مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴٬۷۲۱ تا ۹۴٬۷۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
The Moroccan education system has undergone several reforms in recent years, thus concluded by the strategic vision, especially project 9 which has valued the continuing training of educational actors and framework law 51-17 in articles 34 and 35 which valued the continuous development of skills of teachers in Morocco, In this perspective the Ministry of National Education has reserved significant budgets to operationalize the continuing training of teachers on the one hand and it is committed to a Moroccan-American partnership within the framework of the Millennium project Challenge Account-Morocco. By committing to the establishment-challenge project, the ministry has set up a set of priorities, in particular the operationalization of the digital strategy for schools declared by decree 2.20.474, thus benefiting from the contribution of digital and while trying to overcome some constraints related to face-to-face training, a new regime that is continuous online training is implemented, it is the e-takwine platform. In addition, given the interest that evaluation represents for maintaining and improving the quality of a digital training device, we opted in this research, by evaluating the technopedagogical modality of e-takwine reserved at the start of the continuing training of novice teachers in Morocco and then developed for the training of all second cycle teachers from the start of the 2021-2022 school year. The sampling of our research is represented by 362 professors from the region of Fés –Meknes belonging to two different teaching cycles, and who followed their training for three months in six training modules in a more or less assiduous manner, Similarly, to conduct our survey, we administered two online questionnaires to participating teachers, in order to judge the functionality and ergonomics of the platform being researched. Finally, confirming to us that despite the satisfaction of the majority of participants with respect to the functional quality and the contribution of the device, some difficulties were noted at the levels: technical (compatibility, accessibility), functional or even with regard to technological knowledge.
Comparison between the Conventional Partial Least Squares (Pls) and the Robust Partial Least Squares (Rpls-Sem) Through Winsorization Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study compared the performance of the partial least squares-structural equation modelling (PLS-SEM) and the robust partial least squares -structural equation modelling (RPLS-SEM) methods through Winsorisation approach The inputs and the outputs used in this model were based on the electricity generation data, derived from the Al-Zawiya Steam Power Plant, Libya. Furthermore, the researchers compared the novel RPLS-SEM approach with the traditional PLS-SEM approach and noted that the novel RPLS-SEM method was more efficient compared to PLS-SEM.
تأثیر مدیریت دانش مشتری بر خلق ارزش سازمانی در تجارت الکترونیک B2C(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
254 - 275
حوزههای تخصصی:
هدف: توسعه روزافزون فناوری های اطلاعاتی در فضای تجارت الکترونیک، پتانسیل زیادی را در افزایش ارتباط با مشتریان و امکان تبادل دانش تعاملی بین مشتریان و سازمان ها برای خلق ارزش فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش مدیریت دانش مشتری بر خلق ارزش سازمانی در تجارت الکترونیک B2C است.
روش: نوع پژوهش مبتنی بر پارادایم کیفی کمّی است. در بخش کیفی، از روش تحلیل تم استفاده شد. جمع آوری داده ها از طریق مرور ادبیات و انجام 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران تجارت الکترونیک B2C، به شناسایی و دسته بندی مؤلفه های سازنده انجامید که همه کدگذاری شدند. در بخش کمّی با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار پی ال اس، فرضیه های پژوهش روی 392 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت های فعال در حوزه تجارت الکترونیک B2C آزمون شد.
یافته ها: با توجه به یافته های بخش کیفی، عوامل سازنده متغیرهای مدیریت دانش مشتری و خلق ارزش سازمانی شناسایی و دسته بندی شدند. در مرحله کمّی پژوهش، تأثیر ابعاد مدیریت دانش مشتری بر خلق ارزش سازمانی تأیید شد.
نتیجه گیری: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ابعاد متغیر مدیریت دانش مشتری (دانش از مشتری، دانش برای مشتری و دانش درباره مشتری) بر خلق ارزش سازمانی در تجارت الکترونیک (نوآور بودن، کارایی، حفظ مشتری و خدمات تکمیلی) تأثیرگذار است که بیشترین تأثیر، مربوط به رابطه دانش از مشتری بر نوآور بودن، خدمات تکمیلی و کارایی و کمترین تأثیر مربوط به رابطه دانش از مشتری بر حفظ مشتری و همچنین، دانش درباره مشتری بر خدمات تکمیلی است.
چالش های اخلاقی پدیدار شده در ژورنالیسم واقعیت مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم تابستان ۱۴۰۱شماره ۳۰
105 - 67
حوزههای تخصصی:
دنیای امروز شاهد انقلابی در عرصه روایتگری است. تولید کنندگان محتوا در سراسر جهان به طور فزاینده ای از فناوری های نوپدید همانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی برای روایت داستان های خود استفاده می کنند. ژورنالیسم واقعیت مجازی به عنوان یک مفهوم جدید قابلیت تعامل مخاطب با خبر، تجربه رویداد به عنوان اول شخص و افزایش همدلی را به همراه دارد. با این حال ژورنالیسم واقعیت مجازی با چالش های فراوانی روبرو است، برخی آن را هدف نهایی ژورنالیسم می دانند که مرزهای زمان و مکان را از بین برده و افراد می توانند به صورت عینی رویداد را تجربه کنند ومنتقدین آنرا مغایر با اصول ژورنالیستی قلمداد کرده و اعتقاد دارند ژورنالیسم به عدالت بیشتر نیاز دارد تا افزایش همدلی. این مقاله با بهره گیری از روش کیفی مصاحبه عمیق با کارشناسان ژورنالیسم واقعیت مجازی و با استفاده از تکنیک مقایسه دائمی مهمترین چالش های اخلاقی ژورنالیسم واقعیت مجازی را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش نشانگر آن است که چالش های اخلاقی باید از دو منظر تولیدکنندگان و مخاطبان مورد بررسی قرار گیرد. تولید کنندگان ژورنالیسم واقعیت مجازی باید پاسخی روشن به تغییرات بنیادین در رویه بنگاه های خبری و اصول روایتگری داده و به دنبال حفظ استقلال خود باشند و از طرفی قوانینی را جهت تامین شفافیت، صداقت، ساخت محتوایی هوشمندانه، مراقبت از کودکان، جمع آوری مسئولانه داده ها و هدف ژورنالیسم، به کارگیرند. همچنین در بخش مخاطبان باید چالش های برداشت شخصی از رویداد، از میان رفتن واقع-گرایی، از دست دادن جریان اصلی رویداد، چگونگی تاثیر محتوا بر مخاطب و جعل عمیق مورد نظر قرار گیرند.
سیاست گذاری رسانه های نوین در ایران :(مطالعه موردی: سازمان صدا و سیما و مرکز ملی فضای مجازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه هرگونه سیاست گذاری رسانه ای مستلزم لحاظ کردن دیگر زمینه های ارتباطات از جمله فناوری های نوین ارتباطی است. این مقاله به موضوع سیاست گذاری رسانه های نوین در ایران می پردازد. هدف تحقیق، شناسایی نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدهای سیاست گذاری رسانه های نوین در ایران با محوریت سازمان صدا و سیما و مرکز ملی فضای مجازی است. در این تحقیق با استفاده از روش ماتریس تحلیلی سوات، سیاست گذاری های سازمان صدا و سیما و مرکز ملی فضای مجازی در مواجهه با رسانه های نوین (از طریق مصاحبه هدفمند با 26 نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه رسانه و سیاست گذاری) بررسی شده است. نتایج نشان می دهد نقاط ضعف سازمان صدا و سیما در سیاست گذاری رسانه های نوین، بیشتر از نقاط قوت آن بوده و تهدید های پیش روی این سازمان نیز بر فرصت های آن غلبه دارد، از این رو، لازم است سازمان صدا و سیما با در دستور کار قراردادن سیاست های علمی، پرهیز از موازی کاری، مقاومت در برابر فشارهای غیررسمی و به کارگیری سیاست های مخاطب پسندانه درراستای کاهش آسیب پذیری اقدام کند. در مقابل، نقاط قوت مرکز ملی فضای مجازی در سیاست گذاری این رسانه ها بیشتر از نقاط ضعف آن بوده و فرصت های پیش روی این مرکز نیز بر تهدید های آن غلبه دارد؛ در نتیجه، این مرکز نیز باید با نظارت هر چه بیشتر بر فضای مجازی کشور از طریق تقویت زیرساخت ها و ایجاد شبکه ملی اطلاعات، سیاست گذاری درخصوص تولید محتوا با مضامین سبک زندگی ایرانی- اسلامی، استفاده از توان شرکت های دانش بنیان و بخش خصوصی در این حوزه و سیاست گذاری درراستای ارتقای سواد رسانه ای مردم از طریق این فناوری ها، از فرصت های بیرونی درراستای تقویت نقاط قوت خود بهره ببرد. این نتایج، عناصر سیاسی و ایدئولوژیک و پیچیدگی فرایند های آن را در سیاست گذاری رسانه ای نشان می دهند.
مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و آموزش مبتنی بر رویکرد بر ساخت گرایی بر جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(شهریور) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۴
۱۱۹۲-۱۱۷۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: در دنیایی که پدیده شغل زدایی به سرعت در حال گسترش است، تمایل به سرمایه گذاری های مداوم در مسیر شغلی متنوع که منجر به صرفه جویی در سرمایه های انسانی، اجتماعی و روانشناختی افراد خواهد داشت امری ضروری است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و مشاوره مبتنی بر رویکرد برساخت گرایی بر جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی یک شرکت صنعتی بود. روش: روش پژوهش کنونی آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان پیمانی نیروگاه حرارتی شهرستان شازند بودکه 36 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش، طی هشت جلسه بصورت هفتگی، تحت آموزش مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) و نیز آموزش مبتنی بر رویکرد برساخت گرایی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش مسیر شغلی متنوع (PCAS) گردآوری و از طریق تحلیل واریانس و آزمون مقایسه زوجی بن فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هم آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و هم آموزش مبتنی بر رویکرد برساختگرایی در شکل گیری جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی در خرده مقیاس های خودجهت دهی مدیریت مسیر شغلی (42/61 =F و 0/001 ) و برانگیختگی ارزشی (39/78 =F و 0/001 <P) اثر معنادار دارد. همچنین، تفاوت معناداری بین دو نوع مداخله وجود ندارد. نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که هر دو نوع آموزش بسته به شرایط می تواند توسط سازمان ها و صنایع جهت افزایش جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان مورد استفاده قرار گیرد.
نقش میانجی مطلوبیت اجتماعی در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و نگرش های ناکارآمد با رفتارهای پرخاشگرانه نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرخاشگری ازجمله رفتار های شایع و تاثیرگذار بر جنبه های فردی و اجتماعی فرد از جمله شخصیت، مطلوبیت و کارایی اجتماعی و نگرش نوجوانان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین نقش میانجی مطلوبیت اجتماعی در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و نگرش های ناکارآمد با رفتارهای پرخاشگرانه نوجوانان انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان شهر اردبیل 1399-1400 تشکیل دادند که 200 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به صورت اینترنتی و از طریق شبکه های مجازی(واتساپ، تلگرام، شاد)، به عنوان نمونه انتخاب شدند و در این مطالعه شرکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های مقیاس نگرش ناکارآمد کودکان و نوجوان (2006) DAS-C، پرسشنامه شخصیت نئو فرم کوتاه (1985) NEO-FFI، پرسشنامه مطلوبیت اجتماعی (1960) DAS-CA و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) BPAQ بودند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss 24 و lisrel8.8 و روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل تحقیق ازنظر شاخص های معنی داری و برازش مورد تائید است و متغیرهای نگرش ناکارآمد و ویژگی های شخصیت علاوه بر اثر مستقیم، به طور غیر مستقیم از طریق مطلوبیت اجتماعی بر پرخاشگری (001/0>P) تاثیر می گذارند. باتوجه به یافته پژوهش می توان از آن در برنامه های آموزشی و مداخلات روان شناختی وبهبود عملکرد آنها استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی مسئله محور جنسی مبتنی بر رویکرد اسلامی و زوج درمانی تلفیقی فراشناختی- فراهیجانی بر مسائل جنسی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایتی که زوجین در روابط جنسی تجربه می کنند یکی از جوانب بسیار مهم و حیاتی زندگی زناشویی است. از آن جا که رفتار جنسی تا حدود زیادی اکتسابی و مبتنی بر یادگیری است، نیاز به آموزش و تربیت ویژه دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانی مسئله محورجنسی مبتنی بر رویکرد اسلامی و زوج درمانی تلفیقی فراشناختی- فراهیجانی برمسائل جنسی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر سنندج انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است و از لحاظ هدف، جزء تحقیقات کاربردی است. با توجه به ماهیت جامعه موردپژوهش، برای انتخاب نمونه این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و پرسشنامه چند وجهی مسائل جنسی MSQ (1993) روی آنها اجرا گردید. برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت بین میانگین نمرات مسائل جنسی درپیش آزمون با پس آزمون معنادار است. تفاوت بین میانگین های زوج درمانی مسئله محور جنسی مبتنی بر رویکرد مسئله محور جنسی با زوج درمانی تلفیقی فراشناختی– فراهیجانی در سطح (05/0>P) و بین زوج درمانی تلفیقی فراشناختی- فراهیجانی و کنترل در سطح (01/0>P) معنادار است، اما تفاوت بین میانگین های گروه زوج درمانی مسئله محور جنسی مبتنی بر رویکرد مسئله محور جنسی و کنترل معنادار نشده است (05/0<P). به طور کلی تفاوتی در بین گروه ها وجود دارد اما از نظر آماری این تفاوت معنادار نیست. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که از جمله رویکردهای درمانی مؤثر برای کمک به زوج هایی که دچار ناسازگاری در روابط و تنظیم هیجانات هستند، دو رویکرد زوج درمانی مسئله محور مبتنی بر رویکرد اسلامی و زوج درمانی تلفیقی فراهیجانی فراشناختی است که می توان از این رویکردها به عنوان یک الگوی درمانی و نیز یک الگوی آموزشی به منظور پیشگیری از تعمیق تعارضات و نیز بهبود روابط زوجها در قالب درمانهای زوجی و یا کارگاههای آموزشی بهره گرفت.
نسخه شناسی حماسه ناشناخته جمشیدنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴۵
97 - 124
حوزههای تخصصی:
جمشیدنامه، یکی از حماسه های منثور بی سابقه ادب فارسی است که گزارش بدیع آن منحصر بر احوال جمشید پیشدادی بوده و از این منظر، می توان آن را در شمار روایت های مستقلّی نظیر: گرشاسپ نامه و کوش نامه قرار داد که با فراز و فرودهای زندگی یکی از شخصیّت های اساطیری ایران مرتبط است. راوی جمشیدنامه کوشیده تا بر برهه ای تاریک و مبهم از زندگانی جمشید متمرکز شود که تمامی منابع ادبی و تاریخی در رابطه با گزارش آن معطّل مانده اند. آن چه از جمشید در شاهنامه و دیگر آبشخورها ذکر شده، بیشتر بر عصر پادشاهی، زوال و قتل جم به فرمان ضحّاک محدود شده است، امّا جمشیدنامه برخلاف دیگر منابع، به طور مشخّص، تنها به وقایع پیش از رویارویی جمشید با ضحّاک نظر داشته و توصیف راوی از زندگی شگفت جمشید، دوره زمانی کودکی تا پادشاهی او بر هفت اقلیم را در بر می گیرد. پژوهش حاضر، برای نخستین بار به روش استقرایی بر آن شده تا ضمن معرّفی حماسه جمشیدنامه، مشخّصات دست نویس های فارسی، ترکی، اردو و دیگر نسخ هم نام ناشناخته آن را بررسی کند.
اجتهاد بر پایه مفهوم مصلحت عمومی در اندیشه سیاسی نائینی به مثابه فقه سیاسی عملگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
مصلحت عمومی در فقه سیاسی شیعه مفهومی متاخر شناخته می شود و در گفتمان فقهی در حوزه حکمرانی کمتر به این مقوله در ساحت عمومی و امر سیاسی پرداخته شده است اما این مفهوم در منظومه اندیشه سیاسی نائینی با تبیینی مبتنی بر عقل و نقل یکی ار مولفه های عمده در تشکیل حکومت مشروطه در عصر غیبت است.این رویکرد مهم در آستانه نهضت مشروطیت توسط این فقیه عالی قدر و مرجع دینی شیعه در دوران معاصر مطرح و بسط یافته و زمینه ساز استقرار حکومت مشروطه در عصر غیبت را فراهم آورد و از امهات اندیشه سیاسی جدید محسوب می شود، که علامه نائینی با رویکردی درون دینی و مستدل در رساله تنبیه الامه وتنزیه المله تقریر نموده است.این پژوهش تلاش دارد با استفاده از رویکرد تفسیری اسکینر ضمن در «زمینه» قرار دادن ایده علامه نائینی، با تمرکز بر واژگان هنجارین «مصلحت عمومی» در آن «زمانه»، نشان دهد که نائینی در چه زمینه گفتاری اندیشیده است و ایده او دقیقا با اجتهادی عمل گرایانه در فقه سیاسی شیعه برای مبارزه با استبداد و طرد آن و تامین مصلحت عمومی جامعه اسلامی و تمام شهروندان تکوین یافته است. پرسش اصلی پژوهش بر محور موضوع موصوف در این نوشتار به این شکل سامان یافته که اجتهاد علامه نائینی بر پایه مفهوم مصلحت عمومی در اندیشه سیاسی وی معطوف به چیست؟ فرضیهپژوهش بیان می کند اندیشه سیاسی نائینی در دفاع از مشروطیت مبتنی بر اجتهاد پویا در فقه سیاسی شیعه از مصادیق مهم عملگرایی سیاسی است که بر رعایت مصالح عمومی منطبق با ادله عقلی و نقلی در عصر غیبت استوار شده است.
طرح مفهوم آزادی منفی و نقد آن بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
نوشتار حاضر در پی آن است تا با تکیه بر روش تفسیر متن محور و بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی به ارزیابی انتقادی مفهوم منفی آزادی بپردازد. در این راستا ابتدا سعی می شود تببینی جامع از این مفهوم ارائه شده و سپس با تکیه بر آیات قرآن کریم به نقد مبنایی آن پرداخته شود. فردگرایی به عنوان اصل اساسی آزادی منفی، ارائه دهنده روایتی استقلالی از انسان است که مبتنی بر آن خواست فردی تبدیل به محور تعیین کننده آزادی های بشر می شود. حال آنکه چنین درکی از انسان در تعارض با حقیقت وی به عنوان خلیفه خداوند متعال قرار دارد. در نگاه قرآنی انسان از آن جهت که خلیفه خداوند متعال است از آزادی و گستره حاکمیتی وسیع بهره مند می شود؛ اما این بهره مندی به نحو استقلال، اولی و فی نفسه نیست، بلکه به نحو ثانوی و تبعی است. تکیه بر خواست فردی(طبع استخدامگر بشر) امری است که حیات اجتماعی انسان را استبدادی می کند. تنها در صورتی انسان از استبداد رهایی یافته و از آزادی های خویش و زیست انسانی متعاون بهره مند می شود که عنصر «حق» در حیات اجتماعی حاکمیت یافته، در منازعات محور داوری قرار گرفته و تعیین کننده چارچوب آزادی های فردی و اجتماعی باشد.
زن در عرصه سیاست ایران، مطالعه موردی دوره قاجار ؛ نظریه آدلر و روان شناسی سیاسی مهدعلیای سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
روانشناسی سیاسی روشی برای بررسی شخصیت افراد و پی بردن به دلایل کنش ها و واکنش های رفتاری افراد در برابر مسائل و امور مختلف می باشد. در پژوهش پیش رو مهدعلیا همسر محمدشاه، دومین شاه قاجار و مادر ناصرالدین شاه سومین شاه قاجار، با توجه به روش روانشناسی سیاسی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. بنابر داده های به دست آمده، مهدعلیا با سه ویژگی مجزا و مشخص قابل بررسی است. یک زنی مدبر، مقتدر، سیّاس و محیّل. دوم زنی که به عنوان مادر نقش هایی دارد و به ایفای آنها می پردازد. سوم زنی که به امورات عام المنفعه و خیریه می پردازد. وی توانست با مدیریت و کاردانی که داشت، بعد از فوت محمدشاه چهل روز بر مسند حکومت قرار بگیرد و شرایط را برای آمدن شاه جدید از تبریز به تهران فراهم کند. او با نفوذ در ناصرالدین شاه به دخالت در امور سیاسی و حکومتی پرداخته و نقش مهمی را در برخی وقایع ایفا کرد. مهدعلیا همچون هر مادر دیگری به فرزندنش عشق می ورزید از نامه های باقی مانده از آن موقع می توان به این مهم پی برد. در امور خیریه هم فعالیت داشت او همچون یک زن مسلمان از خود آثاری به یادگار گذاشت. علی رغم موارد اشاره شده بیشترین تأثیری که در اذهان بر جای گذاشت زنی منفور است چون عامل یا یکی از عاملین اصلی در قتل امیرکبیر محسوب می شود. نگارندگان در این پژوهش در صدد هستند تا چهره ای متفاوت اما واقعی از این زن که جزء واپسین زنان مقتدر ایرانی در حوزه سیاست می باشد را معرفی کند. با توجه به پژوهش انجام شده به نظر می رسد، شرایط زندگی مهدعلیا در کنار همسرش محمدشاه و مشکلاتی که در زندگی با او داشت، در نحوه برخوردش در برابر ناصرالدین شاه و دخالت در امور حکومتی در عصر ناصری اثر داشت.
بررسی مقایسه ای ساختارشناسی روانی انسان در مکتب روان تحلیل گری یونگ و علامه جوادی آملی، با رویکرد تفسیری تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
ساختارشناسی وجود و روان انسان، از مباحث مهم و اساسی است که از دیرباز به عنوان مقدمه تعلیم و تربیت نیز مورد توجه بوده است؛ یونگ و علامه جوادی آملی، به عنوان دو اندیشمند و انسان شناس معاصر، علی رغم تفاوت و اختلاف در مبانی، منابع، روش و رویکرد، بر ضرورت و اهمیت آن تأکید و نسبت به نقص یا اشتباه در آن هشدار داده اند. مقاله پیش رو، دیدگاه وحیانی علامه جوادی و دیدگاه روان تحلیل گری یونگ را درباره ساختار روانی انسان مورد تحلیل و مقایسه تطبیقی قرار داده و جستارهایی را برای تعلیم و تربیت انسان، پیش رو نهاده است. براساس یافته های این پژوهش، از نظر یونگ، ساختار روانی انسان، شامل 1-خودآگاه 2-ناخودآگاه فردی و 3-ناخودآگاه جمعی و از دیدگاه علامه جوادی آملی، شامل 1-جنبه مادی و غریزی 2-جنبه مثالی 3-جنبه عقلی و 4-جنبه الهی و روح مجرد است. یونگ ساختار روان خودآگاه را متشکل از من و نقاب ها و بخش ناخودآگاه فردی را سرشار از سایه و ناخودآگاه جمعی را از آرکی تایپ ها و جنبه مردانه آنیما و جنبه زنانه آنیموس، می داند. اما علامه جوادی آملی جنبه های ناخودآگاه آدمی را، سرشار از تعالیم پیشینی فطرت الهی دانسته و روح انسانی را، به کلی از جنبه های مردانه و زنانه برکنار و آن را مربوط به جسم آدمی دانسته اند. از نظر یونگ، فردیت یافتنِ جامع و کامل با زندگی بر اساس همه ابعاد وجودی خود، میسر می گردد، ولی بر اساس دیدگاه علامه جوادی، غایت تعلیم و تربیت، خداگونگی انسان و زندگی متألهانه است که از خدا، به سوی خدا، در معیتِ خدا و سرانجام به لقای الهی می انجامد.
اثرسنجی نظام موازنه دور آمریکا در روابط راهبردی عربستان سعودی و اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منطقه غرب آسیا یکی از مهم ترین مناطق بین المللی است که در دهه های اخیر با تحولات عمیق و گسترده ای روبه رو شده است. پویایی های سریع منطقه ای و فرامنطقه ای، روابط بین دولت ها را متحول ساخته و صف بندی های جدیدی را در غرب آسیا به وجود آورده است. یکی از این تحولات بنیادی را در دگرگونی روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل می بینیم. در این مقاله به روش تحلیل پسارویدادی در پی تبیین جایگاه نظام مفهومی موازنه دور آمریکا بر روابط رو به رشد عربستان و اسرائیل و ارزیابی پیامدهای توسعه این روابط بر منطقه غرب آسیا هستیم و می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاست گذاری ایالات متحده در غرب آسیا چگونه روابط عربستان سعودی و اسرائیل را متأثر کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می شود که آمریکا می کوشد با احیای رهنامه دوستونی پیشین خود در قالب نظام موازنه دور در غرب آسیا، امنیت این منطقه را در چارچوب راهبرد ثبات هژمونیک ایالات متحده تداوم بخشد. یافته های مقاله مبتنی بر روند پژوهی تحولات، همچنین نشان می دهد گسترش روابط اسرائیل و عربستان سعودی می تواند منجر به تغییر ژئوپلیتیک انتقال انرژی در غرب آسیا شود و ژئوپلیتیک این منطقه را با تحولاتی احتمالی روبه رو سازد که این تغییرات در راستای منافع کلان ایالات متحده برای کنترل منابع انرژی جهان خواهد بود.
بررسی تاثیر پیش فرض، در هرمنوتیک گادامر و ارزیابی آن بر اساس مؤلفه، هشیاری، در روان شناختی
گادامر، مدعی است فهم متن، مشروط به گفتگوی مخاطب/مفسر با متن و اتحاد افق های معنایی متن و ذهن پرسشگر و متوقع مخاطب/مفسر است. اما به علت تغییر مستمر افق ذهنی مخاطب/مفسر دراثر تاریخ مندی و نیز در محاصره پیش فرض ها بودن او، فهم صحیح و قطعی ناممکن و بدفهمی امری عادی است و اساسا هیچ آگاهی قطعی و همیشه صادقی وجود ندارد. مبنای این ادعای گادامر، کنترل ناپذیری پیش فرض ها یا همان فرایندهای ذهنی مخاطب/مفسراست. این درحالی است که روان شناسی شناختی، که بیشترین مساحت مشترک را با معرفت شناسی و هرمنوتیک دارد، در توجه به فرایند شناخت واقعیت ها، ازجمله متن، در عین قبول وجود چالش هایی بر سر راه ادراک/فهم/شناخت، عوامل و راه های کنترل آنها را معرفی و امکان «گزینشی بودن توجه» در قلمرو هشیاری را مطرح می کند. این درحالی است که روان شناسی شناختی، که بیشترین مساحت مشترک را با معرفت شناسی و هرمنوتیک دارد، در توجه به فرایند شناخت واقعیت ها، ازجمله متن، در عین قبول وجود چالش هایی بر سر راه ادراک/فهم/شناخت، عوامل و راه های کنترل آنها را معرفی و امکان «گزینشی بودن توجه» در قلمرو هشیاری را مطرح می کند.
رهیافت تاریخی به شناسایی عوامل بحران و نظم ناپذیری سیاسی در افغانستان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
رویکرد تاریخی به شناسایی عوامل بحران و نظم ناپذیری سیاسی در افغانستان بخشی از مباحثات حل ناشده مناسبات فکری سنت و تجدد در این کشور است. شناسایی موانع نظم ناپذیری سیاسی با رویکرد تاریخی، نظم سیاسی را با توجه بر خاستگاه معرفتی تجدد در نظر می گیرد. سنت و هویت فرهنگی در افغانستان با بازتولید مولفه های نظم ناپذیری، مانع درک اداره جامعه به شیوه علمی-مشارکتی و مانع گذار به نظم جدید شده است. مهم ترین سؤال درباره چرایی نظم ناپذیری سیاسی در افغانستان این است که کدام عوامل فرهنگی و زیستی این کشور را وارد چرخه بی نظمی تاریخی ساخته است؟ افغانستان دارای انباشتی از منازعات گوناگون هویتی فرهنگی و محیطی است؛ از جمله منازعات درون قبیله ای و رقابت های حاد قومی، و جدال های متعصبانه فرقه ای است، که این فراز و فرودها را باید بازی ای به حساب آورد که با هر رفت و برگشت، این کشور دچار تخریب و فروپاشی شده است. سیاست دولت های عمدتاً پشتون افغانستان به منظور ساخت دولت و ملت برپایه قوم پشتون بدون درنظر گرفتن اقوام دیگر وسیاست تغییر زبان از جمله مهم ترین عوامل بی ثباتی و نظم ناپذیری سیاسی محسوب می شود. از دیگر متغیرهای دخیل در نظم ناپذیری سیاسی، صورت بندی ژئوپلیتیکی و ادعای ارضی افغانستان نسبت به همسایگان است. متغیرهایی که در این تحقیق به عنوان موانع نظم پذیری سیاسی شناسایی شده، یافته های این تحقیق محسوب می شوند. مهم ترین فرایند متغیرهای یادشده توضیح شکست افغانستان در ساخت دولت ملت است.
معناشناسی «تابعیت علم از معلوم» و بررسی کارآمدی آن در شبهه «علم پیشین الهی و اختیار انسان»(مقاله علمی وزارت علوم)
طرفداران نظریه اختیار انسان به شبهه معروف «ناسازگاری علم ازلی الهی با اختیار» پاسخ های نقضی و حلی داده اند. یکی از پاسخ های حلی، پاسخ مبتنی بر قاعده «تابعیت علم از معلوم» است. مفاد قاعده مذکور این است که علم تابع معلوم است و نمی تواند تأثیری در وجوب یا امتناع فعل داشته باشد. سریان این قاعده به علم خداوند، مورد انکار عده ای قرار گرفته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، بعد از گزارش و تبیین پاسخ یادشده، دیدگاه های مختلف در تمامیت یا عدم تمامیت این راه حل را بررسی کرده و نشان داده است که منشأ مخالفت با راه حل مذکور، انکار ورود قاعده تابعیت علم از معلوم در «علم فعلی» است، که علم پیشین الهی هم از همین سنخ است؛ اما از دو راه می توان از این پاسخ دفاع کرد: متعلق علم پیشین را معلوم خارجی ندانیم یا اینکه عمومیت قاعده تابعیت و عدم تأثیرگذاری علم بر معلوم را مسلم بدانیم و به علم پیشین الهی هم تسرّی دهیم.
واکاوی ریشه ها و اندیشه ها در سه روایت تاریخی از «سلمان و دشت ارژنه»(مقاله علمی وزارت علوم)
شخصیت حضرت علی (ع) در فرهنگ و ادبیات عامه ایران زمین گاه با تاریخ، گاه با اسطوره، گاه با روایتهای دینی و گاه با تخیل پیوند خورده است. یکی از قصه های عامیانهای که تبلوری از مصادیق فوق است قصۀ سلمان و دشت ارژنه است که توسط مناقب خوانان چندی نظیر سید علی (قرن هشتم)، افجنگی (قرن نهم و دهم) و آتشی شیرازی (قرن دهم) به نظم کشیده شده است. مسئلۀ اصلی این مقاله تحلیل قصۀ سلمان و دشت ارژنه در این سه روایت است. برای تبیین این مهم، این روایت ها را در سه بخش بررسی کردهایم: ۱.معرفی نوع ادبی روایات سلمان و دشت ارژنه؛ ۲ .تحلیل ساختاری و محتوای روایات؛ ۳.درنگی بر پشتوانۀ روایی، تاریخی و اسطورهای این روایات. نتیجۀ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام شد نشان می دهد که داستان سلمان و دشت ارژنه در هر سه روایت در قالب گونۀ ادبی ولایت نامه سروده شده است که به دلیل ساختار داستانی روایی بستری مناسب برای سرودن قصه های عامیانه است. کلیت این داستان، پشتوانۀ روایی ندارد، اما پارهای از آن که به بیان کرامات و معجزات حضرت علی (ع) اختصاص دارد در کتب روایی مذهبی تأیید می شوند. همچنین بخش هایی از داستان با اسطوره ها و باورهای عامیانه پیوند خورده است. این پژوهش نشان داد بخشهایی که به این داستان در گذر زمان اضافه شده است بر وجهۀ عامیانه و اسطورهای آن افزوده است.
اصالت وجود به عنوان معیار خیر اخلاقی در فلسفه صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
در فلسفه صدرا وجود به عنوان خیر معرفی شده است و تشکیک وجود همزمان مراتب خیر را نیز نشان می دهد. ملاصدرا در اخلاق نیز به حسن و قبح ذاتی و عقلی باور دارد. در این مقاله از ارتباط این دو بخش از اندیشه صدرا بحث خواهیم کرد و نشان خواهیم داد اصالت وجود می تواند مبنایی عقلی برای دفاع از حسن و قبح ذاتی افعال اخلاقی باشد. ادعای اصلی این است که اصالت وجود و تشکیک در وجود ابعادی هنجاری نیز دارند. در مقایسه دیدگاه صدرا با دیدگاه دو فیلسوف معاصر او مشخص خواهد شد صدرا به دلیل آنکه با تکیه بر عقل از خیر اخلاقی دفاع می کند احکام اخلاقی را تابع اراده انسان نمی داند و دیدگاه او در برابر اراده گرایی دکارتی قرار دارد. همچنین اخلاق واقع گرایانه او با فایده گرایی تجربی نیز تفاوت دارد و به دلیل پیوند دادن وجود با خیر در برابر بی معنایی و پوچ گرایی است.
ریشه های پیدایش مکتب اخباری گری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۳۱
175 - 194
مبتکرانِ تقسیم بندی چهارگانه ی احادیث تمهیداتی اندیشیدند تا اخباری را که سند صحیح ندارد، در زمره ی روایات معتبر بگنجانند؛ اینان برخی روایات را در شمار صحاح گنجاندند که بر طبق اصطلاح جدید صحیح محسوب نمی شود. در این زمینه، مهمترین ابزار، نظریه ی انجبار؛ یعنی جبران ضعف سند در صورت عمل مشهور به آن بود. عالمان متأخرِ مکتب حله، یعنی محقق اردبیلی و شاگردانش، با پشت کردن به نظریه ی انجبار و از سوی دیگر با منحصریافتن خبر حجت در خبر صحیح، بخش بزرگی از روایات را کنار گذاشتند و با اعراض از عمل مشهور، عملاً آخرین ابزار تقویت روایت را حذف کردند. این گونه بود که اخباریان به داعی بیم ازدست رفتن سنت و لزوم احیای سیره ی متقدمان، بر ضد مکتب اجتهاد قیام کردند. در این میان، برخی عوامل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز در شکل گیری و رشد اخباری گری مؤثر بود، ازجمله تأثیرپذیری استرآبادی از جو فکری حاکم بر مکه و مدینه، حمایت صفویان از اخباری گری به منظور افزایش تقابل شیعی سنی و کاهش قدرت مجتهدان، عوام پسندبودن تفکر اخباری گری و دیگر اینکه علوم مقدماتی اجتهاد، مثل فقه و اصول فقه و درایه الحدیث، اصالت سنی دارد.









