۱.
هدف: هدف این پژوهش، با عنایت به استاندارد 610 حسابرسی، بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل است که به عنوان منابع ادغام شده در خطوط دفاعی سازمان ها فعالیت دارند. روش: پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و داده های آن از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان مستقل (حسابداران رسمی شاغل) و مدیران حسابرسی داخلی شرکت های پذیرفته شده در بورس و فرابورس ایران در سال 1401 بوده است. پاسخ های دریافتی 562 نفر از حسابرسان مستقل و داخلی با استفاده از معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بررسی یافته های پژوهش بیانگر این است که صلاحیت حرفه ای، کیفیت کار، تجربه حرفه ای، کاربرد فناوری اطلاعات، ارزیابی کنترل های داخلی، شناسایی و مدیریت ریسک توسط حسابرسان داخلی به میزان کافی کسب نشده است، بنابراین اعتماد و همکاری لازم بین حسابرسان داخلی و مستقل دیده نمی شود. اما بی طرفی و پس از آن جنسیت حسابرسان داخلی دارای تأثیر مثبت معنادار و کیفیت تحصیلات حسابرسان داخلی دارای تأثیر منفی معنادار بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم کسب بیشتر عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری توسط حسابرسان داخلی سبب شده است بین این دوگروه از حسابرسان اعتماد و همکاری لازم وجود نداشته باشد. اما بی طرفی، جنسیت و کیفیت تحصیلات حسابرسان داخلی، از عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان است.
۲.
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تشخیص رابطه بین بحران اجتماعی ایجاد شده در فصل پاییز 1401 با کیفیت تصمیم گیری مالی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس است. روش: برای تحقق هدف این پژوهش و آزمون فرضیه، داده های 199 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار، طی بازه زمانی وقوع بحران اجتماعی و قبل از آن، جمع آوری شد. برای بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها ضمن استفاده از نرم افزار ایویوز 10، از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که بین بحران اجتماعی به وجود آمده در پاییز سال 1401 و همچنین اندازه شرکت با کیفیت تصمیم گیری مالی مدیران، رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد. نتیجه گیری: با وقوع بحران های متعدد در طی سال های اخیر، ضمن افزایش تجربه مدیران در زمان رویارویی با این نوع از بحران ها و شناخت اثرات آنها، سبب افزایش تمایل مدیران به انجام کار گروهی، بررسی جوانب گوناگون و تصمیم گیری در مورد گزینش پروژه های سودآور، گاه کوتاه مدت شده است. از سوی دیگر، تشکیل کمیته های حسابرسی، تقویت سیستم های کنترل داخلی، توجه به مفهوم مدیریت ریسک، از جمله مفاهیمی هستند که در یک دهه اخیر، بسیار مورد توجه شرکت ها و مدیران آنها قرار گرفته است. هر یک از این مفاهیم سبب شناخت بهتر ریسک ها، کنترل آنها و در نتیجه افزایش کیفیت تصمیم های مختلف از جمله تصمیم های مالی مدیران خواهد شد.
۳.
هدف: گذر از عصر صنعت به عصر اطلاعات موجب برجسته شدن نقش اطلاعات در فرایند تصمیم گیری شده است و باتوجه به اینکه امروزه سرمایه گذاران به منظور ارزیابی عملکرد شرکت ها از گزارش های پایداری و گزارش های مالی به عنوان مکمل یکدیگر استفاده می کنند. بنابراین ، هدف پژوهش حاضر بررسی میانجیگری کیفیت گزارشگری مالی در رابطه افشای اطلاعات با اهمیت پایداری و عملکرد شرکت است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت و روش در زمره پژوهش های توصیفی- همبستگی قرار دارد. داده های مالی از صورت های مالی حسابرسی شده و داده های پایداری با تکنیک تحلیل محتوا و روش مپینگ از متن گزارش های هیئت مدیره (و یا پایداری) شرکت ها جمع آوری شد و در نهایت از اطلاعات 102 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 تا 1401 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین افشای اطلاعات با اهمیت پایداری و عملکرد شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، کیفیت گزارشگری مالی در رابطه افشای اطلاعات با اهمیت پایداری و عملکرد شرکت اثر میانجی گری مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش شرکت هایی که بیشتر اقدام به افشای اطلاعات با اهمیت پایداری و از کیفیت گزارشگری مالی بالایی نیز برخوردار هستند عملکرد بهتری دارند. بنابراین بهبود و افزایش سطح افشای اطلاعات با اهمیت پایداری و افزایش کیفیت گزارشگری مالی باعث بهبود عملکرد شرکت می شود. دستاورد پژوهش حاضر این است که بینش جامع تری در زمینه افشاهای پایداری، توسعه مبانی نظری پایداری و گزارشگری مالی را برای ذینفعان فراهم نماید و باعث ایجاد مزیت رقابتی بین شرکت ها شده و در نهایت باعث افزایش عملکرد شرکت می شود.
۴.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی رابطه عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ( ESG ) با رفتار احساسی سرمایه گذاران با وجود عدم تقارن اطلاعاتی می پردازد. روش: در همین راستا نمونه ای مشتمل بر 1300 سال- شرکت، طی دوره زمانی 1392-1401 انتخاب و به روش حداقل مربعات معمولی با خطای استاندارد مقاوم برآورد شده است. یافته ها: نتایج نشان داد افزایش عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی منجر به افزایش احساسات سرمایه گذاران می شود. همچنین، عدم تقارن اطلاعاتی، ارتباط مثبت بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و احساسات سرمایه گذاران را کاهش می دهد. با بررسی هر یک از ابعاد نشان داده شد ابعاد زیست محیطی و اجتماعی از مهمترین ابعاد عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی به شمار می رود، که می تواند احساسات سرمایه گذاران را افزایش دهد. به علاوه، عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر مثبت مسائل زیست محیطی و اجتماعی بر احساسات سرمایه گذاران را کاهش می دهد. در نهایت در آزمون های حساسیت نشان داده شد که در زمان کمتر بودن احساسات سرمایه گذار، عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و حاکمیتی منجر به بیشتر شدن احساسات سرمایه گذار می شود. اما در زمان بیشتر بودن احساسات سرمایه گذار، عملکرد زیست محیطی و اجتماعی و حاکمیتی بر احساسات سرمایه گذار تأثیری ندارد. نتیجه گیری: شرکت ها با عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و با نشان دادن تعهد شرکت در قبال ذینفعان و همچنین ارائه اطلاعات مالی و غیرمالی می توانند شرکت را در معرض بهبود احساسات سرمایه گذاران قرار دهند.
۵.
هدف: تردید حرفه ای از جمله مفاهیم بااهمیت در فرایند حسابرسی است و پژوهشگران و استانداردگذاران همواره بر اهمیت بکارگیری سطح مناسبی از قضاوت حرفه ای در انجام حسابرسی، تأکید نموده اند. هدف این پژوهش، واکاوی تجارب حسابرسان از مفهوم تردید حرفه ای در حسابرسی و طبقه بندی مفاهیم و برداشت های حسابرسان از این پدیده است. روش: رویکرد پژوهش حاضر تفسیری، کیفی پدیدارنگاری و از روش نمونه گیری از نوع بیشینه تنوع استفاده شده است. داده های مورد نظر در سال 1402 از طریق مصاحبه با 14 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شده است. یافته ها: مطابق با یافته های پژوهش، پس از تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، پنج طبقه توصیفی از چگونگی درک و تجربه حسابرسان از تردید حرفه ای در حسابرسی پدیدار گردید که عبارت بودند از تردید حرفه ای به مثابه نگرش ذهنی حسابرس؛ تردید حرفه ای به مثابه کسب شناخت در گذر زمان؛ تردید حرفه ای به مثابه عدم وجود اصل برائت در حسابرسی؛ تردید حرفه ای به مثابه شک موقعیتی و تردید حرفه ای به مثابه فرهنگ عمومی پرسشگری. نتیجه گیری: گستردگی تجربه و ادراکات از مفهوم تردید حرفه ای در حسابرسی بین مشارکت کنندگان بیانگر پیچیدگی این مفهوم است. بر این اساس پیشنهاد می شود این امر در برنامه ریزی های آموزشی و تعیین سرفصل دروس رشته حسابداری و حسابرسی و دوره های آموزشی حسابرسان مدنظر قرار گیرد.
۶.
هدف: ویژگی شخصیت برون گرایی مدیرعامل می تواند یکی از اطلاعات غیرمالی مؤثر بر پیش بینی تحلیل گران مالی درباره عملکرد شرکت است. همچنین، سوگیری های شناختی کلیشه و شباهت در پیش بینی تحلیل گران مالی، آن ها را به این باور رسانده است که مدیرعامل برون گرا موفق تر هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر سوگیری کلیشه و شباهت بر تأثیر برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از دیدگاه گردآوری داده ها، پیمایشی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مبتنی بر سناریو استفاده شده است و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی است. جامعه آماری پژوهش تحلیل گران مالی بوده و بر اساس روش نمونه گیری توان آزمون تعداد 200 تحلیلگر مالی، در بازه زمانی سال 1402 انتخاب گردید. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل مقایسه میانگین استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش اشاره دارد که شخصیت برون گرایی مدیرعامل بر پیش بینی تحلیل گران مالی تأثیر ندارد و سوگیری کلیشه و شباهت نیز پیش بینی تحلیل گران مالی را تعدیل نکرده است. نتیجه گیری: در کل، نتایج پژوهش اشاره دارد که تحلیل گران مالی در محیط اقتصادی ایران در پیش بینی های عملکرد شرکت سوگیری کلیشه و شباهت ندارند و این سوگیری ها منجر به انحراف پیش بینی آنها در خصوص عملکرد شرکت نشده است.
۷.
هدف: در محیط تجاری امروزی که با افزایش جهانی شدن بازارها و رقابت همراه است، سیستم هزینه یابی کیفیت به عنوان یک ابزار مدیریت هزینه محسوب می شود که می تواند مزیت رقابتی سازمان را افزایش دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر اجرای هزینه یابی کیفیت بر عملکرد مالی شرکت گاز استان هرمزگان پرداخته است. روش: این پژوهش یک پژوهش اثباتی بوده و از استراتژی آرشیوی و پیمایشی بهره می برد. این پژوهش یک پژوهش سری زمانی بوده و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و همچنین صورت های مالی شرکت گاز استان هرمزگان برای دوره 1395-1400 به دست آمده است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و کارکنان شرکت گاز استان هرمزگان بوده اند که از میان آنها یک نمونه به صورت تصادفی انتخاب شده و به منظور طبقه بندی هزینه های کیفیت با آنها مصاحبه شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد به کارگیری سیستم هزینه یابی کیفیت بر عملکرد مالی شرکت تأثیر داشته است و میزان هزینه های تطابق در این شرکت را کاهش داده است. به علاوه، یک همبستگی منفی میان هزینه های پیشگیری و ارزیابی وجود دارد. نتیجه گیری: یکی از دلایل پایین بودن درصد هزینه های ارزیابی به پیشگیری و عدم وجود هزینه های شکست قابل ملاحظه در این شرکت را می توان به سرمایه گذاری شرکت در هزینه های پیشگیری و نرخ رشد بالای این هزینه ها در طی سال های نمونه پژوهش نسبت داد.
۸.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل پیامدهای فلج تحلیلی سرمایه گذاران در بازار سرمایه انجام پذیرفت. روش: نمونه آماری شامل 17 نفر از خبرگان شامل استادان و مدیران بازار سرمایه است که به روش نمونه گیری هدفمند و اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری داده ها استفاده شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روایی محتوا و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. برای تحلیل داده ها ا ز رویکرد تحلیل مضمون (بررسی متون، مقاله، مصاحبه) و از فرآیند کدگذاری و نرم افزار Atlas.ti بهره گرفته شد. در بخش کمی، ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه دلفی است و برای درجه بندی و مشخص نمودن میزان اهمیت شاخص ها از رویکرد دلفی فازی استفاده شد ه است . یافته ها: نتایج منجر به شناسایی چهارده پیامد فلج تحلیلی (از جمله مهمترین آنها: طولانی شدن فرآیند تصمیم گیری، بهره وری پایین، عدم استفاده از فرصت ها، از دست دادن زمان، اخذ تصمیمات ناکارآمد و اتلاف منابع) در بازار سرمایه شد. نتیجه گیری: با توجه به اثرات نهایی فلج تحلیلی بر وضعیت اقتصادی افراد جامعه، مدیریت و پیشگیری از وقوع آن ضروری است. ارزش این مقاله در بسط ادبیات پدیده فلج تحلیلی و کنترل پیامدهای آن در جامعه است که تاکنون در مقالات داخلی به آن پرداخته نشده است.