی مفهومی استخراج شده با استفاده از روش تحقیق دلفی در معرض نظرخواهی از خبرگان قرار گرفته و پس از اجماع خبرگان درخصوص ابعاد و مؤلفه های ارائه شده، الگوی مفهومی نهایی و نتیجه این پژوهش، در قالب 5 بُعد و 21 مؤلفه ارائه گردید. در نهایت، ذکر این نکته ضروری است به دلیل حداقل کردن اثر سوء گیری های کلامی درفرآیند نظرخواهی از خبرگان، در این پژوهش روش دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و از نظر 52 نفر از صاحب نظران حوزه مالی به منظور ترسیم الگوی رتبه بندی ارزشی در بازار سرمایه ایران استفاده شده است.
آزمون نقش رهبری تحول گرا در جریان تجاری سازی مؤسسات حسابرسی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، آزمون نقش رهبری تحول گرا در جریان تجاری سازی موسسات حسابرسی می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی – پیمایشی می باشد. جامعه آماری، حسابداران رسمی و مدیران حرفه ای در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. که تعداد جامعه آماری برابر 1300 نفر می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر 297 نفر تعیین شده است. جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه، استفاده شده است. در این پژوهش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد. همچنین پایایی متغیرها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی که برای تمامی متغیرها بیشتر از 0.7 بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد نیاز برای انجام آزمون فرضیات، از نرم افزارهای آماری SmartPLS4 و SPSS22 استفاده شده است. نتایج بیانگر آنست که رهبری تحول گرا بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر معناداری دارد. همچنین، ابعاد رهبری تحول گرا که شامل نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش، ترغیب ذهنی، ملاحظات فردی می باشد بر تجاری سازی موسسات حسابرسی تاثیر معناداری دارد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر اجرای اثربخشی مدیریت دانش چابک در بانک های دولتی و ارائه راهکارهای عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
145 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر اجرای اثربخشی مدیریت دانش چابک در بانک ها دولتی و ارائه راهکارهای کاربردی و عملیاتی است. این مطالعه به لحاظ ماهیت از نوع اکتشافی و آمیخته از نوع کیفی - کمی می باشد. ابزار گردآوری داده های اولیه از طریق مصاحبه با صاحب نظران و اساتید رشته حسابداری،عوامل مرتبط با موضوع شناسایی شده و آنها را کد گذاری کرده سپس از طریق مولفه بندی داده های مصاحبه، پرسشنامه استخراج کردیم در بخش کیفی، تعداد9 نفر شامل خبرگان و مدیران و کارشناسان حوزه بانک و اساتید رشته حسابداری و مدیریت انتخاب و حجم نمونه از روش گلوله برفی استفاده شد در بخش کمی نیز نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران جامعه نامحدود تعداد 384 نفر تعیین شد .نتایج تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار Maxqda 2018 به ایجاد مدل شناسایی مدیریت دانش چابک در بانک ها بر مبنای نظریه پردازی داده بنیاد شامل 12 بعد و ﻃی ایﻦ ﻓﺮآیﻨﺪ ﺗﻌﺪاد 225 کد اولیه که تعداد 133 کد توافقی، 145ﻣﻔﻬﻮم و 8 ﻣﻘﻮﻟﻪ اﺳﺘﺨﺮاج گردید. نتایج نشان داد که ﻓﻌﺎﻟیﺖﻫﺎی اﻣﻨیﺖ،یﺎدﮔیﺮی و ﺑﻘﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ،ﺗﻮاﻧﺎیی ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎﻻ، ﭼﺮﺧﺶ ﺷﻐﻠی و اﻋﺘﻤﺎد،ﺗﻮان یﺎدﮔیﺮی ﺑﺎﻻو ﺳﺨﺘی کﺎر،ﺗﻮﺟﻪ ویﮋه ی ﻣﺪیﺮان ﺑﻪ ﻧیﺮوﻫﺎی ﺻﻒ ﺗﺄﻣیﻦ،ﺳﺮﻋﺖ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺎﻻ، ﻣﺪیﺮیﺖ داﻧﺶ،کﺎر ﮔﺮوﻫی، وﻓﺎداری و کﺮاﻣﺖ،کﺎر ﺗیﻤی و ﻫﻤکﺎری اﻓﺮاد، ﻣﺪیﺮیﺖ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧی،ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﻧﻌﻄﺎف، ﻣﺪیﺮیﺖ اﺳﺘﻌﺪاد و آﺷﻔﺘﮕی ﺳﺎزﻣﺎن یﺎﻓﺘﻪ برای اثربخشی مدیریت دانش چابک در بانکها ﻣﻮرد ﻧیﺎز اﺳﺖ و در نهایت مدل ارائه شده نیز دارای برازش مطلوب است.
مفهوم پردازی تجارب حسابرسان از تردید حرفه ای: پژوهشی پدیدارنگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۲
101 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: تردید حرفه ای از جمله مفاهیم بااهمیت در فرایند حسابرسی است و پژوهشگران و استانداردگذاران همواره بر اهمیت بکارگیری سطح مناسبی از قضاوت حرفه ای در انجام حسابرسی، تأکید نموده اند. هدف این پژوهش، واکاوی تجارب حسابرسان از مفهوم تردید حرفه ای در حسابرسی و طبقه بندی مفاهیم و برداشت های حسابرسان از این پدیده است. روش: رویکرد پژوهش حاضر تفسیری، کیفی پدیدارنگاری و از روش نمونه گیری از نوع بیشینه تنوع استفاده شده است. داده های مورد نظر در سال 1402 از طریق مصاحبه با 14 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شده است. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، پس از تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، پنج طبقه توصیفی از چگونگی درک و تجربه حسابرسان از تردید حرفه ای در حسابرسی پدیدار گردید که عبارت بودند از تردید حرفه ای به مثابه نگرش ذهنی حسابرس؛ تردید حرفه ای به مثابه کسب شناخت در گذر زمان؛ تردید حرفه ای به مثابه عدم وجود اصل برائت در حسابرسی؛ تردید حرفه ای به مثابه شک موقعیتی و تردید حرفه ای به مثابه فرهنگ عمومی پرسشگری. نتیجه گیری: گستردگی تجربه و ادراکات از مفهوم تردید حرفه ای در حسابرسی بین مشارکت کنندگان بیانگر پیچیدگی این مفهوم است. بر این اساس پیشنهاد می شود این امر در برنامه ریزی های آموزشی و تعیین سرفصل دروس رشته حسابداری و حسابرسی و دوره های آموزشی حسابرسان مدنظر قرار گیرد.
نقش توانایی سیاست مالی بر نابرابری درآمد
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
253 - 264
حوزههای تخصصی:
وقتی تعادل عمومی در اقتصاد به واسطه رکود یا تقاضای مازاد بر هم بخورد، دولت برای برقراری دوباره تعادل در اقتصاد و کاهش رکود و تقاضا می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد. با ایجاد رکود، تولید کاهش می یابد و اگر تقاضای مازاد وجود داشته باشد، در جامعه تورم ایجاد می شود. در صورتی که دولت بخواهد اقدامی در این خصوص انجام دهد، می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد تا در بازار کالا و خدمات دخالت کند. سیاست مالی مستقیما از طریق دولت بر فضای اقتصادی کشور اعمال می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی توانایی سیاست مالی نابرابری درآمد می باشد. پژوهش حاضر در نیمه اول سال 1404 صورت گرفته و از نوع توصیفی تحلیلی است و پس از بررسی مفاهیم با ارائه نتایج به پیشنهادات کاربردی پرداخته شده است. روش پژوهش، توصیفی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای است. بدین صورت که از منابع کتابخانه ای نظیر: کتاب، مقاله، منابع خارجی و... و آموخته های محقق استفاده شده است. از نتایج پژوهش چنین برمی آید که سیاست مالی و استفاده بهینه آن، بر نابرابری درآمد تاثیر مستقیم دارد که در راستای پژوهش، ضمن بررسی آن، سؤالات پژوهش تحلیل شده و نتایج تحلیل بیانگر این بود که با آگاهی پیدا کردن نسبت به عوامل و جنبه های سیاست مالی، می توان آن را تا حدی بهبود و از بروز نابرابری درآمد در سازمان جلوگیری کرد.
بررسی تورش های رفتاری سرمایه گذاران حقیقی با استفاده از مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
163-190
حوزههای تخصصی:
تورش های رفتاری به عنوان خطاهای شناختی نظام مند و قابل پیش بینی، می توانند فرایند تصمیم گیری مالی را به طور معنی داری تحت تأثیر قرار دهند. مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر از چارچوب های شناخته شده در شناسایی و تبیین این تورش ها به شمار می رود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی سرمایه گذاران حقیقی بر تورش های رفتاری آنان با استفاده از این مدل بود. جامعه آماری شامل سرمایه گذاران حقیقی فعال در بورس اوراق بهادار تهران بوده و داده ها از طریق پرسشنامه و با روش نمونه گیری گلوله برفی گردآوری شد. حجم نمونه ۲۱۶ نفر و روش تحلیل شامل مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون های ناپارامتریک بود. متغیرهای مطالعه در سه دسته اصلی قرار داشتند: ویژگی های شخصیتی، تورش های رفتاری (تمایلی، لنگراندازی و گله واری)، و شاخص های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، درآمد و تجربه). بر مبنای مدل بیلارد، بیل و کایزر، ویژگی های شخصیتی بر اساس دو بعد «احتیاط–شتاب زدگی» و «اعتمادبه نفس–اضطراب» به پنج تیپ ماجراجو، مدگرا، محتاط، فردگرا و متعادل طبقه بندی می شوند.یافته ها نشان دادند که ویژگی های شخصیتی اثر معنی داری بر بروز تورش های رفتاری دارند. به علاوه، مقایسه زوجی تیپ های شخصیتی بر حسب هر سه تورش رفتاری حاکی از تفاوت معنی دار میان برخی گروه ها بود؛ برای مثال، سرمایه گذاران مدگرا و محتاط در هر سه تورش رفتاری الگوهای متفاوتی نشان دادند. از منظر جمعیت شناختی، تنها متغیرهای جنسیت و تحصیلات بر تورش تمایلی، جنسیت، سن و تجربه بر تورش گله واری، و سن بر تورش لنگراندازی اثرگذار بودند. همچنین سه متغیر جنسیت، سن و تحصیلات بر الگوی ویژگی های شخصیتی تأثیر معنی داری داشتند. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که شناخت و تحلیل تورش های رفتاری می تواند به سرمایه گذاران حقیقی و سیاست گذاران در کاهش اثرات منفی این خطاهای شناختی و اتخاذ تصمیم های منطقی کمک کند. به ویژه، مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در این مسیر به کار گرفته شود.
تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای: نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
108 - 133
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده و پویای مالی، حسابرسان با چالش های متعددی در زمینه قضاوت و تصمیم گیری مواجه می شوند. بر اساس مطالعات گذشته، سرمایه روانشناختی، تجربه و شک و تردید حرفه ای حسابرسان می تواند بر روی کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان تأثیر داشته باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای با توجه به نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای می باشد. در راستای دستیابی به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش، داده های پژوهش از طریق ارسال پرسشنامه به حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی در 3 ماهه اول سال1402 جمع آوری گردید. در نهایت نمونه نهایی متشکل از 385 نفر انتخاب شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس منجر به بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان گردید. علاوه بر این، شک و تردید حرفه ای قادر است رابطه بین سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس با کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان را تقویت کند. این تحقیق می تواند استراتژی هایی را برای بهبود کیفیت قضاوت های حسابرسان پیشنهاد دهد. در نهایت، این بهبود می تواند منجر به ارائه خدمات بهتر و دقیق تر در حسابرسی شود.
توسعه مدل های چندعاملی قیمت گذاری دارایی ها با استفاده از رویکرد رگرسیون آستانه ای و عوامل مبتنی بر ریسک اعتباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
140 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال توسعه و بهبود مدل های قیمت گذاری آستانه ای با هدف ارتقای عملکرد مدل های چندعاملی رایج در حوزه پژوهش های قیمت گذاری دارایی هاست. در سه دهه اخیر، روند توسعه مدل های قیمت گذاری در حوزه پژوهش مالی، عمدتاً بر مبنای ناهنجاری های قیمت گذاری بوده است. این مدل ها بر اساس مدل های قبلی توجیه نمی شوند و به عنوان عوامل جدید به مدل ها اضافه شده اند. این روند تکاملی به ظهور صدها عامل مبتنی بر ناهنجاری های موجود در مدل های پیشین منجر شده است. با توجه به فراوانی متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر بازدهی دارایی ها و اهمیت ویژه رعایت اصل «اختصار» در توسعه مدل های قیمت گذاری، ضروری است که به دنبال مدل هایی با حداقل تعداد عامل و بیشترین توضیح دهندگی مطلوب باشیم. در راستای اصل فوق، این پژوهش به دنبال توسعه مدل های قیمت گذاری آستانه ای نوین است که در آن، عامل پیشنهادی به صورت هدفمند برای بعضی از شرکت ها و نه همه آن ها مورد استفاده قرار می گیرد. با انجام آزمون های مقطعی دقیق و رگرسیون مقطعی آستانه ای، تأثیر آستانه ای متغیرهای کلیدی مانند ریسک اعتباری بر نرخ بازده مورد انتظار با توجه به متغیر آستانه نسبت بدهی، به طور جامع بررسی می شود. انتظار می رود که تأثیر متغیرهای ریسک اعتباری یا اضطراب مالی بر نرخ بازده مورد انتظار، برای سطوح مختلف بدهی دارایی ها، به طور معناداری متفاوت باشد. در صورت معنادار بودن اثر آستانه ای نسبت بدهی، می توان در آزمون های سری زمانی، عامل های مربوط به ریسک اعتباری را به طور هدفمند، تنها برای دسته ای از دارایی ها با ویژگی های مشخص استفاده کرد. هدف نهایی و اساسی این پژوهش، توسعه مدلی نوآورانه است که به جای حضور یک عامل به صورت صفر و یک در مدل قیمت گذاری، حضور عامل برای بعضی از دارایی ها را بر اساس شرایط و معیارهای مشخص در نظر بگیرد.
روش: برای بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری آستانه ای، از داده های شرکت های بازار سرمایه ایران در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ بعد از اعمال فیلترهای رایج برای آزمون مدل های قیمت گذاری استفاده شده است. به منظور بررسی اثر آستانه ای در بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری، از تکنیک های رگرسیون آستانه ای و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از آزمون GRS و آماره های ، ( ) و ( ) استفاده شده است.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که متغیر فاصله تا نکول، به تنهایی یا در حضور سایر ویژگی ها، تحت تأثیر اثر آستانه ای نسبت بدهی قرار می گیرد؛ به طوری که رابطه معنادار و منفی (فاصله تا نکول کم معادل بازدهی مورد انتظار بالا) برای سهام با نسب بدهی بالا برقرار است و به نظر می رسد، استفاده از اثر آستانه متغیرهای تأثیرگذار بر بازدهی دارایی در رگرسیون های مقطعی، امکان بررسی دقیق تری از اثر متغیرها بر بازدهی سهام انفرادی را فراهم می آورد. همچنین اضافه شدن عامل ریسک نکول به مدل های قیمت گذاری مورد بررسی، توان توضیح دهندگی و قدرت پیش بینی مدل ها را برای دارایی های آزمون با آستانه بدهی بالا افزایش می دهد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد که برای رعایت اصل اختصار در مدل های قیمت گذاری، می توان از مدل های قیمت گذاری آستانه ای، برای توسعه مدل های قیمت گذاری و قیمت گذاری بخشی از دارایی های آزمون با ویژگی ها خاص بهره برد و در توضیح دهندگی و عملکرد برون نمونه ای نتیجه مناسب را دریافت کرد.
تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب در شرکت ها با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1396 الی 1402 پرداخته شده است. جامعه آماری در این تحقیق با در نظر گرفتن معیارها و به روش حذف سیستماتیک، تعداد 116 شرکت برای دوره هفت ساله به عنوان نمونه می باشد. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته های حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق، با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، نشان داد تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر احتمال وقوع تقلب در شرکت ها تاثیر منفی و معناداری دارد. به عبارت دیگر هرچه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابدارن رسمی بیشتر باشد احتمال وقوع تقلب در شرکت کاهش می یابد. همچنین کیفیت حسابرسی به عنوان متغیر تعدیلی تاثیر فوق را تعدیل و تشدید می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت هر چه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بیشترباشد و همچنین شرکت توسط موسسات دارای رتبه الف، حسابرسی گردد، احتمال وقوع تقلب در شرکت ها کاهش پیدا می کند.