پژوهش های علم و دین
پژوهش های علم و دین سال 15 پاییز و زمستان 1403 شماره 2 (پیاپی 30) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، یکی از بزرگترین چالش های فکری و فلسفی انسان، سوال در مورد وجود خدا بوده است. با پیشرفت های تکنولوژیک و ظهور هوش مصنوعی، اکنون فرصتی برای مطرح کردن این سوال از یک زاویه جدید و با استفاده از قابلیت های پیشرفته هوش مصنوعی به دست آمده است. روش تحقیق پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت در دسته پژوهش های اکتشافی(شبیه سازی) قرار می گیرد که در فاز اول با پاسخ و جواب از سامانه هوشمند چت جی پی تی تا رسیدن به مرز اشباع پاسخ ها ادامه پیدا کرد.سپس در فاز دوم با استفاده ازتحلیل مضمون، هریک از پاسخ ها، کدگذاری معنایی شده و در مضمون های مشترک قرار گرفتند. یافته ها در چهار بخش فلسفی، مذهبی، ادراکی و علمی دسته بندی شدند و مورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج مبین این بود که هوش مصنوعی از نظر فلسفی، توانایی تفکر پیرامون مفهوم وجود خدا را دارد. از نظر مذهبی، متون و مفاهیم دینی را با دقت تحلیل و تفسیر می کند. از نظر ادراکی، توانایی درک و تشخیص انواع مختلف از تجربیات، احساسات و تفکرات خردمندانه در مورد خدا را دارد، و این ادراکات را بر اساس الگوهای موجود در داده ها تحلیل و بازسازی می کند و از نظر علمی نیز، تقاطع ها و روابط علمی را به طور دقیق در خصوص هستی و آفرینش، اکتشاف و نتایجه غایی را ارائه می دهد.
تحلیل انتقادی ادبیات بیان مسأله و مدل سازی آن در پژوهش های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله ارزیابی انتقادی ادبیات روش شناسی و روش پژوهش در مورد مساله پژوهش است. اهمیت طرح مسأله در منابع روش تحقیق به وفور مورد بحث قرار گرفته است. با وجود اهمیت مساله در پژوهش، امروزه شاهد تحقیقاتی هستیم که یا فاقد مساله اند و یا در بیان مساله ضعف دارند. برای بسیاری از محققان، به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، انتخاب مساله، تبدیل به معضل شده است. اشکال اصلی انجاست که علی رغم بحث مستوفا از اهمیت مسأله، در مورد چیستی و ارکان بیان مسأله کمتر بحث شده است. مقاله حاضر میکوشد با مرور ادبیات مطرح شده در مورد ماهیت و چیستی بیان مسأله و اجزای تشکیل دهنده ی آن، الگویی سازوار و در عین حال کاربردی برای بیان مسأله ارائه کند. مقاله با بررسی نسبت واقعیت و معرفت در شکل گیری مسأله، ماهیت مسأله را امری مصنوع و برساخته محقق معرفی می کند که به صورت معمول در قالب دو الگوی الگوی تعارض در علم و الگوی خلأ در علم بیان می شود. در الگوی نخست، پژوهشگر میان واقعیت و انتظار مبتنی بر معرفت علمی خود تعارض برقرار می کند. در الگوی دوم، پژوهشگر مسأله خود را در کمبودها، نارسایی ها و ناکامی های علم موجود جستجو می کند. این کاستی هم می تواند در سطح تجربی باشد؛ هم می تواند در سطح نظری باشد. مقاله ضمن بیان اجزا و ارکان تشکیل دهده هر الگو، نشان می دهد که این دو الگو از منطقی یگانه برخوردارند.
آینده دین در چشم انداز تراانسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش تراانسان گرایی از مهم ترین جریان های تأثیرگذار قرن بیست ویکم در توسعه فناوری های نوین محسوب می شود. در ابتدای شکل گیری جنبش تراانسان گرایی دین و مسائل دینی چندان مورد توجه این گروه نبود. به مرور زمان و تحت تأثیر چالش های علمی و اجتماعی مرتبط با دین و معنویت، تغییرات نسبی در نگرش این جنبش نسبت به دین ایجاد شد، به گونه ای که آثار علمی منتشر شده در این موضوع در دو دهه گذشته با رشد بسیاری همراه بوده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نگرش تراانسان گرایان نسبت به دین و ارائه چشم اندازی از وضعیت آن در آینده تراانسانی می باشد، به این امید که زمینه مناسبی برای نقش آفرینی بین المللی اندیشمندان مسلمان ایرانی در این زمینه فراهم آید. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگاه تراانسان گرایان به دین و معنویت، همچون سایر حوزه ها نگاهی فناورانه است.آنها درصدد ادغام عناصر دینی با فناوری های نوین شناختی و پزشکی _زیستی و... هستند، و بدین نحو دین و معنویت را در چارچوبی فناورانه و برمبنای الگوریتم و داده بازتعریف می کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با وجود چالش ها و تضادهای اساسی میان تراانسان گرایی و ادیان ابراهیمی، ایجاد بسترهای تعاملی برای گفتگو و هم افزایی میان این دو حوزه، نه تنها ممکن بلکه بسیار مهم و ضروری می باشد.
تحلیل جایگاه منابع دانشگاهی در روان شناسی دین: مطالعه موردی کتاب در آمدی بر روانشناسی دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روانشناسی دین یکی از شاخه های علم روانشناسی است که امروزه به عنوان یک درس رسمی در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا جایگاه خود را یافته است. کتاب درآمدی بر روانشناسی دین تألیف دکتر مسعود آذربایجانی و سید مهدی موسوی اصل، در مقاطع کارشناسی و ارشدِ رشته روانشناسی و روانشناسی اسلامی رایج ترین کتاب مورد توصیه اساتید و استفاده دانشجویان می باشد. در این مجال در اثنای مطالعه موردی این کتاب، نکاتی چند در موضوعات مختلف، جهت تکمیل، اصلاح وکاربردی تر شدن منبعی برای درس روانشناسی دین بیان شده است؛ من جمله دقت در تعیین حیطه های دینی برای ورود به بحث روانشناسی دین؛ اصلاح عناوین جداول و برخی تیترها که با مضمون هماهنگی ندارند، تقسیم بندی صحیح فواید دینداری در سطح کلان و خرد و... پیشنهاداتی نیز در باب مطالبی که بایسته است در کتاب مرجع برای روانشناسی دین واقع شود، من جمله بحث انتقادات وارد بر دینداران و پاسخ به آنها، ارتباط بین سلامت جسم و روح و معرفی موسسات روانشناسی دین در دنیا آمده است.
مضامین الهیاتی- روانشناختی معنای زندگی در دیدگاه کی یرکگارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مضامین الهیاتی- روانشناختی معنای زندگی در دیدگاه کی یرکگارد بود. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل مضمون بوده است؛ میدان مورد مطالعه آثار ترجمه شده ی کی یرکگارد بود و کتاب بیماری تا مرگ با توجه به دریافت بیش ترین میزان داده های مورد نیاز به عنوان نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. مضامین پایه در پژوهش حاضر را گناه، توبه، ادراک پروردگار، ایمان، نیایش، یأس آگاهی، تخیل، خودارجاعی، اضطراب تشکیل دادند و مضامین سازمان دهنده را آموزه های الهیاتی و ابزارهای روانشناختی تشکیل دادند؛ در نهایت مضمون فراگیر پیوستگی بود. معنای زندگی با توجه به پیوستگی تشریح می شود، جایی که پیوند عمیق و ناگسستنی بین آموزه های الهیاتی و ابزارهای روانشناختی وجود دارد. آموزه های الهیاتی چارچوبی بنیادین و ژرف برای درک ماهیت وجودی انسان و تبیین رابطه ی او با هستی مطلق ارائه می دهد؛.دستیابی به زندگی اصیل ، مستلزم تلاش آگاهانه و مستمر فرد است؛ کی یرکگارد با ارائه ی ابزارهای روانشناختی به انسان یاری می رساند تا در فرایند جستجوی معنا و تحقق خویشتن گام های محکم و مؤثری بردارد. در نهایت کی یرکگارد بر نقش اساسی دین در یافتن معنای زندگی تأکید می ورزد. وی معتقد است، ابزارهای روانشناختی به تنهایی قادر به ارائه ی یک پاسخ جامع در خصوص معنای زندگی نیستند و استفاده از آن ها بدون پشتوانه ی ایمانی به جای رسیدن به معنا به نومیدی منجر می شود.
نگاهی به ریشه های عقیدتی مخالفت رهبران شیخیه با نجوم جدید در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود علوم جدید به ایران در دوره قاجار، بعضی رهبران شیخیه، به ویژه محمدکریمخان کرمانی چند رساله در نقد و رد نجوم جدید و نظریه خورشیدمرکزی نوشتند. در حالی که در این دوره ردیه ای از علمای شیعه اصولی در برابر نجوم جدید مشاهده نشده است. این تفاوت رویه احتمالاً ریشه در شیوه تأویل احادیث نجومی و همچنین نظام عقیدتی مابعدالطبیعی مفصلی دارد که از زمان شیخ احمد احسایی پدید آمد. رهبران شیخیه برداشتی متفاوت با علمای اصولی از احادیث کیهان شناختی و تنجیمی داشتند. محمدکریمخان کرمانی بر خلاف علامه مجلسی که در بحارالانوار، روایات کیهان شناختی را فاقد اعتبار علمی می داند و احادیث تنجیمی را از روی تقیه در نظر می گیرد، روایات گروه اول را طوری تأویل می کند که با نجوم بطلمیوسی هماهنگ باشد و احادیث تنجیمی را معتبر می داند. او همچنین به پیروی از شیخ احمد احسایی، به نظام سلسله مراتب وجود قائل بود که طبق آن هر چه موجودات از منشأ فیض دورتر باشند غلیظ تر و کندتر می شوند. به علاوه، عقیده داشت عالم «هورقلیا» که واسطه عالم ملک و ملکوت است در دورترین فاصله از زمین قرار دارد. همه اینها به این نتیجه منجر می شد که زمین طبق نظام نجومی بطلمیوسی-ارسطویی در مرکز قرار دارد.
نقدی بر خلقت گرایی علمی: خوانش علم نمایانه متون مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از ظهور علم مدرن و گسترش آن، مسائلی مربوط به رابطه ی علم و دین به میان آمد و یکی از پرسش های اساسی این بود که روایات یادشده در کتب مقدس درباره ی خلقت انسان و جهان چه نسبتی با ادعاها و نظریه های مطرح شده در علم مدرن دارند. در این مقاله به رویکردی خواهیم پرداخت که به نظر می رسد نه تنها روایات یادشده را در تعارض با نظریه ها و تبیین های علمی (به ویژه با نظریه ی فرگشت) می داند، روایات خلقت گرایانه ی دینی را ادعاهایی علمی معرفی می کند که دست کم در برخی موضوعات بر علم مدرن برتری دارند. ما پس از بررسی مختصر این رویکرد، با پرداختن به چند تفاوت کلی میان خلقت گرایی علمی و علم مدرن نشان خواهیم داد که نمی توان دعاوی آن نوع خلقت گرایی را علمی به شمار آورد؛ و هر گونه کوشش برای وارد کردن دعاویِ برآمده از روایات دینی به پیکره ی علم، و همچنین هر گونه موازی کاری در راستای ساختِ چنین بدیلی در کنار علم طبیعی که به نام «علمی» منتسب باشد کوششی نافرجام خواهد بود. نهایتاً به این نتیجه خواهیم رسید که به لحاظ منافع نیز درآمیزش این حوزه ها که به نظر می رسد بافت و بستری جدا و متمایز از یکدیگر دارند مناسب و رضایت بخش نیست.
فراتر از تعارض و استقلال: رویکردی همگرایانه به تعامل علم، تکنولوژی و دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر تحولات سریع فرهنگی و فناورانه، بررسی هم زیستی و تعامل میان دین، علم، فرهنگ و فناوری، به یکی از موضوعات راهبردی مطالعات میان رشته ای تبدیل شده است. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و مرور نظام مند منابع نظری و تجربی، به واکاوی تفاوت های معرفتی و کارکردی این چهار حوزه در بستر جوامع مدرن می پردازد. ابتدا، تفاوت های بنیادین میان دین و علم در زمینه پذیرش راز، تبیین پدیده ها، ساختار باورها و قضاوت های هنجاری بررسی شده است. سپس، فرهنگ به مثابه بستری برای تعامل یا تعارض میان این دو حوزه تحلیل می شود. فناوری نیز به عنوان نیرویی دگرگون ساز در زیست معنوی و اجتماعی انسان، با تأکید بر پیامدهای اخلاقی و سکولار واکاوی می شود. در بخش کاربردی مقاله، با تحلیل تطبیقی مطالعه موردی منطقه ای در مورد تعیین ماه های قمری در کشورهای اسلامی عضو MABIMS، نحوه تعامل نهادهای علمی، فرهنگی و مذهبی در فرآیند تصمیم گیری جمعی تحلیل می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعامل هوشمندانه میان دین، علم، فرهنگ و فناوری می تواند به هم زیستی پایدار، توسعه متوازن و بازتعریف مناسبات سنت و مدرنیته منجر شود. در پایان نیز مسیرهای پژوهشی جدیدی در حوزه تعاملات میان رشته ای، از جمله اثر فناوری های نوین بر ساختار باورهای دینی و مدل های زیست هم فرهنگی در جوامع چندمذهبی پیشنهاد شده است.
نقدی بر روایت داوکینز از مسئله وجودیِ شرِ نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داوکینز شر را با وجود خدای قادر مطلق و خیر مطلق ناسازگار دانسته و آن را قوی ترین برهان علیه خداباوری می داند. بر این اساس خداباوری را رد و از الحاد حمایت می کند. از نظر وی رونوشتی با عنوان «شرِ وجودی نظام مند»، با تبیین اینکه نه تنها شرور سنتی و حوادث خاص جهان، بلکه تمام نظام زیستی شالوده هستی شراست. داوکینز و خداباوران، «خوش بینی وجودی» را می پذیرند، به این معنا که جهان در حالت کلی خوب است و انسان باید برای زیستن در آن شادمان و سپاسگزار باشد. اما با گنجاندن «خوش بینی وجودی» در مسئله «شرِ نظام مند»، می توان نشان داد که «مسئله وجودیِ شرِ نظام مند» نه تنها برضد خداباوری بلکه بر ضد الحاد نیز صورت بندی می شود. اگر فرایندهای تکاملی مسبّب درد و رنج برای انسان ها و حیوانات است، برای داوکینز دفاع از خوش بینی وجودی، غیر ممکن است؛ زیرا این مسئله بر تعارض بین «شرِ نظام مند» و «خوش بینیِ وجودی» استوار است. هستی شناسی داوکینز محدود به جهان مادی است و به ورای جهان مادی برای حل این مشکل نمی تواند متوسل شود. اما خداباوران با توسل به وجود خدا و زندگی پس از مرگ، می توانند به این مسئله پاسخ دهند.
علم وکمال انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم یک تلاش سامانمند انسانی برای فهم جهان فیزیکی است. فعالیت علمی توسط انسان انجام می شود و در خلاء انسانی فاقد معنا است. امّا بلافاصله این سؤال مطرح است که چرا انسانها بدنبال دانش طبیعت هستند؟ خود علم نمی تواند پاسخی برای این سؤال فراهم کند. یک چهارچوب جامع تر، یک جهان بینی، لازم است تا بتوان به این سؤال پاسخ گفت. درواقع جهان بینی است که کل فعالیت انسانی، ازجمله فعالیت علمی، را شکل می دهد، و این جهان بینی دانشمند است که هدف وی از تعقیب فعالیت علمی را معنادار می سازد.این مسأله که آیا علم خودش می تواند زندگی فردی و اجتماعی مطلوبی برای ما فراهم کند یا نه، سؤالی بود که در گفتگوی بین مورتیمر اَدلر، فیلسوف آمریکائی، و برتراند راسل در 1940 مطرح شد(1). راسل معتقد بود که دانش علمی تنها نوعِ معتبر دانش است