مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۴۱ تا ۱۱٬۸۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
فردریش وایزمن تعریف احکام تحلیلی را – که بسیار شبیه حمل ذاتی بر ذات است – تناقض آمیز می داند. اساس سخن وی بر نفی ترکیب اتحادی میان موضوع و محمول و اعتباری بودن و معدوم بودن کل مبتنی است. بحث محوری نوشتار حاضر عمدتاً تمرکز بر مسئله حمل است؛ زیرا نقد وایزمن بر مبنای اشکال عدم حمل اجزاء بر کل و نیز منحصر دانستن وجود کل در کل اعتباری شکل گرفته است. در بررسی تطبیقی این اشکال با آرای فلاسفه و منطق دانان مسلمان نشان می دهیم چنین اشکالی از دیرباز در آثار آن ها، به ویژه ابن سینا، مطرح بوده است و پاسخی درخور نیز به آن داده شده است. جدای از راه حل حمل اشتقاقی که از سخنان اندکی از فیلسوفان مشاء برمی آید، آن ها به دلیل تفکیک کل حقیقی و اعتباری باور دارند هنگام ترکیب اجزاء، شیء ای دیگر هم پدید می آید؛ به گونه ای که در برخی از موارد حمل امکان پذیر است و در برخی دیگر امکان ناپذیر. اشکال وایزمن فقط به حالت دوم مربوط می شود. همچنین، مبحث حمل نزد اندیشمندان مسلمان به بحث درباره ترکیب اتحادی و انضمامی گره خورده است. با بررسی ریشه های تاریخی این بحث نشان خواهیم داد محتوای سخنان ابن سینا همان بحث ترکیب انضمامی و اتحادی است که با اعتبار به شرط لا و لابه شرط بیان می شود. با اعتبار نخست اشکال وایزمن وارد است؛ ولی با اعتبار دوم نه.
کاربست نظریه استعاره مفهومی و تلفیق مفهومی در تحلیل زبانشناختی سوره حدید(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱
135 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده است، پاسخ به این سوالات است که آیا نظریه استعاره مفهومی در تبیین ساختار مفهومی سور مسبحات در قرآن مجید کارآمد است و آیا نظریه شبکه های تلفیق مفهومی در تبیین ساختار مفهومی سورمسبحات در قرآن مجید کارآمد است؟ در این مقاله سعی شده است تا با کمک نظریه استعاره مفهومی و نیز نظریه تلفیق مفهومی فوکونیه و ترنر، منتخب شش آیه اول سوره حدید را که یکی ازپنج سور مسبحات قرآن کریم می باشد به این دلیل که تمام این شش آیه مربوط به یک موضوع و بافت اعتقادی از نوع خداشناسی است، به عنوان مؤلفه های شناختی در فرایند مفهوم سازی آیات قرآن مورد بررسی و تحلیل قرارگیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که از منظر معناشناسی شناختی، کاربست نظریه استعاره مفهومی ونظریه تلفیق مفهومی با استفاده ازالگوی شبکه چهار فضایی فوکونیه و ترنر می تواند در تبیین ساختار مفهومی مؤلفه های قرآنی کارآمد باشد و معانی نهفته در ساختار آیات قرآن کریم را آشکار نماید و بدین طریق نحوه نگرش و جهان بینی مخاطب را تحت تاثیر قرار داده، بینش کلی در مقیاس بشری جهت تسهیل در فهم آیات را فراهم آورد. نتایج پژوهش می تواند در تحلیل ادبی و قرآن پژوهی و حوزه زبان شناسی شناختی سودمند باشد.
مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
315 - 334
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی می پردازد و به ویژه تأثیر فیلسوفان معروفی چون ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا را در این زمینه مورد تحلیل قرار می دهد. ادراک از دیدگاه این فیلسوفان به عنوان ابزاری برای دستیابی به حقیقت تعریف می شود و شیوه های آن ارتباطی عمیق میان جهان مادی و غیرمادی را برقرار می سازد. ابن سینا ادراک را فرآیندی لایه ای می داند که از ورودی های حسی آغاز شده و به درک عقلانی ختم می شود. او بر ابستراکسیون در ادراک تأکید می کند، به طوری که افراد از طریق قوای عقلانی می توانند به حقایق بالاتر دست پیدا کنند. شیخ اشراق مفهوم «نور» و «اشراق» را به عنوان مرکز ادراک معرفی می کند و بیان می دارد که نور ذاتاً به روح بشر امکان دسترسی مستقیم به حقایق را فراهم می آورد، که این امر ریشه در میان واری ذاتی دستگاه معرفتی دارد. ملاصدرا ساختار دینامیک ادراک را مطرح می کند، نظریه «اصالت وجود»، «وحدت وجود» و «درجه وجود» را به کار می گیرد. این مقاله ادراک را به چهار مرحله تقسیم می کند: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی. در نهایت، مقاله ادراک را به عنوان ترکیبی دینامیک از روح و واقعیت معرفی کرده و خواننده را به بازنگری در شناخت انسانی فراتر از محدودیت های مادی دعوت می کند. اهمیت ادراک در پیشرفت دانش و تأکید بر وجود متافیزیکی از طریق تحلیل های ملاصدرا و گنجینه فلسفی اسلامی روشن می گردد. این بررسی ها به عمق تعامل انسان با جهان کمک شایانی می کند و درک بهتری از وجود و فهم را به دست می دهد.
ارتقای حس محلّه در فضاهای همگانی مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر؛ مطالعه موردی: مسکن مهر شهر جدید صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۱۲۴-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف: در روند شهرنشینی معاصر، مجتمع های مسکونی نقش غیرقابل انکاری در رفع نیاز سکونتی شهروندان ایفا می کنند. از این میان، بسیاری از مجموعه های مسکونی استطاعت پذیر به دلیل صرفه جویی در هزینه های ساخت، فاقد امکانات تفریحی و اجتماعی مناسب هستند که تأثیر منفی بر سرزندگی اجتماعی ساکنان خواهد داشت. کاهش چشم گیر روابط اجتماعی در دهه های اخیر درون جامعه و به طور ویژه میان همسایگان در مجتمع های مسکونی موجب کاهش تعاملات سازنده میان شهروندان شده است؛ ازاین رو حس محلّه جایگاه ویژه ای در بررسی های مرتبط با کیفیت زندگی شهری پیدا کرده است. با توجه به اینکه حس محلّه مفاهیمی همچون احساس رضایت از زندگی، احساس عضویت در یک گروه، پویایی اجتماعی، و نیز احساس مشترک بودن دغدغه های میان اعضای یک جامعه را در خود دارد، ارتقای حس محلّه در مجموعه های مسکونی جز از طریق طراحی و ارتقای کیفیت فضای همگانی جهت افزایش میزان تعاملات سازنده میان استفاده کنندگان از آن ها میسر نخواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش که به روش طراحی شهری شواهد محور صورت پذیرفته است و در آن مبانی نظری به روش مطالعه کتابخانه ای و نیز اطلاعات موردنیاز از طریق فن تحلیل انگاشت رفتاری و نیز پرسش نامه گردآوری شده اند، به دنبال شناسایی شاخص های طراحی مؤثر بر حس محلّه در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر است تا با توجه به نظرات و رفتار ساکنین در فضای همگانی مجتمع از طریق شاخص های تبیین شده به ارتقای حس محلّه بپردازد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ارتقای کیفیت فضاهای باز همگانی در مجتمع های مسکونی به تقویت حس محلّه و افزایش تعاملات اجتماعی و حضورپذیری منجر می شود. ساکنان این مجتمع ها رضایتی نسبی از فضاهای همگانی دارند، اما کمبودهای قابل توجهی نیز در محیط فیزیکی مشاهده می شود که در بسیاری از موارد، نظرات مشترک میان ساکنان به وضوح بیان شده است. نتیجه گیری: تقویت حس محلّه، متأثر از شرایط محیطی و طراحی شهری فضای همگانی، موجب افزایش تعامل اجتماعی و درنهایت کیفیت زندگی در مجتمع های مسکونی استطاعت پذیر می شود.
مکان های سوم بستری برای اجتماع پذیری شهری؛ شناسایی مکان های سوم کوی گلستان (سبزوار) در راستای کاهش جدایی گزینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
186 - 202
حوزههای تخصصی:
مقدمه در حالی که فضاهای اجتماع پذیر در مناطق محروم و کم توسعه شهری نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی، افزایش احساس امنیت و حس امنیت ادراک شده، دریافت حمایت محلی، اعتماد اجتماعی و افزایش مشارکت ایفا می کنند، مزایای متعددی برای مکان های سوم به عنوان نوعی از فضاهای عمومی اجتماع پذیر شهری که مردم برای تعامل، زندگی عادی و گردهمایی های اجتماعی غیررسمی انتخاب می کنند، ذکر شده است. مکان های سوم، به عنوان فضاهایی میان خانه (مکان اول) و محل کار (مکان دوم)، قلمروی اجتماعی برای معنابخشی به زندگی غیررسمی، ترمیم زندگی رسمی و خانوادگی، و تسهیل روابط اجتماعی دوستانه را تشکیل می دهند. مکان های سوم افراد را به شبکه های سرمایه اجتماعی، حمایت، منابع و اطلاعات متصل می کنند و از طریق ایجاد فرصت های اقتصادی، ارتباطات حرفه ای و کسب حمایت برای کاربرانشان عمل می کنند. آن ها نه تنها به عنوان مکان هایی برای تأمین نیازهای فیزیکی مردم عمل می کنند، بلکه به عنوان فضاهایی برای تأمین نیازهای روانی و عاطفی آن ها مانند دریافت همبستگی و حمایت عاطفی، دوستی تجاری و وفاداری، تسهیل زندگی شهری برای زندگی عمومی و غیررسمی دوستان، همسایگان و غریبه ها خدمت می کنند. کوی گلستان، به عنوان سکونتگاه قومیتی در مرکز تاریخی و تجاری شهر سبزوار، از جدایی گزینی شدید رنج می برد و برای چندین سال ساکنان آن به دنبال راهی برای خروج از بن بست اقتصادی و اجتماعی ناشی از جدایی گزینی فضایی اجتماعی، و ادغام جدی در جامعه شهری هستند. این محله با مساحت 6/7 هکتار و جمعیت 765 نفر با مشکلات متعدد اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و کارکردی مواجه است. تعاملات اجتماعی و مبادلات اقتصادی بین ساکنان محله و سایر شهروندان سبزوار در پایین ترین سطح قرار دارد. از طرفی دیگر، عدم پذیرندگی فضایی فیزیکی و کارکردی محله، همراه با فقدان هرگونه تعامل اجتماعی همراه با پیش فرض های ذهنی و دیدگاه های قالبی محله و ساکنانش توسط جامعه شهری، ایجاد و تطبیق فضاهای موجود و ممکن که تعاملات اجتماعی بین ساکنان محله و جامعه شهری را تقویت کند، ضروری می سازد. مواد و روش ها این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این رابطه، برای شناسایی مکان های سوم در کوی گلستان، چارچوب مفهومی نظریه مکان سوم و نظریه قرارگاه رفتاری به کار گرفته شده است. مطالعه قرارگاه های رفتاری مکان های سوم در دو بُعد مکان (قرارگاه رفتاری) شامل ویژگی های فضایی فیزیکی و کارکردی، و رفتارهای جاری در فضا با استفاده از روش نقشه برداری رفتاری انجام پذیرفته است. گردآوری داده ها در چندین مرحله انجام گرفته است. ابتدا، با در نظر گیری شرایط انزوا و جدایی گزینی کوی گلستان، پژوهشگران پس از ارائه توضیحات به معتمدان محلی و بازدیدهای متعدد از محله، سعی کردند از طریق گفت وگوهای دوستانه اعتماد و پذیرش لازم را کسب کنند و در عین حال، با شرایط کلی محله آشنا شوند. سپس برای شناسایی مکان های سوم یادشده، مبتنی بر چارچوب مفهومی، طرح پژوهش، و ویژگی های فضایی و اجتماعی مطرح شده برای مکان های سوم در ادبیات پژوهش و بر اساس مشاهدات غیرمشارکتی انجام شد و در مرحله بعد نیز در بررسی ویژگی های فضایی کالبدی، کارکردی، و اجتماعی مکان های سوم شناسایی شده مبتنی بر طرح پژوهش به کمک مشاهدات، ثبت تصاویر، و تهیه نقشه برداری های رفتاری اقدام شده است. به این منظور پس از حضور چندین باره در کوی، شناسایی فعالیت های اصلی در جریان در فضا، با توجه به مشاهدات روزانه، تصاویر ثبت شده، و نُت برداری های شماتیک و اختصاص آیکون به هریک از فعالیت های جاری در فضا و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر یک از فعالیت ها روی نقشه، طی سه روز در دو نوبت صبح و عصر و هربار به مدت نیم ساعت روی هر مکان سوم مورد هم پوشانی قرار گرفت. علاوه بر این، برای دستیابی به تجربیات زیسته ساکنان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با افرادی که به صورت تصادفی از حاضران ثابت در مکان های مختلف محله انتخاب شده بودند، انجام شد. درخور یادآوری است فرایند نقشه برداری رفتاری شامل شناسایی فعالیت های اصلی در فضا، مشاهدات روزانه، تصاویر ثبت شده و یادداشت برداری شماتیک با تخصیص نماد به هر فعالیت جاری در فضا، و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر فعالیت روی نقشه ها بود. همچنین باید توجه داشت که رفتارهای خرید، با توجه به وقوع غیرمکرر آن ها، شامل هر رفتار تعاملی مربوط به خرید مانند سلام کردن، پرسش درباره محصولات، چانه زنی و پرداخت (چه منجر به خرید شود یا نه) می شد، در حالی که رفتارهای غیرتعاملی مانند نگاه کردن به کالاها به دلیل ماهیت غیراجتماعی آن ها ثبت نشد. یافته ها بر اساس یافته های این پژوهش و مطابق با ویژگی های فضایی فیزیکی، کارکردی و اجتماعی پیشنهادشده برای مکان های سوم، پنج مکان واجد شرایط و منطبق با ویژگی های مکان سوم در کوی گلستان شناسایی شد. همه این مکان ها در نیمه بالایی کوی گلستان، نزدیک به فضاهای تجاری محله یا در درون بافت مسکونی محله واقع شده اند. هیچ مکان سومی در نیمه پایینی محله که فضاهای باز و جمعی کمتری وجود دارد، شناسایی نشد. از نظر موقعیت فضایی، این مکان ها عمدتاً در نقاطی واقع شده اند که نسبت به گذرگاه های اطرافشان دارای گشودگی فضایی هستند. فضاهای مجاور مناطق باز، تقاطع چندین گذرگاه، یا عقب نشینی در امتداد گذرگاه به دلیل گشودگی فضایی، امکان حضور افراد بیشتری را در این مکان ها فراهم کرده و زمینه تشکیل مکان های سوم محله را فراهم کرده اند. فعالیت غالب در این مکان ها گفت وگو است که ایستاده یا نشسته رو به میدان یا گذرگاه مجاور صورت می گیرد. همچنین، نتایج مصاحبه ها نشان می دهد انتخاب مکان برای تعاملات اجتماعی توسط ساکنان کوی گلستان به مجموعه ای از عوامل فیزیکی و اجتماعی بستگی دارد. مصاحبه شوندگان به طور خاص ویژگی هایی مانند سایه مناسب، فضای باز مطلوب، پله ها برای نشستن، نزدیکی به خانه و پوشش گیاهی مطلوب را ذکر کردند. تحلیل این یافته ها، علاوه بر انطباق این ویژگی ها با معیارهای پیشنهادشده برای نظریه مکان سوم، نشان می دهد فضاهای مورد استفاده ساکنان محله، محیط های خنثی هستند که افراد به راحتی می توانند در آن ها حضور داشته باشند و گفت وگو فعالیت اصلی آن ها است. از طرفی، در میان مکان های سوم شناسایی شده، دو مکان (شماره های 1 و 2) در امتداد گذر گلستان واقع شده اند که علاوه بر تعاملات اجتماعی معمول در میان ساکنان، فعالیت های تجاری نیز در آن ها انجام می شود. بخشی از این تعاملات اقتصادی بین ساکنان محله و شهروندانی که برای خرید وارد گذر تجاری اصلی محله می شوند، رخ می دهد. در مقابل، سه مکان سوم دیگر (شماره های 3، 4 و 5) که در مناطق درونی محله و دور از فضاهای تجاری و کارگاهی واقع شده اند، تنها شاهد حضور ساکنان محله در گردهمایی ها و فعالیت های مشترک مانند تقسیم کارهای خانگی، مراقبت از کودکان، خوردن غذا و کشیدن قلیان هستند. این مطالعه نشان می دهد فضای باز مناسب و وجود پله ها برای نشستن عوامل مهمی در تشکیل مکان های سوم در محله هستند. از طرف دیگر، در شرایط محدودیت فضای سبز در محله و آب وهوای نیمه خشک شهر سبزوار، سایه اندازی و پوشش گیاهی نسبتاً مطلوب برخی مکان های سوم از دیگر موارد مهم گزارش شده در مصاحبه ها توسط ساکنان بود. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد پنج مکان سوم در کوی گلستان قابل شناسایی است که می تواند نقش مهمی در کاهش جدایی گزینی در این منطقه ایفا کند. مکان های سوم تجاری شناسایی شده (شماره های 1 و 2)، با ظرفیت های اجتماع پذیری و ایجاد پذیرش اجتماعی در میان ساکنان محله و شهروندان، می توانند زمینه مناسبی برای کاهش جدایی گزینی و ادغام فضای عمومی محله در عرصه عمومی گسترده تر بافت تاریخی و تجاری سبزوار فراهم کنند. مناسب سازی این مکان های سوم تجاری در برنامه های آتی می تواند تأثیر بسزایی بر ارتقای اجتماع پذیری و کاهش مشکلات جدایی گزینی محله داشته باشد. علاوه بر این، پرداختن به سه مکان سوم دیگر به دلیل اثرات آن ها بر سرمایه اجتماعی، سلامت روانی و اجتماعی، تاب آوری و توانمندسازی ساکنان بسیار مهم است. در این رابطه، بر اساس نظریه تماس، تماس روزانه بین فردی بین گروه های مختلف به طور بالقوه زمینه کاهش دیدگاه های قالبی، تعصب و ایجاد نگرش های مثبت نسبت به گروه های دیگر را فراهم می کند. بنابراین، بهبود دسترسی، امنیت و ایمنی این فضاها، همراه با امکان برآوردن نیازهای مختلف کاربران، به ویژه فراهم کردن سرپناه، مکث و فضاهای نشستن از طریق طراحی های ساده و بی تکلف ولی مناسب، می تواند نقش مهمی در فراهم کردن زمینه حضور و تعاملات تجاری گروه های اجتماعی مختلف ایفا کند. این مطالعه پیشنهاد می کند که ارتقای مکان های سوم تجاری شناسایی شده می تواند به طور قابل توجهی اجتماع پذیری را بهبود بخشد و مسائل جدایی گزینی در محله را کاهش دهد. پژوهش حاضر نشان می دهد این فضاها، به ویژه آن هایی که مجاور مسیر اصلی تجاری کوی واقع شده اند، پتانسیل پذیرش تعاملات اقتصادی و اجتماعی بین ساکنان و شهروندان میزبان را دارند و به این ترتیب به ادغام جامعه حاشیه نشین در جامعه شهری گسترده تر کمک می کنند. بنابراین مناسب سازی مکان های سوم شناسایی شده کوی از طریق ویژگی های مطرح شده در نظریه مکان سوم شامل رسیدگی به کیفیت ظاهری محیط، مناسب سازی فضا به منظور امکان حضور اقشار مختلف، ایجاد فضاهای مناسب برای توقف و نشستن در مکان، تأمین روشنایی در شب، بهبود کیفیت فضای سبز، و استقرار تجهیزات پشتیبان و ارتقادهنده حضورپذیری فضا همچون اختصاص میان افزاهایی همچون فضاهای خدماتی و تجاری محلی همچون نانوایی، قصابی، آرایشگاه، و غیره، در کنار استفاده از تجهیزات ورزشی، بازی کودکان، و آبخوری و سایبان می تواند نقش بسزایی در تقویت جایگاه مکان های سوم یادشده در زندگی اجتماعی محله داشته باشد.
مطالعه نقش عوامل محیطی و جغرافیایی بر مکان گزینی محوطه های باستانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) (مطالعه موردی: محوطه های استقرارگاهی شهرستان خلخال)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود آثار فرهنگی و تاریخی از گذشته در شهرستان خلخال، در کنار شرایط جغرافیایی و استراتژیکی مطلوب آن، موقعیت مکانی این منطقه را حائز اهمیت کرده است. این شهرستان، منطقه ای میان دره و کوه با منابع آب فراوان و ارتفاع بالا از سطح دریا، از دیرباز تاکنون یکی از مناسب ترین مکان ها برای شکل گیری و توسعه جوامع انسانی بوده است. در این راستا هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی منطقه بر مکان یابی محوطه های استقرگاهی با استفاده از قابلیت های سنجش ازدور وGIS است. با بررسی و تحلیل الگوهای استقراری می توان، ارتباط میان محوطه ها و این الگوها و به طورکلی شرایط جغرافیایی منطقه را مطالعه و تحلیل نمود. سؤال اصلی پژوهش بدین صورت طرح می گردد که عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی چه تأثیری بر مکان یابی محوطه های استقرارگاهی در شهرستان خلخال داشته است؟ روش شناسی: روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری از اطلاعات به دو روش میدانی و کتابخانه ای بوده است. در راستای هدف پژوهش، ابتدا 7 محوطه مهم استقراری به عنوان نمونه و مبنای مطالعاتی موردمطالعه قرار گرفت. عوامل مؤثر در مکان یابی محوطه ها همچون، موقعیت محوطه ها نسبت به منابع آب، ارتفاع از سطح دریا، پوشش گیاهی، فاصله محوطه ها نسبت به راه ها و روستاها، فاصله از شهر، نوع خاک، گسل های منطقه و شیب زمین انتخاب گردید. لایه های موردنیاز با استفاده از داده های سنجش ازدور استخراج و در محیطGoogle Earth Engine پردازش شدند یافته ها و نتیجه گیری: نتایج یافته ها نشان داد که ارتباط مستقیم میان الگوهای استقراری و محوطه ها دیده می شود و الگوها بر تشکیل استقرارها نقش فراوان داشته اند. بیشتر محوطه ها در مجاورت و سر راه منابع آبی قرارگرفته اند. ارتفاع1603 تا 1960متر، پوشش گیاهی متوسط، قرار گرفتن در بین راه های ارتباطی، نزدیکی و یا داخل روستاها، داخل فضاهای شهری و شیب0تا 15 درصد، از مهم ترین شاخص های الگوهای استقراری محوطه های این دوره هستند. همچنین نوع جنس خاک های سه محوطه، دارای خاک های استپی قهوه ای بوده و ازلحاظ موقعیت محوطه ها نسبت به گسل های منطقه، بیشتر آن ها در فاصله 2992متری تا 6791 متری قرارگرفته اند. پیشنهاد می شود، در طرح هایی که در آینده در نزدیکی این محوطه ها صورت می گیرد؛ به این عوامل توجه شود.
پیامدهای روانی کووید 19بر زنان روستایی: درس هایی از همه گیری COVID-19 در زمینه سلامت روان زنان روستایی سرپرست خانوار شهرستان کنگاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
115 - 131
حوزههای تخصصی:
همه گیری ویروس کرونا اثرات روانی زیادی بر سلامت روان قشرهای آسیب پذیر از جمله زنان سرپرست خانوارهای روستایی گذاشته است. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای روانی اپیدمی کووید-19 بر این قشر آسیب پذیر روستایی و ارائه درس هایی از همه گیری این ویروس انجام شده است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه فنومنولوژی (پدیدارشناسی) انجام شده است و گروه نمونه متشکل از 24 زن سرپرست خانوار است که به روش هدفمند انتخاب شدند. اطلاعات این گروه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. جهت اعتبار پذیری داده ها نیز از روش مثلث سازی استفاده شد. سپس داده ها با روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به شناسایی 27 مضمون اولیه و 8 مضمون فرعی از پیامدها شد که 7 پیامد اصلی شامل؛ پیدایش مشکلات روحی و روانی، کاهش کیفیت زندگی کاری و بی ثباتی شغلی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، خود کارآمدی و ترس از آینده را در تجربیات مشارکت کنندگان نشان داد. همه گیری کووید-19 دوران چالش برانگیزی بود که پیامدهای آن تابه حال دامن گیر مردم بوده است . بر این اساس می توان گفت، رویکردها و مداخلات بهداشت عمومی از سوی سازمان ها و ارگان های مرتبط باید با اولویت حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار باشد و سیاست ها نیز بایستی پاسخگوی نابرابری های جنسیتی و اجتماعی باشند تا زمینه کاهش اثرات منفی همه گیری های جهانی را چه در طول و چه پس از همه گیری فراهم آورد.
ارزیابی عملکرد حرارتی بام سبز، مطالعه موردی: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
101 - 117
حوزههای تخصصی:
با افزایش سریع جمعیت در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته، مدیریت و تأمین نیازهای ساکنان شهری به یکی از چالش های اساسی تبدیل شده است. بام های سبز به عنوان یک راهکار مؤثر برای توسعه پایدار شهری، مزایای قابل توجهی در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی ارائه می دهند. این پژوهش که در سال ۱۳۹۹ در شهر تبریز (اقلیم سرد و خشک) انجام شده است و به بررسی تأثیر بام های سبز در بهبود کیفیت هوای شهری و صرفه جویی انرژی در ساختمان های مسکونی پرداخته است. برای بررسی این تأثیرات، با استفاده از نرم افزار شبیه ساز انرژی DesignBuilder دو سناریو طراحی شده است: یکی با پوشش گیاهی در بام ها و دیگری بدون پوشش گیاهی. این پژوهش با تحلیل داده های به دست آمده از شبیه سازی این سناریوها و تأثیرات آن ها بر مصرف انرژی گرمایش و سرمایش، تولید CO2 و کیفیت هوای شهری را در طول یک سال با توجه به شرایط جوی موجود ارزیابی کرده است. نتایج نشان می دهد که در بام معمولی شبیه سازی شده در ماه مرداد (گرم ترین ماه سال در تبریز)، مصرف انرژی تقریباً 2000 kWh است، درحالی که این رقم در ساختمان های دارای بام سبز حدود 1200 kWh بوده است. این تفاوت ها نشان می دهد که ساختمان شبیه سازی شده فاقد بام سبز و دارای سقف معمولی به طورکلی انرژی بیشتری نسبت به ساختمان شبیه سازی دارای بام سبز مصرف می کند. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان نقطه عطف و نقشه راه برای طراحی و ساخت ساختمان ها در شهرهای درحال توسعه و توسعه یافته بوده و گامی مؤثر به سوی هوشمند سازی ساختمان های موجود و در حال احداث باشد.
Optimal Inflation Rate Measurement for Minimizing Economic Inequality: The Dynamic Stochastic General Equilibrium Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The equitable distribution of income is considered as a development indicator in countries. Thus it is required to identify factors impacting the equitable distribution of income to make suitable policies to improve it. The present study aims to determine the optimal inflation rate in order to minimize income inequality by using the dynamic stochastic general equilibrium (DSGE) method in Iran during 1997-2017. The results revealed the optimal inflation rate to be 3.74%. An increase or reduction in the optimal inflation rate of 3.74% enhances income inequality. Thus, the government should target the inflation rate in its policies to achieve minimum inequality. Hence, inequality fluctuations (rises and declines) will be probable.
آسیب شناسی حقوقی رقابت پذیری در صنعت خودروی کشور بر اساس موازین حاکم بر حقوق رقابت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آنچه که در انطباق صنعت خودروسازی کشور با موازین حاکم بر حقوق رقابت دارای اهمیت است، بررسی میزان تعهد فعالیت تجاری این صنعت و قوانین حاکم بر آن، به حقوق رقابت است، لذا از منظر آسیب شناسی، باید دید که در صنعت خودروسازی داخلی، چه خلاءها و چالش هایی در رعایت موازین حقوق رقابت تجاری وجود دارد. یافته های پژوهش در این خصوص موید این است که آن طور که متناسب است این صنعت مبتنی بر قواعد حقوق رقابت اقدام نکرده و مستند این امر نیز فقدان کارایی اقتصادی به واسطه عدم رضایت مشتری، شرط تعیین حداقل قیمت بازفروش، تقسیم بازار و تخصیص مشتریان، امتناع از عرضه خودرو، انحصارگرایی و دپوی خودرو برای افزایش قیمت و نظایر آن است که تماماً برخلاف موازین حاکم بر حقوق رقابت است، لذا فرایند لازم برای انطباق بیشتر فعالیت صنعت خودروسازی با حقوق رقابت، مستلزم پایبندی به موازین حقوق رقابت تجاری از جمله افزایش کیفیت خودروها، رفع ممنوعیت واردات خودرو، توجه به رفاه مصرف کننده، جلوگیری از انحصارگرایی و برخورد با احتکار است.
تحلیل تاریخی- ژئوپولیتیکی نقش ارمنستان در کشمکش های ایران و روم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
67 - 82
حوزههای تخصصی:
ارمنستان که امروزه کوچکترین واحد سیاسی قفقاز به شمار می رود، در گذشته های دور با اسامی اورارتو و آرارات شناخته می شد. قرار گرفتن ارمنستان در موقعیت خاص جغرافیایی به مثابه پل ارتباطی شرق و غرب و یکی از حلقه های مواصلاتی ترانزیت کالا و وجود معبرهای قفقاز، توجه قدرت های بزرگ از جمله ایران و روم را به خود جلب کرد. با پذیرش مسیحیت در آغاز قرن چهارم میلادی دولت ارمنستان روابط مستحکمی با هم کیش خود امپراتوری روم پیدا کرد و از این پس کانون مناقشات دو قدرت شرق و غرب گردید. زمینه های دخالت رومی ها در این منطقه به بهانه حمایت از اتباع مسیحی بیشتر شد و یک رشته جنگ های فرساینده در این منطقه رقم خورد. ارمنستان به عنوان همسایه دو قدرت ایران و روم در سال ۳۰۲ میلادی مسیحیت را پذیرفت و پس از آزادی مسیحیت در روم به وسیله کنستانتین در سال ۳۱۳ میلادی، ارامنه مورد حمایت وی قرار گرفتند. ساسانیان که کیش زرتشتی داشتند، نمی توانستند نظاره گر جدا شدن ارمنستان باشند که آن را جزئی از پیکره خود به حساب می آوردند. بنابراین، سیاست زرتشتی کردن ارامنه را در پیش گرفتند که این موضوع در دوران یزدگرد دوم شدت گرفت. بررسی جایگاه کلیدی ارمنستان و تأثیرگذاری آن بر روابط ایران و بیزانس به تبع پذیرش مسیحیت هدف نگارش این مقاله است. برای نیل به این هدف تلاش شده است از شیوه پژوهش تاریخی (توصیفی تحلیلی) با تکیه بر نظر پژوهشگران استفاده شود. نتایج تحقیق نشان می دهد که همگونی دینی ارمنستان با روم سبب تحکیم روابط آنان با یکدیگر و گسست علقه های دینی از ایران شد. این جریان، دست به دست شدن ارمنستان و تقسیم آن به مناطق نفوذ ایران و روم را در پی داشت.
مقوّمات الوحده الإسلاميه وتعزيزها من منظور كتاب «نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
93 - 114
حوزههای تخصصی:
إنّ الإتحاد بین المسلمین یُعدّ من أهمّ شعائر الدین الفطری، لأنّ الفطره تحب وحده الکلمه. فهذا المقال یهدف إلى بیان مقوّمات الوحده الإسلامیه وتعزیزها انطلاقاً من بعض القیم الإنسانیه المتجذّره فی فطره الإنسان، مع التأکید على أنّ الفطره الإلهیه تمثّل الأساس الأصیل للوحده، وتُسهم فی نفی مظاهر العنصریه والتمییز الطبقی بین البشر. ومن هنا، یُطرَح السؤال المحوری التالی: ما هی المقوّمات الفطریه للوحده الإسلامیه، وکیف یمکن تفعیلها وتقویتها من منظور الإمام علی(ع) فی نهج البلاغه؟ للإجابه عن هذا السؤال، اعتمد البحث على المنهج التحلیلی-الإجتماعی، حیث قام بتحلیل عدد من النصوص الوارده فی کتاب «نهج البلاغه» للإمام علی(ع)، وذلک ضمن إطار أنثروبولوجی فطری یُرکّز على خصائص الإنسان بوصفه کائناً اجتماعیاً یمیل بفطرته إلى التوحّد والتعاون مع الآخرین. وقد توصّل البحث إلى عدد من النتائج المهمّه، أبرزها أن هناک مجموعه من القیم الفطریه ألتی تشکّل الدعائم الأساسیه للوحده الإسلامیه، وهی: الحریه، والعقلانیه، والمدنیه، والعبودیه لله، والتعاطف، والتعاون. فهذه القیم لیست فقط مفاهیم أخلاقیه، بل هی جواهر إنسانیه أصیله أکّدتها النصوص الدینیه بالأخص کلام الإمام علی(ع) للوصول إلی الثقافه القرآنیه والحضاره العالمیه. کما أنّ هذه القیم تُسهم فی خلق أرضیه مشترکه بین المسلمین على إختلاف مذاهبهم، وتجعل من الوحده الإسلامیه مشروعاً واقعیاً وقابلاً للتطبیق. ومن جهه أخرى، بیّن البحث أن الوحده الإسلامیه لیست مجرّد مسأله دینیه فقط، بل هی ضروره مرکبه تجمع بین الشرعیه الدینیه، والمشروعیه العقلیه، والمقبولیه الإنسانیه. ومن هنا، فإن تفعیل هذه الوحده یحتاج إلى توظیف المناهج المستنده إلى العلوم الإجتماعیه والأخلاقیه، من أجل تعزیز المشترکات وتجاوز الخلافات الجزئیه أو الفقهیه ألتی غالباً ما تُضخَّم خارج سیاقها. فی هذا السیاق، یقدّم البحث معیارین أساسیین لإستخراج وتفعیل هذه القیم الفطریه: أولاً: التحلیل المفهومی- الفلسفی ضمن إطار الأنثروبولوجیا الفطریه الإسلامیه، حیث یُنظر إلى الإنسان ککائن فطری، مختار، عقلانی، میّال إلى الإجتماع، وموجّه بطبعه نحو الإیمان والبحث عن الله تعالی. هذا التصوّر مستلهم من المبادئ القرآنیه، ومؤکَّد فی أقوال الإمام علی(ع) فی «نهج البلاغه»، خاصه فی ما یتعلق بطبیعه الإنسان ووظیفته الإجتماعیه. ثانیاً: الإستفاده من مکتسبات العلوم الإنسانیه المعاصره، مثل علم النفس، وعلم الإجتماع، وفلسفه الأخلاق، من أجل تطویر فهم أکثر شمولاً لدور الإنسان کفاعل اجتماعی یسعى إلى بناء علاقات قائمه على التفاهم، والتعاطف، والتعاون، وکلّها من القیم الأساسیه للوحده. فالوحده الإسلامیه، من منظور الإمام علی(ع)، لیست شعیره دینیه فقط، بل مشروع حضاری شامل یتطلّب وعیاً فطریاً، وسعیاً عقلانیاً، وتعاوناً إنسانیاً، وهو السبیل الأمثل لمواجهه التحدیات المعاصره بروح جماعیه موحَّده تقوم على الحوار، والإحترام المتبادل، ونبذ التکفیر والفرقه. معنی الحریه متمثل فی نفی سلطه الطاغوت، لأنّ الکفار لا سبیل لهم علی المؤمنین، وهذه تحتاج إلی الحریه ألتی تؤدّی إلی الوحده الإسلامیه. إنّ الحریه الشخصیه إذا بُنیت على أُسسٍ أخلاقیه، فإنّها تُهَیِّئُ الإنسان للتعامل مع الآخرین بروح التصالح والمودّه. وکذلک الإجتماع بحریته یصل إلی الوحده الوطنیه ویختار منافعه ومصالحه فی بلده. وبالتالی، إذا رفضت جمیعُ البلدانِ الإسلامیهِ سلطهَ الطاغوتِ والأعداء بحریّتها، واجتمعت على کلمهِ التوحید، فإنها تنالُ الفوزَ والسعاده. والتفکّر من التعالیم الدینیه ألتی تجنّب الإنسان الأعمالَ الوهمیه والسخیفه، وتهدیه إلى العلم والثقافه. فکلّ هذه الأمور تمیل بالإنسان إلى الوحده، أمّا الجهل والریب فهما یؤدیان إلى الخلاف والفرقه. المدنیّه بالطبع تعنی أنّ الإنسان مجبولٌ على العیش مع الآخرین والتعاون معهم، وهی تُشکّل أساسًا فطریًا للوحده. فحین یدرک الإنسان حاجته المتعالیه إلى الإجتماع، یسعى إلى تحقیق الوحده الإسلامیه وتجاوز أسباب التفرقه. والعبودیه لله تُرسّخ مبدأ التوحید ألذی یجمع المسلمین تحت رایه واحده، وتُحرّرهم من الإنقسام الناتج عن الولاءات البشریه. فهی أساس للتماسک الروحی والإجتماعی فی الأمه الإسلامیه. التعاطف یُنمی مشاعر الأخوه والمحبّه بین أفراد الأمه، ویُقلل من الصراعات والنزاعات. فهو یُعدّ عنصراً أساسیاً فی تحقیق الوحده الإسلامیه عبر تعزیز التفاهم والتکافل. التعاون یُعزّز العمل الجماعی ویُوحّد الجهود نحو الأهداف المشترکه، مما یُقوّی روابط الأمه. وبه تُبنى وحده إسلامیه متینه تقوم على التکامل لا التنازع. أن مقاربه الإمام علی(ع) لوحده الأمه تمثل مشروعًا حضاریًا یقوم على أسس فکریه وعقائدیه وإنسانیه مترابطه، ویُعَدُّ نموذجًا عملیًا یُمکن للأمه الإسلامیه استلهامه فی ظل التحدیات المعاصره التی تهدّد کیانها ووحدتها.
رهبری اخلاقی مکتب شهید قاسم سلیمانی: پژوهشی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
119 - 165
حوزههای تخصصی:
امام خامنه ای(حفظه الله)در خصوص مکتب شهید سلیمانی معتقدند این مکتب از دو عنصر"صدق" و"اخلاص" تشکیل شده است.به عبارتی ایشان این دو کلمه را نمادو نمایه مکتب سلیمانی می دانند.صدق یعنی همان چیزی که در آیه شریفه"مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیه"و"اخلاص"هم درآیات متعدّد قرآن ازجمله آیه شریفه"قُل اِنّی اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللهَ مُخلِصًا لَهُ الدّین"آمده است؛این دو عنوانِ قرآنی، تشکیل دهنده حرکت شهید سلیمانی بوده است(بیانات رهبری در سالگرد حاج قاسم سلیمانی؛ 11/10/1400).سال هامجاهدت خالصانه و اخلاق مدارانه شهید حاج قاسم سلیمانی از ایشان شرایطی را ایجاد کرده است که رهبر عظیم الشان انقلاب از آن تحت عنوان"مکتب حاج قاسم سلیمانی"یاد می کنند.یکی از ویژگی های این مکتب اخلاق مداری در رهبری ایشان است که در این نوشتار به آن پرداخته می شود.روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است که به شیوه فراترکیب انجام شده و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شده است.جامعه مورد مطالعه؛متون مرتبط با رهبری حاج قاسم شامل:بیانات مقام معظم رهبری؛ مقالات منتشرشده در خصوص ایشان؛ دست نوشته ها و خاطرات هم رزمان شهید سلیمانی و سایر اسناد و مدارک منتشرشده در پایگاه اطلاعاتی در حیطه موضوعی رهبری اخلاقی ایشان است.نتایج این پژوهش بیانگر آن است که رهبری اخلاقی حاج قاسم سلیمانی را می توان در 4 بعد اخلاق فردی با مؤلفه های توحیدمحوری، معنویت محوری، تکلیف محوری؛ اخلاق اجتماعی با مؤلفه های اعتماد محوری، فرهنگ محوری، ولایت محوری، مردم محوری؛اخلاق گروهی- سازمانی بامؤلفه های انگیزه محوری، تعالی محوری، ارتباط محوری، هدف محوری واخلاق بین المللی شامل بصیرت محوری، دیپلماسی محوری، اقتدارمحوری و تمدن محوری مورد واکاوی قرارداد
طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
135 - 168
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی در عراق انجام شده است. روش پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد گلیزر بوده و جامعه آماری شامل خبرگان در حوزه بازاریابی ورزشی و صاحبان شرکت های تولیدی و فروشندگان محصولات ورزشی در عراق بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و براساس معیار اشباع نظری، مجموعاً 13 مصاحبه انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته بود که تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری صورت گرفت و روایی و پایایی نتایج تأیید شد. نتایج نشان داد که عوامل کلیدی مانند شخصی سازی توصیه ها، سهولت استفاده و امنیت در تجربه کاربری، تأثیر زیادی بر رضایت و تصمیم گیری خرید مشتریان دارند. در زمینه تعاملات هوشمند، استفاده از چت بات ها و سیستم های پاسخ دهی خودکار به مشکلات خرید، به بهبود تجربه مشتری کمک می کند. همچنین، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی، از جمله اعتبار اجتماعی و تبلیغات هوشمند، نقش مهمی در رفتار خرید ایفا می کنند. در حوزه داده کاوی، تحلیل رفتار مشتری و هوش تجاری به عنوان ابزارهای مؤثری برای بهبود استراتژی های بازاریابی شناسایی شدند. همچنین، عوامل اعتماد و اعتبار برند، از جمله تقویت برند از طریق هوش مصنوعی و شفاف سازی اطلاعات، به افزایش اعتماد مشتریان کمک می کند. نوآوری های تکنولوژیکی مانند واقعیت افزوده و اتوماسیون در خدمات نیز به بهبود فرآیند خرید اشاره دارند. برای بهینه سازی رفتار خرید محصولات ورزشی آنلاین با استفاده از هوش مصنوعی، کسب وکارها نیاز دارند یک پلتفرم هوشمند ایجاد کنند که شامل چت بات های پیشرفته، شخصی سازی توصیه ها بر اساس تحلیل رفتار مشتری و سیستم های امنیتی قوی باشد.
واکاوی رمان کریستین و کید از دریچه ی انگاره ی عشقِ سیال زیگمونت باومن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با فروپاشی روایت های واحد و مطلق در دوران پسامدرن، مفهوم عشق نیز به مجموعه ای از تجربه های فردی و متنوع تبدیل شده است. مفهومی چندوجهی و سیال که با دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی درهم تنیده است. عشق در این عصر از زوایه ی دید هر فرد به یک شکل مشاهده می شود و به طور مداوم در حال بازتعریف و بازسازی است. از جمله این تعاریف، مفهومی است که زیگمونت باومن تحت عنوان انگاره ی عشق سیال برای توصیف ماهیت پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن به کار برده است. او استدلال می کند که پیوندهای عاطفی در این عصر دگردیسی عمیقی از تعاریف سنّتی داشته اند. تصویری که از انگاره ی عشق سیال در رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری ارائه شده است، تصویری روشن از تحولات پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیوندها در این رمان به شدت تحت تأثیر مفاهیم عشق سیال قرار دارند. عشق دیگر یک احساس ثابت نیست، بلکه بر اساس ارجاعت درونی و خواسته های فردی شخصیت ها تغییر می کند. وفاداری و پایبندی به پیمان در هیچ پیوندی مشاهده نمی شود. آنچه از سمت شخصیت ها یک رابطه را شکل می دهد یا آن را به پایان می رساند، حضور یا عدم حضور مؤلفه ی لذت است. روابط جنسی به شکل گسترده ای میان شخصیت ها وجود دارد که بدون ترس از آشکار شدن در پی انجام آن هستند. ناهمخوانی احساسات ناموافق در آن پربسامد است. پیوندها بدون هیچ اضطراب فردی یا اجتماعی، به راحتی به پایان می رسند و افراد آزادانه به دنبال تجربه های جدید می روند.
انعکاس المستویات اللغویه على التراث الشعبی فی «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» لأبی حامد الغرناطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعدّ التراث الشعبی مدرسه تربویه تُرسّخ عادات المجتمع وتقالیده وقیمه فی نفوس الأجیال المقبله، من خلال ذلک، تُحفظ هویه الأمه وتبقى حاضره ومستدامه. یعکس الرحاله التراث الشعبی لکل بلد فی کتاباته، مقدّمًا صوره واضحه عن الآخر، ومن أبرزهم أبو حامد الغرناطی، الرحاله الأندلسی الذی جمع تراث المناطق التی زارها؛ نتیجه لذلک، تمیز کتابه «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» بغناه بالتراث الشعبی المتنوع. یعتمد الکاتب فی إیصال هذا التراث إلى القارئ على أدوات لغویه متقنه، حیث یسخر إمکانیات اللغه لبلوره أفکاره فی صور مرئیه ملموسه؛ لأنّ اللغه تعدّ ثالثه الأثافی فی تکوین الروایه، فلا یمکن تحقیقها إلا من خلال اللغه. تتجلى براعه المؤلف فی استخدامها لمستویات متنوعه مثل السرد، والوصف، والحوار فی نصه الأدبی لیخلق نصًا غنیًا یمکن للقارئ أن یتفاعل معه بطرق متعدده. کل من هذه المستویات یضفی رونقًا خاصًا على الروایه فالسرد یمکّن المؤلف من نسج الأحداث بترتیب منطقی ومتسلسل، بینما الوصف یتیح للقارئ أن یغوص فی تفاصیل المشاهد ویشعر بما تشعر به الشخصیات أما الحوار فیمنح الروایه نبض الحیاه. اعتمدت الدراسه بالمنهج الوصفی-التحلیلی، مرکزه علی مستویات اللغه بهدف تحلیل التراث الشعبی المستخرج من الکتاب من خلال هذه المستویات وتوضیح وظائفها المختلفه وأظهرت النتائج کیفیه توظیف أبی حامد الغرناطی لهذه المستویات فی صیاغه أفکاره وملاحظاته بأسلوب جلی ومؤثر، عاکسًا صوره تراثیه للآخر. ویحتوی الکتاب على عناصر تراثیه غنیه، مثل الأماکن، والشخصیات والأحداث، والقصص الغریبه، مما یتطلب استخدام المستوى الوصفی لعرض المشاهد وتفاصیله، والمستوى السردی لمنح النص تسلسلًا زمنیًا متماسکًا وتحریکه، والمستوى الحواری لإضفاء الحیویه على الشخصیات وتوضیح ملامحها وأفکارها وآرائها وجعلها تصل إلى القارئ بواقعی.
بررسی موانع تحقق اجاره خانه های خالی بر اساس قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی سال 1356(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به بررسی موانع تحقق اجاره خانه های خالی بر اساس قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی مصوب سال 1356 می پردازد. در سال های پایانی رژیم پهلوی، بحران مسکن به یکی از معضلات اصلی اجتماعی و اقتصادی تبدیل شد که تأثیرات عمیقی بر زندگی مردم و ساختار جامعه گذاشت. افزایش اجاره نشینی و کمبود مسکن مناسب، فشار زیادی را بر مستأجران وارد کرد و نیاز به یک راهکار جامع و مؤثر را ضروری ساخت. در این راستا، قانون تکمیل و اجاره واحدهای مسکونی با هدف ساماندهی بازار اجاره و استفاده از ظرفیت خانه های خالی برای تأمین مسکن طراحی شد. هدف اصلی این قانون، ایجاد تعادل در بازار اجاره و تسهیل دسترسی مردم به مسکن مناسب بود. با این حال، اجرای این قانون با چالش ها و موانع متعددی مواجه شد که مانع از تحقق اهداف آن گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی دقیق خانه های خالی به دلیل عدم وجود سیستم های اطلاعاتی منسجم و دقیق، یکی از اصلی ترین چالش ها بود. علاوه بر این، مقاومت مالکان در برابر اجاره دهی واحدهای خالی و نگرانی های اجتماعی نسبت به تغییرات قانونی، از دیگر موانع مهم اجرای این قانون به شمار می روند. بسیاری از مالکان به دلیل ترس از کاهش درآمد یا مشکلات ناشی از اجاره دهی، تمایلی به مشارکت در این طرح نداشتند.
شبیه سازی اثرات متقابل اجرای برنامه های بازاریابی سبز و بازده دارایی ها با مدل سازی دینامیک سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۷)
173 - 202
حوزههای تخصصی:
هدف اولیه پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل دقیق نحوه تأثیرگذاری برنامه های بازاریابی سبز بر روی بازده دارایی ها است. در این مطالعه، با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از مدل سازی دینامیک سیستم، روابط غیرخطی میان متغیرهای کلیدی شامل میزان سرمایه گذاری سبز، محدودیت ها و تسهیلات دولتی، نگرانی های اجتماعی و رفتار مصرف کننده شناسایی و تحلیل شد. داده های لازم ازطریق نمونه گیری گلوله برفی و مصاحبه با ۱۱ نفر از خبرگان و تحلیلگران سیستم جمع آوری شد. برای شبیه سازی، سناریوهای مختلفی ازجمله تغییر در هزینه های بازاریابی سبز، فناوری های نوین و واکنش بازار بررسی شد. یافته ها نشان داد که افزایش سرمایه گذاری در بازاریابی سبز در بلندمدت موجب بهبود بازده دارایی ها و افزایش محبوبیت محصولات سبز می شود، هرچند در کوتاه مدت هزینه های عملیاتی را افزایش می دهد. یافته ها تأیید می کنند که با افزایش آگاهی عمومی درباره مسائل زیست محیطی، مصرف کنندگان به خرید محصولات سبز ترغیب می شوند و درعین حال با افزایش محبوبیت محصول، هزینه های ثابت به ازای هر واحد محصول به تدریج کاهش می یابد. شبیه سازی پژوهش حاضر به وضوح نشان می دهد که افزایش درآمد شرکت ها در بلندمدت به افزایش ظرفیت سبز جدید منجر می شود.
اخلاق سیاست گذاری اقتصادی در رویکرد اسلامی
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری اقتصادی در معرض سوالات اخلاقی بی شماری است. یکی از سوالات اخلاقی مهم در این زمینه چگونگی رعایت حقوق افراد تحت تاثیر سیاست اقتصادی و اولویت بندی مخارج عمومی است. در این مقاله به بررسی اصول اخلاقی حاکم بر سیاست گذاری اقتصادی در رویکرد اسلامی می پردازیم. بنا به یافته های تحقیق، کمال گرایی، اولویت بندی اهداف و سیاست های اقتصادی، هزینه فایده اجتماعی فراگیر و توجه به ضریب محرومیت و بهره مندی از جمله اصول اخلاقی سیاست گذاری اقتصادی در رویکرد اسلامی می باشند. در این چارچوب رویکرد «کمال گرایی وظیفه محور» به عنوان رویکرد اخلاق هنجاری در سیاست گذاری اقتصادی اسلامی مطرح می شود. در چارچوب این اندیشه، دستورالعمل هزینه فایده اجتماعی فراگیر به عنوان ابزاری برای رتبه بندی اقدامات سیاستی در رویکرد اسلامی قابل طرح است. بر این اساس، طرح های مختلف اقتصادی بر اساس منفعت خالص اجتماعی رتبه بندی می شود؛ علاوه بر اینکه توجه به اقتضائات عدالت توزیعی نیز با در نظر گرفتن ضریب محرومیت در رتبه بندی طرح ها استفاده می شود. از این رویکرد می توان برای تصمیم گیری در زمینه تامین مخارج دولت، سیاست کسری بودجه و چگونگی توزیع و بهره برداری از منابع عمومی استفاده کرد.
استراتژی باز موازنه گرایی در سیاستگذاری اقتصادی خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲۱
255 - 283
جمهوری اسلامی ایران به دلیل رویارویی با تحریم های اقتصادی آمریکا، استراتژی موازنه نرم را برای کاستن از فشار خارجی انتخاب کرده است. با این حال، از آنجا که این کشور از توانمندی های داخلی کافی برای موازنه نرم در برابر غرب برخوردار نیست، موازنه نرم بیرونی را با کمک چین پیش برده است. توسعه روابط اقتصادی تهران-پکن در پرتو تحریم، شتاب روزافزونی گرفته و به امضای توافقنامه 25 ساله منجر شده است. مسئله اصلی تحقیق حاضر آن است که ایران در حالی روابط اقتصادی خود را با چین توسعه می دهد که در انتخاب شرکای اقتصادی خود دچار محدودیت بوده و این مهم می تواند ضمن تشدید ناهم ترازی وابستگی متقابل اقتصادی با این کشور، پیامدهای منفی را در سطح راهبردی ایجاد کند. در این راستا، سؤال اصلی مقاله آن است که ایران با چه راهبردی می تواند مانع از توسعه آسیب زای روابط اقتصادی با چین شود. فرضیه مقاله حاضر آن است که تهران در کنار چین به عنوان موازنه گر اصلی در مقابل آمریکا، باید به سراغ موازنه گر ثانویه برود که توانایی نسبی موازنه اقتصادی چین را داشته باشد. یافته های تحقیق که مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی به دست آمده نشان می دهد رشد روزافزون وابستگی اقتصادی به چین، سایر کشورها را نیز به سمت سیاست موازنه سوق داده است. بااین حال، تهران بنا به دلایل سیاسی، از گزینه های شراکت اقتصادی پرشماری برخوردار نیست و لذا گزینه های محدودی را پیش روی خود دارد. ازاین رو دهلی نو به دلیل تحولاتی که در سال های گذشته داشته، می تواند نقش چین را در سیاستگذاری اقتصادی خارجی ایران بازموازنه کند.






