مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۹۴۱ تا ۱۱٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
119 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر تعارضات زناشویی زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1403تشکیل دادند. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدید نظر شده (MCQ-R؛ ثنایی و همکاران، 1379) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه بین گرروهی گویای این بود که بین نمرات پیگیری گروه های مداخله درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای در مقایسه با گروه کنترل تا تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نمرات پیگیری بین دو گروه درمان شناختی رفتاری و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری نسبت به تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای تاثیر بیشتر بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به اختلال میل/برانگیختگی جنسی با نشانگان افسردگی داشته است.
تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.
به کارگیری رویکرد کارت امتیاز متوازن بر عملکرد شرکت های کارگزاری در اقتصاد دیجیتال شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
21 - 33
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه عوامل مؤثر بر عملکرد شرکت های کارگزاری با رویکرد کارت امتیازی متوازن در اقتصاد دیجیتال شهری بررسی شده است. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کاربردی و از نظر نوع روش توصیفی – پیمایشی است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. این تحقیق پس از مطالعه کتابخانه ای با توجه به اطلاعات به دست آمده، به ارائه پرسشنامه روش دلفی، به شناسایی عوامل اصلی و فرعی مؤثر پرداخت. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی، عوامل اصلی و فرعی مؤثر وزن دهی گردید. نتایج نشان می دهد که در سطح 95 درصد بین تمر کز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که تمرکز مالکیت 2درصد از تغییرات نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، و4/2درصد از تغییرات نسبت کیو توبین را تفسیر می کند؛ یعنی هر چه تمرکز مالکیت بیشتر باشدکنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده و عملکرد شرکت افزایش می یابد. البته این رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت و معیار ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها صدق نمی کند. همچنین بین معیارهای ارزیابی عملکرد و نسبت سود تقسیمی رابطه معناداری مشاهده شد که 9/12درصد، 21درصد و 9/21درصد از تغییرات نسبت سود تقسیمی به ترتیب توسط معیارهای ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین تفسیر می شود؛ به این معنا که بهبود عملکرد می تواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال از نظر آماری رابطه معناداری بین تمرکز مالکیت (سهامداران عمده)و سیاست سود تقسیمی مشاهده نشده است.
شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه زیرساخت ها در تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
128 - 143
حوزههای تخصصی:
مقدمه در پی تحولات ناشی از فناوری اطلاعات، گردشگری هوشمند به عنوان یکی از شکل های نوظهور گردشگری، به گامی متمایز در تکامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در گردشگری تبدیل شده و ابعاد فیزیکی و حکمرانی گردشگری در حال ورود به عرصه بازی دیجیتال هستند. این مفهوم در مناطقی از جمله آسیا و اروپا به طور گسترده ای به یک اولویت استراتژیک در راستای توسعه گردشگری تبدیل شده و هم اکنون کشورهای مختلفی از سراسر جهان پروژه هایی را در جهت تحقق این نوع از گردشگری آغاز کرده اند. آمارها نشان می دهد اگر چه مفهوم هوشمندی در صنعت گردشگری سابقه ای طولانی ندارد، حجم بازار سفرهای هوشمند در جهان در سال 2023 رقمی در حدود 28/8 میلیارد دلار آمریکا را به ثبت رسانده است و با در نظر داشتن نرخ رشد مرکب سالانه 16 درصد، این مقدار به حدود 126/8 در سال 2033 خواهد رسید. در نتیجه، گردشگری هوشمند و مزایای متعدد آن برای گردشگران، ساکنان، مدیران و سایر ذی نفعان مقصد ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این مسیر بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است که این موضوع در روند سیاست گذاری و سرمایه گذاری بسیاری از کشورها نیز مد نظر قرار گرفته است. لذا تحقق گردشگری هوشمند مستلزم وجود زیرساخت های مناسب در مقیاس مختلف است که به عنوان پایه ای برای توسعه و اجرای استراتژی های نوآورانه در گردشگری عمل می کنند و دستیابی به مزایای پایداری، رقابت پذیری و رضایت ذی نفعان را امکان پذیر می سازند. در ایران، علی رغم پتانسیل های فراوان گردشگری، تحقق مقاصد گردشگری هوشمند با چالش هایی مواجه است. توسعه گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور، نیازمند توجه ویژه به زیرساخت های مدرن و فناوری های نوین است. در این راستا، مطالعه حاضر با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته تلاش دارد تا مهم ترین زیرساخت های مورد نیاز برای تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران را شناسایی کند و با مشخص کردن روابط بین عوامل و تأثیرات آن ها بر یکدیگر در قالب تحلیل آینده پژوهی، از طریق ارائه راهکارها و پیشنهادهای کاربردی گامی مؤثر در جهت توسعه این مفهوم بردارد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به روش آمیخته انجام شده است. بخش اول انجام پژوهش از نوع کیفی بوده و با روش تحلیل مضمون انجام شده است و هدف آن، شناسایی زیرساخت های پیش نیاز تحقق گردشگری هوشمند با درنظر داشتن شرایط روز کشور ایران است. به این منظور برای جمع آوری داده ها، ابزار مصاحبه انتخاب شد و برای انتخاب خبرگان به منظور انجام مصاحبه، از روش قضاوتی و در دسترس استفاده شد که با تکنیک گلوله برفی ادامه پیدا کرد. به این ترتیب، با افرادی که همگی فعالان حوزه هوشمندسازی یا گردشگری در شهر تهران بودند، ارتباط برقرار و جلسات مصاحبه ای با سؤال های نیمه ساختار یافته برگزار شد و بعد از مصاحبه با 12 نفر، اشباع داده ها حاصل شد. سپس برای تجزیه و تحلیل داده ها و استخراج مضامین از فرایندی جامع متشکل از 6 گام استفاده شد. در گام اول لازم است پژوهشگر با عمق و غنای محتوا کاملاً آشنا شود. در گام دوم، از کدها برای تقسیم داده های متنی به قسمت های قابل فهم تر استفاده می شود. سپس در گام سوم کدهای مختلف در قالب مضامین مرتب می شوند و در گام چهارم این مضامین پالایش می شوند. در گام پنجم مضامین کشف شده بر اساس اهداف و ادبیات تحقیق تعریف و نام گذاری شده و در گام ششم به عنوان آخرین گام از تحلیل، تحلیل و تدوین گزارش نهایی صورت می گیرد. سپس در فاز بعد برای بررسی شبکه زیرساخت ها و اثرگذاری آن ها بر یکدیگر در مسیر تحقق و پیاده سازی و انجام تحلیل آینده پژوهی در این زمینه، از تحلیل کمّی تأثیرات متقابل به کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. در این راستا زیرساخت های شناسایی شده در بخش اول، در قالب ماتریس هایی طراحی شده و از خبرگان خواسته شد برای مشخص کردن تأثیرات متقابل هر بخش از زیرساخت ها، این ماتریس ها را تکمیل کنند. یافته ها در مجموعه نهایی 15 مضمون شناسایی شد و بر اساس مصاحبه های انجام شده با افراد آگاه و مطالعه پیشینه تحقیق، زیرساخت های بسترساز تحقق گردشگری هوشمند به دو دسته کلی فیزیکی و دیجیتال به عنوان مضامین فراگیر تقسیم بندی شدند. زیرساخت های فیزیکی براساس مضامین سازمان دهنده شامل سیستم های حمل ونقل هوشمند، امکانات و ابزارهای خدماتی و اقامتی هوشمند، فضای شهری هوشمند، جاذبه های گردشگری مجهز، تجهیزات ایمنی و امنیت فیزیکی و مراکز اطلاع رسانی و فرهنگی هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نشان داد حدود 67 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها سخت افزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. در کنار زیرساخت های فیزیکی، توسعه زیرساخت های دیجیتال نیز اهمیت بسزایی در تحقق گردشگری هوشمند دارد. براساس مضامین سازمان دهنده این زیرساخت ها شامل ابزارهای بهره برداری از کلان داده ها، ابزارهای هوشمند مدیریتی دربرگیرنده داشبوردها و دستیارهای هوشمند، سامانه های اطلاعاتی گردشگری، اینترنت رایگان و در دسترس، پلتفرم های آنلاین رزرو و برنامه ریزی، سیستم های پرداخت هوشمند، امنیت دیجیتال و حفاظت از داده های گردشگران و شبکه یکپارچه دستگاه های متصل هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نیز نشان داد حدود 71 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها اینترنت در دسترس و امنیت دیجیتال بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. نتیجه گیری گردشگری هوشمند یکی از انواع نوظهور در صنعت گردشگری است که مزایای متعدد آن ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این زمینه بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است. در این راستا در پژوهش حاضر زیرساخت های پیش نیاز برای تحقق گردشگری هوشمند به وسیله انجام مصاحبه با خبرگان و به کارگیری تحلیل مضمون استخراج شد. نتیجه این اقدام به مجموعه دسته بندی شده ای از 15 مضمون سازمان دهنده در قالب 2 مضمون فراگیر منجر شد. براساس یافته ها، توسعه زیرساخت های فیزیکی اولین بُعد از بسترسازی در مسیر تحقق مقاصد گردشگری هوشمند است که با پشتیبانی از کارکردهای گردشگری هوشمند در مقصد از جمله امکان فراهم کردن امکان جمع آوری و ارائه اطلاعات بلادرنگ و دسترسی به آن ها، برقراری ارتباطات مؤثر و افزایش امنیت و راحتی موجب بهبود کیفیت و ارتقای سطح خدمات در مقصد می شود که افزایش رضایت گردشگران و بهبود تجربه آنان را به دنبال دارد. به کارگیری این سخت افزارها ضمن پشتیبانی از تجربه ای توأم با فناوری برای گردشگران، به مدیران کمک می کند تا برنامه ریزی بهتری داشته باشند و منابع را به صورت بهینه تری مدیریت کنند. دومین بُعد از بسترسازی برای دستیابی به مقاصد گردشگری هوشمند نیز توسعه زیرساخت های دیجیتال است که به کارگیری آن ها در کنار زیرساخت های فیزیکی علاوه بر ارتقای تجربه گردشگران و رضایت آن ها، به مدیریت کارآمد مقصد، استفاده بهینه منابع و کاهش هزینه ها منجر می شود. در نهایت، زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات به توسعه پایدار، رقابت پذیری و رشد اقتصادی جوامع میزبان کمک می کند. از این رو، سرمایه گذاری در این حوزه و بهره گیری از نوآوری های تکنولوژیکی می تواند به ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و جذب بیشتر گردشگران منجر شود. یافته های این پژوهش نشان داد تحقق مقاصد هوشمند گردشگری نیازمند رویکردی جامع است که در آن زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال به عنوان دو بُعد مکمل و به صورت هم افزا عمل کنند و علاوه بر تسهیل عملیات مدیریت هوشمند مقصد، نیازهای اساسی گردشگران را برآورده سازند و در نهایت، تجربه کلی سفر را بهبود بخشند. علاوه بر این، نتایج تحقیق تأکید می کند که زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال باید در چهارچوب یک استراتژی یکپارچه و به گونه ای طراحی شوند که نه تنها نیازهای حال حاضر را برآورده سازند، بلکه ظرفیت انعطاف پذیری و انطباق با فناوری های نوظهور در آینده را نیز داشته باشند. در نهایت می توان گفت که در تکمیل تحقیقات پیشین که غالباً بر تحلیل وضعیت موجود یا شناسایی موانع تمرکز داشتند، پژوهش فعلی با شناسایی جامع ابعاد زیرساخت های لازم، مدلی یکپارچه برای رسیدن به نقطه ایده آل ارائه داد که مسیر روشنی برای طراحی و پیاده سازی استراتژی های هوشمندسازی مقاصد گردشگری فراهم می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران گردشگری کشور، برنامه ریزی جامعی را برای اولویت بخشی به توسعه زیرساخت های بسترساز گردشگری هوشمند تدوین کنند. تحقق این اهداف می تواند به مواردی نظیر ایجاد اشتغال و افزایش رفاه اجتماعی منجر شود که همه از اهداف کلان توسعه ملی به شمار می آیند.
نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگر، مطالعه موردی: پیمایش جشنواره گل و گیاه محلات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
81 - 97
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری با ویژگی های خاص خود صنعتی پویا با آینده ای روشن تلقی می شود که باعث توسعه شهری می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش زیرساخت های نرم و سخت سازمانی در کیفیت برگزاری گردشگری رویدادی و پیامدهای تجربه گردشگری گل و گیاه محلات می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی افرادی هستند که در سال های گذشته از جشنواره گل و گیاه شهر محلات بازدید کرده اند که بر اساس جدول کرچسی و مورگان 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش پس از تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس نشان داده است که زیرساخت های نرم و سخت سازمانی بر کیفیت گردشگری تأثیر دارند و همچنین عجین شدن گردشگر بر تماس فرهنگی و تجربه به یادماندنی و تجربه به یادماندنی بر تمایل به بازدید دوباره و توصیه به دیگران تأثیرگذار است. جهت نیل به توسعه گردشگری می باید فعالیت های بنیادین در دو جبهه صورت گیرد. از منظر بخش دولتی و سیاست گذاران لازم است ضمن فراهم آوردن زیرساخت، همکاری و همراهی با بخش خصوصی، بسترهای اولیه و ضروری جهت ایجاد انگیزه در بخش خصوصی را فراهم نمایند. از طرف دیگر لازم است بخش خصوصی ضمن اتخاذ رویکرد نظام مند با کسب شایستگی های لازم در تدوین استراتژی های بازاریابی موردنیاز کوشا باشد. در پایان امید است با همراهی و همدلی بخش دولتی و خصوصی از ظرفیت های بالقوه کشور در صنعت گردشگری جهت توسعه ملی استفاده شود.
بررسی انتقادی برهان های وجودی اسپینوزا در اثبات وجود خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
69 - 90
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا از جمله متفکرانی است که برای اثبات وجود خداوند از برهان وجودی بهره برده است. وی شش تقریر مختلف از این برهان ارائه داده است. این برهان ها کمتر مورد توجه محققین قرار گرفته اند. در اثر پیش رو به شیوه ای توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به تقریر و نقادی این برهان ها پرداخته شده است. یافته های این تحقیق بدین صورت است که وی در این تقریرها به سه صورت از مفهوم خداوند بهره برده است: مفهوم خدا بما هو مفهوم، مفهوم خدا از جهت حکایت از امری ورای خود و وجود ذهنی مفهوم خدا. همچنین، این برهان ها دارای نقدهای مختلفی، همچون خلط بین حمل اولی و شایع در عقد الحمل، خلط میان این دو در عقد الوضع، نقض، مصادره به مطلوب و عدم توجه به کیفیت تشکیل مفهوم خداوند در ذهن هستند. نتیجه نهایی این تحقیق آنکه تمامی این برهان ها در اثبات مطلوب خود نا تمام بوده و برای اثبات مصداق عینی خداوند نا کارآمد هستند.
نقش سواد مالی در کاهش ریسک های قراردادهای پیمانکاری در شهرداری ها
حوزههای تخصصی:
قراردادهای پیمانکاری در شهرداری ها همواره با ریسک های مالی، اجرایی و حقوقی مواجه هستند که می توانند منجر به افزایش هزینه ها، تأخیر در پروژه ها و کاهش بهره وری منابع مالی شوند. این مطالعه با هدف بررسی نقش سواد مالی در کاهش ریسک های قراردادهای پیمانکاری، به صورت کتابخانه ای و مروری انجام شد. داده ها از طریق مرور نظام مند منابع علمی، مقالات پژوهشی، کتاب ها و گزارش های سازمانی مرتبط گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و روش های تحلیلی مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهند که سواد مالی مدیران و کارشناسان شهرداری، از طریق بهبود بودجه بندی، مدیریت نقدینگی، تحلیل توان مالی پیمانکاران و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک، نقش کلیدی در کاهش ریسک های قراردادها دارد. همچنین، افزایش شفافیت مالی و تصمیم گیری مبتنی بر داده ها، موجب بهبود عملکرد پروژه ها و اعتماد سازمانی می شود. مطالعه حاضر پیشنهاد می کند که ارتقای سواد مالی کارکنان و مدیران شهرداری ها به عنوان یک راهبرد کلیدی در مدیریت قراردادهای پیمانکاری و کاهش ریسک های مرتبط مورد توجه قرار گیرد.
ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل استفاده رسانه نگارهای ارتباط جمعی از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل ۲۲ هزار رسانه نگار کشور می باشد که 400 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و pls استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که محتوای تولیدی در رسانه های ارتباط جمعی مانند شبکه های صدا و سیما، خبرگزاری ها، مطبوعات و پایگاه های خبری نمی تواند به صورت یکسان در شبکه های اجتماعی منتشر شود. در انتخاب و تولید محتوا برای شبکه های اجتماعی، ویژگی هایی مانند تازگی، جذابیت، کاربرپسندی، چندرسانه ای بودن، سرعت در انتشار و حرفه ای بودن باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، یافته ها نشان داد که شبکه های صدا و سیما به طور کامل از ظرفیت شبکه های اجتماعی خارجی استفاده نمی کنند و خبرگزاری ها، رسانه ها و پایگاه های خبری نیز به شبکه های اجتماعی داخلی توجه کافی نمی کنند. با این حال، باید توجه شود که مخاطبان در تمام بسترها و سکوهای اجتماعی حضور دارند و رسانه ها باید در همه این بسترها فعالیت موثری داشته باشند. در بخش شبکه های اجتماعی، برخی پارامترهای مهم شامل تعداد کانال، تعداد عضو، تعداد پست، تعداد بازدید، تعداد بازنشر و تعداد لایک است. این پارامترها باعث تولید محتوای بهتر و افزایش تأثیرگذاری محتوا و خبر بر مخاطب می شوند. همچنین، در تعامل با مخاطب، عواملی مانند دروازه بانی(گیت کیپینگ)، داده کاوی، سوژه یابی و رصد نیز باید مد نظر قرار گیرند.
نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
58 - 34
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر خرم آباد در سال1403 -1402 بود. در این مطالعه 340 دانش آموزن دختر (143 نفر) و پسر (197 نفر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس خودتنظیمی هیجانی (هافمن و کاشدن،2010)، ، مقیاس جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و مقیاس شایستگی هیجانی- اجتماعی ژو و ای، 2012 انجام شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری، نرم افزار آماری24-SPSS و 24-AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد اثرات مستقیم جوعاطفی خانواده بر شایستگی هیجانی- اجتماعی، جوعاطفی خانواده بر خودتنظیمی هیجانی و خودتنظیمی هیجانی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی معنادار بود (۰۵/۰p<)، همچنین نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی نقش میانجی دارد (۰۵/۰p<). یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات کاربردی برای مداخله های آموزشی و مشاوره ای برای دانش آموزان و خانواده ها با هدف ارتقای شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان بر اساس تقویت جوعاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی است تا دانش آموزان بتوانند به شیوه کارآمد و سازگارانه با محیط اجتماعی و مدرسه سازگاری مطلوبی را کسب نمایند.
رسانه های معاصر: بین تبادل دانش و انتقال تجربیات هنر تجسمی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
43 - 53
حوزههای تخصصی:
بدون تردید مهم ترین ویژگی عصر پسافناوری در حوزه ارتباطات، علاوه بر حذف محدودیت های فیزیکی، کاستن از نیاز به زمان و مکان است. امری که سبب ایجاد یک انقلاب اطلاعاتی بی پایان شده است. افزایش ژرفای سوادِ فرهنگی در مخاطب آثار هنر تجسمی دیگر تنها به تقویت تجربه از طریق دانش اندوزی محدود نمی شود؛ بلکه تعامل مستقیم و ارتباط با جامعه هنری به واسطه استفاده از رسانه های معاصر، نقش فعالی در ساحت آفرینش و گسترش هنر تجسمی (در شاخه های هنری متنوع) ایفا می کند. هرچه دانش مخاطب درباره تاریخ هنر، سبک ها، روش ها و تکنیک های مختلف آن افزون تر باشد، فرهنگ او عمیق تر شده و تجربه اش افزایش می یابد و این امر به او توانایی رسیدن به مراحل بالاتر در حوزه درک و تحلیل هنری را می دهد. به این ترتیب، زمانی که فرآیندهای فنی و ذهنی را که هنرمند در هنگام خلق اثر هنری خود طی می کند، به واسطه رسانه ثبت (و به مخاطبان منتقل) می شود، رسانه می تواند دانش را به چیزی ملموس (برای مخاطبان) تبدیل کند. این امر به رشد درک هنری و ارتقای آگاهی زیبایی شناختی فرد و جامعه کمک می کند. این پژوهش به دنبال تبیین چگونگی بهره گیری از رسانه های معاصر به عنوان پایگاه دانشی مهم در هزاره سوم، در گسترش و انتقال تجربیات هنر تجسمی محلی و جهانی است. همچنین در پی تشریح امکاناتی است که رسانه ها از طریق این ارتباط هنری بی پایان برای توسعه برنامه های درک و تحلیل هنری ارائه می دهند؛ موضوعی که به واسطه فرآیند ارتباط متقابل بین عموم مخاطبان هنر -به ویژه دانشجویان هنر تجسمی - و فعالیت های هنری متنوعی که در بستر اینترنت برگزار می شود ممکن شده است.
Investigating Factors Affecting the Financial Wealth of Insurance Companies in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The main goal of this article is to Investigating Factors Affecting the Financial Wealth of Insurance Companies in Iran. The method of this article is descriptive in terms of practical purpose and library data collection method. The data collection tool in this article was a standard questionnaire that was adapted from Masoumi et al.'s questionnaire and model. The statistical population of the research is all the experts in the country's insurance industry. The results of this article showed that the country's insurance industry experts, including university professors and senior managers of Iran Insurance Company, agree with these four main risks in the Financial Wealth model . However, these four main risks are not enough for the model of Financial Wealth . In the final, the optimal pattern of financial wealth in the Iranian insurance company includes four main pillars, which include 6 basic and general contain asset/liability mismatch risk, reinvestment risk, exchange rate risk, international market risk, life insurance account separation risk from non-life insurance account, life insurance account investment risk risks in the insurance industry each of the basic and general risks of the insurance industry also has several risks and sub-categories.
الگوی راهبردی مدیریت رسانه های اجتماعی در عرصه جهاد تبیین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
109 - 154
حوزههای تخصصی:
مدیریت رسانه های اجتماعی یکی از ضروریات حکمرانی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. باید بتوان از فرصت های رسانه های اجتماعی نهایت بهره را برد و از سوی دیگر آسیب های آن را کنترل کرده و به حداقل ممکن رساند. این امر با وجود فرمان جهاد تبیین مقام معظم رهبری (مدظله العالی) که بستر تحقق آن همین رسانه ها هستند، ضرورت دوچندانی می یابد. بر این اساس در پژوهش حاضر تلاش شد، الگوی راهبردی مدیریت رسانه های اجتماعی در عرصه جهاد تبیین، طراحی شود. این پژوهش به صورت کلی با رویکرد کیفی انجام شده و جهت گردآوری داده ها از ادبیات و پیشینه تحقیق و از مصاحبه با خبرگان استفاده شده و همچنین از تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های این پژوهش در قالب ابعاد اصلی، مؤلفه ها و زیرمؤلفه های مدیریت رسانه های اجتماعی سامان یافتند. ابعاد اصلی مشتمل بر ماهیت، کنشگران، راهبردهای مواجهه، روش های بازاریابی و رویکردهای تنظیم گری رسانه های اجتماعی به انضمام مؤلفه های کنش فعال در عرصه جهاد تبیین نیز استخراج گردید. همچنین الزامات پنجگانه استقرار این الگو نیز شناسایی گردید. بر اساس یافته های این پژوهش رسانه های اجتماعی را می بایست بر اساس فهم ماهیت ویژه این رسانه ها و مبتنی بر درگیرسازی تمام کنشگران اصلی آن سامان بخشید. برای مدیریت این رسانه ها باید از یک طرف اصول تنظیم گری رسانه ها را بازآرایی و به روزرسانی نمود تا امکان راهبری، هدایت و کنترل فضا به دست آید و از طرف دیگر باید تحت رویکردهای مشارکتی فرآیندهای تولید و توزیع محتوای سالم را از طریق جریان سازی رسانه ای، شبکه سازی اجتماعی و تعامل سازنده نهادها، نخبگان و مردم رونق بخشید.
ارزیابی موفقیت شغلی زنان با توجه به خط مشی های اشتغال آن ها در جمهوری اسلامی ایران با نقش میانجی سقف شیشه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: این تحقیق با هدف پیش بینی موفقیت شغلی زنان با توجه به خط مشی های اشتغال زنان با نقش میانجی سقف شیشه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق موجود ازنظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر روش یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1401 می باشد که 760 نفر با روش نمونه گیری نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته خط مشی های اشتغال زنان با پایایی 941/0، سقف شیشه ای با پایایی 951/0 و پرسشنامه موفقیت شغلی با پایایی 924/0 است. جهت تجزیه وتحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان رابطه وجود دارد. مؤلفه های خط مشی های اشتغال زنان به صورت هم زمان 60/0 واریانس موفقیت شغلی را تبیین می کنند. ارتقاء دانش، حمایت اجتماعی، ارتقاء شغلی، حضور در عرصه های مدیریتی، حمایت سازمانی، وظایف خانوادگی، شایستگی، حفظ کرامت و حضور در عرصه های سیاسی به ترتیب بهترین پیش بینی کننده موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان می باشند. سقف شیشه ای در رابطه بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان نقش میانجی دارد. بحث و نتیجه گیری: سقف شیشه ای به عنوان یک مانع ساختاری در محیط کار، نقش مهمی در تعیین میزان موفقیت شغلی زنان ایفا می کند. ازاین رو، تدوین و اجرای خط مشی هایی که هدف آن ها کاهش یا حذف سقف شیشه ای باشد، می تواند به بهبود موفقیت شغلی زنان در محیط های دانشگاهی منجر شود.
تحول در نظام رتبه بندی آموزش محیط زیستی در آموزش عالی: تحلیل انتقادی شاخص گرین متریک و ارائه ی مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش محیط زیست از اساسی ترین ابزارهای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می رود. با این حال اجرای مؤثر آن در دانشگاه ها همچنان با چالش های متعددی روبه رو است. مقاله حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل جامع برای آموزش محیط زیست در نظام آموزش عالی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با استفاده از منابع معتبر بین المللی شامل مستندات علمی، گزارشات سیاستی و منابع معتبر دانشگاهی در حوزه محیط زیست گردآوری و پس از مقوله بندی در قالب 3 مقوله اصلی و 17 زیر مقوله به منظور ارائه مدل نهایی پژوهش مورد تحلیل گرفته اند. اعتبارسنجی مدل طراحی شده از طریق مشارکت 32 نفر از خبرگان و صاحب نظران در حوزه محیط زیست صورت گرفته است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر براساس سه مؤلفه ی کلیدی آموزش محیط زیست یعنی دانش، نگرش و مهارت در قالب سه مقوله اصلی شامل «آموزش مستقیم»، «آموزش غیرمستقیم» و «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» و 17 زیر مقوله ارائه شده است. مدل نهایی برخلاف مدل ارزیابی فعلی براساس شاخص گرین متریک -که عمدتاً بر شاخص های کمی نظیر تعداد دوره های آموزشی و مقالات پژوهشی تمرکز دارد- علاوه بر توجه بر ابعاد کمی و کیفی آموزش، شیوه های نوین تدریس، ادغام مفاهیم پایداری در رشته های مختلف، و تأثیرگذاری دانشگاه بر جامعه، بر جنبه های کلیدی مانند اثربخشی آموزش، تغییر نگرش و رفتار دانشجویان، توسعه آموزش میان رشته ای، ارتقای نقش دانشگاه در جامعه، و توجه بیشتر به عدالت زیست محیطی متمرکز است. انتظار می رود نتایج مطالعه حاضر نقشی کارآمد در رفع کاستی های روش های ارزیابی فعلی و بهبود سیستم ارزیابی به عنوان ابزاری کارآمدتر برای سنجش واقعی تأثیر دانشگاه ها در مسیر توسعه پایدار با تأکید بر ارتقای نظام های رتبه بندی دانشگاهی و ارتقای آموزش محیط زیست در آموزش عالی ایفا نماید و مدل پیشنهادی به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، مدیران دانشگاهی و پژوهشگران حوزه توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی: مطالعه مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
161 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی، از طریق مرور دامنه ای مبتنی بر راهنمای پریزما انجام شد. تحلیل ۴۵ مطالعه انتخاب شده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ نشان داد حجم پژوهش ها در سال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳ بیش از دو برابر افزایش یافته است. یافته ها نشان داد که آموزش هوش مصنوعی عمدتاً با هدف کلی ارتقاء سواد هوش مصنوعی دانش آموزان و در برخی موارد با تمرکز بر تقویت درک از کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اخلاق هوش مصنوعی یا رفع بدفهمی ها نسبت آن طراحی شده اند و چهار حوزه دانش پایه هوش مصنوعی، کاربردهای عملی، تعامل انسان و هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی چهار حوزه محتوایی برنامه های آموزش را شکل داده اند. یادگیری مشارکتی و یادگیری تجربی به عنوان رویکردهای آموزشی غالب بوده و ابزارهای کمی و کیفی متنوعی برای جمع آوری داده استفاده شده اند. همچنین سازگاری محتوا با زمینه های فرهنگی-زبانی و تفاوت جنسیتی به عنوان چالش های مطرح در آموزش هوش مصنوعی شناسایی شدند.
Global Trends and Evolution in Eye Tracking Research: A Scientometric Analysis Using VOS Viewer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction and Objective: Eye-tracking has emerged as a powerful tool in psychology, education, and technology, and understanding its global research trends is essential for mapping its scholarly evolution. This study aims to explore the global trends and developmental trajectory of Eye Tracking research by employing a scient metric analysis to offer a holistic overview of its scholarly growth and impact. Research Methodology: A systematic search was conducted in the Web of Science database, retrieving 4,370 relevant articles published between 1990 and 2021. The data were analyzed using VOS viewer software through co-authorship networks, keyword co-occurrence mapping, and trend visualization techniques. Findings: The results reveal a significant and accelerating growth in Eye Tracking publications, particularly over the past decade. Prominent keywords such as Eye-tracking, Movements, Information, Attention, Perception, Children, and Performance reflect the field's thematic diversity and growing relevance across various disciplines. A notable shift in research focus is observed—from early investigations into psychological disorders to more recent emphasis on cognitive processes and executive functions. Conclusion: This study provides a comprehensive roadmap of the evolution of Eye Tracking research, offering valuable insights into past trends, present hotspots, and future directions, with implications for its application in domains such as education, marketing, and technology. Value: The novelty of this research lies in its integrative use of scient metric tools to identify emerging topics, map interdisciplinary connections, and highlight underexplored areas in Eye Tracking studies.
طراحی مدل مشارکت ورزشی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز مبتنی بر عوامل روانشناختی و جامعه شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جهش دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
31 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از تحقیق حاضر، طراحی مدل مشارکت ورزشی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز مبتنی بر عوامل روانشناختی و جامعه شناختی بود.
روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت توصیفی از نوع همبستگی و جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان، معلمان و مدیران مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان تبریز بود. به منظور انتخاب نمونه پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط 12 نفر از اساتید مدیریت ورزشی، کارآفرینی و کسب و کار مورد بررسی قرار گرفت و روايی سازه پرسشنامه نیز از طريق مدلسازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. پایایی پرسشنامه بالاتر از 7/0 بود که نشان دهنده معتبر و مورد اعتماد بودن ابزار تحقیق بود. به منظور بررسی داده های تحقیق حاضر از روش های آماری میانگین، انحراف استاندارد، درصد فراوانی،روایی همگرا، پایایی مرکب، بار عاملی و مقادیر تی هر یک از گویه ها و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS نسخه 4 انجام گرفت.
یافته ها : نتایج تحقیق بیانگر آن است که ترکیب عوامل روانشناختی و جامعه شناختی از جمله نگرش مثبت، حمایت خانواده و جامعه، ارتقای برنامه ها، ابزارهای یادگیری و منابع آموزشی، نقشی اساسی در تقویت مشارکت ورزشی دانش آموزان ایفا می کند؛
نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت که توجه به این عوامل در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آموزشی و ورزشی مدارس، زمینه ساز افزایش انگیزش، ارتقای کیفیت فعالیت های ورزشی و توسعه مشارکت پایدار دانش آموزان خواهد بود.
الگوریتم های یکپارچه در تحلیل تعامل معماری و محیط نمونه موردی:روستاهای پلکانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۴۶۱-۴۴۴
حوزههای تخصصی:
تحلیل و سنجش بافت مسکن روستایی نیاز به شناخت طیف گسترده ای از عوامل موثر را دارد، عوامل محیطی همچون میزان بافت سبز،توپوگرافی، میزان بافت خشک، اقلیم و خرده اقلیم ها و غیره از جمله عوامل تاثیر گذار بر بافت مسکن روستایی می باشند. به منظور شناخت عوامل محیطی و بافت مسکونی یک روستا در دامنه کوهستان ها، نیاز به طی مسافت طولانی و برداشت های دقیق دستی می باشد، که این موضوع دشواری های خاص خود را به همراه می آورد. از طرف دیگر با توجه به روند روبه افزایش توسعه مسکن روستایی در دهه های اخیر و عدم هماهنگی بافت های جدید ازلحاظ تراکم با بافت های پیشین، بی تفاوتی این مسکن ها را نسبت به مسکن پیشین و بستر محیطی روستاها را نشان می دهد. امروزه ابزارهای جدید محاسباتی و عددی سازی در معماری با ورود دانش ریاضیات پیشرفته درعلم معماری باعث پدید آمدن ابعاد جدید در این عرصه شده اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی میزان تاثیر تراکم بافت سبز و بافت خشک به عنوان عوامل طبیعی، بر میزان تراکم بافت مسکونی روستاهای پلکانی ایران، دراقلیم های متفاوت می باشد. این مهم علاوه شناسایی تراکم بافت روستاها با تاکید بر مقایسه پارامترها ابعاد جدیدی را در بافت روستاهای پلکانی روشن خواهد ساخت. ابزار شبیه سازی تحلیل ها "الگوریتم تراکم سنج" بر اساس نقشه های هوایی می باشد، که توسط نگارندگان پژوهش نوشته شده است. این الگوریتم بر اساس نقشه های هوایی نگاتیو شده، توانایی شناسایی میزان تراکم بافت طبیعی، در بستر شکل گیری روستاها و بافت مسکونی را دارد. این توانایی موجب کاهش نیاز به حضور فیزیکی و بالابردن دقت خروجی ها در تحلیل بافت روستاها خواهد شد، همچنین شناسایی پارامترها، الگوی تراکمی نسل های پیشین را به نسل جدید مسکن های روستایی ارائه خواهد نمود.
ارائه چارچوب توسعه شهروند محوری در اداره امور عمومی (مورد مطالعه: شهرداری زنجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اداره امور عمومی شهروند محور رویکردی برای حکمرانی است که نیازها و منافع شهروندان را در مرکز تصمیم گیری و ارائه خدمات قرار می دهد. این موضوع شامل طراحی و اجرای سیاست ها و برنامه های عمومی است که پاسخگوی نیازها و ترجیحات شهروندان باشد و اطمینان حاصل شود که خدمات عمومی در دسترس، کارآمد و مؤثر هستند. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب توسعه شهروند محوری در اداره امور عمومی در شهرداری زنجان انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان سازمانی و دانشگاهی خط مشی گذاری، مدیریت دولتی و مدیریت شهری به تعداد 17 نفر یافته ها تحلیل و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 3 جنبه، 31 مولفه و 146 کد استخراج گردید. مدیران و مسئولان ملی و استانی ابتدا بایستی شاخت و آگاهی دقیقی از پیشایندهای توسعه شهروند محوری به دست آورند و سپس اقدام به اتخاذ و پیاده سازی راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای شناسایی شده دست یابند. در این پژوهش، الگوی توسعه شهروند محوری در قالب 31 مولفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای توسعه شهروند محوری ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در توسعه ادبیات حوزه پژوهش و تبیین اهمیت دموکراسی محلی سودمند باشد.
تاثیر کلان روندهای فناورانه بر توسعه دانشگاه ها در ایران؛ بررسی موردی آثار تحولات فناورانه بر تأمین مالی دانشگاه های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
78 - 97
حوزههای تخصصی:
دانشگاه ها تحت تأثیر آثار تغییرات فناورانه هستند و چنین تغییراتی بر کارکردهای کلیدی دانشگاه همچون توسعه و مدیریت دانش و فناوری و تربیت نیروی انسانی مؤثر می باشد. به همین جهت لازم است کلان روندهای مؤثر بر دانشگاه های آینده از منظر تحولات فناورانه شناسایی و اثر آن بر اقتصاد آموزش عالی تحلیل شود. تحولات فناورانه بر دانشگاه ها، بر آینده آموزش عالی در ایران نیز در ابعاد مختلف اثرگذار است. در این مقاله با توجه به محدوده پژوهش، ضمن شناسایی کلان روندهای فناورانه موثر بر آینده دانشگاه ها در ایران، آثار این کلان روندها بر تامین مالی دانشگاه های دولتی مورد بررسی قرار گرفت. برای اجرای این پژوهش از روش شناسی مطالعه موردی تک موردی استفاده شد. پژوهش مذکور در سطح سیاستگذاری کلان می باشد و مورد مطالعه دانشگاه های دولتی است. در این پژوهش بر اساس روش شناسی مطالعه موردی از طریق مطالعه ادبیات، کلان روندهای مؤثر بر آینده دانشگاه ها از منظر تحولات فناورانه شناسایی شد. سپس بر اساس مطالعات پیشین، سلسله شواهد، رویدادها و آمارها و همچنین مصاحبه های اکتشافی با کانون متخصصان، چارچوب نظری اولیه پژوهش مشتمل بر 15 کلان روند ارائه شدند. در ادامه چارچوب نظری اولیه با استفاده از ابزارهایی همچون مطالعه مستندات و مطالعات پیشین، آمارها و رویدادها و مصاحبه با 13 خبره تدقیق شد. انتخاب خبرگان بر اساس شناسایی مستقیم و روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. مصاحبه با خبرگان کدگذاری شد و در مقاله برخی از نقطه نظرات خبرگان مرتبط با هر کلان روند ارائه شده است. بر این اساس در چارچوب نهایی تعداد کلان روندها از 15 کلان روند به 8 کلان روند کاهش یافت و 19 پیشنهاد سیاستی ارائه شد. 8 کلان روند ارائه شده در چارچوب نهایی شامل مربیگری، خودآموزی، آموزش های بین رشته ای و مبتنی بر مهارت آموزی، یادگیری تلفیقی، آزمایشگاه های آنلاین و شبیه سازی شده، آزمون های آنلاین، ورود به بخش های جدید در آموزش و رقابت جهانی در جذب دانشجو می باشد.






