مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۲۱.
۴۲۲.
۴۲۳.
۴۲۴.
۴۲۵.
۴۲۶.
۴۲۷.
۴۲۸.
۴۲۹.
۴۳۰.
۴۳۱.
۴۳۲.
۴۳۳.
۴۳۴.
۴۳۵.
۴۳۶.
۴۳۷.
۴۳۸.
۴۳۹.
۴۴۰.
دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مشکلات هر جامعه غفلت از شادی و نشاط است که باعث افزایش بیماری های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی می شود. با شادی و نشاط زندگی معنی پیدا می کند و در پرتو آن دانش آموزان می توانند خود را ساخته و قله های سلوک و پله های ترقی را بپیمایند. پژوهش حاضر با هدف استخراج و شناسایی مؤلفه های ضرورت های طراحی الگوی مدرسه شاد در مقطع ابتدایی انجام شد. روش و مواد: این پژوهش با رویکردکیفی و با روش تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت. جامعه آماری کلیه متخصصان در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی بود و روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و از 20 نفر از متخصصین درحوزه علوم تربیتی مصاحبه به عمل آمد. جهت تجزیه وتحلیل داده های کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش از 26 مقوله تشکیل شده که شامل 3 مقوله اصلی و 6 مقوله فرعی می باشد. نتیجه گیری: حاصل نشان داد که مدرسه های شاد همراه با شور، شوق، هیجان و با بازی کردن دانش آموزان همراه است. بررسی ها نشان داده وقتی بچه ها از مدرسه ای که شاد نیست بیرون می آیند انرژی خودشان را در بیرون تخلیه می کنند. چه بهتر،که فضای مدرسه شاد بوده و همراه با بازی در محیط و شادابی سرکلاس باشد تا جو مدرسه همراه با صمیمیت باشد. چرا که شاد بودن و شاد زیستن به اندازه ی تغذیه مناسب، ضرورت دارد.تغذیه مناسب در یادگیری بهتر و شادابی دانش آموز نقش بسزایی دارد.
ارائۀ الگوی اهداف برنامۀ درسی فارسی دورۀ ابتدایی مبتنی بر تفکر انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی اهداف برنامه درسی فارسی دوره ابتدایی مبتنی بر تفکر انتقادی به اجرا درآمد. پژوهش کیفی و ترکیبی از تحلیل محتوا و روش نظریه ای می باشد. به منظور جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و مدارک استفاده شده است. به دلیل مصوب نبودن راهنمای برنامه درسی فارسی، راهنمای معلم فارسی پایه های اول تا ششم و نسخه غیرنهایی راهنمای برنامه درسی حوزه زبان و ادبیات فارسی سال 1399 به همراه راهنمای برنامه درسی حوزه تربیت و یادگیری زبان و ادبیات فارسی سال 1394مورد بررسی قرار گرفت و مصاحبه با 47 تن از معلمان دوره ابتدایی، اساتید زبان و ادبیات فارسی و متخصصان برنامه درسی انجام گرفت و برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری بهره گرفته شد. در مرحله بعد با به کارگیری پژوهش نظریه ای و انجام کدگذاری انتخابی، الگوی پارادایمی برنامه درسی فارسی دوره ابتدایی مبتنی بر تفکر انتقادی نیز ارائه گردید. براساس نتایج به دست آمده از میان اهداف برنامه درسی فارسی دوره ابتدایی، تنها اهداف شکوفایی مهارت های اجتماعی و ارتباطی، پیوستگی افکار و تفکر مدون و ژرف اندیشی و ژرف نگری مبتنی بر رویکرد تفکر انتقادی هستند که در این میان هدف ژرف اندیشی و ژرف نگری دارای بیشترین ارتباط با مولفه های تفکر انتقادی است.
تاملی پدیدارشناسانه در مدارس ترکیبی روستایی دورۀ ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
133-164
حوزههای تخصصی:
مدارس در ایران بر پایه تفکیک جنسیت به دو دسته دخترانه و پسرانه تقسیم می شوند اما در مناطق روستایی و کمتر برخوردار که تعداد جمعیت دانش آموزان کافی نباشد، مدارس ترکیبی تاسیس می شوند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب زیسته معلمان و دانش آموزانی که با فضای مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی درگیر بودند، در چارچوب رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش آموزان دوره ابتدایی استان قزوین بود که در مدارس ترکیبی روستایی این استان مشغول بودند. به این منظور 12 نفر از معلمان و 10 نفر از دانش آموزان با نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند و به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته که با معلمان و دانش آموزان انجام شد، داده ها گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با راهبرد هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدارس ترکیبی روستایی دوره ابتدایی دارای فرصت های آموزشی، ارتباطی و پرورشی می باشند و در عین حال با دغدغه های فرهنگی، چالش های مدیریتی و همسالان دست به گریبان هستند. به باور شرکت کنندگان این پژوهش با آن که چالش های مدارس ترکیبی شرایط را برای دختران نسبت به پسران دشوارتر می کند، این مدارس با ارائه محیطی شبه واقعی در آماده سازی دختران و پسران برای ورود به بزرگسالی موفق عمل می کنند.
بررسی برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
329 - 340
حوزههای تخصصی:
هدف: داشتن برنامه درسی مناسب در تربیت معلم جهت انجام آموزش های حرفه ای به کودکان نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش به این گروه دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن انجام شد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش همه اسناد و متون تخصصی و معتبر موجود برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن بودند که همه آنها در صورت مرتبط بودن با روش نمونه گیری تمام شماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار این مطالعه، یادداشت برداری از اسناد و متون تخصصی و معتبر برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. داده های این پژوهش با روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن از نظر واحدهای درسی، آموزش های عملی و طول مدت دارای ویژگی های خاصی بودند که با یکدیگر شباهت ها و تفاوت هایی داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش در زمینه واحدهای درسی، آموزش های عملی و طول مدت برنامه درسی تربیت معلم جهت آموزش های حرفه ای دوره ابتدایی در کشورهای ایران، کانادا، استرالیا و ژاپن، برنامه ریزی جهت بهبود برنامه درسی تربیت معلم در ایران جهت آموزش های حرفه ای لازم و ضروری می باشد.
نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
223 - 246
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مطالعه نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی معلمان دوره ابتدایی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و ماهیت این تحقیق از نوع کمی و از نظر شیوه اجرا هم تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد آنان 2600 نفر بود. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه تعداد 335 نفر(مرد و زن) با میانگین سنی 40 سال و مدرک تحصیلی غالبا لیسانس ، فوق لیسانس و دکتری، تعیین شد که این نمونه آزمودنی ها بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خودکارآمدی معلم اسچانن، موران و وولفولک (2001)، پرسشنامه استاندارد فرهنگ مدرسه گرونرت (2005) و پرسشنامه استاندارد نگرش حرفه ای معلمان اقبال (2013) بودند که به مدت دو ماه به صورت مجازی و آنلاین، در برنامه ی شاد صورت گرفته است. و با روش رگرسیون و با استفاده از نرم افزار spss25 تحلیل شد. نتیجه اینکه، مدل کلی رگرسیونی مورد تایید واقع شد و نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه توانستند خودکارآمدی معلمان را به صورت همزمان پیش بینی کنند (p<0.05). در نهایت با توجه به اهمیت نگرش حرفه ای معلمان و فرهنگ مدرسه در راستای خودکارآمدی معلمان برگزاری آموزش های مستمر و حرفه ای، ایجاد فضایی مشترک برای اشتراک تجربیات، اعطای فرصت به معلمان برای مشارکت در تصمیم گیری های مدرسه، تشویق به رشد حرفه ای، ارتقاء مهارت های روابط انسانی و ارتقاء فرهنگ تحول و نوآوری پیشنهاد می شوند.
الگوی مفهومی برنامه درسی مبتنی بر سواد محیط زیستی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران: برآمده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سواد محیط زیستی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران بود. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان و اعضا هیئت علمی متخصص و صاحب نظر شهر گرگان در زمینه سواد محیط زیستی و برنامه درسی که شیوه انتخاب آن ها هدفمند و از نوع گلوله برفی بود. درمجموع با 24 نفر مصاحبه شد که شامل 12 عضو هیئت علمی دانشگاه و 12 معلم مدرسه بود. داده ها از طریق محاسبه مصاحبه نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد که در قالب الگو پارادایمی و الگو مفهومی بدین صورت شکل گرفت: نیازهای اجتماع، اهداف، کمبود سواد محیط زیستی افراد، آگاهی از خطرات محیط زیست، تدوین محتوا، شیوه های تدریس مبتنی بر محیط زیست، آموزش والدین و نهادهای مرتبط، روش تدریس فعال مبتنی بر محیط زیست، جشنواره ها و مسابقات، دوره های آموزشی، آموزش غیرمستقیم، ارزشیابی، فضا (فضای آموزشی و فضای رفاهی)، والدین تحصیل کرده، زمان (مستقیم و غیرمستقیم)، رویکرد معلم، توانمندسازی معلمان، توانمندسازی مؤلفان کتاب، رسانه های جمعی، جو فرهنگی- تربیتی مدرسه، گروه های مردم نهاد، پرورش دانش محیط زیست، پرورش نگرش محیط زیست، شکل گیری تفکر محیط زیست، ایجاد خلاقیت و درونی کردن ارزش های محیط زیست. در پایان نیز بر مبنای یافته ها و نتایج به دست آمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائه شده است.
طراحی چارچوب سواد کشاورزی مورد نیاز دانش آموزان دوره ابتدایی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
نظام تعلیم و تربیت ایران باید به طور مؤثری در خدمت اهداف توسعه ای همه بخش ها کشور قرار گیرد. ازآنجاکه اهداف توسعه بخش کشاورزی در کشور، متأثر از عوامل درون زا و برون زا است و چون هسته های اولیه این توسعه، توانمند نمودن منابع انسانی است، بنابراین برای داشتن افراد باکیفیت و نهادهای کارآمد در توسعه کشاورزی، سهم یادگیری دانش آموزان قابل بررسی است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب سواد کشاورزی موردنیاز دانش آموزان دوره ابتدایی بوده است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو انجام شده است. گروه فراترکیب از دو نفر متخصص برنامه ریزی درسی، یک نفر متخصص آموزش ابتدایی، یک نفر متخصص حوزه کشاورزی و یک نفر متخصص و مسلط به روش پژوهش فراترکیب تشکیل شده بود. 27 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج پنج مضمون دانش کشاورزی، مهارت کشاورزی، باورها و نگرش های مرتبط با کشاورزی، مسئولیت پذیری اجتماعی و حفظ محیط زیست است. اعتبار داده ها با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید شد. نتایج نشان دادند با توجه به اینکه سواد کشاورزی دربرگیرنده برنامه هایی است برای ترویج درک و دانش لازم مرتبط با تجزیه وتحلیل، ترکیب و ارتباطات، بنابراین اطلاعات اصلی راجع به کشاورزی و این برنامه ها به درک بهتر اثر کشاورزی بر جامعه کمک می کند و بایستی به عنوان موتور محرکه برنامه درسی موردتوجه قرار گیرد.
طراحی الگوی رشد رفتارهای اخلاقی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد بود که از روش کیفی، مدل سیستماتیک و بر اساس مدل کرسول 2012 استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان حوزه ابتدائی و اخلاق بودند. نمونه گیری هدفمند بوده و پس از 12 مصاحبه اشباع نظری به دست آمد و تا 16 مصاحبه ادامه پیدا کرد. بررسی اعتبار یافته ها از روش مثلث سازی و هماهنگی بین مصاحبه شونده، مصاحبه گر و متخصص داده بنیاد به دست آمد. نتایج تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی نشان داد که 406 گزاره مفهومی اولیه با 51 مقوله فرعی و 21 مقوله اصلی در قالب ابعاد 6 گانه شامل: پدیده اصلی (رشد اخلاق تحصیلی)، مقوله محوری (تقلب، اهمال کاری، دروغ گویی، احترام، مسئولیت پذیری، صداقت تحصیلی، همکاری و انضباط)؛ موجبات علّی (خانواده، مدرسه، معلم، رسانه، یادگیری مشاهده ای، محتوای درسی)، شرایط زمینه ای (نیازسنجی، آسیب شناسی، فرصت های زمینه ساز، ویژگی های فردی زمینه ساز)، راهبردها (راهبردهای مربوط به خانواده، مدرسه ای، آموزشی، انگیزشی و راهبردهای مربوط به تدریس)، شرایط مداخله گر (عوامل ارزشی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی) و پیامدها (فردی و اجتماعی) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور رشد اخلاق تحصیلی، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی را انعکاس می دهد و درنهایت توجه به این پدیده ها در رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدائی مؤثر است.
میزان تطابق تغییرات دهه اخیر برنامه درسی دوره ابتدایی نظام آموزش و پرورش ایران با اصول تغییر برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۴۸-۲۹
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام دادن پژوهش حاضر، معرفی اصول اساسی تغییر برنامه درسی، بررسی میزان تطابق برنامه جدید دوره ابتدایی با اصول تغییر برنامه درسی از منظر مجریان اصلی تغییر (یعنی معلمان) و ارائه رهنمودهایی در جهت بهبود تغییرات آتی برنامه درسی دوره ابتدایی بود. نوع پژوهش کاربردی- پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود. برای تجزیه داد ه ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی بهره گیری شده است. بررسی دیدگاه معلمان در زمینه میزان تطابق تغییرات برنامه درسی دوره ابتدایی ایران با اصول دوازده گانه تغییر، حاکی از این است که از میان اصول تغییر برنامه درسی، به اصل چهارم (در نظر گرفتن جنبه فردی تغییر) و اصل ششم (مداخلات خوب، عامل کاهش مقاومت در برابر تغییرند) توجه کمی صورت گرفته است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که در پنج اصل از اصول تغییر برنامه درسی (اصل1: نیاز به یادگیری برای تغییر؛ اصل5: مداخلات تسهیل کننده تغییرند؛ اصل7: رهبری منطقه ای و آموزشگاهی، ضرورتی برای موفقیت در تغییرات بلندمدت؛ اصل9: اهمیت دستورات اداری (بخشنامه ها) در اجرای تغییر و اصل11: سازگاری، اجرا و نگهداری (تقویت) سه مرحله مهم در فرایند تغییر) میان نگرش معلمان بر حسب میزان تحصیلات آنها تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه براین، بررسی نظرات معلمان حاکی از این بود که فقط در اصل4 (در نظرگرفتن جنبه فردی تغییر) میان نگرش معلمان برحسب تجربه آنها (سابقه خدمت) تفاوت معنادار وجود دارد.
مؤلفه های هویت دینی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
95 - 116
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی مهم ترین ابزار آموزش وپرورش برای تقویت و تبیین هویت ملی به ویژه بعد دینی آن در وجود دانش آموزان محسوب می شوند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر توجه به مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی (شیعه) است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی چه جایگاهی دارند؟ روش پژوهش در این تحقیق توصیفی تحلیلی در قالب تحلیل محتوا است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش شمارش فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده است. یافته های این بررسی نشان می دهد پنج مؤلفه ی تاریخ اسلام و شیعه، اماکن و مکان های دینی و مذهبی، شخصیت ها و بزرگان دینی و مذهبی، نمادها و ارزش های دینی و مذهبی و همچنین، آداب، احکام و آیین های دینی و مذهبی مهم ترین مؤلفه های هویت اسلامی و شیعی بوده اند که در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بازنمایی شده اند. ارزیابی و تحلیل این مؤلفه ها نشان می دهد هویت اسلامی و شیعی سهم بسیار بالایی را در محتوای این کتاب ها که همان متن، تمرین و تصویر است به خود اختصاص داده اند. همچنین، این بررسی نشان داد که در بین کتاب های مطالعات دوره ابتدایی، کتاب پنجم دربرگیرنده بیشترین فراوانی مربوط به هویت اسلامی و شیعی بوده و کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی کمترین محتوا را دارد. از میان مؤلفه ها و شاخص های موردبررسی در این پژوهش، نمادها و ارزش های اسلامی با 135 بار و شخصیت ها و بزرگان شیعه با 116 بار در هر چهار کتاب مطالعات اجتماعی به ترتیب بیشترین بازنمایی را داشته اند.
ارزشیابی معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر الگوی TPACK در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۱۱۶-۷۶
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر الگوی TPACK در آموزش مجازی بود. روش پژوهش کمی از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه پژوهش معلمان ابتدایی منطقه 13شهر تهران بودند که 253 نفر با روش نمونه گیری تصادفی در پژوهش شرکت کردند. برای جمع آوری داده های در بخش کمی از پرسشنامه استفاده گردید. نتایج نشان داد دانش پداگوژی معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم تقریباً در حد متوسط است. دانش محتوای درسی معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم در سطح مطلوبی است. دانش فناوری، دانش پداگوژی فناوری، دانش فناوری محتوای درسی، دانش پداگوژی محتوا و دانش فناورانه پداگوژیک و محتوا معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم کمتر از میانگین است. نتایج اولویت بندی مؤلفه های الگوی TPACK نیز نشان داد که مهمترین عوامل دانش محتوای درسی و دانش پداگوژی هستند و پس از آن دانش فناوری محتوا، دانش پداگوژی فناوری، دانش پداگوژی محتوا، دانش فناورانه پداگوژیک محتوا و دانش فناوری به ترتیب از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که وضعیت معلمان دوره ابتدایی براساس الگوی TPACK در آموزش مجازی در درس علوم مناسب نیست و کمتر از میانگین است.
اهداف و محتوای برنامه درسی توانمندسازی معلمان چندپایه دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
161 - 195
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین اهداف و محتوای برنامه درسی توانمندسازی معلمان چندپایه دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی قراردادی بود. مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی گروه علوم تربیتی و معلمان چندپایه استان گلستان را در برگرفت. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه داشت که در نمونه 15 تحقق یافت. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. به منظور اطمینان از صحت و اعتبار داده ها از بازنگری ناظرین و بازنگری مشارکت کنندگان استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده گردید. نتایج نشان داد اهداف برنامه درسی از 29 مفهوم، یازده مقوله فرعی و پنج مقوله اصلی تشکیل می شود که عبارت بودند از: ارزیابی و بهبود مهارت روان شناختی و شغلی معلمان، افزایش مهارت های کاری و فردی و روان شناختی، افزایش استفاده از روش های نوین تدریس، بهبود و مدیریت روند و کیفیت آموزش، شناخت و مدیریت تفاوت های فرهنگی و اجتماعی. محتوای برنامه درسی نیز از یازده مفهوم، چهار مقوله فرعی و یک مقوله اصلی تشکیل شد که عبارت بودند از: توجه به ابعاد فردی و اجتماعی و روان شناختی: این مقوله از زیر مقوله مهارت های فردی، مهارت های شغلی، مهارت های روان شناختی و کاربرد آن و ارائه دروس در خصوص مهارت های زندگی اجتماعی.
تحلیل آگاهی معلمان دوره ابتدایی از سند تحول بنیادین و تأثیر آن بر اخلاق حرفه ای در بستر تغییرات فرهنگی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
101-111
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی میزان آگاهی معلمان دوره ابتدایی از سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و تأثیر آن بر اخلاق حرفه ای آن ها در بستر تغییرات فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. هدف مطالعه، تحلیل رابطه بین آگاهی از سند و مؤلفه های اخلاق حرفه ای شامل عدالت آموزشی، تعهد حرفه ای و تربیت اخلاقی بود. روش تحقیق آمیخته (کیفی و کمی)، بوده و جامعه آماری شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی شهر ملایر در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4شمسی، بود. در بخش کیفی، ۱۲نفر با نمونه گیری هدف مند برای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انتخاب شدند و داده ها با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در بخش کمی، ۲۲۵معلم با نمونه گیری تصادفی ساده پرسش نامه محقق ساخته را تکمیل کردند. داده های کمی با نرم افزار SPSS و Smart PLS و آزمون های t، ANOVA و معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد آگاهی از سند بر عدالت آموزشی (546/0β=)؛ تعهد حرفه ای (338/0β=)؛ و تربیت اخلاقی (651/0β=)؛ تأثیر مثبت و معناداری دارد، اما بر تعاملات اجتماعی (102/0β=)؛ اثر معناداری نداشت. درنتیجه، تقویت آگاهی معلمان از سند تحول بنیادین می تواند اخلاق حرفه ای آن ها را بهبود بخشیده و به ارتقای کیفیت آموزش کمک کند.
تحلیل محتوای برنامه درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی بر اساس شاخص های فرایند زیست معنوی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
185 - 215
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخصه های موثر بر فرایند زیست معنوی دانش آموزان در برنامه درسی هدیه های آسمان دوره ابتدایی انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوا متعارف بود. جامعه پژوهش کتاب هدیه های آسمان پایه پنجم دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1401-1400بود که با توجه به ماهیت موضوع تمامی دروس 17 گانه به عنوان نمونه انتخاب شده اند. جهت اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش خودبازبینی محقق و توصیف غنی داده ها و برای پایایی داده ها از بررسی همزمان استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از فهرست وارسی و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا به شیوه کدگذاری استفاده شد. یافته های این تحقیق 8 مقوله اصلی 22 مقوله فرعی و 137 کد اولیه را دربر می گیرد که این شاخصه ها شامل اخلاق گرایی(خودتنظیمی، مهارت های اجتماعی)، خداباوری(نظم گرایی، وحدت پذیری)، هستی شناسی(آینده پژوهی، واقعیت گرایی، بهینه سازی عملکرد)، شخصیت شناسی(همانندگرایی دینی، آگاهی سیاسی، کارکردپذیری)، امامت(مردم گرایی، نفوذپذیری، مهدویت)، سنت گرایی(ملی گرایی دینی، ولایت خواهی، مناسک گری)، احکام پذیری(هنجارمحوری، کنش گری، نگرش آفرینی) و نبوت گرایی(تربیت پذیری، دانش ستایی، طبیعت دوستی) می شود. نتایج نشان می دهد که به دلیل یادگیری تدریجی و مستمر مفاهیم اخلاقی و مهارت های آن و لزوم کسب تجارب گسترده در توسط دانش آموزان، فرصت طراحی قابلیت های متنوع در فرایند زیست پذیری معنوی فراهم آید و راهبردهای علمی تری در ارزیابی میزان دستیابی دانش آموزان به این قابلیت های معنوی به کار گرفته شود.
تدوین الگوی بازنگری برنامۀ درسی ریاضی دورۀ ابتدایی بر اساس رویکرد فولن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن بود. روش پژوهش کیفی با استفاده از سنتزپژوهی بر اساس مدل قیاس مبتنی بر مدل کلاین بود. جامعه پژوهش شامل متون مرجع در حوزه شناسایی اصلاحات آموزشی مورد نیاز به منظور بازنگری برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی بود. بر این اساس، 42 منبع در محدوده سال های 1391 تا 1402 برای اسناد داخلی و سال های 2017 تا 2024 برای اسناد خارجی به شیوه هدفمند به منظور شناسایی اصلاحات آموزشی مورد نیاز برنامه درسی ریاضی انتخاب و بررسی شدند. توقف فرایند نمونه گیری بر مبنای اشباع نظری بود. پس از استخراج مفاهیم و همچنین، تدوین الگوی نهایی، اعتبار آن ها توسط 10 متخصص در حوزه علوم تربیتی در رشته های برنامه ریزی درسی، آموزش وپرورش دوره ابتدایی و آموزش ریاضی شهر اصفهان در سال 1402 که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، با روش نسبت روایی محتوایی ارزیابی شد. نتایج نشان داد الگوی بازنگری برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن با هدف دست یابی به یادگیری عمیق و اهداف جزئی ایجاد و تقویت شایستگی های شش گانه جهانی در دانش آموزان، فراهم کردن عناصر چهارگانه طراحی یادگیری، فراهم کردن شرایط یادگیری و آموزش و تسهیل فرایند پژوهش مشترک، دارای سودمندی و قابلیت اجرایی است؛ بنابراین، به دست اندرکاران وزارت آموزش وپروش پیشنهاد می شود تا به منظور اعمال اصلاحات آموزشی در برنامه درسی ریاضی دوره ابتدایی، از الگوی طراحی شده استفاده کنند.
تحلیل محتوای کتب علوم تجربی پایه های اول تا ششم دوره ابتدایی بر اساس میزان توجه به ابعاد سلامتی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان توجه محتوای کتب درسی علوم تجربی پایه های اول تا ششم دوره ابتدایی به مولفه های آموزش بهداشت، سلامت و محیط زیست می باشد. روش پژوهش بصورت توصیفی و به شیوه تحلیل محتوا بود که برای گردآوری داده ها از چک لیست محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری مشتمل بر کتب درسی علوم تجربی پایه های اول تا ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. واحد تحلیل نیز شامل تمام صفحات (شامل متون، تصاویر، فعالیت ها و پرسش ها) بود که برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل، از روش آمار توصیفی (جداول فراوانی و درصد) استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بود که محتوای کتب علوم تجربی دوره ابتدایی به تمامی ابعاد سلامت پرداخته اما میزان توجه به برخی از ابعاد سلامت از یکنواختی، تعادل و فراوانی مطلوبی برخوردار نبوده است. به طوری که به سلامت زیست محیطی و سلامت جسمی بیشتر و به سلامت معنوی و سلامت روانی کمتر پرداخته شده است.
تحلیل محتوای مباحث فیزیک کتابهای علوم تجربی (ازپایه اول تا ششم ) دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تحلیل محتوای مباحث فیزیک کتابهای علوم تجربی ابتدایی و روش از نوع تحلیل محتوا است؛ در این پژوهش کتابهای علوم تجربی از نظر پرداختن به مباحث نیرو، نور، انرژی، ماشین ها، دما و گرما و آهن ربا تحلیل شد، یافته ها: نیرو در پایه سوم، پنجم و ششم و در همه شاخص ها مبحث نیرو مورد توجه و تحلیل قرار گرفته؛ نور در پایه دوم، سوم و پنجم و در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته؛ انرژی در پایه اول، دوم، چهارم و ششم و در همه شاخص های متن، فعالیت ها، پرسش ها و تصاویر مبحث انرژی مورد توجه و تحلیل قرار گرفته، ماشین ها در پایه اول، پنجم و ششم و در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته اما در دیگر پایه ها توجه کمتری بوده ؛ دما و گرما در پایه اول و چهارم در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است اما در دیگر پایه ها توجه کمتری به مبحث دما و گرما بوده است؛ آهن ربا در پایه اول و چهارم در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته اما در دیگر پایه ها توجه کمتری به مبحث آهن ربا بوده است؛
بررسی اثربخشی آموزش توانمندی منش بر ذهن آگاهی و تعهد سازمانی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش توانمندی های منش بر ذهن آگاهی و تعهدسازمانی معلمان دوره ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بود. روش پژوهش از نوع طرح نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی معلمان دوره ابتدایی شهر یزد بود که 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرارگرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه های ذهن آگاهی لانگر (2004)، تعهد سازمانی ناوی و همکاران (1395) بود. مقدار ضریب پایایی برای هر یک از پرسشنامه ها، با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 65/0 و 81/0 به دست آمد. برای گروه آزمایش به مدت 2 ماه (12جلسه 50 دقیقه ای) آموزش توانمندی های منش با رویکرد سه فرآیندی آگاهی کاوش کاربرد (AEA) ارائه شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کواریانس یک راهه (آنکوا) و مانکوا و نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها نشان داد آموزش توانمندی های منش موجب افزایش ذهن آگاهی در معلمان در گروه آزمایش (66/59) شد. از سویی تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر تعهد سازمانی به دست نیامد. در نتیجه، به دلیل آن که ذهن آگاهی، هوشیار بودن در تجارب کنونی همراه با پذیرش است و انجام تمرین های توانمندی منش که مستلزم توجه هدفمند به زمان حال است، لذا انجام این نوع تمرین ها در طول مدت آموزش، موجب افزایش ذهن آگاهی معلمان می شود.
مؤلفه های هویت ملی به روایت کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
47 - 60
حوزههای تخصصی:
هویت ملی یکی از مقوله های مهم در برنامه ریزی توسعه کشور است. حفظ و بازتولید آن از مهم ترین نقش های آموزش و پرورش رسمی به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای برنامه درسی دوره ابتدایی بر مبنای مولفه های هویت ملی است. روش تحقیق،تحلیل محتوی کیفی و واحد تحلیل، مفاهیم و مضامین بود. جامعه آماری پژوهش کتاب های درسی دوره ابتدایی و نمونه آماری پژوهش به شیوه هدفمند از نوع موارد مطلوب، شامل محتوی کتاب های مطالعات اجتماعی بوده است.مولفه های پژوهش شامل: نماد، ارزش، میراث فرهنگی، مشاهیر و شخصیت ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد، که محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه چهارم، پنجم و ششم، مولفه های ارزش ها و نماد، را به درستی بازتولید نموده؛ اما درباره دو مولفه میراث فرهنگی و مشاهیر و شخصیت ها، محتوای کتاب ها به خوبی نتوانسته این دو مولفه را در راستای تحکیم هویت ملی دانش آموزان بازتولید نماید.لذا برنامه درسی به یک بازنگری اساسی برمبنای مولفه های هویت ملی نیاز دارد. چون دوره آموزش ابتدایی اساس دوره های بالاتر دانش آموزان است، بهتراست آموزش مفاهیم حتی اگر بسیار اندک ازاین دوره آغاز و در دوره های بالاتر تکمیل گردد.دراین راستا، توجه کردن و لحاظ کردن مولفه های مغفول به صورتی دقیق و درست در کتب درسی با هدف تحکیم هویت ملی دانش آموزان دوره ابتدایی پبشنهاد می شود.
بازخوانی تجارب زیسته معلمان پایه دوم دوره ابتدایی از موانع تدریس هدیه های آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت دینی نقش اساسی در شکوفایی فطرت و رشد تربیت دینی انسان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از موانع تدریس کتاب هدیه های آسمان پایه دوم ابتدایی بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 1403-1404 به تدریس مشغول بودند. از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی برای انتخاب 21 معلم استفاده شد و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و در مصاحبه نوزدهم تکرار داده ها مشاهده گردید، اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر نیز انجام شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه تدریس در پایه دوم ابتدایی و تدریس در این پایه در سال جاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش استرابرت و کارپنتر (2003) صورت گرفت. برای افزایش روایی پژوهش، از بازخورد همتایان و بازبینی یافته ها توسط اعضاء استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایایی تحقیق، از یادداشت برداری دقیق و مفصّل، بررسی دقیق داده ها هنگام پیاده کردن استفاده شد. موانع عمده در چهار مقوله اصلی شامل موانع مرتبط با معلمان، موانع مرتبط با دانش آموزان، موانع مرتبط با اولیای دانش آموزان و موانع مرتبط با محتوای کتاب درسی شناسایی شدند که این مضمون ها به 21 زیرمضمون تقسیم گردیدند. از پیشنهادهای این پژوهش می توان به فصل بندی کتاب، کاربردی تر کردن مطالب، استفاده از روش های فعال تدریس، کاهش نقش معلم و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری اشاره کرد.