ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱۴٬۹۹۵ مورد.
۷۴۱.

امر اجتماعی و زندگی روزمره در ریختارِ فکری مارتین هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امراجتماعی زندگی روزمره دازاین هستی مارتین هایدگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
در ریختار فکری مارتین هایدگر، امر اجتماعی و زندگی روزمره با تأکید بر مفاهیم بنیادینی چون "دازاین"، "اصالت"، و "هستی" بررسی می شوند. هایدگر معتقد است که زندگی روزمره معمولاً به صورت غیر اصیل سپری می شود، جایی که انسان ها در چارچوب هنجارها و انتظارات از پیش تعیین شده عمل می کنند، بدون آنکه به معنای عمیق تر هستی خود توجه کنند. این نوع زندگی، که هایدگر آن را "افتادگی" می نامد، به نوعی غفلت از حقیقت وجودی منجر می شود. به همین منظور پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که امراجتماعی و زندگی روزمره در ذهنیت و اندیشه هایدگر به چه معناست و چه نسبتی با عصر کنونی دارد؟ امر اجتماعی در اندیشه هایدگر به عنوان فضایی تلقی می شود که در آن ساختارهای قدرت، هنجارهای فرهنگی، و روابط اجتماعی به گونه ای عمل می کنند که می توانند به پنهان سازی حقیقت و محدود کردن امکان تجربه زندگی اصیل منجر شوند. با این حال، هایدگر بر این باور است که انسان، با آگاهی از مرگ و گذر زمان، می تواند از این وضعیت فراتر رفته و به سوی زندگی اصیل حرکت کند. این آگاهی به فرد اجازه می دهد تا از پیروی ناآگاهانه از هنجارها و رژیم های حقیقتِ ثابت و محدود کننده فاصله بگیرد و به جستجوی معنای واقعی تر و عمیق تر زندگی بپردازد.
۷۴۲.

توجیه باور دینی با استفاده از تجارب نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تنوع تجربه دینی تجارب نزدیک به مرگ توجیه باور دینی معرفت شناسی باور دینی اثبات وجود خدا زندگی پس از مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
یکی از بحث هایی که حول موضوع تجربه دینی در فلسفه دین شکل گرفته این است که آیا می توان از تجربه دینی برای توجیه باورهای دینی استفاده کرد یا خیر. گرچه در این پرسش عنوان باور دینی می تواند باورهای متنوعی را در بر بگیرد ولی معمولاً این بحث به اثبات وجود خدا بر اساس تجربه دینی منحصر شده است. این بدان دلیل بوده که متعلَق تجربه دینی معمولاً وجود مطلق پنداشته شده است و یا کسانی که این تجارب را دسته بندی کرده اند صرفاً به نوع خاصی از تجارب نظر داشته اند. اما اگر به تنوع تجارب دینی و تنوع متعلَق این تجارب توجه شود، می توان از این تجارب برای توجیه باورهای دینی دیگری چون ماوراء طبیعت، زندگی پس از مرگ، جهان آخرت، تجسم اعمال و ... استفاده کرد. باورهایی که آنها هم در منظومه باورهای دینی به نوبه خود مهم هستند و بعضی از آنها می توانند در نهایت بر اساس استدلال های چندی توجیه کننده باور به خدا هم باشند. در این مقاله می خواهیم بر اساس تنوع تجارب دینی نشان دهیم که این تجارب می توانند توجیه کننده باورهای دینی مختلفی باشند. برای این منظور از تجارب نزدیک به مرگ که خود می توانند نوعی تجربه دینی تلقی شوند کمک خواهیم گرفت و نشان خواهیم داد اگر قرار باشد از تجارب دینی برای توجیه باور دینی استفاده شود این تجارب مزایای مهمی نسبت به تجربه وجود مطلق دارند.
۷۴۳.

تحلیلی از برهان معرفتی: رابطه معرفت پدیداری با معرفت فیزیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: برهان معرفتی معرفت پدیداری دوگانه انگاری فیزیکالیسم فلسفه ذهن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف این مقاله تحلیل آزمون مری و از این راه، بازتعریف رابطه ی دوگانه انگاری با فیزیکالیسم است. آزمون مری یکی از مشهورترین آزمون های فکری است که در دفاع از برهان معرفتی و به طورکلی دوگانه انگاری در فلسفه ذهن مطرح شده است. برهان معرفتی به مجموعه استدلال ها و آزمون های ذهنی گفته می شود که دوگانه انگار ها در وجود نوع دیگری از معرفت به جز معرفت فیزیکی اقامه کرده اند که اصطلاحاً به آن معرفت پدیداری می گویند. علی رغم نام این برهان، دامنه ی آن در نهایت به معرفت ختم نمی شود. قائلین به دوگانه انگاری تفاوت در معرفت را ناشی از تفاوت وجودی امر پدیداری با امر فیزیکی می دانند. فرض ابتدایی ما این است که آزمون مری صحیح است. سپس می پرسیم چه شرایطی باید فراهم باشد تا آزمون به همان شکلی پیش رود که دوگانه انگارها روایت کرده اند. استدلال خواهیم کرد که شرط لازم برای صحت آزمون این است که معرفت پدیداری نسبتی با معرفت فیزیکی داشته باشد. سپس با کمک نظریه مجموعه ها تلاش می کنیم مختصات صوری نسبت میان امر پدیداری و امر فیزیکی را ترسیم کنیم. نتیجه ای که حاصل می شود این است که نسبت مذکور باید از نوع نسبت هم ارزی باشد. در آخر تبعات فلسفی هم ارزی میان امر پدیداری و امر فیزیکی را بررسی می کنیم و شرایطی را که هریک از این دو رویکرد باید پذیرا شوند بررسی می کنیم.
۷۴۴.

ارزیابی اصل «تقدم وجود بر ماهیت» در انسان شناسی سارتر با تکیه بر فلسفه صدرایی و اندیشه شهید بهشتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تقدم وجود بر ماهیت اِگزیستانسیالیسم سارتر آزادی انسان فلسفه صدرایی شهید بهشتی اختلاف نوعی انسان ها فطرت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۲۴
تطبیق اصالت وجود در فلسفه اگزیستانس و حکمت متعالیه، یکی از موضوعات جذاب برای پژوهشگران بوده است. اما پژوهش حاضر با تمرکز بر اصل تقدم وجود بر ماهیت یا همان اصالت وجود در فلسفه ژان پل سارتر، به بعد انسان شناسانه این دیدگاه می پردازد و به جای تطبیق محض، داوری و ارزیابی این دیدگاه را در پارادایم حکمت صدرایی با نگاهی بر آثار شهید بهشتی، بر عهده دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد «تقدم وجود بر ماهیت» صرفاً مشترک لفظی میان فلسفه سارتر و فلسفه صدرایی است، اما با این حال بخشی از مضامین اثبات شده در انسان شناسی سارتر، که خود حاصل اصل مزبور است، مورد تایید حکمت متعالیه نیز می باشد. مهم ترین شباهت های این دو دستگاه فکری، انعطاف پذیری ماهیت انسان و اختلاف ماهوی افراد بشر نسبت به یکدیگر است. از طرف دیگر مهم ترین تفاوت ها نیز تعریف ناپذیری بشر، نفی فطرت و آزادی انسان از اراده الهی در انسان شناسی سارتر و خلاف همین موارد در انسان شناسی صدرایی و شهید بهشتی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، پس از تبیین اصل تقدم وجود بر ماهیت در اندیشه سارتر با تمرکز بر انسان شناسی وی، به نقد آن در چهارچوب فلسفه صدرایی و بررسی نقاط مشترک و متفاوت می پردازد.
۷۴۵.

کاربست راهکار افلاطونی برای مقابله با سوفیست در رفع معضلات فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای مجازی سفسطه افلاطون عقلانیت معنویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
انسان معاصر که در دوران گستردگی فناوری اطلاعات و ارتباطات زیست می نماید و به یک معنا تحتِ سیطره ی فضای مجازی است، با مسائلی مواجه است که تمیز حقیقت از خطا را برای او دشوار نموده است. این دشواری از جنس معضلات معرفتی دوران یونان باستان است که توسط سوفسطائیان ایجاد و با روشنگری افلاطون مرتفع می شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی این مسأله است که آیا موضع افلاطون در برابر سوفسطائیان میتواند راهکاری برای خروج از معضلات فضای مجازی باشد؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است و یافته ها حاکی از این است که اگرچه انطباق مطلق میان زیرساخت و محتوای فضای مجازی با ماهیت و عمل سوفیست وجود ندارد و بستر و غایت ابداع فضای مجازی متفاوت از انواع سفسطه پراکنی هایی است که توسط مدعیان کاذب فلسفه انجام می شده است؛ با این حال در عمل، نزدیکی قابل توجهی میان این دو رویه وجود دارد. تناظر سفسطه و فضای مجازی در مؤلفه هایی چون استفاده از مجاز به جای حقیقت، گمان به جای معرفت، غفلت از شناخت انسان و ارجحیت گفتار یا نوشتار نمود روشنی دارد. راهکار برون رفت از معضلات فضای مجازی با نظر به رویکرد افلاطونی توجه به دو عنصر «عقلانیت» و «معنویت» است. موضع افلاطون در برابر سوفسطائیان، راهبردی حکمت بنیان برای توده مردم به عنوان «کاربران معمولی» فضای مجازی، جهت برون رفت از معضلات این فضا به مثابه بستری برای سفسطه گری معاصر است.
۷۴۶.

ردّیه زاگزبسکی بر اصل استلزام قدرت: ارزیابی و نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اصل استلزام قدرت شرطی خلاف واقع اختیار استلزام اکید جهات لیندا زاگزبسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۶
در مساله علم الهی و اختیار انسان،اصل استلزام قدرت با نفی وجود شرطی خلاف واقع اختیار، دستاویزی مهم در زیرسوال بردن اختیار انسان محسوب می شود. بنا بر اصل استلزام قدرت،شرطی خلاف واقع اختیار صادق نداریم.لیندا زاگزبسکی با طرح مثال هایی که آن ها را از مصادیق شرطی های خلاف واقع اختیار می داند،درصدد است تا ضمن بیان فهم جدیدی از لزومی بودن که شرط لازم گزاره های خلاف واقع اختیار است، نشان دهد که می توان با ارائه مثال هایی شمول اصل استلزام قدرت را، به عنوان یک اصل، نقض نموده و بدین ترتیب آن را از اعتبار ساقط کرد.زاگزبسکی از طریق بیان ضرورت در بستر جهات فهم جدید از لزومی بودن به معنای استلزام اکید به دست می دهد.فارغ از این که اصل مذکور صادق یا کاذب باشد، غایت این مقاله ارزیابی و نقد مثال-های زاگزبسکی است.به این منظور خصیصه لزومی بودن مثال های ایشان را با طرح در بستر جهات و استلزام اکید به معنای متعارف آن بررسی می کنیم و نشان خواهیم داد که الف) منطق حاکم بر مثال ها، اعم از این که در کدام بستر بررسی شوند، متقن نیست و مثال های موردنظر نمی توانند آن چنان که زاگزبسکی مدعی است ناقض اصل استلزام قدرت باشند؛ و ب) مساعی زاگزبسکی در بیان فهم نوینی از لزومی بودن در بستر موجهات وافی به مقصود نیست.
۷۴۷.

پلنتینگا و غزالی؛ سازگاری علم و باورهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علم دین معرفت شناسی اصلاح شده نظریه ضمانت پلنتینگا غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۴
خداناباوران معتقدند که علم جدید حامی و پشتیبان نوعی از ایده خداناباوری است؛ دست کم در نظر برخی از آنان مبنای متافیزیکی علم جدید هیچ جایگاهی برای پذیرش باورهای ایمانی خداباوران باقی نمی گذارد و در نتیجه، علم گرایی و خداباوری ناسازگار هستند. اما، در میان فیلسوفان استدلال هایی وجود دارد که می تواند نشان دهد سخن فوق چندان قابل دفاع نیست و به عکس، دلایل خوبی له سازگاری علم و خداباوری وجود دارد. در این مقاله سعی می کنیم نشان دهیم که مبتنی بر معرفت شناسی پلنتینگا از یک سو و نظریه هرمنوتیک متن مقدس غزالی در سوی دیگر، نه تنها علم گرایی و خداباوری تعارض جدی با یکدیگر ندارند بلکه می توانند به عنوان اموری به هم وابسته یا مکمل در نظر گرفته شوند.
۷۴۸.

Ontology of Human’s Eschatological Observations from the View of Mulla Sadra(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Ontology world to come imagination Mulla Sadra psyche myriad worlds

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۳۲
The afterlife (also the world to come) has been one of the major humans’ concerns throughout history. Although heavenly religions and Islamic philosophy have recognized the very foundation of the Hereafter, there are questions surrounding the existence and characteristics of that world. In the meantime, there is a myriad of theories about it, and Mulla Sadra’s view is a key theory here. This research analyzes the philosophical basics of Mulla Sadra’s views to distinguish his perspective from those of others and to portray a different aspect of the world-to-come observations. The findings suggested that Mulla Sadra argues that man achieves actualization over time and transfers to the world to come by abandoning the matter. In that world, there are no objects for man to observe; rather, he will create all his observations by himself, with every human creating a more transcendental world made of imaginary perceptions which, unlike imaginary observations in this world, assumes an external reality which is also formed in the existence and life of the human psyche.
۷۴۹.

مفهوم «رب العالمین» در قرآن و پیوند آن با اوصاف خدای یگانه در ادیان پیشااسلامی عربستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: أسماء الحسنی رب العالمین قرآن یهودیت مسیحیت عربستان پیشا-اسلامی کتیبه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
پس از اسم جلاله «الله»، «ربّ» پربسامدترین نام خدا در قرآن است که در قریب به اتفاق موارد به صورت مضاف به کار رفته و در این میان، ترکیب «ربّ العالمین» بیشترین کاربرد را دارد. اهمیت این تعبیر هنگامی آشکار می شود که می بینیم در مواردی متعدد وصف منتخب خدا از میان همه اوصاف وی است و به ویژه در آیات آغازین فاتحه الکتاب، تنها وصفی است که میان دو اسم خاص خدا، یعنی اسم جلاله «الله» و «الرحمن»، یاد شده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ». عالمان مسلمان از دیرباز در مبدأ اشتقاق و معنای «العالمین» اختلاف نظر داشته اند؛ چراکه نخست ساخت واژه «عالم»، بر وزن مفروض فاعَل، بر اوزان مشهور اشتقاقی عربی نیست، و دوم، پیوند معنایی آن با ریشه مفروض ع ل م به معنای «دانستن» محل بحث است. بر این پایه، گمانه وام واژگی آن، به ویژه در ترکیب «ربّ العالمین» تقویت می شود. برای پاسخ به این مسأله در این پژوهش از روش های تاریخی و توصیفی استفاده شده است. با مراجعه به متون دینی و نیایش های یهودی، نزدیکی «ربّ العالمین» با تعابیری همچون «رِبُون هاعُولامیم» و «مِلِخ هاعُولام» عبری و «ماری عَلما»ی آرامی که در وصف خدا به کار رفته اند، آشکار می شود. با بررسی شواهد کتیبه شناختی برآمده از منطقه عربستان، روشن می شود که از حدود سه قرن پیش از اسلام ساکنان جنوب و شمال این منطقه گرایش به یگانه پرستی داشته ، در آغاز یهودی و از اوائل قرن ششم، مسیحی شده اند. اوصاف خدا در کتیبه های حمیری و شمال حجاز پیوند آنها با «ربّ العالمین» را نشان می دهد.
۷۵۰.

Functional Fit and the Instrumental Character of Knowledge: Rethinking the Theory of Knowledge with Radical Constructivism(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Radical Constructivism Explanatory Pluralism Knowledge Fit Epistemology Instrumentalism Pragmatism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
Radical constructivism (RC), introduced by Ernst von Glasersfeld, is an instrumentalist theory of knowledge that challenges the notion of knowledge as a picture or representation of a real, external world. Instead, RC, by integrating ideas from different theoretical fields - such as cybernetics, evolutionary biology, and evolutionary psychology - considers the purpose of the cognitive organism to construct knowledge not to achieve truth, but to construct perceptual and conceptual structures that help to maintain adaptation and cognitive equilibrium. However, the basic question here is, by what character these structures can achieve the purpose. By examining Glasersfeld's writings, this paper argues that the character is a "functional fit", which is based on a fundamental shift in RC, i.e. the shift from "matching" to "fitness". From this point of view, the "fit knowledge" is not due to its match with the external reality, but due to its repeated success in solving a specific problem, it is viable, and by preventing unwanted changes or perturbations, it gives order to the experiential world of the organism and helps to maintain its cognitive equilibrium. This perspective has the potential to create transformation in various fields, from education to ethics and social issues. Therefore, this paper, while examining the basic concepts of radical constructivist epistemology, also deals with its theoretical and practical applications.
۷۵۱.

شناخت گرایی و ناشناخت گرایی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناخت اخلاقی شناخت گرایی شک گرایی گزاره های اخلاقی باورهای اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۶
یکی از مسائل بسیار مهم در حوزه مباحث معرفت شناختی اخلاق، امکان یا عدم امکان حصول شناخت اخلاقی است. ما در این مقاله به بررسی باورهای اخلاقی که از جنس گزاره ها هستند میپردازیم؛ منظور بررسی امکان صدق و کذب گزاره هایی است که برگرفته از امور واقع و یا بیان کننده امیال، گرایش ها و ابراز احساسات اند و یا حتی از نوع دستوری اند. انسان ها اغلب توان انجام عمل اخلاقی را دارند؛ در حالیکه گاهی آنها حتی توانایی بیان یا استدلال درباره آن را هم ندارند. افراد درباره شناخت اخلاقی که دارند با اطمینان صحبت نمی کنند، در صورتیکه عمل اخلاقی را چه درست چه نادرست انجام می دهند. در بخش اول این مقاله درباره اطمینان و شهود افراد پیرامون شناخت و عمل اخلاقی بحث و بررسی می شود. در بخش دوم بحث پیرامون این موضوع است که شناخت گرایی اخلاقی استدلال می کند که گزاره های اخلاقی بیانگر نوعی شناخت هستند و می توانند واقعاً صادق یا کاذب باشند، اما درمقابل برخی از جریان های فلسفی دیگر در حوزه اخلاق وجود دارند که امکان شناخت اخلاقی را مورد تردید قرار می دهند. و این جریان های فلسفی که در مقابل شناخت گرایی قرار دارند بعنوان ناشناخت گرایی و شک گرایی اخلاقی شناخته میشوند. به زعم ناشناخت گرایان احکام و گزاره های اخلاقی باورهای ناظر بر امور واقع نیستند و قابلیت صدق و کذب ندارند. شک گرایان نیز گرچه می پذیرند که انسان ها حقیقتاً واجد باورهای اخلاقی هستند، اما معتقدند که این باورها به کلی ناموجه اند. در این مقاله موضوعات مطروحه مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.
۷۵۲.

پدیدارشناسی روح هگل و مسئلۀ شیء فی نفسۀ کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شی‏ء فی نفسه یقین حسی ادراک فاهمه آگاهی هستی شناسی مطلق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
مفهوم شیء فی نفسه در فلسفه کانت همان عاملی است که ما را از شناخت شیء چنان که در خود هست محروم می سازد و به همین خاطر برای هگل که اعتقاد داشت دانش به هیچ حدی محدود نمی شود، پذیرفتنی نبود و او برای رسیدن به آنچه خود آن را دانش مطلق می نامید چاره ای جز این نداشت که سایه این مفهوم را از سر ایدئالیسم مطلق خود کم کند. ما در این مقاله بر خلاف پژوهش های دیگر که به نقد به اصطلاحِ خود هگل بیرونیِ او بر مفهوم شیء فی نفسه پرداخته و تمرکز خود را بر آن قطعاتی گذاشته اند که هگل به صورت پراکنده در نقد این مفهوم مطرح کرده است، اولاً تلاش خواهیم کرد مواجهه درون ماندگار او را با شیء فی نفسه، آن گونه که در فصل نخست پدیدارشناسی روح صورت می گیرد مورد بررسی قرار داده و نشان دهیم که چرا او معتقد بود که اگر فرآیند رفع قالب های آگاهی در یکدیگر به درستی دنبال شود، اساساً چیزی همچون شیء فی نفسه محلی از اعراب نخواهد داشت. سپس با بررسی روایت او از این فرآیند، می کوشیم نشان دهیم که او دست کم در پدیدارشناسی روح قادر نبوده است شیء فی نفسه را از پیش پای اندیشه خود بردارد و در واقع می توان این مفهوم را دقیقاً به همان معنایی که کانت از آن مراد می کرد، از میان سطور پدیدارشناسی روح بیرون کشید.
۷۵۳.

بررسی سیر تطورات دسته بندی مبادی حجت از منظر منطق دانان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مبادی حجت یقینیات مظنونات مشهورات مقنعات مسلمات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۶
مبادی حجت به قضایایی اطلاق می شود که نیازی به استدلال ندارند و اساس صناعات پنج گانه برهان، جدل، خطابه، مغالطه، شعر محسوب می شوند؛ برای تبیین این مبادی با معیارهای سه گانه ای، دسته بندی های متمایزی از اندیشمندان اسلامی ارائه شده است که این تحقیق افزون بر ارائه سیر تطور این دسته بندی ها، اشکالاتی را که بر معیارهای یادشده وجود دارد ارائه می دهد و معیاری جدید برای دسته بندی مبادی منطقی بیان می کند که برای رفع مغالطه های رخ داده ای که در متن این پژوهش بیان شده، مفید به نظر می رسد؛ مبادی حجت عبارت اند از: «یقینیات، مظنونات، مشهورات، وهمیات، مخیلات، مقنعات، مسلمات و مشبهات» که می توان اصطلاحات فوق را با معیار توجه به ماهیت هر یک از مبادی بدین گونه دسته بندی کرد که یقینیات و مظنونات قسیم یکدیگرند زیرا این دو دسته از قضایا حاکی از میزان اعتقاد حاصل از مطابقت آن قضایا با خارجشان هستند؛ همچنین مشهورات با وهمیات قسیم یکدیگرند؛ زیرا حاکی از راه شناختی اند که این قضایا حاصل می شوند؛ همچنین مسلمات، مقنعات و مخیلات قسیم یکدیگرند زیرا هر سه، نوعی از میزان تأثیرگذاری بر مخاطب را به تصویر می کشند؛ مشبهات نیز قسیم تمام مبادی یادشده محسوب می شوند؛ زیرا مشتبهات، قضایای هستند که به جهت اشتباه لفظی یا معنوی، یکی از دیگر مبادی حجت پنداشته می شوند.
۷۵۴.

فهم جایگاه بنیادین استعاره در فلسفه از راه تأمل در معانی مختلف "استعارۀ رادیکال" در فلسفۀ ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاسیرر استعاره رادیکال کل و جزء مفهوم استعاره متاباسیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۴
در بخش نخست این مقاله از زمینه تاریخی و فلسفی طرح استعاره پرسش می شود. این زمینه با طرح تقابل دو زمینه پر رنگ می شود: تقابل سازواری استعاره و فلسفه در ارسطو و ناسازواری فلسفه (به ویژه فلسفه کانت) و سوررئالیسم در دوران مدرن. مفهوم استعاره رادیکال می کوشد این ناسازواری را به سازواری برساند. کاسیرر با طرح استعاره رادیکال متافیزیک، متافوریک و متاباسیس را کنار یکدیگر قرار می دهد. متافیزیک حاصل متافوریکی است که خود برآمده از ارتکاب به متاباسیس، یعنی گذشتن از حد یک جنس به جنس دیگر است. این متافیزیک، متافیزیکی است که همان وجود روزمره پیش رو را وجودی الوهی تلقی می کند. برای الوهی دیدن جهان باید جهش کرد و طفره رفت، همچنان که درست در سوررئالیسم جهش می کنیم و طفره می رویم. از این رو توجه به اصل لایب نیستی طبیعت دچار طفره نمی شود، سرنخ ما در این بحث است. استعاره های ارسطو مبتنی بر مماثلت بودند و لذا اصل لایب نیتسی را برآور ده می ساختند. اما سوررئالیسم با استعاره های خود از این اصل تخطی می کند. کاسیرر برای حل این ناسازواری، استعاره رادیکال را درون پارادایم گشت کپرنیکی طرح می کند. ما از آن رو که در استعاره رادیکال از جزء به کل جهش می کنیم، و خود کل را در خود جزء می بینیم، همواره گشوده به کل هستیم و این بدان سبب ممکن است که زبان گزاف کار درون فرهنگ استعاره های رادیکال می سازد و این استعاره ها خود، مقوله ها را می آفرینند و هستی را در چشم اندازی برای ما گرد می آورند. سنجه این چشم اندازها در خود آنهاست. این مقاله با طرح دو معنا از واژه رادیکال: یعنی«رادیکال به مثابه بنیادین» و «رادیکال به مثابه کاملاً مباین» این بحث را پیش می برد.
۷۵۵.

تأثیر آراء فرهنگی-اجتماعی لیوتار بر مؤلفه های هنر پست مدرن پیشرو و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه فرهنگی - اجتماعی لیوتار هنر پست مدرن مؤلفه های هنر پست مدرن پیشرو وجوه نظری وضعیت پست مدرن هنر پست مدرن معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
پست مدرن به عنوان یک جریان هنری، در ابتدای راه خود، با واکنش و اعتراض علیه عقل محوری و کارکردگرایی دنیای مدرن، نخست در هنر معماری نمایان و به تدریج حیطه های دیگر هنری را در بر گرفت. از سویی و در ادامه این مسیر، هنر پست مدرن پیشرو به مثابه یک فعالیت فرهنگی، اجتماعی، هنری و فلسفی، اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم عرضه و شناخته شد. هنر پست مدرن پیشرو تا دوران معاصر نیز امتداد مسیر و حضور دارد. سؤال بنیادین اینجا این است که هنر پست مدرن پیشرو و معاصر در جهت تحقق رسالتش برسازنده چه مؤلفه هایی بوده و شاخص ترین آن مؤلفه ها متکی به چه پشتوانه فکری و نظری است؟ این گونه به نظر می آید که مؤلفه های شاخص این ژانر هنری پست مدرن تأثیرپذیری ژرفی از نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار داشته است. پژوهش در جهت تبیین این ادعا به واکاوی متقن رابطه وجوه آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار با 10 مؤلفه بنیادین هنر پست مدرن معاصر و پیشرو می پردازد.
۷۵۶.

تقلیل گرایی اخلاقی ذات گرایانه آخوند خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آخوند خراسانی وجودشناسی اخلاقی تقلیل گرایی اخلاقی ذات گرایانه خوبی و بدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۲۱
پژوهش حاضر به دنبال تبیین و تدقیق وجودشناسی اخلاق و نحوه وجودی اوصاف اخلاقی از جمله خوبی و بدی بر مبنای آرای اصولی آخوند خراسانی است. در نگاه نخست، از آرای آخوند خراسانی نوعی تقلیل گرایی اخلاقی ذات گرایانه  برداشت می شود؛ به این معنا که اوصاف اخلاقی از جمله خوب و بدی به سازگاری فعل با قوه عاقله تقلیل می یابند و البته این سازگاری به خاطر برخورداری فعل از مصلحت و سعه وجودی و آثار خیر است و با حسن و قبح ذاتی مورد اعتنای وی سازگار است. با تأملاتی در مباحث آخوند خراسانی، می توان اصلاحیه ای بر رأی نخست ایشان ارائه کرد و بین حقیقت فعل و انجام فعل تفکیک قائل شد. در این صورت، برای انجام فعل، عنصر قصد و نیت را نیز باید به مصلحت و سعه وجودی و سازگاری با قوه عاقله اضافه کرد. دلالت هایی که تقلیل گرایی اخلاقی آخوند خراسانی دارد، عبارت اند از: 1)معرفت اخلاقی پسینی، 2) مطلق گرایی، 3) عدم استقلال اخلاقی، و 4) استنتاج باید و ارزش از هست. در این پژوهش، ابتدا تقلیل گرایی اخلاقی آخوند خراسانی تبیین و تحلیل می شود و در ادامه، دلالت های آن بررسی می شوند.
۷۵۷.

Does Kantianism Imply Some Sort of Conceptual Creationism?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Concept intuition Kant Mind understanding sensibility World

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
I argue in the essay that the conceptualist understanding of the mind-world relation ultimately leads to the kind of view that Panayot Butchvarov calls conceptual or linguistic creationism. According to this view, “there is nothing we have not conceptualized”. In addition to being an antithesis of metaphysical realism, which maintains that there is a reality independent of us, the term refers to the kind of thinking that sees human cognitive experience (and reality itself) as thoroughly constituted according to our concepts. While it might be easy to attribute this kind of position to Kant as well, especially when read through a conceptualist lens, I argue that such a position is not in accord with Kant’s philosophical intentions. Using the Deduction and Schematism chapters of the Critique of Pure Reason as examples, I also argue that on the conceptualist understanding of the mind-world relation too much is read into Kant’s idea that sensibility and understanding must be cognitively compatible with one another.
۷۵۸.

Consciousness and Cognition in Kant's First Critique(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: transcendental consciousness Access Consciousness Nonconceptual Sensible Intuition Cognition

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
This paper has the ambitious aim to clarify the putative different meanings of "consciousness" in Kant's Critique, particularly focusing on the concept of apperception. Often misinterpreted merely as the potential for self-attributions of experiences and mental states—technically, as the individual's ability to knowingly refer to himself—such readings overlook the pivot role of transcendental apperception in bridging the inherent gap between nonconceptual content of sensible intuitions and the higher-level conceptual content of propositional attitudes, essential for reasoning and the rational control of actions. In this context, "consciousness" or "self-consciousness" means cognitive accessibility (in Block's sense). But Kant's texts reveal additional meanings of consciousness. Notably, "sensation" means the raw material of intuition when it is apprehended through a synthesis of imagination without conceptual determination, capturing the subjective "what-it-is-like" phenomenal aspect of perception. Conversely, its objective correlate—the ability to discriminate and single out objects from their surroundings—embodies what can be described as "de re awareness" of a yet conceptually undetermined object of intuition. 
۷۵۹.

«یقین اخلاقی»؛ یک مفهوم، چند دیدگاه (ارزیابی دو رویکرد نسبی و مطلق در باب «یقین اخلاقی» با تکیه بر در باب یقین ویتگنشتاین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یقین اخلاقی نسبی یقین اخلاقی مطلق مطبوع کوبر ویتگنشتاین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۲۹
یکی از مفاهیم اخلاقیِ مهمی که در سال های گذشته ذهن بسیاری از فیلسوفان را به خود مشغول داشته، مفهوم «یقین اخلاقی» است. این معنی که آیا گزاره های اخلاقی ای وجود دارند که آن چنان یقینی به بار آورند که هیچ شک، شبهه و یا استدلال، دلیل و شاهدی یارای هماوردی با آن را نداشته باشد؟ به باور برخی فیلسوفان برای نمونه گزاره «نادرستی کشتن افراد بیگناه» چنین یقین اخلاقی ای برای ما به ارمغان می آورد. از میان فیلسوفانی که در این قلمرو قلم زده اند، می توان به دو خوانش اساسی نایجل پلیزنتز و مایکل کوبر اشاره نمود. پلیزنتز یقین اخلاقی را مفهومی مطلق و طبیعی می داند که زیربنای داوری های اخلاقی ما است و در سوی دیگر، کوبر یقین اخلاقی را مفهومی نسبی دانسته و بر این باور است که یقین های ما در جامعه زبانی، فرهنگ و زمان ریشه دارد. در این مقاله تلاش می کنیم در پرتو دو خوانش مختلف و مهم، به زوایای گوناگون مفهوم «یقین اخلاقی» و اهمیت کاربست آن بپردازیم.
۷۶۰.

تفسیر وجود خدا با استفاده از پاسخ های هوش مصنوعی (مطالعه موردی: چت جی پی تی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه وجود خدا اثبات وجود خدا اثبات خدا با هوش مصنوعی چت جی پی تی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۹
در طول تاریخ، یکی از بزرگترین چالش های فکری و فلسفی انسان، سوال در مورد وجود خدا بوده است. با پیشرفت های تکنولوژیک و ظهور هوش مصنوعی، اکنون فرصتی برای مطرح کردن این سوال از یک زاویه جدید و با استفاده از قابلیت های پیشرفته هوش مصنوعی به دست آمده است. روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت در دسته پژوهش های اکتشافی(شبیه سازی) قرار می گیرد که در فاز اول با پاسخ و جواب از سامانه هوشمند چت جی پی تی تا رسیدن به مرز اشباع پاسخ ها ادامه پیدا کرد.سپس در فاز دوم با استفاده ازتحلیل مضمون، هریک از پاسخ ها، کدگذاری معنایی شده و در مضمون های مشترک قرار گرفتند. یافته ها در چهار بخش فلسفی، مذهبی، ادراکی و علمی دسته بندی شدند و مورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج مبین این بود که هوش مصنوعی از نظر فلسفی، توانایی تفکر پیرامون مفهوم وجود خدا را دارد. از نظر مذهبی، متون و مفاهیم دینی را با دقت تحلیل و تفسیر می کند. از نظر ادراکی، توانایی درک و تشخیص انواع مختلف از تجربیات، احساسات و تفکرات خردمندانه در مورد خدا را دارد، و این ادراکات را بر اساس الگوهای موجود در داده ها تحلیل و بازسازی می کند و از نظر علمی نیز، تقاطع ها و روابط علمی را به طور دقیق در خصوص هستی و آفرینش، اکتشاف و نتایجه غایی را ارائه می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان